وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM



عشق ، یعنی همان قدرت مطلقی که به صور مختلف ، در چرخش‌های متوالی با ما است و ما وقتی به او می‌رسیم که کامل شده باشیم، یعنی خود او شویم...........



نگهبان :

به نام نامی اولین عاشق ، که اوست.

سلام ، من رعد هستم یک نگهبان.

ساکنین :

سلام بر رعد.

رعد :

من هم امروز از سختان نگهبانان عزیز و دیدن شما به وجد آمدم،زیرا مرا هم فراخواندند تا لحظاتی در خدمت شما باشم ، گویا بایستی از عشق بگویم. بنابراین بایستی به درون خود فروروم،خود را مورد کاوش قرار دهم و از عصرها

و زمان‌های مختلف عبور کنم و از روزگارانی که در دهر بر من گذشت ، پرده بردارم و تمامی زیبایی‌ها و زشتی‌ها را مجسم کنم ، تا لب به سخن ، بازگشاید.

عشق بامحبت آغاز می‌گردد و محبت صورت‌مسئله است ، حل آن می‌شود عشق،که لایتناهی است و معرفش فقط یک مفهوم را می‌رساند،انفجار باروت.

عشق، کلمه‌ای است بامعنای چندگانه ، آرام‌آرام آغاز می‌شود و سپس ادامه می‌یابد و کم‌کم معنای محبت ، پیدا می‌شود و آنگاه‌که در ادامه و در طول زمان خلوص یافت،کلمه‌ای دیگر پدیدار می‌گردد.

دف و نی ، وسیله‌اند ، اما چه می‌گویند؟از همه‌چیز ، هیچ را !

باید الفبا بیاموزند،تا بتوانند بنویسند.

عشق را توصیفی نیست ، عشق به بدن نیست ، عشق به لمس نیست ، عشق به سخن نیست ، عشق به‌قرار داد نیست ، که حدی برای او قائل بشویم.

عشق را با هیچ‌چیزی نمی‌توان قیاس نمود.

عشق ، گذشتن و رفتن و رفتن و بازگشتن و کامل شدن و پیوستن به او ، که از او هستیم.

عشق ، یعنی همان قدرت مطلقی که به صور مختلف ، در چرخش‌های متوالی با ما است و ما وقتی به او می‌رسیم که کامل شده باشیم، یعنی خود او شویم.

عشق،جسم نیست ، جان هم نیست.

آنچه با ماست،وقتی‌که پا به هستی می‌گذاریم،با ما همراه است.

وجود هست هستی است.چگونه ما می‌توانیم یک‌زمانی همه این‌ها باشیم؟! یعنی قدرت مطلق؟!

درصورتی‌که قطره‌ای از این جهان هستی در ما به امانت‌داده شده است و همان قطره کفایت می‌کند تا وجودی از لایتناهی باشیم و اگر شدیم ، تازه می‌شویم انسان.

انسان بودن ، یعنی سپاس از هستی ، از قرن مطلق ، یعنی وادی چهاردهم.

حال بگوئید ، این کار و یا این راه ، آسان است؟ مثل بخشیدن گناه دیگرانی که به شما ستم کرده‌اند و یا گذشتن از خود تا رسیدن به جهان درون و یا آگاهانه پرواز از بیکران جسم تا بیکران هستی.آری ، عمل این کار عظیم ، سخت است ، اما می‌شود به انجامش رسانید.شاید تعجب کنید و یا بعضی‌ها در حیرت هستند که جهان و جهان‌ها به‌راستی از تاریکی‌ها فاصله می‌گیرند،ولی دفتر و یا کتاب محبت و عشق ، هیچ‌گاه بسته نمی‌شود ، بلکه به آنچه آغاز شد ، همیشه عجین است و این دایره‌ها همچنان به میزان بیکران آن ، شعاع افزون می‌نماید و کار نیروهای تخریبی ، با افزایش و گسترش محبت ، روبه‌زوال می‌گراید و مفهوم واقعی آنچه در انسان دمیده شده ، آشکار و آشکارتر خواهد شد.

محبت ، زنجیره‌هایش روزبه‌روز محکم می‌شود.ارسالات از طریق ذرات ریز ، از هوا و از غذا و اصوات ، خود را به هم می‌رسانند ، تا مجموعه‌ای بشوند و بر فرق تاریکی‌ها فرود بیایند و آنچه فرمان است به انجام برسانند.

الفبای نوشتارها که حامل پیام راستین هستند ، مانند پروانه‌ها بر روی امواج آب ، سوار خواهند شد و از هر طریق دیگر از فرسنگ‌ها فاصله ، خود را به انسان‌های دیگر خواهند رسانید و مشعل روشنایی را به هر قوم و قبیله‌ای خواهند داد و این حرکت ، بیان آنچه باید انجام بشود ، خواهد شد .

چگونه می‌توانند جلوی نور ، صوت و حس را مسدود کنند؟!

این کلام او است که بامحبت ، آغشته می‌شود و از مرزهای مختلف عبور می‌کند و خود را به آنانی که خواهان آن هستند ، می‌رساند. الحق که این کلمه عشق ، بنیان هستی است و آنچه در آن اتفاق می‌افتد ، با تمام سختی‌ها و دشواری‌ها به آدم می‌آموزد که چه بوده و چه هست و در آینده چه خواهد شد.

من از این‌که نتوانستم مفهوم واقعی عشق را به دیگران بیاموزم ، بسیار تا بسیار متأسفم ، اما ناراحت نیستم ، زیرا جهان درحرکت است و آنچه باید در این حلقه عشق و محبت باقی بماند و از خودزایشی داشته باشد ، انتخاب می‌کند. این‌قدر این موضوع بزرگ است که هزاران سال ما به دنبال هم می آئیم و این دشواری‌ها را متحمل می‌شویم ، تا ذره‌ای از آن اقیانوس را به یکدیگر برسانیم.

خوشا به حال آن‌کس که می‌دهد و به دنبال باز پس گرفتن نیست ، بی‌دریغ ، همچون قدرت مطلق! و منتظر نمی‌ماند ، بلکه ناظر است ، پس بسیار باارزش است که می‌دهد و بازنمی‌ستاند ، مگر خطایی مشاهده شود. آنگاه آنچه آفریده‌شده ( انسان ) به‌جا درحرکت باشد ، لحظه‌به‌لحظه قدم‌هایش را به گلستانی تبدیل می‌کند ، که با کوچک‌ترین نسیم ، فضا پر از رایحه‌های گل ، از انواع و اقسام می‌گردد.بهشت را تا جان در بدن دارد می‌بیند و با همه هستی به پرواز درمی‌آید ، منتظر نمی‌ماند که کسی پیدا بشود و با الفاظ ، او را دل‌خوش بدارد.چشم‌هایش در خواب هم می‌بیند و به سیر و سیاحت دیگر پدیده‌های حق ، الهی می‌شود.

دیگر برای او ظلمت و تاریکی و سیاهی ، بی‌معنی می‌شود و هرلحظه به آنچه مشاهده می‌نماید ، سجده می‌کند و شاکر آفریننده عشق و محبت می‌شود.این‌ها کلماتی هستند که در حال حاضر ، شاید بسیار خنده‌آور باشند.

عاشق و آنچه در او هست ، تنها بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که اگر ببخشد ، زیاد و زیادتر می‌شود و آنگاه خواهید دید ، در ژرفای محبت غوطه‌ور بودن ، یعنی رسیدن به‌حق ، یعنی توحید.

عزیزان ، چون وقت من تمام است ، تنها سخنی دارم با او ، که او خود می‌داند ، اگر خواستی بنویسی ، محکم بنویس و بدان در درون خودت ، هرقدر که باشد می‌توانی باسخاوت بیشتری بر قلم ، فرمان‌برانی و چون قلمت از تو فرمانمی گیرد ، مانند شمشیری برنده بر قلب‌های تشنه وارد می‌شود و به‌جای دریدن ، سیراب می‌کند و از سیراب شدن آن‌ها ، جهانی به گلستان تبدیل می‌شود.

تو خود می‌دانی که حقیقی بودن ، درسی ندارد.

خدا نگهدار.

در این شرایط رعد جایگاه را ترک می‌کند و به‌اتفاق دو نگهبان دیگر و روح ، از جلسه خارج می‌گردند و جانشین ، در جایگاه قرار می‌گیرد.

در این حال ، ساکنین در بحر تفکر فرورفته‌اند و نمی‌دانند که بایستی چه عکس‌العملی از خودشان بروز بدهند.

تایپ و ویرایش : مسافر مصطفی

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : لژیون ها، کارگاه آموزشی خصوصی مسافران،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 شهریور 1397 :: نویسنده : mostafa aghayi
چهارشنبه 28 شهریور 1397 10:40 ق.ظ
سلام انشالله موفق و پیروز باشی
سه شنبه 27 شهریور 1397 04:47 ب.ظ
خدا قوت وسپاس گذاری از مطالب آموزنده
سه شنبه 27 شهریور 1397 02:59 ب.ظ
سلام
آقامصطفی ممنون اززحمات شما
خداقوت✋
سه شنبه 27 شهریور 1397 02:59 ب.ظ
سلام
آقامصطفی ممنون اززحمات شما
خداقوت✋
سه شنبه 27 شهریور 1397 01:01 ب.ظ
با سلام از مطلب زیباتون آموزش گرفتم تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :