وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
نتیجه تصویری برای ‫عکس آقای مهندس دژاکام site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎

برای بالا بردن نقطه تحمل باید:از سختی ها و یا نیروهای بازدارنده عبور کنیم و این کارها هم سخت و هم سهل است.......



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه امروز جهان بینی ۱و۲ .ما یک مثلثی داریم در درمان سیگار که اضلاع آن جسم ، روان ، جهانبینی است.برای جسم که دارو ی آدامس نیکلایف
وجود دارد.که آدامس  ۵ تا ۱۰ درصد درمان را حل می کند،بیش از ۹۰ درصد درمان
را جهان بینی ما حل می کند.چرا ما قبلا که میخواستیم سیگار و مواد را کنار بگذاریم نمی توانستیم،اگر هم برای چند روز مصرف را قطع می کردیم ،دوباره
برگشت داشتیم ،مسلما همه برمی گردد به جهان بینی ما که درست نبود.
یعنی تفکر ودیدگاه من نسبت به جهان درون و بیرون خودم.چیزی که مهم بود
همین تفکر ما بود که افیونی بود وهم چیز را به دید منفی نگاه می کردیم.
هیچ گاه نقاط مثبت  اطرافیان را نمی دیدیم.وهم ی اینها به اعتیاد 
و  ضد ارزشها ی ما برمی گردد.در تعریف خمر ما گفتیم پرده و پوششی که روی عقل و تفکر و بینش ما را پوشانده است. ودیدگاه من را نسبت به همه چیز بسته
بود.زن و بچه و خانواده ام را نمی دیدم.همینطور حس بویایی و دیگر حواسم را 
بسته بود.حالا که درمان شده ایم ،تازه فهمیدیم که این همه زیبایی را لمس نمی کردیم،حالا بوی یک گل را می فهمیم.چون دیدم باز شده است.
مواد وسیگار غیر از اینکه روی صور آشکار من تاثیر گذاشته است روی صور پنهانم  تخریب ایجاد کرده است.صور پنهان شامل(ذهن،آرشیو،روح، نفس،عقل و کالبد های هفت گانه) که این موارد مصالح جهان بینی هستند.
مثل یک ساختمان که مصالح آن شن، ماسه،سیمان،آجر.. . است.حالا باید آن تفکر
و بینشی که از دست داده ایم را برگردانیم.چگونه ؟ما فرمان را داده بودیم به نفس اماره،وهر چه که میگفت عمل می کردیم.باید فرمان را از نفس بگیریم و به عقل بدهیم.واین کار با اجرا کردن فرامین الهی میسر است.اگر قبلا شرک ورزیدیم وخوبیها را انکار میکردیم .الان در مسیر خوبیها حرکت کنیم.

نفس ما در اثر مصرف مواد سیگار بی تربیت شده بود مثل گرگ گرسنه ،والا کم کم باید نفس را،ادب کنیم.در صور آشکار با آدامس نفس را سیر می کنیم و در صور پنهان با استفاده از جهانبینی.
مهم است که چگونه من نفسم را تربیت کنم.اگر وسوسه به سراغم آمد که حالا بیا یک نخ سیگار بکش،باید زود از آن بگذرم.آقای امین در سی دی امواج بازدارنده ذهن میگویند،حس های وسوسه ،حس خشم، حس حسادت،حس قضاوت  ،موجی است که اگر به آن توجه نکنیم،زود می گذرند.اگر از این حسها منفی گذشتم و از ضد ارزشها دوری کردم،ودر دلم جای ندادم،خداوند در جای دیگر چیز بهتری به من می دهد.ولی اگر به آن بها دادم،درون خودم را به هم میریزم،فکرم آشفته و درگیر می شود.مشکلات را نمی توانیم حل کنیم.پس حسهای خودمان را با تزکیه وپالایش می توانیم تمیز کنیم. پایه و واساس تفکرمان  را محکم و قوی کنیم.
بنابراین باید در مسیر درست حرکت کنیم و سیگار را رها کنیم ،دانایی خودمان را بالا ببریم در برابر نیروهای منفی مقاومت کنم تا بتوانم شخصیتم را بسازم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
خدا را شکر میکنم که امروز هم توانستم حضور داشته باشم،من وقتی سی دی های اقای امین را گوش می دادم،یکی از خواسته هایم بود که اقای امین را ببینم.
درک و احساسی که ما از جهان هستی داریم را جهان بینی میگویند. من اصلا هیچ درکی و هیچ احساسی نسبت به جهان پیرامونم نداشتم. واز وقتی با کنگره
آشنا شدم این مفاهیم برایم باز شد.تازه بوی گل را حس میکنم.نمی دانستم جهانبینی و صور آشکار و صور پنهان چیه؟خدا را شکر که به کنگره آمدم و اقای امین برای ما بیان کردند.واگر ما با پارامترهای عقل ،نفس، حس ،ذهن به خوبی آشنا شویم با کاربرد جهانبینی بیشتر پی خواهیم برد.
مسافر رسول
من هم به عنوان یک مسافر از وقتی که وارد کنگره شدم فهمیدم که ما جهان پیرامون خودمان را فقط در حاشیه ی مصرف کردن می دیدیم.اقای امین خیلی
قشنگ جهان بینی را برای ما باز کردند.من وقتی یک مصرف کننده بودم جور دیگری به دنیای اطرافم نگاه می کردم.یک روز رفتم بانک ،همین طور که ایستاده
بودم سیگار دستم بود یک پیرمردی نگاهم می کرد ،گفتم حاج آقا سلام،جواب سلامم را داد،هنوز هم مرا نگاه می کرد،بعد که خواستم بروم ،من را صدا زد و
از او پرسیدم چند سال داری؟گفت ۸۵ سال،ومن تعجب کردم گفتم خیلی جوان ماندی.آنجا سیگاری که مصرف می کردم مرا منقلب کرد،واقعا اگر دانایی مان را بالا ببریم،جهان بینی ما بیشتر می شود و می توانیم از ضد ارزشها فاصله بگیریم.
مسافرمنصور
نگرشی که ما نسبت به جهان اطرافمان داریم.جهانبینی است.گفته می شود که اغلب جوان ها فقط نوک دماغشان را می بینند،حالا خودم را در دوران مصرف دیدم که با سیگار کشیدن چقدر تخریب ایجاد کردم.حد مرزی قائل نبودم.ولی الان با آموزش گرفتن در کنگره ،فهمیدم که چقدر دوران نفرت انگیزی داشتم و چقدر ضرر و زیان رسانده ام وباید با یک نگرشی خوب ،تخریب ها را جبران کنم.
مسافر ابراهیم
خدایا شکر می کنم.که امسال اولین ماه رمضانی است که بدون سیگار سپری می کنم.جهان بینی اقای امین حکم یک نقشه ای دارد که جلوی من ترسیم کرده اند تا
من مسافر بتوانم درست حرکت کنم. وبه عنوان یک سرپرست با خانواده درست رفتار کنم.واین یک نوع جهانبینی است،انشاالله که بتوانم در سفر دوم بیشتر لذت ببرم.آموزش کافی را بگیرم.
مسافرابوطالب
من اگر به کنگره آمدم سفری خوبی نداشتم ،به خاطر جهانبینی است که خوب مطالب را نگرفته ام ،من در آموزشها باید نفس را بشناسم،انسان را بشناسم .وهمه ی آنچه را که یاد گرفته ام بتوانم به آن عمل کنم ضد ارزشهای دوران مصرف را بتوانم با تزکیه پالایش از بین ببرم ویا کمرنگ کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398

 

خلاصه سخنان استاد:

ماه رمضان را به همه عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم خیر و برکت و سلامتی برای همگی وجود داشته باشد. همین که دور همدیگر جمع می شویم و افطار می کنیم، اتفاق خیلی خوبی بود.

فیلم های هندی پیامهای جالبی دارند و از همه جلو زده اند، بازیگران بالیود فقط می سازند و کاری به کسی ندارند، جرات انجام عمل را دارند. در یک جمله ای می گفت که اگر ما با همدیگر باشیم، آزادیم. یعنی مفهوم آزادی کنار هم بودن و ارتباط داشتن است. در صورتی که در وهله اول این تصور می شود که اگر کسی به کسی کاری نداشته باشد، اوج آزادی است، در صورتی که این موضوع اوج درماندگی است. خدا را شکر ما از این نعمت برخوردار هستیم و در کنار هم بودن را تجربه می کنیم و یاد می گیریم.

فیلمها می توانند آموزش زیادی داشته باشند، اصولاً کار هنر و تصویر و پخش هم همین است، آموزش به انسانها.

الآن پیشرفته ترین کشور بعد از چین، در مقام پیشرفت هندوستان است و علت آن این است که مطالب واقعی را می بیند و انتقال می دهد، آموزش اخلاق و درست زندگی کردن را به انسان ها می دهد. در فیلم های هندی، زشتی و پلیدی سرانجام نادرستی دارد و خوبی سرانجام خوشی دارد. اینها مرتب این موضوع را آموزش می دهند و حقیقت را بیان می کنند. بخاطر همین است که وقتی یک فیلم درست می کنند، همه می روند و تماشا می کنند.

موضوعی که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم، این است که همه چیزهایی که ما در کنگره آموزش می بینیم، به یک پایه ای نیاز دارد و بایستی یکسری ویژگی داشته باشد و مهمترین ویژگی ها این است که ما باید همه چیز را از ابتدا درست بچینیم. این درست چیدن خیلی مهم است.

بسیاری از انسانها در یادگیری مطالب و مسائل دچار مشکل می شوند، نه بخاطر اینکه کندذهن هستند! به خاطر اینکه مطالب به صورت پایه ای و اصولی آموزش داده نمی شود. برای ساختن یک ساختمان بایستی مصالح آن مشخص باشد، اگر این مصالح و اصول را خوب بشناسیم و یاد بگیریم، کار درست می شود. پایه و فندانسیون کار، 90% کار است. اگر این پایه درست چیده نشود، مشکلات ما هر روز بیشتر می شود.

بعضی مطالب هستند که همینطوری اگر آنها را تعریف کنیم، کافی است، چون از آنها تصویر داریم. مثل درخت ، کوه. ولی بعضی مسائل هستند که تعریف واضحی از آنها نداریم، مثل شجاعت، زیبایی. نمی توانیم با انگشت زیبایی و شجاعت را نشان بدهیم. چون بعضی تعاریف، تعاریف صور پنهان هستند و بعضی تعاریف صور آشکار.

موقعی که نمی توانیم با انگشت اشاره، یک تعریف را نشان بدهیم، بایستی از مدل استفاده کنیم.

بعضی مطالب هستند که ذات آنها سنگین است، ولی بایستی یکسری مقدمات آن را یاد بگیریم. من امتحان می دادم و در هنگام امتحان، هیچ چیزی نمی توانستم جواب بدهم، بعد با خودم می گفتم که من چقدر کندذهن هستم. بعد از مدتی فکر کردم و دیدم که من اصلاً اینها را بلد نیستم، پس چرا ناراحت می شوم؟ شروع کردم به برگشتن و از عقب تر شروع کردن. از آنجایی که شما شروع کردید و توانستید یاد بگیرید، دقیقاً همانجا نقطه شروع شماست. مهم نیست که از کجا شروع می کنید، مهم این است که از آنجاییکه شروع کردید، بفهمید.

...

چه مطالبی مهم هستند. کتاب کلام الله هم از این قاعده پیروی می کند، یکسری صحبت ها می کند و اصطلاحات را می گوید که به آنها اصطلاحاً می گوید محکمات (اصول قضیه)، بعد برای اینکه آن مطلب جا بیفتد و خداوند مطمئن شود که ما فهمیده ایم، از مثال های مختلفی استفاده می کند. مثلاً داستان موسی ، فرعون را مطرح می گوید و در آن راجع به قومش، تفکرات غلطشان، پیامبران، کفر و ... صحبت می کند.

کلماتی هستند که در کلام الله شریف خیلی استفاده شده است، من اینها را اتفاقی متوجه شدم، مثل کفر ، کبر ، نفاق و ... که در کلاسهای جهان بینی از ان ها صحبت کردیم.

کتاب کلام الله، کتاب تاریخی نیست، برای زمان خاصی نیست، پس الآن هم باید جاری باشد و مفاهیم آن معنا داشته باشد. کدام ها مهمتر است؟ آنهایی که در آن زیاد مطرح شده است. پس اینها مهم هستند. اینها چیزهایی هستند که همین الآن در زندگی ما اتفاق می افتد. اگر ما اینها را بشناسیم، به چه نتیجه ای می رسیم؟ کتاب برای این است که ما از تاریکی ها به روشنایی هدایت شویم. آیا منظورش این نیست که اگر ما اینها را بشناسیم، می توانیم از آن خارج شویم؟ منظورش این نیست که خیلی از بیماریهایی که انسانها با آن درگیر هستند، مربوط میشود به کفر و کبر .

اینجا جایی است که علم با کتاب های آسمانی با هم به یک نقطه ای میرسند. برای شناخت اینها باید اول تعریفی داشته باشیم. تعریف یک قسمت است، کبر، یعنی انسان خودش را د

ماهیت از جنس خالق بداند و متفاوت از سایر مخلوقین. شرک، یعنی انسان در اجرای فرامین خداوند، دیگری را به جای خداوند بگذارد و دستورات او را اجرا کند و او را ستایش کند. کفر ، یعنی پنهان کردن، اگر کسی چیزی را بداند که هست، پنهان کند، حال می تواند خوبی دیگران به او باشد و یا وجود خداوند. اگر یک نفر در اداره ای خوب کار می کند، کارمند من است و من خوب کار کردن او را نمی بینم و به او پاداش نمی دهم، این هم کفر بحساب می آید.

فرض بگیرید دنیا، آفریننده ای داشته است، یک خالقی، یک کارخانه بسیار عظیم را از نقطه صفر بوجود آورده است و طراحی کرده است. حالا برای اینکه این کارخانه را اداره کند، یکسری از نیروها را استخدام کرده است. گفته این کارخانه بخش های مهم، ساده، تکنیکی و .. دارد. برای اینکه بخش های پیچیده و سخت اجراء شود، به انسانهای کارآزموده داریم. برای بخش های علمی، به انسانهای عالم و اهل تحقیق احتیاج داریم. برای کارهای معمولی هم نیاز به انسانهای سخت کوش و حرف گوش کن داریم. همه باید اینها کنار هم کار کنند تا کارخانه تولید کند و به جلو پیش برود.

حالا به عنوان اولین نقطه، ما این رئیس را هیچوقت نمی بینیم، ولی می دانیم که این ساختار را انجام داده است. حالا هرکسی در این کارخانه، بیاید و خودش را در حد رئیس کارخانه بداند و بخواهد بگوید که از دستورات من اطاعت کنید و کارهایی که من می گم، انجام بدید و ... هر کسی که این ادعا را بکند، جای رئیس قرار گرفته است و او عملاً دچار کبر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398

استاد؛ مثلث به کار خود ادامه می‌دهد. در ادامه همه مطالب به طور دایره وار در چرخش است. همیشه اینگونه بوده و شاید دانستن بعضی از مطالب قدری زود باشد؛ اما همیشه فرمان است که در مرحله آخر انجام می‌پذیرد. با آنچه مکرر گفته شد اگر نیازی باشد برای آموزش باز هم گفته خواهد شد.

ما در این مورد که میوه‌ها می‌رسند و ما می‌چینیم خشنودیم و ما هم برای رهایی دوستان تلاش می‌کنیم و این را به اطلاع شما برسانیم که موارد زیادی پیش آمده بود و هست که دیگر به جهت تصحیح این مقوله ارجاع نمی‌شود و بسیار خوب هست نوشتارها را ادامه بدهید و در ادامه اگر مورد خاصی بود مطلبی به جهت غنی شدن، دوستان و سایرین در اختیار شما خواهند گذاشت. این بسیار خوب است که نوشته‌هایی دیگری هم دارید. به جهت آموزش و تعلیم جان و روان و تکامل. در قسمت تزکیه مطالب خوبی اعلام می‌شود تا مکتوب بشود. توجه به خانواده از اهمیت خاصی بایستی برخوردار باشد. 
 حسین عزیز رهاییتان از دام اعتیاد و تولدی دوباره را به شما وخانواده محترمتان و همینطور به کمک راهنمای محترم مسافر سعید تبریک میگوییم.
مهدی عزیز رهاییت از بند نیکوتین را به شما و خانواده محترمتان تبریک میگوییم.
حسین عزیز امیدوارم از تمام مشکلات زندگی ات به همین گونه که از بند نیکوتین رها شده ایی رها شوی.
تبریک ویژه به کمک راهنمای بسیار عزیزمان که برای رهایی عزیزانی همچون حسین،مهدی و حسین عزیز و کسانی که در بند اعتیاد هستند زحمت میکشند امیدوارم که از تمام بندهای زندگیتان رها شوید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد:
این دستور جلسه ارتباط مستقیمی با ماه مبارک رمضان دارد. ظرفیت یعنی گنجایش و اندازه ی هر چیزی،هر کسی ظرفیتش به یک اندازه ای است،یکی در
اندازه ی یک لیوان،یکی به اندازه ی یک پارچ ویکی هم به اندازه ی یک دریاست.
طبق وادی نهم ،ظرفیت کسب کردنی است. خیلی مهم است .وما می خواهیم ظرفیتمان را ذره ذره ببریم بالا.
ما می گوئیم مسئولیت بر وزن مفعول است یعنی کسی که از او سؤال شده است 
وباید پاسخ بدهد.ما یک سائل داریم یعنی کسی که فرمان می دهد وسوال میکند
ویک مسئول که باید پاسخ بدهد،وقتی من آمدم و ظرفیتم را ذره ذره بردم بالا
آنگاه  می توانم پاسخگو باشم. قبله گم کردن یعنی چه؟ قبله ی ما مسلمانان ،همه
یکی است وآن کعبه ،خانه ی خداست وما به طرف آن نماز می خوانیم حالا در صور پنهان ما هدف ،می شود قبله،واگر ما هدفی از کارمان نداشته باشیم،می گوئیم قبله را گم کرده ایم.
در هر جایگاهی که قرار گرفتم باید ظرفیتم را متناسب با آن جایگاه ،بالا ببرم.
آنگاه قبله گم نمی کنم.و کسی که می گویند قبله گم کرده است یعنی در اصل هدفش را گم کرده است. پس اگر جایگاهی به من واگذار شد باید بتوانم از آن کمال استفاده را ببرم و در آن جایگاه احساس غرور و منیت نداشته باشم.
تا به هدفم برسم.اصلا هدف ما در کنگره چیه؟
این که آمدم در لژیون سیگار قرار گرفتم باید به صحبت های راهنما خوب گوش کنم.یعنی اگر گفت سیگار نکش ،دیگر سیگار نکشم فرمان بردار باشم هر عملی که نیاز شد انجام بدهم.را به درستی انجام بدهم با این کار ظرفیتم را بالا برده ام.
چون سیگار کیفیت انرژی را پایین می آورد.
ظرفیت به دو پارامتر بستگی دارد: یکی کمیت و دوم کیفیت
اگر بخواهیم شبیه آن را بیا ن کنیم،استخری که آقای امین در جزوه ی جهان بینی
گفتند استخر وجودی ما دو راه ورودی و خروجی دارد ،وما نباید آن را با ضد لرزشها پر کنیم که سیگار کشیدن یک ضد ارزش است که آب استخر را آلوده می کند و از کیفیت و کمیت آب استخر می کاهد.ما با استفاده از مواد وسیگار استخر وجودمان را آلوده کرده ایم باید ذره ذره این آلودگی ها را از بین ببریم تا روزنه ها
را باز کنیم و آب تمیز وارد کنیم.
اگر جایگاهی در کنگره یا هر جای دیگر به ما داده شد باید ظرفیت خودمان را با آن برابر کنیم.تا مسئولیت پذیر باشیم وبه مقصدمان برسیم که رسیدن به حال خوب و تکامل می باشد.واگر درست حرکت نکنیم هم به خودمان وهم به دیگران
آسیب می رسانیم و قبله مان گم می شود.پس سعی کنید سفری خوب داشته باشید با سلامتی به پایان برسانید تا به هدفتان و حس خوب برسید.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی         واقعا ما در ماه مبارک وقتی به تزکیه و پالایش بپردازیم
حس های ما باز می شود چیزهایی را که احساس نمی کردیم را حس می کنیم.خود من چند وقت پیش در منزل چند تا گل را دیدم از خانمم پرسیدم
این گل ها را چه کسی کاشته است.گفتند اینها از قبل بوده است.ومن احساس نمی کردم.ما وقتی ظرفیت را در خودمان به وجود بیاوریم یعنی دانایی مان بالا رفته است. باید نقطه ی تحملمان  را بالا ببریم .تا مسئولیتی که به ما داده می شود را بتوانیم پاسخگو باشیم.قبله مان را گم نکنیم.
مسافر ابراهیم
ظرفیت ، مسئولیت،قبله گم کردن. در امورات روز مره به هر شخصی مربوط می شود.من اگر یک خانه ی ۸۰ متری داشته باشم .حالا بخواهم یک خانه ی ۲۰۰ متری بگیرم مسلما وسایل لازم آن خانه را ندارم پس من ظرفیتش را نداشتم.باید هر چیزی که به دست می آوریم ظرفیت آن را در خودمان به وجود بیاوریم تا تخریب به وجود نیاید.
مسافررسول 
خدا را شکر می کنم به خاطر این ماه عزیز،انسان ها نسبت به خداوند مسئولیت هایی دارند که باید ظرفیت آن را در خود داشته باشند و وظیفه اش را بشناسد قبله اش را گم نکند.
مسافر محمد
آقای مهندس همه ی این دستور جلسات را به عنوان تمثیل برای ما آورده اند که من وقتی وارد کنگره شدم یک سری وظایفی دارم ،مسئولیت هایی دارم.که باید به درستی باید انجام بدهم که اگر راهنما به من گفت سیگار نکش،دیگر سیگار را کنار بگذارم و هر چقدر که گفت آدامس مصرف کن ،همان مقدار را مصرف کنم.
اگر گفت ساعت ۵ در کنگره باش.همان ساعت حضور داشته باشم.من قبلا اصلا ظرفیت اینکه روی صندلی بنشینم را نداشتم ولی در کنگره شروع کردم ودر بیرون عملی کردم.
مسافر حسین
همه ی دوستان توضیح دادند من هم مثالی می زنم راجع به دستور جلسه،گاهی اوقات اگه من را در یک اداره ای به عنوان یک دربان قرار دادند ویک حقوق مناسب کارم را دادند.حالا بعد از مدتی در اثر آشنایی بخواهند مسئولیت تمام اداره را به من واگذار کنند.مسلما من چون ظرفیت این جایگاه را ندارم در خودم ودر اداره وبه تمام ارباب رجوع ها آسیب می رسانم و هدفم را گم می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نوشتار کامل سی دی ظرفیت و مسئولیت (قبله گم کردن)

استاد: جناب مهندس دژاکام


هدف خلقت : دستور جلسه خلقت همین است یعنی ظرفیت، ظرفیتها تعیین می کند که هر موجودی چه ظرفیتی دارد. مسئولیت است یعنی چقدر هر موجودی جوابگو است. پذیرش است یعنی چقدر هر موجودی مسئولیتهایش  را می پذیرد و درنهایت او مسئول قبله گم کردن است.

قبله گم کردن یعنی چه ؟ خوب ما مسلمین به طرف قبله که خانه خداهست نماز می خوانیم  و اصطلاحی هست که هر کس نماز بخواند باید رو به قبله روبه خانه خدا نماز بخواند کسی که قبله راگم کند اصطلاحا می گویند قبله گم کرده یعنی هدفش را گم کرده است او معبودش را گم کرده که در مورد انسانهایی به کار می رود که وقتی به جایی می رسند به یک نقطه ای می رسند دیگر معبود خودشان را گم می کنند معبود خودشان را فراموش می کنندبرای معبود خودشان ارزشی قائل نمی شوند مثل انسنهایی که بعضی انسانها به آنها کمک می کنند و وقتی به جایی می رسند به نقطه ای می رسند دیگه اون انسانها را قبول ندارند و درجهت تخریب اون انسانها قدمهای زیادی بر می دارند (ان الانسان لرب لکنود) انسان موجودی است که به رب خودش ناسپاس است درمسئله الهی که انسان پیمانی که با خداوند بسته اون پیمان را فراموش میکند ودرمسیر دیگری می رود و معبودخودرا ازدست می دهد .

مهمترین مسئله درهستی ظرفیت است که : تمام هستی برمبنای ظرفیت تقسیم بندی شده است گازها دارای یک ظرفیت مشخص است، مایعات دارای ظرفیت خاصی بعضی ظرفیتشان حلال است بعضی مسموم است بعضی گازها مایع حیات و بعضی گازها کشنده است گیاهان هم همین طور است هرگیان یک ظرفیت دارد یعنی نمی تواند یک گیاه یک دفعه بشود درخت مو درخلقت چون خیلی خیلی اینها را مشاهده می کنیم خیلی اهمیت نمی دهیم . جانوران هم هرکدام یک ظرفیتی دارند یک پتانسیلی دارندبا هم متفاوت هستند اطلاعات و آگاهی یک شیر با یک موش یا کرم متفاوت است حیوانات ویژگیهای خاصی دارند مثلا شیردرنده است کهاین ظرفیتهارا هرکدام خودشان کسب کردند درسته زاد وولد می کنند وتکثیر می شوند ولی اون ظرفیت اولیه اون به قول ما نفس (نفس چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر وباطن ) اصل موضوعتان نفس است و فنا ناپذیراست و با مرگ از بین نمی رود نفسی  که درحد یک بوته بیابانی است تعیین موجودیت فقط در حد یک بوته بیابانی می تواند بکند نمی تواند تعیین موجودیت درخت خرما بکند نفسی که تعیین موجودیت یک کرم را می کند نمی تواند  تعیین موجودیت یک شیررا بکند . مطلب جالب اینکه جامدات نباتات و حیوانات تمام خواصی که اونها دارند اینخواص در موجودی بنام انسان جمع شده است شاهکار خلقت وشگفت انگیزی خلقت همین است تمام خواص درهمه درانسان جمع است انسان مجموعه اینهاست گویی که انسان تمام این مراحل را تمام طی کرده است

   ازجمادی مردم و  نامی شدم                                    وزنما مردم  وبه  حیوان    سرزدم  

   مردم  از حیوانی  و آدم  شدم                                    پس چه ترسم گرزمردم کم شوم

   باردیگر از  ملک  پران    شوم                                      آنچه    در   وهم  ناید  آن   شوم

پس میگه تمان این خاصیت حیوانات درانسان جمع است انسان مجموعه اینهاست ما خیال می کنیم انسانها باید همه علیه السلام باشند درست باشند همه خوب باشند هیچ کدوم به هیچ کس ضررنزند این خوبه این آخرش می رسد به جایی که تزکیه و پالایش لازم برسد می رسد به اونجا پس تمام خواص حیوانات در انسان است بعضی آدمها مثل مار می مانند گزنده هستند بعضی انسانها درنده هستند بعضی انسانها موزی هستند بعضی انسانها آب زیرکاه هستند بعضی انسانها ترسو بعضی گستاخ بعضی انسانها ضعیف  وکبیر نمی شناسند پس وقتی می گویند که تمام خواص حیوانات در انسان جمع شده است پس انسان خاصیت همه را دارد این قضیه در درمان انسان صادق است و میشود ظرفیت انسان ها  باید موجود به یک ظرفیتی برسدتا ظرفیت بالاتری بهش بدهند ظرفیت یعنی ظرف ،ظرف هرکس چقدر است ظرف بعضی ها اندازه انگشت دانه است بعضی ظرفیتشان به اندازه یک لیوان یک کاسه یک بشکه یکه حوزه وبعضی ها دریاچه و بعضی ها ظزفیتشان دریاست .

تفاوت ظرفیتها :

ظرفیتهای انسانها باهم فرق می کند ظرفشان فرق میکند اگر ظرفشان فرق کردظرفیتشان با هم فرق می کند بعضی انسانها ظرفشان بهاندازه یک نگهبان است بعضی ها بالاتر بعضیها رئیس می شوند .

ظرفیت و تخریب :

اگر کسی که ظرفیت نداشته باشد به جایگاه بالاتری برود وبگذارند ش باعث ایجاد تخریب می شود بعضی انسانها ظرفشان حتی تحمل سلامتی را ندارد یعنی سلامتی را نمی تواند بپذیرد خیال نکنید پول ومقام فقط ظرفیت می خواهد حتی سلامتی هم ظرفیت  می خواهد باید ظرف انسان جوری باشد که بتواند سلامتی را بپذیرد ظرفیتها واون ظرف باید درتمام سطوحباشد درمقام علم تحصیل عرفان .

ظرفیت چگونه بوجود می آید ؟

دست شماها نیست دست فرد نیست دست مانیست ما باید ذره ذره این ظرفیتها را بالا ببریم یک مرتبه نمی توان ببریم بالا . هرکس معطل یک پول سیاه بود یک مرتبه دلار بهش بدهند به هم  می ریزد باید ذره ذره ظرفیت را بالا ببریم با کرا کردن با علم با دانش با آگاهی با شعور با فهمیدن با تجربه با آموزش باتفکر یک مرتبه نمی توان ظرفیت را بالا برد باید تدریجی برای موجود تامین بشود خوب وقتی که ظرفیت شد باید مسئول باشد .

مسئول یعنی چه ؟

مسئول از سوال می آید سئوال یعنی پرسش مسئول کسی است که پاسخگواست مسئول بروزن مفعول – مسئول باید جواب پاسخ را بدهد – مسئول معنی آن رئیس است یعنی یکسری وظایف را باید انجام دهد وجوابگو باشد درهستی هم همین است پس وقتی که ظرفیت رفت بالا پذیرش می رود بالا – چون ظرفش بزرگتراست پذیرش آنها بیشتر می شود بر مبنای ظرفیت پذیرش انجام میشود توی کنگره هم همین  است . ایجنت مرزبان مسئول هستند راهنما مسئول لژیون است باید پاسخگو باشند . رهجو در مقابل استادش مسئول است اگر کسی ظرفیتش فراهم نشده باشد و بهش مسئولیت بدهند قبله اش چه می شود گم می شود

ظرفیت درهستی : درهستی هم همینطور است هر موجودی که ظرفیتش رفت بالا مسئولیت بیشتری بهش می دهند و این شاید برای شما محسوس نباشد ولی برای بقیه محسوس است چرایک موجود میشود مسیح یکی میوشد نوح یکی میشود محمد (ص) رسول خدا برای اینکه پذیرش و ظرفیت بالاست یعنی ظرفیت وپذیرش این مسئله را داشتند ، هرموجودی برمبنای ظرفش پذیرش می شود بر مبنای پذیرش بهش مسئولیت داده میشود اگر غیراین باشد قبله گم می کند پس تمام حالات ما حتی حالات روحی ما روانی ما سلامتی ما همه چیز ما بر مبنای اون پذیرش ماست حتی شاید باور نکنیم بعضی اوقات ما خودمان بیماری را پذیرش می کنیم واین ذرذره  ذره این پذیرش می آید بالا  ممکن است با یک چیز کوچک شروع بشود بیماری با یک قرص خواب شروع بشود ممکن است قرص خواب باعث سلامتی ما بشود ممکن است نشود این دائما ادامه پیدا کند .

اگر به خصوصیات آنها ( یعنی حیوانات ) توجه نمائیم می بینیم که درنده ، جنگجو آرام موذی و به هرحال همه نوع را ما می بینیم حال که به درجه انسانی می رسند درآن حرفهایی که گفته شده از دو قسم جسم و جان ویاهمان صور پنهان آنها را در قسمت تزکیه که دراین بودن وشدن های بسیار متوالی در تبدیلات می رسند که درجسمیت مشاهده می نمایند .

وقتی که وارد انسانی شدند مجموعه این صفات را دارند.

حال انسان بستگی به مسئولیت  ظرفیت و پذیرش می تواند این صفات را داشته باشد یعنی منظوراین نیست که هرانسانی تمام موزی گری را پدرسگ بازی را انجام می دهد نه اینها همه بصورت بالقوه درانسان نهفته است و بسته به انسان دارد که کدوم را انسان انتخاب می کند همانطوری که درتمام انسانها بالقوه تمام زبانهای خارجی هست همه زبانها فقط باید به یاد بیاورد اینها ما صفات بالقوه در انسان است و بستگی دارد که کدوم را انتخاب می کند که انسان میشود دو قسم جسم و جان همان صور پنهان آنهاست . که این بایدتبدیلات انجام بسود یعنی وقتی انسان شده تبدیلات ، تبدیلات درونیاست بیرونی نیست یک موقع در سیرتکامل یک چیزی تغییر می کند یک برنامه دیگر است در طبیعت ولی اینجا تبدیلات تبدیلات درونی است که انسان از یک موجود موذی درنده تبیدل به انسانی خوب میشود انسانی سالم و صالح مثل این که بگوئید این شخص بسیار خوب است چون مهربان است حق را از ناحق می فهمد ودرعمل به آن توجه میکند ولی شما می دانید اینها ممکن است واقعی هم نباشد وحکایتاز درون انسانها ننمایند اما در طولانی مدت این نقاب برداشته میشود . حقیقت دراعمال درادامه نقاب از رخ بر می دارد درطول مدت این نقاب برداشته میشود .

(انسانها در طول چرخها از روز الست تا کنون پالایش شدیم وتزکیه وتصفیه شدیم تا به این مرحله انسانی رسیدیم ولی با اگر پا بدهد اون موجودقبلی خواهید شد ) چون در نهاد بشر همه چیز نهفته است . اگر واقعی باشد اون موضوع آنها را در بین مردم محبوب ودرنزدخداوند عزیز می گرداند این انسان به طرف الهامات الهی می رود و دو قسم از وجودش یکی میشود یعنی صور پنهان و آشکار و ظاهر وباطن پس اگر اون محبت اون حق وناحق را تشخیص دادن واقعی باشد نقاب کنار می رود واین موجود در بین مردم محبوب ودرنزد خداوند عزیز می باشد واین انسان به طرف الهامات الهی می رود ووقتی که رفت دوقسم وجودش یکی میشود یعنی همان مثلثی که کشیدیم  صورظاهر--- طورپنهان --- کسب .

اینجا می گوید دو صور یکی میشود وزیرورو است چون ظاهر وباطنش یکی میشود البته در یک دوره یا بعد از حیات یکی میوشد ولی ما نمی توانیم بگوئیم که – شاید یکی دوره از حیاط را ما می بینیم اما این هزاران هزار بار بوده از روزالست تا کنون و می تواند این موجود یعنی انسان عروج کند وقتی که عروج می کند زمین نیاید وبه آنچه خالق فرمان داده برسد مانند نامیانی که اکنون نیستند اما به حیات خود درجهان دیگر ادامه می دهند که آن بخشی است کاملا متفاوت که درباره آنها شما قدری می دانید . مثل نامیان بزرگ که درابعاد دیگر هستند و به اون نقطه ناب رسیدن مثل انبیاء بزرگ .

واما قسم دوم که با مخدرات می خواهند ارتقاء یابند. یک قسم از انسانها هستند که این تزکیه و پالایش از اونمرحله باید ذره ذره  انجام شود گفتم شما نمی توانید ظرفیتتان را بالا ببرید دست شما نیست که ظرفیتتان را ببرید بالا ظرفیت باید خودش بالا برود نقطه تحمل بره بالا تا ظرفیت بره بالا و یک چیزی که باز می خوانند با مخدرات ارتقاء پیدا کنند مثل افراد ی که با شیشه و حشیش این کار را می کنند در هند دربعضی معابر حشیش می کشند شما از راه ضد ارزشها به ارزشها نمی توانید برسید نمی توانیدبا مخدرات از راه ضدارشها به ارزشها برسید نمی توانید کوکائین بزنید نماز شب بخوانید .

اما قسم دوم که می خواهند با مخدرات درکوتاه مدت به سرعت می خواهند ارتقاء یابند یا با مخدارات یا گذراندن کلاسهای ویژه درکوتاه مد ت بهسرعت می خواهند ارتقاءیابند مثالا می خواهند کلاس ویژه بروند مثل خروج روح از بدن درمدت 21 روز ارتقاءیابند دچار مشکل میشوند چون ظرفش نیست چون باید به ظرفیت برسید ظاهرا عملشان مانند میوه بی موقع است عملشان مثل میوه بی فصل است (میوه بی موقع را نباید بخورید چون برایتان ضرر دارد ) ظاهر زود به امیال خود می رسند با اون کلاسها و مخدارات به اون خواسته ها خود می رسند اما بسیار ادامه کار برایشان دشوار میشود زیرا در قسمتهایی از صور پنهان همیشه دچار نقص هستند وقتی که به یک جایی برسند همیهش دچار دیوانگی خل بودن می رسند چون هنوزصور پنهانشان کامل نشده است و بصورت مریضی به خودشان فرود می آید ودچار مرگهای زودرس می شوند.

بصورت مریض به خودشان فرود می آید اینها دچار مرگهای زود رس می شوند یا دچار بیماریهای تفاوت میشوند نه تنها نمی توانند بیاری اشخاص رادرمان کنند بلکه بیماری اشخاص را وارد بدن خودشان می کنند با یک جور خاصی بایک  مکانیزم خاصی اما بسیار ادامه کار برایشان دشوار میشود زیرا درقسمت هایی از صور پنهان همیشه دچار نقص هستند  چون به اون پتانسیل لازم نرسیدند مانند شخصی که پانداشته باشد همیشه یک چیزشان کم است و باردیگر گوش و همینطور گویا به قول دین دستور می خواهد هریک تکه از بدنش را از جامهیا نماید یعنی قطعات بدنش را از جا ی دیگر پیدا کند بعضی اینقدر دچار نقص ونقصان می شود چون اون ظرف نیست ، ظرفه کوچک است وقتی می خواهد تو اون ظرف قرار بگیرد پاهاش جا نمی گیرد دستش جا نمی گیرد اما بعضیحتی دنبال آن هم نمی روند وبه عبارتی منکر همه چیز می شوند یک عده اصلا قبول ندارنداز بیخ و بن وهرچه آنها را به خوشی وشادی دعوت کند به سرعت خودرا مهمان میکند اصلا کاری به این چیزها ندارند هرجا یک خوشی باشدحال کردنی باشد اینها خودشان اونجا فوری خودشان را مهیا می کنند .وازجهان خود همانرا می خواهند که خداوند هم به آنها می دهد ازاین جهان فقط هما ن را می خواهند که خداوند به آنها می دهد ودردنیای خود به سیر وسیاحت مشغولند وبه بدی وخوبی اصلا فکر نمی کنند بدی وخوبی برایشان معنی ندارد می گویند ماداریم بهطرف قبر نزدیک میشویم باید حال کنیم مابلاخره خواهیم مرد باید حال کنیم حال کردن مثلا یک ماشین خوب بخرند همبرگ خوب بخورند خانه خوب بخرند اینان قسمت پنهان وجودشان به آنچنان فروتر می رسد که از تجزیه فقط همان جن باقی می ماند به یک قسمتی می رسند که همان نار می شوند همان جن وجودشان  تجزیه درمحله ای است که نفس واحده تجزیه میشود نفس واحد کفتیم که سه تاست نفس – روح – جن  اینها که تجزیه شد خودشان تبدیل به جن می شود زیرا در جسمیت نه خواسته ونه توانستن مطالب را درک بنمایند.

نخواستن درجسمیت که هستند مطالب رادرک کنند هستی ر آفرینش ، عشق ،انسان ،انسانیت را درک کنند مسئولیت را درک کننند مانند همان شخصی که فقط پول وسکه های طلا ونقره را شمارش میکند و خداوند در قسمتدوم آنها تفکرارا کاملا برداشته یا به عبارتی آنطور که خودشان خواستندبه آنها داده شده در طول حیات مادی کاملا این مسائل را لمس می کنند که چگونه انسانها را با حرف فریب م یدهند وبه همین علت باید تفکر وتعقل خودرا به درجه ای برسانند که اگر از صور ظاهر انسان ها را نتوانستند بشناسیم از باطن اونها را بشناسیم.

انسانها باحرفها انسانهای دیگر را فریب می دهند و ما از ظاهر نمی توانیم تشخیص بدهیم کهاینها راست می گویند یا دروغ می گویند به همین دلیل باید ازنظر تفکر تعقل به درجه ای برسیم که بتوانیم ببینیم که  اینهادرست می گویند یا دروغ از صور پنهانشان تشخیص بدهیم .از صور پنهان آنها آگاه بشوید این مسئله برای تشخیص اینکه قسمت جن بودن افراد ویا به طرف الهی وشیطانی چقدر می باشند و بسیار مهم است  مادر زمان حیات خود به علت الهی بودن تفکر اتمان بعضی اوقات دوست ودشمن را اشتباه می گرفتیم اگر انسان خوب تفکر نکند همه چیزرا مثبت ببیند از مرحله ای بگذرد دیگه تشخیص نمی دهد دوست که است و دشمن کیست.

زمامدار راستین می گویند که این قصه ادامه دارد فکر نکنید از دست انسانهای جنی اگر خلاص شدید  به دست دگیر ی نخواهید افتاد این همان مبارزه انسان با صور پنهان خوداست امیدواریمدر دفعات دیگر بازهم راجب به این موضوع حرفهایی بزنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سجاد:
به نام قدرت مطلق الله 
سخنان استاد
دستور جلسه ی خیلی مهمی است،تخریبی که سیگار دارد از همه ی مواردی که به انسان آسیب می رساند مثل سیل ،زلزله،تصادف بیشتر است.مرگ و میر ناشی از سیگار هفده برابر این موارد است.بارها گفته ایم
بعضی از افراد حرکت در لژیون سیگار را ندارند، یکی ،دو جلسه می آیند،ودیگر ادامه نمی دهند،یا دوباره سیگار می کشند.این طور سفر کردن 
فایده ای ندارد.تخریب های سیگار بر روی سه ضلع  جسم ، روان وجهانبینی می باشد.نیکوتین باعث سر خوشی ما می شود و نهری است در بدن ما که کیفیت انرژی ما را می رساند.بنام نیکوتین.
حالا اگر ما ذره ذره این نیکوتین را از طریق سیگار کشیدن به ید برسانیم
نیکوتین طبیعی بدن را از کار انداخته ایم و اگر بخواهیم یک مرتبه آن را قطع کنیم،مثل درختی که شکوفه هایش می ریزد وباید از ریشه محکم باشد.بنابراین باید طبق متد دی اس تی و پله پله با مصرف آدامس،سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،و آدامس را در زمان مشخص ،با اندازه و قطعات مشخص مصرف کنیم،آنگاه دیگر نیکوتین طبیعی بدن تولید می شود و نیازی به مصرف نداریم.نباید در سفرمان ،هم آدامس مصرف کنیم و هم سیگار بکشیم.این روش دوگانه می شود و سفر ما را خراب می کند،باید از همان ابتدای سفر ،مردانه قدم برداریم و سیگار را کنار بگذاریم و از آدامس استفاده کنیم.از لحاظ جسمی تخریب سیگار از فرق سر تا کف پا به ما آسیب می رساند.بیماریهای زیادی مثل عفونت  لثه و دندان و گوش،حلق،حنجره و عوارضی در نفس کشیدن دارد.وقتی این سفر را به خوبی انجام دهیم همه ی این بیماریها در بدن از بین می رود بدن بازسازی می شود.سیگار در روان وشخصیت ما نیز اثر میگذارد که بعد از رها شدن این مشکل نیز حل می شود.بنا براین باید قدر این آموزش ها
در لژیون سیگار را بدانیم و از آن استفاده کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی.   دستور جلسه ی سیگار خیلی مهم است و به همین دلیل، حرف زدن در مورد آن مشکل است.سیگار یک کار ضد ارزشی است.
ما باید ابتدا از خودمان جبران خسارت کنیم و بعد از خانواده واز جامعه.
باید ترس را رها کنیم.من خودم هر کاری می کردم در این فکر بودم که بعد آن سیگار بکشم وفقط از آب میوه ،فکر می کردم فقط آب پرتقال آب میوه است و آب میوه ی دیگری نیست.همیشه خانواده، اطرافیان از ما فراری بودند به خاطر بوی بد سیگار،به ما نمی گفتند ولی می فهمیدیم.
والان خدا را شکر فهمیدم که چقدر نکشیدن سیگار لذت بخش است.
مسافر ابراهیم .
من از خداوند سپاسگذارم که این مسیر را به من نشان داد.چند ماهی است که دارم آدامس مصرف می کنم حالم بهتر است،نفس کشیدنم خیلی بهتر شده است.چند وقت پیش برای تست رفتم.آنجا چند نفر برای عدم اعتیاد آمده بودند که منشی به آنها گفت که بیرون بایستید تا شما را صدا کنم.با خودم گفتم بوی بد سیگار چقدر بقیه را اذیت می کند.ومن باز خدا را شکر می کنم که چند وقتی است که از سیگار کشیدن رها شدم.
مسافر حسین
یکی از مضرات سیگار ،گرفتن عروق کرونری قلب است ،دود سیگار  وقتی در مسیر این عروق قرار بگیرد جلوی رساندن خون به قلب را می گیرند.
منجر به سکته قلبی می شود.
مسافر رسول.   برای رها شدن از دام سیگار،اینکه نیروهای منفی را بتوانیم از خود دور کنیم،مهم است.باید خیلی تلاش کنیم تا به تعادل برسیم.
یکی از تغییراتی که در خود من به وجود آمد،دروغ گفتن را توانستم کنار بگذارم،وقتی از سیگار رها شویم خیلی از ضد ارزشها را می توانیم کنار بگذاریم،تغییر کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398
الهام از رمضان


به نام خداوند بخشنده و مهربان
در تمام ماههای سال ،رمضان،بهترن ماه خداست زیرا ماه میهمانی است و میزبان خداوند است و میهمانان را شخصا دعوت کرده و وسیله پذیرایی هم مهیاست و باید شرایط ضیافت را به جا آورد وآماده شد که اول این میهمانی رحمت و وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است و باید تمام سیستم بدن را که 11 ماه به جاده خاکی رفته را به جاده اصلی برگرداند و از رعد وبرقی که در تاریکی زده میشود،کلید را پیدا کرد تا11 ماه دیگر را بیرون از خانه نگذراند.

در کنگره این ماه برای تمام اعضا از اهمیت والا و خاصی برخوردار هست.در این ماه مبارک بود که راه درمان تدریجی بر جناب مهندس دژاکام نمایان شد تمام روش درمان تدریجی از آثار جسمی-روحی وروانی و نگرشی و تربیتی گرفته تا نظم و تفکر وحیات،الهام گرفته از ماه مبارک رمضان است.ماه رمضان و روزه داری،آثار جسمی وروحی و روانی وتربیتی فراوان دارد و کاملا منطبق بر سه ضلع درمان (جسم-روان-جهان بینی) است وآنچه که ما از روزه داری به دست می آوریم،اعتدال وارتباط وبالانس بین این سه ضلع است زیرا آثار جسمی وروحی وتربیتی آن تفکیک ناپذیرند.

در بحث بعد جسمی می بینیم که وقتی به بررسی تمام آثار روزه بر جسم پرداخته میشود می رسیم به آنجا که در سلامت جسم کاملا موثر است و امروزه،اهمیت روزه درمانی و اینکه معده ،محل دردهاست برای همه روشن شده و دراین ماه سلولها و معده ،آسایش، و سیستم بدن،خودشان را پیدا خواهند کرد.پس عالیترین داروی شفا بخش برای جسم است که بیماران را از این طریق هم درمان می کنند و در تمام دنیا به دفاع از روزه داری و فواید آن بر جسم می پردازند.
ودر بحث بعد روحی وروانی در می یابیم که یک از اسامی خداوند(ملقن)به معنای تلقین کننده است به این معنا که یاد خدا باعث آرامش میشود و اثری که بر روح و روان آدمی دارد،باعث کاهش بیماریهای روانی میشود و روح را پرورش می دهد و در سلامت روح و روان موثر است و سبب درمان قطعی و تقویت و پاکی و بزرگی روح میشود و همچنین سبب تلطیف عواطف میشود که در سلامت روح اثر گذار است و کمک می کند تا نیمکره راست وچپ با هم کار کنند مثلا در اعتیاد که به نیمکره چپ فشار می آورد و مثل گردی نیمکره چپ را می خواباند و عینکی به چشم فرد مصرف کننده میزند که آتش اعتیاد را نبیند،سبب میشود تا راندمان و کارآیی متعادل شود زیرا نیمکره چپ فعال و نیمکره راست اهل خلوت و عرفان است.

یکی دیگر از برکات ماه مبارک رمضان،آثار تربیتی و نگرشی این ماه هست و به ما می آموزد که پیروز مندانه از صحنه نبرد درون و بیرون،موفق خارج شویم و در برابر نیازهای آمرانه بدن سر تسلیم فرود نیاوریم و تعهد داشته باشیم و با فرصتی که دراختیار داریم،خود را سبک و قلبمان را تطهیر نماییم و ببخشیم تا مضاعف هم بخشیده شویم.یکی دیگر از آثار روزه،نظم است که با تمرین مساله اتفاق می افتد و استاد در این ماه توانستند مصرف و مقدار مواد را مرتب نمایند و از وضع خود آگاهی یابند و جدول مصرف مواد را تنظیم نمایند.یکی دیگر از آثار روزه،باعث ارتباطات عاطفی در این ماه مبارک است و به برکت این ماه ،تمام یکماه در تمام شعب افطاری داده میشود و افراد بیشتر همدیگر را می بینند که خود این موضوع باعث آزاد شدن اندروفین ها میشود و نشت و برخاست ها در این عصر که ارتباطات کم شده،اثر مضاعف خواهد گذاشت در سلامت جسم و روح و دیدگاه آدمی.

از دیگر آثار ماه مبارک رمضان (تفکر-خلوت)است زیرا روزه داری سبب میشود تا تفکر،تفکر روشنی باشد وآغاز تفکر سبب چنین حرکت عظیمی در این ماه شد و با این اندیشه بود که استاد در نیمه رمضان تصمیم گرفتند سروسامانی به مصرف مواد خود بدهند واین جا آغاز تفکر بود زیرا تا به حال مقدار و وزن دقیق مواد مصرفی را نمی دانستند و همچنین تمام کشفیات در خلوت نمایان شده اند و فرصتهای بسیار خوب و گرانبهایی را در اختیارآدمی قرار می دهد که می تواند بهترین لحظات عمر محسوب شود.

به فرموده استاد:رمضان تجدید حیات است در حیات که میتوان نتایج عظیمی را از این ماه استخراج و بهره برداری کرد و باید به آن تعمق و تفکر کرد تا شاید بتوان گوشه ای از عظمت این ماه را درک نمود.ما زمانی به لذت می رسیم و می چشیم که بهترین لحظه ها را داشته باشیم و در این ماه(نه گفتن ها)به یک لذت تبدیل میشود.امید که بتوانیم با آمادگی کامل جسمی و روحی و نگرشی به استقبال این ماه مبارک برویم و تغییر وسازندگی را آنگونه که مرضیه خداوند است،حاصل نماییم.

ماه آزادی از آتش،ماه نزول قرآن،ماه پرفیض وبرکت رمضان بر همه مبارک باشد.)

 مطلب بسیار زیبایی است با تشکر از همسفر بوجاریان

نگارش: همسفر بوجاریان

داغ کن - کلوب دات کام Share





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه