وادی ششم و تاثیر آن روی من

پنجشنبه 24 بهمن 1398 10:16 ب.ظ

نویسنده : سعید چنگانیان
                                                 به نام قدرت مطلق الله

در بحث جهانبینی گفته می شود که باید با مصالح جهانبینی آشنا شد که صور پنهان ما می باشند که در این وادی به عقل اشاره می نماید. نفس و خواسته های آن ، ذهن و تصاویر آن هم می باشند.

علما بر این اعتقادند که یک عالم اصغر و یک عالم اکبر وجود دارد که عالم اکبر جهانی است که همه ما در آن وجود داریم و عالم اصغر خود انسان است. در وادی می خوانیم که بر این شهر وجودی و عالم اصغر فرماندهی حکمرانی می کند به نام عقل که هر خواسته ای که نفس ما دارد باید توسط عقل تایید شده تا اجرا شود و حکم آخر توسط عقل صادر می شود و شناخت این قضیه برای ما بسیار مهم می باشد.

همه ما مراحل تفکر را می دانیم که خیلی از تصاویر و خاطرات در ذهن ما می آید که ذهن ما برای اجرای آن شروع به تجزیه و تحلیل آنها می نماید ، آن ها را رد کرده یا قبول می نماییم و در انتها برای انجام آن حکم صادر می نماییم که این حکم توسط عقل صادر می شود. شناخت عقل برای ما بسیار مهم می باشد.

در وادی اشاره شده به خورشید و به صورتی می تواند تمثیل خداوند باشد ، جهان ما با خورشید فرمان گرفته ، بیدار شده و می خوابد و حرکت می نماید. راجع به عقل گفته می شود که فرایزدی داشته و نشان از خداوند دارد. حال تمام موجودات دارای عقل بوده و تفاوتی با هم نمی کنند البته در حد و اندازه خودشان ، تنها انسان است که می تواند بازده عقل را تغییر دهد و از پایین ترین تا بالاترین مرتبه. همه ما می خواهیم خیلی از اتفاقات برایمان بیفتد و خواسته هایی داریم ، می خواهیم شو شود برایمان رخ دهد ، می خواهیم اعتیاد را درمان کنیم و این امر صورت پذیرد. در جهان پس از مرگ گفته می شود شو شود خلق الساعه است ولی در جهان ما مراحل دارد یعنی باید یکسری مراحل صورت گیرد ، یعنی اگر بخواهم به درمان اعتیاد برسم و به فرمان عقل در درمان اعتیاد برسم باید مراحلی را طی نمایم و در طی این مراحل باید به فرمان عقل خود گوش فرا دهم.

اولین فرمان که به انسان می رسد فرمان عقل است که ما آن را نادیده می گیریم و اکثر مواقع ضرر آن را هم می خوریم. جمله ای در ابتدای این وادی جمله ای وجود دارد "در ادامه تکامل مانند ماشین تابع خود است و روح با لطافت منحصر به فرد خود با اراده عقل راهبری می شود" عقل برای تکامل و رشد خود دائما با خود درگیر است ولی روح جنسی از علم دارد و با اراده عقل راهبری می شود. خداوند می فرماید بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را. ما فقط از خداوند می خواهیم . تابلو روح ما جنس علم دارد و ما باید از روی آن بخوانیم یا عقل ما توان این را بیابد تا از آن استفاده نماید تا مطلبی که خواسته ایم را از آن برداشت نکنیم مطلب جدیدی به ما داده نمی شود. این مسئله بسیار مهم است که ما خواسته های خود را دانسته بخواهیم ، اگر خواسته ای را می خواهیم برای اجابت آن باید به فرمان عقل برسیم ، باید در جهت آن حرکت نمود و اگر خواسته ای را به انتها نرسانیم خواسته ای دیگر برای ما اجابت نمی شود.

در انتها استاد سردار در مطلبی می فرماید : تو می توانی همه آنچه که است با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی.

این یک واقعیت است نیروی عقل بسیار قدرتمند است ، هر آنچیزی که هست. ما وقتی در کنگره به فرمان عقل می رسیم در مورد موادمخدر ، وقتی در جایگاه خود می نشینیم می گوییم خدا رو شکر که به اعتیاد مبتلا شدم. چرا ؟ چون مشکلات ، رنج ها و سختی های اعتیاد را رد کرده و این مشکلات ما را قوی تر کرده و ما را به فرمان عقل نزدیک تر نموده است. ما می توانیم این کار ار نماییم و قطعا اجابت خواهد شد در صورتی که هوشیار باشیم در تمام مراحل زندگی.

من هم خوشحالم با محیط و گروهی آشنا شدم که در هیچ کجا مثل آن را ندیده ام. جهانبینی استاد امین دژاکام 44 صفحه است ولی این اطلاعات را هیچ کجا نمی توانید بیابید. در هر زمینه که بخواهید می توانید حرکت کرده و به فرمان عقل برسید اما خواسته بسیار مهم می باشد ، اینکه چقدر خواست دارید و چقدر در جهت این خواسته تلاش نمایید.

اگر قرار است به فرمان عقل برسید که البته در وادی هم اشاره شده است ، باید تزکیه و پالایش شوید ، باید تمیز شد. باید روی خود کار کرد و بهای سنگینی پرداخت تا به فرمان عقل رسید. من فقط یک راه برای به تزکیه و پالایش یافتم که خدمت است ، اینکه چه اندازه توانستم در این زمینه حرکت نمایم به عقل و میزان دانایی من بازمی گردد. چقدر توانسته ام تزکیه و پالایش شوم ؟ که این مطلب را هر شخص خود می داند. من فکر می کنم که هدف همه انسان ها این است. مال داشتم و همسر خوب داشتن خوب است اما شرط لازم و کافی نیست چون ما همه اینها را گذاشته و می رویم. عقل و خواسته های خود را می توانیم ببریم. عقل خود را می توانیم با خود ببریم و این مسئله در وادی اشاره شده است. مغز اپراتوری برای عقل است که بسیار قدرتمند و توانا می باشد ولی چیزی که راهبری می کند عقل است.

بستر و خاک وجود دارد ، خواست ما بسیار مهم است که بتوانیم در فضای کنگره رشد نماییم و امیدوارم همگی بتوانیم از این فضا استفاده نماییم.

نویسنده:هادی علیزاده لژیون ۱۱وپنجم ویلیام وایت



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 بهمن 1398 10:39 ب.ظ

گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۸/۱۱/۲۲با دستورجلسه ی وادی ششم به استادی اقا سعید

چهارشنبه 23 بهمن 1398 08:52 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
MOHAMMAD:
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
وادی ششم به ما می گوید:حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم.
خیلی ها معتقدند ،که یک مصرف کننده عقل ندارد و یا عقلش سالم نیست.در وادی ششم ،یاد می گیریم که عقل یک موهبت خداوندی است مثل خورشید به همه کس وهم جا می تابد.حالا چرا من مصرف کننده ،نتوانستم از این موهبت استفاده کنم. ما در تعریف خمر گفتیم که پرده و پوششی که بر روی روان و شخصیت و تفکر  و عقل ما کشیده می شود،حالا این خمر می تواند مواد ، پول و ضد ارزشها و هر چیزی باشد. چون روی عقل ما کشیده شده است .ما از آن بی بهره ایم.یکی دیگر اینکه اگر حسمان آلوده باشد،عقل درست کار نمی کند.
ما چه وقت می توانیم به فرمان عقل برسیم و اجرا کنیم،وقتی که وادی پنجم را عملی کنیم. در وادی پنجم  آقای مهندس به تزکیه و پالایش جسم و حس اشاره کردند.در وادی دهم یک چرخه ای آمده است.تفکر سالم←ایمان سالم←عمل سالم←حس سالم←عقل سالم←عشق سالم
ما باید هم حس و هم جانمان را تزکیه و پالایش کنیم.حالا اگر حس من آلوده باشد و من سیگار بکشم،مواد بزنم ،دروغ بگویم ، و کلا عمل ناسالم انجام بدهم
به فرمان عقل هم نخواهم رسید.ما گفتیم اولین نیروی به کار گیری قوه ی عقل ،حس است.پس باید تزکیه و پالایش شود.چون حس است که اطلاعات را به عقل می رساند.و عقل پردازش و بررسی می کند و جواب می دهد.
عقل هیچ گاه اشتباه نمی کند.چون فر ایزدی دارد. به عبارتی عقل ،خود خداوند است.اگر حس تمیز باشد و آرامش داشته باشی ،نفس نمی تواند غلبه کند.
برای چه من هر روز سیگار می کشم.چون دروغ می گویم،و حسم خراب است.
 ومن هر روز در خانواده با زن و بچه ام درگیر می شوم.و ایجاد. مشکل می کنم.
هنوز به فرمان عقل نزدیک نشدم.واین خیلی مهم است.عمل سالم به من حس سالم می دهد،حالا عمل سالم چیست؟همان سیگار نکشیدن است،من به عنوان یک سفر اولی نباید سیگار بکشم، نباید نافرمانی کنم.باید سرم را با سر راهنمام یکی کنم.باس خودم راه نروم و تصمیم بگیرم.یک سری عواقبی پشت سرش ،
است.که سیستم زندگی و خودم را به هم می ریزد.
فرمان عقل ،فرمانی است که من باید به آن نزدیک شوم.فرمان عقل یعنی رسیدن به آرامش.هر وقت دیدی که به آرامش رسیدی،یعنی به فرمان عقل رسیدی.یعنی شو،شود. و هر خواسته ای که داشته باشی،البته در صراط مستقیم ،اجرا شود.
مثلا نفس خواسته اش این است  که سیگار نکشم،یا اینکه به استخر بروم،و یا ساعت ۳:۳۰ دقیقه سر لژیون حاضر شوم.
واگر اینکارها را انجام ندادم یعنی نافرمانی کردم.فرماندهی از عقل گرفته می شود،نفس اماره فرمان می دهد.
در این جا فرمان عقل، فرمان راهنماست، اگر گفت :سی دی بنویس،بنویسم،اگر گفت ،دارو را در این ساعت مشخص شده مصرف کن،گویم چشم.
اگر فرمانبردار خوبی بودم،در زندگی نیز زن و بچه هم از من فرمان می برند.در درون انسان ،در هستی برنامه ریزی شده است و قوانین دارد ،اگر فرمان بردی،دیگران هم از تو فرمان می بیند،ولی اگر فرمان نبردی ،در مورد خودت هم صادق است.بنابراین ما باید به فرمان عقل برسیم.و این خیلی مهم است،که 
حتما خواهیم رسید.

مشارکت دوستان
مسافر هادی: من خدا را شکر می کنم که در بهترین مکان قرار گرفتم. من در گذشته اسلامی عقل برخوردار نبودم.چون خیلی از کارهای ضد ارزشی را انجام می دادم.همین سیگار من را از خانه و خانواده ام دور کرده بود،طوری شده بودم که هیچ گاه کلمه ی نه نمی توانستم بگویم.در محل کارم اگر کسی ،وسیله ای را می خواست،نمیتوانستم ندهم،وبعد پس گرفتن آن با مشکل روبه رو می شدم.
یا برای گرفتن وام،ضمانت کسی را قبول می کردم ،و قسط های نداده را بایستی می دادم.ومن امروز فهمیدم که چقدر نا توان و نادان بودم ،در این جا من پر و بال گرفتم و فهمیدم که عقل چیه؟در کارهای دیگران دخالت می کردم . می خواستم مشکلاتشان را حل کنم.در حالی که خودم سر تا پا پر از مشکل بودم.
عقل در وجود ما از خون و گوشت و پوست نیست،طوری که وقتی  از دنیا رفتیم،
باز عقل وجود دارد.کم کم وقتی در کنگره قرار گرفتم ،خیلی از ضد ارزشها را کنار گذاشتم،و احترام گذاشتن را یاد گرفتم،باید دیگر بر نفس اماره غلبه کنیم.تا فرمان نادرست  تجویز نکند.
مسافر حامد:
ما در کنگره یاد گرفتیم که با تفکر ،ساختارها ایجاد می شود،و پنج وادی را پشت سر گذاشتیم،تا به وادی ششم رسیدیم،من حامد یک مصرف کننده بودم و عقل من در اثر کشیدن مواد نپخته و خام بود و کامل نشده است.اگر در زندگی ام خواستم کاری را انجام بدهم ،باید به فرمان عقل رسیده باشم.شاید قبلا از عقلم
فرمان می گرفتم ولی ناسالم بود،در این جا یاد گرفتیم که چگونه به فرمان عقل نزدیک شویم.
مسافر مرتضی:
پیام، بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم،به‌سرعت صوت را همراه داشته باشد و سرعت نور با بهترین رنگها تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد نه آتشی که همه چیز را ویران نماید.
ونمایش نور از شعله ی آتش .و استادی باشید برای شعله های آتش که می خواهند
سوار بر نور بشوند.واز خاکستر شدن گریزان هستند.
مسافر محمد:
برای مثال ، اگر خواستم با کسی، تماسی داشته باشم.  اگر شماره تماسی که  
می گیرم  یک شماره اش کم باشد،تماس بر قرار نمی شود،همین طور وادی ها 
را اگر یکی از آن را یاد نگیریم و به آن عمل نکنیم ،وادی بعدی را نمی توانیم عملی کنیم.اگر پنج وادی اول را اجرا نکنیم ، نمی توانیم وادی شش را که رسیدن به فرمان عقل است اجرا کنیم.خود من قبلا نمی دانستم نفس چیست.
نفس در سه مرحله است.مرحله ی اول ،نفس اماره و یا حیوانی و مرحله ی دوم نفس لوامه و یا سرزنش کننده است. که وقتی وارد کنگره شدم فهمیدم  .اگر کاری که انجام می دادم ،اشتباه بود،خودم را سرزنش می کردم و پشیمان می شدم.
و اما مرحله ی سوم ،نفس مطمئنه است که کارایی زیادی دارد و بهترین نفس برای عقل است. خود من ،وقتی آمدم سر لژیون سیگار ،آقا سعید به من گفتند که آمدی برای سیگارت ،ومن گفتم بله.  وقتی رفتم سر کار پاکت سیگار را لوله کردم و ریختم.و روز بعد که روز پنجشنبه بود در محل کارم ،سر سیگارها را برداشتم و یک نخ کشیدم،وقتی بعد از ظهر سر لژیون حاضر شدم،آقا سعید پرسید که چه کار کردی من قضیه را تعریف کردم،ومن از همان لحظه که آقا سعید به من گفت:محمد اگر خواستی سفر سیگار را انجام بدهی ،نباید سیگار بکشی ،وبای آدامس بخوری.همین کار را کردم و نتیجه اش را دیدم.
حالا  اگر من وادی پنجم را عملی نکنم نمی توانم به وادی ششم برسم،وادی ۵ به من گفت که دروغ نگو ،قضاوت نکن، تجسس در کار دیگران نکن،ومن باید از این ضد ارزشها دوری کنم ،تا به فرمان عقل برسم.
مسافر امیر حسین:
وادی شش می گوید:فرمان عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کنیم،ما باید آن چیزی که عقل می گوید درست است  را اجرا کنیم، ما بعضی مواقع در انجام کارها دو دل هستیم ،نمی دانیم انجام بدهیم یا انجام ندهیم ودر این جا عقل  سالم حکم می کند که انجام ندهیم،من یاد گرفتم که برای رسیدن به فرمان عقل
باید از تاریکی ها فاصله بگیریم و به سمت روشنایی ها حرکت کنیم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 بهمن 1398 08:57 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون 11 یکشنبه مورخ 98/11/20

سه شنبه 22 بهمن 1398 07:55 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

خلاصه گزارش لژیون کمک راهنما مسافر سعید

موضوع: جهان‌بینی (نفس)

ما در کنگره 60 با روش DST و داروی OT هم صور آشکار و هم صور پنهان را می‌سازیم که به فرمایش آقای مهندس جسم (ظاهر شهر) را با داروی OT و صور پنهان (جان) را با جهان‌بینی از ریشه و پایه بازسازی می‌کنیم....

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنگره60 ، درمان اعتیاد ، آموزش ،
دنبالک ها: لژیون،جهان بینی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 بهمن 1398 11:33 ق.ظ

گزارش لژیون سیگار با دستورجلسه ی اوتی مورخ ۹۸/۱۱/۱۶با استادی اقا سعید

شنبه 19 بهمن 1398 07:09 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
این هفته،هفته ی اوتی است .وما به همه ی خدمت گذاران در قسمت  اوتی تبریک می گوییم.قبلا دستور جلسه به این شکل بود که چگونه سپاسگذار کنیم _اوتی .آقای مهندس در سی دی نوش دارو فرمودند:حرمت  دارو نباید شکسته شود.هر دارویی ویا هر کسی،حرمت پدر،حرمت مادر و یا حرمت هر چیزی را باید نگه داریم.حرمت داروی اوتی را باید نگه داریم.چگونه؟این طور که آن را خرید و فروش نکنیم،در کلینیک خیلی با احترام و دو دستی نامه را تقدیم کنیم،در کلینیک بلند صحبت نکنیم. ودر سفر اول باید دارو را در اندازه ی مشخص شده و سر وقت استفاده کنیم.او تی مخفف اپیوم تینکچر است.یا تنتور تریاک. که در پله های ۲۱ روزه استفاده می شود. چرا از تریاک گرفته شده است، ما دو نظریه داریم  یکی اینکه ، داروی هر موادی خود آن مواد است.مثلا تریاک برای تریاک،حشیش برای حشیش،هروئین برای هروئین،و نظریه دوم تریاک به عنوان کامل ترین،بهترین،شفا بخش ترین و پر رانده مان ترین دارو ،برای همه ی مواد است.
حشیش،الکل،انفتامین ،و همه ی مواد.چرا؟ چون در تریاک حدود ۵۰ تا آلکلویید شنا خته شده است.اولین آن مرلین است ،که چقدر در علم پزشکی کاربرد دارد.
به سیستم بدن انسان  سیستم شبه مرفین گفته می شود چون عین چیزهایی که در تریاک است ،در بدن ما تولید می شود در مخدر های دیگر نیز وجود دارد.
 خیلی لز بیماری ها مثل صرع ، ام اس را شفا داده است.خیلی بیماری های جسمی و جنسی درمان شده است.  به قول آقای مهندس داروی اوتی یک جنرال سرویس است.یعنی یک سرویس کلی از نوک انگشتان تا فرق سر ،هر بیماری که داشته باشیم ،درمان می کند. و کسانی که مصرف کننده نیستند و یک بیماری خاصی داشته باشند،در شرایط خاصی ،با اجازه ی آقای مهندس از این دارو استفاده می کنند،و بیماریشان را درمان می کنند.در وادی ۱۳ جمله ی زیبایی نوشته شده است.
بر مبنای حکمت قدرت مطلق نامه ی پیشین یک سری کم و کاستی هایی در ژن انسان است،مثل بیماری صرع که می تواند از طریق ژن به وجود بیاید.و واقعا داروی اوتی ،معجزه می کند.
در مورد سیگار هم همین طور است ،برای درمان از آدامس ،نیکوتین خوراکی استفاده می کنیم،وبای حرمت آن را  حفظ کنیم.تیکه تیکه نخوریم،بلکه به قطعات کوچک تقسیم کنیم،همانطوری که راهنما مشخص می کند،شاید در ابتدا ۲۴ قطعه باشد ولی بعد قطعات ۱۶ و یا ۱۵ باشد.ما باید ده دقیقه آدامس را بجویم
تا نیکوتین آن جذب بدن شود.اگر نمی توانیم بجویم ،باید بین لثه نگه داریم.و بعد از مصرف نباید به صندلی بچسبانیم،چون حرمت  آن را شکسته ایم.به آن مانند داروی اوتی اعتقاد و ایمان داشته باشیم.و درست و به موقع استفاده کنیم تا به نتیجه که همان درمان کامل است برسیم. اگر از آدامس استفاده می کنیم،دیگر سیگار نکشیم،چون مانند ماشین دوگانه سوز می شوم و این برای خودم ضرر دارد.ما خودمان به سیگار بها می دهیم و آن را بزرگ می کنیم و گر نه سیگار عددی نیست.ما باید بتوانیم از یک نخ سیگار بگذریم تا در برابر مشکلات در زندگیمان،مقاوم باشیم.درمان سیگار را باید از همان سفر اول شروع کنیم،یعنی ۲الی ۳ ماه که از سفر ایکس گذشت باید در لژیون سیگار قرار بگیریم و درمان کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی :این هفته را تبریک می گویم ،به همه ی خدمت گزاران در اوتی .واز آنها تشکر می کنم.آقای مهندس  برای پالایش جسم گفتند که اگر داخل آب ساکن لجن باشد باید آن لجن را از بین برد،و واقعا آقای مهندس چقدر زحمت کشیدند مشکلاتی داشتند تا این دارو و این روش را ابداع کنند و حالا از آن استفاده کنیم،مشکلات رحمت است و لعنت خداوند نیست.و خدا را شکر می کنیم.ما باید قدر این دارو ی اوتی و آدامس را بدانیم و حرمت آن را حفظ کنیم،و تیکه تیکه نکنیم .در اندازه ی مشخص استفاده کنیم،به آن ایمان داشته باشیم،تا به بهترین درمان برسیم.
مسافر رسول:
من هم خدا را شکر می کنم،کسانی که در قسمت اوتی زحمت می کشند،پیدا نیستند.انشاالله خدمتشان به یاری خداوند در زندگیشان  اثر بخش باشد. من خودم برای درمانم چندین بار در منزل اقدام کردم،به روشهای مختلف که به نتیجه نرسیدم.ولی در کنگره بعد از ۴۰ سال تخریب به درمان رسیدم.ما باید با یک رفتار مسالمت آمیز و با ایمان کامل از داروی اوتی استفاده کنیم.
مسافر هادی:
خدا را شکر می کنم که در بهترین جا قرار گرفتم.ابتدا از آقای مهندس تشکر می کنم،که این راه را پیدا کردند.اگر بیماری آقای مهندس نبود ،شاید ما الان نمی توانستیم برای درمان این جا دور هم باشیم،اوایل آمدنم به کنگره  دو دل بودم،که بیام و یا نه،اما بالاخره آمدم و خیلی چیزها را یاد گرفتم.مادرم در نفس کشیدن خس خس می کرد ،گفتم چقدر اذیت کردم و این خس خس از سیگار کشیدن من بوده است.این که می گویند  سیگار هزار تا سم دارد ،درست است،چند وقت پیش یکی از دوستان در اثر کشیدن قلیان ،جان خودش را از دست داد،و واقعا مرگ ومیر زیاد در اثر مصرف سیگار را فهمیدم،این اتفاقات ر

ا با چشم خودمان می دیدیم و برای درمان کاری نمی کردیم،خدا را شکر که راه کنگره را یافتیم و به درمان رسیدیم.من وقتی وارد لژیون شدم ۲ تا چیز از راهنمایم یاد گرفتم،یکی اینکه آدامس را بخور تا پر شوی ،ویکی هم اینکه با ایمان و به نیت شفا استفاده کن.و من وقتی به قطعات کوچک رسیدم اصلا متوجه نمی شدم.وخیلی خوب به درمان رسیدم،خدا را شکر میکنم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 بهمن 1398 07:13 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار به استادی آقاسعید مورخ۹۸/۱۱/۸با دستورجلسه نظم و انضباط و احترام

جمعه 11 بهمن 1398 09:38 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه ی این هفته،نظم و انضباط و احترام است.من خودم خیلی روی کلمه ی احترام حساس بودم.واقعا احترام از چه چیزی گرفته شده است.از حریم و حرمت است.این کلمات نظم و انضباط و محترم و حریم به هم ربط دارد.
ما در زمان مصرف ،هیچ احترام و اعتبار و ارزشی برای خودمان قائل نبودیم.همه را از بین بردیم.کسی نمی توانست به ما اعتماد کند.و حتی دوچرخه اش را در اختیار ما بگذارد.ما حریم خودمان را با مصرف مواد و سیگار از بین برده بودیم.
به کسی احترام نمی گذاشتیم،کسی هم به ما احترام نمی گذاشت.اختیار عقل را مواد به دست گرفته بود و در وجود ما مواد و سیگار تاخت و تاز می کرد.اما وقتی به کنگره آمدیم یاد گرفتیم که باید با نظم باشیم،همان ابتدای آمدن ما،آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه گفتند که باید دارو ی اوتی و یا آدامس را در زمان مشخص شده استفاده کنیم.و احترام گذاشتن را در کنگره یاد گرفتیم. وقتی من در درون خودم نظم را رعایت کنم،خود به خود در بیرون هم یاد می گیرم.
به خاطر اینکه درون خودم را نا امن کرده بودم،کسی به من احترام نمی گذاشت.
واین نا امنی  از کجا سرچشمه می گرفت،از اینکه در وجودم هیچ ایمانی وجود نداشت.ایمان یعنی تجلی نور صفات خداوند در انسان،اگر من به خداوند ایمان دارم یا به داروی او تی ایمان دارم یا به کسی یا چیزی.این یعنی حرکت من از تاریکی به سمت نور.و حریم خودم را امن کرده ام.و مسلما کسی که به چیزی ایمان دارد یعنی اعتقاد قلبی به آن چیز داشته است،در دوران مصرف  ،شیطان در وجود من بود و به خاطر همین بود که همه در زندگی من دخالت می کردند،و تصمیم می گرفتند.خدا را شکر می کنیم که با آمدن به کنگره ،و حفظ کردن حرمت ها ،دوباره اعتبار و ارزش خودمان را بدست آوردیم و به جایگاه ها احترام می گذاریم،به جایگاه ما هم احترام می گذارند.نظم و انضباط را یاد گرفتیم.
یاد گرفتیم که به موقع سر لژیون حاضر شویم،و به موقع به کنگره بیاییم.قبل از آمدن راهنما حتما حضور داشته باشیم،به مرور زمان این نظم و احترام را در بیرون و در خانه و کوچه و جامعه هم رعایت می کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:آقای مهندس یک مثلثی را گفتند ،که اضلاع آن گفتار نیک  و پندار نیک و کردار نیک بود .اگر من مصطفی تفکرم  را درست کنم.و در صحبت کردن از الفاظ درست استفاده کنم بر رفتار و کردار من هم تاثیر می گذارد .
این مثلث نظم و انضباط و احترام همین طور است.اگر در کارهایم نظم داشته باشم ،انضباط من خوبه خود درست می شود و کم کم احترام گذاشتن من درست می شود. اگر من نظم را در صور پنهانم اجرا کنم.  یعنی اگر به موقع به کنگره بیایم و لباس سفید بپوشم در اندیشه ی من آن انضباط وجود داشته است،اگر نظم را در وجود خودم برقرار کنم مسلما در همه جا می توانم رعایت کنم و الگویی باشم برای اطرافیان .
مسافر حامد
من در دوران مصرف هیچ نظم و انظباط نداشتم،و به دنبال آن دروغ هم می گفتم.سر وقت کارهایم را انجام نمی دادم. کسی که یک مصرف کننده است، از نظم و احترام چیزی نمی داند. ولی در کنگره این سه مورد را به وجود آورد ،وما از حرمت های کنگره یاد گرفتیم.که در مسیر ارزشها حرکت کنیم،وبه یکدیگر احترام بگذاریم.
مسافرمنصور: ما کلا در برابر یک سری از کارها که بایستی ،نه می گفتیم،بلد نبودیم که نه بگوییم و آن کار را نهی کنیم.و مشکلات خودمان را زیاد می کردیم
با آمدن به کنگره ،نظم و انضباط را یاد گرفتیم.که در ساعت های مشخصی از دارو استفاده کنیم. اگر به بچه ی خود میگفتیم فلان کار را انجام بده،انجام نمی داد ،ما طوری جواب می دادیم که نسبت به همدیگر بی احترامی ،می کردیم،ولی در کنگره این احترام گذاشتن را یاد گرفتیم.
مسافرمرتضی:
پیام;.   آنچه باور است،محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.من که می گویم کلام خود نیست ،بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست،ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء ،به آنچه 
در روی زمین ،است نیازمندند.بشکافید،آنچه شکافتنی است،در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.
مسافر محمد:
قبل از اینکه مصرف کننده باشم ،۲۰ درصدی نظم و احترام و انضباط را داشتم که با مصرف کردن مواد و سیگار  ،از من گرفته شد.چون مواد عقل من را گرفت و خودش فرماندهی می کرده چه وقت احترام بگذارم و چه وقت نگذارم.از وقتی به کنگره آمدم ،نظم و انضباط و احترام گذاشتن را یاد گرفتم.اگر راهنمام به من می گفت که ساعت ۵ باید حضور داشته باشی ،می آمدم،در لژیون سیگار همان ساعت ۳ و نیم می آمدم.آموزش گرفتم که احترام بگذارم،قبلا در سر چهار راه نقطه تحملم کم بود،و صبر نمی کردم،ولی حالا پشت چراغ قرمز صبر می کنم.به بقیه احترام می گذارم. دیگران هم به من احترام می گذارند.
مسافر حسین:
نظام هستی ،خودش روی نظم و حساب و کتاب است،اگر فرض کنیم خورشید بیش از حد خودش به کره زمین بتابد،همه ی موجودات از بین می رفتند و چیزی

باقی ن

می ماند.ویا بالعکس اگر کمتر از حد معمول می تابید ،همه ی موجودات یخ می زدند.ابر و باد و خورشید،همه روی نظم خاصی قرار گرفته است. قبلا اگر یک چیزی را در خانه می گفتند بخر، می گفتم فردا،و نمی گرفتم و دچار بی نظمی و بی حرمتی می شدیم،ولی الان ما یاد گرفتیم که به یکدیگر احترام بگذاریم و نظم و انضباط را رعایت کنیم،خداوند دوست دارد که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 بهمن 1398 09:56 ب.ظ

گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۸/۱۱/۱ به استادی آقاسعید با دستورجلسه ی وادی پنجم

شنبه 5 بهمن 1398 09:48 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله

من باید از سیگار که یک ضد ارزش است بگذرم، و به دنبال آن از دروغ گفتن، غیبت کردن، تهمت و خیلی از ضد ارزش‌های دیگر بپرهیزم...


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنگره60 ، درمان اعتیاد ، آموزش ،
دنبالک ها: لژیون ویلیام وایت (درمان سیگار) ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 بهمن 1398 01:22 ب.ظ

شال تازه واردین

پنجشنبه 3 بهمن 1398 09:24 ق.ظ

نویسنده : حسین مهرابیان

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنگره60 ، درمان اعتیاد ، آموزش ،
دنبالک ها: اهدای شال کمک راهنمایی تازه واردین ،
آخرین ویرایش: شنبه 5 بهمن 1398 01:38 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات