وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
خلاصه سی دی حقه از آقای امین

نتیجه تصویری برای دستور جلسه حقه2 تاریخ 98/3/1 آقای امین
شرک و کبر هم‌زمان با همدیگر اتفاق می‌افتد و کسانی هستند که در سیستم مشغول کار هستند ولی می‌خواهند به خواسته‌هایشان زودتر از زمان خودش برسند و به دنبال خدا و یا فرماندهی جدید که بتوانند آن خواسته‌هایشان را زودتر به اجرا دربیاورند........
نتیجه تصویری برای دستور جلسه حقه2 تاریخ 98/3/1 آقای امین

خلاصه سخنان استاد

استاد امین فرمودند : در جلسات قبل مطالبی که گفته شد، هدف این بود ما اگر بخواهیم مطلبی را درست متوجه و یاد بگیریم و پایه‌ی علمی درستی داشته باشد ، باید تعریف ما دقیق باشد.گفتیم اگر تعریف قابل‌رؤیت باشد، نیازی به ادامه‌ی آن را نداریم ، اما اگر تعریف غیرقابل رؤیت ، مثل: مفهوم شجاعت ، نفس ، عقل و .......باشد،علاوه بر تعریف به یک مدل احتیاج داریم.گفتیم که پایه های تغییر ، آموزش می‌باشد و آموزش خیلی مهم می‌باشد، چون همه‌ی انسان‌ها از تجربه و تفکر برخوردار هستند و ساختن تفکر و تجربه با خود انسان است ولی آموزش را استاد به وجود می‌آورد و کار استاد در اینجا این است که آن مطالب را درست مطرح کند و مدل‌ها را با قصه و داستان طرح کند و وظیفه‌ی یک رهجو این است که اگر متوجه نشد، سؤال کند و هرکدام کار خودشان را درست انجام ندهند، آن فرایند آموزش اتفاق نمی‌افتد و اگر اتفاق صورت نگرفت هیچ تغییری به وجود نمی‌آید و دچار رکود و طعمه‌ی نیروهای بازدارنده می‌شویم.

استاد امین در ادامه فرمودند : آموزش ، خط اصلی تاریکی است. مطالبی که در کلام‌الله گفته و تکرار می‌شود ، از اهمیت خاصی حکایت می‌کند، مثل : کفر ، شرک ، کبر ....... و باید این‌ها را یاد بگیریم و درست تعریف کنیم و بعد می‌رویم به دنبال مدل ، چون کفر و شرک و .... جزء صور پنهان می‌باشد و مثل یک درخت نیست که قابل‌رؤیت باشد.سلسله‌مراتب در کارخانه الهی وجود دارد و هرکسی که در قسمت پایین قرار دارد باید از بالادست خودش فرمان‌برداری کند تا زمانی است که شخص مسئول آن قسمت هست،خارج از قوانین و فرامین الهی نشود گفتیم که تاریکی از کبر به وجود می‌آید ، یعنی یک شخص فکر می‌کند که در ماهیت و آفرینش از سایر کسانی که در آن کارخانه هستند برتر می‌باشد و معمولاً برای کسانی کبر به وجود می‌آید که توانائی‌های بالائی داشته باشد. مثل داستان ابلیس که خودش جزء نیروهای بالا بوده و دچار کبر می‌شود و بعد که دچار کبر شد فکر می‌کند باقدرتی که دارد می‌تواند خودش همه کارها را پیش ببرد و بعد گفتیم وقتی یک نفر کبر پیدا کرد فکر می‌کند در این ساختمان الهی یک نقش دارد مثل ، شرکت‌هایی که سهام خودشان را به فروش می‌گذارند.وقتی کبر رشد پیدا می‌کند ، فکر می‌کند که با خالق خودش فرقی ندارد.پس نتیجه می‌گیریم که کبر هم می‌تواند درصدی باشد و موقعی که کامل شد، می‌شود مثل فرعون، که به باور رسیده بود که خدای مصر می‌باشد ولی درجات پایین‌تر آن پنهانی می شودو به‌طورمعمول همه‌ی انسان‌ها پتانسیل کبر را در وجود خودشان دارند و ممکن است چون توانائی‌های خودشان رشد نکرده، کبر خودش را نشان ندهد.با بروز توانائی‌ها در انسان کبر شروع به خودنمائی می‌کند.اگر یک شخص به صد درصد رسید، یعنی کل نور در آن قطع می‌شود و هیچ حس یا نوری را دریافت نمی‌کند و این شخص مجبور می‌شود که این نور را از جائی دیگر به دست بیاورد و کاری که می‌کند در آن ساختمان الهی شروع به پیدا کردن منبع‌های جدید می‌کند ، که انسان‌های دیگر هستند که از آن فرمان‌برداری و پیروی می‌کنند و به این اشخاص مشرک گفته می‌شود.

استاد در ادامه فرمودند : پس شرک و کبر هم‌زمان با همدیگر اتفاق می‌افتد و کسانی هستند که در سیستم مشغول کار هستند ولی می‌خواهند به خواسته‌هایشان زودتر از زمان خودش برسند و به دنبال خدا و یا فرماندهی جدید که بتوانند آن خواسته‌هایشان را زودتر به اجرا دربیاورند ، می‌گردد.پس مشرکان بندگان کسانی هستند که کبر دارند.کسانی که اهل شرک هستند خودشان اهل‌معامله می‌باشند، مثلاً می‌خواهند با دادن یک گوسفند صاحب یک‌منزل و یا ماشین و .... شوند و بازی این دو ( کبر و شرک ) باهم دیگر شروع می‌شود. کسانی که شرک دارند و دنبال خالق می‌گردند همیشه آرزو دارند که یک روزی خودشان به خدا تبدیل شوند و این بازی ادامه دارد و کسانی که کبر دارند یک‌زمانی درونشان به خاطر چیزی که زیاد می‌بخشند، تهی و خالی می‌شود و سقوط می‌کنند. در جلسه‌ی قبل گفتیم کسانی که فکر می‌کنند برتر هستند و یکی از نشانه‌های آن این است که شخص دچار تعصب نژادی است و یا فکر می‌کند یک نژاد و یا یک قوم برتر می‌باشد و گفتیم که نژاد برتر فقط خالق است و غیر از او برتری نداریم. در آیه 37 سوره جاثیه آمده است، و له الکبریاء فی السماوات و الارض و هو العزیز الحکیم.و برای اوست کبریا و عظمت در آسمان‌ها و زمین و اوست عزیز و حکیم.و بقیه نژادها هیچ برتری نسبت به همدیگر ندارند.حالا از یک مدل دیگر استفاده می‌کنیم وجود انسان مثل زمین می‌ماند، بعضی زمین‌ها مرغوب و بعضی نامرغوب هستند. بعضی از زمین‌ها فقط یک سری چیزهای خاص در آن می‌کارند، یا به عبارتی هر زمینی یک ویژگی دارد، خواسته‌ها در انسان مثل بذر و دانه هستند، خواسته انسان می‌تواند بذر خوب و یا بد باشد.زمین‌های خوب و مرغوب را حسنات می‌نامند و زمین‌های نامرغوب را سیئات یا شوره‌زار ، (تاریک و کم‌مایه )ممکن است من یک خواسته‌ی خوب داشته باشم ولی زمین خوبی نداشته باشم . بنابراین ، بذر یا خواسته به عمل نمی‌آید ، یا به‌طور مثال من استعداد ریاضی را ندارم ولی دوست دارم یک ریاضیدان شوم.پس نتیجه می‌گیریم که این سه مرحله دست خودم می‌باشد، بذر یا خواسته ، چه محصولی بکارم و چی بکارم ( تفکر ) ، زمین من چه جنسی باید داشته باشد( بستر ) و یکی دیگر از ویژگی‌های دیگر آن آفتاب است یا میزان باران، که دست ما نیست.وقتی‌که کبر من را گرفت و خدا شدم، خداوند می‌فرماید تو با من دیگر کاری نداری و برو به دنبال کار خودت.

کفر ، یعنی پنهان کردن خیلی خوبی‌ها ، سرپوش گذاشتن یا نعمت‌های خداوند را پنهان کنیم، وقتی کسی شروع به پنهان کردن می‌کند وارد کفر می‌شود.عکس‌العمل کفر، وقتی خوبی و حس دیگران را پنهان می‌کنی، خوبی و ویژگی‌های مثبت خودت به‌طور اتوماتیک پنهان می‌شود.پس در کفر، آب و نور قطع نمی‌شود، فقط ما جابجایی انرژی‌داریم.وقتی از طرف کفر به‌طرف ایمان آمدیم ، خداوند بدی‌ها و تاریکی‌های ما را پنهان می‌کند.پس انسان وقتی دچار کفر هست و در آن کارخانه‌ی الهی کار می‌کند و بقیه هم مشغول کار خودشان هستند و این شخص با پنهان کردن و غیبت کردن و ..... امورات خودش را می‌گذراند.حالا باید ببینیم مشرکین به چه شکلی هستند ، مشرکین کسانی هستند که سر یک زمینی‌کار می‌کنند و به‌طور مثال سهمیه‌ی آب آن‌ها هفته‌ای چهار ساعت می‌باشد و زمین و نور هم به مقداری کافی می‌باشد، و باید زحمت بکشد تا سهمیه آب بیشتر شود ولی حس و حال ندارد و برای این کار به سراغ ارباب ( کبر ) رجوع می‌کند و دستگاه‌های تاریکی طوری طراحی‌شده که اول مزد آن را به انسان می‌دهد، مثل : ربا ، مواد ، الکل و ....شاید در اوایل کار ، خوب باشد ولی در طولانی‌مدت شخص را به تاریکی‌ها می‌برد.ولی در سیستم الهی این‌طور نیست، می‌گوید اول باید کارکنی و در آخر همان روزمزد خودت را دریافت می‌کنی.

نکته‌ی مهم در اینجاست که شخصی که دو ساعت بیشتر از ارباب سهم آب دریافت کرده ، در اصل ارباب هم از کسان دیگر این سهمیه را گرفته است. نتیجه می‌گیریم که یک سری چیزهایی که وارد سیستم این شخص شده مثل انرژی ، حس و .... مال این شخص نبوده ، یعنی از جائی دیگر گرفته و وارد زندگی این شخص شده است.مثل پیوند زدن یک عضو به انسان، البته که هر عضوی را نمی‌شود پیوند زد و باید از هم‌گروه و هم‌خون خودش باشد و باید یک ویژگی‌های خاص داشته باشد و شاید بعد از پیوند زدن جواب ندهد ، مثل این است که هر خون‌آلوده‌ای را به آن تزریق کنند یا چیزی که به او داده و یا از طبیعت دریافت می‌کند، ممکن است با حس او سازگاری نداشته و یا آلودگی داشته باشد، بنابراین وقتی وارد سیستم می‌شود، شروع به تخریب کردن از داخل می‌شود ، یعنی حس، فکر و ... به هم می‌ریزد و سیستم او از تعادل کم‌کم خارج می‌شود.

تایپ و ویرایش : مسافر مصطفی

 





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : سی دی های آموزشی،لژیون ها،
جمعه 7 تیر 1398 07:29 ب.ظ
سلام آقا مصطفی ممنون از خلاصه سی دی واقعا عالی بود چون من سی دی رو گوش نداده بودم اما اینجا خوندم ممنون
جمعه 7 تیر 1398 10:14 ق.ظ
سلام و خداقوت خدمت آقا مصطفی مثل همیشه فعال و پرکار .لمیدوارم مزد زحماتتان را دریافت کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه