وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
دوشنبه 11 فروردین 1399
[۳/۳۰،‏ ۸:۰۱ ق.ظ] Mohamad: به نام قدرت مطلق الله
جلسه ی قبل ،جلسه ی دوم از دور یکم با دستور جلسه ی تخریب های سیگار،به استادی مسافر هادی و دبیری اینجانب مسافر محمد در لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی مورخ 99/1/5 راس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سیگار ،خسارت های زیادی را برای من به بار آورد.من کار می کردم و با پولی که به دست می آوردم سیگار می خریدم،و همه را دود می کردم.در هر جایی که وارد می شدم،یا کنار هر کسی می نشستم به من می گفتند دهنت بوی سیگار می دهد،و من ترور شخصیتی میشدم.سوار اتوبوس می شدم ،با بوی بد سیگار،دیگران را اذیت می کردم.و کلا عمر و زندگی و جوانی من را گرفته بود.سلول های مغزم را از بین برده بود.در یاد گیری من اختلال ایجاد کرده بود،ومن دیگر چیزی در ذهنم نمی ماند،حساب و کتاب های من مشکل داشت.در یک کلام دشمن سر سخت من بود.راه های نا موفقی را برای کنار گذاشتن رفته بودم،ودیگر فکر می کردم که نمی شود ترک کرد.تا آخر عمر با من است،
خسارتهای جسمی و مالی زیادی  به من زد.ریه و لثه ودندان و قلب را همه را نابود کرده بودم و با قرص و دارو می خواستم درمان شوم.
خیلی چیزها مثل فرش و لباس و موتور را سوزاندم به خاطر کشیدن سیگار،و سرفه های شدیدی که داشتم و اخراج شدن از محیط کارم، اضافه شدن خدمت سربازی ،تغییر در احساس در جهت منفی وبه وجود آمدن چین و چروک در صورتم.همه و همه از ضرر هایی است که سیگار به من داد.من با آمدن به کنگره تازه فهمیدم که چقدر خسارت وارد کردم به خودم و به دیگران.تازه فهمیدم که سیگار کشیدن یک نوع ضد ارزش است.آگاهی و دانایی خودم را بالا بردم. در هر ثانیه ،۲ نفر در اثر مصرف سیگار می گیرند،و یک پاکت سیگار در سال میتواند ،۲ ماه از عمرمان را کم کند.در داخل سیگار ۴ عنصر وجود دارد:به نام فیلیتر ، فیلترپوش ، کاغذ توتون ، و توتون. اوایل آن به بومیان قاره ی آمریکا برمی گردد که برگ های تنباکو را می خوردند و سرخ پوستان روی آتش می ریختند و دود حاصل از آن را استشمام می کردند.عوارض قلبی و ریوی دارد ودر سیستم عصبی اختلال ایجاد می کند.با کشیدن سیگار با اولین پوکی که به سیگار می دهی دود با جریان اصلی وارد ریه می شود و چند ثانیه بعد توسط جریان کناری سم تولید می شود که قلب و ریه را نابود می کند.در آخر به چند مورد دیگر از خسارت های سیگار اشاره می کنم.
۱.تغییر شکل دادن در سلول های جنسی مردان 
۲. سرطان رحم و سقوط جنین
۳.تغییر رنگ در انگشتان و لب ها
۴.بیماری های معده و لثه و دندان
۵.به وجود آمدن چین و چروک
[۳/۳۰،‏ ۸:۰۱ ق.ظ] Mohamad: اما این جلسه جلسه ی سوم از دور یکم با دستور جلسه ی دانایی و دانایی موثر و سواد با استادی مسافر حسین و دبیری اینجانب مسافر محمد در لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی مورخ ۹۹/۱/۱۲راس ساعت ۳:۳۰آغاز به کار می نماید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 6 فروردین 1399
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر
جلسه ی قبل،جلسه ی ششم از دور یکم با دستور جلسه ی وادی نهم قسمت دوم،به استادی مسافر محسن و دبیری اینجانب علیرضا در لژیون مجازی سلمان فارسی مورخ 99/1/4 راس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد
آقای مهندس فرمودند:در وادی نهم از نقطه تحمل یاد می گیریم،که ما باید آموزش بگیریم و در زندگی به آن عمل کنیم.اگر کسی اشتباهی انجام داد ،سریع عصبانی نشویم.نقطه تحملمان را بالا ببریم.با خوبی رفتار کنیم،بگویی کارت اشتباه بود،دیگر تکرار نشود.اینکه ما در کنگره آموزش ها را بگیریم و در زندگی به آن توجه نکنیم و عمل نکنیم اصلا هیچ ارزشی ندارد.هر کدام از ما  یک نقطه تحمل داریم که بالا و پایین است.و هر کسی یک ظرفیتی دارد که اگر پر شود به نقطه ی آشوب می رسد.یعنی عصبانیت زیاد از اندازه.که ممکن است شخص دست به هر کاری بزند،نقطه تحمل مثبت و منفی دارد.قسمت منفی آن در دوران مصرف بود که کم کم با کشیدن یک نخ سیگار ،ضد ارزشها را در وجود خودمان بالا بردیم و اما قسمت مثبت که آمدیم به کنگره و در راه صراط مستقیم قرار گرفتیم به سمت ارزشها حرکت کردیم.وبا بالا بردن  نقطه تحمل و تکرار و تمرین توانستیم دانایی خودمان را بالا ببریم.خدایا شکر می کنم که به آرامش رسیدم و بهترین لذت را می برم.
اما این جلسه جلسه ی هفتم از دور یکم با دستور جلسه ی سی دی اتصال با استادی مسافر مصطفی و دبیری اینجانب علیرضا مورخ 99/1/6 راس ساعت ۶ آغاز به کار می نماید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر,جلسه ی قبل ،جلسه ی پنجم از دور یکم با دستور جلسه ی اهمیت خواب شب وبیداری در صبح به استادی امیر حسین مورخ 99/1/2 راس ساعت ۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد: 
در ابتدا سال جدید را به دوستان و به کمک راهنمای گرامی آقا سعید تبریک می گویم.در سی دی اهمیت خواب شب ،آقای امین گفتند:افرادی که کینه و نفرت داشته باشند .مشکلات بی خوابی دارند.اگر کسی بخواهد مشکلش بر طرف شود باید این کینه و نفرت را از خود دور کند.
و دیگران را ببخشد و گذشته را فراموش مند.
کسانی که شبها دیر می خوابند ،افکار منفی در این افراد زیاد است .چون القاء افکار منفی از سحر تا طلوع آفتاب است. زمان خواب شب از ساعت ۱۰ الی ۱۱ است .پس کسی که صبح ها قبل از طلوع خورشید بیدار می شود حالش بهتر است.و یک نکته ی دیگر که در خوابیدن مهم است جهت خوابیدن است که باید شرق به غرب باشد یعنی عمود بر مغناطیس زمین بخوابد.جهت مغناطیس زمین شمال به جنوب است.بنابراین اگر بخواهیم به حال خوب برسیم و باید ابتدا فرمانبردار خوبی باشیم وبه خوابمان اهمیت بدهیم.
اما این جلسه ،جلسه ی ششم از دور یکم لژیون مجازی به استادی مسافر محسن و دبیری اینجانب علیرضا با دستور جلسه ی اهمیت خواب شب مورخ99/1/4 راس ساعت ۶ آغاز به کار کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سخنان استاد
در ابتدا استاد چند نکته ای را یاد آور شدند.یکی اینکه ما باید حتما در لژیون مجازی شرکت کنیم ،و آموزش ها را عملی کنیم.حضور و غیاب انجام می شود.سی دی هایی که مشخص می شود را باید بنویسید و در گروه بگذارید.
واما دستور جلسه ی امروز وادی نهم می باشد،تیتر وادی نهم می گوید:وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه ی بالایی برسد،نقطه ی تحمل پیدا می شود،ما یک سری نیروها و توانایی هایی داشتیم که از دست داده ایم مثل نیروی جسمی،نیروی جنسی،نیروی تفکر،نیروی عشق و محبت و نیروی شجاعت،با استفاده از این نیروها من می توانستم خیلی از مشکلات را حل کنم.ولی در اثر مصرف مواد و مصرف سیگار ،ما این توانایی ها را از دست دادیم و به همراه آن ظرفیت و نقطه تحمل مان کم شده است.در خانواده و در جامعه ،نیروی اختیار را از دست دادیم ،قدرت تفکر و قدرت تصمیم گیری از ما گرفته شده است.هر انسانی که ظرفیت و ظرف وجودی او پایین باشد مسلما زندگی اش به هم ریخته است.مشکلات را نمی تواند حل کند.ما در وادی نهم یاد می گیریم که چگونه نقطه تحملمان را بالا ببریم.
ما باید کم کم و ذره ذره  ظرف وجودمان را بالا ببریم،چگونه؟
همانطور که پله پله دارویمان را کم می کنیم و یا قطعات آدامسمان را کم می کنیم باید از خیلی ضد ارزشها فاصله بگیریم و این کار را یک دفعه نمی توانیم انجام بدهیم بلکه کم کم دوری کنیم.مثلا دروغ نگوییم،تهمت نزنیم،غیبت و دو دربازی نکنیم و خیلی دیگر از ضد ارزشها که در دوران مصرف انجام می دادیم. و آنچه که برای من فرمان است را انجام بدهم.
در این صورت نقطه تحمل را می توانم بالا ببرم.
استخر وجودی ما مانند استخر آب که به مقدار و کیفیت آب بستگی دارد،سطح انرژی ما هم به کمیت و کیفیت بستگی دارد.مثل اینکه 5/5سی سی دارو بخوریم و بعد یک سیگار هم بکشیم ،در این صورت اثری که این دارو دارد نصف می شود و به ۳ سی سی فرقی ندارد.این سیگار کیفیت کار را پایین می آورد.همانطور که کیفیت یک درخت به ریشه هایش است.و اگر ریشه هایش خوب رشد کند محصول و میوه ی خوبی می دهد.ضد ارزشها در وجود ما حکم ریشه ی درخت را دارد اگر به جای این ضد ارزشها ،ارزشها را در وجود خودمان نهادینه کنیم،نقطه تحمل و ظرف وجودی ما هم بالا تر می رود و در خانواده و جامعه  سربلند هستیم.پس فرایند زمان و تکرار موضوع را نبایدفراموش کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر
دستور جلسه ی قبل ،جلسه ی چهارم از دور یکم  با دستور جلسه ی سی دی عشق و ایمان ۳  ،مورخ 98/12/28  راس  ساعت ۴ با استادی مسافر ابراهیم و دبیری اینجانب علیرضا آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
آقای مهندس در سی دی عشق و ایمان ۱ و۲ به زیبایی بیان کردند که عشق چگونه به وجود می آید،حکم محصول را دارد که اگر به خوبی کاشتیم و ابیاری نمودیم محصول خوبی برداشت می کنیم.
محبت را باید کاشت تا محصول  عشق را دریافت کنیم.همانگونه که یک دانه گندم را می کاریم باید به آن رسیدگی کنیم و آب بدهیم تا بعد بتوانیم برداشت کنیم.عشق و محبت هم همین طور است.
در عشق و ایمان ۳ یاد گرفتیم که عشق یک ماده ای است که تمام ذرات هستی را به هم وصل می کند.وبه هم می چسباند.یک موج است ویا یک ماده یا ذره ای است که باید به هم نزدیک باشد.به قول آقای امین عشق تمام ذرات هستی را به هم وصل می کند واگر این چسبندگی نباشد،از هم پاشیده می شود و پایدار نیست.
سایه و جاذبه از اضلاع مثلث عشق است که حس آن چیزی است که بتواند جاذبه را بگیرد.پس یک نیرویی است که جاذبه را ارسال کند.برای همین است که همه عاشق همدیگر نمی شوند و همدیگر را دوست ندارندافراد اندکی هستند در جامعه که همدیگر را دوست دارند.
آقای مهندس می گویند به طور کلی عشق همدیگر را باور داشتن و ایمان داشتن و اعتقاد داشتن است.من باید خیلی آموزش بگیرم تا بتوانم کلمه ی عشق را در درون خودم بشکافم ،اگر به کسی عشق ورزیدی ویا محبت کردی ،همان به تو برگشت داده می شود و اگر کینه ورزیدی،همان به تو بر می گردد.
اما این جلسه ،جلسه ی پنجم از دور یکم  لژیون مجازی به استادی امیر حسین و دبیری اینجانب علیرضا با دستور جلسه ی اهمیت خواب شب وبیداری در صبح زود مورخ 99/1/2  راس ساعت ۶ آغاز به کار می نماید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جلسه سوم از دور یکم کارگاه‌های خصوصی لژیون مجازی کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی در تاریخ98/12/25 با استادی "کمک راهنمای محترم مسافر سعید "و دبیری لژیون مجازی "مسافر علیرضا صانعی "با دستور جلسه "وادی نهم "رأس ساعت 16 آغاز بکار نمود.
ماقبل از ورود به کنگره در جهان اعتیاد و تاریکی‌ها بودیم و با ورودمان به کنگره وارد دنیایی جدید و روشنایی شدیم که خیلی از حس‌های انسان باز می‌شود و من باید به درون خودم رجوع کنم و خودم را پیدا کنم یعنی با عمل کردن جهان‌بینی را کاربردی کنیم و...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون مجازی،

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سی دی عشق و ایمان3


آقای مهندس فرمودند من در آموزش‌ها کاری که توانستم برای شما انجام بدهم این‌که آدرس خودتان را به خودتان دادم چون ما گم شدیم مثل خود من، اساتید من آدرس خودم را دادند فکر می‌کنیم که هستیم اگر گم نشده بودیم پس در جهان اعتیاد چه‌کاری انجام می‌دادیم با آن افکار و اندیشه و درگیری‌ها و مسائل منفی، چون راه را گم‌کرده بودیم وقتی شخص آدرس خودش را پیدا کند مطمئناً به رهایی می‌رسد.....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : سی دی های آموزشی،
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد : دستور جلسه ی این هفته وظایف راهنما و رهجو ، در سی دی زوج
و فرد آقای مهندس گفتند : چرا می گوییم حضرت علی شفیع شما شود ، وقتی که ما ، در جهت درست قدم برداریم و فرمانبرداری کنیم آن گاه کسی شفیع ما می شود حالا یک رهجو اگر فرمانبرداری کند راهنمایش شفیع او می شود و کمک حال 
او می گردد و به سلامتی رها می شود . وقتی که راهنما از یک سری فیلتر هایی رد می شود و امتحان می دهد ، مصاحبه می شود که یک کمک راهنما شود. و مهم ترین آن بستن پیمان است . وقتی که راهنما دست راست خود را بالا می آورد و می گوید من به عنوان یک خدمت گزار،باید در کنگره طبق حرمت ها و قوانین حرکت کنم.یک راهنما در کنگره ،طبق معرفت ،عدالت و عمل سالم کارهایش را انجام می دهد.جایگاه بالایی دارد،واگر از چهارچوب کنگره خارج شود،مجازات او هم سخت است.ودر حین سختی ،لذت هم دارد.
اولین و مهم ترین خصیصه ای که یک راهنما باید داشته باشد عاشق بودن است،یک راهنما عاشق رهجویش است،و او را دوست دارد ،خدمت می کند تا رهجویش به رهایی برسد.در جهت صراط مستقیم حرکت می کند.اگر راهنما عاشق کارش نباشد و یک ذره منحرف شود،مسلما نمی تواند رهجویی را به رهایی برساند.اگر من راهنما  صاف و پاک نباشم و کارهایم را به خوبی انجام ندهم،نمی توانم به رهجو بگویم کاری را انجام بدهد.من باید طبق قوانین حرکت کنم ،تا بتوانم رهج را به درمان برسانم.اول باید خودم سی دی را نوشته باشم ،بعد به رهج گویم سی دی بنویسد،اول خودم باید سر وقت در کنگره حاضر باشم بعد به رهج بگویم ساعت ۳ و نیم سر لژیون سیگار حاضر باشد.
پس حالا من رهجو چه وظیفه ای دارم؟من رهجو باید به موقع در کنگره  حاضر باشم،به کنگره و راهنمای خودم ایمان داشته باشم چون کنگره سندی بدون نقص است،اگر بخواهم نظم و انضباط داشته باشم و به حال خوش برسم مسلما باید به داروی خودم که آدامس است ایمان داشته باشم،وقتی راهنما یک تعدادی را برای من مشخص می کند،من باید این تعداد را استفاده کنم.و این خیلی در درمان من مهم است.من به عنوان یک رهجو که در لژیون سیگار حاضر می شوم باید سی دی های (سیگار و جایگزینی_جسم_نیکوتین_عقل وایمان_وسی دی خونی مغز)را بنویسم،وبه آن عمل کنم.من باید بدانم که اگر راهنما ویا آقای مهندس کاری را گفتند انجام بدهم به نفع خود من است.و اگر هرروز با خودم بگیم که حالا چند روز دیگر و گریز بزنم،این یک نشانه ی بدی است .اگر آمدم به رهایی رسیدم باید بمانم و خدمت کنم .هر چه که بعد از رهایی ،در کنگره خدمت کنیم،مشکلاتمان در زندگی خود به خود حل می شود و به حال خوش می رسیم. بنابراین  من رهجو باید یک فرمانبردار خوبی در کنگره باشم.

مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:هیچ کس به اندازه ی یک راهنما دلش به حال رهجو نمی سوزد.یک راهنما عاشق است ،و رهجویش را عاشقانه به درمان می رساند حساب کارش با خداست و من به عنوان یک رهجو نمی توانم وظایف راهنما را بگویم
خیلی سخت است ،اما یک رهج باید آموزش پذیر باشد،خدمت گزار باشد.
گوش به فرمان راهنما باشد،نباید به راهنما یش زنگ بزند و برای او ایجاد مزاحمت کند.و اگر واقعا کسی بخواهد فرمانبردار خوبی باشد و به رهایی دلچسب برسد باید حرمت های کنگره  را که توسط نگهبان دو بار خوانده می شو
با خودش تکرار کند وبه آن عمل کند چون آمده در کنگره تا دانایی خودش را به دانایی موثر تبدیل کند.
مسافر محمود:
وظایف رهجو این است که باید تسلیم باشد.تسلیم واقعی و بدون چون و چرا.و دیگر اینکه ایمان کامل داشته باشد،اینکه بگوییم فلان راهنما سرش شلوغ است و اگر پیش او برویم حتما به رهایی می رسیم .این طور نیست ،بلکه بستگی به خودمان دارد فرمانبردار خوبی باشیم.وقتی آمدم وارد لژیون سیگار شدم ،ابتدا دوگانه سوز بودم در کنار آدامس،سیگار هم می کشیدم،ولی راهنما وقتی به من گفت باید سیگار را کنار بگذاری و آدامس مصرف کنی،فهمیدم که راهنما بد من را نمی خواهد و به نفع من صحبت می کندوخود راهنما این دوره را گذرانده است و به درمان رسیده است.پس من هم باید گوش به فرمان باشم.
مسافر هادی:
خدا را شکر می کنم که در بهترین جای ممکن قرار دارم.به نظرمن اگر راهنما عشقی نداشته باشد نمی تواند رهجو را به درمان برساند باید این عشق در او زنده باشد . تک تک این افرادی که خدمت می کنند عشق و ایمان را دارند .که
بلا عوض بدونه اینکه چیزی دریافت کنند وفقط نیتشان خداوند است . اگر یک 
نفر را از منجلاب اعتیاد نجات بدهند خداوند از جایی دیگر مزد آن ها را میدهد 
در اینجا راهنما چقدر از زندگیش می گزرد تا یک نفر رابه رهایی برساند . راهنما
یعنی کسی که راه را به ما نشان میدهد ، چون دانایی او بالاست و رهجو یعنی جوینده ی راه ، و کسی که باید سر سپر ده ی راهنمایش باشد من رهجو باید با سر راهنمایم راه بروم وبه حرف های او گوش بدهم.
مسافر محمد:
دستورجلسات خیلی قشنگ پشت سر هم چیده شده است،دستور جلسه ی قبل فرمان عقل بود،که اگر من محمد به فرمان عقل برسم می توانم درست تصمیم بگیرم و به تک تک وظایفم عمل کنم،کسی که راهنماست یک سری فیلترهایی را رد کرده است،و می خواهد راه را به من نشان بدهد.در مسیر راه به من می گوید که باید بنزین بزنی ،که همان دارو خوردن من است ومن باید به موقع و به مقدار لازم استفاده کنم.اگر به من گفت باید فلان وقت استراحت کنی،که بین ۱۰ تا ۱۱ شب است ومن باید بخوابم،ویا در هنگام صبح گفت حرکت کن ،باید روی داروی خودم نخوابم .من از وقتی آمدم کنگره به راهنمای خودم وبه کنگره ایمان آوردم و هر آنچه که گفتند عملی کردم.در سفر اول اگر راهنما می گفت سی دی بنویس،می نوشتم.اگر می گفت ساعت ۳ونیم در کنگره باشید همان ساعت می آمدم.نتیجه ی آن را هم دیدم.در سفر دوم دوست داشتم خدمت کنم،چون به خود من هم خدمت کردند و کمکم کردند تا به درمان رسیدم،برای همین من هم باید خدمت کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
                                                 به نام قدرت مطلق الله

در بحث جهانبینی گفته می شود که باید با مصالح جهانبینی آشنا شد که صور پنهان ما می باشند که در این وادی به عقل اشاره می نماید. نفس و خواسته های آن ، ذهن و تصاویر آن هم می باشند.

علما بر این اعتقادند که یک عالم اصغر و یک عالم اکبر وجود دارد که عالم اکبر جهانی است که همه ما در آن وجود داریم و عالم اصغر خود انسان است. در وادی می خوانیم که بر این شهر وجودی و عالم اصغر فرماندهی حکمرانی می کند به نام عقل که هر خواسته ای که نفس ما دارد باید توسط عقل تایید شده تا اجرا شود و حکم آخر توسط عقل صادر می شود و شناخت این قضیه برای ما بسیار مهم می باشد.

همه ما مراحل تفکر را می دانیم که خیلی از تصاویر و خاطرات در ذهن ما می آید که ذهن ما برای اجرای آن شروع به تجزیه و تحلیل آنها می نماید ، آن ها را رد کرده یا قبول می نماییم و در انتها برای انجام آن حکم صادر می نماییم که این حکم توسط عقل صادر می شود. شناخت عقل برای ما بسیار مهم می باشد.

در وادی اشاره شده به خورشید و به صورتی می تواند تمثیل خداوند باشد ، جهان ما با خورشید فرمان گرفته ، بیدار شده و می خوابد و حرکت می نماید. راجع به عقل گفته می شود که فرایزدی داشته و نشان از خداوند دارد. حال تمام موجودات دارای عقل بوده و تفاوتی با هم نمی کنند البته در حد و اندازه خودشان ، تنها انسان است که می تواند بازده عقل را تغییر دهد و از پایین ترین تا بالاترین مرتبه. همه ما می خواهیم خیلی از اتفاقات برایمان بیفتد و خواسته هایی داریم ، می خواهیم شو شود برایمان رخ دهد ، می خواهیم اعتیاد را درمان کنیم و این امر صورت پذیرد. در جهان پس از مرگ گفته می شود شو شود خلق الساعه است ولی در جهان ما مراحل دارد یعنی باید یکسری مراحل صورت گیرد ، یعنی اگر بخواهم به درمان اعتیاد برسم و به فرمان عقل در درمان اعتیاد برسم باید مراحلی را طی نمایم و در طی این مراحل باید به فرمان عقل خود گوش فرا دهم.

اولین فرمان که به انسان می رسد فرمان عقل است که ما آن را نادیده می گیریم و اکثر مواقع ضرر آن را هم می خوریم. جمله ای در ابتدای این وادی جمله ای وجود دارد "در ادامه تکامل مانند ماشین تابع خود است و روح با لطافت منحصر به فرد خود با اراده عقل راهبری می شود" عقل برای تکامل و رشد خود دائما با خود درگیر است ولی روح جنسی از علم دارد و با اراده عقل راهبری می شود. خداوند می فرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. ما فقط از خداوند می خواهیم . تابلو روح ما جنس علم دارد و ما باید از روی آن بخوانیم یا عقل ما توان این را بیابد تا از آن استفاده نماید تا مطلبی که خواسته ایم را از آن برداشت نکنیم مطلب جدیدی به ما داده نمی شود. این مسئله بسیار مهم است که ما خواسته های خود را دانسته بخواهیم ، اگر خواسته ای را می خواهیم برای اجابت آن باید به فرمان عقل برسیم ، باید در جهت آن حرکت نمود و اگر خواسته ای را به انتها نرسانیم خواسته ای دیگر برای ما اجابت نمی شود.

در انتها استاد سردار در مطلبی می فرماید : تو می توانی همه آنچه که است با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی.

این یک واقعیت است نیروی عقل بسیار قدرتمند است ، هر آنچیزی که هست. ما وقتی در کنگره به فرمان عقل می رسیم در مورد موادمخدر ، وقتی در جایگاه خود می نشینیم می گوییم خدا رو شکر که به اعتیاد مبتلا شدم. چرا ؟ چون مشکلات ، رنج ها و سختی های اعتیاد را رد کرده و این مشکلات ما را قوی تر کرده و ما را به فرمان عقل نزدیک تر نموده است. ما می توانیم این کار ار نماییم و قطعا اجابت خواهد شد در صورتی که هوشیار باشیم در تمام مراحل زندگی.

من هم خوشحالم با محیط و گروهی آشنا شدم که در هیچ کجا مثل آن را ندیده ام. جهانبینی استاد امین دژاکام 44 صفحه است ولی این اطلاعات را هیچ کجا نمی توانید بیابید. در هر زمینه که بخواهید می توانید حرکت کرده و به فرمان عقل برسید اما خواسته بسیار مهم می باشد ، اینکه چقدر خواست دارید و چقدر در جهت این خواسته تلاش نمایید.

اگر قرار است به فرمان عقل برسید که البته در وادی هم اشاره شده است ، باید تزکیه و پالایش شوید ، باید تمیز شد. باید روی خود کار کرد و بهای سنگینی پرداخت تا به فرمان عقل رسید. من فقط یک راه برای به تزکیه و پالایش یافتم که خدمت است ، اینکه چه اندازه توانستم در این زمینه حرکت نمایم به عقل و میزان دانایی من بازمی گردد. چقدر توانسته ام تزکیه و پالایش شوم ؟ که این مطلب را هر شخص خود می داند. من فکر می کنم که هدف همه انسان ها این است. مال داشتم و همسر خوب داشتن خوب است اما شرط لازم و کافی نیست چون ما همه اینها را گذاشته و می رویم. عقل و خواسته های خود را می توانیم ببریم. عقل خود را می توانیم با خود ببریم و این مسئله در وادی اشاره شده است. مغز اپراتوری برای عقل است که بسیار قدرتمند و توانا می باشد ولی چیزی که راهبری می کند عقل است.

بستر و خاک وجود دارد ، خواست ما بسیار مهم است که بتوانیم در فضای کنگره رشد نماییم و امیدوارم همگی بتوانیم از این فضا استفاده نماییم.

نویسنده:هادی علیزاده لژیون ۱۱وپنجم ویلیام وایت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
MOHAMMAD:
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
وادی ششم به ما می گوید:حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم.
خیلی ها معتقدند ،که یک مصرف کننده عقل ندارد و یا عقلش سالم نیست.در وادی ششم ،یاد می گیریم که عقل یک موهبت خداوندی است مثل خورشید به همه کس وهم جا می تابد.حالا چرا من مصرف کننده ،نتوانستم از این موهبت استفاده کنم. ما در تعریف خمر گفتیم که پرده و پوششی که بر روی روان و شخصیت و تفکر  و عقل ما کشیده می شود،حالا این خمر می تواند مواد ، پول و ضد ارزشها و هر چیزی باشد. چون روی عقل ما کشیده شده است .ما از آن بی بهره ایم.یکی دیگر اینکه اگر حسمان آلوده باشد،عقل درست کار نمی کند.
ما چه وقت می توانیم به فرمان عقل برسیم و اجرا کنیم،وقتی که وادی پنجم را عملی کنیم. در وادی پنجم  آقای مهندس به تزکیه و پالایش جسم و حس اشاره کردند.در وادی دهم یک چرخه ای آمده است.تفکر سالم←ایمان سالم←عمل سالم←حس سالم←عقل سالم←عشق سالم
ما باید هم حس و هم جانمان را تزکیه و پالایش کنیم.حالا اگر حس من آلوده باشد و من سیگار بکشم،مواد بزنم ،دروغ بگویم ، و کلا عمل ناسالم انجام بدهم
به فرمان عقل هم نخواهم رسید.ما گفتیم اولین نیروی به کار گیری قوه ی عقل ،حس است.پس باید تزکیه و پالایش شود.چون حس است که اطلاعات را به عقل می رساند.و عقل پردازش و بررسی می کند و جواب می دهد.
عقل هیچ گاه اشتباه نمی کند.چون فر ایزدی دارد. به عبارتی عقل ،خود خداوند است.اگر حس تمیز باشد و آرامش داشته باشی ،نفس نمی تواند غلبه کند.
برای چه من هر روز سیگار می کشم.چون دروغ می گویم،و حسم خراب است.
 ومن هر روز در خانواده با زن و بچه ام درگیر می شوم.و ایجاد. مشکل می کنم.
هنوز به فرمان عقل نزدیک نشدم.واین خیلی مهم است.عمل سالم به من حس سالم می دهد،حالا عمل سالم چیست؟همان سیگار نکشیدن است،من به عنوان یک سفر اولی نباید سیگار بکشم، نباید نافرمانی کنم.باید سرم را با سر راهنمام یکی کنم.باس خودم راه نروم و تصمیم بگیرم.یک سری عواقبی پشت سرش ،
است.که سیستم زندگی و خودم را به هم می ریزد.
فرمان عقل ،فرمانی است که من باید به آن نزدیک شوم.فرمان عقل یعنی رسیدن به آرامش.هر وقت دیدی که به آرامش رسیدی،یعنی به فرمان عقل رسیدی.یعنی شو،شود. و هر خواسته ای که داشته باشی،البته در صراط مستقیم ،اجرا شود.
مثلا نفس خواسته اش این است  که سیگار نکشم،یا اینکه به استخر بروم،و یا ساعت ۳:۳۰ دقیقه سر لژیون حاضر شوم.
واگر اینکارها را انجام ندادم یعنی نافرمانی کردم.فرماندهی از عقل گرفته می شود،نفس اماره فرمان می دهد.
در این جا فرمان عقل، فرمان راهنماست، اگر گفت :سی دی بنویس،بنویسم،اگر گفت ،دارو را در این ساعت مشخص شده مصرف کن،گویم چشم.
اگر فرمانبردار خوبی بودم،در زندگی نیز زن و بچه هم از من فرمان می برند.در درون انسان ،در هستی برنامه ریزی شده است و قوانین دارد ،اگر فرمان بردی،دیگران هم از تو فرمان می بیند،ولی اگر فرمان نبردی ،در مورد خودت هم صادق است.بنابراین ما باید به فرمان عقل برسیم.و این خیلی مهم است،که 
حتما خواهیم رسید.

مشارکت دوستان
مسافر هادی: من خدا را شکر می کنم که در بهترین مکان قرار گرفتم. من در گذشته اسلامی عقل برخوردار نبودم.چون خیلی از کارهای ضد ارزشی را انجام می دادم.همین سیگار من را از خانه و خانواده ام دور کرده بود،طوری شده بودم که هیچ گاه کلمه ی نه نمی توانستم بگویم.در محل کارم اگر کسی ،وسیله ای را می خواست،نمیتوانستم ندهم،وبعد پس گرفتن آن با مشکل روبه رو می شدم.
یا برای گرفتن وام،ضمانت کسی را قبول می کردم ،و قسط های نداده را بایستی می دادم.ومن امروز فهمیدم که چقدر نا توان و نادان بودم ،در این جا من پر و بال گرفتم و فهمیدم که عقل چیه؟در کارهای دیگران دخالت می کردم . می خواستم مشکلاتشان را حل کنم.در حالی که خودم سر تا پا پر از مشکل بودم.
عقل در وجود ما از خون و گوشت و پوست نیست،طوری که وقتی  از دنیا رفتیم،
باز عقل وجود دارد.کم کم وقتی در کنگره قرار گرفتم ،خیلی از ضد ارزشها را کنار گذاشتم،و احترام گذاشتن را یاد گرفتم،باید دیگر بر نفس اماره غلبه کنیم.تا فرمان نادرست  تجویز نکند.
مسافر حامد:
ما در کنگره یاد گرفتیم که با تفکر ،ساختارها ایجاد می شود،و پنج وادی را پشت سر گذاشتیم،تا به وادی ششم رسیدیم،من حامد یک مصرف کننده بودم و عقل من در اثر کشیدن مواد نپخته و خام بود و کامل نشده است.اگر در زندگی ام خواستم کاری را انجام بدهم ،باید به فرمان عقل رسیده باشم.شاید قبلا از عقلم
فرمان می گرفتم ولی ناسالم بود،در این جا یاد گرفتیم که چگونه به فرمان عقل نزدیک شویم.
مسافر مرتضی:
پیام، بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم،به‌سرعت صوت را همراه داشته باشد و سرعت نور با بهترین رنگها تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد نه آتشی که همه چیز را ویران نماید.
ونمایش نور از شعله ی آتش .و استادی باشید برای شعله های آتش که می خواهند
سوار بر نور بشوند.واز خاکستر شدن گریزان هستند.
مسافر محمد:
برای مثال ، اگر خواستم با کسی، تماسی داشته باشم.  اگر شماره تماسی که  
می گیرم  یک شماره اش کم باشد،تماس بر قرار نمی شود،همین طور وادی ها 
را اگر یکی از آن را یاد نگیریم و به آن عمل نکنیم ،وادی بعدی را نمی توانیم عملی کنیم.اگر پنج وادی اول را اجرا نکنیم ، نمی توانیم وادی شش را که رسیدن به فرمان عقل است اجرا کنیم.خود من قبلا نمی دانستم نفس چیست.
نفس در سه مرحله است.مرحله ی اول ،نفس اماره و یا حیوانی و مرحله ی دوم نفس لوامه و یا سرزنش کننده است. که وقتی وارد کنگره شدم فهمیدم  .اگر کاری که انجام می دادم ،اشتباه بود،خودم را سرزنش می کردم و پشیمان می شدم.
و اما مرحله ی سوم ،نفس مطمئنه است که کارایی زیادی دارد و بهترین نفس برای عقل است. خود من ،وقتی آمدم سر لژیون سیگار ،آقا سعید به من گفتند که آمدی برای سیگارت ،ومن گفتم بله.  وقتی رفتم سر کار پاکت سیگار را لوله کردم و ریختم.و روز بعد که روز پنجشنبه بود در محل کارم ،سر سیگارها را برداشتم و یک نخ کشیدم،وقتی بعد از ظهر سر لژیون حاضر شدم،آقا سعید پرسید که چه کار کردی من قضیه را تعریف کردم،ومن از همان لحظه که آقا سعید به من گفت:محمد اگر خواستی سفر سیگار را انجام بدهی ،نباید سیگار بکشی ،وبای آدامس بخوری.همین کار را کردم و نتیجه اش را دیدم.
حالا  اگر من وادی پنجم را عملی نکنم نمی توانم به وادی ششم برسم،وادی ۵ به من گفت که دروغ نگو ،قضاوت نکن، تجسس در کار دیگران نکن،ومن باید از این ضد ارزشها دوری کنم ،تا به فرمان عقل برسم.
مسافر امیر حسین:
وادی شش می گوید:فرمان عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کنیم،ما باید آن چیزی که عقل می گوید درست است  را اجرا کنیم، ما بعضی مواقع در انجام کارها دو دل هستیم ،نمی دانیم انجام بدهیم یا انجام ندهیم ودر این جا عقل  سالم حکم می کند که انجام ندهیم،من یاد گرفتم که برای رسیدن به فرمان عقل
باید از تاریکی ها فاصله بگیریم و به سمت روشنایی ها حرکت کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خلاصه گزارش لژیون کمک راهنما مسافر سعید

موضوع: جهان‌بینی (نفس)

ما در کنگره 60 با روش DST و داروی OT هم صور آشکار و هم صور پنهان را می‌سازیم که به فرمایش آقای مهندس جسم (ظاهر شهر) را با داروی OT و صور پنهان (جان) را با جهان‌بینی از ریشه و پایه بازسازی می‌کنیم....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون،جهان بینی،
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
این هفته،هفته ی اوتی است .وما به همه ی خدمت گذاران در قسمت  اوتی تبریک می گوییم.قبلا دستور جلسه به این شکل بود که چگونه سپاسگذار کنیم _اوتی .آقای مهندس در سی دی نوش دارو فرمودند:حرمت  دارو نباید شکسته شود.هر دارویی ویا هر کسی،حرمت پدر،حرمت مادر و یا حرمت هر چیزی را باید نگه داریم.حرمت داروی اوتی را باید نگه داریم.چگونه؟این طور که آن را خرید و فروش نکنیم،در کلینیک خیلی با احترام و دو دستی نامه را تقدیم کنیم،در کلینیک بلند صحبت نکنیم. ودر سفر اول باید دارو را در اندازه ی مشخص شده و سر وقت استفاده کنیم.او تی مخفف اپیوم تینکچر است.یا تنتور تریاک. که در پله های ۲۱ روزه استفاده می شود. چرا از تریاک گرفته شده است، ما دو نظریه داریم  یکی اینکه ، داروی هر موادی خود آن مواد است.مثلا تریاک برای تریاک،حشیش برای حشیش،هروئین برای هروئین،و نظریه دوم تریاک به عنوان کامل ترین،بهترین،شفا بخش ترین و پر رانده مان ترین دارو ،برای همه ی مواد است.
حشیش،الکل،انفتامین ،و همه ی مواد.چرا؟ چون در تریاک حدود ۵۰ تا آلکلویید شنا خته شده است.اولین آن مرلین است ،که چقدر در علم پزشکی کاربرد دارد.
به سیستم بدن انسان  سیستم شبه مرفین گفته می شود چون عین چیزهایی که در تریاک است ،در بدن ما تولید می شود در مخدر های دیگر نیز وجود دارد.
 خیلی لز بیماری ها مثل صرع ، ام اس را شفا داده است.خیلی بیماری های جسمی و جنسی درمان شده است.  به قول آقای مهندس داروی اوتی یک جنرال سرویس است.یعنی یک سرویس کلی از نوک انگشتان تا فرق سر ،هر بیماری که داشته باشیم ،درمان می کند. و کسانی که مصرف کننده نیستند و یک بیماری خاصی داشته باشند،در شرایط خاصی ،با اجازه ی آقای مهندس از این دارو استفاده می کنند،و بیماریشان را درمان می کنند.در وادی ۱۳ جمله ی زیبایی نوشته شده است.
بر مبنای حکمت قدرت مطلق نامه ی پیشین یک سری کم و کاستی هایی در ژن انسان است،مثل بیماری صرع که می تواند از طریق ژن به وجود بیاید.و واقعا داروی اوتی ،معجزه می کند.
در مورد سیگار هم همین طور است ،برای درمان از آدامس ،نیکوتین خوراکی استفاده می کنیم،وبای حرمت آن را  حفظ کنیم.تیکه تیکه نخوریم،بلکه به قطعات کوچک تقسیم کنیم،همانطوری که راهنما مشخص می کند،شاید در ابتدا ۲۴ قطعه باشد ولی بعد قطعات ۱۶ و یا ۱۵ باشد.ما باید ده دقیقه آدامس را بجویم
تا نیکوتین آن جذب بدن شود.اگر نمی توانیم بجویم ،باید بین لثه نگه داریم.و بعد از مصرف نباید به صندلی بچسبانیم،چون حرمت  آن را شکسته ایم.به آن مانند داروی اوتی اعتقاد و ایمان داشته باشیم.و درست و به موقع استفاده کنیم تا به نتیجه که همان درمان کامل است برسیم. اگر از آدامس استفاده می کنیم،دیگر سیگار نکشیم،چون مانند ماشین دوگانه سوز می شوم و این برای خودم ضرر دارد.ما خودمان به سیگار بها می دهیم و آن را بزرگ می کنیم و گر نه سیگار عددی نیست.ما باید بتوانیم از یک نخ سیگار بگذریم تا در برابر مشکلات در زندگیمان،مقاوم باشیم.درمان سیگار را باید از همان سفر اول شروع کنیم،یعنی ۲الی ۳ ماه که از سفر ایکس گذشت باید در لژیون سیگار قرار بگیریم و درمان کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی :این هفته را تبریک می گویم ،به همه ی خدمت گزاران در اوتی .واز آنها تشکر می کنم.آقای مهندس  برای پالایش جسم گفتند که اگر داخل آب ساکن لجن باشد باید آن لجن را از بین برد،و واقعا آقای مهندس چقدر زحمت کشیدند مشکلاتی داشتند تا این دارو و این روش را ابداع کنند و حالا از آن استفاده کنیم،مشکلات رحمت است و لعنت خداوند نیست.و خدا را شکر می کنیم.ما باید قدر این دارو ی اوتی و آدامس را بدانیم و حرمت آن را حفظ کنیم،و تیکه تیکه نکنیم .در اندازه ی مشخص استفاده کنیم،به آن ایمان داشته باشیم،تا به بهترین درمان برسیم.
مسافر رسول:
من هم خدا را شکر می کنم،کسانی که در قسمت اوتی زحمت می کشند،پیدا نیستند.انشاالله خدمتشان به یاری خداوند در زندگیشان  اثر بخش باشد. من خودم برای درمانم چندین بار در منزل اقدام کردم،به روشهای مختلف که به نتیجه نرسیدم.ولی در کنگره بعد از ۴۰ سال تخریب به درمان رسیدم.ما باید با یک رفتار مسالمت آمیز و با ایمان کامل از داروی اوتی استفاده کنیم.
مسافر هادی:
خدا را شکر می کنم که در بهترین جا قرار گرفتم.ابتدا از آقای مهندس تشکر می کنم،که این راه را پیدا کردند.اگر بیماری آقای مهندس نبود ،شاید ما الان نمی توانستیم برای درمان این جا دور هم باشیم،اوایل آمدنم به کنگره  دو دل بودم،که بیام و یا نه،اما بالاخره آمدم و خیلی چیزها را یاد گرفتم.مادرم در نفس کشیدن خس خس می کرد ،گفتم چقدر اذیت کردم و این خس خس از سیگار کشیدن من بوده است.این که می گویند  سیگار هزار تا سم دارد ،درست است،چند وقت پیش یکی از دوستان در اثر کشیدن قلیان ،جان خودش را از دست داد،و واقعا مرگ ومیر زیاد در اثر مصرف سیگار را فهمیدم،این اتفاقات ر

ا با چشم خودمان می دیدیم و برای درمان کاری نمی کردیم،خدا را شکر که راه کنگره را یافتیم و به درمان رسیدیم.من وقتی وارد لژیون شدم ۲ تا چیز از راهنمایم یاد گرفتم،یکی اینکه آدامس را بخور تا پر شوی ،ویکی هم اینکه با ایمان و به نیت شفا استفاده کن.و من وقتی به قطعات کوچک رسیدم اصلا متوجه نمی شدم.وخیلی خوب به درمان رسیدم،خدا را شکر میکنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه ی این هفته،نظم و انضباط و احترام است.من خودم خیلی روی کلمه ی احترام حساس بودم.واقعا احترام از چه چیزی گرفته شده است.از حریم و حرمت است.این کلمات نظم و انضباط و محترم و حریم به هم ربط دارد.
ما در زمان مصرف ،هیچ احترام و اعتبار و ارزشی برای خودمان قائل نبودیم.همه را از بین بردیم.کسی نمی توانست به ما اعتماد کند.و حتی دوچرخه اش را در اختیار ما بگذارد.ما حریم خودمان را با مصرف مواد و سیگار از بین برده بودیم.
به کسی احترام نمی گذاشتیم،کسی هم به ما احترام نمی گذاشت.اختیار عقل را مواد به دست گرفته بود و در وجود ما مواد و سیگار تاخت و تاز می کرد.اما وقتی به کنگره آمدیم یاد گرفتیم که باید با نظم باشیم،همان ابتدای آمدن ما،آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه گفتند که باید دارو ی اوتی و یا آدامس را در زمان مشخص شده استفاده کنیم.و احترام گذاشتن را در کنگره یاد گرفتیم. وقتی من در درون خودم نظم را رعایت کنم،خود به خود در بیرون هم یاد می گیرم.
به خاطر اینکه درون خودم را نا امن کرده بودم،کسی به من احترام نمی گذاشت.
واین نا امنی  از کجا سرچشمه می گرفت،از اینکه در وجودم هیچ ایمانی وجود نداشت.ایمان یعنی تجلی نور صفات خداوند در انسان،اگر من به خداوند ایمان دارم یا به داروی او تی ایمان دارم یا به کسی یا چیزی.این یعنی حرکت من از تاریکی به سمت نور.و حریم خودم را امن کرده ام.و مسلما کسی که به چیزی ایمان دارد یعنی اعتقاد قلبی به آن چیز داشته است،در دوران مصرف  ،شیطان در وجود من بود و به خاطر همین بود که همه در زندگی من دخالت می کردند،و تصمیم می گرفتند.خدا را شکر می کنیم که با آمدن به کنگره ،و حفظ کردن حرمت ها ،دوباره اعتبار و ارزش خودمان را بدست آوردیم و به جایگاه ها احترام می گذاریم،به جایگاه ما هم احترام می گذارند.نظم و انضباط را یاد گرفتیم.
یاد گرفتیم که به موقع سر لژیون حاضر شویم،و به موقع به کنگره بیاییم.قبل از آمدن راهنما حتما حضور داشته باشیم،به مرور زمان این نظم و احترام را در بیرون و در خانه و کوچه و جامعه هم رعایت می کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:آقای مهندس یک مثلثی را گفتند ،که اضلاع آن گفتار نیک  و پندار نیک و کردار نیک بود .اگر من مصطفی تفکرم  را درست کنم.و در صحبت کردن از الفاظ درست استفاده کنم بر رفتار و کردار من هم تاثیر می گذارد .
این مثلث نظم و انضباط و احترام همین طور است.اگر در کارهایم نظم داشته باشم ،انضباط من خوبه خود درست می شود و کم کم احترام گذاشتن من درست می شود. اگر من نظم را در صور پنهانم اجرا کنم.  یعنی اگر به موقع به کنگره بیایم و لباس سفید بپوشم در اندیشه ی من آن انضباط وجود داشته است،اگر نظم را در وجود خودم برقرار کنم مسلما در همه جا می توانم رعایت کنم و الگویی باشم برای اطرافیان .
مسافر حامد
من در دوران مصرف هیچ نظم و انظباط نداشتم،و به دنبال آن دروغ هم می گفتم.سر وقت کارهایم را انجام نمی دادم. کسی که یک مصرف کننده است، از نظم و احترام چیزی نمی داند. ولی در کنگره این سه مورد را به وجود آورد ،وما از حرمت های کنگره یاد گرفتیم.که در مسیر ارزشها حرکت کنیم،وبه یکدیگر احترام بگذاریم.
مسافرمنصور: ما کلا در برابر یک سری از کارها که بایستی ،نه می گفتیم،بلد نبودیم که نه بگوییم و آن کار را نهی کنیم.و مشکلات خودمان را زیاد می کردیم
با آمدن به کنگره ،نظم و انضباط را یاد گرفتیم.که در ساعت های مشخصی از دارو استفاده کنیم. اگر به بچه ی خود میگفتیم فلان کار را انجام بده،انجام نمی داد ،ما طوری جواب می دادیم که نسبت به همدیگر بی احترامی ،می کردیم،ولی در کنگره این احترام گذاشتن را یاد گرفتیم.
مسافرمرتضی:
پیام;.   آنچه باور است،محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.من که می گویم کلام خود نیست ،بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست،ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء ،به آنچه 
در روی زمین ،است نیازمندند.بشکافید،آنچه شکافتنی است،در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.
مسافر محمد:
قبل از اینکه مصرف کننده باشم ،۲۰ درصدی نظم و احترام و انضباط را داشتم که با مصرف کردن مواد و سیگار  ،از من گرفته شد.چون مواد عقل من را گرفت و خودش فرماندهی می کرده چه وقت احترام بگذارم و چه وقت نگذارم.از وقتی به کنگره آمدم ،نظم و انضباط و احترام گذاشتن را یاد گرفتم.اگر راهنمام به من می گفت که ساعت ۵ باید حضور داشته باشی ،می آمدم،در لژیون سیگار همان ساعت ۳ و نیم می آمدم.آموزش گرفتم که احترام بگذارم،قبلا در سر چهار راه نقطه تحملم کم بود،و صبر نمی کردم،ولی حالا پشت چراغ قرمز صبر می کنم.به بقیه احترام می گذارم. دیگران هم به من احترام می گذارند.
مسافر حسین:
نظام هستی ،خودش روی نظم و حساب و کتاب است،اگر فرض کنیم خورشید بیش از حد خودش به کره زمین بتابد،همه ی موجودات از بین می رفتند و چیزی

باقی ن

می ماند.ویا بالعکس اگر کمتر از حد معمول می تابید ،همه ی موجودات یخ می زدند.ابر و باد و خورشید،همه روی نظم خاصی قرار گرفته است. قبلا اگر یک چیزی را در خانه می گفتند بخر، می گفتم فردا،و نمی گرفتم و دچار بی نظمی و بی حرمتی می شدیم،ولی الان ما یاد گرفتیم که به یکدیگر احترام بگذاریم و نظم و انضباط را رعایت کنیم،خداوند دوست دارد که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله

من باید از سیگار که یک ضد ارزش است بگذرم، و به دنبال آن از دروغ گفتن، غیبت کردن، تهمت و خیلی از ضد ارزش‌های دیگر بپرهیزم...



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون ویلیام وایت (درمان سیگار)،
به نام قدرت مطلق الله


واقعاً علم کنگره، علم درست زندگی کردن است. که باید از آن بهره ببریم. بدانیم که همیشه پشت یک مرد موفق یک زن خوب است...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : جلسات درمان سیگار،
جلسه سوم از دوره بیست و دوم کارگاه‌های آموزشی مسافران کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی، با استادی همسفر محمدجواد، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «هفته همسفر» روز سه‌شنبه 24 دی ماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.

همسفر همان قدر که می‌تواند مسیر حرکت را برای مسافر هموار نمایند، همان قدر هم می‌تواند سد راهی بزرگ برای درمان مسافر ایجاد نماید....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : جشن همسفر،
به نام قدرت مطلق الله


علم کنگره در هیچ جای دنیا وجود ندارد، همان جهان‌بینی که قوانین درست زندگی کردن است. ما در کنگره این قوانین را یاد می‌گیریم و حالا می‌بینیم که چقدر زندگی ما تغییر کرده است....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون ویلیام وایت،
جمعه 20 دی 1398

آزمون داخلی مسافران شماره 3 روزیکشنبه مورخ  1398/10/29

رأس ساعت 16:00

در نمایندگی سلمان فارسی اصفهان برگزارمی گردد.


منابع امتحان : وادی پنجم و ششم از کتاب عشق و سی دی جهان بینی 1و2 از استاد امین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کارگاه آموزشی خصوصی،
جلسه دوم از دوره چهلم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی به استادی کمک راهنمای محترم مسافر سعید و نگهبانی مسافر روح الله و دبیری مسافر قاسم با دستور جلسه "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من"   پنجشنبه 19دی ماه 1398 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.



وقتی وارد کنگره شدم صورت‌مسئله اعتیاد را به من یاد دادند. وادی اول تفکر را به من یاد داد وادی دوم امید زندگی را به من داد  در بدو ورود با ناامیدی وارد کنگره شدم ولی کنگره گوهر گران بهایی بنام آسایش و رهایی به من داد...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : کارگاه آموزشی عمومی،
رهایی مسافر امیر حسین از دام اعتیاد


آقای سعید چنگانیان این رهایی را به شما و در راس به آقای مهندس تبریک می گوییم.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : رهایی از دام اعتیاد،
به نام قدرت مطلق الله

لذت درمان سیگار از لذت درمان مواد بیشتر است.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : رهایی از بند نیکوتین،

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد 
دستور جلسه ی امروز ،جهانبینی در ورزش،است.در کنگره ،۵ درصد درمان ما را داروی اوتی  تشکیل می دهد،و ۹۵ درصد دیگر آن را جهانبینی مشخص می کند.
که نقش مهمی در درمان ما دارد.این دستورجلسه ،قبلا این بود که من برای چه ورزش می کنم_جهانبینی.و حالا خلاصه شده است،جهانبینی در ورزش است.
اگر جهانبینی در ورزش ما نباشد،برد و باخت ،هدف ما می شود،ولی هدف ما در 
ورزش ،به حال خوش رسیدن و آرامش داشتن ،است.
برای چه ورزش می کنیم؟برای اینکه بتوانیم توانایی های از دست رفته را بدست بیاوریم.ما در طول چندین سال خیلی از توانایی ها ی جسمی خود را در اثر مصرف مواد و سیگار از دست داده ایم ،وبه عبارتی،ماشین جسممان را داغون کرده ایم،و درحال حاضر برای بازسازی آن باید ،ورزش را چاشنی و مکمل درمان قرار دهیم.بنابراین باید من این جمله را آویزه ی گوشم کنم که ورزش مکمل درمان است .من خودم مشکلاتی داشتم ،مثل مشکل جسمی و جنسی که با ورزش کردن و استخر رفتن در سفر اول حل شد.اگر برای درمانم فقط داروی 
اوتی را ملاک قرار دهم،مسلما به نتیجه نمی رسم.بحث های جهانبینی ،کاربردی
است.یعنی چه?یعنی ورزش ، تحرک، حرکت،من همیشه باید درحال حرکت کردن باشم،چون اگر برای درمان،بخواهم از دارو استفاده کنم و حرکتی نداشته باشم،این دارو ،به صورت مسکن عمل می کند و هرز می رود.در اثر سیگار کشیدن
تمام رگهای قلب را از بین برده ایم،پس باید ورزش کنیم تا بازسازی شود.
آقای امین خیلی قشنگ بیان می کنند که ما در جهانبینی به دنبال قوانین زندگی هستیم،وقتی وارد کنگره ویا زمین ورزشی کنگره می شویم،یک سری قوانینی را باید رعایت کنیم،که از اصول مهم کنگره می باشند.من اگر از این قوانین سر پیچی کنم و رعایت نکنم،مسلما سیستم را به هم می ریزم. ما باید طبق این اصول حرکت کنیم.که در زندگی شخصی هم کاربرد دارد.ورزش کردن ، استخر رفتن،خدمت کردن جزء آبمیوه های کنگره می باشد.که باید از آن استفاده کنیم.
که واقعا مکمل درمان است.ومهم می باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رهایی مسافر مجید


از طرف وبلاگ نویسان لژیون یازدهم رهایی مسافر آقای مجید را به کمک راهنمای محترم تبریک می گوییم.


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط : اخبار 60 درجه، رهایی،

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه سخنان استاد ،در تاریخ 1398/10/01

ازدواج از کلمه زوج می آید:از باب افتعال  و بعبارتی از تفاهم، در سی دی زوج و فرد توسط  جناب مهندس به خوبی توضیح د اده


 شده است. در قرآن کریم نیز با رها به اهمیت آن اشاره شده و همینطور در کتاب 60 درجه.


در جهان خلقت همه چیز از جفت و ازدواج می آید همه هستی حتی جمادات دو کوه با هم جفت می باشند. در کوه ها – دریا ها- اقیانوسها


 عمل لقاح صورت می گیرد، جمادات ،نباتات و حیوانات و در نهایت انسان ها برای عمل القاء جفت آفریده شده اند. دین اسلام هم اشاره


 کرده به ازدواج و دین را زمانی کامل می داند که ازدواج صورت گیرد.


چهارشنبه گذشته آقای مهندس از موانع این امر به مهریه های سنگین و تجملات گرایی و همینطور جهیزیه های سنگین صحبت نمودند که


 همین موارد به 18 میلیون جمعیت کیفری پرونده های دادگاه های ما منجر شده است .که کمتر کشوری این تعداد پرونده کیفری دارد که


 اکثر آنها در خصوص مسائل خانوادگی می باشد و این نشان دهنده پایین بودن سطح فرهنگ در این رابطه می باشد.


 گاها چشم و هم چشمی و ماسک زدن برای تهیه جهیزیه سنگین مجبور به گرفتن وام، قرض و اقساط می شود.


اولین پایه زندگی وادی چهاردهم وادی عشق و محبت است و از موارد مهم پایه مالی نرمال و  هم سطح بودن فرهنگ،تحصیلات،  بنیه


 مالی دو طرف می باشد که در صورت نبودن این توازن به مشکلات زیادی برخورد می کنند. یک ازدواج موفق ازدواج عقلانی و از روی تحقیق و تفکر است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic