وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
مطالب اخیر
اگر انسان بخواهد به آرامش و آسایش برسد باید به این سه پارامتر ،جسم و روان و جهان بینی بیشتر توجه کند.

                                    
                


تمام ادیان اللهی و استادان اخلاق روی جهان بینی کار می کنند و قوانین هم روی این جهت حرکت می کند و این سه پارامتر کلا مربوط به انسان است،روان یعنی خلق و خوی هر انسان و آموزش دیدیم که روان از دو چیز تشکیل می شود:1-فیزیولوژی جسم ما و ناقلهای عصبی،مواد بیوشیمی2- جهان بینی

خیام اگر ز باده مستی خوش باش     با ماهرخی اگر نشتی خوش باش
چون عاقبت جهان نیستی است        انگار که نیستی،چو هستی خوش باش

ما در گذشته این اشعار قبله گاه ما بود و اینقدر خواندیم و کارهای بد و زشت انجام دادیم که ما را به اعماق جهنم سپرد،چون می گفتیم عاقبت جهان نیستی است.ما نتیجه گرفتیم از این شعر که دیگر عاقبت جهان نیستی است و من به طرف مشروب و مواد مخدر رفتم ولی آیا واقعا عاقبت این جهان هست یا نیست. و این برای ما بسیار سرنوشت ساز است. شاید بگوییم ما کاری به این چیزها نداریم و ممکن است که گمراه شویم و به نقطه تاریک برسیم و وارد جهنم بشویم،یعنی یک زندگی پریشان هم می شود جهنم و این تفکر و اندیشه ما بوده است که ما را وارد جهنم کرده است و یکی از کارهای ما این است که ببینیم عاقبت کار جهان نیستی یا هستی است. اگر عاقبت کار جهان نیستی است این شعر قبول است،چون من امروز هستم و فردا نیستم اگر بخواهیم بدانیم که این جهان هست یا نیست باید به یک سری از مراحل دانائی برسیم و اگر خواستیم به این مرحله برسیم باید ذره ذره اطلاعات پیدا کنیم،اطلاعات در مورد صور آشکار بسیار مشکل است،چون ما در قسمت فیزیولوژی جسم و بیماری ها ،هنوز بشر نتوانسته است که مسائل را حل کند. در صور پنهان هم مشکلات زیاد و فراوانی است. با اینکه خداوند پس از هزاران سال پیامبرانی را فرستاده است تا مطالب را به ما انتقال دهند و بعد از چندین هزار سال بشر امروزی قوانین را برداشت نکرده است.وقتی به انسان نگاه می کنیم،انسان یک موجودی نیست که به این زودی بوجود آمده باشد.چون همه چیز رو به تکامل است،مثل همین خوروها،ساختمان ها ،که روز به روز به تکاملتر می رسد.پس وقتی همه چیز در هستی رو به تکامل و کامل شدن است،کل هستی هم در حال تکامل شدن است،حتی درختان،میوه ها و...... در حال کامل شدن است.وقتی یک حیوان بر حسب نیاز دندان او کوچک یا بزرگ می شود.در یک زمانی دندانهای آسیاب بشر بیشتر از اینها بوده چون انسان از غلات و گیاهان استفاده می کرده و می جویده است،بعد غذاها پخته و نرم شد و قابل جویدن شد و دندانها تغییر کرد و این یک اصل حساب شده است. بارها در مورد هستی و صور آشکار صحبت کردیم که وسعت آن به چه میزان است و خلقت انسان به چندین هزار سال قبل بر می گردد ولی آقای مهندس می فرمایند:من فکر می کنم خلقت انسان قبل از منظومه شمسی بوده است که قدمت منظومه شمسی حدود 14 میلیارد سال می باشد.ما نمی توانیم چیزهایی که قبلا اختراع شده است نامشان را عوض کنیم مثلا به هلی کوپتر بگوییم چرخ بال و یا به جای کامپیوتر بگوییم رایانه. و اما نفس:گفتیم که نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می کندو ما هنوز بعد از 1400 سال از زمان رسول خدا تا حالا هنوز تفاوت بین روح و نفس و جان و جن را نفهمیده ایم.هر نفس که بخواهد خودش را نشان بدهد باید سه اصل را دارا باشد:1- آن موجود باید یک سایه و یک شکل داشته باشد.2- یک مجموعه دانش و آگاهی و شعور و اطلاعات داشته باشد.3- باید یک وسیله ای داشته باشد که با آن بتواند با جهان بیرون ارتباط برقرار کند.جسم بعد از نفس بوجود آمد،که این جسم یک وسیله و ماشین است. ماشین بعد اختراع شد ولی قبل از آن نفس بود.اتومبیل اول بوجود آمد یا راننده و یا هواپیما،اول راننده یا خلبان آمد و بعد ماشین یا هواپیما.هر کدام از ما از نظر چهره با هم متفاوت هستیم تا قابل تشخیص باشیم،اگر چنین چیزی نبود ما نمی توانستیم همسر و فرزندان خود را از دیگران تشخیص بدهیم و این وجه تمایز است که همه قابل شناسائی باشند.حال  به دنیای آخرت ایمان و اعتقاد داریم و وقتی به دنیای دیگری یا برزخ یا جای دیگری رفتیم،در آنجا،آیا قابل شناسائی هستیم یا قابل شناسائی نیستیم.
بله،آنجا هم باید قابل شناسائی باشیم چون در آنجا به آن می گوییند کالبد برزخی و یا همان که ما در خواب می بینیم و در جهان دیگر هم باید قابل شناسائی و تشخیص باشیم. پس نفس دارای 3 ویژگی بود:1- سایه 2- حس 3- مجموعه اطلاعات و آگاهی.پس مجموعه اطلاعات و آگاهی یک موجود تعیین می کند که این چه موجودی باشد،موجودات هم برای اینکه پا به عرصه بگذارند اطلاعات و آگاهی می خواهند. و آن حس ها می تولاند به حیات خودشان ادامه دهند.مثلا خربزه مشهد خیلی شیرین است،و این بوته آب و خاک را می گیرد و تبدیل به شکر می کند و این خربزه در آن به عمل می آید. ولی انسانها نمی توانند این کار را انجام دهند، و این بر مبنای اطلاعات و آگاهی خود آن گیاه است که خربزه را شیرین می کند.حتی درخت خرما نر و ماده دارد و برای ما بسیار اهمیت دارد که به آن نفر گفته می شود ،با درخت خرما می شود زندگی کرد و با برگهای آن حصیر درست می شود و هم از تنه آن خانه درست می کنند.شعوری که یک درخت خرما دارد و شعور یک گیاه معمولی با هم فرق می کند.اطلاعات یک عقاب با یک کلاغ فرق می کند،چون عقاب یک دید ژرفی دارد و اطلاعات خیلی قوی.مثلا عقاب با یک سرعت زیادی به طرف یک خرگوش در زمین شیرجه می زند و او را شکار می کند و از زمین بلند می کند.هیچ وسیله جنگی که تا بحال بدست انسان ساخته شده است قادر نیست چنین کاری را انجام دهد. پس حس در گیاهان،چون در حال حرکت نیستند با حس های حیوانات فرق می کند،چون حیوان می تواند حرکت کند.و سایه ها ،احتیاج به چیزی دارند به نام حس. هر چی موجود تکمیل تر می شود،حس باید قوی تر و بیشتر باشد.

حس،مربوط به ساختمان جسمی بدن در حال ،حاضر است یعنی زمانی که جسم و روح با هم باشند.
پنج حس دیگر با اندام های نامبرده شده یعنی هفت پیکره،کا این پیکره ها با آن 5 حس در ارتباط می باشند که هر دو قسمت قابل لمس نیست اما قابل حس از نوع خودش می باشد که با عالم بیرون و .........که می دانید در ارتباط جاری هستند. باز هم تکرار می کنم که این برای شناخت خود ماست،اگر می خواهیم خدا را بشناسید اول باید خودمان را بشناسیم.

نگهبان:می خواهیدبگویید که در مجموع،پنج حس داریم که مربوط به صور آشکار ماست و پنج حس داریم که مربوط به سایر پیکره ها می باشد،یعنی تا اینجا ما در مجموع دارای ده حس هستیم که هر ده حس قابل لمس برای این جهان نیستند ولی آنها کار خودشان را انجام می دهند،حتی اگر ما آنها را لمس نکنیم.

استاد:ولی بهتر است باز هم توضیح بدهید شما حس بینایی را وسیله در اختیار دارید تا توسط آن ببینید یک حس بینایی در جسمیت داریم یک حس بینایی در قسمت پنهان داریم.در حس بیرونی وسیله قابل دید ندارید آیا متوجه می شوید؟
شاگرد:می توانید یک مثالی بزنید.
استاد:مانند دیدن تصویر بدون چشم موقع خواب وقتی چشم های ما بسته است ما تصاویر را با چه می بینیم؟یا دیدن خویش دیگر در عالم دیگر،به نظر می آید که شما خواب هستید.گیرنده شما کاملا خاموش است اما تصاویر ضبط می گردد ولی شما نمی دانید با کدام وسیله این ها ضبط شده اند..چون هیچ وسیله ای که بتواند نشان بدهد که شما به توسط آن دیده اید در عمل در کار گرفتن تصویر نبوده و آنها را اگر هم بوده شما نمی توانید رویت کنید فقط چشم به ظاهر بی حرکت شما با اندام های دیگر می توانسته سیر نماید.
لازم نیست که ثابت منیم که جهان دیگری هم هست چون ما داریم مشاهده می کنیم و ما در جهان دیگری زندگی می کنیم،خیلی روشنن است ولی ما آن را قبول نداریم.می دانی چگونه؟یعنی سیر و سلوکی که جسم در داخل آن نیست و اندام های دیگر در کار است که قابل رویت برای هر کسی نیست.
در کتاب آسمانی ما خیلی چیزها را پیش گوئی کرده است مثل آنکه زمانی می رسد کوه ها همه روان می گردند و آنگاه که آسمانها شکافته می شوند و آنگاه که خورشید در هم پیچیده می شود و.....و پایان منظومه شمسی می باشد.
ولی ما در اینجا با یک عدد ریاضی سر و کار داریم که این شوخی بردار نیست در همه جای دنیا دو دو تا می شود چهار تا.بعضی از مسائل را روی ریتم قرآن مطرح کردیم و مجموعه قاف های آیه 19 در قرآن،برابر است با 4 تا حروف بسم الله الرحمن الرحیم.در حروف ابجد می شودعدد م-40 می شود ج-3 می شود و ی-10 می شود و د-4 می شود و مجموع اینها می شود 57 تا که باز می شود دقیقا 3 تا بسم الله الرحمن الرحیم.

     با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 17 بهمن 1396


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات