وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
خلاصه سخنان استاد
                             به نام قدرت مطلق الله
وادی دهم:صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.

یک صفت داریم یک موصوف،مانند گل زیبا{گل موصوف است وزیبا صفت}یاشیر درنده{شیر موصوف ودرندگی صفت}.
صفات درمورد غیر انسان مانند گیاهان،حیوانات،جمادات وغیره صادق است وتغییر نمیکنند،ولی انسان تنها موجودی است که می تواند صفات خود را تغییر دهد به علت اینکه نیروی اختیار دارد وجاری است.خیلی ها میگفتند اعتیاد مسمومیت مزمن است،بیماری ای لاعلاج است،پیشرونده است وهیچ درمانی ندارد. ولی کنگره با استفاده از وادی دهم که گفت صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است اعتیاد را درمان کرد.
پس صفت اعتیاد صفتی است که در انسان تغییر کرد،رها شدیم.چیزی که دراین وادی مهم است این است که ما همینطور که صفت اعتیاد را تغییر دادیم خیلی از صفات دیگر را که اعتیاد در ما ایجاد کرده نیز تغییر دهیم.
وادی دهم به سان شمشیر برنده است، دولبه دارد.هرچیزی دوچهره دارد.یعنی ماشاید دربالاترین نقطه ی آرامش باشیم،در بهشت،یا یک زندگی عادی داریم میتوانیم به واسطه ی اختیاری که داریم به اعماق تاریکی وجهنم برویم وصفات خوبمان تبدیل به صفات زشت شود.
انسان مجموعه رزائل وفضائل است.
بیابان ودریا نمیتوانند در کنار هم قرار بگیرند.
انسان تنها موجودی است که دو خصلت دارد،هم صفات خوب دارد هم صفات بد.میتواند به بهترین آدم تبدیل شود ویا تبدیل به انسانی که هزار جنایت انجام دهد.
برای فهم اینکه چگونه صفات زشت خودرا تغییر دهیم باید گیرنده یا فرستنده خودرا عوض کنیم همان مثلث نور،صوت وحس.
پس باید حس مان تغییر کند،مهمترین چیز حس است.من باید ابتدا حس خود را تغییر دهم وبهترین راه برای تغییر حس وحال خوب وآرامش نسبی تزکیه وپالایش است.چرخه ی تفکر سالم،ایمان سالم وعمل سالم.
نویسنده:مسافر هادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

   در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست فکر کردن به طور مطلق مسائل زندگی را حل نمیکند گاهی با رفتن و رسیدن آن را کامل میکند.
در وادی های یک تا چهار روی تفکر کار کردیم حال این وادی میخواهد بگوید که ما در چند جهان زندگی میکنیم یکی در جهان بیداری یکی در جهان خواب و سوم همان جهان بینی ماست یعنی از جهان بینی ذهنی باید قدم به جهان عملیاتی بگذاریم چون ساختار در ذهن ما اجرا شده اگر این کار را نکنید هیچ ارزشی ندارد جهان بینی ذهنی مقدمه ای است برای برنامه ریزی یا عمل و تمرین برای چگونه زیستن. مثال:اگر ما خواستیم ساندویچ بخوریم اول تمام مراحل آن ساندویچ را در ذهن خود برنامه ریزی میکنیم و اگر نشد بلافاصله این ساختار را عوض کنیم. برای به اجرا در آوردن ساختارهای فکری به عملیاتی باید از حالت اضطراب و ترس و عدم اعتماد به نفس و ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شویم تا به مرحله آرامش قدم بگذاریم که میشود همان پالایش و تزکیه . و اگر خواستیم این ساختارها را به اجرا در بیاوریم باید سه اصل پندار سالم و گفتار سالم و کردار سالم را همیشه در نظر بگیریم اگر افکار ما سالم باشد به طور اتوماتیک گفتار ما هم سالم میشود و زمانی که گفتار ما سالم باشد ما به طرف کردار سالم هدایت خواهیم شد. تبدیل آب کثیف به آب تمیز فقط از راه تصفیه انجام میشود.که برای انسان همان پالایش و تزکیه است که آن هم دوری از ضدارزشهاست که این خود همان توبه میباشد. و یکی قناعت: همه ما از طبیعت بوجود آمده ایم و باید از اون یاد بگیریم که چگونه از ساده ترین چیزها و کمترین امکانات بهترین ها را بوجود آورده است. و یا صبر و از جستجو و غیبت و قضاوت در زندگی دیگران دخالت نکنیم.
به هر حال در وادی پنجم بایستی ساختار های فکری خود را به ساختارها عملی و اجرایی تبدیل کنیم.

با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خلاصه سخنان استاد
محبت دو سر کمان بی انتهاست،یعنی دوسر کمان هیچگاه بهم نمیرسند.

محبت یک مسئله درک کردنی است،در وادی چهارده میخوانیم:
آنچه باور است محبت است وآنچه نیست ظروف تهی ست .

عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب!!
کسی که عاشق باشد مانند راهنما،فقط عشق او خدمت کردن است کاری ندارد به چه کسی خدمت میکند،رهجو گلچین نمیکند،چه پیر باشد،چه جوان،چه فقیر چه غنی،چه باسواد یا بی سواد.
خداوند هروقت باران را میفرستد برای همه میفرستد.
عشق سوری قراردادی نیست،یعنی ظاهری نیست که زبانا بگوییم قرارداد هم نیست که من به تو محبت میکنم تا تو به من محبت کنی.
راهنما فعل رهایی را دوست دارد،او عشق به درمان رهجو دارد.
هستی در عشق شناور است،کلا بنیه واساس هستی عشق است.عشق ومحبت آغاز وپایان مشخصی ندارد یعنی از اول بوده وهمیشه ام هست مهم این است که من چقدر میتوانم آنرا جذب کنم.
عشق بر دونوع است :عام وخاص 
عشق عام؛؛میگویند فلانی امروز عاشق است وفردا فارغ،یا فلانی عشقش شورمستان است یعنی هوسی گذراست.ما باید شور را به شعور تبدیل کنیم.
عشق خاص؛؛دوست داشتن کسی یا چیزی بر مبنای آگاهی ودانایی،عشقی عشق است که از روی آگاهی ومعرفت باشد در هر حال که باشد.
محبت هم اندازه دارد ومحبت بی اندازه به فردی اورا خراب می کند درست است که پایه واساس کنگره بر اساس عشق است ولی باید به اندازه باشد.
عشق یعنی از خود گذشتن؛یعنی بهترین چیزی را که دوست دارم به همنوع خود ببخشم،از وقت از پول از زندگی.بهترین عشق به همنوع خدمت کردن درکنگره است .
نویسنده :مسافر هادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 24 خرداد 1396
دل نوشته

گاهی برای خودم دلم تنگ می شود:برای آن خودی که ساده و بی آلایش بود.عاری از هرگونه پلیدی و زشتی:اما وقتی دست زمانه انسان را به راهی می کشاند که ناخواسته به کارهایی باید تن بدهد که از عمق وجودش راضی به انجام آن نیست چه باید کرد؟اعتیاد دامی که همه ی وجودم را در بهترین سال های عمرم را بر آتش می کشد .همه هستی ام را زندگی ام را جوانی ام را و حتی خانواده ام را.و من هربار با وجود اینکه میدانستم در انتهای این راه به تباهی کشیده خواهم شد ولی ذره ذره وجودم چیزی را طلب میکرد که در آن زمان انجام ندادنش خارح از اراده من بود. چه شب هایی که در خلوت خود از کار خودم پشیمان می شدم  و با خود عهدی کردم که دیگر لب به کاری که اینگونه مرا عذاب میدهد نخواهم زد ام با طلوع دوباره خورشید آتشی در درونم زبانه می کشید  که نهیب آن هم خودم و هم اطرافیانم را می سوزاند اکنون که به روزهای سپری شده عمرم نگاه می کنم .





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
      استاد اینگونه فرمودند: که در جلسه قبل جسم را به یک شهر وجودی عنوان کردند به دلیل این که در این شهر کارخانه ها و پالایشگاههای زیادی وجود دارد و ما باید برای این جسم ارزش قائل باشیم و در سلامتی آن کوشا باشیم . بنابر این باید در جهت بهبود جسم حرکت کنیم و مریض نشویم اگر جسم به فرمان اللهی تعظیم کند این جسم هم در راه صراط مستقیم قرار میگیرد.حال چطور به فرمان اللهی توجه کند: مواد مخدر استفاده نکند=الکل استفاده نکند=از پرخوری دست بردارد=روزه بگیرد و ............ هستی ضامن وجود هر یک از اعضای تنی هست که به وجود هم شایسته حیات نیست.به قول سعدی :



  1. بنی آدم اعضای یک پیکرند                                       که درآفرینش زیک گوهرند
  2. چو عضوی به دردآورد روزگار                                    دگر عضوهارانمانند قرار
  3. تو کز مهنت دیگران بی غمی                                  نشاید که نامت نهند آدمی

اگر یکی از اعضای بدن کار نکند بدن فلج می شود و در ادامه فرمودند:عبادت خودش یک فریضه است و دارای حکمتی است همین روزه =و یا اگر نماز شب کسی میخواند پشت این کار حکمتی است. و یا همین روشDST پشت آن حکمتی است و آن رهایی است. در رابطه با محبت صحبت کردند که محبت اتفاق و تقدیر نیست. مثل دامنه وسیع یک کمان بی انتهاست . مثل همین رنگین کمان که در بعضی مواقع ما شاهد آن هستیم. پایه محبت معرفت است. و معرفت همان جهان بینی است که ما در کنگره می آموزیم . به قول مولانا:

از محبت خارها گل می شود                       بی محبت موم آهن می شود


با تشکر مسافر مصطفی
          











نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
  که چی ؟ این یک پرسش است که در مقابل تمام کارهای ما که این پرسش را باید پاسخ دهیم . مثال اگر ما خواستیم اعتیاد را درمان کنیم و یا هر کار دیگری که انجام دهیم می گوییم که چی ؟ که این پرسش که چی مثل یک ترازو می ماند که می گوییم قیمت فلان کالا چند و یا وزن اون کالا چه قدر است و مهم تر از  هر چیزی این  ذهن ماست چون در ذهن ما نقش می بندد یا اجرا میشود هر چیزی که ما به زبان بیوریم در ذهن ما نقش می بندد وقتی می خواهیم پاسخ که چی را بهیم ما تنها نیستیم یعنی سه نفریم چون ما دو تا مشاور هم داریم یکی ذهن خوب یکی ذهن بد که ما با اینها مشاوره می کنیم که هر کدام از اینها بستگی به دانایی و معرفت ما دارد ما اگر معرفت نداشته باشیم تشخیص خوب و بد را نمی توانیم بدهیم مثال اگر یک نفر مصرف کننده شیشه خواست سر فرزند خودش راببرد عقل این شخص می رسد ولی اون مشاورها هستند که راه را به اون اشتباهی می دهد و معرفت ما بستگی به جهان بینی دارد که در کنگره آموزش می بینیم و اگر پاسخ خیلی از چه کی ها در ذهن ما منفی بود باید برویم و مشکل خودمان را حل کنیم که اون همان جهان بینی است .   



                                     با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1396
سلام دوستان جوادم مسافر


منم به نوبه خودم سومین سالروز رهایی راهنمای عزیزم اقای سعید چنگانیان را از اعماق وجودم به خانواده كنگره 60 در راس به جناب مهندس  و خدمتگزان شعبه سلمان و همسفر عزیزشان اقا محمد جواد وخانواده محترمشان و اعضای لژیون شماره11تبریك عرض می نمایم .         
                                                                                                               نویسنده مسافر جواد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
            
                        سعید جان تولدت مبارک 



                         از طرف مسافر هادی    




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 خرداد 1396


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 زندگی بدون سیگار دلایلی برای ترک سیگار

افراد سیگاری نه تنها سلامتی خود را در معرض انواع بیماریهای خطرناک قرار میدهند بلکه باعث رنجش و آزرده خاطر شدن اطرافیانشان میگردند.متاسفانه امروزه

برخی افراد به غلط سیگار کشیدن را نشانه بلوغ و یا حتی کلاس در خود محسوب میکنند.عوارض و صدمات ناشی از استعمال سیگار تقریبا برای همگی ما آشکار و معلوم است. اما در این مطلب به 22 دلیل برای ترک سیگار اشاره میکنیم:

1- ظاهر آراسته تر با حذف لکه های روی انگشتان و دندانهایتان.

2-حذف بوی بد دهان ناشی از کشیدن سیگار و تنفس راحت تر.

3-حذف بوی سیگار از روی لباس = مو=بدنتان و پوست صورتتان.

4-پیشگیری از پیدایش چین و چروک زود هنگام در صورتتان.
        
5-حذف مشکلات تنفسی از قبیل : خس خس کردن حین تنفس = سرفه = برونشیت مزمن و از همه مهمتر سرطان ریه .

6- بازیافت دوباره حس بویایی و چشایی که بر اثر استعمال سیگار از حساسیت شان کاسته شده است . دوباره طعم واقعی غذا را احساس خواهید کرد .

7-احساس زندگی و شادابی دوباره در زندگی و افزایش قوای جنسی .

8- خواب بهتر و راحت تر .

9-کاهش خطرات بیماری های قلبی = نفخ = فشار خون بالا = تپش قلب = زخم معده = سرطان دهان و تعداد بیشماری از سرطان های گوناگون .

10-کاهش بیش از 50 بیماری گوناگون .

11- دوباره کنترل رفتار خود را بدست خواهید آورد .

12-کاهش خطر آسیب رسیدن به نوزاد در زنان باردار .

13- افزایش طول عمر.

14- فراهم آوردن یک محیط سالم و سلامت برای کودکان و تمام افرادی که با آنان زندگی می کنید .

15- الگوی مناسبی برای فرزندانتان خواهید بود .

16- حذف هزینه های سیگار .

17- رهایی از صدها ماده سمی و سرطان زای موجود در سیگار .

18- رفت و آمد و مسافرت به وسیله قطار = هواپیما = و اتوبوس برای شما و دیگر افراد سهل تر و دلپذیر تر خواهد شد .

19- دیگر در محل کارتان مجبور نمی باشید برای سیگار کشیدن به بیرون بروید .

20 - با ترک این کار اعتماد به نفس خود را افزایش داده اید .

21 - از دنبال جاسیگاری گشتن خلاص می شوید .

22 - و از همه مهم تر دیگر نیاز به مطالعه دو باره این مطالب نخواهید داشت .


نگارش مسافر مصطفی











ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
                            به نام خدا
استاد در ابتدا سه ضلع مثلث کنگره 60 را بیان کردند وفرمودند معرفت، عمل صالح وعدالت.که عدالت همان جایگاه است ومعرفت یعنی همان تقدیر.
تقدیر از {قدر} می آید وبه معنی  قدر واندازه
تقدیرم را من با دست خودم رقم میزنم،اکنون اگر من در آرامشم وزندگی خوبی دارم ویا برعکس اگر در مشکلاتم وگرفتاری ها ومصائب گوناگون دارم خودم برای خودم رقم زده ام،هرچه خاست من در گذشته بوده اکنون همان است سرنوشت وتقدیرم.
از روز {الس}خداوند تقدیری برای همه ی انسانها رقم زده است که نمیدانستیم ولی اکنون در حال حاضر ما می دانیم که چه میکنیم.
من میتوانم که اگر در گذشته صفات بدی داشتم اکنون به صفات خوبی تبدیل کنم.در وادی دهم میخوانیم که صفت گذشته در انسان صادق،چون جاری است.
اگر در گوشه ای سکون بنشینیم وبگوییم تقدیر من اینگونه بوده وخداوند اینگونه خواسته هیچگاه مشکلات من حل نخواهد شد مگر اینکه خودم بلند شوم وحرکت کنم.
اگر کسی ناخواسته صاحب فرزندی ناقص یا مشکل دار شد این حکمت خداوند است پس باید به دید مثبت بنگریم.
من با اعمال ورفتاروکردارم می توانم تقدیرم را تغییر دهم.تقدیر خوب اکنون برای من یعنی رهایی،که بستگی به سعی وتلاش وخاست من دارد.
تقدیر را در نهایت خداوند رقم می زند و مطمئنا آنقدر ارحم الراحمین است که هرگاه سعی وتلاش من راببیند تقدیرم راخوب رقم میزند.

نویسنده:مسافر هادی،با آرزوی تقدیری خوب برای همه دوستان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 خرداد 1396

به نام قدرت مطلق الله در این سی دی استاد اینگونه می فرمایند که سرنوشت هر شخصی با خواست خود اون شخص رقم تشکیلات اللهی همه چیز درنهایت نظم و حساب تنظیم شده است یا هر کسی زده میشود و در هر اسمی بگذارد یا تشکیلات طبیعت-کائنات-و..... که این سیستم دارای حساب و کتاب است . یعنی روی پیشانی کسی ننوشته اند قاتل و یا .... و اگر ما از یک نفر انسان ثروتمند یا دانشمند و یا فیلسوف سوال کنیم در جواب ما میگوید که من زحمت کشیدم یا نمی گوید من تنبلی کردم یا به طرف ضد ارزشها نرفتم. تقدیر از قدر می آید که معنی آن می شود اندازه.وقتی کسی شروع به مصرف مواد می کند به صورت تفریحی تقدیر این می شود معتاد و سرنوشت آن می شود مصرف کننده اگر کسی که روش دی اس تی را انجام می دهد و در مرحله درمان می باشد و درست انجام بدهد سرنوشت این شخص می شود رهایی و کسی که از شربت استفاده می کند و دنبال گریز هم برود به خودش خیانت می کند . حتی اگر برنامه مصرف را هم تغییر بدهد.تقدیر شانس نیست بر یک فرمان انجام می شود . مثلا اگر کسی در یک موسسه کارش را درست انجام دهد از طرف اون موسسه فرمان صادر میشود که به اون پاداش بدهند و بر عکس اگر کسی در اون موسسه دزدی یا خیانت کند تقدیر اون شخص می شود دزد. پس ما نباید از هیچ چیزی خوف و ترس داشته باشیم و باید حرکت کنیم و ممکن است خداوند یک شری را سر راه ما قرار بدهد که داخل آن خیر باشد..                                                                                  خداوندا بده شری که خیر ما در او باشد                          با تشکر مسافر مصطفی                                    





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد *** وانچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است *** طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش *** کاو به تأیید نظر حلّ معمّا می کرد
دیدمش خرّم و خندان قدح باده به دست *** و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم *** گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود *** او نمی دیدش و از دور خدا را می کرد
این همه شعبده ی خویش که می کرد اینجا *** سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد
گفت آن یار کز و گشت سردار بلند *** جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
فیض روح القدس اَر باز مدد فرماید *** دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
گفتمش سلسله ی زلف بتان از پی چیست؟ *** گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد

تفسیر عرفانی
1. روزگاری بود که دل پاک و رازجوی من، جام جهان نما را از من طلب می کرد تا به مدد آن اسرار آفرینش را بگشاید، غافل از آن که این جستجو بی فایده است و آنچه از دیگری می طلبد، در خود اوست. این دل پاک، همان دلی است که اسیر دنیا گشته و تاریک شده و حالا آنچه در خود اوست از عقل -که با دل بیگانه است -می طلبد.
2. دل جستجوگر من در طلب گوهری بود که در عالم طبیعت یافت نمی شد و عجب این است که این گوهر نایاب را نه از دریاشناسان عاشق بلکه از بی خبران غرق در دریا و ناآگاه طلب می کرد.
3. دیشب مشکل خود را که همان داشتن یک دل پاک و روشن بود، نزد پیر مغان مطرح کردم؛ چرا که او با بصیرت و نظری که داشت، می توانست هر مهما و مشکلی را حل کند.
4. او را شاد و خندان دیدم در حالی که جام شرابی را در دست داشت و در آن جام، زیبایی ها و نقش های فراوان را مشاهده می کرد.
5. به پیر گفتم که خداوند حکیم این جام جهان بین (پیاله ی شراب)را چه روزی به تو داده است؟ گفت:آن زمانی که این آسمان آبی را آفرید یعنی از روز ازل.
6. عاشق دلباخته ای که در همه جا و همه حال خدا با او بود، خدا را نمی دید و فریاد می زد و خدایا خدایا می کرد؟ آنچه که از من می طلبی در درون خود توست.
7. این همه شعبده بازی و تردستی را که در پیشگاه حقیقت انجام می داد، مانند نیرنگی بود که سامری در مقابل عصا و ید بیضای معجزه آسای حضرت موسی به خرج می داد.
8. حسین بن منصور حلاج که سرش بالای دار رفت و دار از سر او سرافراز شد، به این جرم به دار آویخته شد که اسرار غیب را نا اهلان و بیگانگان در میان گذاشت.
9. به دنبال لطف و بخشش الهی باش، زیرا همیشه فیض الهی در جریان است و امید است که به مدد آن فیض دیگران هم مانند حضرت مسیح کراماتی از خود ظاهر سازند.
10. پرسیدم: سلسله ی زلف زیبارویان به چه کار می آید؟ گفت:برای وصل کردن دل های شیدا و عاشقی همچون حافظ...                       نویسنده متن:مسافر هادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
                   به نام الله که نیکوترین کلام است

انسان وقتی میخواهد مطلبی را برای مخاطب یا مخاطبینی بیان کند به دوصورت امکان پذیر است 1:کلام.      2:نوشتار
زبان،یک قرار داد است نوشتار هم همینطور ..مانند آب که در  زبانهای مختلف از کلمات مختلف برای بیان آن استفاده میکنند.سوء در ترکی،واتر در انگلیسی و...

برای انتقال مطلب در شرایط درست ابتدا باید تصویر آن در ذهن انسان شکل بگیرد (مانند تصویر یک دوچرخه درذهن قبل از بیان آن)،سپس آنچه محتوای ذهنی است پس از تجزیه وتحلیل وتأمل تبدیل به کلام شود.

بعضی اوقات میشود چندین جور یک موضوع رابیان کرد که روی این موضوع باید دقت کنیم.اکثرأ بین مردم سوء تفاهم پیش می آید وفرد بدون اینکه قصدی داشته باشد مخاطبش از او ناراحت میشود.چه بسا کلماتی هستند که برداشتهای متفاوتی دارند.پس در کلام یا نوشتار باید مراقب باشیم که:

به کسی توهین نکنیم یا در قالب کلمات زیبا به اصطلاح نیش بزنیم چرا که در آخر حرفمان رازده ایم هرچند در قالب کلمات.

انسانها عقاید وفرهنگهای گوناگون دارند باید توجه داشته باشیم به قوم یا فرهنگی توهین نشود.مثال:مقدس بودن گاو در هندوستان

از کلمات وعبارات سنگین وبه اصطلاح قلمبه سلمبه استفاده نکنیم خصوصا در مورد نوشتار چرا که مهمترین مسئله فهمیدن مطلب توسط مخاطب است وبعد زیبایی خط وکلام.

باید کلام یا نوشته جوری باشد که برای هیچ کس مشکل ایجاد نکند،حتی بسته فکران نیز بفهمند وهیچ شک یا شبهه ای در کلام نباشد..

با تشکر از راهنمای خوب وتمامی همسفران خوبم
...مسافر هادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 خرداد 1396

گفتم خدایاچگونه آغازکنم؟؟؟
گفت به نام من.
گفتم خدایاچگونه آرام گیرم؟؟؟
گفت به یادمن.
گفتم خدایاخیلی تنهایم؟؟؟
گفت تنهاترازمن؟
گفتم خدایاهیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟
گفت به جزمن.
گفتم خدایاازبعضی هادلگیرم
گفت حتی ازمن؟
گفتم خدایاقلبم خالیست،
گفت پرکن ازعشق من.
گفتم دست نیازدارم...
گفت بگیردست من.
گفتم بااین همه مشکل چه کنم؟؟؟
گفت توکل کن به من.
گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم
گفت نه،نزدیکترین به تو ،من.
گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟
گفت تلاش و به امیدمن
گفتم خدایاچرا اینقدر میگویی من؟؟؟
گفت چون من ازتوهستم وتوازمن..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

                                                                       ب نام قدرت مطلق                                                                                                                      
 الهام از ماه مبارك رمضان 

برخی از سخنان استاد سعید چنگانیان 
الهام یعنی القا یعنی فهم ك 2بخش دارد.(مستقیم و غیر مستقیم) البته اگر خواسته ان را داشته باشیم سریعا جذب میكنیم .مثلث وادی 12(القا .احیا.تحرك )القا یعنی وحی .احیا یعنی حیاط و تحرك همان حركت كردن و خواسته ما میباشد .استاد در ادامه فرمود ماه مبارك رمضان ماه خیر وبركت ماه نزول قران و ماه قدر یا همان بخشش است و ماهی ك روش dsd در مورخ 75/11/15ب جناب مهندس القا و كشف شد.در این ماه تكزیه و پالایش چه در صور پنهان و چه در صور اشكار  صورت میگیرد. به  نقل از قول مهندس امین دژاكام یك اتومبیل بعد 11ماه تلاشو كار میكند احتیاج ب سرویس دارد .ایشان فرمودند هماهنگونه ك داروی اپیون تینچر یك جنرال سرویس برای بدن است روزه گرفتن هم یك جنرال سرویس برای جسم و روح و حتی اندیشه ما میباشد .               
                                                                                                          
                                                                                                               با تبریك این ماه ضیافت الهی
                                                                                                                        التماس دعا . نویسنده .مسافر جواد
                                                                                                                 
































 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
و اما برخی از سخنان استاد ......

زندگی رباطی یا ماشینی خوشبختانه در این مرز و بوم ایران عزیزمون كمرنگ تر است  وچون  عشق ومحبت بیشتر است  و بیشتر در اروپا است .در ادامه ایشان فرمود .هر مثلثی یك خط نامرعی در وسط ان وجود دارد ك خط خمر نام دارد ك جناب مهندس ان را كشف كردند.شور مستان .هیچ عقل و اگاهی پشت ان نیست و ماباید ان را به شعور تبدیل كنیم .                                                                   
                                                                                  گوهری گز صدف كؤن و مكان بیرون است         طلب از گمشدگان لب دریا میكرد      
                                                                                                                                                                                         
                                                                                                                                                                           نگارنده .مسافر جواد 









   




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 خرداد 1396
                                                                    بسم الله الرحمن الرحیم                
                                                                                                                                                                         
استاد میفرماید ما چیزی ب نام رباط هوشمند نداریم .برای رباط همه چیر تعریف شدس و اما  انسان اختیار دارد خودش راهش را انتخاب میكند .ایشان میفرمایدبا ترك ی حركت رفتاری مثل كفتر بازی قمار بازی را میتوان مهار كرد .اما اعتیاد یك بیماری است ك باید درمان شود .بزرگترین دشمن انسان نفس و خلق و خوی ما است .برای كنترل نفس  اموزش جهان بینی لازم است .بهشت را ب بها دهند ب بهانه ندهند .ایشان در ادامه فرمود .برای رسیدن ب خواسته هایمان باید حركت كنیم . وقتی اجابت میشود ك در مقابلش حركت كنیم .ركود بر هیچ چیزی واجب نیست .                                                                                                                                                               
                                                                                                                               نویسنده مسافر جواد 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام آفریننده عشق وزندگی
دوست دارم از زندگی بنویسم,از زمان حال نه گذشته,گذشته ای که در آن بجز پشیمانی وافسوس خوردن چیزی ندارد.دوست دارم بنویسم که زندگی چقدر لذت بخش است وقتی که تمام وجودت مبرا از آلودگی هاست وتو میتوانی برای خودت تصمیم های جدید بگیری.رها شده ای از ناپاکی هایی که بدترین فرمانها را به مغزت میداد وتو به خاطر نیازت ناچارا مجبور به انجام دادن آن بودی.
در آن زمان غافل از اینکه بدانم چه وقتی هست وچه مکانی است فقط به فکر برطرف کردن نیازم بودم.
زندگی برای من خلاصه شده بود در ساختنم با چیزی که قبلا میدانستم نابودم میکند ولی از همه چیزم میگذشتم تا به آن برسم.
با این همه,حال  تجربه ای به دست آوردم که برای آن بهای سنگینی پرداخت کردم وبهای آن چیزی جز زندگی وجوانیم نبود.
اکنون دوست دارم زندگیم را بر پایه ی یاد خدا ودوستی بنا کنم تا بتوانم بهترین وشادترین لحظات را برای خودم وخانواده ام رقم بزنم...گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد...

گذشته را رها کنید ,در حال زندگی کنید...

اهمیت ندهید دیگران در مورد شما چه فکر می کنند...

زمان حال مشکلات هست پس به خود زمان بدهید...

زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنید...

نگارنده:مسافر هادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه