رهایی

شنبه 29 دی 1397 06:55 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک،شیره،حشیش،گل،
مدت تخریب بیش از ۱۵ سال
مدت ۱۱ ماه که به کنگره میام به کمک راهنمایی 
راهنمای بسیار عزیز و دوست داشتنی مسافر سعید 
مصرف در شروعTDS یک سی سی 
در حال حاضر ۳۶ ساعته که به دستان پرتوان مهندس حسین دژاکام آزاد ورها هستم
ورزش شنا و والیبال و پیادروی صبحگاهی

                                            به نام قدرت مطلق الله
در زمانی که مصرف کننده مواد مخدر بود همیشه مطمئن بودم که تا روزی که زنده هستم باید یک مصرف کننده باشم وباقی بمانم.چون با خودم میگفتم من که چیزی مصرف نمیکنم اما نمیدانستم که ذره ذره با دستان خودم،خودم رو به نابودی میکشاندم تا توسط یکی از دوستانم با کنگره ۶۰ آشنا شدم،در درجه اول قبول نمیکردم چون میگفتم اگه قراره شربت تریاک بخورم خوب تریاک میکشم چه کاریه،اما به مرور زمان بهم ثابت شد که اینجوری نیست،چون شخصی که به من پیام کنگره را داده بود را بعد از مدتی دیدمش و وقتی که دیدم چقدر تغییر کرده از نظر چهره و رفتار بهش گفتم چقدر رنگت باز شده گفت بهت که گفتم میرم کنگره ۶۰ الان هم رها شدم،گفتم خیلی خوب شدی گفت تا نیای کنگره نمیفهمی من چقدر حالم خوبه.بعد با خودم گفتم حتما درست میگه،در بین صحبت کردن بهش سیگار تارف کردم گفت سیگارم الان ۶ماه نمیکشم،با تعجب گفتم واقعا راست میگی گفت بله واقعا نمیکشم،گفتم یعنی وسوسه هم نداری،گفت ندارم اصلا.من اون موقع خیلی سیگار میکشیدم وبه دوستم گفتم من میام کنگره اما فقط واسه سیگار میام،گفت باشه بیا سیگار هم درمان میشه در کنگره.
و این جرقه ای بود که با کنگره آشنا شدم در واقع من اوایل سفرم برای سیگار اومدم کنگره اما بعدش که فهمیدم که تمام حرفهایی که دوستم در مورد کنگره ۶۰ زده بود درست بوده مشتاقانه به استقبال درمان اعتیادم پرداختم و خدارو شکر میکنم که توانستم به کمک کنگره۶۰وکمک راهنمای عزیزم و تمام کسانی که به من کمک کردند و مهندس دژاکام و خانواده محترمش که این بستر را برای ما فراهم کرده،اعتیاد به سیگار و مواد مخدر را درمان کنم وبه این حال خوب برسم.
      خداوندا   برای این عمل عظیم شکر شکر شکر
دوستان رهایی لذتی دارد که با هیچ حسی و زبانی قابل بیان نیست تا خودتان تجربه کنید،انشالله که بتوانید باسفری خوب این حس بسیار زیبا را لمس کنید.
امیدوارم که بتوانم تا آخر عمرم خدمت گذار خوبی برای کنگره ۶۰ و تمامی انسان هایی که به هرنحوی درگیر اعتیاد و دخانیات هستند و زندگی آشفته ایی دارند را کمک کنم و همه جوره در خدمتشون باشم تا همه به این حس خوب برسند. انشالله



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 دی 1397 07:39 ب.ظ

تبریک به مناسبت رهایی مسافر حسین

شنبه 29 دی 1397 01:20 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
 


               
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است من که می گویم کلام خود نیست بلکه فردیست در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست مگر معنای آن ، بداند که آن چیست ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند بشکافید آنچه شکافتنی نیست در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا نمائید.

 همه مطالب، در درون و برون ماست که مانند قله های بلند آتشفشان هستند،اما آرام و بی صدا.اگر به آنها توان حرکت بدهیم حتما می دانید چه می شود،خاصه در جهت نیروی الهی بکار رود.می دانید که تصاویر،تولید و یا ظهور می کنند و از درک به دورند،اما چشمه ای هستند که به بحری مانندند.ما در همه موارد،آرزومندیم که هر دو جهت راه را ، مدنظر داشته باشید و به آنچه لازم است برسیذ و در انجام آن،خود،بهترین را انتخاب نمائید.

مسافر حسن عزیز ، رهائیتان از بند مواد را به خودتون و به خانواده و به کمک راهنمای محترم آقای سعید چنگانیان و در راس به آقای مهندس دژاکام و به تمامی مسافران لژیون یازدهم تبریک می گویم ،امید است که با ورود به سفر دوم یکی از خدمت گذاران کنگره 60 باشید.
معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا  کفرش همه ایمان شد ، تا باد چنین بادا



از طرف مسافران لژیون یازدهم








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 دی 1397 01:46 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت ( درمان سیگار) با دستور جلسه ،کمک کنگره به من و کمک من به کنگره سه شنبه تاریخ 97/10/18

پنجشنبه 20 دی 1397 02:56 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

خلاصه عملکرد لژیون ویلیام وایت(درمان سیگار)

موضوع:گمک کنگره به من و کمک من به کنگره


کنگره به ما خدمت‌های زیادی کرده است ، در زمان مصرف عقل ما توسط مواد مخدر زایل شده بود،یعنی یک پرده و حجاب روی عقل ما توسط مواد کشیده بود......

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: کنگره60،درمان اعتیاد،ترک اعتیاد،لژیون ویلیام وایت ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 دی 1397 03:58 ب.ظ

عکسهای لژیون ویلیام وایت روز سه شنبه ۱۸-۱۰-۹۷

چهارشنبه 19 دی 1397 07:45 ب.ظ

نویسنده : Hoseyn Tabatabaei
 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 07:48 ب.ظ

داستانی در رابطه دستور جلسه هفتگی و کمک به همنوع

دوشنبه 17 دی 1397 12:18 ب.ظ

نویسنده : رمضان
بنام قدرت مطلق الله .
روزی پسرک فقیری برای گذراندن زندگی و تامین مخارج تحصیلاتش دست فروشی می کرد از این خانه به ان خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست اورد روزی متوجه شد یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این در حالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد تصمیم گرفت از خانه ای مقدار غذا تقاضا کند درب خانه ای را زد دختر جوان و زیبایی در را باز  کرد پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا فقط یک لیوان اب درخواست کرد .
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شد ه بود بجای اب برایش یک لیوان بزرگ شیر اورد پسر با آرامش و اهستگی شیر را سر کشید و گفت : ( چقدر باید به شما بپردازم ) دختر پاسخ داد ؛ چیزی نباید بپردازی و ادامه داد مادرم به ما اموخته که نیکی ما مزدی. ندارد ؛ پسرک گفت پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می کنم .
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نموده و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ؛متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند .

دکتر هوارکولی - جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه  مشاوره فرا خوانده شد هنگامی که متوجه شد بیمارش از شهری به انجا امده برق  عجیبی در چشمانش درخشید و بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد در اولین نگاه او را شناخت . سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه زوتر برای نجات جان بیمارش اقدام کند از ان روز به بعد زن را مورد توجهات خاص قرارداد و سرانجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری پیروزی از ان دکتر کولی گردید . اخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تایید نزد او برده شد گوشه صورتحساب چیزی نوشت ان را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود .
 زن  از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد .
 سرانجام  پاکت را باز کرد . چیزی توجه اش را جلب کرد چند کلمه روی قبض نوشته شده بود اهسته ان را خواند .


( بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است )

با تشکر - مسافر رمضان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 07:10 ب.ظ

خلاصه سخنان کمک راهنمای لژیون 11 در مورد سی دی کشف

دوشنبه 17 دی 1397 11:02 ق.ظ

نویسنده : رمضان
بنام قدرت مطلق الله .
طبق وادی دهم  که اظهار می دارد : صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است -
صفت یعنی خصوصیت و ویزگی انسان  و هرکس را نشان می دهد یعنی فلان شخص خوش اخلاق است این صفت شخص را نشان می دهد . ما یکسری ویژگی هایی داریم که در وجود ما می باشد که در نفس ما می باشد مثلا فلان شخص معتاد است و معتاد بودن صفت شخص است و صفت ان را نشان می دهد . ما می توانیم صفت خود را تغییر دهیم چون انسان اختیار دارد و می تواند زشت ترین صفت را به زیباترین صفت تغییر دهد - من می توانم صفت خود را که نفرت ؛ کینه و..... را تغییر دهم و ما در کنگره صفت خود را تغییر دهیم و دروغ ها را به راستگویی و اخلاق بد را به خوش اخلاقی تبدیل نماییم .
 اصل بحث در کنگره و سی دی کشف روی همین برنامه یعنی اصل کار را تغییر دهیم مثلث تغییر ؛ تبدیل ؛  ترخیص می باشد و ما باید تغییر کنیم تا ترخیص بشویم به سفر دوم . و باید تغییر دهیم به کردار و پندار و رفتار و گفتار خود .
انسان باید بذر  وتخم نیکو بکارد تا هم قوت کافی باشد و هم سایه بانهایمان برافراشته شود. اگر کینه و نفرت کاشته باشیم همان را برداشت می کنیم اگر باد کاشتیم طوفان درو می کنیم. و  هر چه بکاریم همان را برداشت می کنیم و باید سعی و تلاش نماییم صفات نیکو و خوب بکاریم .
و در مرحله بعد اقای مهندس در مورد انسان تک سلولی و پرسلولی صحبت کردنند و فرمودند که من دروان مصرف چند ماهی به کرمان رفتم که روزها مصرف می کردم و بعدازظهر  که می شد به زیارتگاهی  برای زیارت می رفتم و از خداوند می خواستم که دعای مرا  اجابت کند و شعری می فرماید . توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه - معصیت را شرم می آید ز استغفار ما. یعنی اینکه انسان اگر توبه بر لب داشته باشد و تسبیح بر دست ولی پر از گناه باشد فایده ای ندارد و دعای ان مستجاب نمی شود مانند ان نابینایی می باشد که سطل سوراخی را پرازآب می کرد و می خواست اب را به خانه ببرد در صورتی که خیلی از ما همینطور هستیم و در وادی چهارم که می گوید در مسائل حیاتی مسئولیت را دادن به خداوند سلب مسئولیت از خویشتن است .
اگر به زیارتگاه رفتی و مسیر شما اشتباه  باشد همان سطل سوراخ است ولی اگر در صراط مستقیم باشی بعد  دعای شما اجابت می شود .و انسانی که در مسیر صراط مستقیم و  درست باشد در هر نقطه و جایگاهی که باشد و تغییر کند  خداوند جواب ان را می دهد .
روان : خیلی اعتقاد دارند که اعتیاد یک بیماری روانی است ولی اینطور نیست که اگر پیش روانشناس برویم یک سری دارو و قرص به ما می دهد و اعتیاد یک بیماری جسمی است و جسم و روان بعنوان سوار و سوارکار می باشد که اگر یک جسم درمان شود روان هم به درمان می رسد اینکه سیستم شبه افیونی بدن بکار می افتد این مربوط به جسم است ولی روان ما را می سازد .
در کنگره روان همان خلق و خوی ما می باشد و دارو مخصوص جسم و اموزش و جهان بینی مربوط به روان می باشد و این جسم و روان و جهان بینی است که انسان را به تعادل می رساند .

با تشکر - مسافر رمضان -



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 07:40 ب.ظ

خدمت

پنجشنبه 13 دی 1397 10:51 ق.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
سلامی گرم در روزهای سرد زمستان.
حال من خوب است امیدوارم که حال شما هم خوب باشد.
خدمت کردن مخلوق به مخلوق چه در کنگره ویا هرجایی دیگر حالمان را خوب میکند امیدوارم که بتوانیم خدمت گذاران خوبی باشیم و همیشه در حال خدمت کردن باشیم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 دی 1397 10:57 ق.ظ

روح سرگردان

پنجشنبه 13 دی 1397 12:13 ق.ظ

نویسنده : ابوطالب ملکوتی خواه
تلفن همراه من چندان پیشرفته نبود، هیچ بازی هم نداشت اما رفیقم تلفن پیشرفته لمسی داشت با یک عالم بازی. یکی از بازی های تلفنش ، تماشای دنیا از دید یک روح بودکه با سرعت زیاد در هوایی مه گرفته در حال عبور بود. فقط در صورتی می‌بردید که روح بتواند بدون آن که به سنگ قبری یا درختی بخورد، با سرعتی ترسناک، به مقصد برسد.
نه ! اشتباه نکنید ! موضوع این یادداشت درباره بازی کردن و تلفن همراه و رفیقم نیست. حرفم درباره اعتیاد است اما آن بازی خاص را بهانه کردم که یادتان بیندازم بیشتر ما، در دنیای اعتیاد ، وضعیتی شبیه همان روح سرگردان را داشتیم، دنیای اعتیاد مه آلود بود ، پر از « نمی دانم » و « باورهای غلطی» که هر از گاه غافلگیرمان می‌کردند و خیلی ها را هم فرستاده است ته چاه اعتیاد.
خداراشکر،بعدازناامیدی هاوناله کردنهایم،روزنه ای پیداشد.نوری رادیدم ولی میترسم حرکت کنم به سمتش.دست خودم نیست.احساسم میگویدنه.نرو این هم سرابی بیش نیست.
ازاین نورهادر دوران اعتیادم زیاد دیدم وبه آنها امیدوارشدم ولی اشتباه بود.نور نبودچیزی بودسیاه ترازافیون،ویران کننده ترازآن بود.
خدایا به امیدتو. منکه همه ی راههارارفتم این راه هم میروم به امیدخودت.منکه دیگرچیزی برای باختن ندارم.همه چیزم ازدست رفته است.حتی توراهم ندارم ولی به رحمتت امیدوارم.
حرکت کردم،البته باترس ونگرانی،که شایداین بارهم به جایی نرسم، درمسیری که قدم برمیداشتم کسانی رامیدیدم که جلوی من درحال حرکت بودند.قدمهایشان رامحکم برمیداشتندوحالشان خوب بود.پرسیدم اینهاچه کسانی هستند؟گفت دراین مسیرکسانی هستندکه زندگیشان مثل زندگئ خودت بوده!!!مثل بهت زدهابه آنهانگاه میکردم وزیرلب میگفتم خدایایعنی میشودکه حال من هم مثل حال اینهاخوب شودوقدمهایم رابتوانم محکم بردارم؟هرقدمی که برمیداشتم کمی مینشستم،پاهایم یاری ام نمیکردند.کسانی راهم میدیدم که به مقصدرسیده بودندوحال و روزشان خیلی خوب بود،من فقط یک آرزو داشتم،شاید این آرزو خنده دار وکوچک بنظر برسد،آرزویم این بودکه حالم مثل حال کسانی شودکه جلوتر ازمن داشتندحرکت میکردند.هیچ وقت آرزونکردم مثل کسانی شوم که به مقصد رسیده اند.من در زندگی سختیهای زیادی کشیده بودم و آرزویی که کرده بودم اگربه آن میرسیدم برایم به اندازه یک دنیا ارزش داشت.
خداراشکر،به آرزویم رسیدم،چه حال خوبی.خدایاشکر.شایداین سختی ها رابایدمیکشیدم تابهتربتوانم قدر دان نعمتهایت باشم.حالا قدمهایم را محکمتر برمیدارم و امید دارم که من هم به مقصدمیتوانم برسم. امید دارم که از دست داده هایم را میتوانم دوباره به دست بیاورم و اینهارا همه مدیون خدایم هستم،خدایی که به فرشته اش وحی کردچنین مسیری را بسازد وجلوبرود وفرشته اش فرشتگانی پرورش داد تا افرادی که به ظلمت وتاریکی فرو رفته اند را دستگیری کنند.
باسپاس ازجناب اقای  مهندس دژاکام و راهنمای عزیزم آقای سعیدچنگانی که این حال خوب را اول ازخداوندوبعد از این عزیزان دارم.
باتشکر ازتمام دوستانی که وقت گذاشتند و این مطلب را خواندند.
و من الله توفیق.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 دی 1397 11:57 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت (درمان سیگار)با دستور جلسه جهان بینی در ورزش

چهارشنبه 12 دی 1397 09:49 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
خلاصه عملکرد لژیون ویلیام وایت ( درمان سیگار )

موضوع : جهان بینی در ورزش


جهان‌بینی یعنی اخلاق،رفتار،کردار،مردانگی،حال خوش،تعادل و از تمامی این پارامترها باید در ورزش استفاده کنیم..............

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: کنگره60،درمان اعتیاد،ترک اعتیاد ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 10:01 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۷/۱۱/۱۰ به استادی آقا سعید چنگانیان با موضوع جهان بینی در ورزش

چهارشنبه 12 دی 1397 09:46 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین

در این جلسه استاد  صحبت های خود را پیرامون  جهان بینی در ورزش آغاز نمودند.ما قبلا که در یک زمین ورزشی می رفتیم،فقط هدفمون برد و باخت بود
وبا خشم بازی می کردیم،مسلما در این حالت وبا این هدف ورزش کردن ،هیچ فایده ای نداشت و فشار عصبی به ما وارد می شد.
جهان بینی در ورزش،یعنی اخلاق و رفتار و کردار خوب داشتن،یعنی حال خوش،تعادل. گفتیم انسان جایز الخطاست.ممکن است اشتباه کند،حرفی بزند ،یا حرکتی که باعث آزار دیگران شود،در این مواقع باید بتوانیم بگذریم،گذشت داشته باشیم،جهان بینی در کنگره،یعنی همین،که بتوانیم گذشت کنیم.وما اگر وارد زمین ورزش می شویم،انرژی بگیریم،ما اصلا برای چه به کنگره می آئیم،ساعت ۵ در روی صندلی حاضر می شویم؟برای این که جهان بینی خودمان
را با آموزش گرفتن بالا ببریم، واستخر وجودیمان را پر و تمیز کنیم، حالا وقتی جهان بینی همراه ورزش باشد، جهان بینی با حرکت کردن همراه است.
اگر فقط به خاطر دارو بیایم کنگره، ۵ درصد درمان را در بر میگیرد.وقتی من به کسی می گویم که سر جلسه بیاید،چرا استخر نمیایی؟چرا پارک نمیایی؟ برای چه 
می گویم؟به خاطر خودم که نیست.مسلما به خاطر این است که نگویی حالم بد است،نمی دانم چه کار کنم.مشکل دارم،یا این درد را دارم نمی دانم چه کار کنم.
زود می گذرد،و۱۰ ماه می شود دیگر فرصتی نداری .قانون جدید هم آمده که هر کس خوب سفر نمی کند،باید خسارت آن را بپردازد،وبن به تشخیص ایجنت باید به شعبه ی دیگری برود.بنا بر این حواسمان را جمع کنیم،قدر فرصت ها را بدانیم.
ما در اثر مصرف مواد و یا مصرف سیگار خیلی از نیروها توانایی هایمان را از دست داده ایم،مثل نیروی فیزیکی،نیروی عشق،نیروی جنسی،نیروی حافظه،نیروی تفکر،ویا وقتی مریض می شدیم چند ماه دستمان بند دارو و مریضی بود،به خاطر کمبود همین نیروها بوده .و حالا ذره ذره می خواهیم تمام این نیروها و توانایی ها را برگردانیم. که نیاز به جهان بینی و ورزش دارد.
در اثر سیگار کشیدن ،وقتی در زمین ورزش می دویم،نفس کم می آوریم.می خواهیم درمان شویم وبه تعادل برسیم،پیاده روی کردن و استخر رفتن خیلی به ما کمک می کند.مخصوصا وقتی در سفر اول باشیم. تمام سلول ها ورگهایی که از کار افتاده بود در اثر ورزش کردن راه بیندازیم.
سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،.اگر این آب میوه های کنگره را (جلسه،استخر،پارک،ورزش،سی دی نوشتن وگوش دادن)عملی کنیم،تبدیل به یک مردی که به تعادل رسیده می شویم.
در اصل ورزش مکمل درمان است.می توانیم جسم و روان و جهان بینی  با هم درمان کنیم.آنگاه شرمنده ی خانواده،کار،کنگره نیستیم.انشاالله که بتوانیم همه ی این کارها را انجام بدهیم،نافرمانی نکنیم.
مشارکت ها، مسافر ابراهیم
به نظر من اگر یک پارچه را بخواهیم به یک پرده تبدیل کنیم باید تیکه های پارچه را با کوک هایی به هم وصل کنیم،واگر هر کدام از این کوک ها نباشند پرده
دوخته نمی شود.ما هم در کنگره،باید لژیون،پارک،ورزش،استخر،جهانبینی را با هم داشته باشیم.تا به درمان برسیم.
مسافر حسین.      همانطور که جهان بینی جزء اضلاع درمان است،باید به ورزش هم اهمیت بدهیم،مااگر به پارک می رویم و ورزش می کنیم از اثرات جهان بینی است که از آموزش ها داریم،یا اگر به ما گفتند ماشینت را اینجا پارک نکن،وما این
کار را نکردیم،مشخص است که جهان بینی ما تغییر کرده است.هدف ما از ورزش کردن نباید برد و باخت باشد.و این باشد که جسم ما به تعادل برسد.ما در این آموزشها ،علم زندگی کردن،علم درست غذا خوردن،را یاد می گیریم که همه ی این ها جهان بینی است.
مسافر علی
ورزش درکنگره ،فقط آموزش است.برد باخت نیست.ما در طی این چند وقت که آمدیم کنگره آموزش دیدیم خیلی تغییر کرده ایم،قبلا جایی می رفتیم اصلا حوصله نداشتیم،زود می خواستیم برگردیم،ولی الان که آموزش گرفتیم،صبر و حوصله مان بالاست،در هر جا رفتم،صحبت های کنگره در ذهن من است وبه یادم است،به نظر خودم خیلی تغییر کرده ام. این تغییرات را در خودم مدیون راهنمای عزیزم و کنگره می دانم.
مسافرم محمدرضا
من قبلا چند بار خودم تصمیم به ترک کردم ولی هر دفعه ای که ترک می کردم موفق نمی شدم.اما روزی که وارد کنگره شدم و مواد را تیپر کردم،والان موقع رهایی من است،خیلی خوشحال هستم که وضعیتم فرق کرده است،من اینجا با
 این آموزش ها،وگوش کردن به سی دی ها،توانستم بفهمم که علم زندگی را نمی دانستم والا ن فهمیدم.واین خودش خیلی مهم است.
مسافر حسین
اوایل که آمده بودم.وقتی به استخر می رفتم،با خودم میگفتم،اینها چطور تا آن آخر می روند،و من خیلی زود نفس کم می آوردم.یواش یواش که آمدم بهتر شدم،
خدا را شکر می کنم،که توانستم سیگار را کنار بگذارم.آموزش گرفتم،مشکل تنفسی من هم خوب شده است،نقطه ی تحملم هم زیاد شده است.همه به خاطر
جهان بینی بوده است.
مسافر مهدی             جهان بینی در ورزش،یعنی عصبانی نشدن،منیت را کنار گذاشتن، قضاوت نکردن،من هم 
استخررفتن را سخت می گرفتم ومی گفتم چه کسی ۵ صبح می ره استخر،ولی الان که آموزش گرفتم،استخر را می روم،والیبال هم انجام می دهم،ومن که اصلا توپ دستم نگرفته بودم،یاد گرفتم.چند ماهی است که سیگار را کنار گذاشتم و مشکل تنفس من هم حل شده است،حسها که قبلا نداشتم والان ،این حس ها را دارم.
مسافر محمد
من هم  در ابتدای آمدنم به کنگره نقطه تحمل نداشتم،دو ماه سفر کرده بودم، در پارک یه بنده خدایی یک حرفی زد،من عصبانی شدم،از کوره در رفتم،وجواب دادم،خیلی به من برخورد،وکم کم که آموزش گرفتم،توانستم نقطه تحملم را بالا ببرم.قبلا اگر جایی یک حرفی می شنیدم نمی توانستم تحمل کنم،ولی الان یاد گرفتم که اگر از کسی ناراحت شدم،آنجا را ترک کنم.در سفر اول من هم به پارک می رفتم و پیاده روی می کردم،خیلی خوب بود،انرژی می گرفتم.والا به خاطر کارم نمی توانم صبح جمعه بروم،ولی صبح ها برای رساندن پسرم به مدرسه زود از خانه بیرون می روم،کمی نرمش و پیاده روی می کنم،واین خیلی به من کمک کرده است.واین آموزشها را من از کنگره واز راهنمای عزیزم دارم،تشکر می کنم،بابت این آموزشها.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 09:52 ب.ظ

جهانبینی در ورزش

چهارشنبه 12 دی 1397 09:15 ق.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
                                                  به نام قدرت مطلق الله
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان و مسافران عزیز کنگره ۶۰

جهانبینی در ورزش

من قبل از ورود به کنگره ورزش میکردم اما چه ورزشی از ساعت ۱۱ صبح شروع به مصرف میکردم ساعت ۵ بعدازظهر هم میرفتم باشگاه و ورزش میکردم فکر میکردم که با ورزش کردن میتوانم مصرف مواد مخدر را پنهان کنم اما نمیدانستم که چهره و صورتم نشان دهنده یک مصرف کننده قهار است.
با ورود به کنگره ۶۰ یواش یواش فهمیدم که چه بلایی برسر خودم می آورم و متوجه این قضیه نبودم.
خوب شاید برایتان سوال پیش بیاید که چرا هم ورزش میکردم و هم مصرف؟
در مرحله اول گفتم که به خاطر پنهان کردن مواد مخدر ورزش میکردم اما وقتی به کنگره آمدم ذره ذره فهمیدم که کسانی که ورزش میکنند و مواد مخدر و یا سیگار مصرف میکنند بیشتر مبتلا به سکته قلبی ویا مغزی میشوند،مجرای تنفسی بیشتر در معرض خطر قرار دارد ریه و شش ها و حنجره بیشتر و زودتر به انواع سرطان ها نزدیک تر است چون زمانی که ورزش میکنیم ضربان قلب بالا میرود و دریچه های قلب باز میشود برای ورود وخروج اکسیژن بیشتر ودر همین زمان است که ما سیگار و یا مواد مخدر مصرف میکنیم بیشتر در معرض خطر هستیم تا کسانی که ورزش نمیکنندولازم به ذکر است که بدانید تا ۴ ساعت بعد از ورزش حتی هوای آلوده هم برای ما ضرر دارد و خطرناک است چه بسا دوستانی که بعد از ورزش سیگار و دخانیات مصرف میکنندباید خیلی روی این قضیه کار کنندو بیشتر مواظب خودشان باشند.
خوب برگردیم به جهانبینی در ورزش 
من با آموزش هایی که در کنگره ۶۰ گرفتم ذره ذره فهمیدم که ما برای کسب انرژی ورزش میکنیم نه برای برد وباخت البته اگر هم باختی باشد آموختن است نه باختن؟
من شخصا برای روزهای جمعه هیچ برنامه ایی قبلا نداشتم اما با ورود به کنگره و ورزش در پارک شهدای شهرداری وبایک برنامه مشخص شده اکنون هر هفته جمعه ها در کنار دوستان و کمک راهنمای عزیزمان و بچه های لژیون با خوردن صبحانه به ورزش کردن میپردازیم اما جنس این ورزش با ورزشهای دیگر فرق میکند،انرژی که در کنار عزیزان و مسافرانی که قبلا مصرف کننده انواع مواد مخدر وقرص های اعصاب و روان ویا غیره... بوده اند لذت دیگری دارد و واقعا اینجاست که خداوند را شکر میکنیم که در چنین جایی قرار داریم و در معجزه ایی هستیم که شاید خودمان هم هنوز بی خبریم.
خداوندا شکر شکر شکر 
 من هفته ای ۴ روز بعداز ظهر ها به باشگاه میروم و ورزش میکنم اما وقتی در کنار عزیزان و مسافران هستم و ورزش میکنم خیلی پر انرژی میشوم و لذت میبرم چون میدانم که نه بردی هست و نه باختی نه تعنه و کناییست نه ناسزایی ،فقط و فقط شادی و خنده است و احساس خوب چون همه از جنس خودم هستند و ادراک و احساسشان از هستی همانند من است.برای همین است که میگوییم جنسش فرق میکند. 
    
     امیدوارم که همیشه سرشار از انرژی و شادی روزگارتان سپری شود


   نگارش:مسافر حسین      لژیون ۱۱        نمایندگی سلمان فارسی اصفهان



     خدواندا برای تمام زیبایی هایت شکر
         



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 10:12 ق.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۷.۱۰.۳به استادی آقا سعید چنگانیان با موضوع همسفر

شنبه 8 دی 1397 08:50 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
در ابتدا استاد چنین شروع کردند ،هفته  همسفر را به شما و به  تمامی همسفران ،تبریک می گویم.چرا می گوییم همسفر؟ اصلا همسفر یعنی چه؟ همسفر به کسی گفته می شود که مصرف مواد نداشته باشد نزدیک ترین کس خانواده من  باشد.مثل پدر، مادر، خواهر،فرزند،همسر،می باشند.واگر کسی هیچکدام از این افراد را نداشت،دوستش می تواند همسفر باشد.
کسی است که با من مصرف کننده زندگی کرده است.حالا چرا باید همسفر به کنگره بیاید؟ اولا برای من مسافر بال پرواز است.کمی که به جلو می آید،متوجه می شود که برای خودش می آید،چون او هم در معرض تاریکی قرار گرفته است.
ما در جهان بینی ۳ مرحله دانایی داریم.۱.علم الیقین ۲.عین الیقین.۳.حق الیقین
کسانی که اطلاعاتی عمومی راجع به اعتیاد دارند.ومی گویند که یک معتاد نمی تواند ترک کند،واراده ندارد واین افراد در مرحله علم الیقین قرار دارند.
و مرحله ی دوم ،عین الیقین است.عین یعنی چشم،کسی که با مصرف کننده ، زندگی کرده است، مسلما بی سیم،سیستم او از کار افتاده است .چون همه ی آسیب ها و تخریب ها را با چشمش، مشاهده کرده است. وقتی که ما یک مصرف کننده بودیم،در حال خودم بودم ،آنچه که زن و فرزندمان می گفتند اهمیتی نمی دادیم ،وهر چه که برای ما مشکلات زندگی را بیان می کردند، نمی فهمیدیم،
برای مثال اگر میگفت برویم خانه ی فلانی، یا جایی کار داشت و یا بچه ام چیزی می خواست،قادر به درک او و حرفهایش نبودیم به خاطر پرده وحجابی که وجود داشت، او هم کم کم در افسردگی و بی حسی قرار گرفت.
بنابراین نیاز به آموزش داشت،تا در اثر آموزش و بالا بردن جهان بینی خودش ،بتواند در رشد خانواده کمک کند، در اوایل ،بعضی از همسفران ،به خاطر اینکه مبادا کسی بفهمد او کجا می رود و شوهرش ،یک مصرف کننده است،قبول نمی کردن که به کنگره بیایند،ولی این بستگی به خود ما دارد.حالا خدا را شکر میکنیم.که آمدیم به کنگره،و همسفران هم آمدند و آموزش می گیرند،و دیگر خیلی از مشکلات و بگو مگو هایی که داشتیم، را نداریم نخواهیم داشت.
با آموزش گرفتن همسفران ،دیگر وقت و انرژی خودمان را بابت در گیری سر یک موضوع ،از دست نمی دهیم،چون یاد گرفتیم،که اگر بحثی پیش آمد،آنجا را رها کنیم،وخیلی از اختلاف ها در اثر آموزش گرفتن همسفران از بین رفته است.سجاد:
حالا وقتی کمی فکر کنیم،می بینیم که قبلا خیلی مشکلات بوده ،همسفران با آن کنار آمدند. سوخته اند و ساختند،جور ما را کشیده اند،وما باید جبران خسارت 
کنیم.در سفر دوم یک مثلث با اضلاع کار،خانواده، کنگره وجود دارد.
ما اگر درست حرکت کنیم،می توانیم هر سه را داشته باشیم.همسفران بعد از اینکه از مواد رها شدیم،با سیگار کشیدن ما مشکل دارند،پس من مسافر نباید
با گفتن حالا یک نخ بکشم،بعد کنار می گذارم،هر روز این حرف را بزنم فایده ندارد،چون باید فکر کنم،حالا یک نخ کشیدی،بعدش چی می شه؟
باید خودمان را اصلاح کنیم،وبا عشق و محبت درونی،و واقعی همه ی سختی های گذشته را جبران کنیم.من خودم،خدا را شکر می کنم که توانستم به کنگره بیایم،آموزش بگیرم،کار و خانواده و کنگره را هر سه با هم داشتم.
بنابراین باید قدر همسفران را خوب بدانیم،در روز پنج شنبه در این جشن حاضر شویم واز همسفران قدردانی کنیم.
مشارکت های دوستان ،حسین،مصطفی،احسان، محمد ،ابوطالب
مسافر حسین
من در ابتدا که آمدم کنگره همسفر نداشتم،ومن پیش خودم یک فکرهایی در مورد خودم می کردم،وخود را یک معتاد به حساب می آوردم،ودر خانه هم همسفرم همین فکر را در مورد من می کردند.ونیاز نمی دیدم که همسفر داشته باشم،غافل از اینکه ،او هم در اثر مصرف من ،سیستم ایکسش آسیب دیده،وحس او بسته شده است.یک سری مشکلاتی بود،مثلا وقتی می خواستیم مراسم خاصی برویم 
من نمی رفتم،بحث می کردیم،واگر هم برایش می گفتم ،نمی فهمید که من چه می گویم.اما حالا چند وقتی است که می آید،آموزش گرفته است،خیلی از مشکلات ما حل شده است.پس همسفران هم باید آموزش بگیرند،من هم این هفته را تبریک می گویم.
مسافر احسان
من هم این هفته را تبریک می گویم.از وقتی که همسفر من آمده کنگره،خیلی از مشکلات خانوادگی ،ما دیگر وجود ندارد و اگر ایشون نمی آمد یک سری آموزش ها واطلاعات را من می دانستم و او نمی دانست،برایش هم توضیح می دادم نمی توانست قبول کند،حرف من را نمی فهمید.باعث می شد اختلافاتی پیش بیاید
تا جایی که به جدایی هم می کشید.اما حالا که آمدند آموزش گرفتند.خیلی از مشکلات برطرف شده،وبا آمدن همسفران به کنگره،حرمت ها بیشتر حفظ می شود.          مسافر مصطفی
من هم این هفته را به همه ی همسفران تبریک می گویم.به ویژه به خانم آنی تبریک می گویم.که واقعا همسفر  واقعی هستند که از همه چیز گذشتند و
صحبت های آقای مهندس را گوش می دهند. من با سیگار کشیدن خیلی به همسفرم آسیب رساندم،قبلا اگر می خواستیم با اتوبوس به مسافرت برویم
نمی توانستم،علت آن سیگار کشیدن من بود.ولی الان خدا را شکر هیچ مشکلی ندارم.واز همسفرم تشکر می کنم.
مسافر حسین.         همسفر من هم قبلا نمی آمد کنگره، ومن هم با زور و به اجبار نمی توانستم،ایشان را راضی به آمدن کنم.من خودم یک دفعه که سی دی نوشتم
به همسفرم گفتم به خاطر کارم نمی توانم سی دی ام را بنویسم،شما برایم بنویس
با نوشتن وگوش دادن سی دی کم کم جذب کنگره شدند. وبا آمدن او خیلی تغییرات در زندگی من به وجود آمده است،من هم این هفته را به تمام همسفران
تبریک می گویم.
مسافر محمد
من هم این هفته را به خانم آنی وبه تمام همسفران،به ویژه همسفر خودم تبریک می گویم.همسفر چه نقشی می تواند داشته باشد؟قبلا که سیگار مصرف میکردم
خسارت زیادی به همسفرم زدم،وقتی رانندگی میکنیم، در مسیر راه که قرار می گیریم  کسی که در کنار ما  نشسته،ترس و اضطراب او بیشتر است. چون او
تمام سختی های راه،پستی و بلندی، پیچ و خم راه را مشاهده می کند مسلما بیشتر اذیت می شود،به نظر من در این راه که قرار گرفته ایم بیشترین خسارت
را همسفر مان دیده است.من خودم وقتی سیگار مصرف می کردم ،رو در روی همسفرم مصرف نمی کردم،ولی وقتی به خانه می آمدم،نگاهی که به من می کرد
از هزارتا حرف برایم بدتر بود.نمی دانم حس را چگونه بیان کنم،فقط میگویم که خیلی زحمت کشیده اند.من باید قدر دان او باشم،و تشکر کنم.
مسافر ابوطالب
این هفته را به تمامی همسفران تبریک میگویم،به نظر من همسفر که آموزش می گیرد،بیشتر می تواند با کم و کاستی های زندگی کنار بیاید. همسفر من هم خدا را
شکر با این آموزشها آشناست،گاهی اوقات،خیلی چیزها را به من یاد آوری میکند
اگر کسی بدون همسفر ،سفر کند،به نظر من درست نمی تواند سفر کند،اگر هم سفر کند همراه با آرامش و آسایش نمی تواند باشد،شاید هم بعد از سفرش برگشت کند.ان شاالله که همه ی همسفران به کنگره بیایند و آموزش بگیرند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 دی 1397 08:50 ب.ظ

جشن همسفران

شنبه 8 دی 1397 02:01 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 دی 1397 02:03 ب.ظ

نقش همسفر

پنجشنبه 6 دی 1397 09:06 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین

به نام قدرت مطلق الله
نقش همسفردر رهایی خود ومسافر چیست؟   سفر یعنی حرکتی از یک مبدا به یک مقصدیاهدف.همان سه ضلع مثلث تفکر(مبدا،مقصد،مسیرحرکت)کنگره یک سفر است که باید این سه ضلع درآن مشخص باشد.همانطور که در چهارمقاله ازاقای امین اشاره کردنداعتیاد یک سری خصوصیات و ویژه گی هایی را برای ما به همراه دارداز جمله ترس ،نا امیدی،       جهل واضطراب وما برای اینکه بتوانیم از این صفات حرکت کنیم وبه شجاعت وامیدواری وآرامش ودانایی برسیم.به یک سفر نیاز داریم.مسلما سیستم ایکس ما چه توسط مواد وچه توسط سیگار از کار افتاده است در این سفر نیاز است که  همانطور که سیستم ایکس ما توسط مواد از کار افتاده است سیگار هم یکی از نهرهای سیستم شبه افیونی که در درون ما جریان دارد وحالت سرخوشی وشادی ما را تامین می کند ازکار انداخته است.   بحثی که وجود دارد این است که چرا نیازاست که همسفر به کنگره بیاید بعضی ازهمسفران از اوایلی که به کنگره      می ایند عقیده دارند که خودشان هیچ مشکلی ندارندوفقط به خاطر مسافرشان می ایند ماباید بگوییم که همسفران  شاید به صورت غیرمستقیم وقتی که ازقرص های ضدافسردگی ،اعصاب،خواب استفاده می کنندسیستم ایکس خود را از کار می اندازندودردرون خوداختلال ایجاد می کنند.وقتی که از آموزشها ی کنگره استفاده کنند به حال خوبی می رسند.ما دو نوع سفرداریم سفر بیرونی وسفردرونی.که سفربیرونی شامل امدن من به کنگره وحرکت کردن وداروگرفتن است وقتی که این سفر بیرونی انجام بگیرد مسلما میتوانیم به درون خود هم سفر کنیم وآموزشها را بگیریم واین صفات(ترس،ناامیدی،نفرت،وکینه) را تبدیل به صفات خوب کنیم.همسفر مسلما بال پرواز ماست .به ان شکی نداریم .در زمان مصرف مواد وسیگار .به حرف زن وبچه گوش نمی دادیم.وحواس ما جای دیگر بود چون این مواد خمروپرده ای بود روی روان وتفکر وشخصیت ما.دراین جا بود که همسفران هم درتاریکی رفتند وما را در این شرایط تحمل کردند .بنابراین وقتی خودم از این آموزشها استفاده کنم وهمسفر به کنگره نیاید .سطح دانایی من بالا میرود وهمسفر در باور خود باقی می ماند .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 دی 1397 09:03 ب.ظ

دستورلژیون

سه شنبه 4 دی 1397 10:56 ب.ظ

نویسنده : ابوطالب ملکوتی خواه
به نام قدرت مطلق الاه
خلاصه دستور لژیون سه شنبه97/9/20به استادئ مسافرمحترم آقامصطفی باعنوان بنیان کنگره60
خلاصه سخنان استاد
استادفرمودندآیامیدانیدبه چه دلیل میگویندبنیان کنگره60؟
روش DSTوجود داشته است وجناب مهندس دژاکام  آنرا کشف کرده اند.
ایشان یک ریشه هستند. کار ریشه این است که املاح را میگیرد وبه تنه وشاخ وبرگ انتقال میدهد.مثل کاری که جناب مهندس برای کنگره60انجام میدهند.ایشان برای راه اندازئ این سیستم مشکلات زیادی را متحمل شدندوسختئ زیادی کشیدندکه ما العان راحت روی این صندلی ها نشسته ایم.ایشان فرزند خود را یک مصرف کننده کردند تا فرایند درمان را بهتر متوجه شوند.آیا به نظر شما کسی حاضرمیشود که فرزند خود را معتاد کند تا بتواندبه بهترین شکل ممکن به مصرف کنندگان مواد مخدر کمک کند!!!؟
جناب مهندس میتوانستند وقتی خودشان از دام اعتیاد رهاشدند به زندگئ خود برسندبدون هیچ دغدغه ای. ولی قدم در این راه گذاشتند و ازخود وخانواده خود گذشتندبرای افرادی مثل ما،و این واقعا ناسپاسی است که ما قدر این مکان مقدس وافرادی که دارند به ماخدمت میکنندراندانیم.
استاد درپایان سالروز بنیان کنگره60را تبریک گفتند و برای تمامئ عزیزانی که  در کنگره زحمت میکشندبه خصوص راهنمای گرامیشان آرزوی سلامتی کردند.
باتشکراز همه ی دوستان
مسافرابوطالب



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 دی 1397 10:53 ب.ظ

دیدار یار

شنبه 1 دی 1397 01:54 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
                                        به نام قدرت مطلق الله
با سلام خدمت تمامی دوستان،مسافران و همسفران کنگره ۶۰ امیدوارم که احوالتان خوب و از هر روز بهتر باشد.
۱۳۹۶/۱۱/۱ وارد کنگره ۶۰ شدم،هم نعشه بودم هم حشیش مصرف کرده بودم نشستم روی یک صندلی آخره سالن وبا موبایلم شروع به بازی کردم،مدتی گذشت تا یکی از مرزبانان محترم با احترام به من گفت تازه وارد هستی گفتم بله اما نمیدونم باید چیکار کنم و کجا برم،گفت بیا دنباله من رفتم دنبالش و فرمی را برایم تهیه کرد و گفت ثبت نام کن،در حال ثبت نام کردن بودم که یکی از دوستانم را دیدم که در حال حاضر هم در سایت خدمت میکند و هم مدتی پیش شال کمک راهنمایی را دریافت کرد،گفت سلام خوش اومدی بهترین جا اومدی،بعد از خوش وبش به من گفت بریم طبقه ای بالا رفتم دنبالش نشستیم روی صندلی و شروع کرد به صحبت کردن در مورد کنگره ۶۰ و روش های درمان اعتیاد اما من متوجه نبودم چی میگه چون مصرف تریاک و حشیش داشتم فقط نگاه میکردم و میگفتم بله شما درست میگی.
اما در بین صحبت هایش می گفت وقتی رفتی تهران میفهمی من چی میگم،اما من متوجه نبودم که چی میگه.
الان مدت ۱۱ ماه میگذرد و من ذره ذره متوجه شدم که کجا هستم و در کجا قرار گرفتم،البته هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم اما متوجه حرفهای روز اول دوستم شدم و بالاخره پس از ۱۱ ماه به دیدار بنیان کنگره ۶۰ مهندس حسین دژاکام شرف یاب شدم،و با ورود به اتاق تازه فهمیدم که ۱۱ ماه پیش دوستم چی میگفت،وبا چه حسی تعریف میکرد.شاید نتوانم احساسم و یا حسم را بیان کنم اما اینقدر انرژی گرفتم که میتوانم بگوییم معنی انرژی را فهمیدم و دوباره میخواهم این حس را تجربه کنم،چون تا زمانی که نرفته بودم هرچی میگفتند اونجا چه حسی داره من متوجه نمیشدم ولی الان این قضیه را درک میکنم.
امیدوارم که بتوانم خدمت گذار خوبی باشم.
هفته همسفران را به تمامی همسفران عزیز که واقعا خیلی برای امثال من زحمت کشیده اندو شاید ما نتوانیم جبران کنیم و تا آخر عمر مدیونشان هستیم تبریک میگویم،امیدوارم که در لحظه لحظه ای زندگیتان شاد باشید.

       با تشکر :مسافر حسین                 لژیون ۱۱ نمایندگی سلمان فارسی اصفهان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1 دی 1397 02:52 ب.ظ

خلاصه ای ازسخنان استاددرلژیون ویلیام وایت روزسه شنبه مورخ ۹۷.۹.۲۷به استادی کمک راهنمای محترم اقای سعیدچنگانیان با موضوع وادی چهارم

پنجشنبه 29 آذر 1397 11:23 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
سجاد:
در مسائل حیاتی ،مسئولیت را به خدا سپردن ،یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.
در این وادی ،بیان می کند که خداوند نسبت به ما انسانها یک سری وظایفی داشت،که همه ی هستی را آفرید،و آب و خاک و نان و..........خیلی چیزها را داد.و همه چیز را فراهم کرد.ویک نیرویی هم به نام نیروی اختیار به من داد.که در این جا،شیطان گفت چرا،وقتی من از آتش هستم وانسان از خاک،نیروی اختیار را به او دادی،درحالی که من از او برترم .خداوند انسان را بر سر دو راهی قرار داد و گفت یکی را انتخاب کند،اگر در مسیر درست حرکت کردی و راه راست را انتخاب کردی.مسلما به آنچه وظیفه و مسئولیت تو بوده عمل کردی،ودر این حالت به فرمان عقل نزدیک شده ای ،وبه تکامل می رسی.واگر از مسئولیت خودت سرپیچی کردی و به وظیفه ات عمل نکنی،به مقصد نمی رسی وباید در اعماق تاریکی بمانی غرق شوی.اما ما دانسته ویا نادانسته مرتکب یک سری نافرمانی شده ایم ومشکلاتی مثل اعتیاد به مواد و سیگار در زندگیمان رسوخ کرده،وبعد از همه انتظار داریم که چرا مشکل ما را حل نمی کنند،از پدر، از مادر،از دوست ازهمه توقع داریم.حتی  به خدا میگفتیم چرا من باید این مشکل را داشته باشم واگر اولین سیگار را از یکی از دوستان گرفته بودیم .همیشه خانواده مان میگفت تقصیر این فرد بود.در حالی که ما خودمان مقصر همه ی بدبختی ها هستیم.واگر خواسته ی آن در وجود من نبود .انجام نمی دادم.
ما باید بپذیریم و قبول کنیم که مقصر هستیم و این بلا را خودمان بر سرمان آوردیم.بنابراین طبق وادی سوم هیچ کس به اندازه خودمان نمی تواند به مشکلاتمان فکر کند و در وادی چهارم ما یاد گرفتیم که نباید مسئولیت کارهایمان  را به خداوند بسپاریم.اینکه نماز و دعا وزیارت بخوانی واز خداوند بخواهی که مشکلم را حل کن.نیست و خداوند گفته از تو حرکت ،ازخدا برکت.
اگر بخواهیم دعا و نیایش ما اجابت شود اول باید من مسیر زندگی ام را تغییر بدهم،تاوان مشکلاتی که برای خودم به وجود آوردم را پس بدهم.وقتی راه درست را انتخاب کردیم،  ودرون خودمان را تغییر دادیم  ،آنگاه ،هر چه که از خداوند بخواهم،مرا یاری می کند.خداوند بخشنده و مهربان است،وسریع الحساب،قطعا به حساب ما رسیدگی می کند.اگر حواسمان را جمع کنیم ،خداوند پشتیبانمان است.در کتاب ۶۰ درجه گفته که لنگر کشتی را بکشید،اشاره میکند که هر کجا هستی باید لنگر را بکشی وحرکت کنی.منتظر معجزه از طرف خدا نباش.
ما قبلا یک سری تواناییهایی داشتیم،که در اثر مصرف از دست داده بودیم،وجودمان در اثر یخبندان مسدود  شده بود ،حالا با درمان خودمان،این نیروها بیدار می شوند.ومن باید این نیرو ها را در خودم نگاه دارم.از دست ندهم صبر داشته باشم
که به واسطه آن می شود خیلی کارها را انجام داد.وباید در شهر وجودی خودمان ذخیره کنیم .پس باید به موقع سر لژیون حاضر شوم وبه حرف راهنمای گوش کنم،گریز نزنم،برای نیامدن  توجیح نیاورم.خدا را بابت همه چیز شکر کنم.
مشارکت دوستان
مسافراحسان ،  وظیفه و مسئولیت کارها در زندگی بر عهده خودمان است.چه کارهایی که قبلا انجام دادیم چه کارهایی که حالا انجام می دهیم،و خداوند مسئول آن نیست.نفس ما یک سری خواسته هایی دارد نا معقول است،برای این که از این خواسته ها رها شویم.باید طلب و خواستن در ما باشد بخواهیم و علاقه داشته باشیم  که مثلا سیگار را کنار بگذاریم.واینکه مشکل خودم را بپذیرم
اگر نپذیرفتم که این اشتباه را کردم،مسلما نمی توانم حل کنم.
مسافر مصطفی
وادی چهارم ،خیلی قشنگ بیان میکند.که مسئول کارهایم باشم.وبرای اینکه این وادی را عملی کنم باید برگردم به وادی اول که در کارهایم باید تفکر کنم واگر تفکر را در کار هایم نداشته باشم این وادی را هم نمی توانم به انجام برسانم
گاهی اوقات،راهنما می پرسد که چه کسی به تهران می آید ،همه دستهایشان را بالا می برند،اصلا فکر نمی کنند که آیا هماهنگی کرده ای یا نه.خود من  وقتی هنوز به کنگره نیامده بودم سیگار مصرف می کردم به همه ناسزا می گفتم که چرا من نمی توانم دست بردارم.ولی حالا خدا را شکر می کنم که آموزش گرفتم.
مسافر محمد
من هم باید در کارهایم از تفکر شروع کنم،در کارهایم اول فکر کنم،چون با تفکر ساختار ها آغاز می شود.من قبلا که یک مصرف کننده بودم و نفس اماره به من 
می گفت که از چه راهی باید بروی، هر چه که می گفت ،عمل می کردم
برایم مهم نبود که حالا دارم مصرف میکنم ،ممکن است مشکلاتی  پیش بیاید می دانم که اگر در  صراط مستقیم باشم ،خداوند هم به من کمک می کند،ودر مرحله نفس لوامه قرار گرفته ام،اگر یک اشتباه انجام دادم،خودم را سرزنش می کنم که این کار اشتباه است.فهمیدم که فقط با شعار دادن  فایده ای ندارد،این حرفها را باید عمل کنم.
مسافر ابوطالب
من همیشه از دیگران توقع داشتم که کمکم کنند.یک روز در حرم امام رضا بودم که یک بنده خدایی را دیدم که میگفت یا امام رضا،من را از دست مواد نجات بده
ومن کمی خندیدم وگفتم،این که کاری ندارد،اراده ،

کن کنار بگذار،ودیگر نمی دانستم که خودم مصرف کننده می شوم،من قبلا تفریحی مصرف می کردم،وبه این دام افتادم.از خانواده ام خیلی توقع داشتم ومی گفتم چرا کاری برای من نمی کنید.اصلا خدا را نمی شناختم.ولی حالا که آمدم کنگره واقعا فهمیدم که مسبب این همه مشکل خودم هستم،وباید خودم مسئول کارها و مشکلات باشم.خدایا شکر میکنم.

نویسنده: مسافر محمد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 آذر 1397 11:23 ق.ظ

رهایی

چهارشنبه 28 آذر 1397 09:53 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
ورود مسافر تیمور از مصرف مواد مخدر و مسافر حمید از مصرف نیکوتین به سفر دوم خدمت آقای مهندس وخانواده محترمشان و همینطور کمک راهنمای بسیار محترم و خانواده مسافران و اعضای کنگره ۶۰ تبریک عرض مینماییم.گوارای وجودتان


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 آذر 1397 09:56 ب.ظ

رهایی

چهارشنبه 28 آذر 1397 09:44 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
ورود مسافر مهدی را به سفر دوم خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان وهمینطور خانواده مسافر مهدی و کمک راهنمای بسیار محترم و همینطور اعضای کنگره ۶۰ تبریک عرض مینماییم.گوارای وجودتان


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 آذر 1397 09:47 ب.ظ

آکادمی

چهارشنبه 28 آذر 1397 09:40 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
صبحانه در کناره دوستان کنگره ۶۰ در آکادمی 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 آذر 1397 09:39 ب.ظ

دیدار یار

چهارشنبه 28 آذر 1397 09:37 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
لژیون ۱۱
در کنار بنیان کنگره ۶۰



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 آذر 1397 09:35 ب.ظ

بیان کنگره ۶۰

دوشنبه 19 آذر 1397 09:40 ق.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
سال روز بنیان کنگره ۶۰ برتمامی دوستان کنگره مبارک باد.
          بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 19 آذر 1397 09:41 ق.ظ

بنیان کنگره 60

شنبه 17 آذر 1397 06:27 ب.ظ

نویسنده : رمضان
                                                                                                    بنام قدرت مطلق الله:

بنیان از نظر لغت به معنی اساس ؛ بن ؛ پی ؛ پایه ؛ شالوده ؛  مبنا ؛ و تاسیس می باشد :

این کعبه را که سد سکندر حریم اوست -------- خضر خلیل مرتبه بنیان تازه کرد .

کنگره 60 در سال 1378 به خواست خداوند مهربان و بوسیله مردی بزرگ بنام آقای مهندس حسین دژاکام پایه ریزی و تاسیس شده . و چون حرکتی درست بوده و بنیان کنگره بسیار مستحکم برنامه ریزی شده است و هر چقدر توسعه پیدا کند چوون خشت های اول محکم گذاشته شده است بقیه هم به همین ترتیب خواهد بود .
خشت اول گر نهاد معمار کج ------ تا ثریا می رود دیوار کج
بنیانگذار کنگره 60 اقای مهندس دژاکام متولد 25 ابان 1328 و فارغ التحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت است . تحقیق چند ساله او در خصوص تولید چشم های الکترونیک به منظور حفظ و سلامت و جان کارگران و کاربردهای دیگر صنعتی که به همراه جمعی دیگر از متخصصان در سال 1359 اغاز شد .
حسین  دژاکام خود از سال 1358 مصرف دائمی مواد مخدر را اغاز کرد مصرفی که برای 12 سال او را درگیر کرد و تلاش های متعدد برای ترک ان به جایی نرسید او خود علت برگشت به مواد را احیاء نشدن سیستمهای تخریب شده جسم در اثر مصرف مواد به کار نیفتادن غدد شبه افیونی و از تعادل خارج شدن سیستمهای بدن عنوان می کند .ایشان پس از مطالعات ازاد خود در زمینه عرفان و خودشناسی در دهه 60 و یافتن راهی برای خروج از تاریکی اعتیاد  و تجربه سالها مصرف مواد مخدر و در نهایت به درمان اعتیاد او در سال 1376 و ابداع روشی منجر شد که نتیجه سالها تحقیق و کشف صورت مسئله اعتیاد بود نتیجه تحقیق وی در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و مقالات سم نزدایی ؛ صورت مسئله اعتیاد و انچه خانواده باید بدانند به چاپ رسیده  است .
 مسئله حائز اهمیت هم این است که راه مشخص شده و امروز این راه به کمک شما مثل اتوبان است و نشانه گذاری شده است امروز کنگره از وجه خوبی برخوردار است هم مردم و هم تمام مسئولین کشور نگاه مثبت به کنگره 60 در صرف نظر از گروههای سیاسی و تقسیم بندی های مذهبی و سیاسی از این گروه حمایت می کنند و همیشه مورد تقدیر قرار میگیرد .
مکتوبات کنگره 60 بسیار پیشرفته است کتاب 60 درجه زیر صفر به چاپ رسیده است کتاب عشق به چاپ رسیده است در ظرف 2 و3 سال کتاب ادموند تمام شده و از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارد .
بنیانگذار کنگره 60 در نهایت به یاری خدا و نیروهای مافوق روشی  بنام روش DST ابداع کرد . که نتیجه سالها تحقیق و کشف صورت مسئله اعتیاد بود .
 روش درمان در   طی یک ازمایش ساده ولی بسیار مهم با الهام از ماه مبارک رمضان کشف گردیده یعنی منظم نمودن وعده های مصرفی درما ه رمضان وقت سحر و افطار و مشخص نمودن میزان مصرف ؛آقای  مهندس می گویند 12 سال از اعتیادم بیزار بودم ولی راه رهایی را پیدا نمی کردم . ایشان پس از یافتن راه و خارج شدن خودم از بند اعتیاد و درمان قطعی مهمترین کار انتقال دانش به سایرین بود و همین علت پس از دو سال به بررسی و تحقیق پرداخته و کنگره 60 ( جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 ) را  به همکاری جمعیت  مبارزه با اعتیاد و ستاد مبارزه با مواد مخدر تاسیس نمود .
ما مسافران کنگره 60 با ورود به این مکان مقدس باید حرمت ان را نگهداریم و اینکه با اموزش هایی که در کنگره و همچنین با خدمت کردن و گوش دادن به اموزشهای راهنما و استفاده از ابمیوه های کنگره  از بنیانگذار کنگره قدردانی و تشکر فراوان  نماییم .

با تشکر - مسافر رمضان ل -11 -



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 آذر 1397 09:30 ب.ظ

خلاصه سی دی جهان ذهنی -

جمعه 16 آذر 1397 10:35 ق.ظ

نویسنده : رمضان
                                                                                       بنام قدرت مطلق الله

در مورد وادی پنجم و تاثیر ان بر روی من  اولین چیزی که وارد ان می شویم فعل و کار است و شخصی که وارد کنگره شده است و وادی های قبل را درک نموده است اماده می گردد برای اجرایی کردن وادی ها .
 در وادی پنجم آقای مهندس می گوید :
ما در جهان های مختلفی زندگی میکنیم که حداقل سه جهان آنرا بصورت مشهود میتوان پیدا کرد .
یکی همین جهان است که در ان زندگی میکنیم و عبارت است از کارها ؛درس و دانشگاه ؛خانواده ؛ اقوام و ارتباط با مردم و....
جهان بعدی که وجود دارد جهان خواب است که وقتی میخوابیم در خواب یکسری چیزها را روئیت میکنیم و جهان دیگری جهان ذهنی است  که هر کدام از ما اوقاتی را با جهان ذهنی سپری می کنیم شما اگر بخواهید بدانید این جهان ذهن چقدر قدرتمند است هر چیزی که غیر ممکن است کافی است که بخواهید تا در زمان کوتاهی در ذهن خود بوجود اورید پس هر چیزی که بخواهیم می توانیم در جهان ذهنی به تصویر بکشیم و هیچ چیز غیر ممکن در جهان ذهن وجود ندارد زمالنی که انسان بوجود امد هستی وجود داشت .
 برای اینکه این موجود بخواهد با این جهان در ارتباط باشد و بتواند ویژگی اختیار که برای انسان گذاشته شده بود بتواند عملا ً  اجرا کند نیازمند  یک جهانی بود که بتواند به صورت مستقل ان چیزی که در بیرون وجود دارد برای خودش بسازد و بوجود بیاورد و بنابراین جهان ذهن برای انسان خلق شد جهان خواب خارج از جهان ذهن است چون در خواب ممکن است به مکان های مختلف برویم و روئیت کنیم ولی با حسهای دیگر و با حسهای خارج از کالبد خودمان . ولی در جهان ذهنی همه اینها را بوجود می اوریم . خوب این ابزار بر قدرت که هر چیزی را میتواند بسازد برای چه افریده شد ؟
برای اینکه انسان به اختیار خودش به جایگاه خودش برسد شما می دانید در هستی هر چیزی هر چقدر قدرت سازندگی دارد به همان نسبت قدرت تخریب دارد یعنی انسان از این قدرت میتواند تفکر کند تعقل کند تصمیم گیری کند و اگر چرخش پیدا کند می تواند همه بلا ها را بوجود اورد
اقای مهندس یک مثالی میزند که ذهن مانند سیاه چاله هستند .
سیاه چاله چیست :
اجرام بسیار فشرده شده و بی اندازه سنگینی هستند که در واقع قابلیت این را دارند که هر چیزی را به خودشان جذب بکنید حتی نور .به همین خاطر ما قادر نیستیم انها را در طبیعت روئیت نماییم ما هر چیزی را می بینیم بواسطه نور است پس چیزی که نور هم نمی تواند از ان عبور کند  نامریی است .
حالا چطور ی این سیاه چاله را که نور ی از ساطع نمی شود پیدا می کند .
از تاثیری که روی محیط اطراف می گذارد در انسان هم همین چیز است و هیچ چیز ی نیست که از ذهن انسان بتواند فرار کند ویژگی هر موجودی نفس ان است و نشانه نفس چیست ؟ خواسته
جایی که همه خواسته ها و افکار به تصویر کشیده می شود و به تصویر کشیدن ذهن یک انرژی از انسان می گیرد و یعضی ها فکر می کنند که خیال پردازی کردن هزینه ای ندارد ولی اتفاقاً متوجه شده اند هزینه زیادی دارد ولی در محاسباتی که انجام داده اند متوجه شده اند که کسی که ذهنش بشدت مشغول است هشت برابر ادمی که در حال بیل زدن است انرژی مصرف می کند .
در هر کشوری خواسته های مردم را در محلی بنام مجلس  مورد بررسی قرار می دهند و افرادی وارد مجلس می شوند وظیفه انها یکی قانون گذاشتن است و ان در چها چوب و ساختار ذهنی برای بیان کردن خواسته های مردم ؛ در مجلس در مورد هر خواسته ساعتها صحبت می کنند که بتوانند بودجه بگیرند در ذهن هر انسان هم بودجه تقسیم می گردد و مشخص می شود این بودجه کجا خرج شود .
اگر نماینده گانی که وارد مجلس یا ذهن ما می شوند از بین ادمهای نا اهل باشند چه اتفاقی می افتد ؟
بودجه را صرف چیزهایی می کنند که ظاهراً لازم هستند ولی عملاً به هیچ درد نمی خورد و هیچ مشکلی را  حل نمی کند و مردم به انها نیازی ندارند .
 در انسان هم دقیقاً همینطور است اگر نماینده گان خواسته های نامعقول وارد ذهن کنند همیشه ذهن انسان درگیر موضوعاتی می شود .
زمانی که انسان به چیزی فکر می کند یک جاذبه ای برای او دارد وقتی ما موضوعاتی بدی را وارد ذهن می کنیم یعنی یک جاذبه منفی داریم وارد ذهن می کنیم حال اگر بخواهیم از این میدان خارج شویم باید این افکار را از ذهن خارج کنیم .
هر موضوعی که در ذهن بوجود می اید در شهر وجودی ما وجود دارد . کسی که درگیری ذهنی دارد و می خواهد به ارامش برسد باید از ضد ارزشها طبق وادی پنجم دوری نماید و مرحله بعدی خوداری کردن است که اینها به تنهایی کافی نیست و باید دو تکیه گاه داشته باشیم که همزمان قطب های نیرومند مثبت بسازید تا بتوانیم  تعادل  را بوجود اوریم باید  به خواسته معقول تمرکز کنیم .
وقتی انسان از ضد ارزشها دوری می کند یک فشاری بر او وارد می شود و باید در برابر این فشار تحمل داشته باشد و خوداری انجام دهد و این تمرکز ذهن را به خواسته های معقول انتقال دهد.
چون افکار منفی می خواهد انسان را بر گرداند چون انسان قطب منفی را دوست دارد و طمع انسان است ون انسان همه چیز را برای خودش می خواهد و ما باید قطب مثبت را بوجود اوریم و این چیز ماه ها طول می کشد و وارد مرحله قناعت و صبر می شویم .
قناعتاین بود که بیشترین استفاده از کمترین امکانات یا بهینه سازی ؛ کسی که می خواهد وارد ذهن شود لازم است از کمترین چیزه ها بهترین استفاده را کند باید صبر هم داشته باشیم .
آیه ای در قران مجید وجود  دارد که می فرماید :
(ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیرواما بانفسهم - 11 الرعد)
خداوند شرایط هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر ان قوم خواسته های غیر معقول خود را کنار بگذارند .
انسان اگر نتواند از خواسته های غیر معقول چشم پوشی کند یعنی دائما به انها فکر کند و به انها انرژی  دهد هیچ وقت سرنوشتش تغییر نمی کند .
 اگر به زندگی بزرگان نگاه کنیم متوجه می شویم که انها از یکسری خواسته  های خود گذشت می کردند و جهش پیدا می کرده اند .
جهنم خارج از ذهن ما نیست وقتی درگیر افکار منفی هستیم خود جهنم است از ان می ترسید و نا امید می شوید .
و وقتی که انسان درگیری ذهنی داشته باشد نمی تواند از غذا خوردن و یا فیلم دیدن لذت ببرد . و و قتی که این افکار بزرگ و بزرگتر می شود انسان نمی تواند به آرامش برسد .

با تشکر -مسافر رمضان - لژیون 11-



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 آذر 1397 09:32 ب.ظ

خلاصه سی دی جهان ذهن از استاد جهان بینی آقای امین

پنجشنبه 15 آذر 1397 01:28 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                         
تا از خود نگذری،به خود نمی رسی،یعنی تا از یک سری خواسته ها انسان نگذزد،نمی تواند به جهان ذهنی آرامی دست پیدا کند و تا جهان ذهنی آرام بوجود نیاید،انسان نمی تواند با محیط خودش با جهان هستی ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد و وقتی هم که انسان نتواند از جهان هستی که خداوند آفریده یا بوجود آورده لذت ببرد از تمام نعمتهای هستی محروم می شود.

وادی پنجم اولین وادی است که در کنگره ،شخص وارد عمل می شود. در چهار وادی اول در انسان از نظر فکری و نگرش آماده می شود تا شخص از راه درست بتواند  دست به کارهای اجرایی بزند وحرکت کند.در وادی پنجم گفته شد که در جهان ما تنها تفکر قدرت مطلق حل نیست توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می کند و این یعنی حرکت کردن به درون و تلاش کردن.وادی اول متوجه شدیم که چگونه تفکر کنیم وادی دوم فهمیدیم که بیهوده به این دنیا قدم نگذاشتیم وادی سوم،هیچ کسی به غیر خودمان به فکر خودمان نیست و نباید توقع داشت که دیگران جای ما کار و یا فکر کنند و در وادی چهارم،متوجه شدیم که خداوند قدرت مطلق هستی است و حقه های نفس مسئولیت را به خداوند بسپارد و در وادی پنجم در جهان های مختلفی زندگی می کنیم که ما به سه جهان می پردازیم،یکی همین جهان اطراف خودمان است(مثل خانواده-دوستان-کار دانشگاه و.....)چیزی که می بینیم و رویت می کنیم و جهان بعدی،که همان جهان خواب است و جهان سوم همان جهان ذهنی است که هر کدام از ما در این جهان ذهنی خیلی اوقات را سپری می کنیم و نشانه قدرت بودن جهان ذهنی این است که هر چیزی که غیر ممکن به نظر می رسد،در زمان کوتاهی در ذهن خود بوجود بیاوریم.مثل چیزهای عجیب و غریب.و هیچ چیز غیر ممکن در جهان ذهنی وجود ندارد و هر ویژگی که دوست داشته باشیم به آن اضافه کنیم.زمانی که انسان آفریده شد،هستی موجود بود و برای اینکه بتواند این موجود با هستی ارتباط برقرار کند نیازمند به یک جهان مستقل بود و آن جهان ذهنی است که برای انسان درست شد.که قابلیت ساختن همه چیز را در درون خود دارد.و علت آن هم این بود که انسان بتواند به آن جایگاه خودش برسد.هر چیزی که در هستی قدرت سازندگی دارد،قدرت تخریب هم دارد و این ویژگی به انسان داده شد که اگر بتواند از آن استفاده و یا تفکر و یا تصمیم گیری درست انجام دهد و اگر چرخش پیدا کند می تواند تمام بلاها را برای انسان بوجود بیاورد.
جهان ذهنی چیست؟ ذهن مانند سیاه چاله ها هستند.سیاه چاله ها در هستی،اجرام بسیار فشرده شده و بی نهایت سنگین هستند که در واقع قابلیت دارند که هر چیزی را به خودش جذب کنندحتی نور ،قادر به فرار کردن از سیاه چاله ها نمی باشد.به خاطر همین ما در طبیعت قادر نیستیم رویت کنیم.بنابر این سیاه چاله ها کاملا نامرئی هستند.در انسان هم همینطور است چون ذهن انسان هم همه چیز را به طرف خودش جمع می کند و خیلی قدرتمند است،کار ذهن به تصویر کشیدن هر چیزی است برای ما.ویژگی هر موجودی نفس آن موجود است.و نشانه آن خواسته ها می باشد،ما به چیزی که فکر می کنیم ،باید مقداری انرژی مصرف کنیم ،حتی خیال پردازی در ذهن هم خیلی هزینه دارد.و محاسبه آن هشت برابر کسی است که در حال کار کردن با بیل می باشد.


اگر جسم خودمان را همان شهر وجودی در نظر بگیریم ،در یک کشور یک مجلس وجود دارد و بعد نمایندگان شهرها که وظیفه آنها قانونگذاری برای شهر خودشان می باشد،که می شود همان چهار چوب یا ساختار ذهنی . . بودجه انسان هم در ذهن شکل می گیرد و مشخص می شود که این بودجه در کجا باید خرج شود.نتیجه می گیریم که ذهن انسان هم مثل مجلس تصمیم گیری می کند که انرژی را در کجا خرج شود و در کجا خرج نشود.پس اگر خواسته های نامعقول که وارد ذهن می شوند انرژی و بودجه ما را به سمتی می برند که خودشان دوست داشته باشند و انگیزه به انسان هم می دهد ولی باعث ساخت و ساز نمی شود.اگر بخواهیم وادی پنجم را عملی و اجرا کنیم باید به جهان ذهنی خودمان آرامش را برگردانیم و برای اینکه آرامش را به ذهن برگردانیم،باید از ضد ارزش ها دوری کنیم خودداری و صبر و قناعت و غیبت و قضاوت و پس انداز را عملی کنیم چون اینها مراحلی هستند که جهان ذهنی ما را به آرامش می رسانند.وقتی انسان به چیزی فکر می کند حتما یک میدان جاذبه ای هست که آن چیز را به خودت جذب کنی (فکر-انسان ها_ پول و ....)این میدان هم می تواند در راه منفی و هم در راه مثبت باشد.وقتی که ما بخواهیم از میدان جاذبه خارج شویم،باید این افکار را از ذهن خارج کنیم،مثل دوری از ضد ارزش ها.

وقتی که یک فکر منفی ،میدان جاذبه خیلی قوی باشد و با وجود انسان یکی شد،قابل رویت نمی باشد.انسان احساس سنگینی می کند و هیچ فکر منفی هم نمی بیند و فقط با پالایش این کار انجام می گیرد.و بعد خودداری کردن است که مکمل همان دوری از ضد ارزش ها می باشد،بعد از اینها باید یک تکیه گاه هم باشد،مثل یک انسان که برای راه رفتن احتیاج به دو تا پا دارد و باید شروع به ساختن قطب های نیرومند مثبت کند تا بتواند افکار مثبت را به خودش جذب کند و باید فقط روی خواسته های معقول تمرکز کنیم.
از ضد ارزشها پرهیز کنیم،خویشتن داری را انجام دهیم و به خواسته های معقول بها بدهیم.عاملی که باعث می شود انسان به افکار منفی بیشتر توجه کنند،به علت دوست داشتن افکار منفی یا طمع داشتن است چون می خواهد به همه چیز دست پیدا کند و داشته باشد ودر ذهن انسان مجموعه ای از این قطبهای منفی وجود دارد،انسان اگر نتواند از یک سری خواسته هایش بگذرد،سرگردان و پریشان می شود و باید تمرکز کنیم تا قطب مثبت بوجود بیاید و ساختن این کار ممکن است چندین ماه طول بکشد و بعد وارد مرحله قناعت و صبر می شود.که تعریف قناعت شد همان بهینه سازی،کسی که در این مرحله قدم می گذارد لازم است که حتما بتواند از کمترین چیزها،بهترین استفاده را بکند و در ادامه صبر را هم داشته باشد.


در قرآن امده است:خداوند شرایط هیچ قومی را تغییر نمی دهد،مگر آن قوم خواسته های نامعقول خودشان را کنار بگذارند.

یعنی به انسان می گوید اگر ما نتوانیم از یک سری خواسته های خودمان چشم پوشی کنیم،هیچ تغییری در ما انجام نمی گردد و گذشتن از خواسته ها هست که شرایط جهان ذهنی را تغییر بدهد.مثل همین شرت OT که ما مصرف می کنیم ما باید بعد از 21 روز یک پنجم آن را کم کنیم اگر این کار انجام نگرفت و نتوانستم از خواسته هایم بگذرم،درمانی انجام نمی گیرد.

نگارش : مسافر مصطفی









دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 آذر 1397 01:25 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 ...