وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه ی این هفته،نظم و انضباط و احترام است.من خودم خیلی روی کلمه ی احترام حساس بودم.واقعا احترام از چه چیزی گرفته شده است.از حریم و حرمت است.این کلمات نظم و انضباط و محترم و حریم به هم ربط دارد.
ما در زمان مصرف ،هیچ احترام و اعتبار و ارزشی برای خودمان قائل نبودیم.همه را از بین بردیم.کسی نمی توانست به ما اعتماد کند.و حتی دوچرخه اش را در اختیار ما بگذارد.ما حریم خودمان را با مصرف مواد و سیگار از بین برده بودیم.
به کسی احترام نمی گذاشتیم،کسی هم به ما احترام نمی گذاشت.اختیار عقل را مواد به دست گرفته بود و در وجود ما مواد و سیگار تاخت و تاز می کرد.اما وقتی به کنگره آمدیم یاد گرفتیم که باید با نظم باشیم،همان ابتدای آمدن ما،آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه گفتند که باید دارو ی اوتی و یا آدامس را در زمان مشخص شده استفاده کنیم.و احترام گذاشتن را در کنگره یاد گرفتیم. وقتی من در درون خودم نظم را رعایت کنم،خود به خود در بیرون هم یاد می گیرم.
به خاطر اینکه درون خودم را نا امن کرده بودم،کسی به من احترام نمی گذاشت.
واین نا امنی  از کجا سرچشمه می گرفت،از اینکه در وجودم هیچ ایمانی وجود نداشت.ایمان یعنی تجلی نور صفات خداوند در انسان،اگر من به خداوند ایمان دارم یا به داروی او تی ایمان دارم یا به کسی یا چیزی.این یعنی حرکت من از تاریکی به سمت نور.و حریم خودم را امن کرده ام.و مسلما کسی که به چیزی ایمان دارد یعنی اعتقاد قلبی به آن چیز داشته است،در دوران مصرف  ،شیطان در وجود من بود و به خاطر همین بود که همه در زندگی من دخالت می کردند،و تصمیم می گرفتند.خدا را شکر می کنیم که با آمدن به کنگره ،و حفظ کردن حرمت ها ،دوباره اعتبار و ارزش خودمان را بدست آوردیم و به جایگاه ها احترام می گذاریم،به جایگاه ما هم احترام می گذارند.نظم و انضباط را یاد گرفتیم.
یاد گرفتیم که به موقع سر لژیون حاضر شویم،و به موقع به کنگره بیاییم.قبل از آمدن راهنما حتما حضور داشته باشیم،به مرور زمان این نظم و احترام را در بیرون و در خانه و کوچه و جامعه هم رعایت می کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:آقای مهندس یک مثلثی را گفتند ،که اضلاع آن گفتار نیک  و پندار نیک و کردار نیک بود .اگر من مصطفی تفکرم  را درست کنم.و در صحبت کردن از الفاظ درست استفاده کنم بر رفتار و کردار من هم تاثیر می گذارد .
این مثلث نظم و انضباط و احترام همین طور است.اگر در کارهایم نظم داشته باشم ،انضباط من خوبه خود درست می شود و کم کم احترام گذاشتن من درست می شود. اگر من نظم را در صور پنهانم اجرا کنم.  یعنی اگر به موقع به کنگره بیایم و لباس سفید بپوشم در اندیشه ی من آن انضباط وجود داشته است،اگر نظم را در وجود خودم برقرار کنم مسلما در همه جا می توانم رعایت کنم و الگویی باشم برای اطرافیان .
مسافر حامد
من در دوران مصرف هیچ نظم و انظباط نداشتم،و به دنبال آن دروغ هم می گفتم.سر وقت کارهایم را انجام نمی دادم. کسی که یک مصرف کننده است، از نظم و احترام چیزی نمی داند. ولی در کنگره این سه مورد را به وجود آورد ،وما از حرمت های کنگره یاد گرفتیم.که در مسیر ارزشها حرکت کنیم،وبه یکدیگر احترام بگذاریم.
مسافرمنصور: ما کلا در برابر یک سری از کارها که بایستی ،نه می گفتیم،بلد نبودیم که نه بگوییم و آن کار را نهی کنیم.و مشکلات خودمان را زیاد می کردیم
با آمدن به کنگره ،نظم و انضباط را یاد گرفتیم.که در ساعت های مشخصی از دارو استفاده کنیم. اگر به بچه ی خود میگفتیم فلان کار را انجام بده،انجام نمی داد ،ما طوری جواب می دادیم که نسبت به همدیگر بی احترامی ،می کردیم،ولی در کنگره این احترام گذاشتن را یاد گرفتیم.
مسافرمرتضی:
پیام;.   آنچه باور است،محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.من که می گویم کلام خود نیست ،بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست،ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء ،به آنچه 
در روی زمین ،است نیازمندند.بشکافید،آنچه شکافتنی است،در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.
مسافر محمد:
قبل از اینکه مصرف کننده باشم ،۲۰ درصدی نظم و احترام و انضباط را داشتم که با مصرف کردن مواد و سیگار  ،از من گرفته شد.چون مواد عقل من را گرفت و خودش فرماندهی می کرده چه وقت احترام بگذارم و چه وقت نگذارم.از وقتی به کنگره آمدم ،نظم و انضباط و احترام گذاشتن را یاد گرفتم.اگر راهنمام به من می گفت که ساعت ۵ باید حضور داشته باشی ،می آمدم،در لژیون سیگار همان ساعت ۳ و نیم می آمدم.آموزش گرفتم که احترام بگذارم،قبلا در سر چهار راه نقطه تحملم کم بود،و صبر نمی کردم،ولی حالا پشت چراغ قرمز صبر می کنم.به بقیه احترام می گذارم. دیگران هم به من احترام می گذارند.
مسافر حسین:
نظام هستی ،خودش روی نظم و حساب و کتاب است،اگر فرض کنیم خورشید بیش از حد خودش به کره زمین بتابد،همه ی موجودات از بین می رفتند و چیزی

باقی ن

می ماند.ویا بالعکس اگر کمتر از حد معمول می تابید ،همه ی موجودات یخ می زدند.ابر و باد و خورشید،همه روی نظم خاصی قرار گرفته است. قبلا اگر یک چیزی را در خانه می گفتند بخر، می گفتم فردا،و نمی گرفتم و دچار بی نظمی و بی حرمتی می شدیم،ولی الان ما یاد گرفتیم که به یکدیگر احترام بگذاریم و نظم و انضباط را رعایت کنیم،خداوند دوست دارد که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 بهمن 1398 09:47 ب.ظ
سلام وخداقوت ب محمد خیلی زیبا پُرمعنی نوشتید ممنونم بابت زحمات تون!ایشاااا شال کمک راهنمای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو