وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
چهارشنبه 22 خرداد 1398


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 خرداد 1398

وادی یا راه دهم 

صفت گذشته در انسان صادق نیست ؛ چون جاری است .

             

شهر به یكباره طغیان دچار میگردد ، امّا نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادیها حاكم میشود و عظمت و سلامتی باز میآید و شما از آن بهره بیشتری میبرید. دوستان همه سلام میرسانند و از خداوند و نگهبانان شاكر هستند كه وصلها را انجام میدهند تا همهچیز در كائنات به رحمت الهی سیراب گردد. در مقر شما دوستان هرلحظه این روند و تكامل را با محبت حس مینمایند. آنانی كه مجذوب رحمت قدرت مطلق میشوند به ارتقاء میرسند ، آنانی كه فقط به سورچرانی مشغولند نصیبی ندارند ، میفهمی كه چه میگویم ، چهارپایانی كه به دنبال پاهای اضـــافی میگردند تا خود را محكم در زمین نگه دارند. امّا نمیدانند كه بدون دست و پا سر بر سجده الله بسیار آسان است. فقط تمنای دل میخواهد كه با آن فاصله بسیار دارند. مانند نابینایان در روز به دنبال شب میروند. آنكس كه باید بداند میداند و آن میكند كه حق میكند. دوستان دایرهوار دف بر دست به سماء مشغولند و نیایش حق تعالی را مینمایند.

جمعی از مستان از باده الهی .          

 شكر است.

چقدر این قانون زیباست ، چقدر عظیم است و چه بار معنای سحرآمیزی را در خود حمل میكند. بله ، صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. این وادی یا این قانون و یا این راه بسان شمشیری برنده است ، هم هشدار میدهد و هم امید به بازگشت ، هم صعود است و هم سقوط ، هم مرگ است و هـم زندگی ، هم زنده را از داخل مرده خارج میكند و هم مرده را از زنده و به طور كلی رحمت ، لطف و بخشندگی خداوند را در مسیر زندگی انسان به نمایش میگذارد و هم خطوط اختیار را به شكل بسیار زیبایی به دست انسان میسپارد تا خودش هرگونه كه مایل است ترسیم نماید و به انسان میفهماند كه پایان هر نقطه میتواند سرآغاز خط دیگری باشد. همه انسانها قادر هستند و میتوانند در هر نقطهای قرار دارند و هر صفتی را با خود حمل میكنند آن را عوض نمایند ، حتی گناهكارترین ، گناهكارترین انسانی كه مرتكب فجایع و جنایتهای بیشماری گردیده است ، میتواند صفت زشت خود را تغییر دهد و بازگشت نماید. هیچ انسانی مجبور نیست یك صفت یا صفتهای زشت خود را به صورت جاودانه و یا تا ابد در خود حفظ كند. هیچ كسی مجبور نیست تا ابد در جهنم باقی بماند ، اگر كسی در عمیقترین نقطه جهنم قرار داشته باشد ، اگر بخواهد اختیار كامل دارد و میتواند صفتهای زشت خود را تغییر بدهد تا رحمت خداوند شامل حال او گردد و به آرامی از جهنم خارج گردد. هیچكس نمیتواند بگوید از من گذشته و من در زشتیها غوطهورم و كاملاً غرق شدهام و راه نجاتی نیست. راه نجات همیشه هست ، چون صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است. به دلیل جاری بودن انسان ، اگر ما در بالاترین نقطه بهشت قرار داشته باشیم ، هرگاه صفت نیك ما تبدیل به صفت زشت گردد ، ما را از بهشت به طبقات زیرین جهنم فرو خواهند كشید ، چون انسان جاری است ! همهچیز در هستی جاری و در حركت میباشد ، هیچچیز در هستی و ماوراء آن را نمیتوانیم بیابیم كه ثابت باشد و تغییر نكند ، چون مسیر تكامل و مسیر زندگی تغییر ، تبدیل و در نهایت ترخیص است ، از حلقهای در آفرینش به حلقهای دیگر از آفرینش ، از آسمان به زمین و از زمین به آسمان و دوباره برعكس. یا از آسمانی به آسمان دیگر و دوباره به زمین و یا زمینی دیگر و دوباره به آسمان و برعكس!

تا كجا ؟ تا ناكجاآباد كه نمیتوان با انگشت سبابه و یا قطبنما آن را نشان داد ، تا انتهای ابدیت كه خود ابدیت دیگری را درپی دارد و اگر دقیق بخواهیم بدانیم تا انتهای اعداد ! تا جای كه انشعاب یافتهایم و دوباره حركتی دیگر چون ما همیشه با هستی هستیم !

 برای چی !

برای بودن ، وجود داشتن ، زندگی ، حیات ، فضا ، مكان ، زمان ، ساعت ، زیرا بزرگترین معجزه حیات خود حیات است. غوطهور بودن در آن ، نگاه كردن به آن ، به تمامی موجودات ، حُزن ، اندوه ، غم ، شادی ، عشق ، به دست آوردن ، از دست دادن و در نهایت جمع اضداد. چون نكته ظریف در اینجاست، تا زمانی كه نفرت را ندانی ، مفهوم عشق را لمس نخواهی كرد. بنابراین همه در ساعت باید زندگی كنند و ساعت شامل سه بعد فضا ، مكان و زمان است و هر چیزی كه ساعتش تمام شد هر سه بعد فضا ، زمان و مكان را از دست میدهد و به ماوراء منتقل میشود. و هر چیزی كه طبق فرمان ساعتش فرا برسد، قطعاً خواهد رسید !

قدما معتقد بودند چهار عنصر مخالف ، آب ، باد ، خاك ، آتش هستی را به وجود آوردهاند. صرفنظر از اینكه این مطلب غلط است و یا درست ولی سه مؤلفه اصلی و اساسی وجود دارند كه نه تنها جهان فیزیكی (منظومه شمسی و كهكشانها) بدون آنها هیچ مفهومی ندارد ، بلكه این سه مؤلفه در ساختار سایر جهانها یا آسمانها و جهانهای پس از مرگ و ارتباط بین آن نقش بسیار كلیدی را نیز به عهده دارند و بدون آنها هستی و نیستی یا عدم هیچ معنای پیدا نمیكند و آن سه مؤلفه عبارتند از : نور ، صوت و حس.

نور در هستی فرمان میدهد ، در جهان ما و در تمامی جهانهای آفرینش ، تا جایی كه در كتاب شریف میگوید الله نور زمین و آسمانهاست و اگر نور نباشد ما در كره زمین چیز با ارزشی نیستیم و هیچ چیز نداریم. نور افشانی نور چه زیباست وقتی كه نورها با رنگهای الوان خود در یكدیگر درمیآمیزند ، چه نمایش خارقالعادهای را به نمایش درمیآورند و در طلوع خورشید فرمان صادر میكنند . ای از خود رمیده ، ای از شهر گریخته ، به شهرت یا جسمت برگرد كه زندگی دوباره آغاز گردیده تا در ساعت بیاموزی چون ساعت مهد است ، مدرسه است ، بازپروری است و زندگی است.

و امّا صوت ، صوت مانند اداره مخابرات اطلاعات را در سطح كره زمین و همینطـــور ارتباط بین كلیــه جهانهای آفرنش را به یكدیگر منتقل مینماید. وقتی كه اصوات پشت سر یكدیگر قرار میگیرند چه موسیقی و اثرات جاودانهای را خلق میكنند و مرتباً درحال انتقال اطلاعات هستند. اصوات انسانها ، انگلیسی ، فرانسه ، روسی ، فارسی ، صدای طبلها ، غرش توپها ، نعره شیرها ، صدای باد ، نوای نی و كوبیدن دفها به انسان چه میگوید ؟ انسان را به كجا میبرد ؟ اندیشه به كجا پرواز میكند ؟ میتواند به جایی پرواز كند كه در تصور هر كسی نمیگنجد !

حس : حس مانند خداوند است و در تمامی هستی و نیستی موجود و رویت ناپذیر ، امّا همنام خودش قابل حس است و یا حس اولین نیرویی است كه قوهعقل را به كار میاندازد و یا حس آن چیزی است كه ما و یا كلیه موجودات توسط آن هستی را درك میكنند و با یكدیگر ارتباط برقرار میكنند و پیامهای نور و صوت را دریافت و منتشر مینمایند. حس وقتی كه خوب كار كند و آرام باشد ، چه شادی و شعف غیرقابل توصیفی به انسان دست میدهد ، حس دوست داشتن ، حس عشق ورزیدن ، حس یاری به انسانها و یاری به كل هستی كه عبد بودن انسان با اختیار كامل را در با شكوهترین حالت به تصویر میكشد و ما اگر بتوانیم با تزكیه حس خارج از جسم خود را تقویت نماییم و از دروازههای 5 حس درون جسم عبور كنیم ، آنگاه میتوانیم دریافت كنیم ، حتی ، حس دریافت الهام تقوا را ، حس دریافت صدای روحالقدس را ، حس دریافت نغمههای آسمانی را ، حس رقصیدن در آسمان را ، حس همنشینی با ساكنین سر عفاف و ملكوت را ، حس شو ، شود را ، حس شنیدن صدای خدا كه به موسی گفت نعلین خود را دربیاور اینجا سرزمین مقدس است ! آری حتی حس شنیدن صدای خداوندرا ، ولی افسوس و صد افسوس كه صفت بعضی از ما عوض شده و حس منفی و مخرب ما نیرومند شده و در نكبت جهل و نادانی كه خود با دستان خود برای خود مهیا نمودهایم غوطهور هستیم و تمامی شرف و انسانیت خود را به خاطر مشتی سنگ و آجر ، تیرآهن ، زمین و مواد كه هیچ بقایی ندارد زیر پا گذاشتهایم ، این همه زیبایی و عظمت را مشاهده نمیكنیم و به جای آن در كینه ، نفرت ، حسادت ، دروغ ، پیمانشكنی ، مردمآزاری ، منیت ، خودخواهی . . . خود را سرگرم كردهایم و هستی را تبدیل به جهنم و جهنم را تبدیل به خود كردهایم و مانند اختاپوسی زشت و كریه خود را میان چنگالهای وحشتآفرین خود قـــرار دادهایم و هر روز فشار بیشتری به خود وارد میكنیم تا كاملاً خرد شویم. آن وقت میگوییم هدف از زندگی چه هست ؟ چرا ما را خلق كردهاند ، ما كه نخواستیم به دنیا بیاییم و این سؤالی است كه همیشه مطرح بوده است و خواهد بود ! تا باد چنین بادا !

به هرحال این سه مؤلفه ، نور ، صوت و حس همان است كه خداوند ابزار آنها را در انسان قرار داد تا هستی را درك كند و از آنها به دیدن ، شنیدن و قلب یا دل یاد كرده است. دیدن جایگاه نور ، شنیدن جایگاه صوت و قلب یا دل جایگاه حس مركزی است. البته منظور از این نور و این صوت و این حس ، فقط نور و صوت و حسی نیست كه ما درك میكنیم. بلكه دامنه آنها بسیار تا بسیار وسیعتر از آن چیزی است كه در فهم ما بگنجد.

و امّا نكته قابل توجه در این است كه نور و صوت میتوانند در شرایطی مخرب و در شرایطی سازنده باشند ، چون خداوند كه نورالانوار است و پاك و منزه است ولی در مراتب پائینی نورها و صوتهای مخرب و آلوده و ناخالص آنقدر وجود دارند كه در تفكر ما نمیگنجد و بسیار فعال نیز میباشند.

حال ممكن است سؤال شود این مطالب چه ارتباطی با صفت گذشته در انسان دارد ؟ اگر كمی تحمل كنیم به زودی خواهیم یافت ، ما میخواهیم بگوئیم انوار و اصوات مخرب و آلوده مرتباً فعال و در حال ارسال پیام و القای اهداف بازدارنده و مخرب خود هستند و ما قادر به تغییر آنها ، به طور كامل نیستیم ولی طعمهای مناسب برای آنها هستیم ، پس چكار میتوانیم انجام بدهیم تا طعمه آنها نشویم ؟ ما فقط میتوانیم موج گیرنده و فرستند یا صفت خود را تغییر بدهیم تا از بمبباران اصوات و انوار آلوده مصون باشیم و ما صفت گذشته خود را تغییر نمیتوانیم بدهیم مگر حس ما تغییر كند ! لازم به ذكر است كه هر گیرندهای قطعاً فرستنده هم میشود ، اگر زشتیها را جذب كنیم ، قطعاً زشتیها را منتشر خواهیم كرد و اگر زیبائیها و یا خوبیها و یا ارزشها را جذب كنیم ، قطعاً همانها را منتشر خواهیم كرد و این میشود صفت  گیرنده و فرستنده ما و به عبارت دیگر ویژگیهای گیرنده و فرستنده ما صفت خود ماست. نتیجه میگیریم برای تغییر صفت گذشته بایستی حس یا موج گیرنده و فرستنده را عوض كرد و این كاری است هم سخت و هم سهل ! برای تغییر حس در جهت ارزشها فقط و فقط یك راه وجود دارد ولاغیر و آنهم راه تصفیه و تسویه و یا پالایش است كه در مورد انسان آن را تزكیه گفتهاند.

اولین قدم برای تزكیه ، تفكر است و تفكر سالم ، ایمان سالم را به ارمغان میآورد و ایمان چیزی نیست مگر تجلی نور خداوند در انسان و یا اعتقاد راسخ به موضوعی و از ایمان سالم ، عملسالم پدیدار میگردد و از عملسالم ، حس سالم آشكار میشود و از حس سالم ، عقل سالم و از عقل سالم عشق سالم خود را به نمایش درمیآورد. آنگاه صفت گذشته تغییر مییابد. البته دو پله اصلی و اساسی دائماً و به صورت موازی در حال بالا بردن پارامترهای فوق میباشند كه به تدریج و یا به آرامی جهشهایی را به وجود میآورند و آن چیزی نیست ، مگر آموزش سالم و تجربه مفید. خصوصاً تجربههایی كه از عملسالم به دست میآید ، باعث جهش و ایجاد لذت میگردد و تجربههایی كه شكست منتهی میگردد بایستی باعث بازنگری در پندار ، گفتار و كردار گردد ، نه غم و اندوه ! چون ما دائماً به پندارهای خود لباس گفتار و كردار میپوشانیم و ممكن است ما به پندار خود و به ظاهر صدها قدم سالم برداریم و در انتها متوجه شویم كه فقط چند تای آنها سالم بوده است .

لازم است كه برای مطالب گفته شده مثالی زده شود : درنظر بگیرید فردی كه مصرفكننده موادمخدر است به كنگره میآید با صفت اعتیاد ، اولین قدم و در سه جلسه اول فكر میكند و سپس با دیدن بچههای سالم اگر به راه و مسیر ایمان بیاورد بایستی به مرحله عمل كه همان كاهش مصرف موادمخدر است پا بگذارد ، به محض آنكه روی برنامه موادمخدر خود را كاهش داد یعنی عمل سالم را به انجام رسانید حس او تغییر میكند ، با تغییر حس سالم بلافاصله عقل وارد میدان میشود و به فرمانروایی نزدیك میشود و آنگاه عقل با صدای ضعیف عشق را صدا میزند و عشق به ادامه راه و یا رهایی و آزادی در وجود او جوانه میزند و این عمل مرتباً از تفكر تا عشق تكرار میگردد تا روزی كه به رهایی و آزادی از دست اهـــریمن اعتیاد نایل گردد. (توجه وادی اول تفكر و وادی چهاردهم عشق یا محبت ) و امّا عشق سالم مرحلهای است كه تو تمام هستی را دوست داری مثل كوه ، سنگ ، درخت ، خاك، هوا ، حیوانات ، باران ، شیرینی ، تلخی ، آدم خـوب ، آدم بد. چون خواهی فهمید كه تمام هستی برای توست و تو برای تمام هستی و تو بدون آنها هیچ مفهومی نداری. برای مثال ، تو تمامی وجودت از خاك است و روی كره خاكی كه در آسمان در حال چرخیدن است قرار داری. اگر او نباشد تو در این شرایط وجود نداری. پس خاك را دوست خواهی داشت و به آن احترام خواهی گذاشت. آدم بد ، به تو میآموزد كه بدی زشت است و او معلم توست. بنابراین آموزگارت را دوست خواهی داشت ! چون موقعی كه به عشق سالم برسی ، خواهی دانست بدی و زشتیهای انسان از روی جهل ، نادانی و یا نیاز آنهاست و دلت برای آنها میسوزد و برای آنها دعا خواهی كرد. چون آنها با جهل خود در حال خودزنی یا خودسوزی خود هستند و با دستان خودشان وسایل نابودی خودشان را فراهم مینمایند و آنگاه تو بر مبنای شرایط یا بایستی ببخشی و یا بایستی پاسخ بدیها را بدهی ، این شرایط است كه تو بایستی تصمیم بگیری گاهی دندان در مقابل دندان ، گاهی سر در مقابل سر و گاهی بخشش و گذشت چون خداوند هم بخشنده و مهربان است ، هم قهار و توانا و هم عزیز و حكیم ! البته لازم به ذكر است عشق سالم ذره ذره پدیدار میگردد و نبایستی انتظار داشت یك مرتبه به وجود آید ، اگر احساس كنیم به صورت ناگهانی عشق پدیدار گردد ، بایستی بدانیم آن شور و هیجان است ، اگر این شور به شعور تبدیل گردد عشق سالم خواهد بود وگرنه فروكش خواهد نمود ! چون عشق سالم هیچگاه به نفرت تبدیل نخواهد شد ولی عشق خیالی كه ما آن را خودشیدائی مستان میگوئیم و با شور و هیجان بوجود میآید ، احتمال آن هست كه گاهی اوقات به نفرت تبدیل گردد ! ناگفته نماند كه عشق سالم هم خود تماماً شـور است ، امّا از نوعی دیگر !

 

 

تفکر سالم ----- ایمان سالم ----- عمل سالم ----- حس سالم----- عقل سالم ----- عشق سالم  و  باز تکرار



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
خلاصه سخنان استاد
دستور جلسه این هفته،در استحکام پایه های علمی وما لی کنگره من چه کرده ام؟
سوالی  که من از خودم می پرسم اینکه کنگره برای من چه کرد؟اصلا قابل قیاس نیست که بخواهم بگویم کنگره برای من چه کرد.وعددی برای آن قائل شد.چون بهترین چیزی که به من داد آرامش بود.چیزی که در جای دیگری پیدا نمی شود.راه و روش درست زندگی کردن،نظم وچگو نه احترام گذاشتن را به من یاد داد.کنگره به من انرژی  داد.من همیشه آرزو می کنم که کنگره همیشه پا بر جا بماند.اگر نبود من الان کجا بودم.واقعا درک کردن،وایمان داشتن به آن خیلی مهم است. حالا من برای کنگره چه کرده ام .کنگره تشکیل شده از سه ضلع است 
یکی منابع انسانی،دوم منابع مالی و سوم 
علم کنگره است.یک سازمانی است که از خودش تغذیه می شود. نیروی انسانی همان خدمت گزاران هستند که بدون مزد
وپاداش کاری را انجام می دهند.و علم ‌کنگره که  در هیچ جا وجود ندارد.علمی که تجربه شده است و بدون نقص است.وحقیقت را بیان  می کند.خیلی از روش های درمان وجود دارد ولی آیا به سرانجام می رسد؟خیر چون حقیقت ندارد.و منابع مالی کنگره است .که واقعا من در قبال این همه امکاناتی که در کنگره وجود دارد ومن از آن استفاده می کنم.چه کرده ام.خود من طی این چهار سالی که در کنگره بودم تا جایی که توانستم کمک کرده ام چون من در کنگره یاد گرفتم که ببخشم،ما در کنگره نباید حسابگرانه فکر کنیم.بلکه باید عاقلانه فکر کنیم که اگر می خواستم یک پاکت سیگار را حساب کنم که در یک ماه چقدر هزینه می کردم،آیا یک پنجم آن را به کنگره ،پرداخت کرده ام.چون آرامشی که 
اکنون دارم مدیون کنگره هستم. افرادی هستند در کنگره ،وقتی درمان میشوند ،کنگره را رها می کنند و هیچ خدمتی نمی کنند مسلما این افراد به مشکلاتی بر می خورند.ما می دانیم که اگر خدمتی انجام دادیم در زندگی به جاهایی می رسیم که خداوند مزد خدمتمان را می دهد.بنابراین باید قدر دان باشیم و ناسپاسی نکنیم.اگر ناسپاس  باشیم ،حس فراموشی هم به سراغمان می آید.ان شاالله بتوانیم حق این دستور جلسه را به خوبی ادا کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
من وقتی وارد کنگره شدم از الفاظ و ادبیاتی استفاده میکردم که در خور یک انسان نبود.من در کنگره طرز صحبت کردن و قوانین صحیح زندگی را یاد گرفتم.همانطور که دیگران کاشتند وما خوردیم ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند.من مصطفی باید بدانم که کجا بودم و الان به کجا رسیدم.ته یک چاهی بودم که دیگران من را نجات دادند و الان من باید بتوانم دیگران را نجات بدهم.
هر خدمتی که در کنگره انجام می دهیم،تا چند وقت حال خوبی داریم. کوچکترین خدمتی که من در زمینه مالی می توانم انجام بدهم حمایت از سبد کنگره است.
مسافر ابراهیم
من هم خدا را شکر میکنم که امروز هم در کنار دوستان هستم.این صندلی ها که اینجا وجود دارد از اول نبود.این لژیون ها از اول نبودند،اینها بذری بوده که توسط دیگران کاشته شده است.ومن حالا از آن استفاده می کنم. پس من باید قدرش را بدانم و از نظر مالی هر چه قدر می توانم کمک کنم تا بذری باشد که کاشته ام برای آیندگان.
مسافر حسین 
من برای پایه مالی و علمی کنگره چه کرده ام؟کنگره یک جمعیت احیای انسانی است.احیا یعنی زنده کردن.ومن مصرف کننده قبلا یک مرده بودم و تمام حس هایم بسته بود و الان در کنگره احیا شدم و یاد گرفتم که ببخشم و علمی که یاد گرفتم را به دیگران انتقال بدهم.در بیرون از کنگره هم این علم را با اعمال و رفتارم نشان بدهم.
مسافر محمد
من هم خیلی خدا را شکر می کنم که توانستم امروز به کنگره بیایم و آموزش بگیرم،کنگره علم درست زندگی کردن را به من آموخت.من اصلا درست زندگی کردن را بلد نبودم ،دروغ می گفتم یا حق دیگران را ضایع می کردم.ولی الان از کنگره یاد گرفتم که چگونه باشم.برای سیگار چندین بار به ان جی یو رفته بودم
ولی موفق نشدم،کنار می گذاشتم ولی دوباره وقتی در کنار بچه ها که می آمدم 
مصرف می کردم چرا؟چون علم آن را نمی دانستم ولی در کنگره این علم را به من آموخت و انشاالله که من هم بتوانم با عملی کردن آن به دیگران انتقال دهم.
مسافر مجید
من دیروز ،ناخودآگاه در جلسه ای قرار گرفتم که روی زیلو در بیرون نشسته بودند.ومن یک لحظه فکر کردم ما در کجا داریم آموزش می گیریم و درمان میشویم که آقای مهندس برایمان مهیا کردند.من کجا بودم و در چه شرایطی؟
و الان در کجا هستم با چه آرامشی،که در جایی یافت نمی شود.جایی که هستیم امنیت دارد و از ما استقبال  می کنند .من شاید در دوران مصرفم پول داشتم ولی آرامش نداشتم.ولی حالا پول ندارم ولی آرامشی دارم که نمی شود با چیزی مقایسه کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دستور جلسه امروز هم این است که در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟
افراد کنگره 60، در پرتوی آموزش هایی که دیده اند و رهایی که داده می شود و آموزش های جهان بینی، افراد کنگره به اندازه خودشان و به خوبی کنگره را کمک می کنند. ما فقط بایستی به فکر آینده باشیم. ما در کنگره روزمرگی نداریم.
کمک های کنگره خوب است، ولی سبد های کنگره یه مقدار ضعیف است. سال گذشته ما 20میلیون تومان کم آوردیم، یعنی برای خرج های یومیه کسری بودجه داشتیم. 
بچه های کنگره در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره کمک می کنند و هر کاری که از دستشان بر می آید، انجام می دهند و این بخاطر پیوند محبتی است که بین ما برقرار است. ما حال را نگاه نمی کنیم، ما برای آینده برنامه ریزی می کنیم. ما دائماً در فکر آینده هستیم که نسل های آینده هم بتوانند کارشان را درست انجام بدهند.
من دلم می خواهد که بقیه شهرستان ها هم از اصفهان الگو برداری کنند. اینها یک شعبه را تبدیل به سه شعبه کرده اند. این بخاطر عشق به آدمیت، انسانیت است. این بخاطر این است که می خواهند در آینده فرزندانشان درگیر اعتیاد نباشد و همه ی کسانی که درگیر این موضوع شده اند، نجات پیدا کنند. از مسئولین ایجنت و اسیستانت های اصفهان که زحمت زیادی می کشند، سپاسگزارم و خدا عمرشان بدهد.
اصلاً فکر نکنید که مثلاً فلان شعبه، مردم فقیری دارد و اصلاً پول ندارند و بخاطر این کمک نمی کنند. بعدها دیدیم که شعبه شهرری در هفته ی لژیون مالی، از همه ی شعب بیشتر پول داده بود. در تمام ایران، مردم ما در کارهای خوب پیش قدم هستند.

در جهت پایه های مالی، من و کلیه دیده بانان سعی کردیم که این مطالبی را که شما ارائه می کنید و پول هایی که می دهید، حفظ و حراست کنیم. باید از گروه مالی تشکر و قدردانی کنیم که یک ریال جابجا نمی شود. ما سعی کردیم همه ی کارهای ما کارتی باشد و پولی جابجا نشود. حتی حق عضویت و صدور کارت از طریق کارتخوان انجام می شود. قسمت اوتی هم همینطور است.
در جهت علمی هم من تمام سعی خودم را کردم که علم شما در مقوله اعتیاد، قوی ترین علم باشد. این است که شما از طریق این علم توانسته اید به رهایی برسید. از نظر تفکر و اندیشه هم این تلاش را کرده ام. از نظر جهان بینی هم امین کمک های زیادی کرد و این کمک ها ادامه دارد که بتواند به شما مطالب زیادی را از نظر علمی به شما ارائه بدهد. 
امیدوارم امسال بتوانیم مرکز تحقیقات علمی خودمان را گسترده کنیم، می خواهیم آکادمی و مرکز تحقیقات درست کنیم، ولی ابتدا باید ذره ذره امکاناتش فراهم شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 6 خرداد ماه 1397 جلسه هشتم از دور سی و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60،نمایندگی سلمان فارسی به استادی مسافر مصطفی ،نگهبانی مسافر روح الله  و دبیری مسافر مهدی بادستور جلسۀ:  کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

این کتاب نه تنها در مورد درمان اعتیاد بلکه درمورد مشکلات زندگی راهکارهای زیادی عنوان نموده است که کاربرد دارد.......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط :
نتیجه تصویری برای ‫عکس آقای مهندس site:http://c60esfahan.mihanblog.com‬‎
ماقبل از ورود به کنگره در زمان مصرف از یک ادبیات خاصی استفاده می‌کردیم و باید با آموزش گرفتن این ادبیات را تغییر دهیم . نمی‌توانیم بگوییم که من قلب و زبانم یکی است و با همه به یک‌شکل صحبت کنم......


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، آمزش، درمان اعتیاد،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 خرداد 1398
باسلام خدمت ابوطالب عزیز و کمک راهنمای محترم مسافر سعید 
این رهایی را به شما و خانواده ای محترمتان تبریک میگویم

؛ مثلث به کار خود ادامه می‌دهد. در ادامه همه مطالب به طور دایره وار در چرخش است. همیشه اینگونه بوده و شاید دانستن بعضی از مطالب قدری زود باشد؛ اما همیشه فرمان است که در مرحله آخر انجام می‌پذیرد. با آنچه مکرر گفته شد اگر نیازی باشد برای آموزش باز هم گفته خواهد شد.

ما در این مورد که میوه‌ها می‌رسند و ما می‌چینیم خشنودیم و ما هم برای رهایی دوستان تلاش می‌کنیم و این را به اطلاع شما برسانیم که موارد زیادی پیش آمده بود و هست که دیگر به جهت تصحیح این مقوله ارجاع نمی‌شود و بسیار خوب هست نوشتارها را ادامه بدهید و در ادامه اگر مورد خاصی بود مطلبی به جهت غنی شدن، دوستان و سایرین در اختیار شما خواهند گذاشت. این بسیار خوب است که نوشته‌هایی دیگری هم دارید. به جهت آموزش و تعلیم جان و روان و تکامل. در قسمت تزکیه مطالب خوبی اعلام می‌شود تا مکتوب بشود. توجه به خانواده از اهمیت خاصی بایستی برخوردار باشد. 
نیک میدانیم که برای ادامه کتاب‌ها تلاش و زحمت کشیده‌اید که جذاب و قابل درک باشد در مواصلات خود با عوامل و دست اندرکاران حکومتی و دولتی و دیوانی. به قول دین دستور می‌گوید؛ گاهی سواره باشید و گاهی پیاده و راه هموار و ناهموار است بسیار دقت لازم است که بار سالم به مقصد برسد. حفره‌ها همیشه باز نیستند و همیشه هم بسته نمی‌مانند و این حفره‌هایی باز اجرام را جابجا می‌کنند. در هر مرحله از حیات به تجربه گذشته و عمل و حال به عینه دیده و می‌بینیم که آنجا که به عقل و فرامین الهی جلو رفتیم مشخص است با آنچه خود و با اراده ظاهر خود انجام دادیم به معذورات خورده و شتر گم کرده در بیابان برهوت شده‌ایم و عقل مغلوب نفس گردیده است. همه در معرض مسائلی هستیم که ناگزیر منتظر گریز آن باشیم؛ اما مطلب دیگر همیشه اصل با ریشه مهم است؛ یعنی توجه به ریشه، ساقه، شاخه و برگ، میوه مرغوب می‌دهد. اگر کتاب آسمانی را هم خوب بخوانید فرشتگان و جن و انس هر یک با هم تفاوت دارند. هم از نظر ظاهر و به قول شما عملکرد و هم از نظر باطن. 
جن با شیطان همکار است؛ اما انسان تزکیه شده طی مراحلی بسیار با فرشته محشور می‌شود و در طی تزکیه مراحلی به ملکوت یا فرشته می‌رسد. شما اول سوختن نفت یا روغن چراغ را ببینید. از این نور و تاریکی کدام مضر و کدام یک مفید است. حال انسانی که نور را به صورت دیگری به کار برده که آسیب برساند آیا نور اشتباه کرده و یا فاعل آن و یا انسانی ناری فراهم آورد که مثلأ جنگل‌هایی بیشماری را آتش بزند آن آتش اشتباه نموده است؟؟؟؟
پس ما برگشت می‌نماییم به خود موجود که ممکن است جن باشد یا انس و یا فرشته که در هر بعدی این تسویه یا تزکیه به صورت فرمان خاصی خودش انجام می‌پذیرد و مشکل‌ترین آن در قید حیات مادی است که ابتدا و انتهایی نمی‌توان تصور نمود. به همین علت آزمایشات الهی همچنان ادامه دارد. آن لحظه که کاملأ حس می‌نمایید دیگر پایان خط است همه امورات بی نقص به انتها می‌رسند و شروع مطالبی می‌شود که به خیال و رؤیا هم نمی‌دیدی، مانند ابرهای تیره ایی که طوفان آنها را ببرد و ابرهای سفید بر فراز آسمان پدید آمده و آسمان، آبی و خورشید، درخشان است.
سپس گردشی کوچک و دوباره ابرهای تیره در آسمان پدیدار می‌شود.
پس نور و نار در فعل نهفته‌اند و خلق انسان و جن در پایان عمل نشانگر حوادث هستند و فرمان همه آنها در عقل و فرمان از جایی و یا لامکان می‌آید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه