تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11) - از فرمان برداری تا فرماندهی
 
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
سه شنبه 15 مرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

به نام خدا

 

چه حرکت زیبا و پر معنی در این کلمات نهفته است: از فرمان‌برداری تا فرماندهی

همیشه وقتی به این دستور جلسه می‌رسیم، از خودم می‌پرسم آیا می‌شود بدون فرمان‌برداری به فرماندهی رسید؟ فرماندهی یعنی چه؟ فرمان‌برداری چیست؟ و هزاران سؤال دیگر که ذهن مرا مشغول خود می‌کند.

در ابتدای ورود به هر گروهی، برای مثال کنگره 60 ایستادگی زیادی در مقابل گوش به فرمان بودن وجود دارد با دلایل به ظاهر منطقی مانند من در جایگاهم در محیط کار، با تحصیلاتم و مدرکی که دارم و یا سنی که دارم چه لزومی دارد که به حرف دیگران گوش دهم؟ ولی زمانی فرمان‌برداری معنی پیدا می‌کند که می‌آموزم:

تفکر یعنی حرکت از مجهول به معلوم، هدف انسان رسیدن به فرمان عقل است، ایمان تجلی نور خداوند است در انسان و عشق و محبت بلاعوض و در پایان آنچه باور است محبت است.

حالا دیگر گفتن چشم برای من فرق می‌کرد. این همان چشم گفتن روز اول بود اما چند تفاوت با روز اول داشت. اوایل با بالاتر داشتن خود نسبت به دیگران، ترس از به خطر افتادن جایگاه و آبرو، ناامیدی از هر کس و هر چیزی گفتیم چشم و محصول آن شد: کینه، نفرت، حسادت، قضاوت و بدبینی به اطرافیان اما معجزه حرکت و زمان راه را به ما نشان داد و دیگر چشم من نشانی از گذشته نداشت و پر بود از تفکر، عقل، شق و ایمان و این فرمان‌برداری از عسل شیرین‌تر بود چون مرا به فرماندهی نزدیک‌تر می‌کرد و حال وقتی به فرماندهی می‌اندیشم، ناخودآگاه وادی در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود مانند نوری از آسمان ذهنم می‌گذرد و مرا با عهد که باقدرت مطلق بسته شد و جمله آیا من پروردگار شما هستم می‌اندازد.

قدرت مطلق بعد از آفرینش انسان و قرار دادن تمام ابزارها برای تکامل در وجودمان، اختیار را به ما هدیه داد چون می‌دانست که انسان می‌تواند با اجرای قوانین و فرمان‌برداری از قدرت مطلق به فرماندهی برسد. در آن نقطه دیگر هیچ خواسته‌ای برای انسان غیرممکن نیست و هر آنچه بگوید شو، آن شود.

حال اتفاقی را که در جمعیت احیای انسانی کنگره 60 می‌افتد را نظاره گر هستیم. همان طور که از نام آن پیداست، در آن احیا و زندگی دوباره انسانی شکل می‌گیرد. این احیاء در سایه چه چیزی است؟ بیاییم زندگی قبل از کنگره یک مصرف‌کننده (مسافر) و هم‌سفرش را تصور کنیم. مسافر به جای اینکه فرمانده جسم و یا همان شهر وجودی خود باشد و خود به تمام اعضای ظاهر و باطن خود فرمان دهد به کجا می‌رود و اسیر چه چیزی است به غیر از اینکه نیروهای تخریبی و بازدارنده (شیطان)، توسط قوی‌ترین ابزار خود که همان ماده است او را در دامان سیاه خود گرفته و هر روز با تخریب‌ها و آموزه‌های غلط جدید او را به سرزمین سیاه و خشک خود نزدیک‌تر می‌کند. انسانی که به تعبیری جهان اصغر است و حال تبدیل به دهی ویرانه شده و فرماندهی این ده را کسانی بر عهده‌دارند که فقط به خواسته‌های نفس اماره خود می‌اندیشند و نه جایگاه والای انسانی و نفس مطمئنه و فرد مصرف‌کننده که حتی در مواقعی فرمان خواب و بیداری و آب دهان و بینی در اختیارش نیست را روزبه‌روز به پرتگاه تاریکی‌ها راهنمایی می‌کنند و تصور کنید که این فرد دیگر چه جایگاهی در خانواده و اجتماع دارد؟ فردی کاملاً عاجز و از همه جا کاملاً رانده و مانده

اما آن طرف داستان فردی به ظاهر آرام و سالم ولی در باطن پر از آشوب و بحران به نام همسر، پدر، مادر، خواهر، برادر و یا هر اطرافیان دیگری که حال خوبی ندارند و سخت تر از آن نمی‌داند که چرا حالش خوب نیست. حال بعد از ورود به کنگره چه می‌شود که احیای زندگی اتفاق می‌افتد؟ در ابتدا نام آن دو نفر می‌شود مسافر و هم‌سفر و این همان حرکت است از تاریکی به طرف روشنایی، از قهر به مهر، از جهل به دانایی و نکته ظریف که در این تغییر از سیاهی به رنگین‌کمان نهفته است. به همین دلیل است که این افراد از خود فرمانی به فرمان‌برداری از قوانین کنگره 60 که الگوبرداری از کلام خداست می‌رسند و بعد از فرمان‌برداری پله‌پله نزدیک شدن به ایمان و فرمان عقل، به فرماندهی می‌رسند. همان فرماندهی که قدرت مطلق وعده داده است و حال دیگر جسم و روان در اختیار خود فرد است و این همان آرامش است که قبل از کنگره برای هر زمان و هر لحظه آن می‌جنگیدیم و راه به جایی نمی‌بردیم.

در وادی چهاردهم چه زیبا گفته می‌شود که برای آنانی که حال خوش ندارند، دو راه بیشتر وجود ندارد یا به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقت هستند، ملحق شوند و یا صبر کنند که نیروهای مخرب و بازدارنده آن‌ها را با گردبادهای عظیم به عمق ظلمات هدایت کنند.

پس بدانیم که فرمان برای امنیت و آرامش و آسایش ماست و تخطی از آن باعث به وجود آمدن گره‌هایی در شهر وجودی و جسم و جان ما می‌شود و برای بازگرداندن آرامش چه بازپرداخت‌هایی که باید داده شود تا فرماندهی از نیروهای تخریبی، بازدارنده و منفی باز پس گرفته بشود.

و کلام آخر اینکه:

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 25 مرداد 1398 08:17 ب.ظ
خداقوت اقا حسین سپاس بابت زحماتتان
جمعه 25 مرداد 1398 08:17 ب.ظ
خداقوت اقا حسین سپاس بابت زحماتتان
شنبه 19 مرداد 1398 05:00 ب.ظ
سلام و خداقوت به حسین عزیز .خیلی عالی بود امیدوارم به خواسته هایتان برسید‌
چهارشنبه 16 مرداد 1398 09:52 ب.ظ
خیلی زیبا بود حسین عزیز واقعا لذت بردم.ممنون از زحمات جنابعالی انشاالله شال کمک راهنمایی....... معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا........
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :