وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان

خلاصه گزارش لژیون سیگار،با موضوع قضاوت و جهالت
قضاوت و جهالت چه ربطی به اعتیاد دارد.چه ربطی به مواد و مصرف کننده دارد.همانطور که یاد گرفتیم،اعتیاد از ازدواج مواد با انسان  متولد می شود.وقتی یک انسانی مثل من و یک سری مواد هم باشد،یک انسان معتاد به وجود می آید،حالا این انسان گفتیم ،صور آشکار دارد و صور پنهان، در جهان بینی و آموزش ها گفتیم که مواد غیر از اینکه بر صور آشکار ما تاثیر می گذارد،باعث تخریب صور پنهان هم می شود.
علاوه بر مواد که روی صور پنهان اثر می گذارد،هزار تا صفت زشت و ناپسند هم وجود دارد که باعث تخریب صور پنهان ما می شود.
ما باید در کنگره ،با کم کردن مواد ،آن صفات مثل عیب جویی،حق دیگران را خوردن،قضاوت کردن،دروغ،وهزار تا، ضد ارزش دیگر...را ذره ذره کم کنیم وبه صفر برسانیم.
و تا وقتی که این ضد ارزشها را در خود کم نکنیم نمی توانیم به پله ی دیگری برویم.ما قبلا فکر می کردیم که اگر نماز بخوانیم و یا به مکه برویم ولی در کنارش مال دیگران را بخوریم،وکلاه سر دیگران بگذاریم،یک انسان خوب و زرنگی هستیم.در صورتی که این کارها انرژی ما را از درون تخلیه می کند،گفتیم انرژی معادل پول است در بیرون.
ما هر چه که پول بیشتری داشته باشیم،بیشتر می توانیم خرید کنیم،
وبه عبارتی قدرت خرید ما هم بیشتر است.واین تخلیه انرژی توسط قضاوت کردن و حرف نا به جا زدن ،مثل این است که من در جیبی که پول گذاشته ام که پاره باشد،و کم کم پول ها می ریزد و کم می شود ومن نمی فهمم،و وقتی متوجه می شوم که دیر است.
خداوند نیروی قضاوت را در درون انسان قرار داده است ولی آیا باید من
در مورد دیگران قضاوت نادرست بکنم.ما باید در کنگره آموزش بگیریم که وقتی روی این صندلی نشستیم ،فقط حواسمان را در آموزشها و مشارکت ها و صحبت های استاد متمرکز کنیم.اگر خدای نکرده چند ثانیه با چشم و یا با انگشت اشاره ،ویا در درون خودم فکر حواسم را به جای دیگر بردم،دیگر هیچ آموزشی نمیگیرم و نمی توانم سفر خوبی داشته باشم.همان طور که انسان فضول ،آسایش خودش را از دست می دهد.من باید تا می توانم عیب های دیگران را بپوشانم.تا ذره ای از صفات خداوند را در خودم بیابم.هر چه که ما دانایی خودمان را بالا ببریم،بیشتر می توانیم،در مورد دیگران فضولی نکنیم،وهر چه که از بدی در مورد کسی گفتیم،بدانیم که آن بدی در خود ما هم وجود دارد.بنابراین باید هر حرفی که می زنیم ،قبلا تجزیه و تحلیل کنیم.
مشارکت دوستان در این زمینه
مسافر حامد
آن قضاوتی که وظیفه قضات است که کاری به ما ندارد.و با قضاوت ما که در اثر نادانی است فرق می کند.ما در مورد چیزی که از آن آگاهی نداریم.حرف می زنیم و قضاوت میکنیم.من هم در دوران مصرفم،خیلی قضاوت می کردم،و مثلا آدمی که خوب بود را میگفتم،بد است،ویا انسانی که بد بود را میگفتم خوب است وبه حرفهای  او گوش می دادم.
ودر آخر می فهمیدم که چه ضربه ای خوردم و باعث حال خرابی من میشد.ولی حالا که به کنگره آمدم و آموزش گرفتم .اگر از کسی بپرسند
من میگویم اطلاعی ندارم.
مسافر محمد
من هم قبلا خیلی در مورد دیگران قضاوت می کردم،وقتی آمدم در لژیون سیگار،با خودم میگفتم ،چه کسی سیگار می کشد و چه کسی سیگار نمی کشد،ولی وقتی بیشتر آموزش گرفتم و سی دی ها را گوش کردم،فهمیدم 
که نباید در مورد کسی قضاوت کنی.آقای مهندس میگفتند که هر کس که می خواهد قضاوت کند باید درسش را خوانده باشد،گفتند که خود من یک روز در مورد کسی قضاوت کردم.که کارتی را گم کرده بودم.یک روز شخصی را دیدم که کارتی در دستش هست به او گفتم این کارت کجا بوده است وای مال من است من گم کرده بودم و آن شخص می گفت که نه این طور نیست.چند روز که گذشت رفتم در باغ ،میخواستم سیب خرد کنم،که کارت را آنجا دیدم،و من در این جا قضاوت کردم.من یاد گرفتم که در مورد دیگران قضاوت نکنم.
مسافر محسن
قبلا قضاوت که می کردیم ،به دنبال آن چیزهای دیگری هم می آمد.
من به خاطر مصرفم،هنوز هم اطرافیان در مورد من قضاوت می کنند،ومی گویند که این کجا می رود و می آید،و یا می گویند که این قاچاقچی است ،وخود من باید با آموزش هایی که در کنگره می گیرم ودر بیرون از کنگره به کار ببرم تا قضاوت افراد دیگر را کمتر کنم ،وبه صفر برسانم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 شهریور 1398 10:03 ق.ظ
سلام محمد جان ممنون از گزارش کامل شما
یکشنبه 10 شهریور 1398 05:04 ب.ظ
سلام خسته نباشی محمد
یکشنبه 10 شهریور 1398 04:56 ب.ظ
خسته نباشی عالی بود محمد
یکشنبه 10 شهریور 1398 03:24 ب.ظ
آقا محمد خیلی عالی و خوب نوشتید درعین حال ساده و آموزنده یود سپاسگزارم
پنجشنبه 7 شهریور 1398 10:00 ب.ظ
گزارش جامع و کامل بود.موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه