تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11) - مطالب اردیبهشت 1397
 
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
دراینجا حرف از الهام آمده است یعنی ما در این ماه پر برکت وماه مهمانی خداوند وماه نزول قران الهامات زیادی  میگیریم.همان طور که در قران وسوره قدر امده که قرآن در ماه مبارک رمضان  بر پیامبر نازل شده است.ونامی از ملائکه اورده شده است.ما به عنوان یک مسلمان به این ماه ایمان داریم وماهی پر برکت می دانیم.درکنگره ۱۳شب را دور هم جمع می شویم وافطاری می دهیم واین دورهم جمع شدنها در کنگره برای افطاری هم از برکات این ماه عزیز می باشد وما یاد میگیریم که فوایداین ماه چیست.روزه یکی از اعمالی است که دراین ماه واجب شده وما باید بدانیم که برای چه روزه می گیریم.روزه گرفتن فقط نخوردن ونیاشامیدن نیست بلکه علاوه برآن انجام دادن یا ندادن بعضی کارها را هم شامل می شود.ما علاوه بر اینکه به عنوان یک روزه دار غذا نمی خوریم باید بقیه اعضای  بدنمان هم روزه باشد.جسم ما شبیه یک ماشین فرض شده وقتی از یک ماشین یک سال استفاده می کنیم مسلما یک سری خرابی های پیدا میکند که باید به تعمیرگاه برده شود وچند روزی بماند تا تعمیر شود.همین طور جسم ما بعد از یازده ماه خوردن وآشامیدن نیاز به استراحت دارد.یک سری نارسایی های در اعضائ بدن به وجود آمده است که بایدبا استراحت دادن بازسازی شود.مسلما همه انرژی که ما داریم صرف هضم غذا می شودیا چیز های دیگری که می خوریم.بنابراین روزه غیر از اینکه برما واجب شده یک سری حکمت هایی هم داردکه سبب سلامتی جسممان می شودما با یک ماه استراحتی که به جسم می دهیم آن انرژی که صرف خوردن غذا می شدرا به مغز می دهیم تا فرمان صادر کندکه باید به کجای بدن برسد.پس مهمترین حکمت ان است که انرژی ذخیره میکند.والهام والقائات هم پاداش وانرژی ماست که مغز می گیردوخرج بدن میکند از نظر درون وجهان بینی هم فوایدی داردکه نقطه تحمل وظرفیت ما را دربرابر سختیها (استفاده ازمواد یاسیگار)بالا می برد.ما درکنگره یادگرفتیم که چگونه  با متد  ďst(دی.اس.تی)میتوانیم موادوسیگار راکنار بگذاریم.که این روش از همین ماه مبارک سرچشمه گرفت.ما وقتی درسفر اول هستیم .دارو ویا آدامس نیکلایف استفاده میکنیم.یک بیمار هستیم ومسلما نمی توانیم روزه بگیریم.اما میتوانیم لااقل ۳یا۵ ساعت را روزه باشیم.به گفته آقای مهندس روزه درصدی بگیریم.وبعداز رها شدن از مواد دیگر می توانیم روزه کامل بگیریم.چون وقتی از مواد رها شده ایم  یک انسان تازه متولد شده هستیم واین بستگی به خود ما دارد که چگونه زندگیمان را درست کنیم.وبه عنوان یک مسلمان روزه خود را بگیریم.با روزه گرفتن می توانیم افکارواندیشه غلط گذشته را درست کنیم.ونقطه تحمل خودرا بالا ببریم درنتیجه اعتماد به نفس بیشتری داشته باشیم.بنابراین در این ماه پر برکت با تغییر دادن اخلاق ورفتارمان نیت کنیم که هرعمل یا رفتار ضدارزشی را کنار بگذارم.انشاالله



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : mostafa aghayi

                  

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


                          
                             

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




                                         
               
                                 

جلسه درمان سیگار با کمک راهنمای محترم مسافر سعید رأس ساعت 15/30 با دستور جلسه هفته راهنما شروع به کار نمود.

استاد فرمودند من نمی توانم راجع به این دستور جلسه زیاد صحبت کنم.یک راهنما باید دارای چه ویژگیهایی باشد:باید دارای اخلاق و رفتار و کردار سالم باشد.من خودم وقتی سفرم تمام شد و به رهایی رسیدم با خودم گفتم چگونه من به کنگره وصل شوم. از اوایل رهایی ام خدمت را در OTشروع کردم و در همان سال اول در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردم و به درجه کمک راهنمایی رسیدم و بابت این کار خدا را شکر می نمایم .در جایگاه کمک راهنمایی خیلی آموزش وجود دارد و من هر چه بیشتر در کنگره بمانم بیشتر آموزش می گیرم در کنگره از ورود یک تازه وارد گرفته یا سفر دومی و حتی جایگاههای بالاتر همه اینها خودش منبع آموزش هستند.ما با ورودمان به کنگره باید تغییر جایگاه بدهیم چون با این تغییرات یک سری توانایی هایی کنگره به ما می دهد در کنگره هر چی جایگاه بالاتر برود،توانایی و دانایی هم بالاتر می رود و توصیه کردند که انشاالله همه این جایگاه را لمس کنند و حساب خودشان را به صفر برسانند،چون تنها جایگاهی است که یک مسافر می تواند مدت زیادی خدمت و آموزش بگیرد.
در کنگره سواد مهم نیست فقط باید به دانایی کامل رسیده باشد.اگر یک کمک راهنما بخواهد به درجه راهنمایی برسد باید حداقل سه نفر را به کمک راهنمایی رسانده باشد و بعد یک آغاز نامه هم ارائه دهد چون می گوییم پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است.
یک راهنما مثلث عشق و ایمان و محبت را در درون خودش دارد و این مثلث بستگی به ستون آن که همان خمر انسان می باشد که اگر درست راه اندازی نشده باشد هرگز به این مثلث عشق و عقل و ایمان نمی رسد.خدمت یک کمک راهنما واقعایک خدمت صادقانه و عاشقانه و بی ریا است.
حساب عاشق با عشق است    با معشوق چه حسابی است
یعنی یک کمک راهنما کاری ندارد که یک رهجو سن او زیاد باشد یا از نظر مالی خوب یا بد باشد و این رهجو است که راهنما را انتخاب می کند.یک کمک راهنمای واقعی باید عاشق باشد،عشق در حد حرف و کلام نیست و باید شخص آن را درک کند و ضلع بعدی ایمان می باشد که به معنای امنیت و آرامش می باشد.اگر یک راهنما خودش ایمان نداشته باشد ،نمی تواند یک رهجو را به ساحل آرامش برساند و ضلع سوم این مثلث عقل می باشد که عقل همان علم کنگره یا دانایی می باشد.سیستم خمر انسان موقعی بکار می افتد که شخص دارای آرامش باشد.
یک راهنما وقتی بخواهد شال دریافت کند در موقع بستن پیمان که در نزد خداوند قسم می خورد که در چهار چوب قوانین کنگره که همان مثلث معرفت و عمل سالم و عدالت است عمل نماید.
استاد در آخر فرمودند:که در کنگره هر چقدر جایگاهها بالاتر باشد کار در آن جا سخت تر ولی لذت بخش است و فرمودند که انشاالله همه مسافرین به جایگاه کمک راهنمایی برسند.

با تشکر : مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله                                                                                           ما بایدازهمه کسانی که کاری رابرای ما انجام داده اند سپاسگذاری کنیم .مثل پدر،مادروراهنماو.....آنچه که درکنگره یاد گرفته ایم سپاسگذاری وتشکر کردن است.چیزی که در اینجامهم است.این است که چگونه سپاسگزارباشیم.همانطور که آقای مهندس  گفته اند ما باید هم زبانی وقلبی وعملی تشکر کنیم.ما درنماز خواندن اول چیزی که به زبان می اوریم الحدلله رب العالمین است یعنی سپاس مخصوص پروردگارجهانیان است.ما می دانیم که خداوندهیچ گاه به تشکر وسپاسگزاری ما نیازی ندارد.درکتاب آسمانی خداوند می فرماید من نیازی به سپاسگزاری شما ندارم.اگرخواستی سپاسگزاری کنید از بنده ی من قدردانی وسپاس گزاری کنید.دروادی چهاردهم به سه نوع عشق اشاره شده است.عشق مخلوق به مخلوق"وآن وقتی است که عاشق کسی یا چیزی شده باشیم.عشق خالق به مخلوق"ومخلوق به خالق.خداوند درتمام ذرات هستی شناور است وتمام ذرات ووجودخداوند درذرات هستی است پس اگرخواستی عاشق خداوندباشی بایدتمام هستی را دوست داشته باشی تا بتوانی خداوند را حس کنی.وما می دانیم آن عشقی درست وسالم است که پشت آن آگاهی ومعرفت وشناخت باشد.بنابراین ازمخلوقات خداوند باید سپاسگزاری کنیم وخداوند را شکرکنیم.همه بدبختیها ومشکلاتی  که بر سر راهمان قرار می گیرد به خاطرناسپاسی ما بوده واین که قدر داشته ها یمان را نداشتیم.ما درکنگره به آرامش وآسایش رسیدیم  که به راحتی درجای دیگری بدست نمی آید.ماباید قدردان باشیم که اذن ورود به کنگره را داشته ایم.وتوانستیم روی این صندلی ها بنشینیم  وآموزش بگیریم.ما علم درست زندگی کردن،ادب،احترام را این جا یاد گرفتیم.افرادی هستند که وقتی سفرشان به پله های آخر می رسد دیگر به کنگره نمی آیند.وقتی دربیرون به این افراد می رسی میگویندخیلی مشکلات بر سر راهمان قرار گرفته است واین به خاطر ناسپاسی آنهاست  ما اگر در کنگره به حال خوب رسیدیم باید خدمت کنیم تا دیگران هم مثل ما به درمان وحال خوب برسند.                                                                                                نویسنده: مسافر محمد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



                   


جلسه درمان سیگار با کمک راهنمایی محترم مسافر سعید راس ساعت 15/30 با دستور جلسه چگونه در کنگره قدردانی کنیم،شروع بکار نمود.

استاد فرمودند: انسان باید هر لحظه سپاسگزاری و شکرگزاری کند از خداوند،پدر،معلم،راهنما و حتی در مشارکتها از نگهبان و دبیر و ایجنت.حال باید ببینیم چگونه شکرگزاری کنیم ، باید هم با زبان و هم قلبا و هم با عمل این سپاسگزاری را بجا بیاوریم .
شکرگزاری و سپاسگزاری مخصوص خداوند است و خود خداوند در قرآن هم می فرماید که من نیاز به سپاسگزاری ندارم و اگر خواستید سپاسگزاری کنید از بنده من سپاسگزاری کنید.در کنگره هم می توانیم از وادی چهاردهم نام ببریم که بحث عشق است ، عشق مخلوق به مخلوق و عشق مخلوق به خالق و عشق خالق به مخلوق و چیزی که مهم است همان عشق است که همراه با معرفت و آگاهی و شناخت باشد.
عشق خالق به مخلوق که خداوند هم در کتاب کلام الله می فرماید که تمام وجود خداوند در هستی است و ما باید همیشه عاشق بنده و هستی باشیم.
در هر حال انسان باید شکرگزار خداوند باشد مخصوصا در کنگره چون چیزی که به ما داده شده آسایش، آرامش، و راه و روش درست زندگی کردن و ما باید همیشه شکر آن را بجا بیاوریم و حالا من برای کنگره چه کاری انجام داده ام و نباید فراموش کنیم که ما به کنگره بدهکار هستیم و باید وظیفه خودم را در مقابل کنگره انجام دهم و حالا که دستور برای من صادر شده و صندلی آماده شده است در لژیون باید شکر گزار و سپاسگزار باشم و قدر این صندلی را بدانم و برای یک سفر اولی در کنگره بهترین شکرگزاری، خوب سفر کردن است.در کتاب کلام الله هم آمده است که اکثر انسانها ناسپاس هستند و حقیقت را پنهان می کنند و یا حتی ضرر هم می رسانند.
در درجه اول رب به خداوند گفته می شود ولی بعد از خداوند می شود پدر و یا کسی که به من آموزش داده و من را به یک جایگاه رسانده است.
ما در کنگره هم از این افراد ناسپاس داریم که حتی در اواخر سفر بودند و کنگره را رها کردند و حتی گفتند که کنگره برای من کاری انجام نداده است و البته این اشخاص همیشه ناسپاس  بودند، چون ما در کنگره یاد گرفتیم که قانون عکس و عکس العمل وجود دارد.
من مسافر تا قبل از ورودم به کنگره فکر می کردم که فقط باید به خداوند ایمان داشته باشم ولی فهمیدم که باید به کنگره و راهنمای خودم هم ایمان داشته باشم تا به درمان برسم و البته این کار باید با عمل سالم انجام گیرد.و هر کاری که انجام می دهیم طبق عمل سالم و آگاهی باشد.
و در سفر دوم هم برای قدردانی و شکرگزاری همان خدمت کردن است.ما در کنگره یاد گرفتیم که حتی اگر کسی کوچکترین کاری برای ما انجام داد از او قدردانی و تشکر نماییم.

استاد در پایان فرمودند:که دستور جلسه هفته آینده ، به مناسبت هفته راهنما می باشد و همه ما رهجو هستیم و باید از راهنماهای خودمان قدردانی و تشکر نماییم.

با تشکر : مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : mostafa aghayi

                                                        

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است من که می گویم کلام خود نیست بلکه فردیست در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست مگر معنای آن ، بداند که آن چیست ارا به ها را در بیکران به حرکت در آورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند،بشکافید آنچه شکافتنی نیست در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا نمائید.

من هم این هفته مقدس ، هفته راهنما را که مصادف با روز معلم است را به کلیه راهنمایان محترم و در راس به اولین راهنمای کنگره 60 آقای مهندس حسین دژاکام و سرکار خانم آنی و استاد جهان بینی آقای امین و به راهنمای خوب و دوست داشتنی خودم کمک راهنمای محترم مسافر سعید تبریک می گویم و برای کلیه راهنماها آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت از خداوند منان خواستارم.

کمک راهنمای محترم آقای آقا سعید:پس از ستایش الله ، نمی دانم با چه کلماتی از زحمات و رهنمودهای شما تشکر نمایم. شما در طول سفر ،همراه و چراغ راه من بودید.اگر شما نبودید شاید من از ناکجا آباد سر در آورده بودم،شما آرامش و آسایش و زندگی دوباره به من بخشیدید ،این حال خوب که در حال حاضر دارم زحمات شما و رهنموهای شما کمک راهنمای عزیز بوده و هست .امید است که مزد زحماتتان را در زندگی روزمره لمس کنید ،که همینطور هم هست .

با تشکر : مسافر مصطفی رهجوی کمک راهنمای محترم مسافر سعید




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : mostafa aghayi

موضوع کتاب خوب است زیرا صور پنهان را به طور کامل مطرح می نماید که قابل درک می شود در زندگی اعداد،آنانی که هم اندیشه باشند با هم در ارتباط می باشند و مطالب را با یاری هم کامل می نمایند و این نشان می دهد که زبان-کشور-پوست هیچکدام در هدف حرکت مبدا تاثیر ندارد.بیگانگانی به ظاهر بیگانه اما آشناتر از هر آشنائی ،چون یک وجود،همه ما در یک هدف اندیشه و فکر یکی باشیم نشان از ادقام پی در پی در هم، می باشیم.همه به طرف نور در حرکت هستیم و در نهایت به قول قاضی پنهان در اعماق تاریکی برسد اقیانوس پدیدار می شود و هر چه باشد به ساحل رانده خواهد شد.آیا فکر نموده اید که چرا ما با همدیگر در ارتباط قرار گرفتیم؟یا آنانی که ما را هیچ نمی شناختند مانند طناب یا سیم به هم مربوط شدیم پس باید به مشترکات فکر بنماییم.این مطالب را ارسال دو طرفه مانند تلگرام یا خط مورس،خط،نقطه می باشند به ظاهر ساده اما مطالب بسیاری را باز مینماید.

همیشه برای یک سفر اولی سوال می شود که من به کنگره آمده ام که مواد خودم را ترک کنم و این مطالب چه ربطی به من دارد.
انسان اگر بخواهد یک ماشین را تعمیر کند،باید ابتدا ماشین را بشناسد.در باره تمام وسایل ماشین اطللاعات داشته باشد.آقای مهندس فرمودند که چون من در مورد این روش موفق شدم یکا از دلایل آن این بود که تا حدودی انسان را شناختم و بر مبنای شناخت ، تئوری و فرضیه ها را مطرح و به نتیجه هم رسیده است. ولی ما معتقد هستیم که درمان را خود شخص باید انجام دهد.پس اولین کار این است که اول خودش را بشناسد و وقتی خودش را شناخت آن تغییرات صورت می گیرد.برای تبدیل شدن اول باید تغییرات انجام گردد.
ما به نتیجه رسیده ایم که صفت گذشته در انسان صادق نیست چونن جاری است،حتی ئر هستی هم جاری است پس ما می توانیم صفت خودمان را تغییر دهیم،هر صفتی که باشد ،هیچ کسی محکوم نیست در همان شرایط خودش باقی بماند و باید از آن شرایط عبور کند.پس اگر بخواهیم تغییر کنیم باید یک سری از مطالب را بدانیم و از آن آگاهی داشته باشیم و مهمترین مسئله ای که هست مسئله خودمان است.

باره گفتیم که هر آنچه که تایین موجودیت می کند،نفس نام دارد و هر موجودی یک صور پنهان دارد و به آن نفس گفته می شود،انسان باید هم صور پنهان و هم صور آشکار خودش را بشناسد.باید دانست که انسان دائما در دو قطب الهام و تقوی تحت بمباران آگاهی است و بین این دو باید من تصمیم بگیرم .پس انسان دائما در حال القاء و تفکر است .وسوسه ها در تمام مراحل زندگی وجود دارد و فقط برای اعتیاد نیست و انسان مختار است که انتخاب نماید.کمک اصلی را خود شخص به خودش می تواند انجام دهد و برای این کار ما نیاز به جهان بینی و وادی ها و سی دی ها داریم که اطلاعات خودمان را بالا ببریم و این اطلاعات را عملی کنیم.
          یار بد از مار بد بدتر بود      مار بد بر جان زند،یار بد بر جان و بر ایمان زند
چیزی که ما را به هم متصل می کند و آن مشترکات ما هستند و یک سری نقاط مشترک در بین ما که اینجا دور هم جمع شده ایم ،داریم که به هم وصل شدیم.یکی از نقاط مشترک ما،مصرف مواد مخدر بوده است و همه اینطور نیست ممکن است یک سری نقاط مشترک دیگری با ما داشته باشند چون خیلی همراه ما هستند ،اصلا مصرف کننده نبوده اند،ولی نقاط اشتراک با ما دارند،چون ما بیگانگانی هستیم به ظاهر بیگانه،اما آشناتر از هر آشنائی چون یک وجود.ما در کنگره خیلی به هم نزدیک هستیم ولی در خانواده و یا با خواهر و برادر یا فامیل به این نزدیکی با هم نیستیم و به هم کمک و یاری می کنیم.
مثل یک خمیر که هیچ شکلی ندارد ولی بعد از شکل دادن به اشکال گوناگون در می آید و این همان قانون تغییر و تبدیل و ترخیص است.
من باید به آن اندیشه برسم که درست است می گوییم پاکی مقدم بر همه چیز است ولی این پاکی بر زن و بچه و خانواده و دین و اعتقاد مقدم نیست.و بر یک ساز و کار خودش مقدم است.

یک سلول،یک سلول است اما در ساختمان کل آن توجه کنید به فرمهای مختلف از نظر ظاهری در می آید.سلول هم مثل حروف الفبا است مثل حرف(ن)که در کجا قرار می گیرد و معنی آن کلمه را تغییر می کند.انسان هم همینطور است که در کجا قرار گیرد و چه شکلی پیدا کند و ما چه شخصیتی به آن بدهیم.اما در اصل که به آن توجه نمایید یک چیز را می گوید.سعی و تلاش در بیان مطلب همین است که وقتی گفته می شود که هسته درون را بابید،یعنی پی به ماهیت ببرید،این همان نقطه ما است.

یک سلول ممکن است در قسمت های مختلف قرار بگیرد ،در هر کجایی که قرار بگیرد ممکن است که به بیان و مطلب خاص خودش پی ببرد،ممکن است در قلب و یا معده و یا در هر کجایی قرار گرفته باشند،مثل انسان ها،که در واحد مثل سلول ها هستند ولی هر کدام یک مطلبی را بیان می نمایند،حالا این بیان می تواند بیان مخدر باشد و می تواند بیان بسیار سازنده و خوب باشد.اگر انسان بخواهد به ماهیت خود پی ببرد،باید اول به شناخت خود پی ببرد و موقعی به شناخت پی می بریم که بتوانیم کسانی که از تعادل روحی روانی خارج شده اند را به تعادل بر گردانیم.

این تلاش ادامه دارد و آن مطالبی را که انسان در بعد حیات جسمانی آن نیاز دارد به آرامی الهام می گردد.البته بر حسب نیاز به جهت پیشرفت و آسایش مردم.
وقتی انسان بخواهد به ماهیت پی ببرد باید تلاش ادامه دار باشد و در هر قسمتی که هست باید تلاش کرد حتی اگر بخواهیم یک نوازنده خوب باشیم و یا آهنگ ساز و یا .......تلاش که ادامه دار شد،در آن موقع الهام الهی به انسان می شود چون این مطالب از یک جهان های الهی به انسان الهام می شود.در قدیم به مکتشفین و مخترعین ما کمک می شد چون خیلی از چیزها را در خواب می دیدند همانگونه که به حضرت مسیح و یا رسول خدا الهام و وحی می شد.انسان اگر در راه مثبت قدم بردارد،مورد یاری قرار می گیرد.

اما در قسمت دیگر که بشر به آن توجه می نماید به نقطه ای دیگر الهام می گردد در یک جا و مکان اگر آب زیاد باشد ما یک ظرف آب بدهیم معنای آن را خوب درک می کنیم،اما اگر به یک درخت تنها که در کنار آن آب یا رودی نباشد،یک ظرف آب برای آن بسیار با ارزش است به عبارتی آنچه شما دریافت می نمائید،بایستی نیازمند آن باشد،در آن صورت به ارزش آن پی می برید و خوب می توانید بهره مند شوید.
ما موقعی به این آموزش ها پی می بریم که نیازمند به این آموزش ها باشیم اگر به این آموزش ها نیازمند نباشیم،به نتیجه ای نمی رسیم.

در مورد مواد مخدر بایستی به آن درجه خاص برسند تا به پروگرام شما با دید طلا به آن بنگرند و این در کشورهایی که به دنبال حقایق می گرددن بسیار با ارزش است انسان برای آنهایی که واقعا تحقیق را برای انسان می خواهند ارزش قائل می شوند.

پس نتیجه می گیریم که چرا باید بدانیم و نکته بعدی خودمان باید فکر تغییر در خودمان باشیم و باید بدانیم که این الهام و القاءها وجود دارند هم در صور پنهان و هم در صور آشکار هست و انسان دائما تحت تاثیر این دو نیرو قرار می گیرد و در آخر آقای مهندس فرمودند که کنگره 60 وضعیت مناسب دارد و به کار خودش ادامه می دهد از نظر علم و دانش و هم از نظر مالی وضعیت خوبی دارد باز هم اشاره به میزان درمان یک نفر را فرمودند که همه ما باید آن را درک کنیم و ارزش آن را بدانیم و در آخر فرمودند که مسافران قدرشناس باشند و ارزش این همه آموزش ها را داشته باشند و فرمودند در مراسم هایی که در کنگره داریم مثل هفته دیده بان و هفته ایجنت و مرزبان و هفته همسفر و هفته راهنما را قدردانی کنیم.

   با تشکر مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



        


جلسه درمان سیگار با کمک راهنمای محترم مسافر سعید راس ساعت 15/30 با دستور جلسه جهان بینی 1 و 2 شروع به کار نمود

در ابتدا استاد پیشاپیش رهایی یکی از مسافران سیگار را تبرک گفتند و از دبیر دوره قبل که چهارده جلسه خدمت کردند تشکر کردند.
منظور از جهان بینی 1و2 همان جزوه ها هستند.جهان بینی شامل وادی ها ، کتاب 60 درجه و یا سی دی ها می باشند که همه اینها در مجموع می شود جهان بینی.ما وقتی وارد کنگره می شویم در ابتدای ورودمان مثلث درمان را برای ما توضیح می دهند که همان سه ضلع جسم و روان و جهان بینی می باشد و ما با آن آشنا می شویم .آقای مهندس در کتاب 60 درجه فرمودند که جسم و روان مثل سوار و سوار کار می باشد.اگر سوار ما یک اسب لنگ باشد نمی تواند من را به مقصد برساند که در اینجا اسب همان جسم من می باشد.ولی آقای مهندس این موضوع را تکمیل تر کردند و فرمودند که با دارو جسم و روان من ساخته می شود و باز اشاره کردند که دارو برای درمان 5 الی 10% درمان را تشکیل می دهد و 90% درمان جهان بینی می باشد.جهان بینی یعنی تفکر و آن نگرش ما.

آقای مهندس فرمودند:وقتی که مصرف کننده مواد مخدر می شویم و وارد تاریکی می شویم،دیدگاه ما نسبت به همه چیز عوض و یا کم می شود و فقط دید ما نسبت به 45 درجه می باشدیا فرمودند که مثل این است که ما در زمان مصرف دنیا را از یک سوراخ کلید می دیدیم چون خمر که همان پرده و حجاب و پوشش بود روی روان و شخصیت و اندیشه ما کشیده شده بود.خمر می تواند مواد مخدر،قرص ها و یا افکار خراب باشد.چون خمر فقط به شراب گفته نمی شود.حالا ما با ورودمان به کنگره باید نسبت به برداشتن آن پرده اقدام کنیم. در جهان بینی ما می خوانیم که مواد اولیه جهان بینی صور پنهان ما می باشد.ما قبل از اینکه به کنگره بیاییم وقتی به جایی سفر می کردیم و خیلی جای خوش آب و هوا بود تفکر ما این بود که من باید در این مکان یک نخ سیگار بکشم و فقط به دید مواد و یا سیگار به آن مکان نگاه می کردیم.

ولی ما در کنگره با جهان بینی دید خودمان را وسیع تر کردیم یعنی زاویه 45درجه را به 360 درجه تغییر دادیم.اگر یک مسافر بتواند هر سه ضلع جسم و روان و جهان بینی را به تعادل برساند مثل یک عقاب می شود یعنی دید یک عقاب خیلی وسیع است و آن موقع است که ما می توانیم مشکلات خودمان را ببینیم و دیدگاه وسیع تری پیدا کنیم.مثل دیده بانان محترم در کنگره،چون به اندازه ای دید آنها وسیع شده است و رشد کرده اند که دور دست ها را می توانند ببینند.ما در قبل به علت بسته بودن حس های خودمان طبیعت را نمی دیدیم و از آن لذت نمی بردیم حتی در غذا خوردن و یا استشمام بوی یک گل. و اینها تازه تمام حس های ظاهری ما هستند و اگر انسان بتواند این حس های ظاهری را باز کند به آن حس های باطنی که همان صور پنهان می باشد هم می تواند دسترسی پیدا کند.بارها گفتیم که جهان بینی یعنی تفکر،نسبت به هر چیزی ما باید با تفکر مثبت به همه چیز نگاه کنیم ، در کنگره آموزش گرفتیم که امید داشته باشیم.جهان بینی در کنگره یعنی نظم و انظباط،ادب و احترام ،باید یاد بگیریم که به همدیگر احترام بگذاریم.

من مسافر اگر بخواهم به درمان برسم باید هر سه ضلع مثلث با هم رشد و خوب شود ، یعنی اخلاق،رفتار ،کردار،پندار و همه اینها باید به رشد برسند،که اگر در بیرون از کنگره با من برخورد کرد،متوجه تغییر در برخورد من بشوند.

در جزوه دوم جهان بینی گفته شده است : جهان بینی یعنی یادگرفتن قوانین زندگی کردن.چون ما در قبل قوانین را نمی دانستیم و یک سری مشکلات برای خودمان بوجود آوردیم.ما قبل از ورودمان به کنگره راه را اشتباه می رفتیم و نقض فرمان می کردیم.قوانین در کنگره یعنی راس ساعت مقرر حاضر شدن،یعنی احترام گذاشتن به حرمت ها و.... ممکن است در اوایل سفر برای ما سخت باشد ولی در طول سفر خود مسافر متوجه می شود که این قوانین و حرمت ها به درمان و رهائی او کمک می کند.
در آخر استاد فرمودند:انشاالله که بتوانیم جهان بینی که ضلع اصلی درمان اعتیاد است را کاربردی کنیم.

            با احترام:مسافر مصطفی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :