وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
اگر یک فرد بلند مرتبه این جامعه باشیم ولی علم زندگی کردن را بلد نباشیم،فایده ای ندارد.و نمونه آن که هم کار و هم روش درست زندگی کردن را بلد بود فقط در پیامبر اسلام و حضرت علی(ع) می توان مشاهده کرد.
                          آخرین مراحل آرایش جسم،فرمان فکر و عقل است.



Image result for ‫کنگره 60 سی دی ذره و موج‬‎




باید ببینیم برای چه هدفی ما به آموزش جسم و روان و جهان بینی می پردازیم.بزرگترین علم،همان علم زندگی کردن است و هیچ علمی بالاتر از این علم نیست،و تمام علوم در خدمت این هستند که انسان بتواند در بهترین شرایط ممکن در جهت صراط مستقیم ادامه دهند.و تمامی انبیاءخداوند همین خواسته را دارند حتی خداوند هم همینطور.بحث جهان بینی هم همینطور است،ما نمی خواهیم عارف یا فیلسوف شویم،ما فقط درست و غلط زندگی کردن را یاد می گیریم اگر می گوییم،جسم،روان و جهان بینی،روی تک تک آن تحقیق کردیم. مطالبی که در جهان بینی آموزش می گیریم،فقط برای شناخت خودمان است،یا در معقوله جسم،راجع به کلسیم و تغذیه حرف می زنیم،تا جسممان سالم تر بماند.ما پزشک داریم،برای کمک به بیماری ولی پزشک،پیشگیری از بیماری ها نداریم و باید خودمان روی آن کار کنیم.یا همین بیماری یبوست،که ما در کنگره با دی سب مشکل آن را حل کردیم.ما باید تمام ویتامینهایی که در خاک،آب،حیوانات و..... هست از آنها تغذیه کنیم و به سلامتی برسیم. و تمامی اینها را برای سلامتی خودمان می خواهیم،همانطور که برای درمان اعتیاد خودمان،خودمان دست بکار شدیم و به نتایج درست رسیدیم،به بقیه کارها هم فکر می کنیم،همه خواست این را دارند که یک داروئی باشد و مشکل یبوست و یا مشکل اریکشن و ارگاسم را حل کند.اگر در رابطه با جهان بینی صحبت می کنیم و راجع به پنج حس و پیکرها و پنج حس برون حرف می زنیم ،به خاطر شناخت خود انسان است،چون گفتیم اگر بخواهیم خدا را بشناسیم و یا درست زندگی کنیم،باید اول خودمان را بشناسیم.آیا به عنوان یک انسان باید بدانیم که بعد از مرگ هستیم یا نیستیم؟اگر گفتیم هستیم،باید ببینیم طبق چه شرایطی هستیم و یا نیستیم و به دنبال دلیل آن باشیم.ا
شاگرد: باز هم بگویید.
استاد:قبلا گفتیم هر اندیشه ای که به شما بنمائید دلیل بر وجود آن اندیشه می باشد پس خیال هم جزء آن محسوب می شود به عبارتی هیچ چیز در دنیا نیست مگر در اندیشه باشد اگر باشد،هست حتی اگر ما آن را در اطرافمان با چشمان جسمی در این اندام نبینیم.
در دنیا هیچ چیز وجود ندارد،اگر وجود داشته باشد باید در اندیشه هم باشد،مثال:ما اگر میز را نگاه کنیم،آن را ثابت می بینیم در صورتی که تمام مولکولهای این میز در حرکت است،ولی در اندیشه ما ثابت است.هر فکر و اندیشه ای که ما انجام دهیم،در هستی وجود دارد،پس همان فکر خیال هم جزء اندیشه است.
چون گفتیم آخرین مراحل آرایش جسم،فرمان فکر و عقل است
پیرامون بعد خویش پس از انتقال،تفکر،و تعقل ایجاد تصاویر مجازی می نماید.وقتی انسان مرد،وارد مرحله ای می شود فرمان فکر و عقل یعنی شو،شود که در قرآن آمده اگر در بهشت قرار بگیرید هر چه بخواهید مهیا می شود.که هر چیزی در اندیشه باشد شکل می گیرد،خود تفکر و تعقل یک خمیر مایه ای است که همه چیز را می سازد.پس انسان وقتی به فرمان عقل رسید،تمام کارهایی که انجام می دهد،کارهای معقول است،که نه در نفس اماره و نه در نفس لوامه است و وارد نفس مطمئنه شده است،چون نفس مطمئنه،نفسی است که کارهای معقول انجام می دهد و مرحله ای است که انسان وارد بهشت خداوند می شود،هیچ چیز در دنیا نیست مگر در اندیشه باشد،اگر باشد حتی اگر ما در اطرافمان با چشمان جسمی در این اندام نبینیم در بعد دیگر گفتگوهای متعددی وجود دارد،زیرا حلقه حیات تعویض می شود آنها فکر می کنند که کدام حقیقی و کدام مجازی هستند. فقط می شود روی خواب صحبت کنیم،هر انسانی در هر بعدی زندگی می کند که همان بعد حقیقی است امسان وقتی بیدار است فکر می کند که حقیقت این می باشد وقتی هم که خواب می بینیم،فکر می کنیم حقیقت چیزی است که در خواب می بینیم ،و هر دوی اینها حقیقت هستند،یکی برای خواب و یکی برای بیداری.

با دوستان که صحبت می کردیم ما نمی دانیم که کدام حس ها به حقیقت نزدیکتر است 5 حس ظاهر یا 5 حس باطن.با بررسی خلقت خودمان به تعادل اندیشه می رسیم وقتی خلقت را ببینیم،به یک تعادل اندیشه می رسیم،می خواهیم بگوییم که در آنها هم همین فکر ایجاد می شود تا آنقدر فکر می کنیم که یک فرمانی می نویسند و ما را هدایت می نماییند،مثل قاضی ادامه دار است.مسئله سیر و سلوک در جهان های دیگر یکی از مسائل مهم عرفا بوده است و فهمیده بودند که جهان های دیگر و ابعاد دیگر وجود دارد.
استاد:می فهمی چه می گویم؟
شاگرد:درک آن سخت است ولی وقتی ساعت ها تفکر می کنم،اندک اندک و به مرور زمان تصویر نمودار می شود.
استاد:ما مجادله نکردیم ولی بحث حس همچنین ادامه دارد و برای شناخت بیشتر و به پیشرفت عاوم عطیه می انجامد که بشر نمی تواند از فکرش غافل بشود.و به هر صورت و هر رنگ که می شود باید انسان ها از این موضوعات کم کم آگاهی بیابند و به خلقت وایمان بهای بیشتری بدهد.ما امیدوار هستیم که در شما این حال وجود دارد،ما دیگر باید خداحافظی کنیم.

                     با تشکر مسافر مصطفی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 بهمن 1396 :: نویسنده : mostafa aghayi
دوشنبه 23 بهمن 1396 10:26 ب.ظ
سلام اقا مصطفی ازشما به خاطر خدمت درسایت تشکر میی کنم.برای آرزوی موففیت وسلامتی می کنم.
دوشنبه 23 بهمن 1396 06:06 ب.ظ
اقامصطفی سپاسگزارم مثل همیشه سرحال و پرانرژی هستید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :