وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 

به نام قدرت مطلق الله

جلسه قبل جلسه یازدهم از دوره چهلم سری کارگاه های آموزشی خصوص کنگره 60 نمایندگی شعبه سلمان فارسی اصفهان در روز یکشنبه  1398/05/20  به استادی راهنمای محترم اقا سعید و دبیری اینجانب مسافر مصطفی با دستور جلسه کار – تحصیل – قدرت  راس ساعت 19 آغاز بکار  نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در رابطه با کار ، تحصیل ، قدرت  همانند یک مثلث متساوی الاضلاع می باشد که هر سه ضلع مکمل یکدیگر هستند :

کار میکنی و با کار کردن به تحصیل و قدرت دست می یابی

با داشتن قدرت به تحصیل و کار کردن دست پیدا میکنی  و همینطور چرخه دور می زند .

قدرت یعنی ظرف پر از انرژی می باشد و در صورت قدرت داشتن می توانی تحصیل کنی ، من هرچه بیشتر کار کنم توانایی و قدرتم بالا می رود و بعبارتی ایندو مکمل همدیگر هستند . این اتفاق به عینه در کنگره 60 اتفاق می افتد ، کسانی که رها شده اند ، هرچه بیشتر کار می کنند بیشتر انرژی می گیرند : ظهر که از سرکار می آیند و با استراحت 5 دقیقه ای به روش در دست گرفتن موبایل و یا کنترل تلوزیون، چنان سرحال شده که گویی یک روز خوابیده اند و بعد از این 5 دقیقه خواب تا شب به تلاش و کار با انرژی بالا ادامه می دهند.

ما می توانیم تحصیل را همان آموزش های کنگره بگیریم . از طرفی راهنمای محترم می فرمایند : مسافر با تحصیلات بالا خدمتگذاری انجام دهد وهمه اینها به علم و توانایی ما ارتباط دارد.

چرا برای بدست گرفتن خدمت در کنگره دعواست ، چون علم داریم که خدمت به ما انرژی و حال خوب می دهد ، چون که تاریکی ها را پشت سر گذاشته ایم بیشتر به روشنایی ها پی می بریم .  مطلب ادامه دارد...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خلاصه سی دی هزینه از آقای مهندس حسین دژاکامنتیجه تصویری برای ‫عکس آقای مهندس دژاکام site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎
به اعتقاد من محبت سراسر هزینه است. هر کاری که انسان بخواهد انجام دهد ، هزینه دارد.پس داشتن یک خانواده هم بدون هزینه نمی‌شود ما یک خانواده را نمی‌توانیم با سخن گفتن و حرف زدن و زبان‌بازی ایجاد محبت و آن...........


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : سی دی ها ، لژیون ها،


به نام قدرت مطلق الله:

جلسه قبل جلسه دهم از دوره چهلم سری کارگاه های آموزشی خصوص کنگره 60 نمایندگی شعبه سلمان فارسی اصفهان در روز یکشنبه 1398/05/13 به استادی راهنمای محترم اقا سعید و دبیری اینجانب مسافر مصطفی با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی راس ساعت 19 آغاز بکار  نمود.

خلاصه سخنان استاد:

چرا باید فرمانبرداری کنیم ،بعنوان یک سفر اولی ،شخص که دیر آمده و راهنما به او می گوید روی صندلی ننشین ،این لطف کردن به شخص در حال درمان می باشد.

چرا من باید فرمانبرداری کنم ،خداوند یکسری فرامین را در قران و کتاب های آسمانی و الهی گفته است: دروغ نگو- رشوه نگیر و نخور- قضاوت نکن-مواد مخدر مصرف نکن

ما فکر میکنیم خمر فقط ،مشروبات الکلی می باشد در حالیکه با توجه به معنی خمر هر چیزی که روی عقل پوشش و حجاب بکشد را خمر می گویند بعبارتی هرچیزی که انسان را از حالت طبیعی خارج کند

بنابراین قرآن  مجید مستقیما نگفته که مواد مخدر مصرف نکن و لی کلمه خمر شامل مشروبات الکلی ، مواد مخدر ،و هرچیزی که انسان را از حالت طبیعی خارج کند حتی افکار منفی را شامل می شود.

در قرآن کریم خداوند متعال فرموده اند: وای بردروغگویان – وای بر هر عیب جوی طعنه زننده – وای بر کم فروشان – وای بر کسانی که نیش زن هستند همانند مار و عقرب و اینها جایگاهشان دوزخ می باشد

در قرآن امده است که خمر مصرف نکن ، فقط مواد مخدر خمر  نیست ، فکر خراب هم خمر می باشد ،ما امده ایم و فرمان خداوند را نقض کردیم . در سی دی شرک استاد امین آمده است که خداوند مالک آسمانها و زمین است ،ما آمده ایم و شریک برای عقل که خداوند می باشد< تمامی صور پنهان خداوند می باشد> آورده ایم .

 شرک بدو صورت می باشد:

 1- شرک آشکاریا شرک جلی : در زمان حضرت ابراهیم ع که مردم بت می پرستیدند و لی حالا بت پرستی بصورت آشکارا برچیده شده است

2- شرکت خفی : شرک در صور پنهان می باشد چون من شریکی برای عقل که جزء صور پنهان می باشد آورد ه ام<خمر>

طبق قانون عمل و عکس العمل :خداوند فرموده اند خمر مصرف نکن – دروغ نگو و در صورت مصرف کردن خمر و یا دروغ گفتن و ... این نافرمانی باعث می شود که ان نافرمانی ؛ فرمانده تو شود و دیگر عقل فرمانده نباشد و بنابراین ما برای عقل با دست خود شریک آورده ایم و اینجا دیگر عقل جایگاه ندارد و تو می شوی فرمانبر و مواد مخدر می شود فرمانده.

پولی که از راه ضد ارزشی و حرام کسب شود فرمانده می شود و اجازه نمی دهد که شما فرمان خرج کردنش را بدهی و خودش چون فرمانده می باشد دستور می دهد که چگونه خرجش کنی

در خصوص مواد مخدر ، مواد مخدر ،زمان خماری،کاری نمی توانستیم انجام بدهیم ،زمان خواب تامصرف نمی کردی نمی توانستیم بخوابیم چون فرمانده مواد مخدر بود.

با ورود به کنگره باید فرمانبرداری کنیم تا فرمانده خوبی شویم، باید بگوییم چشم و انجام دهیم هر آنچه فرمانده گفت، سابق بر این فرمانده مواد مخدر بود و تا مصرف نمی کردیم هیچ کاری را یارای انجامش نبودیم ، جسم وجان ما در اختیارمان نبود : پرش دست و پا – بیرون روی –طرز راه رفتن و در یک کلام اختیار جسم و جان مان را هم نداشتیم هزار کار هم که داشته باشی تا مصرف نکنی هیچ کاری نمی توانستی انجام بدهی چون فرمانده مواد مخدر بود.

ما با ورود به کنگره باید فرمانبرداری کنیم تا فرمانده خوبی شویم ، اگر خواهان فرماندهی در حوزه فرزند ،همسر،محل کار و زیردستان خود هستی و نفوذ کلام می خواهی می بایست فعلا فرمانبرداری کنی، باید در کنگره حرف گوش کن باشی و فرمانبردار خوبی باشی

استاد امین در این رابطه می فرمایند فرماندهی در دوبخش می باشد :

1- فرماندهی بسیط

ابتدا در کنگره باید فرماندهی جسم و جان خود را بدست آوریم که طریقه بدست آوردن فرماندهی جسم و جان محقق نمی شود مگر با رعایت نکات زیر:

با یک سفر خوب <دارو را سر ساعت مصرف کنیم – روی آن نخوابیم – برای بازسازی جسم حق حتی یک چرت کوتاه را هم روی دارو نداریم چرا که دارو بجای بازسازی صرف خواب می شود > بعد از فرمانبرداری طی حدودا ده ماه فرماندهی جسم و جان را بدست می آوری .

2-فرماندهی مرکب:

بعد از فرمااندهی خود می رسی به فرماندهی مرکب که شامل همسر فرزند زیر دستان ،همکاران محل کار و بطور کلی اجتماع و حتی یک کشور را شامل می شود که توان فرماندهی آن را پیدا می کنیم بعبارتی فرماندهی از خود و خانواده تا کشور

برای اینکه فرمانت نافذ باشد باید ابتدا روی خودت کار کرده باشی تا کلامت روی  فرزند و همسر و همه اثر داشته باشد

زمانی می توانی مدیریت و فرماندهی کنی که خوت به تعادل رسیده باشی.

کلام اخر : اگر نقض فرمان کنیم ضربه نابود گری خواهیم خورد ، طبق قانون عمل و عکس العمل که بیان گردید یک ذره هم که بدی کنی بخودت برمی گردد.

آقای مهندس دژاکام شعر معروف را می فرمایند :

هرچه کنی به خود کنی      گره چه همه خوب و بد کنی

 با تشکر از راهنمای بسیار خوبم آقا سعید و هم لژیونی های عزیز و گرانقدرم  لژیون 11 شعبه سلمان فارسی و تمامی بچه های کنگره 60 که هستند تا در کنار همدیگر به درمان برسیم و  آرزوی به تعادل رسیدن تمامی بشریت روی کره خاکی و... آنروز خواهد آمد و مستضعفان وارث زمین خواهند شد.بیایم و از قافله عقب نمانیم./ م.ق

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خلاصه سی دی روابط حسنه از آقای مهندس حسین دژاکام
آنچه در طول حیات ادامه دارد، روابط حسنه است ایجاد روابط حسنه با دیگران هزینه‌بردار است و بدون هزینه نیست . گفتیم که عشق ، ایمان و روابط حسنه تمام این‌ها هزینه دارد ما نمی‌توانیم با ضد ارزش‌ها روابط حسنه برقرار کنیم ، یعنی بد دیگران را بخواهیم و ..............


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : سی دی های آموزشی،لژیون ها،


سه شنبه 15 مرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خلاصه سی دی اندازه : از آقای مهندس حسین دژاکام

نتیجه تصویری برای سی دی اندازه از آقای مهندس
انسان در قید حیات دنیوی با یک معیارهایی زندگی می‌کند، و همه از آن‌ها استفاده می‌کنند و آنچه به دست می‌آورد با آن سفر می‌کند و بستگی به آن دارد که ما چه چیزی را کسب کردیم......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : سی دی ها،لژیون،


چهارشنبه 2 مرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
                  دل نوشته ایی به قلم مسافر علیرضا


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : درمان اعتیاد، آموزش، کنگره60،
لینک های مرتبط : دل نوشته،


به نام قدرت مطلق الله

جلسه مسافرین عشق و امید به استادی کمک راهنمای محترم

 مسافر آقا سعید و دبیری مسافر مصطفی در تاریخ 98/04/23

با دستور جلسه وادی یازدهم و تأثیر آن روی من شروع به کار نمود.

ما قبل از وردمان به کنگره هر بار روزنه‌های این چشمه‌ها را با سم‌زدایی و سقوط آزاد و با یک سری روش‌های غلط .... از بین بردیم و بهترین روش جهت بازسازی این روزنه‌ها روش DST می‌باشد.......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون ها، دستور جلسات هفتگی،


خلاصه سی دی حقه 3 از آقای امین

نتیجه تصویری برای ‫تصاویر آقای امین site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎
با یادگرفتن جهان‌بینی بتواند خودش را اصلاح کند و یا در حیطه‌ای که به او واگذارشده و یا معلم شده است و بتواند آموزش‌های لازم را بدهد در آن صورت مفید و تأثیرگذار می‌باشد.من نمی‌توانم دیگران را مشرک یا کافر بپندارم، اگر این کار را کردم مطمئن از ناکجاآباد سر درمی‌آورم......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، لژیون ها، آموزش،
لینک های مرتبط : درمان اعتیاد،جهان بینی،


سجاد:
سخنان استاد
در وادی یازدهم بیان می کند که چشمه های جوشان و رودهای خروشان ،همه به بحر و اقیانوس می رسند.به نظر من همه ی وادی ها خیلی دلچسب هستند،اگر در زندگی خودمان عملی کنیم.گفتیم در جسم ما نهرهایی وجود دارد ،که یکی از این نهرها ،نهر نیکوتین است.ما با مصرف سیگار این نهر را از کار انداختیم.نیکوتین 
انسان را سر خوش می کند،با کشیدن سیگار نهر نیکوتین را در جسم تخریب کرده ایم و باعث نابودی آن شده ایم.وقتی سیگار مصرف می کنیم،ابتدا حالمان
را خوب می کند،ولی مدت کوتاهی که گذشت،تخریب زیادی ،به جسم خودمان 
وارد می کنیم و حال درونی خودمان و اطرافیانمان را بد می کنیم.
حالا آمده ایم کنگره که این نهر ها را بازسازی کنیم.با خوردن دارو جسم را درمان می کنیم،وبا گرفتن آموزشها ،جهان بینی خودمان را با لا می ریم وبه حال خوب می رسیم،اگر در این حال برگشت کنیم و گریز بزنیم،کیفیت انرژی را در خودمان
پایین می آوریم،نمی توانیم درست حرکت کنیم.بنا براین باید در راه صراط مستقیم قرار بگیریم،و قوانین را رعایت کنیم تا چشمه های جوشان را به حرکت دربیاوریم،آنگاه می توانیم در دل مشکلات برویم وبا ترس خود مقابله کنیم.
چون رود خروشان،رودی است که در برابر سنگلاخ ها مقاومت داشته باشد و بتواند از موانع عبور کند.در مورد وسوسه ،گقتیم ،حسی است که نباید کاری به آن
داشته باشیم،وباید از کنار آن عبور کنیم،حس وسوسه ،نفرت،کینه،حس هایی هستند که جزء ساختارهای منفی اند و مثل یک موجی از کنار ما رد می شوند،اگر بخواهیم چشمه ای جوشان باشیم و از مواد و سیگار کنده شویم،باید جهان بینی خودمان را بالا ببریم.تا به رودی خروشان که همان آرامش است برسیم.و کیفیت و کمیت انرژی را در خودمان بالا ببریم.
مشارکت های دوستان
مسافر ابراهیم
من چند روزی که در سازمان بیمه کار داشتم،امروز شاهد این بودم که یکی از مراجعه کننده ها سیگار می کشید.مسئول آنجا گفت کسی که سیگار کشیده بیرون
منتظر باشد تا او را صدا کنم،ومن خدا را شکر می کنم که حدود یک سال است که
دیگر سیگار مصرف نکرده ام،من باید از خودم جوشش داشته باشم و منابع انرژی که همان اطلاعات و آگاهی است را در خودم بالا ببرم.فقط در پی مال اندوزی نباشم ،بتوانم ببخشم و آگاهی خودم را به کار ببرم.
مسافر حسین
ما چشمه های درون خودمان را با مصرف مواد سیگار از بین برده ایم،ودر بعضی از نقاط بدن ما این چشمه ها به گنداب تبدیل شده اند،ما در طول سفرم فهمیدیم
که باید جوشش داشته باشیم،ما باید ضد ارزشها را در خودمان از بین ببریم .توانایی مان را به دانایی موثر تبدیل کنیم.تا به آرامش واقعی برسیم.
مسافر محمد
من ابتدا که به کنگره آمدم ،با خودم گفتم چشمه جوشان چه ربطی به درمان من دارد،ولی وقتی که وادی ها را یکی یکی پشت سر گذاشتم و به وادی یازدهم،چشمه های جوشان رسیدم فهمیدم که می خواهد به من محمد بگوید که قبلا این چشمه ها را  با کینه ،نفرت ، دروغ  و مواد ،در درون خودم کور کرده ام،
وحالا فهمیدم که بهترین چیزی که این وادی می خواهد  در اختیار من بگذارد،همان ایمان راسخ به کنگره و به راهنمایم بود ویکی هم برنامه ی دارویی است،اینها را که پشت سر بگذاریم،یواش یواش چشمه های جوشان در من محمد باز سازی می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 تیر 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

بسم الله الرحمن الرحیم

دستور جلسه این هفته: وادی یازدهم و تأثیر آن روی من

به قلم مسافر علی خدامی


چنانکه وادی های گذشته را به انجام رسانده باشیم و یا به انجام برسانیم، قطعاً تبدیل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گردیم و باز هم اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و یا هم اکنون نیمه پر باشد، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکیه لازم، پر خواهد شد.

برای دستور جلسه این هفته، هیچ نوشته ای بهتر و کاملتر از متن وادی یازدهم، نوشته آقای مهندس دژاکام نیست. به همین دلیل، متن کامل وادی را می خوانیم تا با مفاهیم این وادی بیشتر آشنا شویم. در مورد بخش دوم دستور جلسه، یعنی تاثیر آن روی من، هر یک از ما می توانیم برداشت خود را در بخش نظرات، به اطلاع دیگر عزیزان برسانیم.

وادی یا راه یازدهم

چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند.

آن گاه که روشنایی آبستن تاریکی بود، اهریمن از فرمان سرپیچی کرد، گویی نقطه ای سیاه و تاریک از دل روشنایی ها زاده شد و حرکت خود را آرام و خزنده برای تاختن به جهان روشنایی ها آغاز کرد تا ظلمت و تاریکی را گسترش دهد و برتری خود را نسبت به انسان در مقابل قدرت مطلق، به اثبات برساند.

اهریمن، یاران و نیروهایی را در لامکان گرد آورد و گفت، به انسان یک ویژه گی داده شده که ما فاقد آن هستیم و ما برای اثبات شایستگی و برتری خود بایستی انسان را از طریق الهام و القاء، از سیر صعودیش منحرف نماییم. ما فقط از طریق الهام و القاء می توانیم او را به طرف ضد ارزش ها سوق دهیم، به عبارت دیگر، از او دعوت کنیم. ما اجازه اقدام دیگری را نداریم چون اختیار انسان محترم شمرده شده است.

مطمئن باشید که انسان های زیادی به جرگه ما خواهند پیوست زیرا انسان موجودی است با دو ویژگی، خوبی و بدی، آن ها موجوداتی حریص، زیان کار، ناسپاس و پنهان کننده خدای خود هستند، مگر اندکی از آن ها که عمل صالح انجام می دهند و دیگران را به صبر و محبت توصیه می کنند.

از آن جایی که قلمرو جهان مادی و جسم خاکی یا مادی به انسان ها داده شده، لذا کلیدی ترین موضوع، ماده و مادیات است. توجه داشته باشید به انسان هشداری هم بدین مضمون داده شده است.

اگر بر مادیات سوار باشی، نیمی از قدرت اهریمن را شکست داده ای اما اگر مادیات بر تو سوار باشد، بدان که صد در صد تو را شکست می دهد.

از اسب پیاده شدن، همان قدر مهم است که بخواهی سوار شوی.

اهریمن این گونه ادامه داد: انسان ها با قوانینی بسیار مستحکم که از طرف قدرت مطلق اعلام گردیده در حال زیستن و فراگیری هستند، نابودی این قوانین امکان پذیر نیست ولی تحریف و مخدوش کردن آن ها میسر است. تعادل قانون است، ولی افراط و تفریط خواست ما.

یورش آغاز گردید، بازار دروغ، کینه، دشمنی، خیانت، حسادت، ترس و اضطراب رواج یافت. خور و خواب، تولید مثل و لذت جویی، مال اندوزی، تصاحب سرزمین های مختلف، حکم فرمایی، جنگ و خون ریزی توسط بشر بالا گرفت، گویی درب های الهامات الهی آسمان به سبب نافرمانی بشر و نفوذ نیروهای اهریمنی بسته شد و قدرت در جسمیت تحت فرمان نیروهای مخرب قرار گرفت و برای این که انسان را به دسته افکار خود سوق بدهند، برای آن ها وسایل خوشی و لذت های زودگذر گوناگونی را مهیا کردند.

در این شرایط، الهامات خیر و مثبت، کمی ارسال می شد و همه موجودات به خصوص انسان، بسیار در درد و رنج بودند. هرکس توان مالی و اندیشه بسیار داشت می توانست بماند و در نبود این ها شکست حتمی بود. جدال برای به دست آوردن بود، برای نگهداری چندان نیرو به خرج نمی دادند. طوری بود که گویی اهریمن ها در قلمرو الله شورش نموده اند.

در این وضعیت، انگشت اهریمن به طرف خطرناک ترین و مهلک ترین موضوع نشانه رفت و تیر زهراگین خود را که مربوط به جادوی هفت رنگ بود، رها نمود و جادوی هفت رنگ چیزی نبود به جزء خمر، از آن میان گلی زیبا و وحشی را به نام خشخاش که یکی از مفیدترین و شفابخش ترین و مهمترین گیاه دارویی بود، مطرح نمود و گفت:

اگر این گیاه در دست حکیم حاذق باشد، حیات است، شفاست، زندگی است و اگر به دست مردم عادی باشد زهریست شیرین و به ظاهر گوارا. آن را میان مردان، زنان، پیران، جوانان نیرومند و سالم، به بهانه سرخوشی و رسیدن سریع به خواسته هایشان هدیه کنید و دعوت به استفاده نمایید تا جنگ آورترین و متفکرترین و زیباترین انسان ها را تبدیل به بدبخت ترین و ترسوترین و زشت ترین انسان ها نماید.

فرمان اهریمن اجرا شد و در طی هزاران سال انواع خمر گسترش یافت و تریاک، حشیش، کوکائین و الکل جای خود را باز کرد و مردان و زنان و پیران بسیاری را به اعماق تاریکی سپرد.

در این شرایط اهریمن لبخندی زد و گفت:

مرحله دوم خمر را اجرا کنید.

ناگاه از میان متخصصین دانشمند، یک متخصص با کمال نادانی گفت: من از عصاره تریاک ماده ای را کشف کرده ام که برای درمان اعتیاد به تریاک مفید است و جاهل های دیگر باور کردند و هروئین پا به عرصه حیات گذاشت که دهها بار مخرب تر از تریاک و هر نوع اعتیاد بود.

باز اهریمن لبخندی زد و گفت مرحله سوم،

آن گاه دانایان نادان انواع و اقسام قرص ها و مواد شیمیایی از جمله کرک و شیشه را به جوامع سرازیر کردند که صدها بار مخرب تر از تریاک و هرویین بود و دیگر نیازی به زمین کشاورزی نبود. در هر مکان و خیلی سریع قابل ساخت یا تولید است.

حال ای عزیز، اگر این موضوع را واقعیت مسلم بگیریم، باز هم حقیقت جای دیگر و چیز دیگر و هدف دیگر است زیرا خداوند حکیم و توانا است و خود تدبیر می کند و او وجود نیروهای تخریبی و انسان های پلید و اهریمنی را برای وجود هستی به عنوان یک نیروی مکمل لازم دانسته تا انسان به درجه ای از فهم برسد و با استفاده از عقل سلیم به جایگاهی برسد تا بداند کدام کار درست و کدام غلط است و توان اجرای عمل سالم را نیز داشته باشد.

بنابراین برای خروج از ظلمت و این جهنم ما هیچ راهی نداریم، مگر این که به ریسمان الهی چنگ بزنیم و اصل ریسمان الهی محترم شماردن و اجرای فرامین و قوانین اوست و این قوانین به گونه ای است که از بدوی ترین تا متمدن ترین و از بی دین ترین تا دین دارترین مردمان، همه و همه قبول دارند چون کاملاً پسندیده و عقلانی است.

قوانین چه می گویند؟

می گویند: دروغ نگو، دزدی مکن، خودبین مباش، ربا نخور، گمان بد مبر، رشوه نخور، عیب جو نباش، کم فروشی نکن، ترشروی مباش، فساد نکن، مواد مخدر مصرف نکن، پیمان شکن مباش، خیانت نکن، عدالت خواه باش، حق را ناحق نکن، مهربان باش، به درماندگان کمک کن، تفکر کن و تعقل کن.

حال اگر هر فردی در هر دین و مذهبی، تمام مراسم عبادی و ظاهری دین خود را به جا آورد ولی قوانین ذکر شده را محترم نشمارد و اجرا نکند، بی دین ترین فرد و از پیروان اهریمن خواهد بود.

بنابراین اجرای قوانین توسط انسان شرایطی را برای او به وجود می آورد تا در بهترین حالت، به زیستن ادامه دهد.

ما تاکنون ده وادی را پشت سر گذاشته ایم که تمامی آن ها بر گرفته از قوانین می باشند و قادر هستند ما را از ظلمت خارج نمایند تا به طرف نور حرکت کنیم.

وادی اول: با تفکر ساختارها آغاز می گردد ... و وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نیست ... و در همین وادی، یعنی وادی دهم فرا گرفتیم برای تغییر صفت گذشته تنها یک راه وجود دارد و آن هم تهذیب اخلاق و یا پالایش به مفهوم تزکیه می باشد. برای انجام این مهم، تفکر سالم، ایمان سالم، عمل سالم، حس سالم، عقل سالم و عشق سالم همراه با آموزش و تجربه مفید لازم است که به آرامی همه این موارد را در طول زمان فرا می گیریم.

در وادی یازدهم، چشمه های جوشان و رودهای خروشان، همه به بحر و اقیانوس می رسند، مطرح می گردد.

چنان که وادی های گذشته و موارد فوق الذکر را به انجام رسانده باشیم و یا به انجام برسانیم، قطعاً تبدیل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گردیم و باز هم با این شرایط اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و یا هم اکنون نیمه پر باشد، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکیه لازم، پر خواهد شد.

اکنون برای این که شرایط و دلیل چشمه جوشان شدن انسان را مطرح نماییم، چشمه های جوشان طبیعت را الگو قرار می دهیم و بررسی می کنیم.

یک چشمه جوشان پس از این که موقعیت جغرافیایی آن مهیا شد، بایستی دو ویژگی داشته باشد.

1- منابع آب ذخیره شده

2- اختلاف ارتفاع یا اختلاف پتانسیل منابع آبی با دهانه خروجی چشمه، به منظور ایجاد و یا تأمین فشار و یا تأمین انرژی لازم برای جوشش همراه با فشار آّب از دهانه چشمه.

بنابراین انسان هم برای این که تبدیل به چشمه جوشان گردد، همانند چشمه آب نیاز به دو ویژگی دارد.

1- منابع اطلاعاتی صحیح در مسیر دانایی

2-  اختلاف پتانسیل درونی و بیرونی برای کسب انرژی

در مورد منابع اطلاعاتی صحیح برای رسیدن به دانایی، تاکنون به قدر کفایت بحث کرده ایم خصوصاً در جزوه یک و دو جهان بینی، اما در مورد اختلاف پتانسیل برای کسب انرژی، کمی توضیح لازم است.

انرژی پتانسیل، مربوط به اختلاف ارتفاع است، اگر ما سنگی را از سطح زمین بالا ببریم، در آن انرژی ذخیره می شود، اگر آن را رها کنیم شدیداً به زمین برخورد می کند و یا چیز دیگر و انرژی آن تخلیه می شود.

منابع آب را به همین دلیل در ارتفاع قرار می دهند چون انرژی پتانسیل فراهم می شود و آب با فشار از لوله ها خارج می گردد. به این انرژی، انرژی پتانسیل می گویند.

به هر حال برای انسان هم می توان این انرژی پتانسیل را به گونه ای دیگر توصیف کرد، چون شدیداً به آن نیاز داریم. اگر انسان از نظر درونی و بیرونی جایگاه خود را به طرف ارزش ها تغییر بدهد و صعود کند، در او ایجاد انرژی می نماید که بستگی به تغییر جایگاه دارد. مثل فرد دیپلم که دانشگاه قبول می شود و یا فردی در مسابقات قهرمان می شود و یا کودکی صاحب دوچرخه می شود و یا معتادی که به درمان می رسد.

این موضوع یکی از شاهکارهای کسب انرژی برای انسان است که بلافاصله پاداش خود را از کارهای خوب می گیرد و یا برای نمونه فردی که روزانه 5 گرم مواد مصرف می کند، موقعی که با یک گرم کاهش، به مصرف 4 گرم در روز می رسد، به اندازه 1 گرم کاهش، در او ایجاد انرژی پتانسیل می شود و این انرژی باعث قدرت و اعتماد به نفس زیادی می گردد ولی پس از گذشت 21 روز، انرژی ذخیره شده تمام می شود و بایستی کاهش دیگری انجام پذیرد. مثلاً به 3 گرم برسد تا دوباره تأمین انرژی گردد ولی اگر برگشت کند و به سراغ 5 گرم اولیه برود، اختلاف پتانسیل را از بین برده و باعث غم و اندوه و عدم اعتماد به نفس می گردد و یا فردی در کنگره 60 یا در یک سیستم، فردی عادی است، موقعی که یک مسئولیت کوچک به او داده شود، بلافاصله جایگاه او از حالت سکون تغییر می کند که باعث ایجاد اختلاف پتانسیل در جایگاه درونی و بیرونی او می گردد و این موضوع از مسئولیت های کوچک تا مراتب خیلی بالا ادامه دارد، برای همین است که در کنگره می گویند هرکس خدمت کند حالش خوب می شود.

خدمت داوطلبانه یعنی تغییر جایگاه، حتی اگر جارو کردن و شستن زمین باشد، چون دیگران برای او ارزش قائل می شوند زیرا او داوطلبانه خدمت می کند.

بنابراین برای چشمه جوشان شدن بایستی مرتباً با حرکت های سالم، ایجاد اختلاف پتانسیل نمود تا انرژی لازم برای ادامه، مهیا گردد.

همانطوری که گفته شد انرژی پتانسیل در انسان در اثر تغییر جایگاه و یا به زبان فیزیک، تغییر ارتفاع به وجود می آورد، اگر این تغییر جایگاه به طرف ارزش ها و یا بالا باشد باعث صعود می گردد و انرژی پتانسیل مثبت را به وجود می آورد که در انسان باعث ایجاد لذت و کسب آرامش می گردد و اگر به طرف ضد ارزش ها و یا پایین باشد، مثل مصرف مواد مخدر، دزدی، رشوه خواری، خراب کردن حال دیگران و ... باز هم برای فرد در اثر ایجاد اختلاف ارتفاع به طرف پایین و یا تغییر جایگاه انرژی پتانسیل، البته از نوع منفی مهیا می گردد که باعث ایجاد لذت می گردد  که معمولاً با دلهره همراه است. اگر چه این انرژی را انرژی منفی اطلاق کردیم، ولی به هر حال انرژی، انرژی می باشد. چون در نهایت این انرژی باعث تخریب خود فرد می گردد، آن را انرژی منفی نامیده ایم. مانند نارنجکی که اول پوسته خودش را قطعه قطعه می نماید و بعد دیگران را و در نتیجه انرژی منفی در دراز مدت شخص را به باتلاق و یا گنداب هدایت می کند.

انرژی منفی معمولاً از طریق تخریب خود و یا دیگران و یا به عبارتی از طریق سرقت به وجود می آید. مثل کسی که حق و یا حقوق و یا اموال و یا حال دیگران را سرقت نماید و یا انرژی ذخیره شده خود را از قبیل مصرف مواد مخدر و یا ناامیدی و ناله کردن، زدوبند، سرقت، رباخواری، رشوه واری و یا فردی که با گرفتن و یا خراب کردن حال دیگران کسب انرژی می نماید.

بنابراین هرکس، با تدبیر و یا بدون تدبیر، با عقل و یا بدون عقل، با عشق و یا بدون عشق، با ایمان و یا بدون ایمان، با تفکر و یا بدون تفکر، با حس درون و یا با حس بیرون، هر چند کوچک، گویی مانند چشمه آب عمل می کند که این موضوع مربوط به مراتب و خواسته های نفس شخص می باشد. یکی چشمه ای خشک و خنثی، یکی چشمه ای با آب زلال و یکی چشمه ای با آب گندیده و دیگری چشمه ای با آب زهراگین.

بنابراین خلقت، وجود نیروی منفی و ظلمت را برای ایجاد انرژی پتانسیل به عنوان یک نیروی مکمل لازم دانسته و هر کس و یا هر نفس، خود اختیار کامل دارد تا انتخاب کند، زشتی را، زیبایی را، بدی را، نیکی را، کژی را یا راستی را، حقارت را یا سرفرازی را، ترس را یا شجاعت را، عشق را یا نفرت را، در نهایت دوزخ را یا فردوس را، بنابراین گویی قانون اصلی خلقت به زبان بی زبانی چنین بیان می کند:

کسانی که آنچه دریافت نموده اند، چه مادی و چه معنوی، همیشه در حال بازپرداخت آن هستند، حداقل زکات آن، همیشه مانند چشمه ای زلال و سرشار از انرژی و شادی و شعف هستند و کسانی که هرچه دریافت می نمایند در عوض هیچ گونه پرداختی ندارند و همه چیز را برای خود و یا خانواده خود می خواهند، گویی تبدیل به شوره زار یا کویر می شوند که هیچ گونه روئیدنی در آن نمی روید و همیشه در گرمای کویر منتظر طوفان های شن می باشند، چون گیاهی نکاشته اند که از طوفان شن جلوگیری نماید.

همانگونه که چشمه ها منابع آبی بسیار متفاوتی دارند، انسان ها هم دقیقاً دارای مراتب دانایی گوناگونی هستند و ما بایستی با دریافت دانش و آگاهی لازم و پیروی از قوانین مرتباً منابع ذخیره شده درون خود را زیاد و با حرکت ها و جهش ها ی لازم ایجاد انرژی نماییم تا تبدیل به چشمه جوشان گردیم.

حال برمی گردیم به رود خروشان

همانگونه که چشمه ثابت است ولی منابع آبی چشمه بایستی جاری گردد و پس از طی مسافت های زیاد و عبور از مناطق صعب العبور مثل کوهها، دره ها، صحراها و بیابان ها و شکافتن آن ها، خود را به بحر و اقیانوس برساند و اگر چشمه قدرت جوشش لازم را نداشته باشد، رود آن پس از طی مسافتی بدون قدرت لازم و پشتوانه می گردد و به یک باتلاق منتهی می گردد، انسان هم به همین گونه است.

منابع اطلاعاتی را مرتباً بایستی دریافت کند و هیچ گاه دریافت نبایستی متوقف گردد و با ایجاد حرکت های آرام، جهش های لازم برای کسب انرژی به وجود آورد تا در مسیر زندگی بهتر یعنی همان صراط مستقیم حرکت نماید.

جسم انسان هم مانند چشمه ثابت است اما اندیشه و روح و روان و آنچه او به وجود می آورد و یا از خود اثر می گذارد، دائماً در حرکت و پرواز می باشد.

رود خروشان می داند که بستر او یا مسیر حرکت او هموار نیست و موانع عظیمی در سر راه او قرار دارد ولی او پروایی در سر ندارد، با تلاش از کوه ها و دره های مخوف عبور می کند و تمامی سنگ ها و یا قلوه سنگ ها را کنار می زند و یا دور می زند و به سیر خود ادامه می دهد. انسان هم بایستی بداند که هرگز مسیر او هموار نیست، چیزی که مهم است، خواست و تفکر سالم اوست و با این خواست و تفکر سالم خود بایستی بداند که با حرکت سالم، اگر چشمه وجودی او خالی و یا نیمه پر باشد، با حس سالم و عقل سالم و عشق سالم عاقبت پر خواهد شد و به مسیر خود ادامه خواهد داد و زیستن را محترم خواهد شمرد.

انسان هایی که یک زندگی یکنواخت را تکرار می کنند و هر روزشان مانند روز قبل است و هیچ گونه جهشی را انجام نمی دهند و هیچ تولید و اثری را از خود باقی نمی گذارند و هیچ آموزشی را دنبال نمی کنند، در حقیقت انرژی لازم را به دست نمی آورند، به عبارتی این جهش هاست و اثر گذاری هاست که انسان را سرشار از انرژی می نماید.

پایان وادی یازدهم

با احترام، مسافر علی خدامی

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



به نام قدرت مطلق الله
گزارش لژیون سیگار،به استادی آقاسعید وبا دستور جلسه ی شیشه و تخریبهای آن در روز سه شنبه مورخ 98/4/18 راس ساعت 3:30


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
گزارش جلسه یکشنبه مورخ 98/4/9با دستور جلسه آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل وبی تعادلی




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 تیر 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



اگر بخواهیم به تعادل برسیم،باید ادب،نظم،انظباط و حرمت ها را رعایت کنیم تا بتوانیم به آن تعادل دلخواه برسیم،ادب و معاشرت هر دو مکمل هم هستند و ما باید از......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : دستور جلسات هفتگی،لژیون ها،


خلاصه سی دی حقه از آقای امین

نتیجه تصویری برای دستور جلسه حقه2 تاریخ 98/3/1 آقای امین
شرک و کبر هم‌زمان با همدیگر اتفاق می‌افتد و کسانی هستند که در سیستم مشغول کار هستند ولی می‌خواهند به خواسته‌هایشان زودتر از زمان خودش برسند و به دنبال خدا و یا فرماندهی جدید که بتوانند آن خواسته‌هایشان را زودتر به اجرا دربیاورند........


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : سی دی های آموزشی،لژیون ها،


شنبه 1 تیر 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

بسم الله الرحمن الرحیم

کنگره 60 مرکز علمی و تحقیقاتی و سازمانی مردم نهاد است که در حوزه کاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد فعالیت می‌کند. یافته‌های علمی و تجربی کنگره 60 در طول سال‌ها تحقیقات میدانی، گوی سبقت را از بسیاری مجامع علمی فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر در سراسر دنیا ربوده است و اکنون کنگره 60 از پیشگامان ارائه کننده نظریه‌ها و روش‌های کاملاً علمی می‌باشد که به نتیجه موفقیت آمیز نیز رسیده است.

این موفقیت‌ها روی کاغذ نیست، بلکه شمار زیادی از مصرف کنندگان انواع مواد مخدر سنتی و صناعی شیمایی است که توانسته‌اند اعتیاد خود را بر خلاف نظر و دیدگاه جهانیان که می گویند اعتیاد درمان ندارد، درمان کننده آن هم درمان قطعی و برای همیشه.

کنگره 60 همان گونه که در زمینه درمان اعتیاد مبتکر و ارائه کننده متد بسیار موفق DST بوده است، در ساختار درونی و از نقطه نظر چارت سازمانی و نحوه اداره این سازمان مردم نهاد، طرح‌های بسیار مبتکرانه و جالبی را ارائه کرده است که شاید در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نیابیم.

اعضای کنگره 60 و اداره کنندگان این سازمان مردم نهاد، افرادی هستند که در گذشته مصرف کننده مواد مخدر بوده و هر کدام برای به هم ریختن یک خانواده و یک محله کافی بوده‌اند، اما چه شده است که اکنون در کمال آرامش و احترام و درنهایت نظم و برنامه ریزی در قالب‌های اداره کننده کنگره 60 جای می‌گیرند و به بهترین شکل ممکن کار خود و وظیفه و خدمت خود را انجام می‌دهند، آن هم به دور از بی نظمی.

سیستم اداره کنگره 60 به گونه این است که تمامی برنامه‌ها، کلاس‌ها، مراسم، جشن‌ها، تولدها، و به طور کلی تمامی امور، رأس ساعت مقرر، بدون تأخیر انجام می‌شود. به عنوان مثال کلاس‌های درمان گروهی و کارگاه‌های آمورزشی کنگره 60 در سراسر کشور و در اکثر نمایندگی‌های کنگره ساعت 5 بعد از ظهر آغاز می‌شود. کنگره 60 در طول سال نزدیک به پنج هزار جلسه و کارگاه آموزشی برگزار می‌کند، آیا تا به حال شنیده‌اید که یکی از کلاس‌ها با ده دقیقه تأخیر برگزار شود؟ برگزار کنندکان این جلسات و کلاس‌ها، همان مصرف کنندگان مواد مخدر هستند که زمانی کسی برای آن‌ها ارزشی قائل نبود. همان افراد بی نظم و بی مسئولیت.

معجزه کنگره 60 تنها به درمان قطعی اعتیاد ختم نمی‌شود، بلکه بخش عظیمی از این معجزه در پرورش انسان سالم و صالح است، انسان منظم و باانضباط است. انسانی که نظم سرلوحه امورات زندگی او است. آن هم انسانی که زمانی در قعر تاریکی اعتیاد بوده است.

روزهای جمعه در پارک طالقانی تهران شاهد برگزاری مسابقات المپیاد ورزشی کنگره 60 هستیم که نزدیک به 9 ماه طول می‌کشد و در طول این مدت، صدها مسابقه و بازی گروهی در 14 رشته ورزشی و با حضور صدها ورزشکار که رهایافتگان از دام اعتیاد هستند برگزار می‌شود. آیا تا به حال اتفاق افتاده است که 1 روز به دلیل بدی هوا، باران، برف، و یا به هر علت دیگری، مسابقات برگزار نشود؟

این‌ها بخش کوچکی از شگفتی‌های اداره کنگره 60 است که توسط خود اعضای کنگره 60 صورت می‌گیرد. وقتی به این موضوعات فکر می‌کنیم دوست داریم از صمیم قلب و با تمام وجودمان به کسی که طراح ساختارهای کنگره 60 می‌باشد، یعنی مهندس حسین دژاکام، تبریک بگوییم، او در شرایطی کنگره 60 را بنا نهاد که هیچ کدام از ما در کنگره نبودیم، نه راهنمایی بود و نه مرزبانی، نه ایجنتی بود و نه دیده بانی، نه کلاسی بود و نه کارگاهی، نه مسافری بود و نه همسفری، او تنهای تنها، با قوت گرفتن از قدرت مطلق کار خود را آغاز کرد، در اولین جلسه کنگره 60 فقط تعدادی که شمار آن‌ها به انگشتان دست هم نمی‌رسید و همگی مصداق کامل واژه حال خراب بودند، حضور داشتند. نگهبان کنگره 60 از این نقطه حرکتش را آغاز کرد و در ادامه، با تبدیل این انسان‌ها به انسان‌هایی درمان شده و رها یافته و در ادامه با کادر سازی و طراحی ساختارهای مدون، نوشتارها، چگونگی برگزاری کلاس‌ها، طراحی ساختار آموزشی، کمک راهنما و راهنما، نگهبان جلسه، دبیر، استاد و در ادامه تشکیل کنگره دیده بانان و سپس تشکیل لژیون‌های مرزبانی، کنگره 60 را به جایگاه امروزی رساندند.

کنگره 60 از نقطه نظر علم سازمان و مدیریت، دارای چارت سازمانی بسیار پیشرفته ای است که امورات آن در نهایت نظم و بدون کوچک‌ترین اصطکاکی برگزار می‌شود.

وظایف صف و ستاد با نهایت دقت و با نگاه همه جانبه، طراحی و به اجرا گذاشته شده است.

 در این دستور جلسه به بالاترین مرجع تصمیم گیری بعد از بنیان کنگره 60 اشاره ای کوتاه بنماییم.


دیده بان:

کنگره 14 نفره دیده بانان، بالاترین مرجع تصمیم گیری کنگره 60، بعد از بنیان می‌باشد. کنگره دیده بانان، متشکل از اعضای هئیت مدیره و اعضای خبره دیگر است که قوانین داخلی کنگره 60 را وضع می‌نمایند، کنگره دیده بانان هر 21 روز، روزهای دوشنبه رأس ساعت 1.5 بعد از ظهر، تشکیل جلسه می‌دهد. در این نشست، درباره کلیه امور جاری کنگره، بحث و تبادل نظر صورت می‌گیرد.

دیده بانان علاوه بر عضوییت در کنگره 14 نفره، مسئولیت کلی شاخه‌های فعالییت کنگره 60 را نیز دارا می‌باشند.

مسئولیت انتخاب دیده بانان جدید نیز به عهده کنگره دیده بانان می‌باشد.

مهم‌ترین وظیفه دیده بانی، در خود واژه دیده بانی قرار دارد. یعنی دیدن، نگاه کردن و نظاره گر بودن. دیده بانها موظف هستند در نمایندگی‌های مختلف کنگره 60 اوضاع و شرایط را رصد نمایند، نقاط ضعف و قوت را تشخیص بدهند و به کنگره دیده بانان منعکس نمایند.
افرادی که در طول دوره خدمت خود در مسئولیت‌های محوله از جمله مرزبانی، ایجنتی، کمک راهنمایی و غیره بهترین عملکرد را داشته‌اند، از سوی شورا به عنوان دیده بان معرفی می‌شوند. نشان دیده بانی در کنگره 60 شال سفید می‌باشد و دوره آن 4 سال می‌باشد.

در این هفته در کلیه نمایندگی‌های کنگره 60 جشن هفته دیده بان با حضور یکی از دیده بانان کنگره 60 برگزار می‌شود تا اعضای کنگره 60 از نزدیک با دیده بانان آشنا شوند. بساری از اعضای کنگره 60 مکمن است تا کنون دیده بانان کنگره 60 را ندیده باشند و انها را نشناسند. این هفته فرصت مناسبی است تا شاهد حضور دیده بانان در نمایندگی‌های مختلف کنگره 60 باشیم. همچنین در این جشن و مراسم، اعضای کنگره 60 به رسم کنگره 60 و به منظور تقدیر و تشکر از خدمات دیده بانان به آن‌ها کادو (پاکت) می‌دهند که نشان از قدر شناسی و سپاسگزار بودن اعضای کنگره 60 می‌باشد.

این هفته را به تمامی اعضا و بنیان کنگره 60 و مخصوصاً به دیده بانان کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می‌نماییم.

 

با احترام، مسافر علی خدامی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

وادی یا راه دهم 

صفت گذشته در انسان صادق نیست ؛ چون جاری است .

             

شهر به یكباره طغیان دچار میگردد ، امّا نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادیها حاكم میشود و عظمت و سلامتی باز میآید و شما از آن بهره بیشتری میبرید. دوستان همه سلام میرسانند و از خداوند و نگهبانان شاكر هستند كه وصلها را انجام میدهند تا همهچیز در كائنات به رحمت الهی سیراب گردد. در مقر شما دوستان هرلحظه این روند و تكامل را با محبت حس مینمایند. آنانی كه مجذوب رحمت قدرت مطلق میشوند به ارتقاء میرسند ، آنانی كه فقط به سورچرانی مشغولند نصیبی ندارند ، میفهمی كه چه میگویم ، چهارپایانی كه به دنبال پاهای اضـــافی میگردند تا خود را محكم در زمین نگه دارند. امّا نمیدانند كه بدون دست و پا سر بر سجده الله بسیار آسان است. فقط تمنای دل میخواهد كه با آن فاصله بسیار دارند. مانند نابینایان در روز به دنبال شب میروند. آنكس كه باید بداند میداند و آن میكند كه حق میكند. دوستان دایرهوار دف بر دست به سماء مشغولند و نیایش حق تعالی را مینمایند.

جمعی از مستان از باده الهی .          

 شكر است.

چقدر این قانون زیباست ، چقدر عظیم است و چه بار معنای سحرآمیزی را در خود حمل میكند. بله ، صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. این وادی یا این قانون و یا این راه بسان شمشیری برنده است ، هم هشدار میدهد و هم امید به بازگشت ، هم صعود است و هم سقوط ، هم مرگ است و هـم زندگی ، هم زنده را از داخل مرده خارج میكند و هم مرده را از زنده و به طور كلی رحمت ، لطف و بخشندگی خداوند را در مسیر زندگی انسان به نمایش میگذارد و هم خطوط اختیار را به شكل بسیار زیبایی به دست انسان میسپارد تا خودش هرگونه كه مایل است ترسیم نماید و به انسان میفهماند كه پایان هر نقطه میتواند سرآغاز خط دیگری باشد. همه انسانها قادر هستند و میتوانند در هر نقطهای قرار دارند و هر صفتی را با خود حمل میكنند آن را عوض نمایند ، حتی گناهكارترین ، گناهكارترین انسانی كه مرتكب فجایع و جنایتهای بیشماری گردیده است ، میتواند صفت زشت خود را تغییر دهد و بازگشت نماید. هیچ انسانی مجبور نیست یك صفت یا صفتهای زشت خود را به صورت جاودانه و یا تا ابد در خود حفظ كند. هیچ كسی مجبور نیست تا ابد در جهنم باقی بماند ، اگر كسی در عمیقترین نقطه جهنم قرار داشته باشد ، اگر بخواهد اختیار كامل دارد و میتواند صفتهای زشت خود را تغییر بدهد تا رحمت خداوند شامل حال او گردد و به آرامی از جهنم خارج گردد. هیچكس نمیتواند بگوید از من گذشته و من در زشتیها غوطهورم و كاملاً غرق شدهام و راه نجاتی نیست. راه نجات همیشه هست ، چون صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است. به دلیل جاری بودن انسان ، اگر ما در بالاترین نقطه بهشت قرار داشته باشیم ، هرگاه صفت نیك ما تبدیل به صفت زشت گردد ، ما را از بهشت به طبقات زیرین جهنم فرو خواهند كشید ، چون انسان جاری است ! همهچیز در هستی جاری و در حركت میباشد ، هیچچیز در هستی و ماوراء آن را نمیتوانیم بیابیم كه ثابت باشد و تغییر نكند ، چون مسیر تكامل و مسیر زندگی تغییر ، تبدیل و در نهایت ترخیص است ، از حلقهای در آفرینش به حلقهای دیگر از آفرینش ، از آسمان به زمین و از زمین به آسمان و دوباره برعكس. یا از آسمانی به آسمان دیگر و دوباره به زمین و یا زمینی دیگر و دوباره به آسمان و برعكس!

تا كجا ؟ تا ناكجاآباد كه نمیتوان با انگشت سبابه و یا قطبنما آن را نشان داد ، تا انتهای ابدیت كه خود ابدیت دیگری را درپی دارد و اگر دقیق بخواهیم بدانیم تا انتهای اعداد ! تا جای كه انشعاب یافتهایم و دوباره حركتی دیگر چون ما همیشه با هستی هستیم !

 برای چی !

برای بودن ، وجود داشتن ، زندگی ، حیات ، فضا ، مكان ، زمان ، ساعت ، زیرا بزرگترین معجزه حیات خود حیات است. غوطهور بودن در آن ، نگاه كردن به آن ، به تمامی موجودات ، حُزن ، اندوه ، غم ، شادی ، عشق ، به دست آوردن ، از دست دادن و در نهایت جمع اضداد. چون نكته ظریف در اینجاست، تا زمانی كه نفرت را ندانی ، مفهوم عشق را لمس نخواهی كرد. بنابراین همه در ساعت باید زندگی كنند و ساعت شامل سه بعد فضا ، مكان و زمان است و هر چیزی كه ساعتش تمام شد هر سه بعد فضا ، زمان و مكان را از دست میدهد و به ماوراء منتقل میشود. و هر چیزی كه طبق فرمان ساعتش فرا برسد، قطعاً خواهد رسید !

قدما معتقد بودند چهار عنصر مخالف ، آب ، باد ، خاك ، آتش هستی را به وجود آوردهاند. صرفنظر از اینكه این مطلب غلط است و یا درست ولی سه مؤلفه اصلی و اساسی وجود دارند كه نه تنها جهان فیزیكی (منظومه شمسی و كهكشانها) بدون آنها هیچ مفهومی ندارد ، بلكه این سه مؤلفه در ساختار سایر جهانها یا آسمانها و جهانهای پس از مرگ و ارتباط بین آن نقش بسیار كلیدی را نیز به عهده دارند و بدون آنها هستی و نیستی یا عدم هیچ معنای پیدا نمیكند و آن سه مؤلفه عبارتند از : نور ، صوت و حس.

نور در هستی فرمان میدهد ، در جهان ما و در تمامی جهانهای آفرینش ، تا جایی كه در كتاب شریف میگوید الله نور زمین و آسمانهاست و اگر نور نباشد ما در كره زمین چیز با ارزشی نیستیم و هیچ چیز نداریم. نور افشانی نور چه زیباست وقتی كه نورها با رنگهای الوان خود در یكدیگر درمیآمیزند ، چه نمایش خارقالعادهای را به نمایش درمیآورند و در طلوع خورشید فرمان صادر میكنند . ای از خود رمیده ، ای از شهر گریخته ، به شهرت یا جسمت برگرد كه زندگی دوباره آغاز گردیده تا در ساعت بیاموزی چون ساعت مهد است ، مدرسه است ، بازپروری است و زندگی است.

و امّا صوت ، صوت مانند اداره مخابرات اطلاعات را در سطح كره زمین و همینطـــور ارتباط بین كلیــه جهانهای آفرنش را به یكدیگر منتقل مینماید. وقتی كه اصوات پشت سر یكدیگر قرار میگیرند چه موسیقی و اثرات جاودانهای را خلق میكنند و مرتباً درحال انتقال اطلاعات هستند. اصوات انسانها ، انگلیسی ، فرانسه ، روسی ، فارسی ، صدای طبلها ، غرش توپها ، نعره شیرها ، صدای باد ، نوای نی و كوبیدن دفها به انسان چه میگوید ؟ انسان را به كجا میبرد ؟ اندیشه به كجا پرواز میكند ؟ میتواند به جایی پرواز كند كه در تصور هر كسی نمیگنجد !

حس : حس مانند خداوند است و در تمامی هستی و نیستی موجود و رویت ناپذیر ، امّا همنام خودش قابل حس است و یا حس اولین نیرویی است كه قوهعقل را به كار میاندازد و یا حس آن چیزی است كه ما و یا كلیه موجودات توسط آن هستی را درك میكنند و با یكدیگر ارتباط برقرار میكنند و پیامهای نور و صوت را دریافت و منتشر مینمایند. حس وقتی كه خوب كار كند و آرام باشد ، چه شادی و شعف غیرقابل توصیفی به انسان دست میدهد ، حس دوست داشتن ، حس عشق ورزیدن ، حس یاری به انسانها و یاری به كل هستی كه عبد بودن انسان با اختیار كامل را در با شكوهترین حالت به تصویر میكشد و ما اگر بتوانیم با تزكیه حس خارج از جسم خود را تقویت نماییم و از دروازههای 5 حس درون جسم عبور كنیم ، آنگاه میتوانیم دریافت كنیم ، حتی ، حس دریافت الهام تقوا را ، حس دریافت صدای روحالقدس را ، حس دریافت نغمههای آسمانی را ، حس رقصیدن در آسمان را ، حس همنشینی با ساكنین سر عفاف و ملكوت را ، حس شو ، شود را ، حس شنیدن صدای خدا كه به موسی گفت نعلین خود را دربیاور اینجا سرزمین مقدس است ! آری حتی حس شنیدن صدای خداوندرا ، ولی افسوس و صد افسوس كه صفت بعضی از ما عوض شده و حس منفی و مخرب ما نیرومند شده و در نكبت جهل و نادانی كه خود با دستان خود برای خود مهیا نمودهایم غوطهور هستیم و تمامی شرف و انسانیت خود را به خاطر مشتی سنگ و آجر ، تیرآهن ، زمین و مواد كه هیچ بقایی ندارد زیر پا گذاشتهایم ، این همه زیبایی و عظمت را مشاهده نمیكنیم و به جای آن در كینه ، نفرت ، حسادت ، دروغ ، پیمانشكنی ، مردمآزاری ، منیت ، خودخواهی . . . خود را سرگرم كردهایم و هستی را تبدیل به جهنم و جهنم را تبدیل به خود كردهایم و مانند اختاپوسی زشت و كریه خود را میان چنگالهای وحشتآفرین خود قـــرار دادهایم و هر روز فشار بیشتری به خود وارد میكنیم تا كاملاً خرد شویم. آن وقت میگوییم هدف از زندگی چه هست ؟ چرا ما را خلق كردهاند ، ما كه نخواستیم به دنیا بیاییم و این سؤالی است كه همیشه مطرح بوده است و خواهد بود ! تا باد چنین بادا !

به هرحال این سه مؤلفه ، نور ، صوت و حس همان است كه خداوند ابزار آنها را در انسان قرار داد تا هستی را درك كند و از آنها به دیدن ، شنیدن و قلب یا دل یاد كرده است. دیدن جایگاه نور ، شنیدن جایگاه صوت و قلب یا دل جایگاه حس مركزی است. البته منظور از این نور و این صوت و این حس ، فقط نور و صوت و حسی نیست كه ما درك میكنیم. بلكه دامنه آنها بسیار تا بسیار وسیعتر از آن چیزی است كه در فهم ما بگنجد.

و امّا نكته قابل توجه در این است كه نور و صوت میتوانند در شرایطی مخرب و در شرایطی سازنده باشند ، چون خداوند كه نورالانوار است و پاك و منزه است ولی در مراتب پائینی نورها و صوتهای مخرب و آلوده و ناخالص آنقدر وجود دارند كه در تفكر ما نمیگنجد و بسیار فعال نیز میباشند.

حال ممكن است سؤال شود این مطالب چه ارتباطی با صفت گذشته در انسان دارد ؟ اگر كمی تحمل كنیم به زودی خواهیم یافت ، ما میخواهیم بگوئیم انوار و اصوات مخرب و آلوده مرتباً فعال و در حال ارسال پیام و القای اهداف بازدارنده و مخرب خود هستند و ما قادر به تغییر آنها ، به طور كامل نیستیم ولی طعمهای مناسب برای آنها هستیم ، پس چكار میتوانیم انجام بدهیم تا طعمه آنها نشویم ؟ ما فقط میتوانیم موج گیرنده و فرستند یا صفت خود را تغییر بدهیم تا از بمبباران اصوات و انوار آلوده مصون باشیم و ما صفت گذشته خود را تغییر نمیتوانیم بدهیم مگر حس ما تغییر كند ! لازم به ذكر است كه هر گیرندهای قطعاً فرستنده هم میشود ، اگر زشتیها را جذب كنیم ، قطعاً زشتیها را منتشر خواهیم كرد و اگر زیبائیها و یا خوبیها و یا ارزشها را جذب كنیم ، قطعاً همانها را منتشر خواهیم كرد و این میشود صفت  گیرنده و فرستنده ما و به عبارت دیگر ویژگیهای گیرنده و فرستنده ما صفت خود ماست. نتیجه میگیریم برای تغییر صفت گذشته بایستی حس یا موج گیرنده و فرستنده را عوض كرد و این كاری است هم سخت و هم سهل ! برای تغییر حس در جهت ارزشها فقط و فقط یك راه وجود دارد ولاغیر و آنهم راه تصفیه و تسویه و یا پالایش است كه در مورد انسان آن را تزكیه گفتهاند.

اولین قدم برای تزكیه ، تفكر است و تفكر سالم ، ایمان سالم را به ارمغان میآورد و ایمان چیزی نیست مگر تجلی نور خداوند در انسان و یا اعتقاد راسخ به موضوعی و از ایمان سالم ، عملسالم پدیدار میگردد و از عملسالم ، حس سالم آشكار میشود و از حس سالم ، عقل سالم و از عقل سالم عشق سالم خود را به نمایش درمیآورد. آنگاه صفت گذشته تغییر مییابد. البته دو پله اصلی و اساسی دائماً و به صورت موازی در حال بالا بردن پارامترهای فوق میباشند كه به تدریج و یا به آرامی جهشهایی را به وجود میآورند و آن چیزی نیست ، مگر آموزش سالم و تجربه مفید. خصوصاً تجربههایی كه از عملسالم به دست میآید ، باعث جهش و ایجاد لذت میگردد و تجربههایی كه شكست منتهی میگردد بایستی باعث بازنگری در پندار ، گفتار و كردار گردد ، نه غم و اندوه ! چون ما دائماً به پندارهای خود لباس گفتار و كردار میپوشانیم و ممكن است ما به پندار خود و به ظاهر صدها قدم سالم برداریم و در انتها متوجه شویم كه فقط چند تای آنها سالم بوده است .

لازم است كه برای مطالب گفته شده مثالی زده شود : درنظر بگیرید فردی كه مصرفكننده موادمخدر است به كنگره میآید با صفت اعتیاد ، اولین قدم و در سه جلسه اول فكر میكند و سپس با دیدن بچههای سالم اگر به راه و مسیر ایمان بیاورد بایستی به مرحله عمل كه همان كاهش مصرف موادمخدر است پا بگذارد ، به محض آنكه روی برنامه موادمخدر خود را كاهش داد یعنی عمل سالم را به انجام رسانید حس او تغییر میكند ، با تغییر حس سالم بلافاصله عقل وارد میدان میشود و به فرمانروایی نزدیك میشود و آنگاه عقل با صدای ضعیف عشق را صدا میزند و عشق به ادامه راه و یا رهایی و آزادی در وجود او جوانه میزند و این عمل مرتباً از تفكر تا عشق تكرار میگردد تا روزی كه به رهایی و آزادی از دست اهـــریمن اعتیاد نایل گردد. (توجه وادی اول تفكر و وادی چهاردهم عشق یا محبت ) و امّا عشق سالم مرحلهای است كه تو تمام هستی را دوست داری مثل كوه ، سنگ ، درخت ، خاك، هوا ، حیوانات ، باران ، شیرینی ، تلخی ، آدم خـوب ، آدم بد. چون خواهی فهمید كه تمام هستی برای توست و تو برای تمام هستی و تو بدون آنها هیچ مفهومی نداری. برای مثال ، تو تمامی وجودت از خاك است و روی كره خاكی كه در آسمان در حال چرخیدن است قرار داری. اگر او نباشد تو در این شرایط وجود نداری. پس خاك را دوست خواهی داشت و به آن احترام خواهی گذاشت. آدم بد ، به تو میآموزد كه بدی زشت است و او معلم توست. بنابراین آموزگارت را دوست خواهی داشت ! چون موقعی كه به عشق سالم برسی ، خواهی دانست بدی و زشتیهای انسان از روی جهل ، نادانی و یا نیاز آنهاست و دلت برای آنها میسوزد و برای آنها دعا خواهی كرد. چون آنها با جهل خود در حال خودزنی یا خودسوزی خود هستند و با دستان خودشان وسایل نابودی خودشان را فراهم مینمایند و آنگاه تو بر مبنای شرایط یا بایستی ببخشی و یا بایستی پاسخ بدیها را بدهی ، این شرایط است كه تو بایستی تصمیم بگیری گاهی دندان در مقابل دندان ، گاهی سر در مقابل سر و گاهی بخشش و گذشت چون خداوند هم بخشنده و مهربان است ، هم قهار و توانا و هم عزیز و حكیم ! البته لازم به ذكر است عشق سالم ذره ذره پدیدار میگردد و نبایستی انتظار داشت یك مرتبه به وجود آید ، اگر احساس كنیم به صورت ناگهانی عشق پدیدار گردد ، بایستی بدانیم آن شور و هیجان است ، اگر این شور به شعور تبدیل گردد عشق سالم خواهد بود وگرنه فروكش خواهد نمود ! چون عشق سالم هیچگاه به نفرت تبدیل نخواهد شد ولی عشق خیالی كه ما آن را خودشیدائی مستان میگوئیم و با شور و هیجان بوجود میآید ، احتمال آن هست كه گاهی اوقات به نفرت تبدیل گردد ! ناگفته نماند كه عشق سالم هم خود تماماً شـور است ، امّا از نوعی دیگر !

 

 

تفکر سالم ----- ایمان سالم ----- عمل سالم ----- حس سالم----- عقل سالم ----- عشق سالم  و  باز تکرار



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
خلاصه سخنان استاد
دستور جلسه این هفته،در استحکام پایه های علمی وما لی کنگره من چه کرده ام؟
سوالی  که من از خودم می پرسم اینکه کنگره برای من چه کرد؟اصلا قابل قیاس نیست که بخواهم بگویم کنگره برای من چه کرد.وعددی برای آن قائل شد.چون بهترین چیزی که به من داد آرامش بود.چیزی که در جای دیگری پیدا نمی شود.راه و روش درست زندگی کردن،نظم وچگو نه احترام گذاشتن را به من یاد داد.کنگره به من انرژی  داد.من همیشه آرزو می کنم که کنگره همیشه پا بر جا بماند.اگر نبود من الان کجا بودم.واقعا درک کردن،وایمان داشتن به آن خیلی مهم است. حالا من برای کنگره چه کرده ام .کنگره تشکیل شده از سه ضلع است 
یکی منابع انسانی،دوم منابع مالی و سوم 
علم کنگره است.یک سازمانی است که از خودش تغذیه می شود. نیروی انسانی همان خدمت گزاران هستند که بدون مزد
وپاداش کاری را انجام می دهند.و علم ‌کنگره که  در هیچ جا وجود ندارد.علمی که تجربه شده است و بدون نقص است.وحقیقت را بیان  می کند.خیلی از روش های درمان وجود دارد ولی آیا به سرانجام می رسد؟خیر چون حقیقت ندارد.و منابع مالی کنگره است .که واقعا من در قبال این همه امکاناتی که در کنگره وجود دارد ومن از آن استفاده می کنم.چه کرده ام.خود من طی این چهار سالی که در کنگره بودم تا جایی که توانستم کمک کرده ام چون من در کنگره یاد گرفتم که ببخشم،ما در کنگره نباید حسابگرانه فکر کنیم.بلکه باید عاقلانه فکر کنیم که اگر می خواستم یک پاکت سیگار را حساب کنم که در یک ماه چقدر هزینه می کردم،آیا یک پنجم آن را به کنگره ،پرداخت کرده ام.چون آرامشی که 
اکنون دارم مدیون کنگره هستم. افرادی هستند در کنگره ،وقتی درمان میشوند ،کنگره را رها می کنند و هیچ خدمتی نمی کنند مسلما این افراد به مشکلاتی بر می خورند.ما می دانیم که اگر خدمتی انجام دادیم در زندگی به جاهایی می رسیم که خداوند مزد خدمتمان را می دهد.بنابراین باید قدر دان باشیم و ناسپاسی نکنیم.اگر ناسپاس  باشیم ،حس فراموشی هم به سراغمان می آید.ان شاالله بتوانیم حق این دستور جلسه را به خوبی ادا کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
من وقتی وارد کنگره شدم از الفاظ و ادبیاتی استفاده میکردم که در خور یک انسان نبود.من در کنگره طرز صحبت کردن و قوانین صحیح زندگی را یاد گرفتم.همانطور که دیگران کاشتند وما خوردیم ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند.من مصطفی باید بدانم که کجا بودم و الان به کجا رسیدم.ته یک چاهی بودم که دیگران من را نجات دادند و الان من باید بتوانم دیگران را نجات بدهم.
هر خدمتی که در کنگره انجام می دهیم،تا چند وقت حال خوبی داریم. کوچکترین خدمتی که من در زمینه مالی می توانم انجام بدهم حمایت از سبد کنگره است.
مسافر ابراهیم
من هم خدا را شکر میکنم که امروز هم در کنار دوستان هستم.این صندلی ها که اینجا وجود دارد از اول نبود.این لژیون ها از اول نبودند،اینها بذری بوده که توسط دیگران کاشته شده است.ومن حالا از آن استفاده می کنم. پس من باید قدرش را بدانم و از نظر مالی هر چه قدر می توانم کمک کنم تا بذری باشد که کاشته ام برای آیندگان.
مسافر حسین 
من برای پایه مالی و علمی کنگره چه کرده ام؟کنگره یک جمعیت احیای انسانی است.احیا یعنی زنده کردن.ومن مصرف کننده قبلا یک مرده بودم و تمام حس هایم بسته بود و الان در کنگره احیا شدم و یاد گرفتم که ببخشم و علمی که یاد گرفتم را به دیگران انتقال بدهم.در بیرون از کنگره هم این علم را با اعمال و رفتارم نشان بدهم.
مسافر محمد
من هم خیلی خدا را شکر می کنم که توانستم امروز به کنگره بیایم و آموزش بگیرم،کنگره علم درست زندگی کردن را به من آموخت.من اصلا درست زندگی کردن را بلد نبودم ،دروغ می گفتم یا حق دیگران را ضایع می کردم.ولی الان از کنگره یاد گرفتم که چگونه باشم.برای سیگار چندین بار به ان جی یو رفته بودم
ولی موفق نشدم،کنار می گذاشتم ولی دوباره وقتی در کنار بچه ها که می آمدم 
مصرف می کردم چرا؟چون علم آن را نمی دانستم ولی در کنگره این علم را به من آموخت و انشاالله که من هم بتوانم با عملی کردن آن به دیگران انتقال دهم.
مسافر مجید
من دیروز ،ناخودآگاه در جلسه ای قرار گرفتم که روی زیلو در بیرون نشسته بودند.ومن یک لحظه فکر کردم ما در کجا داریم آموزش می گیریم و درمان میشویم که آقای مهندس برایمان مهیا کردند.من کجا بودم و در چه شرایطی؟
و الان در کجا هستم با چه آرامشی،که در جایی یافت نمی شود.جایی که هستیم امنیت دارد و از ما استقبال  می کنند .من شاید در دوران مصرفم پول داشتم ولی آرامش نداشتم.ولی حالا پول ندارم ولی آرامشی دارم که نمی شود با چیزی مقایسه کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

دستور جلسه امروز هم این است که در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟
افراد کنگره 60، در پرتوی آموزش هایی که دیده اند و رهایی که داده می شود و آموزش های جهان بینی، افراد کنگره به اندازه خودشان و به خوبی کنگره را کمک می کنند. ما فقط بایستی به فکر آینده باشیم. ما در کنگره روزمرگی نداریم.
کمک های کنگره خوب است، ولی سبد های کنگره یه مقدار ضعیف است. سال گذشته ما 20میلیون تومان کم آوردیم، یعنی برای خرج های یومیه کسری بودجه داشتیم. 
بچه های کنگره در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره کمک می کنند و هر کاری که از دستشان بر می آید، انجام می دهند و این بخاطر پیوند محبتی است که بین ما برقرار است. ما حال را نگاه نمی کنیم، ما برای آینده برنامه ریزی می کنیم. ما دائماً در فکر آینده هستیم که نسل های آینده هم بتوانند کارشان را درست انجام بدهند.
من دلم می خواهد که بقیه شهرستان ها هم از اصفهان الگو برداری کنند. اینها یک شعبه را تبدیل به سه شعبه کرده اند. این بخاطر عشق به آدمیت، انسانیت است. این بخاطر این است که می خواهند در آینده فرزندانشان درگیر اعتیاد نباشد و همه ی کسانی که درگیر این موضوع شده اند، نجات پیدا کنند. از مسئولین ایجنت و اسیستانت های اصفهان که زحمت زیادی می کشند، سپاسگزارم و خدا عمرشان بدهد.
اصلاً فکر نکنید که مثلاً فلان شعبه، مردم فقیری دارد و اصلاً پول ندارند و بخاطر این کمک نمی کنند. بعدها دیدیم که شعبه شهرری در هفته ی لژیون مالی، از همه ی شعب بیشتر پول داده بود. در تمام ایران، مردم ما در کارهای خوب پیش قدم هستند.

در جهت پایه های مالی، من و کلیه دیده بانان سعی کردیم که این مطالبی را که شما ارائه می کنید و پول هایی که می دهید، حفظ و حراست کنیم. باید از گروه مالی تشکر و قدردانی کنیم که یک ریال جابجا نمی شود. ما سعی کردیم همه ی کارهای ما کارتی باشد و پولی جابجا نشود. حتی حق عضویت و صدور کارت از طریق کارتخوان انجام می شود. قسمت اوتی هم همینطور است.
در جهت علمی هم من تمام سعی خودم را کردم که علم شما در مقوله اعتیاد، قوی ترین علم باشد. این است که شما از طریق این علم توانسته اید به رهایی برسید. از نظر تفکر و اندیشه هم این تلاش را کرده ام. از نظر جهان بینی هم امین کمک های زیادی کرد و این کمک ها ادامه دارد که بتواند به شما مطالب زیادی را از نظر علمی به شما ارائه بدهد. 
امیدوارم امسال بتوانیم مرکز تحقیقات علمی خودمان را گسترده کنیم، می خواهیم آکادمی و مرکز تحقیقات درست کنیم، ولی ابتدا باید ذره ذره امکاناتش فراهم شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 6 خرداد ماه 1397 جلسه هشتم از دور سی و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60،نمایندگی سلمان فارسی به استادی مسافر مصطفی ،نگهبانی مسافر روح الله  و دبیری مسافر مهدی بادستور جلسۀ:  کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

این کتاب نه تنها در مورد درمان اعتیاد بلکه درمورد مشکلات زندگی راهکارهای زیادی عنوان نموده است که کاربرد دارد.......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط :


نتیجه تصویری برای ‫عکس آقای مهندس site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎
ماقبل از ورود به کنگره در زمان مصرف از یک ادبیات خاصی استفاده می‌کردیم و باید با آموزش گرفتن این ادبیات را تغییر دهیم . نمی‌توانیم بگوییم که من قلب و زبانم یکی است و با همه به یک‌شکل صحبت کنم......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، آمزش، درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
باسلام خدمت ابوطالب عزیز و کمک راهنمای محترم مسافر سعید 
این رهایی را به شما و خانواده ای محترمتان تبریک میگویم

؛ مثلث به کار خود ادامه می‌دهد. در ادامه همه مطالب به طور دایره وار در چرخش است. همیشه اینگونه بوده و شاید دانستن بعضی از مطالب قدری زود باشد؛ اما همیشه فرمان است که در مرحله آخر انجام می‌پذیرد. با آنچه مکرر گفته شد اگر نیازی باشد برای آموزش باز هم گفته خواهد شد.

ما در این مورد که میوه‌ها می‌رسند و ما می‌چینیم خشنودیم و ما هم برای رهایی دوستان تلاش می‌کنیم و این را به اطلاع شما برسانیم که موارد زیادی پیش آمده بود و هست که دیگر به جهت تصحیح این مقوله ارجاع نمی‌شود و بسیار خوب هست نوشتارها را ادامه بدهید و در ادامه اگر مورد خاصی بود مطلبی به جهت غنی شدن، دوستان و سایرین در اختیار شما خواهند گذاشت. این بسیار خوب است که نوشته‌هایی دیگری هم دارید. به جهت آموزش و تعلیم جان و روان و تکامل. در قسمت تزکیه مطالب خوبی اعلام می‌شود تا مکتوب بشود. توجه به خانواده از اهمیت خاصی بایستی برخوردار باشد. 
نیک میدانیم که برای ادامه کتاب‌ها تلاش و زحمت کشیده‌اید که جذاب و قابل درک باشد در مواصلات خود با عوامل و دست اندرکاران حکومتی و دولتی و دیوانی. به قول دین دستور می‌گوید؛ گاهی سواره باشید و گاهی پیاده و راه هموار و ناهموار است بسیار دقت لازم است که بار سالم به مقصد برسد. حفره‌ها همیشه باز نیستند و همیشه هم بسته نمی‌مانند و این حفره‌هایی باز اجرام را جابجا می‌کنند. در هر مرحله از حیات به تجربه گذشته و عمل و حال به عینه دیده و می‌بینیم که آنجا که به عقل و فرامین الهی جلو رفتیم مشخص است با آنچه خود و با اراده ظاهر خود انجام دادیم به معذورات خورده و شتر گم کرده در بیابان برهوت شده‌ایم و عقل مغلوب نفس گردیده است. همه در معرض مسائلی هستیم که ناگزیر منتظر گریز آن باشیم؛ اما مطلب دیگر همیشه اصل با ریشه مهم است؛ یعنی توجه به ریشه، ساقه، شاخه و برگ، میوه مرغوب می‌دهد. اگر کتاب آسمانی را هم خوب بخوانید فرشتگان و جن و انس هر یک با هم تفاوت دارند. هم از نظر ظاهر و به قول شما عملکرد و هم از نظر باطن. 
جن با شیطان همکار است؛ اما انسان تزکیه شده طی مراحلی بسیار با فرشته محشور می‌شود و در طی تزکیه مراحلی به ملکوت یا فرشته می‌رسد. شما اول سوختن نفت یا روغن چراغ را ببینید. از این نور و تاریکی کدام مضر و کدام یک مفید است. حال انسانی که نور را به صورت دیگری به کار برده که آسیب برساند آیا نور اشتباه کرده و یا فاعل آن و یا انسانی ناری فراهم آورد که مثلأ جنگل‌هایی بیشماری را آتش بزند آن آتش اشتباه نموده است؟؟؟؟
پس ما برگشت می‌نماییم به خود موجود که ممکن است جن باشد یا انس و یا فرشته که در هر بعدی این تسویه یا تزکیه به صورت فرمان خاصی خودش انجام می‌پذیرد و مشکل‌ترین آن در قید حیات مادی است که ابتدا و انتهایی نمی‌توان تصور نمود. به همین علت آزمایشات الهی همچنان ادامه دارد. آن لحظه که کاملأ حس می‌نمایید دیگر پایان خط است همه امورات بی نقص به انتها می‌رسند و شروع مطالبی می‌شود که به خیال و رؤیا هم نمی‌دیدی، مانند ابرهای تیره ایی که طوفان آنها را ببرد و ابرهای سفید بر فراز آسمان پدید آمده و آسمان، آبی و خورشید، درخشان است.
سپس گردشی کوچک و دوباره ابرهای تیره در آسمان پدیدار می‌شود.
پس نور و نار در فعل نهفته‌اند و خلق انسان و جن در پایان عمل نشانگر حوادث هستند و فرمان همه آنها در عقل و فرمان از جایی و یا لامکان می‌آید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نتیجه تصویری برای ‫عکس آقای مهندس دژاکام site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎

برای بالا بردن نقطه تحمل باید:از سختی ها و یا نیروهای بازدارنده عبور کنیم و این کارها هم سخت و هم سهل است.......



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 18 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :