تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11) - خلاصه سی دی حقه 3 از استاد جهان بینی آقای امین
 
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
خلاصه سی دی حقه 3 از آقای امین

نتیجه تصویری برای ‫تصاویر آقای امین site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎
با یادگرفتن جهان‌بینی بتواند خودش را اصلاح کند و یا در حیطه‌ای که به او واگذارشده و یا معلم شده است و بتواند آموزش‌های لازم را بدهد در آن صورت مفید و تأثیرگذار می‌باشد.من نمی‌توانم دیگران را مشرک یا کافر بپندارم، اگر این کار را کردم مطمئن از ناکجاآباد سر درمی‌آورم......
نتیجه تصویری برای دستور جلسه حقه2 تاریخ 98/3/1 آقای امین

استاد امین در ابتدا فرمودند : ماه رمضان، ماه نقطه تحمل و تغییرات اساسی است و برای خود من هم آموزنده است و نشانه‌ی آن این است که برای یک سفر اولی حکم درمان را داشته باشد. هیچ انسانی وجود ندارد که نقطه تحمل آن صفر باشد، بنابراین وقتی یک نفر با جسم بیمار شروع به روزه گرفتن می‌کند،نقطه تحمل در آن شکل می‌گیرد و قوی‌تر و اعتمادبه‌نفس آن زیادتر می‌شود،بنابراین توصیه می‌شود که هر شخصی انجام دهد ولی اکثر انسان‌ها نقطه‌ی شروع آن‌ها اشکال دارد.

داستان‌ها و فیلم‌هایی که در طبیعت وجود دارد و یا موسیقی که ما گوش می‌دهیم باید در انسان تاثیرگزار باشد و با انسان ارتباط برقرار کند و همه‌ی این‌ها باید دارای یک ریشه‌ای باشند، اگر یک درخت بزرگ ایستاده و نمی‌افتد قطعاً یک ریشه‌ی محکمی دارد. داستان‌هایی که در تمام فرهنگ‌ها اثرگذار هستند یک ریشه‌ای در صور پنهان وجود دارد،یعنی باید یک حقیقتی را بیان کنند، یا آن داستان در صور و درون انسان زنده و جاری باشد مثل، فیلم‌ها و داستان‌ها و زنجیره‌های دراکولا، چون در صور پنهان انسان‌ها زنده است.

استاد امین در ادامه فرمودند : اسرار دانستن ، دانش جهان‌بینی برای خود انسان است و برای دیگران نیست و وقتی یاد گرفتیم که اگر بخواهیم به یک خواسته‌ای برسیم، آیا حاضر هستیم که قانون را نقض کنیم، یعنی دانستن جهان‌بینی برای این نیست که من ببینم دیگران از مسیر خارج می‌شوند یا راه درست می‌روند.انسان تا زمانی که در یک مسئله به درجه‌ی کامل نرسیده باشد اگر بخواهد، در جایگاه قاضی قرار بگیرد و حکم صادر کند، قطعاً تخریب دارد. وقتی شخصی وارد کنگره می‌شود فقط باید روی آموزش دیدن و درمان شد من تفکر کند و هیچ اظهارنظری نکند، تا وقتی‌که بعد از سه سفر امتحان کمک راهنمایی داد و راهنما شد، به او اجازه می‌دهند که لژیون بزند و ره‌جو بپذیرد.یعنی با یادگرفتن جهان‌بینی بتواند خودش را اصلاح کند و یا در حیطه‌ای که به او واگذارشده و یا معلم شده است و بتواند آموزش‌های لازم را بدهد در آن صورت مفید و تأثیرگذار می‌باشد.من نمی‌توانم دیگران را مشرک یا کافر بپندارم، اگر این کار را کردم مطمئن از ناکجاآباد سر درمی‌آورم.

ما گفتیم که دو نوع مدل داشتیم که یکی کارخانه بود و دیگری مثال زمین را زدیم. در قبل گفتیم که انسان مثل زمین می‌ماند و ماهیت آن زمین را بستر نامیدیم و چه خواسته‌ای دارد، می‌شود خواسته‌های نفس او و چه چیز در زمین بکاریم می‌شود تفکرات او که مثلث 1-جنس خاک 2- خواسته‌ها 3- تفکرات ما که می‌شود مثلث ساختار یا مثلث بستر که در اختیار و دست انسان می‌باشد و مثلث دیگر : 1- نور 2- آب 3- اکسیژن و این مثلث یعنی رحمت خالق است. یعنی باریدن باران ، دادن اکسیژن و ........

آیا کفر یا شرک باعث بیماری انسان می‌شود.

اگر یک زمینی نور آن زیاد باشد این نور به حرارت و یا آتش تبدیل می‌شود و اگر آب در آن زمین کم بود، تبدیل به خشکی می‌شود.وقتی در انسان تعادل و بالانس او به هم بخورد بیماری در آن شخص ظاهر می‌شود.آب‌وخاک و باد و آتش عناصر اصلی هستند که خود این عناصر یک مدل است و با ترکیب شدن همدیگر می‌تواند همه‌چیز را به وجود بیاورد.

انسان حقیقت را چگونه می‌تواند متوجه شود؟

اگر انسان توانست چیزی را ببیند و بشنود ، یعنی ورودی اطلاعات و وقتی‌که دریافت کردیم آن‌ها را به قلب می‌فرستیم، جائی که حس ادراک می‌شود، آن موقع می‌توانیم بفهمیم که مفهوم آن چیست و یا آن را درک کنیم.مراحل درک انسان : اول ، رؤیت یا شنیدن. دوم : این مراحل باید در قسمتی برود که درک شود ( قلب ) . مرحله‌ی سوم : آنالیز کردن به عقل که بررسی انجام گیرد.به دلیل کبر زیاد نور در انسان کم می‌شود و به‌طورمعمول کم و کم‌تر می‌شود و دیگر قابل‌رؤیت نیست، اگر نور کم شود ما سایه‌ها را با همدیگر اشتباه می‌کنیم.در صور انسان وقتی نور کم شود، تصاویر را درست نمی‌تواند دریافت کند و قسمت دریافت دچار مشکل می‌شود. اگر بخواهیم یک‌چیزی بیشتر از خودش را نشان بدهد، به آن نور اضافه می‌کنیم، مثل، فیلم‌ها که از پروژکتورها در آن استفاده می‌کنند.تمرکز نور در یک نقطه می‌تواند چیزی را چند برابر خودش زیباتر و قشنگ‌تر بکند و کمبود نور می‌تواند آن جسم و یا شیء را کم‌اهمیت نشان دهد.پس وقتی انسان دچار کفر می‌شود ازآنجایی‌که خوبی‌ها را پنهان کرد، به‌خوبی ها دیگر نوری تابیده نمی‌شود و فقط نور به بدی‌ها تابیده می‌شود و اتفاقی که می‌افتد این است که چیزهایی که بی‌ارزش هستند و اهمیت چندان ندارند، برای او پرنور و فوق‌العاده زیبا و ارزشمند می‌شود و برعکس آن چیزهایی که باارزش هستند،بی‌اهمیت و بی محتوی به نظر می‌رسد. برای همین ممکن است شخص در زندگی خودش برای به دست آوردن یک خواسته‌ای ( مثل خرید ماشین شاسی‌بلند و خریدن گوشی‌های گران‌قیمت و...) خودش را به کشتن بدهد تا بتواند به خواسته‌ی خودش برسد.البته که به نظر من داشتن همه‌چیز در زندگی خوب و مفید است به شرطی که خودش را به‌زحمت زیاد برای به دست آوردن آن نکند.و به‌طور خودکار برای چیزهایی که در زندگی لازم و ضروری است وقت نمی‌گذاریم و این مشکل ظاهر می‌شود.

استاد امین در ادامه فرمودند : وقتی در جامعه‌ای این مشکلات رشد پیدا می‌کند، معیارها آرام‌آرام تغییر و عوض می‌شود، یعنی به چیزهایی که مهم است نور تابیده نمی‌شود و به چیزهایی که مهم نیست نور تابیده می‌شود و همه به دنبال چیزهایی هستند که به آن‌ها نور تابیده می‌شود ، مثل پروانه‌ها و البته به دنبال آن شاهد اتفاقات بدی هم هستیم.یعنی ما یک سری هنرمند داریم که این افراد تولیدکننده‌ی هنر هستند و وقتی دیده نشوند و کارهای آن‌ها را کسی خریداری نکرد، دچار آُسیب می‌شوند و این اشخاص هم‌شغل خودشان را رها و به دنبال چیزهای دیگری می‌روند. بنابراین وقتی در جامعه نورها جابجا می‌شوند، ما به دنبال چیزهای دیگری می‌رویم و یک سری چیزها به دست فراموشی سپرده می‌شود و تعادل جامعه درزمانی اتفاق می‌افتد که انسان‌ها بتوانند همدیگر را ببینند و به هم توجه کنند و به او بها بدهند، آن جامعه در تعادل باقی خواهد ماند.زمانی ما به کنگره می‌آییم که آن احساس به من داده شود ولی اگر این احساس به وجود نیاید ، شخص با یک سری دلایل مختلف به کنگره نمی‌آید.وقتی انرژی صوت روی یک قسمت متمرکز می‌شود موسیقی خوب ، بی‌ارزش و موسیقی بد باارزش می‌شود.

قسمت دوم در مورد شرک

وقتی انسان شرک انجام می‌دهد زمانی است که خواسته دارد ولی می‌خواهد سریع اتفاق بیافتد و حوصله زمان لازم را ندارد.انرژی منفی را از دیگران دریافت می‌کند و آن انرژی منفی را وارد زندگی خودش می‌کند و حس‌های آلوده که جایگاه آن در قلب است می‌نشیند و قسمت دوم ( ادراک ) هم به مشکل برخورد می‌کند. پس انسان اگر دچار شرک هم بشود اتفاقی که برای او پدید می‌آید، اول قلب او بیمار می‌شود و موقعی که صوت خوب را می‌شنود، عصبی می‌شود، خیلی از افراد در ابتدای سفر اول وقتی‌که سی‌دی‌ها را گوش می‌دهند عصبانی می‌شوند، چون حس آن‌ها آلوده‌شده بود و موقعی که پیام را دریافت می‌کرد، برای او ناگوار و ناخوشایند بود ولی رفته‌رفته که حس پالایش شد معنی و مفهوم آن پیام برایش عوض شد. شرک و کفر در زندگی همه ما جاری است و مشغول کار خودشان هستند ما هم باید کار خودمان را انجام بدهیم یعنی شروع به انجام دادن پالایش خودمان بکنیم. دریافت حقیقت و درک کردن انسان شامل دو بخش می‌شود، بخش اول دریافت و بخش دوم، ادراک. در زندگی روزمره و مدل آن کارخانه که مثال زدیم هر شخصی مشغول کار خودش است و هرکسی براثر تلاشی که انجام می‌دهد پیشرفت می‌کند و وارد مرحله‌ی بعدی می‌شود و این سیستم روبه‌جلو حرکت می‌کند و آن کارخانه در بخش‌های مختلف چیزهایی را تولید می‌کند. اگر کسی بیاید در مثال زمین ، آب و بذر را از جایی دیگری بگیرد خودش نوعی اختلال است و یا اگر آب به قسمت نامرغوب زمین رفت یک اختلال است. و اختلال دیگر که به وجود می‌آید آن زمین که یک بستری دارد و سال‌های زیادی طول کشیده تا آن زمین به وجود بیاید، چون هزاران سال طول می‌کشد تا یک زمین کشاورزی به وجود بیاید.هر بیست سانتیمتر خاک که بخواهد شکل بگیرد، حدود یک‌صد سال به طول می‌انجامد. یک سری املاح و مواد در آن زمین وجود دارد که می‌شود استعداد و پتانسیل و ویژگی‌های یک انسان.وقتی یک میوه‌ای بخواهد در خاک رشد کند احتیاج به پتاسیم ، سدیم ، کلسیم ، آهن ، روی و ....... دارد و باید در خاک وجود داشته باشد و اگر وجود نداشته باشد چیزی رشد نمی‌کند و هزاران سال طول کشیده تا این خاک به وجود بیاید.شخصی که در آن زمین کشاورزی می‌کند و محصولی را می‌کارد باید طوری کشت کند، تا سال دیگر هم بتواند بکارد بنابراین هرچند سال یک‌مرتبه به زمین استراحت می‌دهند و شاید هرچند سال کشت خودش را تغییر می‌دهد ، چون این زمین انرژی خودش را از باران، باد، آفتاب دریافت می‌کند و در یک تعادلی حرکت خودشان را انجام می‌دهند، یعنی تولید می‌کند ولی دومرتبه قوت ازدست‌رفته‌ی خودش را از دست می‌دهد حالا اگر کسی ظرف مدت سه الی پنج سال در این زمین کشت کند و تمام این خاک تهی و نیست شود و زمین بلااستفاده می‌شود.

استاد جهان‌بینی آقای امین فرمودند : کلمه‌ای به نام انفاق وجود دارد . انفاق بر وزن افعال است یعنی یک‌چیزی را سریعاً پرداخت کردن و ریشه‌ی انفاق، نفقه می‌باشد و وقتی به انفاق گفتیم نفاق ، کاملاً معنی آن تغییر می‌کند و به منفی تبدیل می‌شود.کلمه‌ی نفقه یعنی خرج کردن ، یعنی کسی که از ما درخواست کمک می‌کند، ما از محبت خودمان به او می‌بخشیم وقتی کسی نفاق می‌کند یعنی همه‌چیز را خرج می‌کند و می‌بخشد و استفاده می‌کند.شخصی که همه‌چیز را استفاده و خرج کرد و بخشید مثل همان زمینی می‌شود که تمام مواد معدنی خودش را بخشیده و زمین غیر استفاده‌شده است بنابراین اگر کسی دچار نفاق می‌شود یعنی وارد فازی شده است، که دست به طلا می‌زند ، خاکستر می‌شود و هر کجایی سرکار برود آن محل را از چرخه خارج می‌کند چون همه را خودش خرج و می‌بخشد و ورودی و خروجی آن باهم برابر نیست و از تعادل خارج می‌شود و آن سیستم رو به نابودی می‌رود.

 تایپ و ویرایش : مسافر مصطفی

 





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، لژیون ها، آموزش،
لینک های مرتبط : درمان اعتیاد،جهان بینی،


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :