وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
مطالب اخیر

منشاء ناامیدی و خشم کجاست؟آیا این نیروها بیرونی هستند یا درونی و به چه شکل؟طبق آیه شریفه لیس الانسان الا ما سعی:چیزی برای انسان نیست جز آنچه سعی و تلاش می کنند. حتی حس های ترس و ناامیدی و......محصول عمل خود انسان می باشد.اگر منشا این نیروها در بیرون خودمان باشد،کنترل آن غیر ممکن است در درون انسان،ذرات نفس که از یک جنس هستند و خواسته های مشترک دارند در کنار همدیگر قرار می گیرند و یک مجموعه ای درست می کنند که به آن ساختار می گویند.
بر اساس اینکه انسان یک جهان کوچک است و اتفاقات که در درون می افتد و باعث تغییرات اساسی در جهان بیرون می شود،عینا در درون ما هم اتفاق می افتد و از یک سری سنتها و قوانین پیروی می کنند و هر انسانی با یکی از این سنتها در حال زندگی کردن است،اگر بتوانیم این دو مسئله را به هم ربط دهیم یعنی اتفاقاتی که در جهان بیرون و درون ما انجام می گیرد را به هم ربط دهیم و در جهان خودمان به تصویر بکشیم،می توانیم شناخت خیلی خوبی که در درون خودمان اتفاق می افتد را پیدا کنیم،چون ما هیچکدام  درون خودمان را نمی بینیم.اگر نقشه ای در دست ما باشد،مثلا ترس ها و اضطراب و خشم و کینه ای که در درون اتفاق می افتد را ببینیم و این حس ها را درک کنیم و بدانیم که از کجا و از چه قوانینی پیروی می کنند خیلی راحت تر می شود/چون مثال مافیا یک تمثیل بود و مهمترین قانونی که بین نیروهای منفی و مثبت مشرک است نظم و انظباط است،برای اینکه بتوانند به قدرت برسند.
تفاوت هایی که بین ساختار مثبت و منفی وجود دارد،اینکه ساختارهای مثبت انرژی را از راه تولید بدست می آوردند،ولی ساختارهای منفی از طریق دزدیدن و تسخیر کردن انرژی های دیگر بدست می آورند.اگر انسانی در درون خودش این ساختارهای منفی وجود داشته باشد برای بدست آوردن انرژی از، انرژی خود ما استفاده می کنند،اگر هم کافی نبود،از انرژی بقیه انسانها استفاده می کنند.با فریب دادن،یا زور و یا به هر طریقی انرژی را از دیگران می دزدند.
ساختارهای منفی به صورت شبکه ای عمل می کنند،یعنی اگر در درون یک نفر ترس و اضطراب و ناامیدی و تنفر و کینه یا اعتیاد وجود دارد،مواظب همدیگر هستند و وقتی ما بخواهیم ترس را در وجود خودمان از بین ببریم،خشم به کمک او می آید و یا ناامیدی به کمک ترس می اید چرا؟
چون تمام این سیستمها هوشمند هستند و خودشان متوجه هستند اگر یک نفر از آنها از بین برود،بعد نوبت آنها می شود.مثل پنج نفر خلاف کار،اگر یک نفر بخواهد جایی خلاف کند،چهار نفر دیگر هم به کمک او می روند،البته در بین آنها پیوند محبت نیست و برای افزایش قدرت به همدیگر کمک می کنند.مثل زمان اعتیاد،که دوستانی داشته که حتی مواد را برای شخص فراهم می کردند و یا ساقی را معرفی می کردند،حتی به مسافرت هم می بردند و علت آن همین اتحاد بین ساختارها بود چون امروز برای من مواد را تهیه می کرد،فردا هم من برایش فراهم می کنم.پس این رابطه ها در جهت شیطانی مورد استفاده قرار می گیرد.و اگر کسی در راه صراط مستقیم قرار گرفت این پیوند ها و محبت ما از او جدا می شوند. ساختارهای منفی خیلی نیرومند هستند.اگر یک فرد ده سال در تاریکی قرار گرفته باشد.اتفاقی که می افتد،ساختارهای منفی خود را تقویت کردند.اگر ما بخواهیم در صراط مستقیم حرکت کنیم،ساختارهای منفی نمی گذارند،چون برای حفظ بقاء و رشد خودشان به هر قیمتی ایستادگی می کنند. کسی که چندین سال وارد معقوله اعتیاد شده ترس و انرژی منفی که در آن ذخیره شده بیشتر می باشد.
ساختارهای منفی یک سری ترس هایی بوجود می آورند.مثلا اگر شخصی بخواهد وارد کنگره و لژیون شود یا خدمت کند تا آموزش و آگاهی کامل ببیند و مثلث دانائی او قوی شود،همان لحظه ساختار منفی در درون انسان،احساس خستگی بوجود می آورد.در زمانی که می خواهیم تصمیمات حیاتی بگیریم مثل کمک راهنما شدن،شرکت در لژیون،و یا خدمت کردن ،همان موقع است که ساختارها می آیند و با تزریق حس منفی که همان مثلث جهالت بود،راه ما را مسدود می کنند.حس های منفی بزرگترین ابزار ساختارها هستند و یکی دیگر از ساختارهای منفی افکار است.

انسان تصمیم می گیرد که حرکت کتد،ولی در ذهن او چندین مطلب با همدیگر بوجود می آید،و مطالب گوناگونی وجود دارد و نمی داند کدامیک را انتخاب کند،آیا برود دنبال درمان و یا ازدواج و یا دنبال کسب درآمد و......
انسان تا موقعی که در حالت خواب است و هیچگونه حرکتی نمی کرد،ولی تا خواست حرکت کند،تمام این کارها در افکارش بوجود می آید.که منشا آن افکار است. که یکی از حقه های ساختارها می باشد.انسان باید کاری انجام دهد که بین آن خواسته ها تمایز قائل شویم و آن را هم اولویت بندی کنیم و آن فقط رها کردن است.انسان تا نتواند یک سری از خواسته هایمان را که دوست داریم،را از آن نگذریم و رها نکنیم به خواسته هایمان نمی رسیم.اگر یک انسان برای بدست آوردن همه چیز چنگ بزند،به جائی نمی رسد،در مورد اعتیاد هم همینطور است تا موقعی که نتواند به خود سختی بدهد و مدتی قناعت کند و کمتر دنبال مسائل دیگر برود و فقط روی اعتیاد تمرکز داشته باشد و آنجائی که گذشت و یا چشم پوشی می کند،آن وقت برای او گشایش اتفاق می افتد در صورتی که با رضایت باشد نه از روی مجبوری،انسان همیشه می خواهد همه چیز داشته باشد.و در این شرایط خیلی رنج می برد.

ضعیف ترین انسانها وقتی روی یک خواسته متمرکز می شوند به جواب می رسند.

انسان موقعی می تواند به تشخیص برسد،در مورد مسائل حیاتی خودش که نتیجه برایش مهم نباشد،آن خواسته را رها کند،مثل داور یک فوتبال و کسی که با خود تکرار کند که مهم نیست که من فلان کار را انجام بدهم یا انجام ندهم یا با فلان دختر ازدواج کنم.

        با تشکر مسافر مصطفی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 28 بهمن 1396


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات