تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11) - مطالب آذر 1396
 
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 



                                        



                                         

Image result for ‫عکس همسفران کنگره 60‬‎                                              
  خلاصه سخنان استاد در لژیون سیگار(ویلیام وایت) مورخ96/9/28  پیرامون هفته همسفر در رهایی خود و مسافر چیست؟

سفر یعنی حرکت از یک مبدا به یک مقصد یا هدف.همان سه ضلع مثلث تفکر (مبدا-مقصد-مسیر حرکت) کنگره یک سفر است که باید این سه ضلع در آن مشخص باشد.همانطور که در چهار مقاله از آقای امین اشاره کردنداعتیاد یک سری خصوصیات و ویژگی هایی را برای ما به همراه دارد از جمله ترس-ناامیدی جهل و اضطراب و ما برای اینکه بتوانیم از این صفات حرکت کنیم و به شجاعت و امیدواری و آرامش و دانایی برسیم. به یک سفر نیاز داریم مسلما سیستم ایکس ما چه توسط مواد و چه سیگار از کار افتاده است در این سفر نیاز است که همانطور که سیستم ایکس ما توسط مواد از کار افتاده است،سیگار هم یکی از نهرهای سیستم شبه افیونی که در درون ما جریان دارد و حالت سرخوشی و شادی ما را تامین می کند از کار انداخته است.بحثی که وجود دارد این است چرا نیاز است که همسفر به کنگره بیاید بعضی از همسفران از اوایلی که به کنگره می آیند عقیده دارند که خودشان هیچ مشکلی ندارند و فقط به خاطر مسافرشان می آیند،ما باید بگوییم که همسفران شاید به صورت غیر مستقیم وقتی که از قرصهای ضد افسردگی اعصاب و روان و قرص خواب استفاده می کنندسیستم ایکس خود را از کار می اندازند و در درون خود اختلال ایجاد می کنند.وقتی که از آموزشهای کنگره استفاده کنند به حال خوبی می رسند.ما دو نوع سفر داریم ،سفر بیرونی و سفر درونی،که سفر بیرونی شامل آمدن من به کنگره و حرکت کردن و دارو گرفتن است،وقتی که این سفر(بیرونی)انجام بکیرد،مسلما می توانیم به درون خود هم سفر کنیم و آموزشها را بگیریم و این صفات (ترس-ناامیدی-نفرت و کینه) را تبدیل به صفات خوب کنیم.همسفر مسلما بال پرواز ما است.به آن شک نباید داشته باشیم.در زمان مصرف مواد و یا سیگار ،به حرف همسر و فرزندان توجهی نداشتیم و همیشه حواس ما جای دیگر بود چون این مواد،خمر و پرده ای بود روی روان و تفکر و شخصیت ما.در اینجا بود که همسفران هم در تاریکی رفتند و ما را در این شرایط تحمل کردند.بنابر این وقتی خودم از این آموزشها استفاده کنم و همسفر به کنگره نیاید،سطح دانائی من بالا می رود و همسفر در باور خود باقی می ماند و در خانواده درگیری ایجاد می شود.در آخر استاد ، هفته همسفر را به مسافران و همسفران و به مادر کنگره 60 خانم آنی و آقای امین استاد جهان بینی تبریک گفتند.

نویسنده:مسافر محمد
نگارنده:مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



                                                                 




ما بسیار دل تنگ شما می باشیم و بنیان یک دانش نو را برایتان به دید ژرفی می نگریم.ما همه فکر می نمائیم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارائی فراوان نیست بلکه به اندیشه و انجام کارهایی بزرگ است و این یک گام بزرگی است که برای زندگی دوباره بر می دارید که سبب آمدن آدمهایی خواهید شد که غالب و یا چهار چوبهای محکمی را بنا خواهند کرد برای پیشرفت دانش نوین ستون خواهند گردید و آنچه باید بپذیرد ارسال می گردد.

خیلی وقتها ما از علم و دانش صحبت می کنیم و باید توجه داشت وقتی از علم و دانش حرف می زنیم،فوری علم ریاضیات،شیمی،فیزیک و تاریخ و..... به ذهن ما می آید ولی مهمترین علم همان علم زندگی کردن،طریقه زندگی و روش و مسیر زندگی کردن و درست حرکت کردن در مسیر زندگی،که این خود علم و دانش بالایی است.و علم و دانش هستی،علم درست زندگی کردن است،بقیه علوم به کمک انسانها می آید تا بتوانند به زندگی خود ادامه دهند.این قوانین در زمانهای کهن توسط پیامبران ارسال می شد و به انسانها ابلاغ می شد.تمام ادیان می خواستند انسان را به صراط مستقیم هدایت کنند،که همان کوتاهترین راهی بود که انسان به هدف خود برسد و راه مستقیم یعنی اجرا کردن قوانین که شامل دروغ نگفتن،رشوه نگرفتن وغیبت نکردن و ........می باشد.در قرون وسطی سوء استفاده هایی از این مسیر می شد که می گفتند دین افیون جامعه است و در بعضی مواقع معنویت را در مقابل دین قرار دادند و برای آن اسامی گوناگونی انتخاب کردند.دین با شریعت مجموعه ای از قوانین و روش و متد و راهی که ما می رویم به آن نامیده می شود.و راه و هدفی که ما طی می کنیم طریقت نام دارد.پس شریعت و طریقت و رسیدن به حقیقت هر 3 مکمل یکدیکرند و موضوع را بیان می کند و هر سه یک راه را تایین می کند که به آن راه مستقیم می گویند و هیچ راه میانبری ندارد.معنویت،به معنی معنا،آنچه به معنی ما نسبت دهیم می شود معنویت. پش معنویت باید:1-دارای یک تئوری باشد 2- اجرا شود 3-یک نتیجه بدهد.مثلا در انرژی درمانی خودمان که تئوری آن چه می گوید و به چه چیزی معتقد است،اعتقاد دارند که در کهکشان و هستی انرژی های زیادی وجود دارد و این انرژی ها می تواند در درمان بیماری ها کمک کند و به آن فرا درمانی می گویند.چون معتقد هستیم که نفس با جسم که به همدیگر متصل هست،دارای هفت نقطه اتصال است که این هفت نقطه چاکراه نامیده می شود.مثل:چاکراه گردش خون-مسائل زناشوئی-دستگاه سیستم گوارش و.......... همه اینها قابل قبول ولی راه اجرای آن چگونه است و چه کسانی می خواهند این انرژی ها را جا بجا کنند اگر  نخصص لازم در این کار نباشد،خطر این کار 100 برابر است با یک عمل جراحی.هیچگاه نمی شود از طریقت یا از راه انرژی درمانی یک معتاد را درمان کنیم. در شریعت اگر درست حرکت کنیم چیزی به جز علم و دانش و آگاهی نیست،و انسان را تشویق به دانستن می کند.حضرت رسول(ص)می فرماید یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.پس  برای هر کاری تفکر و اندیشه لازم است.مسئله بعدی در معنویت،خیلی چیزها که قابل حس و درک هست،به آن صور آشکار می گویند.و چیزهایی که قابل لمس و درک نیست صور پنهان یا معنویات.اگر  درعلم و دانش و آگاهی به مرحله ای برسیم که صور پنهان را لمس کنیم،آن وقت به آن هم صور آشکار می گوییم. انسان باید روی کلمات گوناگون تفکر کند که به مجموعه اینها،جهان بینی می گوییم.بزرگ بودن و شکوه انسان به کشور بزرگ و ثروت نیست بزرگی انسان به اندیشه و انجام کارهای بزرگ می باشد.
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف           مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
انسانهایی که از جهان اعتیاد خارج می شوند و خداوند دوباره زندگی کردن را به آنها می دهد،بعضی افراد شاید اگر از جهان افیون خارج نمی شدند،در این دنیا نبودند.

   ما همگی منتظر و خواستار ساختن و آماده شدن این دانشگاه(آکادمی) هستیم.

ما برای همه شما ریشه،ساقه و برگ های تازه و ریشه عمیق می خواهیم.پل روبرو را از بین ببرید،آگاه یا نا آگاه بایستی به راه بسیار دور بیندیشید.البته همیشه اهریمن از بین برنده خوبی هاست و خواوند را به یاد بیاورید که برای رانده شدن خودتان دست به آزمایش می زند>که کارگردان آن اهریمن است او ما را فریب می دهد اما خداوند ما را آماده می کند.دشوار است در آزمایش وارد شدن و سلامت از آن بیرون آمدن،کار بسیار دشوار است ما شماها را در رسیدن به خواسته های خدایی و سبب کار درست دوباره چراغ مشعل ها را فروزان خواهیم کرد.

بچه های کنگره چه بخواهند چه نخواهند باید به زبان انگلیسی مسلط شوند،خیلی از بچه های کنگره در کشورهای اروپائی هستند ولی هنوز نتوانسته اند کنگره 60 را به صورت رسمی اجرا کنند و ما باید خودمان را به صورت تولید کننده علم به جهان معرفی کنیم.چون ما راه و روش درمان را به آن مسلط هستیم و باید برای سایر انسانها به صورت آکادمی در بیاید.ابتدا ستونها را بنا کردیم،مثل:صورت مسئله اعتیاد-کتاب 60 درجه-روش DST و........... چیزی که مهم است هیچکدام از ما به هیچ نقطه ای نمی رسیم که آموزش ما کامل شود،هر علمی که ما داشته باشیم یکی بالاتر از آن علم هست و همه ما به آموزش نیاز داریم.اگر گفتیم ما بلد هستیم و دیگر نیاز به آموزش نداریم فاتحه ما خوانده شده است.


با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


همه چیز طبق خواست و طبق فرمان اتفاق می افتد،و در خودش خیلی معانی نهفته می باشد یعنی اگر انسانی در خودش خواستی داشته باشد،اتفاقی بوجود نمی آید.چون در سیستم آفرینش یا کائنات فقط به خواسته های ما پاسخ می دهند.اگر ما بخواهیم آموزش ببینیم به ما آموزگار می دهند،اگر مواد خواستیم ،موادفروش سر راه ما می گذارد و اگر..... ولی اگر ما نخواستیم،سیستم به زور ما را به کلاس نمی برد.اگر آموزش خواستیم به ما راه کنگره را نشان می دهد.در بعضی مواقع انسان از خواسته های خودش اطلاعی ندارد،به این معنی که خواسته های انسان هم دارای صور پنهان و هم صور آشکار می باشد. انسان ممکن است ده درصد از خواسته های خودش را خبر دارد و خیلی از خواسته های انسان در لایه های درونی پنهان و ما از آن اطلاعی نداریم.خواسته مثل یک دانه و یا هسته می ماند. یک دانه گردو،خواسته ای دارد،که به درخت گردو تبدیل شود،یا یک دانه گندم خواسته ای دارد که به گندم تبدیل شود.خواسته ممکن است معقول باشند،ممکن است نامعقول باشند و خواسته های نامعقول وقتی به انجام می رسند،در ادامه برای ما رنج و بدبختی بوجود می آورند و خواسته های معقول وقتی به انجام رسیدند در ما تکامل و آرامش و شادی بوجود می آید.خواسته اول گفته می شود و بعد فرمان صادر می شود،اگر فرمان صادر نشد،این خواسته در انسان باقی می ماند تا فرمان آن صادر شود،هر خواسته ای در انسان در هر زمانی اجرا نمی شود و دست خداوند بنا بر تشخیص فرمان صادر می شود.

تقدیر و تفکرات:تقدیر به معنی مقدار و اندازه.مثلا می گوییم تقدیر ما در این بوده که در یک خانواده فقیر بدنیا بیاییم.انسان وقتی در شرایط سخت قرار می گیرد،این سوالها بیشتر برایش مطرح می شود و قدر و اندازه هر کسی،جایگاه آن شخص می باشد.طبق آیه شریفه قرآن لیس الانسان الا ما سعی،نیست انسانچیزی بجز آنچه تلاش می کند.تفکر در زمان حال انجام می گیرد و مورد بررسی قرار دارد و وقتی با هم یکی شدند،مسیر حرکت انسان را مشخص می کند>هر کاری که به انسان می رسد حاصل دست پخت خودش بوده،چون همه چیز طبق خواست بوده و فرمان صادر شده است. خواسته ها بعضی اوقات نامعقول هستند و در بعضی مواقع تقدیر خیلی سخت و دردناک است ولی چگونه برخورد کردن با آن مهم است،تقدیر یک موجی است که انسان بوجود می آورد و بعد به خود ما بر می کردد و دست خود انسان می باشد.پس هر کسی جایگاهی دارد و این جایگاه را خود ما و بر اساس حکمت خداوند درست می شود.وقتی ما از خواسته های خودمان اطلاعی نداریم،از خواسته های دیگران چه خبری باید داشته باشیم.یکی از دلایل قضاوت نکردن همین است که ما اندیشه و فکر طرف مقابل را نمی دانیم.بطور کلی تقدیر از یک سری قوانین پیروی می کند،مثل قانون عمل و عکس العمل.اگر ما حتی یک کار کوچک انجام دهیم،آن کار برگشت پذیر است،انسان با ایمان کسی است که فراموش نمی کند و وقتی چیزی به سختی بدست او رسید،شکرگزار باشد،و این خود خصلت ایمان است چه خوب و چه بد.چون انسان جاری و قابل تغییر است،تا آن موجی که می خواهد به او برسد،حالت او تغییر می کند،ممکن است دانائی و ظرفیت او زیادتر شده باشد.شاید هم در جهل باقی مانده باشد.در مسئله تقدیر ،در بین رفت و برگشت این تغییر خیلی تایین کننده است.درد شکافنده پوسته فهم شماست.یعنی وقتی به انسان رنج و سختی وارد می شود،پاسخ یک سری از سوالات خودش را پیدا می کند.و این کار با خواست و فرمان اتفاق می افتد.حس ترس،ناامیدی و تنفر باعث می شود که انسانرا کم حافظه کند و نگذارد که یادگیری را انجام دهد.وقتی انسان دارای منیت و دچار تنفر می شود،باعث می شود که افکار منفی در ذهن بیاید و افکار منفی نمی گذارد انسان آموزش ببیند.پس نتیجه می گیریم که دریافت کردن به تمام حس های انسان بستگی دارد.شاید خیلی از انسانهایی که در تاریکی اعتیاد بسر می برند،خیلی سوالات معنوی دارند و تاریکی را تجربه می کنند تا بدانند وقتی از اعتیاد خارج شدند سوالی که در بیست سال قبل به دنبال آن بودند،را تازه متوجه می شوند.انسان وقتی از تاریکی خارج شد،عرفان را درک می کند،پس برای اینکه ما به پاسخ سوالهای خودمان برسیم،هستی برای ما آموزشهایی را بوجود می آورد و ما چون از حکمت خبر نداریم تا به اعتیاد روی می آوریم،به گردن خداوند و یا فامیل و یا پدر و مادر می اندازیم ولی باید بدانیم که با سفارش خودمان وارد تاریکی شدیم. و سفر دومی ها باید خیلی مواظب باشند و دچار تکبر و غرور نشوند،فکر نکنند چون از اعتیاد خارج شده اند،همه چیز را می دانند و مواظب باشند که دوباره به تاریکی سقوط نکنند و اینها چیزهایی هست که در تقدیرات اتفاق می افتد ولی انسانی که در تکامل قرار گرفته باشد،وقتی به او سختی وارد شد،آن قدرت را دارد که از آن عبور کند و زمان به نفع انسان است چه بسا اگر اشتباهی کردیم ممکن است نابود شویم.


با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                      خلاصه صحبت های استاد در موضوع هفته بنیان

بنیان یعنی پایه و اساس و ریشه،هر چیزی که در اینجا(کنگره 60)می باشد توسط آقای مهندس بنیان شده است>در تاریخ 79/9/15 یعنی 20 سال پیش آقای مهندس رهائی خود را گرفتند.که جرقه آن در نیمه ماه مبارک رمضان سال 1375 زده شد. در این سال آقای مهندس سفر خود را شروع کردند.مواد را یک گرم ، یک گرم کم کردند و بعد بطور 20% و در سال 1376 سفر خود را تمام کردند. که تفاوت در این بود که پله ها در آن روزها 15 روزه ولی الآن 21 روزه می باشد و معنی 21 روز به خاطر یک سری تغییرات در سلولها می باشد.وقتی بررسی می کنیم می بینیم که آقای مهندس چه کار مهمی انجام داده اند.با روش DST برای ما،نه تنها راه درمان بلکه راه و روش زندگی کردن و درست کار کردن را با ابزارهایی مثل کتاب 60 درجه و کتاب عشق (وادی ها) و سی دی ها به ما آموختند.هر چه علم پیشرفت می کند،راه و روش زندگی کردن هم سخت تر می شود،که آقای مهندس با کلیدی ،با عنوان سی دی آن را باز کردند. آقای مهندس در طی این بیست سال رهائی حتی یک بار هم تولد نگرفته اند، و این به خاطر از خود گذشتگی ایشان است،یک چیز مهم،همیشه از دل مشکلات ابداع می شود این روش DST هم از دل سختی ها و مشکلات و اعتیاد انسانها گرفته شده است.جرقه سیگار هم از جایی زده شد که آقای مهندس سکته کردند و به بیمارستان رفتند و حالشان خیلی بد بود.و به ایشان الهام شد و در سال 1390 شروع به کم کردن پله ها کردند و در سال 1391 رهایی سیگار را هم گرفتند.کار آقای مهندس کار خیلی مهمی بوده است.حالا برای اینکه ما بیهوده روی این صندلی ها ننشته باشیم و قدردان این همه زحمات باشیم باید بطور عملی سپاسگزلری کنیم و زحمات ایشان را فراموش نکنیم و به عنوان کسی که او را قبول داریم باید آنچه کع از ما خواسته را انجام دهیم،یعنی سیگار خود را برای همیشه کنار بگذاریم و این هفته را گرامی بداریم،و خدا را شکر کنیم.

نویسنده:مسافر محمد

ویرایش:مسافر مصطفی

   
           





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
علم و دانش پیچیده نیست،هر چیزی کلیدی دارد،اگر کلیدها را پیدا نمائید،آن هنگام می توانید،کار با ارزشی بنمائید و در این راه به آنلنی که درس درستی دریافت نموده اند و با تلاش و پژوهش خودشان به آن علم و دانش افزوده اند می توانند با امتحان و آزمایش درست کار بسیار عظیمی انجام بدهند. 

آقای مهندس اشاره به یک مثلث کردند که نام آن را فضولی گذاشتند،وقتی بین دو نفر بحثی می شود قاعده سوم آن مثلث می شود فضول.که در همه جای جامعه ما این مسئله را داریم و مشاهده می کنیم،حتی در کنگره هم این مسئله را بسیار می بینیم وقتی دو نفر با هم بحث می کنند و نفر سوم که از صحبتهای آنها هیچ اطلاعی ندارد و وارد بحث آنها می شود و دخالت می کند کار آن دو نفر را سخت تر می کند شاید آن دو به نتیجه می رسیدند.فضولی یک عمل ناسالم است و از نداشتن آگاهی و یا کم دانشی ما می باشد و دخالت در کار دیگران مربوط به شخصیت ما می باشد.

علم و دانش پیچیده نیست ،هر چیزی کلیدی دارد ،اگر کلیدها را پیدا نمائید آن هنگام می توانید کار با ارزش بنمائید.

همانطوری که بخواهیم هر قفلی را باز کنیم کلید مخصوص به خودش را دارد و در زندگی روزمره ما انسانها قفل سازان زیاد هستند و کلید ساز خیلی کم داریم.برای باز کردن قفل اول باید اطلاعات را حمع آوری کنیم.یعنی اول صورت مسئله را حل کنیم که ما چی می خواهیم،پس هر قفلی یک کلید دارد و یک فاعل و آن فاعل است که باید بهترین کلید را پیدا کند تا بتواند قفل را باز نماید.علم یعنی دانستن. و ما فقط علم ریاضیات و یا فیزیک و...... نداریم،بلکه علم در زندگی هم هست. در بعضی مواقع بزرگان علم و دانش هم مرتکب چنین اشتباهی می شوند وقتی گفته می شود که اعتیاد یک بیماری مرموز و ناشناخته و قابل درمان نمی باشد،یعنی صورت مسئله غلط می باشد و قابل حل نیست حالا قفل و فاعل هست و فاعل باید بگردد تا بهترین نوع کلید را پیدا کند.بعد از جمع آوری اطلاعات باید آن موضوع را آسیب شناسی کنیم، که چه مشکلاتی دارد و روی تک تک جوانب آن بررسی کنیم،بع از آن باید حرکت کرد.وقتی آسیب شناسی و حرکت را انجام دادیم،حالا باید نقشه راه یا پروتکل را ترسیم کنیم،برای هر کاری که بخواهیم انجام دهیم،حتی برای رفتن به دانشگاه یا ازدواج کردن. بعد مرحله اجرا می رسد و آن را باید اجرا کرد.

آقای مهندس به عنوان بنیان گذار کنگره 60 اولین کاری که کردند این بود که صورت مسئله اعتیاد را روشن کردند،حتی برای افرادی که محقق بودند. و بعد از درست شدن روش DST مسئولین با یک نگاه دیگر به آن توجه کردند.چون صورت مسئله حقیقت و درست بوده است،چون روش DST و ضریب 8% و پله ها 21 روزه می باشد.

اگر کلیدها را بیابید ، آن وقت می توانید کار با ارزشی بنمائید.

لوئی پاستور کلید راپیدا کرد و توانست میکروب را کشف کند و یا برادران رایت،کلید پرواز را پیدا کردند،تمام پروازها هم در حال حاضر بر اساس همان کلید محاسبه می شود. اگر کسی دکترای کشاورزی داشته باشد و بخواهد در مزرعه کشت و کار انجام دهد،باید کلید آن را پیدا کند،باید خود آن شخص در مزرعه کار کرده باشد ،پاستور آمد درست درس داد و بعد از آن هزاران شخص آمدند و واکسنهای مختلف را درست کردند.

در این راه آن قسمت از خواسته های خداوند هم به انجام می رسد که از ناپیداها انسی برقرار نماید که قابل حس و لمس باشد و هر کلمه جای خود را برای انجام خدمت و وظیفه پیدا کند.

وقتی یک کاری انجام گرفته شده باشد،خواست خداوند هم این است که انسانها به علم و دانش تسلط پیدا کنند.و خداوند اسماء را به انسان آموخت،آیا تعقل نمی کنید؟آیا نادانان با دانایان برابرند؟خداوند می خواهد که انسانها آموزش ببینند و یاد بگیرند و برای دانایان ارزش قائل می شود.مگر خداوند به زنبور عسل الهام نکرد مگر به انسان الهام نکرد.تمام موجوداتی که خدمت می کنند برای هستی آفریده شده است،هستی خودکفاست.

نیروهای عظیم با توان و پتانسیل بالا را در خدمت علم و دانش بخوانید و آنانی که همیشه می گفتیم هستان جایشان را به نیستان که هست خواهند شد،می دهند و این چرخه برای خود انسانهایی پرورش میدهد که ما هم در حلقه های بعدی به آرامش و خواست قوی تر خواهیم رسید.

در اینجا بحث آکادمی و دانشگاه هست که باید متخصصین در آینده آموزش دهیم و دز آکادمی بکار بگیریم.قبلا یک سری راهنما بودند و رفتند و در حال حاضر کسانی آمدند که نبودند و در آینده هم نیستان می آیند و این چرخه ادامه می یابد و بعد از جهان مرگ در بهشت قرار می گیریم.

امواج آنچه را بخواهند برای ما ارسال خواهند نمود و ما هم در تکامل به یاری هم،یاری خواهیم نمود.

امواج همان الهامات است و در تکامل ما را یاری خواهند کرد.

لوئی می گوید:پژوهشگر عزیز همیشه نمی توان میکروب ها و ویروس ها را خورد،چون این کار،کار خود آنهاست و شما را به مهمانی خود دعوت نخواهند کرد.پس باید راه درستی بیابید تا از شر آنها خلاص شوید.

میکروب ها را نمی توانیم بخوریم، ما در سال 84 یک سری میکروب در کنگره داشتیم،افرادی بودند که مواد را ترک کرده بودند بطور سقوط آزاد و به کنگره می آمدند و بع از جلسه به طور گروهی شروع به مشروب خوری می کردند و وضع ظاهری خوبی هم نداشتند و در آن موقع ما لژیون نداشتیم و با جلسه ای که با دیده بانان گذاشتیم ،به نتیجه رسیدیم که باید لژیون تشکیل بدهیم و به صورت گروهی بود و کسی که بالای سر آنها گذاشتیم چون خودمان آموزش داده بودیم،نام آنها را راهنما گذاشتیم . و از آن به بعد لژیون تشکیل شد و بعد از جلسه ها به لژیون می رفتند و به این صورت این میکروبها برای معرکه گیری وقتی نداشتند.

با تشکر مسافر مصطفی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                       به نام قدرت مطلق الله
محمد زین العابدین:
متنی از لژیون سیگار به کمک راهنمایی اقای سعید چنگانیان.
خلاصه  صحبت های استاد در موضوع رابطه یادگیری با معرکه گیری.
موضوع دستور جلسات براساس نیاز ما می باشد.(ازدواج،غذای مادوای ما)ودستورجلسه امروز،رابطه یادگیری با معرکه گیری میباشد.دراوایل تاسیس کنگره بعدازاتمام جلسات، افراد دور هم جمع می شدندواز روی نادانی وجهالت خودبه غیبت ،تهمت،ویک سری ضدارزشها می پرداختندکه یک نوع معرکه گیری بود.آخراین کارحال گرفتن، ودورکردن فردازهدفش بود.حالا ما باید درکنگره آموزش ببینیم ومطالب را یاد بگیریم وصحبت های راهنمایمان را گوش کنیم.یکی از نمونه هایی که می توانددر کنگره معرکه گیری به وجودبیاورد ،دور بودن از آموزشهاست که فردی می گویدچرا به من وقت مشارکت نمی دهید،من چندین باردستم را بالا بردم؛ولی استادبه من وقت مشارکت نداد.دراینجا بایدبدانیم که اولا اگربخواهیم واقعا مشارکت کنیم درقسمت جلو بنشینیم ودستمان را درست بالاببریم .وثانیا شاید صلاح نبوده که مشارکت کنیم پس بایددراینجا سطح دانایی واگاهی بالا باشد تا دچارمعرکه گیری نشویم وبحث نکنیم که حالمان را بدمیکند.دروغ گفتن،غیبت کردن،واردحریم دیگران شدن  وخیلی دیگراز ضدارزشها همه معرکه گیری است.مسلما کسی که حال خوبی نداشته باشد وسفرخوبی هم ندارد همیشه معرکه می گیرد وپشت سردیگران حرف می زندکه یک عمل زشت وناسالم میباشد.که دراین حالت این فردمعرکه گیرنقطه تحمل وظرفیت خودش را پایین آورده وبه نقطه آشوب رسانده  است.بنابراین اگربه صور پنهان اعتقادداشته باشیم وقانون عمل وعکس العمل را بدانیم که هر کاری کردیم عینا برای ما اتفاق می افتد.درلژیون سیگارشرکت کنیم وبدانیم که حتی یک نخ سیگار ما را وسوسه خواهد کردوبه ما  اجازه برگشت نمیدهد.در این جا ما به دانایی رسیدیم و اگرازیک نخ سیگار گذشتیم هوای پاک وسالم را وارد ریه خود کرده ایم وآن را بازسازی میکنیم.وبه یک حال خوب می رسیم.
نگارش مسافر هادی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





              Related image

همه چیز در راه صراط مستقیم شکل می گیرد و به قول معروف هیچ بار کجی به منزل نمی رسد
خشت اول چون نهد معمار کج                تا ثریا می رود دیوار کج
البته شما حتما آگاه هستید که قدمت این دارو خصوصا تریاک به زمانهای بسیار قدیمی می رسد که معمولی ترین بوده و بعد از آن انشعاباتی صورت پذیرفت و به طریقه گوناگون مصرف می رسید.در این خصوص ما بایستی بگوییم که شاید بیدار شوندگان از خواب رفته ها بیشتر خواهند شد،زیرا فقط در خصوص خود بکار نمی بردند،بلکه برخی از حیوانات،در کنار آنها به آن مبتلا هستند،از جمله حیوانات اهلی که باربری می کردند.
در حال حاضر انسانهایی که در خواب رفتند بیشتر از بیدارشدگان هستند و در تمام حوزه ها خودش را نشان می دهد،فقط برای اعتیاد نیست،در حال حاضر بین خانم ها مصرف گل خیلی شایع است.شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه های انسان می شود.حشیش ماده ای خطرناک و صد برابر تریاک ایجاد تخریب می کند چون باعث مرگ مغزی می شود و امروزه شکل آن عوض شده و به جای آن ماده ای به نام گّل آمده که از همان خانواده حشیش می باشد.پس نتیجه می گیریم که خواب رفته ها از بیدار شدگان بیشتر هستند،یک سری با الکل،یک سری با مواد مخدر و یک سری با پول و مقام به خواب رفته اند.
شما در این باب به کسانی که هرگز آنها را ندیده اید یاری خواهید نمود،این مکتوب یک تاریخ است که از نو نوشته می شود با عقل و فکر جدید و بسیار تا بسیار با قیمت.
در کتاب 60 درجه وضعیت اعتیاد و صورت مسئله و روش درمان را مشخص کرد،چون تا آن موقع درمان نداشته است،حتی کسانی هم که متادون مصرف می کنند،وارد کنگره و درمان می شوند.
ما برای هر کتابی ارزش قائل می باشیم،اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس رو به موت آدمی را به حرکت در بیاورد و ظلمت را به نور تبدیل بنماید،بهای دیگری دارد که خود با تماس های تکراری مشاهده می نمائید.این آب شاید نتواند همه را سیراب کند اما از غرق شدن عده ای که می خواهند به نقطه ای از هستی وجود خویش برسند و جواب چراهای خود را بیابند کمک خواهد نمود و آنها زنجیری خواهند شد،مانند یک قایق نجات از دیدن غرق شدن انسانها به دوستان خود خبر بدهند که قایق هایی برای نجات ارسال نمایند راهی تازه و قدمی تازه برای انسانهایی فکور و اندیشمندی که به بن بست حیات رسیده اند باز خواهد شد.
کتابی که بتواند انسان را از ظلمت به نور تبدیل کندخیلی خوب است ولی نه هر کتابی.این آب شاید همه را سیراب ولی نمی گذارد بیشتر غرق شوند،کلام خداوند است اگر یک نفسی را احیا کنی،تمام نفس ها را احیا کرده ای و اگر یک نفس کشته شود،مثل این است که تمام نفس ها را کشته اید.کسانی که خودشان را گم کرده اند و خیلی از چراها را پیدا کردند،و در کتاب 60 درجه جواب چراها را می دهد.در مقوله اعتیاد انسانهایی هستند که واقعا به بن بست رسیده اند،کسانی هستند که شاید ده سال است ترک کردند و در این ده یال خمار ی می کشند و به همین خاطر شعبه هایی اضافه می شوو و راهنما تربیت می شود و هر کمک راهنما،مثل یک قایق نجات است و به تما م شهرها فرستاده می شوند.یک سری انسانهای فهمیده و دانا و آگاه درگیر اعتیاد شده اند و زیاد هستند،شاید ورزشکار و ......... و باید به آنها کمک کرد.
این کتاب ،کتابی ساده که از اعماق وجودی خود بیرون آمده و چون از وجود دل و قلب و جسم و جان رها شده می تواند رهایی بخش بیشماری را فراهم آورد ما بار دیگر پیروزی شما را تبریک می گوییم که قدمی در ،خواست الله برداشتید و سپاس و شکری که آفریده از بنده نیاز نداشت،اما شما بجا آوردید،شکر خداوند.
خداوند به شکر و قدردانی ما نیاز ندارد،ما باید شکر را بجا آوریم ،همانطور که اگر ما از آموزگار یا راهنما یا پدر و مادر خودمان تشکر کنیم ،ارزش خودمان بالا می رود و انسانی که شکر گذاری را بلد نیست ، همیشه طلب کار است و خودش را نابود و کوچک می کند.
انشاالله همان می شود که بایستی بشود،ما هم یک نگهبانی بیش نیستیم و فرامین را طبق فرمان به آنهایی که بایستی فرمان بگیرند،می رسانیم به همین سبب می گوییم یک بلم کوچک که هم می تواند پس از ساخته شدن یک روزی به یک کشتی و یا به قول شما یک ناب بسیار عظیم تبدیل بشود زیرا آرامش های جسم و جان و کل وجودهای متعدد که قابل باشند و یا نباشند مهم می باشند.
یک نقطه کوچک ممکن است به دوران در بیاید و هر روز به خودش شعاع اضافه کند و کل گیتی را بگیرد،چون هیچ چیز در جهان هستی یک مرتبه پدیدار نشده و همه از یک نقطه کوچک شروع شده است.پس یک انسان اگر در راه صراط مستقیم قرار داشته باشد خیلی از کارها را می تواند انجام دهد.اگر انسانها چه مهم باشند و چه نباشند به آرامش جسم و جان برسند،خیلی ارزشمند است.
خوب شما در مسائل خود در ابتدای ناآرامی های درون و بیرون قرار گرفتید اگر به بهای خود زیاد بیاندیشید در خصوص مسائل خود به نتایج درون و برون مطلوب نخواهید رسیدبایستی به تعادل امر برسید به اینکه ما می گوییم صبر یک کلمه واجد است اما توضیح دادیم که بدانید سفر خواهیم داشت،بایستی تطابق انجام پذیرد.
درد اعتیاد ، درد بی خدایی است،درد خواب رفته گان درد بی خدایی است،چون ما درست خدا را نمی پرستیم.


با تشکر مسافر مصطفی
  





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



برای انجام این عمل عظیم شکر.....شکر.....شکر رهائی مسافر حمید و مسافر هادی را به خودشون و به خانواده محترم و کمک راهنمای محترم آقا سعید و در راس به آقای مهندس دژاکام و کلیه عزیزان در شعبه سلمان فارسی تبریک می گویم.




با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درمورد صور پنهان صحبتی نمودید،صور پنهان که در مورد انسان عرض می نمائید به قول معروف جهاد اکبر است،هر قدر در مورد آن بگوییم تمامی ندارد خواسته اینکه بخواهیم تدریس کنیم،مانند همان بیماری ظاهر و باطن ممکن است ظاهرا انسان سالم باشد و زیبا و بی نقص اما درون غیر از آن باشد ما تمام تلاشمان را می نمائیم که در مورد اعتیاد و بیناری های ناشناخته با درمان همزمان توجه نمود و درمان آنها توسط دوستان پزشک به درمان برسد،مشروط به آنکه وقت آن نگذشته باشد و تمام بدن آلوده نشده باشد.
عامل مریضی ما غذای ماست همانطوری که عامل بهبودی ما هم غذای ما می باشد. مثلا یک خانم و یا آقای 25 ساله چرا باید قرص ویتامین مصرف کند. بله قرص ویتامین خیلی برای بدن مفید است و با دستور پزشک ولی برای افراد سالمند که نمی توانند غذا بخورند و ما می توانیم از راه های گوناگون با غذا و میوه های مختلف انواع ویتامین ها را به بدن برسانیم.در بعضی از بیماریها ناگزیر هستیم از دارو استفاده کنیم ولی نباید در مصرف آن افراط کنیم.بیماری ها به سه دسته تقسیم می شوند 1- بیماری هایی که در اثر تصادف و حادثه و یا واگیر یا شکستن قسمتی از بدن پیش می آید.2- یک سری بیماری هایی هست که در اثر کمبود مواد غذائی بوجود می آید،مثا کم خونی و یا کمبود کلسیم و..... اگر ما پرتقال مصرف کردیم کمبود ویتامین ث جبران می شود و یا اگر گوشت و حبوبات مصرف کردیم کمبود پروتئین در بدن می شود.3- یک سری از بیماری ها در اثر کمبودی هست که خود بدن انسان تولید می کند.مثل نفت خام که در طبیعت است و باید به پالایشگاه برود و تبدیل به بنزین-گازوئیل-نفت-قیر-سوخت هواپیما و ........در بدن هم همینطور است،یک سری مواد از بیرون گرفته می شود و یک سری هم خود بدن شروع به ساختن می کند که در طبیعت وجود ندارد،مثلا بدن دوپامین-سروتئین-آدرنالین-دینورفین-انکفالین و.... که هر کدام از اینها کاربردی جداگانه در بدن دارند.مثلا انکفالین برای سیستم ضد درد می باشد و درد را تسکین می دهد.و یا افسردگی در بدن به خاطر کمبود سروتئین در بدن می باشد و اگر دوپامین بالا رود باعث توهم و اگر کسی در مقابل درد طاقت نداشته باشد به خاطر این است که انکفالین در بدن خوب کار نمی کند..بیشترین عامل بیماری ها مربوط به همین دو مسئله می باشد یا کمبود مواد بیرونی و یا کمبود مواد درونی .انسان وقتی برای بیماری خاصی قرص مصرف می کند،مثل بیماری اعصاب و روان ،با مصرف کردن زیاد نباید باعث شود که این مواد در بدن از بین برود.و این قرص ها پس گرفتنی نیست ممکن است فقط تعویض شود .پس باید در زندگی خودمان طوری برنامه ریزی کنیم : که غذای ما دوای ما باشد و دوای ما غذای ما باشد.و با خوردن غذای سالم بتوانیم بدن خودمان را کنترل نمائیم.سوخت بدن ما هم مثل سوختی است که برای ماشین استفاده می کنیم که همان صور آشکار می باشد.مثل یک هواپیما که هم سوخت می خواهد و هم خیلی مواد دیگر.انسان هم همینطور است احتیاج به سوخت و مواد اولیه دارد. که شامل سه قسمت می شود،یک قسمت از بدن را آب تشکیل می دهد،که این ماشین نیاز به آب دارد.چون بدن هر انسان بطور تقریبی اگر سه قسمت کنیم یک قسمت آن از آب است ،مسئله بعدی هوا است که با این آلودگیهایی که در شهرهای بزرگ هست ما انسانها مصرف کننده سیگار هم هستیم.و سوم:مواد غذائی است که آن هم شامل سه قسمت است 1- میوه ها و سبزیجات که قسمت مهمی است برای بدن که انواع و اقسام ویتامین ها در آن هست.2- گوشت که باید همیشه به صورت تازه استفاده کنیم 3- مرغ و ماهی .چیزی که در کنگره به آن رسیدهم همان صور پنهان است،چون دیدگاهی که در کنگره 60 هست چه بخواهیم چه نخواهیم،یک دیدگاه اللهی است ،چون دید گاه اللهی می گوید انسان بقاء دارد و با مرگ از بین نمی رودانسان دو قسمت است فیک قسمت صور پنهان ویک قسمت صور آشکار ،یا  یک قسمت جان و یک قسمت جسم انسان است،هر عملی انسان انجام دهد عکس العمل آن به خودش بر می گردد،اگر کار نیک کرد،فرذ آن پاداش را می گیرد و اگر بد کرد روزگار به سر او بلا می آورد. چون ما به اینها معتقد هستیم با این دیدگاه می توانیم به درمان برسیم صور پنهان،جهاد اکبر است،حتی وجود خود انسان هم جهاد اکبر است چون جهان هستی بسیار گسترده است.از این سی دی و صحبت های آقای مهندس نتیجه می گیریم که باید کاری کنیم که بیماری به سراغ ما نیاید،البته با تغذیه سالم و درست ،تا بتوانیم کاری کنیم که بیماری به سراغ ما نیاید،البته با پیاده روی و ورزش کردن را هم نباید فراموش کنیم.




با تشکر مسافر مصطفی







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 یک مسئله یاد گیری داریم که فراگیری هم می گویند و فقط برای مشق نوشتن و امتحان و نوشتن وادی ها نیست.زندگی خود نوعی یاد گیری است. فرضیه خلقت انسان و خلقت موجودات همه بر اصول یاد گیری فراهم شده است،یاد گیری فقط درس نیست،در تمام شئون هست. یاد گیری در موسیقی-هنرهای رزمی-انواع ورزش ها-انواع زبان خارجه-ایجاد ارتباطات صمیمانه-برخورد با آقا یا خانم و...... یعنی فضای یادگیری خیلی وسیع می باشد، و همه ما اگر دقت کنیم همیشه به دنبال یاد گیری هستیم.و دیگری معرکه گیری می باشد،مثل کارهائی که بیشتر در قدیم انجام می شد.در شبکه های خبری اگر بخواهند خبری به شنونده منتقل نشود  با پارازیت این کار صورت می گیرد  تا آن اخبار بدست مردم نرسد.و این کار در انسان ها با معرکه گیری انجام می شود.اگر در یک خانواده بین زن و مرد با هم سر یک مسئله خیلی کوچک با هم بحث کردند ، صحبت از تمام فامیل می شود،که این هم خود نوعی معرکه گیری می باشد. که این معرکه گیری در کنگره هم وجود دارد،وقتی یک رهجو دارای برنامه منظم باشد و رها شود از کنگره بدگوئی نمی کند ولی یک رهجویی هم دنبال برنامه خودش هست ولی در بین سفر به کارهای ضد ارزشی هم مشغول است ، این رهجو برای سرپوش گذاشتن روی خطاهای خودش شروع به بدگوئی از کنگره 60 می کند،یا به عبارتی معرکه گیری می کند،و پنهان کاری و تمام تقصیرهای خودش را به گردن راهنما و مرزبان و...... می اندازد.چون نمی داند که پاکی و رهائی گوهری است خیلی گرانبها و قیمتی و همینطوری بدست هر مصرف کننده ای نمی آید.اگر کسی آن گوهر و رهایی را بدست بیاورد،خیلی قیمت دارد،و نشانه آن این است که هر کسی به آن هر حرفی بزند،اصلا به حرف آن گوش نمی دهد. و این معرکه گیری شامل همه انسان ها می باشد،در همه زمینه ها و شغل ها و انسانهای گوناگون.همه انسان هایی که به برنامه خودشان نیستند و آموزش کافی ندیده بودند و به جای توضیحات لازم دست به معرکه گیری می نمایند. 


با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 آذر 1396 :: نویسنده : hadi ahmadi
به نام قدرت مطلق الله


انسان باید مثل عقاب تیزبین باشد و همه جوانب را در نظر بگیرد و بداند با انجام عمل سالم همه کارها به خیر و خوشی ختم خواهد شد .

گاهی اوقات ما دوستان و فامیل خود را به خانه مان دعوت میکنیم برای طعنه زدن و منظورهای خاص ، درصورتی که ما هرکاری که میکنیم به خودمان برمیگردد ، اگر در زندگی دست کسی را نگیریم هیچ کس دست مارا نخواهد گرفت .

ما با دعا کردن از خداوند درخواست میکنیم و خداوند گفته مرا صدا بزنید تا اجابت کنم ولی همین دعا هم حساب و کتاب ظریفی دارد . در دعا کردن چند چیز دخیل است اول آنکه اگر خواسته ای داری در جهتش تلاش کنی و دوم اینکه خواسته ات منطقی و عقلانی باشد ، ممکن است یک دعا در ظاهر به نفعت باشد ولی در باطن به ضرر تو باشد و اگر دعایی برای تو پذیرفته نمیشود به این معنا نیست که خدا نخواسته بلکه خداوند میداند آن خواسته به ضرر توست . خواسته باید عقلانی باشد اگر دعا کنیم که کسی بمیرد آن میشود نفرین .

بعد از آن این است که مرتب آن خواسته و دعا را تجسم کنیم و به آن ایمان کافی داشته باشیم ، چطور میشود در خانه نشست و هر روز دعا کرد که برایت کار پیدا شود در صورتی که تو در جهت آن هیچ تلاشی نمیکنی . بزرگان گفته اند اگر کسی برای کسی دعا کند آن دعا مستجاب میود و این در صورتی است که تو در حق آن شخص کار خیری انجام دهی و آن طرف از تو راضی شود و برای تو دعا کند برای مثال کمک کنی تا یک نفر از دنیای اعتیاد بیرون آید و بگویند خدا پدر و مادرت را بیامرزد .

ما در زندگی بر اساس یکسری کارها و تقدیر گره هایی را در زندگی خود به وجود می آوریم مثل داشتن اعتیاد ، سیگار کشیدن ، بدهکاری و نداشتن روابط خوب با دیگران و قتی اینها باز شود آن موقع عمل سالم آغاز میشود و تا موقعی که در زندگی گره داری عمل سالم انجام دادن کار خیلی مشکلی است .

گاهی اوقات ما در زندگی کارهایی را انجام میدهیم که فکر میکنیم کارمان درست بوده و میرویم به امید لوء لوء ویا مروارید کف اقیانوسها را میگردیم ولی آنجا با حیوانات خوفناکی مواجه میشویم .یک نفر می آید و به شما میگوید من می آیم و مشکل شما را حل میکنم و به او پول میدهید ولی در آخر میبینیم همه آنها دروغ بوده ، مادر زندگی با موضوعاتی که برخورد میکنیم هم دارای صور پنهان و هم دارای صور آشکار هستند و این میتواند شامل معامله کردن و یا دوست شدن با یک کسی باشد. انسان پیچیدگیهای خیلی زیادی دارد ، صور پنهان انسان پیچیدگیهای خیلی زیادی دارد که استخراج آن مشکل است .در هر دوره ای یک نفر است که ارابه و دهانه اسب را به هر طرف می چرخاند و تخریب ایجاد میکند انسان مانند آن کافرانی است که پنهان میکند ، کافر یعنی کسی که چیزی را پنهان میکند . اسلام آوردن با ایمان آوردن فرق میکند ، اسلام آوردن تشریفات خاصی ندارد یک شهادتین میگویی و بس ولی ایمان آوردن یعنی عمل سالم انجام دادن .اسلام ظاهرش اسلام است ولی باطنش ممکن است چیز دیگری باشد .

کنگره مثل گرد باد است پارچه کهنه را می اندازد بیرون ، پس یکسری اول حذف میشوند و یکسری می آیند وسط ولی بعد از مدتی شروع به کج رفتاری میکنند و عوض میشوند و در آنجا خورد میشوند و به بیرون انداخته میشوند ،هستی نیز همینگونه است وقتی تو درست حرکت کنی هدایت میکند تو را به مرکز و از آنجا صعود میکنی در غیر اینصورت به بیرون پرت میشوی .

الان در کنگره خیلیها نیستند ولی در آینده افزوده خواهند شد که حتی در خواب هم نمیدیدندکه با چه کسانی ملاقات خواهند کرد آنهایی که می آیند جهانبینی آنها خوب میشود و از کارهای ضد ارزشی فاصله میگیرند و دوستان خوبی هم پیدا خواهند کرد بدون اینکه پولی پرداخت کنند . هر نفسی آن باری را میکشد که تحملش را دارد و این قانون کائنات است در کنگره نیز همینگونه است به هر کسی اندازه توانش مسئولیت میدهند و خداوند نیز به هر کس اندازه توانش مسئولیت میدهد اگر آنرا خوب انجام داد مسئولیتش بالاتر میرود در غیر اینصورت آن مسئولیت از او گرفته خواهد شد .

شاید بعضیها بگویند چرا خداوند شیطان را خلق کرد ولی شیطان به عنوان یک نیروی مکمل عمل میکند تا انسان قدر نیروی روشنایی را بداند و تفاوت بین انسانهایی که به سمت روشنایی میروند با انسانهایی که به سمت تاریکی میروند مشخص شود .خداوند از انجام هر کاری حکمتی دارد حتی آفرینش شیطان و این بر عهده خود ماست تا تشخیص دهیم و خداوند برای آزمودن انسان آن را خلق کرده است .

 انسان باید مثل عقاب تیزبین باشد و همه جوانب را در نظر بگیرد و بداند با انجام عمل سالم همه کارها به خیر و خوشی ختم خواهد شد .

نگارش :مسافر هادی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :