وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

                          


تا از خود نگذری،به خود نمی رسی،یعنی تا از یک سری خواسته ها انسان نگذزد،نمی تواند به جهان ذهنی آرامی دست پیدا کند و تا جهان ذهنی آرام بوجود نیاید،انسان نمی تواند با محیط خودش با جهان هستی ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد و وقتی هم که انسان نتواند از جهان هستی که خداوند آفریده یا بوجود آورده لذت ببرد از تمام نعمتهای هستی محروم می شود.

وادی پنجم اولین وادی است که در کنگره ،شخص وارد عمل می شود. در چهار وادی اول در انسان از نظر فکری و نگرش آماده می شود تا شخص از راه درست بتواند  دست به کارهای اجرایی بزند وحرکت کند.در وادی پنجم گفته شد که در جهان ما تنها تفکر قدرت مطلق حل نیست توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می کند و این یعنی حرکت کردن به درون و تلاش کردن.وادی اول متوجه شدیم که چگونه تفکر کنیم وادی دوم فهمیدیم که بیهوده به این دنیا قدم نگذاشتیم وادی سوم،هیچ کسی به غیر خودمان به فکر خودمان نیست و نباید توقع داشت که دیگران جای ما کار و یا فکر کنند و در وادی چهارم،متوجه شدیم که خداوند قدرت مطلق هستی است و حقه های نفس مسئولیت را به خداوند بسپارد و در وادی پنجم در جهان های مختلفی زندگی می کنیم که ما به سه جهان می پردازیم،یکی همین جهان اطراف خودمان است(مثل خانواده-دوستان-کار دانشگاه و.....)چیزی که می بینیم و رویت می کنیم و جهان بعدی،که همان جهان خواب است و جهان سوم همان جهان ذهنی است که هر کدام از ما در این جهان ذهنی خیلی اوقات را سپری می کنیم و نشانه قدرت بودن جهان ذهنی این است که هر چیزی که غیر ممکن به نظر می رسد،در زمان کوتاهی در ذهن خود بوجود بیاوریم.مثل چیزهای عجیب و غریب.و هیچ چیز غیر ممکن در جهان ذهنی وجود ندارد و هر ویژگی که دوست داشته باشیم به آن اضافه کنیم.زمانی که انسان آفریده شد،هستی موجود بود و برای اینکه بتواند این موجود با هستی ارتباط برقرار کند نیازمند به یک جهان مستقل بود و آن جهان ذهنی است که برای انسان درست شد.که قابلیت ساختن همه چیز را در درون خود دارد.و علت آن هم این بود که انسان بتواند به آن جایگاه خودش برسد.هر چیزی که در هستی قدرت سازندگی دارد،قدرت تخریب هم دارد و این ویژگی به انسان داده شد که اگر بتواند از آن استفاده و یا تفکر و یا تصمیم گیری درست انجام دهد و اگر چرخش پیدا کند می تواند تمام بلاها را برای انسان بوجود بیاورد.
جهان ذهنی چیست؟ ذهن مانند سیاه چاله ها هستند.سیاه چاله ها در هستی،اجرام بسیار فشرده شده و بی نهایت سنگین هستند که در واقع قابلیت دارند که هر چیزی را به خودش جذب کنندحتی نور ،قادر به فرار کردن از سیاه چاله ها نمی باشد.به خاطر همین ما در طبیعت قادر نیستیم رویت کنیم.بنابر این سیاه چاله ها کاملا نامرئی هستند.در انسان هم همینطور است چون ذهن انسان هم همه چیز را به طرف خودش جمع می کند و خیلی قدرتمند است،کار ذهن به تصویر کشیدن هر چیزی است برای ما.ویژگی هر موجودی نفس آن موجود است.و نشانه آن خواسته ها می باشد،ما به چیزی که فکر می کنیم ،باید مقداری انرژی مصرف کنیم ،حتی خیال پردازی در ذهن هم خیلی هزینه دارد.و محاسبه آن هشت برابر کسی است که در حال کار کردن با بیل می باشد.


اگر جسم خودمان را همان شهر وجودی در نظر بگیریم ،در یک کشور یک مجلس وجود دارد و بعد نمایندگان شهرها که وظیفه آنها قانونگذاری برای شهر خودشان می باشد،که می شود همان چهار چوب یا ساختار ذهنی . . بودجه انسان هم در ذهن شکل می گیرد و مشخص می شود که این بودجه در کجا باید خرج شود.نتیجه می گیریم که ذهن انسان هم مثل مجلس تصمیم گیری می کند که انرژی را در کجا خرج شود و در کجا خرج نشود.پس اگر خواسته های نامعقول که وارد ذهن می شوند انرژی و بودجه ما را به سمتی می برند که خودشان دوست داشته باشند و انگیزه به انسان هم می دهد ولی باعث ساخت و ساز نمی شود.اگر بخواهیم وادی پنجم را عملی و اجرا کنیم باید به جهان ذهنی خودمان آرامش را برگردانیم و برای اینکه آرامش را به ذهن برگردانیم،باید از ضد ارزش ها دوری کنیم خودداری و صبر و قناعت و غیبت و قضاوت و پس انداز را عملی کنیم چون اینها مراحلی هستند که جهان ذهنی ما را به آرامش می رسانند.وقتی انسان به چیزی فکر می کند حتما یک میدان جاذبه ای هست که آن چیز را به خودت جذب کنی (فکر-انسان ها_ پول و ....)این میدان هم می تواند در راه منفی و هم در راه مثبت باشد.وقتی که ما بخواهیم از میدان جاذبه خارج شویم،باید این افکار را از ذهن خارج کنیم،مثل دوری از ضد ارزش ها.

وقتی که یک فکر منفی ،میدان جاذبه خیلی قوی باشد و با وجود انسان یکی شد،قابل رویت نمی باشد.انسان احساس سنگینی می کند و هیچ فکر منفی هم نمی بیند و فقط با پالایش این کار انجام می گیرد.و بعد خودداری کردن است که مکمل همان دوری از ضد ارزش ها می باشد،بعد از اینها باید یک تکیه گاه هم باشد،مثل یک انسان که برای راه رفتن احتیاج به دو تا پا دارد و باید شروع به ساختن قطب های نیرومند مثبت کند تا بتواند افکار مثبت را به خودش جذب کند و باید فقط روی خواسته های معقول تمرکز کنیم.
از ضد ارزشها پرهیز کنیم،خویشتن داری را انجام دهیم و به خواسته های معقول بها بدهیم.عاملی که باعث می شود انسان به افکار منفی بیشتر توجه کنند،به علت دوست داشتن افکار منفی یا طمع داشتن است چون می خواهد به همه چیز دست پیدا کند و داشته باشد ودر ذهن انسان مجموعه ای از این قطبهای منفی وجود دارد،انسان اگر نتواند از یک سری خواسته هایش بگذرد،سرگردان و پریشان می شود و باید تمرکز کنیم تا قطب مثبت بوجود بیاید و ساختن این کار ممکن است چندین ماه طول بکشد و بعد وارد مرحله قناعت و صبر می شود.که تعریف قناعت شد همان بهینه سازی،کسی که در این مرحله قدم می گذارد لازم است که حتما بتواند از کمترین چیزها،بهترین استفاده را بکند و در ادامه صبر را هم داشته باشد.


در قرآن امده است:خداوند شرایط هیچ قومی را تغییر نمی دهد،مگر آن قوم خواسته های نامعقول خودشان را کنار بگذارند.

یعنی به انسان می گوید اگر ما نتوانیم از یک سری خواسته های خودمان چشم پوشی کنیم،هیچ تغییری در ما انجام نمی گردد و گذشتن از خواسته ها هست که شرایط جهان ذهنی را تغییر بدهد.مثل همین شرت OT که ما مصرف می کنیم ما باید بعد از 21 روز یک پنجم آن را کم کنیم اگر این کار انجام نگرفت و نتوانستم از خواسته هایم بگذرم،درمانی انجام نمی گیرد.


نگارش:مسافر مصطفی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 اسفند 1396 :: نویسنده : mostafa aghayi
یکشنبه 27 اسفند 1396 05:01 ب.ظ
اقامصطفی سپاسگزارم انشالله سال خوبی داشته باشید و پیروز و کامیاب باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :