رهایی

شنبه 29 دی 1397 06:55 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک،شیره،حشیش،گل،
مدت تخریب بیش از ۱۵ سال
مدت ۱۱ ماه که به کنگره میام به کمک راهنمایی 
راهنمای بسیار عزیز و دوست داشتنی مسافر سعید 
مصرف در شروعTDS یک سی سی 
در حال حاضر ۳۶ ساعته که به دستان پرتوان مهندس حسین دژاکام آزاد ورها هستم
ورزش شنا و والیبال و پیادروی صبحگاهی

                                            به نام قدرت مطلق الله
در زمانی که مصرف کننده مواد مخدر بود همیشه مطمئن بودم که تا روزی که زنده هستم باید یک مصرف کننده باشم وباقی بمانم.چون با خودم میگفتم من که چیزی مصرف نمیکنم اما نمیدانستم که ذره ذره با دستان خودم،خودم رو به نابودی میکشاندم تا توسط یکی از دوستانم با کنگره ۶۰ آشنا شدم،در درجه اول قبول نمیکردم چون میگفتم اگه قراره شربت تریاک بخورم خوب تریاک میکشم چه کاریه،اما به مرور زمان بهم ثابت شد که اینجوری نیست،چون شخصی که به من پیام کنگره را داده بود را بعد از مدتی دیدمش و وقتی که دیدم چقدر تغییر کرده از نظر چهره و رفتار بهش گفتم چقدر رنگت باز شده گفت بهت که گفتم میرم کنگره ۶۰ الان هم رها شدم،گفتم خیلی خوب شدی گفت تا نیای کنگره نمیفهمی من چقدر حالم خوبه.بعد با خودم گفتم حتما درست میگه،در بین صحبت کردن بهش سیگار تارف کردم گفت سیگارم الان ۶ماه نمیکشم،با تعجب گفتم واقعا راست میگی گفت بله واقعا نمیکشم،گفتم یعنی وسوسه هم نداری،گفت ندارم اصلا.من اون موقع خیلی سیگار میکشیدم وبه دوستم گفتم من میام کنگره اما فقط واسه سیگار میام،گفت باشه بیا سیگار هم درمان میشه در کنگره.
و این جرقه ای بود که با کنگره آشنا شدم در واقع من اوایل سفرم برای سیگار اومدم کنگره اما بعدش که فهمیدم که تمام حرفهایی که دوستم در مورد کنگره ۶۰ زده بود درست بوده مشتاقانه به استقبال درمان اعتیادم پرداختم و خدارو شکر میکنم که توانستم به کمک کنگره۶۰وکمک راهنمای عزیزم و تمام کسانی که به من کمک کردند و مهندس دژاکام و خانواده محترمش که این بستر را برای ما فراهم کرده،اعتیاد به سیگار و مواد مخدر را درمان کنم وبه این حال خوب برسم.
      خداوندا   برای این عمل عظیم شکر شکر شکر
دوستان رهایی لذتی دارد که با هیچ حسی و زبانی قابل بیان نیست تا خودتان تجربه کنید،انشالله که بتوانید باسفری خوب این حس بسیار زیبا را لمس کنید.
امیدوارم که بتوانم تا آخر عمرم خدمت گذار خوبی برای کنگره ۶۰ و تمامی انسان هایی که به هرنحوی درگیر اعتیاد و دخانیات هستند و زندگی آشفته ایی دارند را کمک کنم و همه جوره در خدمتشون باشم تا همه به این حس خوب برسند. انشالله



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 دی 1397 07:39 ب.ظ

تبریک به مناسبت رهایی مسافر حسین

شنبه 29 دی 1397 01:20 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
 


               
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است من که می گویم کلام خود نیست بلکه فردیست در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست مگر معنای آن ، بداند که آن چیست ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند بشکافید آنچه شکافتنی نیست در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا نمائید.

 همه مطالب، در درون و برون ماست که مانند قله های بلند آتشفشان هستند،اما آرام و بی صدا.اگر به آنها توان حرکت بدهیم حتما می دانید چه می شود،خاصه در جهت نیروی الهی بکار رود.می دانید که تصاویر،تولید و یا ظهور می کنند و از درک به دورند،اما چشمه ای هستند که به بحری مانندند.ما در همه موارد،آرزومندیم که هر دو جهت راه را ، مدنظر داشته باشید و به آنچه لازم است برسیذ و در انجام آن،خود،بهترین را انتخاب نمائید.

مسافر حسن عزیز ، رهائیتان از بند مواد را به خودتون و به خانواده و به کمک راهنمای محترم آقای سعید چنگانیان و در راس به آقای مهندس دژاکام و به تمامی مسافران لژیون یازدهم تبریک می گویم ،امید است که با ورود به سفر دوم یکی از خدمت گذاران کنگره 60 باشید.
معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا  کفرش همه ایمان شد ، تا باد چنین بادا



از طرف مسافران لژیون یازدهم








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 دی 1397 01:46 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت ( درمان سیگار) با دستور جلسه ،کمک کنگره به من و کمک من به کنگره سه شنبه تاریخ 97/10/18

پنجشنبه 20 دی 1397 02:56 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

خلاصه عملکرد لژیون ویلیام وایت(درمان سیگار)

موضوع:گمک کنگره به من و کمک من به کنگره


کنگره به ما خدمت‌های زیادی کرده است ، در زمان مصرف عقل ما توسط مواد مخدر زایل شده بود،یعنی یک پرده و حجاب روی عقل ما توسط مواد کشیده بود......

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: کنگره60،درمان اعتیاد،ترک اعتیاد،لژیون ویلیام وایت ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 دی 1397 03:58 ب.ظ

عکسهای لژیون ویلیام وایت روز سه شنبه ۱۸-۱۰-۹۷

چهارشنبه 19 دی 1397 07:45 ب.ظ

نویسنده : Hoseyn Tabatabaei
 


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 07:48 ب.ظ

داستانی در رابطه دستور جلسه هفتگی و کمک به همنوع

دوشنبه 17 دی 1397 12:18 ب.ظ

نویسنده : رمضان
بنام قدرت مطلق الله .
روزی پسرک فقیری برای گذراندن زندگی و تامین مخارج تحصیلاتش دست فروشی می کرد از این خانه به ان خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست اورد روزی متوجه شد یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این در حالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد تصمیم گرفت از خانه ای مقدار غذا تقاضا کند درب خانه ای را زد دختر جوان و زیبایی در را باز  کرد پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا فقط یک لیوان اب درخواست کرد .
دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شد ه بود بجای اب برایش یک لیوان بزرگ شیر اورد پسر با آرامش و اهستگی شیر را سر کشید و گفت : ( چقدر باید به شما بپردازم ) دختر پاسخ داد ؛ چیزی نباید بپردازی و ادامه داد مادرم به ما اموخته که نیکی ما مزدی. ندارد ؛ پسرک گفت پس من از صمیم قلب از شما سپاسگزاری می کنم .
سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نموده و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز ؛متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند .

دکتر هوارکولی - جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه  مشاوره فرا خوانده شد هنگامی که متوجه شد بیمارش از شهری به انجا امده برق  عجیبی در چشمانش درخشید و بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد در اولین نگاه او را شناخت . سپس به اطاق مشاوره بازگشت تا هر چه زوتر برای نجات جان بیمارش اقدام کند از ان روز به بعد زن را مورد توجهات خاص قرارداد و سرانجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری پیروزی از ان دکتر کولی گردید . اخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تایید نزد او برده شد گوشه صورتحساب چیزی نوشت ان را درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود .
 زن  از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد .
 سرانجام  پاکت را باز کرد . چیزی توجه اش را جلب کرد چند کلمه روی قبض نوشته شده بود اهسته ان را خواند .


( بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است )

با تشکر - مسافر رمضان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 07:10 ب.ظ

خلاصه سخنان کمک راهنمای لژیون 11 در مورد سی دی کشف

دوشنبه 17 دی 1397 11:02 ق.ظ

نویسنده : رمضان
بنام قدرت مطلق الله .
طبق وادی دهم  که اظهار می دارد : صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است -
صفت یعنی خصوصیت و ویزگی انسان  و هرکس را نشان می دهد یعنی فلان شخص خوش اخلاق است این صفت شخص را نشان می دهد . ما یکسری ویژگی هایی داریم که در وجود ما می باشد که در نفس ما می باشد مثلا فلان شخص معتاد است و معتاد بودن صفت شخص است و صفت ان را نشان می دهد . ما می توانیم صفت خود را تغییر دهیم چون انسان اختیار دارد و می تواند زشت ترین صفت را به زیباترین صفت تغییر دهد - من می توانم صفت خود را که نفرت ؛ کینه و..... را تغییر دهم و ما در کنگره صفت خود را تغییر دهیم و دروغ ها را به راستگویی و اخلاق بد را به خوش اخلاقی تبدیل نماییم .
 اصل بحث در کنگره و سی دی کشف روی همین برنامه یعنی اصل کار را تغییر دهیم مثلث تغییر ؛ تبدیل ؛  ترخیص می باشد و ما باید تغییر کنیم تا ترخیص بشویم به سفر دوم . و باید تغییر دهیم به کردار و پندار و رفتار و گفتار خود .
انسان باید بذر  وتخم نیکو بکارد تا هم قوت کافی باشد و هم سایه بانهایمان برافراشته شود. اگر کینه و نفرت کاشته باشیم همان را برداشت می کنیم اگر باد کاشتیم طوفان درو می کنیم. و  هر چه بکاریم همان را برداشت می کنیم و باید سعی و تلاش نماییم صفات نیکو و خوب بکاریم .
و در مرحله بعد اقای مهندس در مورد انسان تک سلولی و پرسلولی صحبت کردنند و فرمودند که من دروان مصرف چند ماهی به کرمان رفتم که روزها مصرف می کردم و بعدازظهر  که می شد به زیارتگاهی  برای زیارت می رفتم و از خداوند می خواستم که دعای مرا  اجابت کند و شعری می فرماید . توبه بر لب سبحه بر کف دل پر از شوق گناه - معصیت را شرم می آید ز استغفار ما. یعنی اینکه انسان اگر توبه بر لب داشته باشد و تسبیح بر دست ولی پر از گناه باشد فایده ای ندارد و دعای ان مستجاب نمی شود مانند ان نابینایی می باشد که سطل سوراخی را پرازآب می کرد و می خواست اب را به خانه ببرد در صورتی که خیلی از ما همینطور هستیم و در وادی چهارم که می گوید در مسائل حیاتی مسئولیت را دادن به خداوند سلب مسئولیت از خویشتن است .
اگر به زیارتگاه رفتی و مسیر شما اشتباه  باشد همان سطل سوراخ است ولی اگر در صراط مستقیم باشی بعد  دعای شما اجابت می شود .و انسانی که در مسیر صراط مستقیم و  درست باشد در هر نقطه و جایگاهی که باشد و تغییر کند  خداوند جواب ان را می دهد .
روان : خیلی اعتقاد دارند که اعتیاد یک بیماری روانی است ولی اینطور نیست که اگر پیش روانشناس برویم یک سری دارو و قرص به ما می دهد و اعتیاد یک بیماری جسمی است و جسم و روان بعنوان سوار و سوارکار می باشد که اگر یک جسم درمان شود روان هم به درمان می رسد اینکه سیستم شبه افیونی بدن بکار می افتد این مربوط به جسم است ولی روان ما را می سازد .
در کنگره روان همان خلق و خوی ما می باشد و دارو مخصوص جسم و اموزش و جهان بینی مربوط به روان می باشد و این جسم و روان و جهان بینی است که انسان را به تعادل می رساند .

با تشکر - مسافر رمضان -



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 07:40 ب.ظ

خدمت

پنجشنبه 13 دی 1397 10:51 ق.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
سلامی گرم در روزهای سرد زمستان.
حال من خوب است امیدوارم که حال شما هم خوب باشد.
خدمت کردن مخلوق به مخلوق چه در کنگره ویا هرجایی دیگر حالمان را خوب میکند امیدوارم که بتوانیم خدمت گذاران خوبی باشیم و همیشه در حال خدمت کردن باشیم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 دی 1397 10:57 ق.ظ

روح سرگردان

پنجشنبه 13 دی 1397 12:13 ق.ظ

نویسنده : ابوطالب ملکوتی خواه
تلفن همراه من چندان پیشرفته نبود، هیچ بازی هم نداشت اما رفیقم تلفن پیشرفته لمسی داشت با یک عالم بازی. یکی از بازی های تلفنش ، تماشای دنیا از دید یک روح بودکه با سرعت زیاد در هوایی مه گرفته در حال عبور بود. فقط در صورتی می‌بردید که روح بتواند بدون آن که به سنگ قبری یا درختی بخورد، با سرعتی ترسناک، به مقصد برسد.
نه ! اشتباه نکنید ! موضوع این یادداشت درباره بازی کردن و تلفن همراه و رفیقم نیست. حرفم درباره اعتیاد است اما آن بازی خاص را بهانه کردم که یادتان بیندازم بیشتر ما، در دنیای اعتیاد ، وضعیتی شبیه همان روح سرگردان را داشتیم، دنیای اعتیاد مه آلود بود ، پر از « نمی دانم » و « باورهای غلطی» که هر از گاه غافلگیرمان می‌کردند و خیلی ها را هم فرستاده است ته چاه اعتیاد.
خداراشکر،بعدازناامیدی هاوناله کردنهایم،روزنه ای پیداشد.نوری رادیدم ولی میترسم حرکت کنم به سمتش.دست خودم نیست.احساسم میگویدنه.نرو این هم سرابی بیش نیست.
ازاین نورهادر دوران اعتیادم زیاد دیدم وبه آنها امیدوارشدم ولی اشتباه بود.نور نبودچیزی بودسیاه ترازافیون،ویران کننده ترازآن بود.
خدایا به امیدتو. منکه همه ی راههارارفتم این راه هم میروم به امیدخودت.منکه دیگرچیزی برای باختن ندارم.همه چیزم ازدست رفته است.حتی توراهم ندارم ولی به رحمتت امیدوارم.
حرکت کردم،البته باترس ونگرانی،که شایداین بارهم به جایی نرسم، درمسیری که قدم برمیداشتم کسانی رامیدیدم که جلوی من درحال حرکت بودند.قدمهایشان رامحکم برمیداشتندوحالشان خوب بود.پرسیدم اینهاچه کسانی هستند؟گفت دراین مسیرکسانی هستندکه زندگیشان مثل زندگئ خودت بوده!!!مثل بهت زدهابه آنهانگاه میکردم وزیرلب میگفتم خدایایعنی میشودکه حال من هم مثل حال اینهاخوب شودوقدمهایم رابتوانم محکم بردارم؟هرقدمی که برمیداشتم کمی مینشستم،پاهایم یاری ام نمیکردند.کسانی راهم میدیدم که به مقصدرسیده بودندوحال و روزشان خیلی خوب بود،من فقط یک آرزو داشتم،شاید این آرزو خنده دار وکوچک بنظر برسد،آرزویم این بودکه حالم مثل حال کسانی شودکه جلوتر ازمن داشتندحرکت میکردند.هیچ وقت آرزونکردم مثل کسانی شوم که به مقصد رسیده اند.من در زندگی سختیهای زیادی کشیده بودم و آرزویی که کرده بودم اگربه آن میرسیدم برایم به اندازه یک دنیا ارزش داشت.
خداراشکر،به آرزویم رسیدم،چه حال خوبی.خدایاشکر.شایداین سختی ها رابایدمیکشیدم تابهتربتوانم قدر دان نعمتهایت باشم.حالا قدمهایم را محکمتر برمیدارم و امید دارم که من هم به مقصدمیتوانم برسم. امید دارم که از دست داده هایم را میتوانم دوباره به دست بیاورم و اینهارا همه مدیون خدایم هستم،خدایی که به فرشته اش وحی کردچنین مسیری را بسازد وجلوبرود وفرشته اش فرشتگانی پرورش داد تا افرادی که به ظلمت وتاریکی فرو رفته اند را دستگیری کنند.
باسپاس ازجناب اقای  مهندس دژاکام و راهنمای عزیزم آقای سعیدچنگانی که این حال خوب را اول ازخداوندوبعد از این عزیزان دارم.
باتشکر ازتمام دوستانی که وقت گذاشتند و این مطلب را خواندند.
و من الله توفیق.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 18 دی 1397 11:57 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت (درمان سیگار)با دستور جلسه جهان بینی در ورزش

چهارشنبه 12 دی 1397 09:49 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
خلاصه عملکرد لژیون ویلیام وایت ( درمان سیگار )

موضوع : جهان بینی در ورزش


جهان‌بینی یعنی اخلاق،رفتار،کردار،مردانگی،حال خوش،تعادل و از تمامی این پارامترها باید در ورزش استفاده کنیم..............

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: کنگره60،درمان اعتیاد،ترک اعتیاد ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 10:01 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۷/۱۱/۱۰ به استادی آقا سعید چنگانیان با موضوع جهان بینی در ورزش

چهارشنبه 12 دی 1397 09:46 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین

در این جلسه استاد  صحبت های خود را پیرامون  جهان بینی در ورزش آغاز نمودند.ما قبلا که در یک زمین ورزشی می رفتیم،فقط هدفمون برد و باخت بود
وبا خشم بازی می کردیم،مسلما در این حالت وبا این هدف ورزش کردن ،هیچ فایده ای نداشت و فشار عصبی به ما وارد می شد.
جهان بینی در ورزش،یعنی اخلاق و رفتار و کردار خوب داشتن،یعنی حال خوش،تعادل. گفتیم انسان جایز الخطاست.ممکن است اشتباه کند،حرفی بزند ،یا حرکتی که باعث آزار دیگران شود،در این مواقع باید بتوانیم بگذریم،گذشت داشته باشیم،جهان بینی در کنگره،یعنی همین،که بتوانیم گذشت کنیم.وما اگر وارد زمین ورزش می شویم،انرژی بگیریم،ما اصلا برای چه به کنگره می آئیم،ساعت ۵ در روی صندلی حاضر می شویم؟برای این که جهان بینی خودمان
را با آموزش گرفتن بالا ببریم، واستخر وجودیمان را پر و تمیز کنیم، حالا وقتی جهان بینی همراه ورزش باشد، جهان بینی با حرکت کردن همراه است.
اگر فقط به خاطر دارو بیایم کنگره، ۵ درصد درمان را در بر میگیرد.وقتی من به کسی می گویم که سر جلسه بیاید،چرا استخر نمیایی؟چرا پارک نمیایی؟ برای چه 
می گویم؟به خاطر خودم که نیست.مسلما به خاطر این است که نگویی حالم بد است،نمی دانم چه کار کنم.مشکل دارم،یا این درد را دارم نمی دانم چه کار کنم.
زود می گذرد،و۱۰ ماه می شود دیگر فرصتی نداری .قانون جدید هم آمده که هر کس خوب سفر نمی کند،باید خسارت آن را بپردازد،وبن به تشخیص ایجنت باید به شعبه ی دیگری برود.بنا بر این حواسمان را جمع کنیم،قدر فرصت ها را بدانیم.
ما در اثر مصرف مواد و یا مصرف سیگار خیلی از نیروها توانایی هایمان را از دست داده ایم،مثل نیروی فیزیکی،نیروی عشق،نیروی جنسی،نیروی حافظه،نیروی تفکر،ویا وقتی مریض می شدیم چند ماه دستمان بند دارو و مریضی بود،به خاطر کمبود همین نیروها بوده .و حالا ذره ذره می خواهیم تمام این نیروها و توانایی ها را برگردانیم. که نیاز به جهان بینی و ورزش دارد.
در اثر سیگار کشیدن ،وقتی در زمین ورزش می دویم،نفس کم می آوریم.می خواهیم درمان شویم وبه تعادل برسیم،پیاده روی کردن و استخر رفتن خیلی به ما کمک می کند.مخصوصا وقتی در سفر اول باشیم. تمام سلول ها ورگهایی که از کار افتاده بود در اثر ورزش کردن راه بیندازیم.
سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،.اگر این آب میوه های کنگره را (جلسه،استخر،پارک،ورزش،سی دی نوشتن وگوش دادن)عملی کنیم،تبدیل به یک مردی که به تعادل رسیده می شویم.
در اصل ورزش مکمل درمان است.می توانیم جسم و روان و جهان بینی  با هم درمان کنیم.آنگاه شرمنده ی خانواده،کار،کنگره نیستیم.انشاالله که بتوانیم همه ی این کارها را انجام بدهیم،نافرمانی نکنیم.
مشارکت ها، مسافر ابراهیم
به نظر من اگر یک پارچه را بخواهیم به یک پرده تبدیل کنیم باید تیکه های پارچه را با کوک هایی به هم وصل کنیم،واگر هر کدام از این کوک ها نباشند پرده
دوخته نمی شود.ما هم در کنگره،باید لژیون،پارک،ورزش،استخر،جهانبینی را با هم داشته باشیم.تا به درمان برسیم.
مسافر حسین.      همانطور که جهان بینی جزء اضلاع درمان است،باید به ورزش هم اهمیت بدهیم،مااگر به پارک می رویم و ورزش می کنیم از اثرات جهان بینی است که از آموزش ها داریم،یا اگر به ما گفتند ماشینت را اینجا پارک نکن،وما این
کار را نکردیم،مشخص است که جهان بینی ما تغییر کرده است.هدف ما از ورزش کردن نباید برد و باخت باشد.و این باشد که جسم ما به تعادل برسد.ما در این آموزشها ،علم زندگی کردن،علم درست غذا خوردن،را یاد می گیریم که همه ی این ها جهان بینی است.
مسافر علی
ورزش درکنگره ،فقط آموزش است.برد باخت نیست.ما در طی این چند وقت که آمدیم کنگره آموزش دیدیم خیلی تغییر کرده ایم،قبلا جایی می رفتیم اصلا حوصله نداشتیم،زود می خواستیم برگردیم،ولی الان که آموزش گرفتیم،صبر و حوصله مان بالاست،در هر جا رفتم،صحبت های کنگره در ذهن من است وبه یادم است،به نظر خودم خیلی تغییر کرده ام. این تغییرات را در خودم مدیون راهنمای عزیزم و کنگره می دانم.
مسافرم محمدرضا
من قبلا چند بار خودم تصمیم به ترک کردم ولی هر دفعه ای که ترک می کردم موفق نمی شدم.اما روزی که وارد کنگره شدم و مواد را تیپر کردم،والان موقع رهایی من است،خیلی خوشحال هستم که وضعیتم فرق کرده است،من اینجا با
 این آموزش ها،وگوش کردن به سی دی ها،توانستم بفهمم که علم زندگی را نمی دانستم والا ن فهمیدم.واین خودش خیلی مهم است.
مسافر حسین
اوایل که آمده بودم.وقتی به استخر می رفتم،با خودم میگفتم،اینها چطور تا آن آخر می روند،و من خیلی زود نفس کم می آوردم.یواش یواش که آمدم بهتر شدم،
خدا را شکر می کنم،که توانستم سیگار را کنار بگذارم.آموزش گرفتم،مشکل تنفسی من هم خوب شده است،نقطه ی تحملم هم زیاد شده است.همه به خاطر
جهان بینی بوده است.
مسافر مهدی             جهان بینی در ورزش،یعنی عصبانی نشدن،منیت را کنار گذاشتن، قضاوت نکردن،من هم 
استخررفتن را سخت می گرفتم ومی گفتم چه کسی ۵ صبح می ره استخر،ولی الان که آموزش گرفتم،استخر را می روم،والیبال هم انجام می دهم،ومن که اصلا توپ دستم نگرفته بودم،یاد گرفتم.چند ماهی است که سیگار را کنار گذاشتم و مشکل تنفس من هم حل شده است،حسها که قبلا نداشتم والان ،این حس ها را دارم.
مسافر محمد
من هم  در ابتدای آمدنم به کنگره نقطه تحمل نداشتم،دو ماه سفر کرده بودم، در پارک یه بنده خدایی یک حرفی زد،من عصبانی شدم،از کوره در رفتم،وجواب دادم،خیلی به من برخورد،وکم کم که آموزش گرفتم،توانستم نقطه تحملم را بالا ببرم.قبلا اگر جایی یک حرفی می شنیدم نمی توانستم تحمل کنم،ولی الان یاد گرفتم که اگر از کسی ناراحت شدم،آنجا را ترک کنم.در سفر اول من هم به پارک می رفتم و پیاده روی می کردم،خیلی خوب بود،انرژی می گرفتم.والا به خاطر کارم نمی توانم صبح جمعه بروم،ولی صبح ها برای رساندن پسرم به مدرسه زود از خانه بیرون می روم،کمی نرمش و پیاده روی می کنم،واین خیلی به من کمک کرده است.واین آموزشها را من از کنگره واز راهنمای عزیزم دارم،تشکر می کنم،بابت این آموزشها.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 09:52 ب.ظ

جهانبینی در ورزش

چهارشنبه 12 دی 1397 09:15 ق.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
                                                  به نام قدرت مطلق الله
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان و مسافران عزیز کنگره ۶۰

جهانبینی در ورزش

من قبل از ورود به کنگره ورزش میکردم اما چه ورزشی از ساعت ۱۱ صبح شروع به مصرف میکردم ساعت ۵ بعدازظهر هم میرفتم باشگاه و ورزش میکردم فکر میکردم که با ورزش کردن میتوانم مصرف مواد مخدر را پنهان کنم اما نمیدانستم که چهره و صورتم نشان دهنده یک مصرف کننده قهار است.
با ورود به کنگره ۶۰ یواش یواش فهمیدم که چه بلایی برسر خودم می آورم و متوجه این قضیه نبودم.
خوب شاید برایتان سوال پیش بیاید که چرا هم ورزش میکردم و هم مصرف؟
در مرحله اول گفتم که به خاطر پنهان کردن مواد مخدر ورزش میکردم اما وقتی به کنگره آمدم ذره ذره فهمیدم که کسانی که ورزش میکنند و مواد مخدر و یا سیگار مصرف میکنند بیشتر مبتلا به سکته قلبی ویا مغزی میشوند،مجرای تنفسی بیشتر در معرض خطر قرار دارد ریه و شش ها و حنجره بیشتر و زودتر به انواع سرطان ها نزدیک تر است چون زمانی که ورزش میکنیم ضربان قلب بالا میرود و دریچه های قلب باز میشود برای ورود وخروج اکسیژن بیشتر ودر همین زمان است که ما سیگار و یا مواد مخدر مصرف میکنیم بیشتر در معرض خطر هستیم تا کسانی که ورزش نمیکنندولازم به ذکر است که بدانید تا ۴ ساعت بعد از ورزش حتی هوای آلوده هم برای ما ضرر دارد و خطرناک است چه بسا دوستانی که بعد از ورزش سیگار و دخانیات مصرف میکنندباید خیلی روی این قضیه کار کنندو بیشتر مواظب خودشان باشند.
خوب برگردیم به جهانبینی در ورزش 
من با آموزش هایی که در کنگره ۶۰ گرفتم ذره ذره فهمیدم که ما برای کسب انرژی ورزش میکنیم نه برای برد وباخت البته اگر هم باختی باشد آموختن است نه باختن؟
من شخصا برای روزهای جمعه هیچ برنامه ایی قبلا نداشتم اما با ورود به کنگره و ورزش در پارک شهدای شهرداری وبایک برنامه مشخص شده اکنون هر هفته جمعه ها در کنار دوستان و کمک راهنمای عزیزمان و بچه های لژیون با خوردن صبحانه به ورزش کردن میپردازیم اما جنس این ورزش با ورزشهای دیگر فرق میکند،انرژی که در کنار عزیزان و مسافرانی که قبلا مصرف کننده انواع مواد مخدر وقرص های اعصاب و روان ویا غیره... بوده اند لذت دیگری دارد و واقعا اینجاست که خداوند را شکر میکنیم که در چنین جایی قرار داریم و در معجزه ایی هستیم که شاید خودمان هم هنوز بی خبریم.
خداوندا شکر شکر شکر 
 من هفته ای ۴ روز بعداز ظهر ها به باشگاه میروم و ورزش میکنم اما وقتی در کنار عزیزان و مسافران هستم و ورزش میکنم خیلی پر انرژی میشوم و لذت میبرم چون میدانم که نه بردی هست و نه باختی نه تعنه و کناییست نه ناسزایی ،فقط و فقط شادی و خنده است و احساس خوب چون همه از جنس خودم هستند و ادراک و احساسشان از هستی همانند من است.برای همین است که میگوییم جنسش فرق میکند. 
    
     امیدوارم که همیشه سرشار از انرژی و شادی روزگارتان سپری شود


   نگارش:مسافر حسین      لژیون ۱۱        نمایندگی سلمان فارسی اصفهان



     خدواندا برای تمام زیبایی هایت شکر
         



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 دی 1397 10:12 ق.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۷.۱۰.۳به استادی آقا سعید چنگانیان با موضوع همسفر

شنبه 8 دی 1397 08:50 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
در ابتدا استاد چنین شروع کردند ،هفته  همسفر را به شما و به  تمامی همسفران ،تبریک می گویم.چرا می گوییم همسفر؟ اصلا همسفر یعنی چه؟ همسفر به کسی گفته می شود که مصرف مواد نداشته باشد نزدیک ترین کس خانواده من  باشد.مثل پدر، مادر، خواهر،فرزند،همسر،می باشند.واگر کسی هیچکدام از این افراد را نداشت،دوستش می تواند همسفر باشد.
کسی است که با من مصرف کننده زندگی کرده است.حالا چرا باید همسفر به کنگره بیاید؟ اولا برای من مسافر بال پرواز است.کمی که به جلو می آید،متوجه می شود که برای خودش می آید،چون او هم در معرض تاریکی قرار گرفته است.
ما در جهان بینی ۳ مرحله دانایی داریم.۱.علم الیقین ۲.عین الیقین.۳.حق الیقین
کسانی که اطلاعاتی عمومی راجع به اعتیاد دارند.ومی گویند که یک معتاد نمی تواند ترک کند،واراده ندارد واین افراد در مرحله علم الیقین قرار دارند.
و مرحله ی دوم ،عین الیقین است.عین یعنی چشم،کسی که با مصرف کننده ، زندگی کرده است، مسلما بی سیم،سیستم او از کار افتاده است .چون همه ی آسیب ها و تخریب ها را با چشمش، مشاهده کرده است. وقتی که ما یک مصرف کننده بودیم،در حال خودم بودم ،آنچه که زن و فرزندمان می گفتند اهمیتی نمی دادیم ،وهر چه که برای ما مشکلات زندگی را بیان می کردند، نمی فهمیدیم،
برای مثال اگر میگفت برویم خانه ی فلانی، یا جایی کار داشت و یا بچه ام چیزی می خواست،قادر به درک او و حرفهایش نبودیم به خاطر پرده وحجابی که وجود داشت، او هم کم کم در افسردگی و بی حسی قرار گرفت.
بنابراین نیاز به آموزش داشت،تا در اثر آموزش و بالا بردن جهان بینی خودش ،بتواند در رشد خانواده کمک کند، در اوایل ،بعضی از همسفران ،به خاطر اینکه مبادا کسی بفهمد او کجا می رود و شوهرش ،یک مصرف کننده است،قبول نمی کردن که به کنگره بیایند،ولی این بستگی به خود ما دارد.حالا خدا را شکر میکنیم.که آمدیم به کنگره،و همسفران هم آمدند و آموزش می گیرند،و دیگر خیلی از مشکلات و بگو مگو هایی که داشتیم، را نداریم نخواهیم داشت.
با آموزش گرفتن همسفران ،دیگر وقت و انرژی خودمان را بابت در گیری سر یک موضوع ،از دست نمی دهیم،چون یاد گرفتیم،که اگر بحثی پیش آمد،آنجا را رها کنیم،وخیلی از اختلاف ها در اثر آموزش گرفتن همسفران از بین رفته است.سجاد:
حالا وقتی کمی فکر کنیم،می بینیم که قبلا خیلی مشکلات بوده ،همسفران با آن کنار آمدند. سوخته اند و ساختند،جور ما را کشیده اند،وما باید جبران خسارت 
کنیم.در سفر دوم یک مثلث با اضلاع کار،خانواده، کنگره وجود دارد.
ما اگر درست حرکت کنیم،می توانیم هر سه را داشته باشیم.همسفران بعد از اینکه از مواد رها شدیم،با سیگار کشیدن ما مشکل دارند،پس من مسافر نباید
با گفتن حالا یک نخ بکشم،بعد کنار می گذارم،هر روز این حرف را بزنم فایده ندارد،چون باید فکر کنم،حالا یک نخ کشیدی،بعدش چی می شه؟
باید خودمان را اصلاح کنیم،وبا عشق و محبت درونی،و واقعی همه ی سختی های گذشته را جبران کنیم.من خودم،خدا را شکر می کنم که توانستم به کنگره بیایم،آموزش بگیرم،کار و خانواده و کنگره را هر سه با هم داشتم.
بنابراین باید قدر همسفران را خوب بدانیم،در روز پنج شنبه در این جشن حاضر شویم واز همسفران قدردانی کنیم.
مشارکت های دوستان ،حسین،مصطفی،احسان، محمد ،ابوطالب
مسافر حسین
من در ابتدا که آمدم کنگره همسفر نداشتم،ومن پیش خودم یک فکرهایی در مورد خودم می کردم،وخود را یک معتاد به حساب می آوردم،ودر خانه هم همسفرم همین فکر را در مورد من می کردند.ونیاز نمی دیدم که همسفر داشته باشم،غافل از اینکه ،او هم در اثر مصرف من ،سیستم ایکسش آسیب دیده،وحس او بسته شده است.یک سری مشکلاتی بود،مثلا وقتی می خواستیم مراسم خاصی برویم 
من نمی رفتم،بحث می کردیم،واگر هم برایش می گفتم ،نمی فهمید که من چه می گویم.اما حالا چند وقتی است که می آید،آموزش گرفته است،خیلی از مشکلات ما حل شده است.پس همسفران هم باید آموزش بگیرند،من هم این هفته را تبریک می گویم.
مسافر احسان
من هم این هفته را تبریک می گویم.از وقتی که همسفر من آمده کنگره،خیلی از مشکلات خانوادگی ،ما دیگر وجود ندارد و اگر ایشون نمی آمد یک سری آموزش ها واطلاعات را من می دانستم و او نمی دانست،برایش هم توضیح می دادم نمی توانست قبول کند،حرف من را نمی فهمید.باعث می شد اختلافاتی پیش بیاید
تا جایی که به جدایی هم می کشید.اما حالا که آمدند آموزش گرفتند.خیلی از مشکلات برطرف شده،وبا آمدن همسفران به کنگره،حرمت ها بیشتر حفظ می شود.          مسافر مصطفی
من هم این هفته را به همه ی همسفران تبریک می گویم.به ویژه به خانم آنی تبریک می گویم.که واقعا همسفر  واقعی هستند که از همه چیز گذشتند و
صحبت های آقای مهندس را گوش می دهند. من با سیگار کشیدن خیلی به همسفرم آسیب رساندم،قبلا اگر می خواستیم با اتوبوس به مسافرت برویم
نمی توانستم،علت آن سیگار کشیدن من بود.ولی الان خدا را شکر هیچ مشکلی ندارم.واز همسفرم تشکر می کنم.
مسافر حسین.         همسفر من هم قبلا نمی آمد کنگره، ومن هم با زور و به اجبار نمی توانستم،ایشان را راضی به آمدن کنم.من خودم یک دفعه که سی دی نوشتم
به همسفرم گفتم به خاطر کارم نمی توانم سی دی ام را بنویسم،شما برایم بنویس
با نوشتن وگوش دادن سی دی کم کم جذب کنگره شدند. وبا آمدن او خیلی تغییرات در زندگی من به وجود آمده است،من هم این هفته را به تمام همسفران
تبریک می گویم.
مسافر محمد
من هم این هفته را به خانم آنی وبه تمام همسفران،به ویژه همسفر خودم تبریک می گویم.همسفر چه نقشی می تواند داشته باشد؟قبلا که سیگار مصرف میکردم
خسارت زیادی به همسفرم زدم،وقتی رانندگی میکنیم، در مسیر راه که قرار می گیریم  کسی که در کنار ما  نشسته،ترس و اضطراب او بیشتر است. چون او
تمام سختی های راه،پستی و بلندی، پیچ و خم راه را مشاهده می کند مسلما بیشتر اذیت می شود،به نظر من در این راه که قرار گرفته ایم بیشترین خسارت
را همسفر مان دیده است.من خودم وقتی سیگار مصرف می کردم ،رو در روی همسفرم مصرف نمی کردم،ولی وقتی به خانه می آمدم،نگاهی که به من می کرد
از هزارتا حرف برایم بدتر بود.نمی دانم حس را چگونه بیان کنم،فقط میگویم که خیلی زحمت کشیده اند.من باید قدر دان او باشم،و تشکر کنم.
مسافر ابوطالب
این هفته را به تمامی همسفران تبریک میگویم،به نظر من همسفر که آموزش می گیرد،بیشتر می تواند با کم و کاستی های زندگی کنار بیاید. همسفر من هم خدا را
شکر با این آموزشها آشناست،گاهی اوقات،خیلی چیزها را به من یاد آوری میکند
اگر کسی بدون همسفر ،سفر کند،به نظر من درست نمی تواند سفر کند،اگر هم سفر کند همراه با آرامش و آسایش نمی تواند باشد،شاید هم بعد از سفرش برگشت کند.ان شاالله که همه ی همسفران به کنگره بیایند و آموزش بگیرند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 دی 1397 08:50 ب.ظ

جشن همسفران

شنبه 8 دی 1397 02:01 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 8 دی 1397 02:03 ب.ظ

نقش همسفر

پنجشنبه 6 دی 1397 09:06 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین

به نام قدرت مطلق الله
نقش همسفردر رهایی خود ومسافر چیست؟   سفر یعنی حرکتی از یک مبدا به یک مقصدیاهدف.همان سه ضلع مثلث تفکر(مبدا،مقصد،مسیرحرکت)کنگره یک سفر است که باید این سه ضلع درآن مشخص باشد.همانطور که در چهارمقاله ازاقای امین اشاره کردنداعتیاد یک سری خصوصیات و ویژه گی هایی را برای ما به همراه دارداز جمله ترس ،نا امیدی،       جهل واضطراب وما برای اینکه بتوانیم از این صفات حرکت کنیم وبه شجاعت وامیدواری وآرامش ودانایی برسیم.به یک سفر نیاز داریم.مسلما سیستم ایکس ما چه توسط مواد وچه توسط سیگار از کار افتاده است در این سفر نیاز است که  همانطور که سیستم ایکس ما توسط مواد از کار افتاده است سیگار هم یکی از نهرهای سیستم شبه افیونی که در درون ما جریان دارد وحالت سرخوشی وشادی ما را تامین می کند ازکار انداخته است.   بحثی که وجود دارد این است که چرا نیازاست که همسفر به کنگره بیاید بعضی ازهمسفران از اوایلی که به کنگره      می ایند عقیده دارند که خودشان هیچ مشکلی ندارندوفقط به خاطر مسافرشان می ایند ماباید بگوییم که همسفران  شاید به صورت غیرمستقیم وقتی که ازقرص های ضدافسردگی ،اعصاب،خواب استفاده می کنندسیستم ایکس خود را از کار می اندازندودردرون خوداختلال ایجاد می کنند.وقتی که از آموزشها ی کنگره استفاده کنند به حال خوبی می رسند.ما دو نوع سفرداریم سفر بیرونی وسفردرونی.که سفربیرونی شامل امدن من به کنگره وحرکت کردن وداروگرفتن است وقتی که این سفر بیرونی انجام بگیرد مسلما میتوانیم به درون خود هم سفر کنیم وآموزشها را بگیریم واین صفات(ترس،ناامیدی،نفرت،وکینه) را تبدیل به صفات خوب کنیم.همسفر مسلما بال پرواز ماست .به ان شکی نداریم .در زمان مصرف مواد وسیگار .به حرف زن وبچه گوش نمی دادیم.وحواس ما جای دیگر بود چون این مواد خمروپرده ای بود روی روان وتفکر وشخصیت ما.دراین جا بود که همسفران هم درتاریکی رفتند وما را در این شرایط تحمل کردند .بنابراین وقتی خودم از این آموزشها استفاده کنم وهمسفر به کنگره نیاید .سطح دانایی من بالا میرود وهمسفر در باور خود باقی می ماند .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 دی 1397 09:03 ب.ظ

دستورلژیون

سه شنبه 4 دی 1397 10:56 ب.ظ

نویسنده : ابوطالب ملکوتی خواه
به نام قدرت مطلق الاه
خلاصه دستور لژیون سه شنبه97/9/20به استادئ مسافرمحترم آقامصطفی باعنوان بنیان کنگره60
خلاصه سخنان استاد
استادفرمودندآیامیدانیدبه چه دلیل میگویندبنیان کنگره60؟
روش DSTوجود داشته است وجناب مهندس دژاکام  آنرا کشف کرده اند.
ایشان یک ریشه هستند. کار ریشه این است که املاح را میگیرد وبه تنه وشاخ وبرگ انتقال میدهد.مثل کاری که جناب مهندس برای کنگره60انجام میدهند.ایشان برای راه اندازئ این سیستم مشکلات زیادی را متحمل شدندوسختئ زیادی کشیدندکه ما العان راحت روی این صندلی ها نشسته ایم.ایشان فرزند خود را یک مصرف کننده کردند تا فرایند درمان را بهتر متوجه شوند.آیا به نظر شما کسی حاضرمیشود که فرزند خود را معتاد کند تا بتواندبه بهترین شکل ممکن به مصرف کنندگان مواد مخدر کمک کند!!!؟
جناب مهندس میتوانستند وقتی خودشان از دام اعتیاد رهاشدند به زندگئ خود برسندبدون هیچ دغدغه ای. ولی قدم در این راه گذاشتند و ازخود وخانواده خود گذشتندبرای افرادی مثل ما،و این واقعا ناسپاسی است که ما قدر این مکان مقدس وافرادی که دارند به ماخدمت میکنندراندانیم.
استاد درپایان سالروز بنیان کنگره60را تبریک گفتند و برای تمامئ عزیزانی که  در کنگره زحمت میکشندبه خصوص راهنمای گرامیشان آرزوی سلامتی کردند.
باتشکراز همه ی دوستان
مسافرابوطالب



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 دی 1397 10:53 ب.ظ

دیدار یار

شنبه 1 دی 1397 01:54 ب.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان
                                        به نام قدرت مطلق الله
با سلام خدمت تمامی دوستان،مسافران و همسفران کنگره ۶۰ امیدوارم که احوالتان خوب و از هر روز بهتر باشد.
۱۳۹۶/۱۱/۱ وارد کنگره ۶۰ شدم،هم نعشه بودم هم حشیش مصرف کرده بودم نشستم روی یک صندلی آخره سالن وبا موبایلم شروع به بازی کردم،مدتی گذشت تا یکی از مرزبانان محترم با احترام به من گفت تازه وارد هستی گفتم بله اما نمیدونم باید چیکار کنم و کجا برم،گفت بیا دنباله من رفتم دنبالش و فرمی را برایم تهیه کرد و گفت ثبت نام کن،در حال ثبت نام کردن بودم که یکی از دوستانم را دیدم که در حال حاضر هم در سایت خدمت میکند و هم مدتی پیش شال کمک راهنمایی را دریافت کرد،گفت سلام خوش اومدی بهترین جا اومدی،بعد از خوش وبش به من گفت بریم طبقه ای بالا رفتم دنبالش نشستیم روی صندلی و شروع کرد به صحبت کردن در مورد کنگره ۶۰ و روش های درمان اعتیاد اما من متوجه نبودم چی میگه چون مصرف تریاک و حشیش داشتم فقط نگاه میکردم و میگفتم بله شما درست میگی.
اما در بین صحبت هایش می گفت وقتی رفتی تهران میفهمی من چی میگم،اما من متوجه نبودم که چی میگه.
الان مدت ۱۱ ماه میگذرد و من ذره ذره متوجه شدم که کجا هستم و در کجا قرار گرفتم،البته هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم اما متوجه حرفهای روز اول دوستم شدم و بالاخره پس از ۱۱ ماه به دیدار بنیان کنگره ۶۰ مهندس حسین دژاکام شرف یاب شدم،و با ورود به اتاق تازه فهمیدم که ۱۱ ماه پیش دوستم چی میگفت،وبا چه حسی تعریف میکرد.شاید نتوانم احساسم و یا حسم را بیان کنم اما اینقدر انرژی گرفتم که میتوانم بگوییم معنی انرژی را فهمیدم و دوباره میخواهم این حس را تجربه کنم،چون تا زمانی که نرفته بودم هرچی میگفتند اونجا چه حسی داره من متوجه نمیشدم ولی الان این قضیه را درک میکنم.
امیدوارم که بتوانم خدمت گذار خوبی باشم.
هفته همسفران را به تمامی همسفران عزیز که واقعا خیلی برای امثال من زحمت کشیده اندو شاید ما نتوانیم جبران کنیم و تا آخر عمر مدیونشان هستیم تبریک میگویم،امیدوارم که در لحظه لحظه ای زندگیتان شاد باشید.

       با تشکر :مسافر حسین                 لژیون ۱۱ نمایندگی سلمان فارسی اصفهان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 1 دی 1397 02:52 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic