خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت با دستور جلسه:حرمت،چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟

چهارشنبه 27 تیر 1397 11:53 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

به نام قدرت مطلق الله

خلاصه عملکرد لژیون ویلیام وایت (درمان سیگار)

لژیون کمک راهنما مسافر سعید

با دستور جلسه:حرمت،چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟

استاد فرمودند:

دستور جلسه این هفته حرمت ها می باشد،همانطور که همه می دانید حرمت توسط نگهبان کنگره 60 در تمام جلسات عمومی دو مرتبه قرائت می شود،متاسفانه یک سری از مسافران هستند که دیر به جلسه می آیند و این مرتبه دوم که در آخر خوانده می شود برای همین افراد است .

من مسافر چرا در زندگی شکست خوردم و تبدیل به یک مصرف کننده مواد یا سیگار شدم،به خاطر همین حرمت ها که رعایت نکردیم و شکستیم ،یا به عبارتی از قوانین خداوند سر پیچی کردیم،همانگونه که در سی دی شرک آقای امین می فرمایند که چرا ما برای خداوند یک شریک آوردیم،چون بارها گفتیم که عقل و حس و ذهن جزء صور پنهان می باشد که همگی اینها نمادی از خداوند است.

طبق قانون عمل و عکس العمل،هر عملی یک عکس العملی هم دارد،اگر انسان خوبی کرد،خوبی می بیند و اگر هم بدی کرد،بدی می بیند.حرمت از ریشه حرام است (حرام،تحریم،حریم،احترام،محترم و....)حرمت یعنی یک سری از کارها را انجام ندادن.مثلا گفته می شود که کنگره مکان مقدس و امنی می باشد،به خاطر مقدس بودن آن نباید دروغ گفت،قضاوت کرد،الفاظ ناشایست بیان نکنیم و......

ما باید این حرمت ها را از کنگره شروع کنیم تا در بیرون هم بتوانیم از آن استفاده کنیم،یا در آخر جلسات که نگهبان کنگره می فرماید که هویت اشخاص برای ما محترم می باشد،یعنی من اگر یک فرد آشنا را در کنگره دیدم در بیرون از کنگره آن را بیان نکنم.فرامین خداوند برای تمام ادیان است ،پس ما باید مواظب باشیم که حریم دیگران را نشکنیم (با قضاوت کردن،تجسس کردن،با عیب جوِِئی ،و یا غیبت کردن و ...)و وارد حریم دیگران نشویم تا نه وارد حریم ما شوند و نه حریم ما شکسته شود.ما تا قبل از مصرف یک حریم امنی داشتیم و با مصرف مواد و یا سیگار کشیدن حریم خودمان را به شیطان واگذار کردیم و به قول آقای مهندس که در سی دی رسیدن می فرمایند،ظلمت را نور تشخیص می دادیم.و موقعی به آرامش و تعادل می رسیم که حریممان یک حریم امنی شود.

استاد در ادامه فرمودند:اگر یک شخصی هزار خوبی داشته باشد و یک عیب کوچک هم داشته باشد ما نباید فقط آن عیب را نگاه کنیم،باید در نظر بگیریم که هزار خوبی هم دارد.

در زمان مصرف حتی در موقع خواب همیشه دچار کاووس می شدیم چون حریم ما در اختیار شیطان قرار گرفته بود ولی با ورود به کنگره و شروع به سفر کردن همانگونه که دارو یا آدامس خودمان را پیپر می کنیم ،ذره ذره حرام ها را هم کم و یا انجام نمی دهیم.و در آخر احترام به همدیگر گذاشتن،چون گفتیم که احترام هم از خانواده حرمت می باشد.

استاد در آخر فرمودند:انشاالله که بتوانیم این حرمت ها را عملی کنیم و جلسه را به مشارکت گذاشتند.

مسافر رسول:حرمت در هر کجا که باشد خودش یک نوع قوانین است و من با رعایت کردن همین حرمت ها و دوری از ضد ارزش ها در کنگره به سلامتی رسیدم.

مسافر حسین:تمام حرمت ها بر گرفته از کتاب آسمانی است،من قبلا هم می دانستم که دروغ گفتن بد است ولی به آن اهمیت نمیدادم ولی با ورود به کنگره با آموزش و پالایش و تزکیه متوجه شدم و ذره ذره آنها را کنار گذاشتم.

مسافر مصطفی:من باید این حرمت ها را مثل دستور جلسه دانائی که آن را به دانائی موثر تبدیل کردم،بتوانم در بیرون از کنگره عملی کنم.

با تشکر:مسافر مصطفی

 

 

 

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنگره 60 ، درمان اعتیاد ، درمان سیگار ،
دنبالک ها: لژیون درمان سیگار (ویلیام وایت) ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 27 تیر 1397 12:02 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت با دستور جلسه(آداب و معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل و بی تعادلی

یکشنبه 17 تیر 1397 11:27 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
             
     

تایپیست:مسافر مصطفی



در جزوه چهار مقاله ،چهارده اصل وجود دارد که یکی از آنها تعادل می باشد،چون در این جزوه آقای مهندس می فرمایند درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان.......

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنگره 60 ، درمان اعتیاد ، ترک اعتیاد ،
دنبالک ها: لژیون درمان سیگار(ویلیام وایت) ،
آخرین ویرایش: جمعه 7 تیر 1398 05:54 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما مسافر سعید در لژیون ویلیام وایت با دستور جلسه (سیگار)

جمعه 15 تیر 1397 10:18 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

          

هر نوع مریضی که در انسان بوجود بیاید مثل،بالا رفتن فشار،چربی خون،ناراحتی تنفسی و...... همه آنها به مصرف سیگار بستگی دارد.......







ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 تیر 1397 09:33 ق.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما آقا سعید در لژیون ویلیام وایت(درمان سیگار) مورخ 97/3/15

شنبه 19 خرداد 1397 01:46 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi


                                            
                                                      


در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره من چه کرده ام؟
در ابتدا استاد فرمودند:در این شبهای عزیزکه شب قدر نام دارد و بهترین موقع برای پالایش و تزکیه است به همدیگر دعا کنید و انشاالله که بتوانیم از این ماه پر برکت بیشترین استفاده را ببریم.
و اما در مورد دستور جلسه،فرمودند:این دستور جلسه برای تک تک ما است که باید از خودمان سوال کنیم .بحث در این جلسه خدمت کردن و سپاسگزاری است.
اهداف کنگره 60 که همان علم و دانش و جهان بینی آن است قوی شده است ،حتی از نظر مالی و هدف آقای مهندس هم همین بوده است ،که به این دو پارامتر استحکام بخشیده شود.ولی یک وظیفه دیگر ما این است که به کنگره کمک کنیم.ما هر کمک یا هر دینی که داشته باشیم اول باید به کنگره کمک کنیم ،چون وعده خداوند دروغ نیست ما هر چقدر ببخشیم خداوند چند برابر آن را به ما می دهد.

استاد فرمودند:هر مسافر باید در ساختن بنای یک نمایندگی ،حتی یک آجر هم که هست خودش را شریک کند و فرمودند من خودم از زمانی که وارد کنگره شدم ،به خدمت کردن مشغول شدم و از نظر مالی کمک خودم را با مبالغی شروع کردم.آقای مهندس می فرمایند هر شخصی که در کنگره به درمان می رسد،حداقل بیست میلیون هزینه دارد ولی وقتی که قرار شد به کنگره کمک کنیم ،با خودمان می گوییم که کنگره هم پولی شده و عقل حسابگرانه به سراغ ما می آید.یک مسافر ار تداشته هایش باید کمک کند و کمک هایش با جان ودل باشد نه اینکه بخواهد با خدا معامله کند.در کتاب خدا هم آمده است که هر چیزی که انسان بیشتر آن را دوست دارد همان را ببخشد.

در کنگره یاد گرفتیم که اگر بخواهیم به فرمان عقل برسیم باید یک فرمان روای خوبی باشیم و موقعی یک فرمان روای خوبی هستیم که یک فرمانبردار باشیم،که همان بخشش را یاد می گیریم چه از نظر مالی ،چه از نظر جانی.چون هر چه بیشتر ببخشیم خداوند در عوض آن بیشتر به ما می دهد و باید به این نقطه تفکر برسیم.
در مورد استحکام پایه های علمی:همانطور که می بینید علم کنگره رو به رشد می باشد و به جهانی شدن خیلی نزدیک است،ما باید با آموزش گرفتن و با کمک راهنما شدن و استادشدن بتوانیم کنگره را گسترش بدهیم.وظیفه من کمک راهنما این است که اطلاعات و آموزش های گرفته شده را به شما انتقال بدهم و شما به درجه کمک راهنمایی برسید و شما هم بتوانید استاد و کمک راهنما پرورش بدهید و با همین کارها پایه های علمی کنگره مستحکم می شود.
استاد در رابطه با آکادمی صحبت کردند و فرمودند که انشاالله این دانشگاه به زودی راه اندازی می شود و همانطور که اطلاع دارید در همه رشته ها مثل انواع مواد مخدر و.....تدریس گسترش می یابد حتی استادانی پرورش داده شود که بتوانند در رابطه با صور پنهان و آشکاار انسان را بشناسد.
استاد در ادامه فرمودند:انشاالله اگر بخواهیم از علم کنگره برداشتی داشته باشیم ،باید به درجه کمک راهنمایی برسید تا بتوانیم این اطلاعات را دست بدست به آیندگان برسانیم.

گزارشگر و تایپ:مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 خرداد 1397 02:26 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما آقا سعید در لژیون ویلیام وایت(درمان سیگار) مورخه 97/3/8

شنبه 12 خرداد 1397 02:40 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi


        
کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن


این کتاب اولین کتابی است که آقای مهندس تالیف کردند و در طول سفر تمام تجربیات و مشکلات خودشان را در این کتاب به تحریر درآوردند یعنی دقیقا هر کسی که این کتاب را مطالعه کند متوجه می شود که تمام این مشکلات که یک مسافر در طول سفر دارد ،آقای مهندس هم همین مشکلات را داشتند و فرمودند که خود من تا بحال بالغ بر شش مرتبه این کتاب را مطالعه کرده ام و به کلیه مسافران توصیه کردند که این کتاب را همیشه و در هر شرایطی که هستند مطالعه کنند.
در این کتاب یک سری مطالب هایی هست که مربوط به اساتید آقای مهندس می باشد.این تنها کتابی است که هر شخصی در هر مقطع از سواد که باشد می تواند آن را متوجه شود و بزرگترین کاری که آقای مهندس کردند همین صورت مسئله اعتیاد را برای همه مشخص کردند و روش DST را برای ما ابدع کردند و تنها تغییرات در این کتاب این بود که آقای مهندس با تریاک (اپیوم) سفر کردند و پله های دوران مصرف ایشان 15 روزه بوده است،که پله ها به 21 روز تغییر کرده و به جای مصرف تریاک شربت OT جایگزین آن شده است و دیگر بحث تصاویر آن است که چهارده تصویر داریم که یکی روی جلد کتاب و دیگری در پشت جلد و دوازده تصویر داخل کتاب است.
که اگر این 12 تصویر را دسته بندی کنیم 4 تا تصویر در آن ماشین ملاحظه می کنیم که آخرین تصویر همان کسی است که رها شده و اسکی بازی می کند و آهنگ مربوط به آن همان آهنگ رهائی است.اما تصویر اول که ماشین ، به جسم ما تشبیه شده است و راننده درون آن عقل ما است،که این ماشین یک ماشین مدل پایین و خراب است که در منطقه کوهستانی می خواهد حرکت کند و باید در ایم مسیر مواظب یخ بندان جاده باشد و به دره سقوط نکند و در اینجا همان پارامتر صبر که مدت 10 الی 11 ماه سفر می باشد.
تصویر بعدی نور خورشید منعکس شده به صورت راننده،که مربوط به مسافری است که سه ماه است سفر می کند و به حال نسبتا خوب راه پیدا می کند وی می خواهد برود به دنبال جبران خسارت های خودش ،که هنوز امکان سقوط را دارد و باید اولویت اول را درمان قرار بدهد و سومین تصویر گل و لای می باشد،و جایگاه یک مسافر را نشان می دهد که در پله های آخر قرار دارد و باز هم امکان سقوط را دارد. بعد تصاویر درختان پوسیده است،که یک مسافر در بدو  شروع که سفر خود را آغاز کرده و در اطراف آن یک سری جوانه هایی است که رشد کرده است که همان راه اندازی مواد شبه افیونی بدن است و ذره ذره با یک سفر خوب به یک درخت تنومند راه می یابد و یک سری از تصاویر هم همان درون یک مسافر را نشان می دهد که می شود همان جهان بینی.
اما تصویر روی جلد کتاب که هیچ وقت نمی شود که سر سبزی و دریا و کویر در کنار همدیگر قرار گرفته باشد.این فقط در مورد انسان می تواند که این سه پارامتر را در کنار همدیگر داشته باشد،چون انسان دارای مجموعه رزائل و فضائل می باشد و توصیه کردند به همه مسافران که همیشه و در هر حالتی که هستند این کتاب را مطالعه کنند.
در آخر استاد جلسه را به مشارکت گذاشتند:

نگارش و تایپ:مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 12 خرداد 1397 03:23 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنما آقا سعید در لژیون ویلیام وایت(درمان سیگار )در تاریخ 97/3/1

شنبه 5 خرداد 1397 04:12 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                                                                       نقطه تحمل

                                                                      


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 خرداد 1397 05:01 ب.ظ

گزارش لژیون سیگار در تاریخ 97/2/25

چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 12:42 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                  
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 خرداد 1397 02:27 ب.ظ

خلاصه سی دی رمضان....... از آقای مهندس حسین دژاکام

جمعه 21 اردیبهشت 1397 09:25 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
                          
                             
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 اردیبهشت 1397 11:46 ق.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنمای محترم مسافر سعید سه شنبه 97/2/18 در لژیون ویلیام وایت

چهارشنبه 19 اردیبهشت 1397 04:14 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi


                                         
               
                                 

جلسه درمان سیگار با کمک راهنمای محترم مسافر سعید رأس ساعت 15/30 با دستور جلسه هفته راهنما شروع به کار نمود.

استاد فرمودند من نمی توانم راجع به این دستور جلسه زیاد صحبت کنم.یک راهنما باید دارای چه ویژگیهایی باشد:باید دارای اخلاق و رفتار و کردار سالم باشد.من خودم وقتی سفرم تمام شد و به رهایی رسیدم با خودم گفتم چگونه من به کنگره وصل شوم. از اوایل رهایی ام خدمت را در OTشروع کردم و در همان سال اول در امتحان کمک راهنمایی شرکت کردم و به درجه کمک راهنمایی رسیدم و بابت این کار خدا را شکر می نمایم .در جایگاه کمک راهنمایی خیلی آموزش وجود دارد و من هر چه بیشتر در کنگره بمانم بیشتر آموزش می گیرم در کنگره از ورود یک تازه وارد گرفته یا سفر دومی و حتی جایگاههای بالاتر همه اینها خودش منبع آموزش هستند.ما با ورودمان به کنگره باید تغییر جایگاه بدهیم چون با این تغییرات یک سری توانایی هایی کنگره به ما می دهد در کنگره هر چی جایگاه بالاتر برود،توانایی و دانایی هم بالاتر می رود و توصیه کردند که انشاالله همه این جایگاه را لمس کنند و حساب خودشان را به صفر برسانند،چون تنها جایگاهی است که یک مسافر می تواند مدت زیادی خدمت و آموزش بگیرد.
در کنگره سواد مهم نیست فقط باید به دانایی کامل رسیده باشد.اگر یک کمک راهنما بخواهد به درجه راهنمایی برسد باید حداقل سه نفر را به کمک راهنمایی رسانده باشد و بعد یک آغاز نامه هم ارائه دهد چون می گوییم پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است.
یک راهنما مثلث عشق و ایمان و محبت را در درون خودش دارد و این مثلث بستگی به ستون آن که همان خمر انسان می باشد که اگر درست راه اندازی نشده باشد هرگز به این مثلث عشق و عقل و ایمان نمی رسد.خدمت یک کمک راهنما واقعایک خدمت صادقانه و عاشقانه و بی ریا است.
حساب عاشق با عشق است    با معشوق چه حسابی است
یعنی یک کمک راهنما کاری ندارد که یک رهجو سن او زیاد باشد یا از نظر مالی خوب یا بد باشد و این رهجو است که راهنما را انتخاب می کند.یک کمک راهنمای واقعی باید عاشق باشد،عشق در حد حرف و کلام نیست و باید شخص آن را درک کند و ضلع بعدی ایمان می باشد که به معنای امنیت و آرامش می باشد.اگر یک راهنما خودش ایمان نداشته باشد ،نمی تواند یک رهجو را به ساحل آرامش برساند و ضلع سوم این مثلث عقل می باشد که عقل همان علم کنگره یا دانایی می باشد.سیستم خمر انسان موقعی بکار می افتد که شخص دارای آرامش باشد.
یک راهنما وقتی بخواهد شال دریافت کند در موقع بستن پیمان که در نزد خداوند قسم می خورد که در چهار چوب قوانین کنگره که همان مثلث معرفت و عمل سالم و عدالت است عمل نماید.
استاد در آخر فرمودند:که در کنگره هر چقدر جایگاهها بالاتر باشد کار در آن جا سخت تر ولی لذت بخش است و فرمودند که انشاالله همه مسافرین به جایگاه کمک راهنمایی برسند.

با تشکر : مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 11:02 ق.ظ

خلاصه سخنان استاد به کمک راهنمایی محترم مسافر سعید سه شنبه مورخ 97/2/11در لژیون ویلیام وایت

دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 08:03 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                   


جلسه درمان سیگار با کمک راهنمایی محترم مسافر سعید راس ساعت 15/30 با دستور جلسه چگونه در کنگره قدردانی کنیم،شروع بکار نمود.

استاد فرمودند: انسان باید هر لحظه سپاسگزاری و شکرگزاری کند از خداوند،پدر،معلم،راهنما و حتی در مشارکتها از نگهبان و دبیر و ایجنت.حال باید ببینیم چگونه شکرگزاری کنیم ، باید هم با زبان و هم قلبا و هم با عمل این سپاسگزاری را بجا بیاوریم .
شکرگزاری و سپاسگزاری مخصوص خداوند است و خود خداوند در قرآن هم می فرماید که من نیاز به سپاسگزاری ندارم و اگر خواستید سپاسگزاری کنید از بنده من سپاسگزاری کنید.در کنگره هم می توانیم از وادی چهاردهم نام ببریم که بحث عشق است ، عشق مخلوق به مخلوق و عشق مخلوق به خالق و عشق خالق به مخلوق و چیزی که مهم است همان عشق است که همراه با معرفت و آگاهی و شناخت باشد.
عشق خالق به مخلوق که خداوند هم در کتاب کلام الله می فرماید که تمام وجود خداوند در هستی است و ما باید همیشه عاشق بنده و هستی باشیم.
در هر حال انسان باید شکرگزار خداوند باشد مخصوصا در کنگره چون چیزی که به ما داده شده آسایش، آرامش، و راه و روش درست زندگی کردن و ما باید همیشه شکر آن را بجا بیاوریم و حالا من برای کنگره چه کاری انجام داده ام و نباید فراموش کنیم که ما به کنگره بدهکار هستیم و باید وظیفه خودم را در مقابل کنگره انجام دهم و حالا که دستور برای من صادر شده و صندلی آماده شده است در لژیون باید شکر گزار و سپاسگزار باشم و قدر این صندلی را بدانم و برای یک سفر اولی در کنگره بهترین شکرگزاری، خوب سفر کردن است.در کتاب کلام الله هم آمده است که اکثر انسانها ناسپاس هستند و حقیقت را پنهان می کنند و یا حتی ضرر هم می رسانند.
در درجه اول رب به خداوند گفته می شود ولی بعد از خداوند می شود پدر و یا کسی که به من آموزش داده و من را به یک جایگاه رسانده است.
ما در کنگره هم از این افراد ناسپاس داریم که حتی در اواخر سفر بودند و کنگره را رها کردند و حتی گفتند که کنگره برای من کاری انجام نداده است و البته این اشخاص همیشه ناسپاس  بودند، چون ما در کنگره یاد گرفتیم که قانون عکس و عکس العمل وجود دارد.
من مسافر تا قبل از ورودم به کنگره فکر می کردم که فقط باید به خداوند ایمان داشته باشم ولی فهمیدم که باید به کنگره و راهنمای خودم هم ایمان داشته باشم تا به درمان برسم و البته این کار باید با عمل سالم انجام گیرد.و هر کاری که انجام می دهیم طبق عمل سالم و آگاهی باشد.
و در سفر دوم هم برای قدردانی و شکرگزاری همان خدمت کردن است.ما در کنگره یاد گرفتیم که حتی اگر کسی کوچکترین کاری برای ما انجام داد از او قدردانی و تشکر نماییم.

استاد در پایان فرمودند:که دستور جلسه هفته آینده ، به مناسبت هفته راهنما می باشد و همه ما رهجو هستیم و باید از راهنماهای خودمان قدردانی و تشکر نماییم.

با تشکر : مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 08:47 ب.ظ

تبریک به مناسبت هفته راهنما

شنبه 15 اردیبهشت 1397 11:56 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                                                        

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است من که می گویم کلام خود نیست بلکه فردیست در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست مگر معنای آن ، بداند که آن چیست ارا به ها را در بیکران به حرکت در آورید که نگهبانان ماوراء به آنچه در زمین می گذرد نیازمندند،بشکافید آنچه شکافتنی نیست در دل سنگ بروید و ترکیبها را جدا نمائید.

من هم این هفته مقدس ، هفته راهنما را که مصادف با روز معلم است را به کلیه راهنمایان محترم و در راس به اولین راهنمای کنگره 60 آقای مهندس حسین دژاکام و سرکار خانم آنی و استاد جهان بینی آقای امین و به راهنمای خوب و دوست داشتنی خودم کمک راهنمای محترم مسافر سعید تبریک می گویم و برای کلیه راهنماها آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت از خداوند منان خواستارم.

کمک راهنمای محترم آقای آقا سعید:پس از ستایش الله ، نمی دانم با چه کلماتی از زحمات و رهنمودهای شما تشکر نمایم. شما در طول سفر ،همراه و چراغ راه من بودید.اگر شما نبودید شاید من از ناکجا آباد سر در آورده بودم،شما آرامش و آسایش و زندگی دوباره به من بخشیدید ،این حال خوب که در حال حاضر دارم زحمات شما و رهنموهای شما کمک راهنمای عزیز بوده و هست .امید است که مزد زحماتتان را در زندگی روزمره لمس کنید ،که همینطور هم هست .

با تشکر : مسافر مصطفی رهجوی کمک راهنمای محترم مسافر سعید



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 15 اردیبهشت 1397 12:25 ب.ظ

خلاصه سی دی نقطه مشترک....از آقای مهندس دژاکام

چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 12:33 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

موضوع کتاب خوب است زیرا صور پنهان را به طور کامل مطرح می نماید که قابل درک می شود در زندگی اعداد،آنانی که هم اندیشه باشند با هم در ارتباط می باشند و مطالب را با یاری هم کامل می نمایند و این نشان می دهد که زبان-کشور-پوست هیچکدام در هدف حرکت مبدا تاثیر ندارد.بیگانگانی به ظاهر بیگانه اما آشناتر از هر آشنائی ،چون یک وجود،همه ما در یک هدف اندیشه و فکر یکی باشیم نشان از ادقام پی در پی در هم، می باشیم.همه به طرف نور در حرکت هستیم و در نهایت به قول قاضی پنهان در اعماق تاریکی برسد اقیانوس پدیدار می شود و هر چه باشد به ساحل رانده خواهد شد.آیا فکر نموده اید که چرا ما با همدیگر در ارتباط قرار گرفتیم؟یا آنانی که ما را هیچ نمی شناختند مانند طناب یا سیم به هم مربوط شدیم پس باید به مشترکات فکر بنماییم.این مطالب را ارسال دو طرفه مانند تلگرام یا خط مورس،خط،نقطه می باشند به ظاهر ساده اما مطالب بسیاری را باز مینماید.

همیشه برای یک سفر اولی سوال می شود که من به کنگره آمده ام که مواد خودم را ترک کنم و این مطالب چه ربطی به من دارد.
انسان اگر بخواهد یک ماشین را تعمیر کند،باید ابتدا ماشین را بشناسد.در باره تمام وسایل ماشین اطللاعات داشته باشد.آقای مهندس فرمودند که چون من در مورد این روش موفق شدم یکا از دلایل آن این بود که تا حدودی انسان را شناختم و بر مبنای شناخت ، تئوری و فرضیه ها را مطرح و به نتیجه هم رسیده است. ولی ما معتقد هستیم که درمان را خود شخص باید انجام دهد.پس اولین کار این است که اول خودش را بشناسد و وقتی خودش را شناخت آن تغییرات صورت می گیرد.برای تبدیل شدن اول باید تغییرات انجام گردد.
ما به نتیجه رسیده ایم که صفت گذشته در انسان صادق نیست چونن جاری است،حتی ئر هستی هم جاری است پس ما می توانیم صفت خودمان را تغییر دهیم،هر صفتی که باشد ،هیچ کسی محکوم نیست در همان شرایط خودش باقی بماند و باید از آن شرایط عبور کند.پس اگر بخواهیم تغییر کنیم باید یک سری از مطالب را بدانیم و از آن آگاهی داشته باشیم و مهمترین مسئله ای که هست مسئله خودمان است.

باره گفتیم که هر آنچه که تایین موجودیت می کند،نفس نام دارد و هر موجودی یک صور پنهان دارد و به آن نفس گفته می شود،انسان باید هم صور پنهان و هم صور آشکار خودش را بشناسد.باید دانست که انسان دائما در دو قطب الهام و تقوی تحت بمباران آگاهی است و بین این دو باید من تصمیم بگیرم .پس انسان دائما در حال القاء و تفکر است .وسوسه ها در تمام مراحل زندگی وجود دارد و فقط برای اعتیاد نیست و انسان مختار است که انتخاب نماید.کمک اصلی را خود شخص به خودش می تواند انجام دهد و برای این کار ما نیاز به جهان بینی و وادی ها و سی دی ها داریم که اطلاعات خودمان را بالا ببریم و این اطلاعات را عملی کنیم.
          یار بد از مار بد بدتر بود      مار بد بر جان زند،یار بد بر جان و بر ایمان زند
چیزی که ما را به هم متصل می کند و آن مشترکات ما هستند و یک سری نقاط مشترک در بین ما که اینجا دور هم جمع شده ایم ،داریم که به هم وصل شدیم.یکی از نقاط مشترک ما،مصرف مواد مخدر بوده است و همه اینطور نیست ممکن است یک سری نقاط مشترک دیگری با ما داشته باشند چون خیلی همراه ما هستند ،اصلا مصرف کننده نبوده اند،ولی نقاط اشتراک با ما دارند،چون ما بیگانگانی هستیم به ظاهر بیگانه،اما آشناتر از هر آشنائی چون یک وجود.ما در کنگره خیلی به هم نزدیک هستیم ولی در خانواده و یا با خواهر و برادر یا فامیل به این نزدیکی با هم نیستیم و به هم کمک و یاری می کنیم.
مثل یک خمیر که هیچ شکلی ندارد ولی بعد از شکل دادن به اشکال گوناگون در می آید و این همان قانون تغییر و تبدیل و ترخیص است.
من باید به آن اندیشه برسم که درست است می گوییم پاکی مقدم بر همه چیز است ولی این پاکی بر زن و بچه و خانواده و دین و اعتقاد مقدم نیست.و بر یک ساز و کار خودش مقدم است.

یک سلول،یک سلول است اما در ساختمان کل آن توجه کنید به فرمهای مختلف از نظر ظاهری در می آید.سلول هم مثل حروف الفبا است مثل حرف(ن)که در کجا قرار می گیرد و معنی آن کلمه را تغییر می کند.انسان هم همینطور است که در کجا قرار گیرد و چه شکلی پیدا کند و ما چه شخصیتی به آن بدهیم.اما در اصل که به آن توجه نمایید یک چیز را می گوید.سعی و تلاش در بیان مطلب همین است که وقتی گفته می شود که هسته درون را بابید،یعنی پی به ماهیت ببرید،این همان نقطه ما است.

یک سلول ممکن است در قسمت های مختلف قرار بگیرد ،در هر کجایی که قرار بگیرد ممکن است که به بیان و مطلب خاص خودش پی ببرد،ممکن است در قلب و یا معده و یا در هر کجایی قرار گرفته باشند،مثل انسان ها،که در واحد مثل سلول ها هستند ولی هر کدام یک مطلبی را بیان می نمایند،حالا این بیان می تواند بیان مخدر باشد و می تواند بیان بسیار سازنده و خوب باشد.اگر انسان بخواهد به ماهیت خود پی ببرد،باید اول به شناخت خود پی ببرد و موقعی به شناخت پی می بریم که بتوانیم کسانی که از تعادل روحی روانی خارج شده اند را به تعادل بر گردانیم.

این تلاش ادامه دارد و آن مطالبی را که انسان در بعد حیات جسمانی آن نیاز دارد به آرامی الهام می گردد.البته بر حسب نیاز به جهت پیشرفت و آسایش مردم.
وقتی انسان بخواهد به ماهیت پی ببرد باید تلاش ادامه دار باشد و در هر قسمتی که هست باید تلاش کرد حتی اگر بخواهیم یک نوازنده خوب باشیم و یا آهنگ ساز و یا .......تلاش که ادامه دار شد،در آن موقع الهام الهی به انسان می شود چون این مطالب از یک جهان های الهی به انسان الهام می شود.در قدیم به مکتشفین و مخترعین ما کمک می شد چون خیلی از چیزها را در خواب می دیدند همانگونه که به حضرت مسیح و یا رسول خدا الهام و وحی می شد.انسان اگر در راه مثبت قدم بردارد،مورد یاری قرار می گیرد.

اما در قسمت دیگر که بشر به آن توجه می نماید به نقطه ای دیگر الهام می گردد در یک جا و مکان اگر آب زیاد باشد ما یک ظرف آب بدهیم معنای آن را خوب درک می کنیم،اما اگر به یک درخت تنها که در کنار آن آب یا رودی نباشد،یک ظرف آب برای آن بسیار با ارزش است به عبارتی آنچه شما دریافت می نمائید،بایستی نیازمند آن باشد،در آن صورت به ارزش آن پی می برید و خوب می توانید بهره مند شوید.
ما موقعی به این آموزش ها پی می بریم که نیازمند به این آموزش ها باشیم اگر به این آموزش ها نیازمند نباشیم،به نتیجه ای نمی رسیم.

در مورد مواد مخدر بایستی به آن درجه خاص برسند تا به پروگرام شما با دید طلا به آن بنگرند و این در کشورهایی که به دنبال حقایق می گرددن بسیار با ارزش است انسان برای آنهایی که واقعا تحقیق را برای انسان می خواهند ارزش قائل می شوند.

پس نتیجه می گیریم که چرا باید بدانیم و نکته بعدی خودمان باید فکر تغییر در خودمان باشیم و باید بدانیم که این الهام و القاءها وجود دارند هم در صور پنهان و هم در صور آشکار هست و انسان دائما تحت تاثیر این دو نیرو قرار می گیرد و در آخر آقای مهندس فرمودند که کنگره 60 وضعیت مناسب دارد و به کار خودش ادامه می دهد از نظر علم و دانش و هم از نظر مالی وضعیت خوبی دارد باز هم اشاره به میزان درمان یک نفر را فرمودند که همه ما باید آن را درک کنیم و ارزش آن را بدانیم و در آخر فرمودند که مسافران قدرشناس باشند و ارزش این همه آموزش ها را داشته باشند و فرمودند در مراسم هایی که در کنگره داریم مثل هفته دیده بان و هفته ایجنت و مرزبان و هفته همسفر و هفته راهنما را قدردانی کنیم.

   با تشکر مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 01:54 ب.ظ

خلاصه سخنان کمک راهنمای محترم مسافر سعید روز سه شنبه مورخ 97/2/4 در لژیون ویلیام وا یت

چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:24 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

        


جلسه درمان سیگار با کمک راهنمای محترم مسافر سعید راس ساعت 15/30 با دستور جلسه جهان بینی 1 و 2 شروع به کار نمود

در ابتدا استاد پیشاپیش رهایی یکی از مسافران سیگار را تبرک گفتند و از دبیر دوره قبل که چهارده جلسه خدمت کردند تشکر کردند.
منظور از جهان بینی 1و2 همان جزوه ها هستند.جهان بینی شامل وادی ها ، کتاب 60 درجه و یا سی دی ها می باشند که همه اینها در مجموع می شود جهان بینی.ما وقتی وارد کنگره می شویم در ابتدای ورودمان مثلث درمان را برای ما توضیح می دهند که همان سه ضلع جسم و روان و جهان بینی می باشد و ما با آن آشنا می شویم .آقای مهندس در کتاب 60 درجه فرمودند که جسم و روان مثل سوار و سوار کار می باشد.اگر سوار ما یک اسب لنگ باشد نمی تواند من را به مقصد برساند که در اینجا اسب همان جسم من می باشد.ولی آقای مهندس این موضوع را تکمیل تر کردند و فرمودند که با دارو جسم و روان من ساخته می شود و باز اشاره کردند که دارو برای درمان 5 الی 10% درمان را تشکیل می دهد و 90% درمان جهان بینی می باشد.جهان بینی یعنی تفکر و آن نگرش ما.

آقای مهندس فرمودند:وقتی که مصرف کننده مواد مخدر می شویم و وارد تاریکی می شویم،دیدگاه ما نسبت به همه چیز عوض و یا کم می شود و فقط دید ما نسبت به 45 درجه می باشدیا فرمودند که مثل این است که ما در زمان مصرف دنیا را از یک سوراخ کلید می دیدیم چون خمر که همان پرده و حجاب و پوشش بود روی روان و شخصیت و اندیشه ما کشیده شده بود.خمر می تواند مواد مخدر،قرص ها و یا افکار خراب باشد.چون خمر فقط به شراب گفته نمی شود.حالا ما با ورودمان به کنگره باید نسبت به برداشتن آن پرده اقدام کنیم. در جهان بینی ما می خوانیم که مواد اولیه جهان بینی صور پنهان ما می باشد.ما قبل از اینکه به کنگره بیاییم وقتی به جایی سفر می کردیم و خیلی جای خوش آب و هوا بود تفکر ما این بود که من باید در این مکان یک نخ سیگار بکشم و فقط به دید مواد و یا سیگار به آن مکان نگاه می کردیم.

ولی ما در کنگره با جهان بینی دید خودمان را وسیع تر کردیم یعنی زاویه 45درجه را به 360 درجه تغییر دادیم.اگر یک مسافر بتواند هر سه ضلع جسم و روان و جهان بینی را به تعادل برساند مثل یک عقاب می شود یعنی دید یک عقاب خیلی وسیع است و آن موقع است که ما می توانیم مشکلات خودمان را ببینیم و دیدگاه وسیع تری پیدا کنیم.مثل دیده بانان محترم در کنگره،چون به اندازه ای دید آنها وسیع شده است و رشد کرده اند که دور دست ها را می توانند ببینند.ما در قبل به علت بسته بودن حس های خودمان طبیعت را نمی دیدیم و از آن لذت نمی بردیم حتی در غذا خوردن و یا استشمام بوی یک گل. و اینها تازه تمام حس های ظاهری ما هستند و اگر انسان بتواند این حس های ظاهری را باز کند به آن حس های باطنی که همان صور پنهان می باشد هم می تواند دسترسی پیدا کند.بارها گفتیم که جهان بینی یعنی تفکر،نسبت به هر چیزی ما باید با تفکر مثبت به همه چیز نگاه کنیم ، در کنگره آموزش گرفتیم که امید داشته باشیم.جهان بینی در کنگره یعنی نظم و انظباط،ادب و احترام ،باید یاد بگیریم که به همدیگر احترام بگذاریم.

من مسافر اگر بخواهم به درمان برسم باید هر سه ضلع مثلث با هم رشد و خوب شود ، یعنی اخلاق،رفتار ،کردار،پندار و همه اینها باید به رشد برسند،که اگر در بیرون از کنگره با من برخورد کرد،متوجه تغییر در برخورد من بشوند.

در جزوه دوم جهان بینی گفته شده است : جهان بینی یعنی یادگرفتن قوانین زندگی کردن.چون ما در قبل قوانین را نمی دانستیم و یک سری مشکلات برای خودمان بوجود آوردیم.ما قبل از ورودمان به کنگره راه را اشتباه می رفتیم و نقض فرمان می کردیم.قوانین در کنگره یعنی راس ساعت مقرر حاضر شدن،یعنی احترام گذاشتن به حرمت ها و.... ممکن است در اوایل سفر برای ما سخت باشد ولی در طول سفر خود مسافر متوجه می شود که این قوانین و حرمت ها به درمان و رهائی او کمک می کند.
در آخر استاد فرمودند:انشاالله که بتوانیم جهان بینی که ضلع اصلی درمان اعتیاد است را کاربردی کنیم.

            با احترام:مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 12:22 ب.ظ

خلاصه سخنان استاد کمک راهنمای محترم آقا سعید در لؤیون یازدهم روز یک شنبه مورخ 97/1/26 با دستور جلسه وادی هشتم ، با حرکت راه نمایان می شود

دوشنبه 27 فروردین 1397 12:14 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                                    


                                             با حرکت راه نمایان می شود.
استاد فرمودند:که ما در وادی هفتم متوجه شدیم که کشف رمز و راه حقیقت در دو چیز است ،یکی یافتن راه و دیگر آنچه برداشت می نمائیم.پس در کنگره راه برای ما مشخص شده است ،باید در مسیر قرار بگیریم و حرکت نماییم.راهی که در کنگره برای ما پیدا شده است نیازی به تفکر ندارد،چون آقای مهندس روی تمامی وادی ها تفکر کرده اند که ما از ناکجا آباد سر در نیاوریم و به هدف و آسایش و آرامش و در آخر به رهائی برسیم.اولین مسیری که در کنگره برای ما درست شده است همین سفر اول است ،یک مسیری خط کشی شده و مثل یک اتوبان آماده می باشد.یک رهجو وقتی وارد کنگره می شود،باید حرکت کند،چون ما قبل از کنگره در ناامیدی بسر می بردیم و دچار مشکلات بودیم و نمی دانستیم که باید چه کار کنیم ولی با ورود به کنگره متوجه شدیم که با سکون و کاهلی و تنبلی و یا با دعا و راز و نیایش هیچ مشکلی از ما حل نمی شود و یا رفتن پیش دعا نویس و جادوگر و ........ تزکیه و پالایش یک امری است که باید در آن حرکت کنیم . که البته حرکت برای ما معلوم و مشخص شده طبق قوانین-جهان بینی و یا طبق دستوری که راهنما می دهد،یعنی همین به موقع و ساعت 5 به کنگره آمدن خود نوعی حرکت است،چون گفتیم که ما یک حرکت درونی و یک حرکت بیرونی داریم یا یک سفر درونی و یک سفر بیرونی،که هر دو این سفر باید مکمل همدیگر باشد.اگر من بخواهم درون خودم را درست کنم اول باید سفر بیرونی را درست کنم،که سر ساعت به کنگره و لژیون آمدن-سر ساعت به کلینیک رفتن و دارو گرفتن-به موقع پارک و استخر رفتن و ........ ورزش کردن یعنی حرکت کردن و خداوند هم می فرماید که از تو حرکت از من برکت.و یک مسافر در کنگره باید در مسیر صراط مستقیم حرکت کند تا به نتیجه برسد. استاد فرمودند:کنگره را می شود مثل یک اتوبان در نظر گرفت، و یک مسافر باید در جهت رفتن ماشینها حرکت کند اگر برعکس اتوبان حرکت کند ،اتفاقات بدی برای او می افتد،و به عکس دوم از کتاب 60 درجه اشاره کردند.چون ما قبل از ورودمان به کنگره همیشه به طرف بر عکس و به طرف تاریکی حرکت می کردیم.یک مسافر وقتی پله کم می کند،یعنی حرکت می کند ،چون ما در کنگره سکون نداریم و سکون برابر سقوط می باشد.اگر من هزار مشکل هم داشته باشم باید با حرکت آنها را حل کنم یعنی صبح به امید خداوند حرکت را شروع کرده و به او اعتماد و اعتقاد پیدا کنم تا خداوند هم به او کمک کند،چون با حرکت بزرگترین مشکل حل می شود. و این هم خود نوعی ایمان است.و ما باید نسبت به همه چیز ایمان داشته باشیم ، به خداوند-به کار - به زندگی - به دارو و...... چون با حرکت کردن ما،خداوند هم نیروهای خودش را هم در صور پنهان و هم در صور آشکار سر راه ما قرار می دهد به شرطی که در راه صراط مستقیم حرکت کنیم و با حرکت و تغییر و صبر که لازمه کار است .صبر یعنی : حرکت کردن با توجه به فرایند زمان همراه با سعی و تلاش و کوشش.استاد فرمودند:همین سقوط آزاد در کنگره هم خود نوعی حرکت است چون بعد از این سه روز خود مسافر است که از آن لذت می برد.پس سعی کنیم،ایمان خودمان را محکم کنیم و تمام آموزشهایی که در کنگره می گیریم را باور داشته باشیم و به آن عمل کنیم.
پس اگر ما در صراط مستقیم قدم بگذاریم ، راه برای ما نمایان می شود.
و در آخر استاد فرمودند که انشاالله بتوانیم با حرکتمان راه را برای خودمان نمایان کنیم.

با تشکر : نگارش و تایپ مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 27 فروردین 1397 01:20 ب.ظ

وادی هشتم

شنبه 25 فروردین 1397 10:06 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
                                     
                                            

                                   با حرکت ، راه نمایان می شود
امواج چون گرد باد بر زمین فرود می آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می برند و این،جز فرمان حاصل نمی گردد.پس با شما که پیمام می بندید،در اندیشه آن باشید که از زمین برخواسته و به آن مکانی که فرمان است رهسپار شوید.
در سکون هیچ چیز به وجود نمی آید و زایشی نیست،همه چیز در حرکت شکل می گیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه های آفرینش،آغاز و ادامه دار می کردد.
در این سیر برای انسان ،تفکرات،معمار ساختارها و زبان سخن گوی و تعیین کننده مسیر حرکت او می باشد.
روزی در آسمانها در مقابل خلق جدید یا انسان که توسط قدرت مطلق به انجام رسیده بود ،یکی از فرشتگان یا فرماندهان رده بالا که مورد لطف قدرت مطلق قرار داشت ،سر به شورش گذاشت و از فرمان سرپیچی کرد،شاید هم قدرت مطلق اینچنین مقدر کرده بوذ.
به هر حال این فرشته یا فرمانده، چنین تصو می کرد که او هم می تواند با قدرتی که از طرف قدرت مطلق به او داده شده،برای خودش فرمانروایی کند.
خواست قدرت مطلق بر طرد او از درگاه خویش قرار گرفت،ولی او مهلت خواست تا قدرتش را حفظ کند.
قدرت مطلق تا روز موعود به او مهلت داد و سپس او را طرد کرد.
او گروهی را با خود هم آواز کرد و کینه آدم را به دل گرفت،پس از آن اعلام کرد که من با تمامی قدرت خود،انسان را از مسیرش منحرف خواهم نمود و کاری خواهم کرد تا انسان از فرامین قدرت مطلق سرپیچی کند،چون می دانست انسان موجودی است که با اختیار کامل خلق شده است،یعنی حق انتخاب با گزینش راه خود را دارد.
به عبارتی،هم می تواند مسیر تقوا،ارزش ها،عشق،محبت،دوستی و صداقت را طی نماید و هم می تواند مسیر فسق،فجور،قتل،جنایت،حسادت،کینه،نفرت،دشمنی،خون ریزی و فساد را بپیماید.
در این شرایط،ادموند و هلیا در بهشت قرار گرفته بودند.دیری نپایید که توطئه شیطان در مورد آنها کارگر افتاد و دسیسه او کار خودش را کرد و ادموند و هلیا نیز از فرمان سرپیچی کردند.
قدرت مطلق از آنها توضیح خواست،آنها عذر خواهی کردند و گفتند:اشتباه کردیم،جبران می کنیم!
قدرت مطلق،عذر خواهی آنان را پذیرفت،ولی گفت:بایستی عملا ثابت کنید،بنابر این قدرت مطلق،تمامی فرزندان ادموند و هلیا را که در آسمان ها بودند گرد آورد و گفت :
با شما پیمان می بندم،آیا من پروردگار شما هستم؟به عبارت دیگر ،آیا تصدیق می کنید که من قدرت مطلق و یگانه فرمانروای شما هستم؟
آیا فرمان های مرا اجرا خواهید کرد؟
همه ما گفتیم:بلی،شما قدرت مطلق و یگانه فرمانروای ما هستید.
پیمان ،بسته شد!
قدرت مطلق گفت:بروید به زمین که،

                                           با حرکت،راه نمایان خواهد شد!

با تشکر:مسافر مصطفی
                                                                                                                                        







                     



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 25 فروردین 1397 10:48 ق.ظ

خلاصه سی دی راهزنان از ................آقای مهندس دژاکام

سه شنبه 21 فروردین 1397 12:28 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
نوشتارها را به دقت عمل نمایید و با این کار توان مسائل مالی خود را هم در آینده ای نزدیک نیاز خواهید داشت بسیار محکم بنمایید که در انتشار کنگره 60 و برای آسان نمودن برنامه های زندگی بسیار مهم می باشد البته این موضوع در بعد یا حلقه زمین بسیار اهمیت دارد.

مسئله مهمی که آقای مهندس فرمودند در مورد مصرف سیگار بود که ایشان فرمودند سالیانه بین 50 تا 55 میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف می شود و مسئله مهم تر اینکه در ایران سالیانه بین 50 تا 58 هزار نفر در استفاده از سیگار می میرند که متوسط آن روزی حدود 150 نفر می باشد که به آن مرگ بیصدا می گویند و اصلا هم متوجه نمی شود یا بطور ناگهانی سکته و یا سرطان حنجره و یا سرطان ریه می گیرد و خیلی بی صدا و آرام است و ما اگر بودن و نبودنمان برای خودمان مهم نیست ولی برای اطرافیانمان خیلی مهم می باشد. و در سال بین 20 تا 30 میلیارد تومان هزینه نظام سلامت به دلیل مصرف سیگار می باشد که صرف درمان مصرف کنندگان سیگار می باشد و آمار مرگ و میر مصرف کنندگان سیگار قابل قیاس با مسئله مواد مخدر نیست.و در کشور ایران بعد از افغانستان پائین ترین مالیات از مصرف سیگار گرفته می شود ولی باید در نظر گرفت که این رقم کمی نیست که منجر به مرگ می شود و باید در کنگره مسافران  مخصوصا سفر اولی ها ای قضیه را جدی بگیرند.

لیدی جونز می گوید:ما هم در آن زمان حرکت و هر نقطه لازم می دیدیم که با تجهیزات کامل حرکت بنماییم ولی باز هم بعضی وقتها دچار مشکل از نوع راهزنان و دزدها و بینوایان،نیازمند می شدیم که ما را به قول شما لخت می کردند اما اکنون به گونه ای دیگر برخورد می نمایند پس لازم است که با تفکر و آگاهی حرکت بنمایید تا از مسیر و هدف دور نشوید که ما بسیار شدیم.
تا زمانی که ما این نوشتارها را وارد عمل ننماییم هیچ گونه ارزشی ندارد ، دو صد گفته چون نیم کردار نیست ، یعنی اگر تا قیامت هم حلوا حلوا کنیم دهان با گفتن حلوا شیرین نمی شود یعنی تا زمانی که فکر و اندیشه را وارد عمل نکنیم هیچ اتفاقی برای ما رخ نمی دهد و برای باورها هیچ ارزشی نیست. ما باور کنیم دروغ گفتن خوب نیست ولی انجام دهیم هیچ ارزشی ندارد خدا و پیامبر و معاد و قیامت را فبول داشته باشیم ولی در جهت آن برای حفظ منافع خودمان عمل نکنیم ارزشی ندارد باور موقعی ارزش پیدا می کند که با عمل آمیخته شود. ما در پانزده سال پیش شروع کردیم به استحکام پایه های مالی کنگره و روی آن تفکر کردیم و انسان باید برای همه کارهای زندگی خودش برنامه ریزی کند.
به قول یکی از بزرگان دین اسلام برای دنیا آنچنان کن تا ابد زنده ای و برای قیامت آنچنان کن که لحظه ای بعد خواهی مرد.انسان وقتی به جهان آخرت منتقل شد معیارها متفاوت است در آنجا فقط انسان است با اتدوخته های خودش و یکی از دلایلی که انسان در زمین زندگی می کند و از زندگی برخوردار است این است که زمین برای ما مثل یک مهد یا یک آموزشگاه است که انسان خیلی از مطالب را در زمین می آموزد و بعد برمی گردیم و برای ابعاد بعدی تفکر و اندیشه برای ما بسیار کلیدی و مهم است ، چون بارها گفتیم آن چیزی که ما مالک آن هستیم اندوخته های ذهنی ما است، و زمین و ارز و دلار و ... را نمی توانیم با خودمان ببریم.
لیدی جونز می خواهد به ما بگوید ما وقتی می خواهیم یک مسیری را طی کنیم ممکن نیست که همه چیز مرتب باشد،هر چه هم که تجهیزات کامل باشد ،بالاخره در راه همیشه خطر در کمین می باشد هر چند هم که کار انسان الهی و خدائی باشد قطعا دچار مشکل می شویم و اگر با مشکلی انسان مواجه شد نباید عصبانی شود و این خود فرایند کار می باشد مثلا شخصی می رود و مغازه ای باز می کند و شش ماه بعد کار او نمی شود فوری مغازه را تعطیل می کند و می رود کار دیگری را شروع می کند و دوباره شش ماه بعد شغل خودش را عوض می کند، در صورتی که انسان هر کاری را بخواهد انجام دهد باید یک سال حتی چهار یا پنج سال خاک آن کار را بخورد و شناخته و مشهور شود.
در قدیم مسافرت مشکل بود چون دچار راهزنان و دزدان می شدند و همیشه خطر در کمین بود .یعنی ما هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم یک سری مشکلات به همراه دارد و این خود جزو برنامه است و در قدیم راهزنان زیاد بودند.
قاضی می گوید:که البته این شامل حرفه ما هم می باشد.
لوئی میگوید:بعضی وقتها من هم دو دره می شدم.
اصطلاح دو دره همانطور که از اسمش پیداست ،اگر قبلا یک نفر مصرف کننده مواد می شد پول به ساقی می داد و مصرف کننده را می برد درب یک پاساژ و خودش از درب دیگری خارج می شد.
پدر می گوید:من چون خودم پدر بودم گاهی اوقات خودم دو دره می کردم.
به هر حال ما در طول ادامه از هر کاری کمی خوب یا بد را انجام داده ایم اما اکنون در حال انجام فرامین هستیم شاید باز هم مجبور شویم مدعیان را قدری دو دره نماییم.
در کشورهای خارجی به پرونده چهل سال قبل یک نفر رجوع می کنند و می گویین شما فلان کار را کردی. ولی ما در کنگره می گوییم که صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است ،معیار حال انسان ها است ،نه گذشته آنها چون ما انسان را به فقط به گذشته می سنجیم،و انسان در چهل سال پیش در جهت تکامل بوده و رو به رشد است و ممکن است خیلی مواقع دچار اشتباهاتی شود و آقای مهندس خودشان را مثال زدند و می فرمایند من خودم آیا با بیست و پنج سال قبل یکی هستم و در همه ما اینگونه باشد و انسان دچار اشتباهات می شود و طبیعی است ولی حال شخص را باید دید.به قول یکی از بزرگان : معیار حال افراد است نه گذشته آنها و این یعنی تکامل.

بیان مطالب بیشتر در قالب خوبی بیان می شوند که سیستم های انسان بتوانند به آسانی آنها را دریافت و عمل بنماید،چون صوت آدمی یا انسان فرقی ندارد زیرا می شود اینها را به زبانهای گوناگون بیان کرد.
مطالبی که می خواهیم بیان کنیم و چیزی که آموزش بدهیم باید در قالب خوبی آنها را بیان کنیم،که انسان ها بهتر دریافت کنند. بنابر این مطالب فوق به هر طریقی بیان شود مثل موسیقی که ممکن است یک مسئله ای را با موسیقی و یا تاتر بیان کنیم ،یا با بیان گویا،به صورت دکلمه و .... چه بهتر اگر انسان خواست مطلبی را بیان کند به بهترین شکل بیان کند نه با عصبانیت و کینه.

اکنون می دانیم که کشورهای متمدن هم با کمال میل از برنامه های شما استقبال نمودند و آنها شاید از امکانات توفیق بیشتری بیابند و در آینده از معنای آن هم بتوانند بهره مند بشوند.علم به تنهائی نمی تواند ،با عمل کامل می شود و به این دو راه در ادامه بیشتر توجه بنمایید.

همه چیز را علم نمی تواند ثابت کند و حتما باید علم با عمل باشد چیزی که در علم یا در مسائل عقلانی با آن برخورد می کنیم،بعضی انسانها می گویند مثلا فلان مسئله از نظر عقلانی درست نیست ، بعضی از مسائل که ما در زندگی روزمره یا در جهان علم آن را با عقل نسبت می دهیم ،آن کار با عقل هیچ ربطی ندارد چون عقل اشتباه نمی کند،جیزی که اشتباه می کند،همان اطلاعاتی است که به عقل داده می شود.حس اولین نیروئی است که قوه عقل را بکار می اندازد.اگر حس اطلاعات غلط داد،عقل تصمیم غلط می گیرد و نکته خیلی مهمی است مثلا می گوییم که می خواهیم به شهر قم برویم و شهر قم از نظر جغرافیایی یک شهر گرمسیری است و رم یک منطقه سردسیر و برف و سرما.وقتی با خودت بیان می کنی که می خواهم به قم بروم و آنجا شهر گرمی است باید با خودت آب بیشتری برداری چون هوا خیلی گرم است ولی شما به رم سفر کرذه ای ،چون رم و قم از نظر شنیدن فرق می کند و این حس است که اصطلاح غلط را به عقل می دهد در مورد مسئله درمان اعتیاد هم همینطور است،عقل درست کار می کند ولی حس ها غلط است پس ما باید در بیشترین مسائل خودمان احساس را با عقل اشتباه نگیریم و آن بستگی به گیرنده های ما دارد چون نقش خیلی مهمی دارند.

ما امید بسیار داریم که همگی گردد تا انسانهای بیشتری از این برنامه استفاده بنمایند و این در سخنرانی های شما بیشتر اثر دارد و این ادامه داده شود،حتی اگر به درخواست خودتان باشد در تقویت آن از تمام انسانها می توانید همانطوری که تا کنون انجام داده اید ،انجام بدهید،ما خوشحال شد،برای یاری شما در هر کجا لازم باشد مانند گذشته یاری خواهیم رساند.

پس گفتیم که ما همه از عقل لازم برخوردار هستیم اگر دریافت هایمان را درست انجام دهیم و خارج از تعصب ، خرافات ، و خودخواهی و قومیت می توانیم درست فکر کنیم و بیشتر اشتباهات ما در مسائل که می خواهیم وارد عمل یا حرف شویم باید به گیرنده های خودمان توجه بیشتری کنیم و سعی کنیم مطالب را درست بگیریم.در مسیری که ما حرکت می کنیم حتما با یک شکست هایی و یا مشکلاتی برخورد می کنیم و خیال نکنیم که به ما تضمین داده اند که اگر راه درست و حقیقت می رویم حتما به نتیجه برسیم که چون حرف ما حساب است همه از ما پیروی کنند و در جهان امروز اصلا اینطور نیست و امکان پذیر نیست.

با تشکر:نگارش و تایپ مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 21 فروردین 1397 02:07 ب.ظ

خلاصه ای از سخنان استاد به کمک راهنمایی محترم مسافر سعید پنج شنبه مورخه 97/1/16

شنبه 18 فروردین 1397 07:19 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                             


                              دستور جلسه هفتگی: دانائی ، دانائی موثر ، سواد

ابتدا استاد سال جدید را به کلیه مسافران لژیون یازدهم تبریک گفتند و فرمودند که امسال سا ل خیلی خوبی است چون شروع آن خیلی خوب بود و اشاره کردند به دیدار یار آقای مهندس دژاکام در روز دوم فروردین و  فرمودند که بستگی به دید و نگاه ما به شروع سال چگونه باشد ،مهم است سختی ها-مشکلات- و خیلی پستی و بلندی در زندگی روز مره وجود دارد،ولی بستگی به فکر و اندیشه ما دارد که باید فکر و تفکر ما در شروع سال جدید مثبت باشد،امید یعنی تفکر مطلق ،یعنی هر آنچه در ذهن باشد همان برای ما اتفاق می افتد بنابر این باید ذهن را به طرف مثبت هدایت کرد و بزرگترین مشکلات زندگی را با یک تفکر مثبت می توانیم حل کنیم.و انشاالله که امسال سال خیلی خوب و پر باری برای همه باشد. و اما در مورد دستور جلسه استاد فرمودند:اگر یک نگاه به این سه کلمه بکنیم هر سه مثل هم هستند ولی با همدیگر تفاوت می کنند .دانائی با سواد تفاوت دارد ،صحبتی که همیشه در کنگره گفته می شود،اگر سواد یا مدرک یا شغل و ثروت من کار آیی داشت ،من مصرف کننده مواد نمی شدم و دچار این همه مشکلات و گرفتاری نمی شدم.و در کنگره ما می گوییم سواد خوب است و داشتن سواد خیلی به یک مسافر کمک می کند،ولی به شرطی که بتوانیم در جهت درست از آن استفاده کنیم و مانع پرده و حجاب برای ما نشود. در بدو ورود به کنگره،هر شخصی باید تمام مدرک و ثروت و .......  را پشت درب کنگره یگذارد و وارد کنگره بشود،چون اگر اینها با ما بود قطعا مانع آموزش می شود چون ضلع مقابل آموزش،منیت می باشد و همه ما در کنگره باید یکسان باشیم،و خودمان را برتر از دیگران نبینیم.حتی اگر سن یک مسافر از راهنما بیشتر باشد،و راهنما یک فرد جوان باشد باید یک فرمانبردار خوبی باشیم تا بتوانیم به رهایی برسیم.
تعریف دانائی در یک کلمه یعنی قدرت تشخیص .تشخیص خوب را از بد-راه درست را از راه نادرست-عمل سالم و عمل به ظاهر نیک.دانائی یعنی تفکر و تجربه و آموزش،یعنی ظرفیت یا گنجایش،چون ما با مصرف مواد ظرف خود را کوچک و یا حتی کثیف کرده ایم و دانائی خودمان را از بین برده ایم و مثلث جهالت که همان ترس و ناامیدی و منیت است را جایگزین کردیم.و باید این سه ضلع مثلث دانائی را با مثلث جهالت منطبق کنیم،یعنی سه ضلع مثلث دانائی جایگزین مثلث جهالت شود.و نقطه مقابل ترس می شود تفکر.مثلا یک مسافر وقتی می خواهد شربت OT خود را کم کند،ترس به سراغ او می آید و ان وقت باید تفکر کرد که اگر یک ، پنجم از مواد من کم شود به همین میزان به دانائی من اضافه می شود.و به همان اندازه سیستم شبه افیونی بدن بکار می افتد و به همان اندازه ظرف انسان بزرگ تر می شود،نقطه مقابل منیت آموزش می باشد،اگر بخواهیم در کنگره آموزش بگیریم باید منیت را کنار بگذاریم و ضلع سوم مثلث جهالت،ناامیدی می باشد که ما با کوله باری از ناامیدی ها به کنگره آمدیم و شاید در طول سفر هم دچار ناامیدی می شویم.که ضلع سوم ناامیدی،تجربه می باشد،تجربه یعنی حرکت کردن ،که می شود جهان بینی کاربردی .آقای امین می فرمایند ناامیدی یک زندان نامرئی در انسان می باشد.اگر انسان دارای مشکلات بود،باید حرکت حرکت کند،چون ذر کنگره راه را به ما نشان داده اند،در کتاب قرآن مجید هم آمده است ،از تو حرکت از ما برکت.
تفاوت دانائی و دانائی موثر در این است که مثلث دانائی سه ضلع دارد و ممکن است اضلاع آن کوچک یا بزرگ باشد ممکن است یک نفر آموزش می بیند و تفکر هم می کند ولی آن را عملی نمی کند و ضلع سوم که همان تجربه است کوچک تر می شود و هیچ فایده ای ندارد،چون عمل در آن صورت نمی گیرد ولی در دانائی موثر باید هر سه ضلع با همدیگر مساوی باشد،همانقدر که آموزش می بینیم به همان اندازه هم در زندگی عمل کنیم یا به قول آقای مهندس ،در وادی پنجم می فرمایند با گفتن حلوا دهان شیرین نمی شود.پس نتیجه می گیریم چیزهایی که در کنگره و لژیون یاد می گیریم به همان اندازه هم در بیرون و در زندگی خودمان عمل کنیم و در آخر یاد آور شدند و فرمودند که ما باید قانون عمل و عکس العمل را هیچ وقت فراموش نکنیم و در آخر چند نفر از مسافرین سفر اولی مشارکت کردند.

نگارش و تایپ:مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 18 فروردین 1397 08:38 ب.ظ

دیدار با یار ...نوروز سال 1397

شنبه 18 فروردین 1397 05:56 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
                                         
                      


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 18 فروردین 1397 06:08 ب.ظ

خلاصه سی دی زرنگی .... از آقای مهندس حسین دژاکام

شنبه 4 فروردین 1397 10:05 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
               
        
              

زمان هم یک عمری دارد و مثل یک درخت است ،خشک می شود ،انسان در سن هفتاد سالگی ،چرا احتکار می کند و آیا می خواهد چه کار کند و در مقابل یک سری از کارها همه ما مسئول هستیم و مردم باید به خودشان کمک کنند،امیدوارم که ما با ورودمان به کنگره بیدار شویم چون این کارها از جنایت هم بدتر است ،که ما به این کار می گوییم زرنگی و متاسفانه در جامعه ما مد شده است و این کار از دزدی بدتر است و باید نگاه جامعه نسبت به این افراد عوض شود

این فاصله زمانی برای بعد زمین معنا دارد،برای ابعاد و یا حلقه های دیگر مفهوم دیگری است.در اینجا از بعد زمین صحبت می کنند،زمان در بعد حیات مادی پیدا می کند و اگر از جهان عادی خارج شویم،مفهوم زمان فرق می کند،در کتاب آسمانی هم همینطور گفته اند، در اینجا زمان است که ما در بعد زمان و یک شرایط خاصی را بگذرانیم ،برای فراگیری از مطالب و خیلی از مسائل دیگر که سیاستهای کائنات است.
وقتی که ما پا به عرصه حیات می گذاریم سه مرحله را طی می کنیم اولین مرحله ، مرحله کودکی و بچگی است که این مرحله در راه آموزش و یادگیری و فراگیری است.انسان دوره کودکی بسیار زیادی دارد و می شود با حیوانات مقایسه کنیم مثلا یک اسب یا گوسفند و یا .... یک ساله بالغ و حتی بچه دار می شود ولی دوره بلوغ انسان خیلی زیاد تر است و برای همین دوره کودکی انسان زیاد است که انسان باید خیلی از چیزها را یاد بگیرد و قادر نیست که به زودی فرا بگیرد. و مرحله دوم مرحله نوجوانی و جوانی است که باید شروع به ساختن از زندگی خودش و شروع به گرفتن آموزش و برنامه ریزی برای زندگی و برداشت ها را مورد استفاده قرار دهد. مثل: کاشت-داشت=برداشت.اگر شخصی یک محصولی را کاشت و برداشت کرد نباید همه آن محصول را مصرف کند،باید مقداری از آن را کنار بگذار  تا سال آینده آن را بکارد.و به این مرجله ،مرحله میانسالی می گویند، که وقتی این دوره هم گذشت،باید تمام این اندوخته هایی که کسب کرده است را جمع آوری کند برای مرحله بعدی،همان مکانی که آمده بود و آن اندوخته ها را داشته باشد که همان اندوخته فکری و ذهنی ما است.
بعضی ها هم هستند در این مرحله میانسالی می توانند به دوره چهارم را هم سپری کنند و حتی زمانی که در حیات زمینی هستند از ابعاد دیگر هم اطلاعات و آگاهی داشته باشند و نباید کاری کنیم که بعد افسوس این زمان ها را بخوریم و افسوس که باور نداشته باشیم که چه اتفاقاتی می افتد.سخن خیلی از سیاستمداران بوده که میگفتند:دین افیون جامعه است ولی آقای مهندس می فرمایند به نظر من بی دینی ،خرافات،دروغ گفتن،کم فروشی و .... اینها افیون جامعه هستند.
 اگر در یک کشور بحرانی اتفاق بیافتد،انساتها نباید سوء استفاده کنند و این کار و اندوخته ها اکثرا برای افراد میان سال است.

زمان را ما در زمین مثل یک درخت کاشته ایم،از آن حلقه به در آییم چیز دیگری است که از اندیشه من و شما بسیار فاصله دارد.
زمان هم یک عمری دارد و مثل یک درخت خشک می شود انسانی که در سن هفتادسالگی ،احتکار می کند،آیا می خواهد چه کار کند و به کجا برسد و در مقابل یک سری از کارها همه ما مسئول هستیم و مردم بای به خودشان کمک کنند و امیدواریم که ما با ورودمان به کنگره بیدار شویم ،چون این کارها از جنایت هم بدتر است و ما به این کار می گوییم زرنگی و متاسفانه در جامعه ما مد شده است و این کار از دزدی بدتر است و باید نگاه جامعه نسبت به این افراد عوض شود.و انسان هم همینطور است وقتی از این جهان خارج شدیم وارد جهان دیگری می شویم که خودمان نمی دانیم و درک آن برای ما سخت است ولی همان درد و رنج ابدی است.
چگونه مولکولهای یک سنگ با هم فشرده و ثابت نیستند و ما آنها را ثابت می بینیم اما در دنیای خودشان اینطور نیست.
ما یک اتم داریم و یک مولکول،که کوچکترین ذره را اتم می نامیم و مولکول به چند تا اتم گفته می شود ،ترکیب چند چیز از همدیگر را مولکول می نامند مثلا هروئین،ملکول دارد چون از کربن و هیدروژن و اکسیژن و اذت تشکیل شده است. از نظر ما به یک سنگ و یا یک میز که نگاه کنیم آن را ثابت می بینیم ولی اگر به درون سنگ پی ببریم همزمان با هم میلیاردها ، میلیارد الکترون دارد و همه در حال چرخش و حرکت هستند و ما آنها را نمی بینیم.
ما در گذشته با هم بسیار سخن گفته ایم،البته نه مثل حالا ما فقط خوشحالیم که مشارکت در امور کارهای مربوط به همسفران بسیار خوشحال کننده هست.قدم ها را خیلی شایسته و با تفکر برداشتی و ما هم به اتفاق دوستان خوشنودیم و تبریک می گوییم.
این سخنان مربوط به سال 81 می باشد که قدم هایی که در کنگره 60 برداشته شده به غیر از مسافران،گروه همسفران هم تشکیل شد و به تنیجه رسید که حالا می بینیم که نقش همسفران در سازندگی کنگره چقر اهمیت دارد.
و اما قرار گرفتن در بین کسانی که جز به آرمانهای پوسیده خودشان وصل دیگری را نمی پذیرند و اگر هم پذیرفته باشند به جهت نمایاندن فهم خود در واقع،واقعیت نیست.و اما تو به گونه ای دیگری عمل می نمایی و راه درست و اللهی ،خودش پیش می رود و این باز تفهیم خواهد شد،همه چیز و آنگاه از آنچه به یادت مانده بوی بهترین رایحه ها را خواهد داشت.
که شامل خیلی از گروه ها می شود و همیشه در پی فرصت طلبی و مال اندوزی خودشان می باشند و هیچ وقت نمی پذیرند و هزاران دلیل برای واقع بودن کار خودشان می اورند.ما هر کدام باید راه درست و مسیر را برویم،چون وعده خداوند دروغ نیست.پس کار درست و صحیح و کار با انصاف در طولانی مدت به نفع انسانها است و نتیجه به خیر خنم می شود و راه درست همیشه خودش به جلو حرکت می کند.
به تازگی حس من تغییر کرده،استاد می گوید:حس نیازمند به منبع انرژی است که با خواسته های درونی همراه باشد،آنگاه موضوعی که قبلا سخن راجع به آن شد قوای بدن به جهت انجام فرامین از قسمت مرکزی بدن به قسمت فوقانی صعود می نماید و حس را در این راستا تقویت می کند و این انرژی به سفری پا می گذارد که کل تدارکاتش از درون و انجام ماموریت در بیرون از بدن انجام می پذیرد و این بسیار خوشحال کننده است که در شما این قوه بکار افتاده و یا به عبارتی فرمان عملش ثابت گردیده است.
کسی که وارد صراط مستقیم قرار گیرد این اتفاقات برایش رخ می دهد.حس اولین نیرویی است که قوه عقل، عشق و ایمان را بکار می اندازد پس حس احتیاج به نیرو و انرژی دارد.انرژی در بدن به نام گره هایی است که به آن چاکراه می گویند و این گره ها با همدیگر ارتباط برقرار می کنند و هر کدام مرکز یک انرژی هستند که از زیر قسمت شکم شروع می شود(تحتانی) و تا قسمت فرق سر یا پیشانی ،که تعداد آنها هفت مرکز انرژی هستند.پائین ترین قسمت انرژی که به آن کندالین که در قسمت تحتانی بدن قرار دارد که قوای جنسی از این مرکز تغذیه می کنند و بیشترین انرژی در همین قسمت(تحتانی) نهفته است و قدرت بسیار بالائی دارد و خیلی ها معتقد هستند چون این یک انرژی ناخالص و قوی است باید از طریق کانالها و در شرایط خاصی به قسمت بالا رفته و در آنجا خالص شود و انرژی های خالص آن برای مصارفی که مغز فرمان می دهد استفاده شود.

پس ما اگر خواستیم به نتیجه برسیم باید:زمان ما تقسیم بندی بود ، دوران کودکی،دوران میان سالی و کهن سالی و بدانیم که عمر هم مثل یک درخت است که میوه می دهد و بعد خشک می شود.هر انسانی مالک هر آنچه اندوخته ذهنی خودش هست، و مالک او می باشد. در هستی هر موجودی مثل یک سلول اطلاعات می ماند .تمام اطلاعاتی که از روز الست تا حالا دارد در اینجا ذخیره می باشد و تا جهان دیگری هم با خودش دارد.و باید این پارامتر زمان را در نظر بگیرد که عاقبت و آخرت ما به کجا می رود.و دیگر فرصت طلبی یا سوء استفاده نکنیم و اینکار در هر مرام و مسلک و دینی ،خود نوعی فساد می باشد و شخصی که این کار را انجام می دهد فاسد است و دیگری اگر در جهت صراط مستقیم قرار گرفتیم ،انرژی حس ما تغییر می کند و از قسمت تحتانی به قسمت فوقانی انتقال پیدا می کند.

قبلا گفیم که چهارده حروف است به نام حروف مقطع و چرا چهارده حروف انتخاب شده است مثلا<ص>انتخاب شده ولی<ض> انتخاب نشده یا <س>انتخاب شده ولی <ش>انتخاب نشده و تمامی اینها از روی حساب مضرب می باشد و گفتیم که جمع آن می شود 693 و با عدد 29 سوره قرآن که حروف مقطع دارند جمع کنیم می شود 722 و اگر با عدد 19 که حروف ریتم قرآن (بسم لله الرحمن الرحیم) می باشد تقسیم کنیم می شود 38 که عدد 722 می شود مضربی از بسم الله الرحمن الرحیم.

و اما تکلیف بعدی ،دوباره به حروف مقطعه نگاه می کنیم،این حروف را می نویسیم:مثلا : {الف در سوره شماره 2}و {ل در سوره شماره 2}{حرف م- در سوره شماره 2}{حرف ص - در سوره شماره 7}و{حرف ر - در سوره شماره 10}و {حرف ک - در سوره شماره19}و{حرف ه - در سوره شماره 19}و {حرف ی - در سوره شماره 19}و{حرف ع - در سوره شماره 19}و{حرف ط - در سوره شماره 20}و{حرف س - در سوره شماره 26}و{حرف ح - در سوره شماره 40}و{حرف ق - در سوره شماره 42}و{حرف ن - در سوره شماره 68}  جمع اعداد سوره ها و جمع حروف ابجد را با همدیگر جمع و عدد بدست آمده می شود مضرب این سوره ها.

نگارش و تایپ:مسافر مصطفی لژیون 11





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 20 فروردین 1397 10:56 ب.ظ

خلاصه سی دی راه درست از ........آقای مهندس دژاکام

سه شنبه 29 اسفند 1396 06:05 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
اگر انسان در جهت قوانین اللهی (قوانین درست زندگی)نباشد،بدترین شما را بر شما حاکم خواهیم کرد،و در تمام جوامع هم صادق هست و این کلام خداوند است.

قبل از هر چیزی سیر و سلوک برای انسان است که آموزش بدهند که چگونه به حیات خود ادامه دهی و چگونه زندگی کردن را یاد می دهد و اجازه به دیگران دادن برای زندگی کردن و به انسان آموزش بدهد که مثل یک خدمت گذار زندگی کند و برای جامعه مفید باشد.تمام آموزش های ما برای این است که انسان به آرامش و بهشت موعود برسد.در جهان بینی ما یاد می گیریم چگونه زندگی کنیم و قوانین زندگی چی هست.اگر انسان در جهت قوانین الهی نباشد،بدترین شما را بر شما حاکم خواهد کرد ودر تمام جوامع هم صادق هست و این کلام خداوند است.وقتی انسان از یک مبدا می خواهد به مقصد برسد آن وسیله و راه خیلی مهم و حائز اهمیت برای ما می باشد.نمی شود انسان با هر وسله ای به مقصد و هدف برسد.اگر هم به مقصد رسید،هیچگونه آسا یش و آرامش ندارد.چیزی که ما از مبدا به مقصد به آن می رسیم،می گوییم راه که همان صراط مستقیم است حالا اگر این راه بر مبنای راستی،درستی،صداقت،و امانت داری بود می شود همان صراط مستقیم و اگر از راه صراط مستقیم خارج شدیم می شود همان فسق و فجور. و مسئله دیگر که برای هر کاری که می خواهیم انجام دهیم،باید تحقیق و بررسی انجام گیرد.بدون تحقیق نمی شود کاری را تصدیق کرد.حتی اگر کسی به شما گفت که فلان شخص پشت سر شما حرف زده است شما نباید سریع اقدام کنید و بدون مقدمه به آن شخص تلفن کرده و به او فحاشی کنید،قبل از آن که هر کاری انجام می دهیم باید تحقیق و بررسی کنیم.

استاد:چگونه ای ،ساز من کوک است،ساز تو چطور.
شاگرد:ساز خودم کوک است ولی ساز چوبی کوک نیست(اشاره به ستار و ...)
استاد: رفته به دکان خراطی خوب اشکالی ندارد.
شاگرد:من تصور می کنم که آیا در کروات دیگری موجوداتی هستند یا خیر.
استاد:اول به سوالی که داده ای پاسخ می دهم،اگر در خلقت مطلبی باشد سخن آن هم هست و اگر نباشد پس حرفی در مورد آن گفته نمی شود.مرا استادی می گفت،نگو اما لحظه ای که دیدگانم به نادیده ها باز می شد دیگر استاد در آنجا نبود و مجنون وار به سماء در می آمدم و اگر آنچه هست به نظر آید دل و دیده از توان خارج می گردد و آنگاه آنچه پیش می آید چیزی جز یادی از ذهن بیمار نخوانند،در این مقولات مطالب بسیار است چشم بصیرت آن بیند که چشم معمولی نمی تواند تحمل کند،متوجه شدی؟
با این وسعت و با این عظمت در مورد کهکشانها،که در باره آن صحبت کردیم حتما مطالبی هست چون ما همه این هستی را نگشته ایم. مرا استادی می گفت نگو.
هر که را اسرار حق آموختند               مهر کردند و دهانش را دوختند
خیلی چیزها هم حقیقت است و هم وجود دارد و حتی خیلی از بزرگان و عرفا اشتباه کردند که هر چیزی که حقیقت دارد،نباید بیان شود.باید ببینیم آیا افراد ظرفیت پذیرش این حقیقت را دارند و یا ندارند و نمی شود انسان ها را به زور آگاه کرد،بعضی وقتها حقیقت را نمی شود بیان کرد و انسان قادر به بیان آن نیست و نباید هم بیان شود.ممکن است مربوط به اسرار اشخاص باشد.هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد
پس در هستی هم خیلی حقایق هست و در باور خیلی از انسان ها نیست.انسان اگر نادیده ای یا حرفی را می بیند باید تحمل و نگه داشتن آن حرف را داشته باشد.انسان وقتی وارد مرحله خاصی می شود و ندیده ها را می بیند به خیلی از مسائل خلقت پی می برد،بقیه افراد جامعه می گویند این شخص دیوانه است.
شاگرد:آیا منظور شما همان اربده ان الحق است.
استاد:آری درست متوجه شدی،بایستی در و دل را بگشائی و آنانی که از طریق دین و مذهب ارزیابی می نمایند بلکه با دل و نیروی وجود هستی درک نمایند،می فهمی؟
باید دل و دیده را بگشائی که تو از طریق افکار و نیروهای هستی و از طریق دل بشناسند، نه بر حسب معیارهایی که بر مبنای دیگری استوار است و نه بر مبنای ظواهر امر.
ما در مکانی بوده ایم که اگر بخاطر بیاوریم و بیان کنیم،دیوانه شناخته می شویم. آنان بحر و دریا نیستند ،آنان در آب انبارهای ذخیره شده خود،زندگی می کنند،می دانی چه می گویم؟

بعضی از انسان ها در آب انبارهای خودشان زندگی می کنند،چون یک سری چیزهایی را یاد گرفته اند بر مبنای افکار و آگاهی خودشان که این اندوخته ها مثل یک آب انبار یا حوض می ماند.
وقتی به هیجان می آیی وقتی که قلبت مانند پرنده ای می خواهد از قفسه سینه ات بیرون پریده و پرواز کند را حس کرده ای.من در آن لحظه پرنده می شدم و از روی بام و دیوار می پریدم و خود را به این سو و آن سو می زدم ولی کسی حال مرا نمی فهمید ولی خوشحالم که تو را یافتم اگر سفرهایت اوج می گرفت،بالهایت می سوخت،پس این فرمان است تا آدمی به درجه دیگری از فهم و آگاهی برسد.انسان  ار نظر فهم و آگاهی باید به یک درجه ای،دیگر برسد.

جهان آرامگاهی هست که اگر در پی دغدغه های دیگر نباشی به کهکشان های اطراف  نیز سفر می کنی و آنچه پیام باشد،دریافت می نمائی.
اگر در آرامش باشی تمام امواج اللهی با تو هم سو می شوند و از درون دریافت می نمائید و به درون توجه می کنی.خلقت و هستی را نیرو و قدرت و انرژی بی انتها را چون رشته های انوار مشاهده خواهی نمود ، اما بایستی آرامش و آسایش اندیشه مهیا شود.من تنها بودم و کسی حرف مرا نمی گرفت،مانند این کولی های بیابان گرد،در شب خیمه خود را در جائی الم می نمودم و بعضی اوقات قبل از طلوع خورشید بایستی آنجا را ترک می کردم و خانواده ام هیچگاه در آرامش واقعی نبودند و حتی دیدارها گاهی بسیار طولانی می شد و من نمی خواهم که تو نیز این مشکل را تجربه کنی.
در کنار قومی باش که تو را بفهمند و در آرامش به هدف بیان ما و خودت جامه عمل بپوشانی،فرامین را در آسودگی ،انجام دهی،کلام اللهی چیزی جز بیان و شرح اللهی نیست و رسیدن به آن در همه موارد بایستی در وجود آدمی موج بزند ولی ما کمتر آن را می بینیم و در آن غرق هستیم و دست به جای دیگر می بریم و این را تو خود می دانی.مکتوب سوم کاملا شکافته می شود.
در قبل گفته بودم در سوره 19 حضرت مریم ک -ه-ی-ع-ص را با هم جمع کنید و مضرب بسم الله الرحمن الرحیم می شود یا نمی شود.حرف: ک می شود 137 حرف ه می شود 175 حرف ی:می شود 343 حرف:ع می شود 117 و حرف:ص می شود 26 که جمع این اعداد می شود 798 که بر عدد 19 تقسیم کردیم می شود 42 مرتبه.

در قرآن چهارده حرف مقطع یا نگهبان داریم:الف-ل-م-ر-غ-ص-ی-س-ک-ه-ع-ح-ط-ن.که به عنوان نگهبان هم گفته می شود این چهارده حرف را مقدار آن را از روی حروف ابجد حساب کنید و 29 سوره هم هست که با این حروف مقطع شروع می شود عدد 29 را با جمع این حروف حساب کنید و مضرب بسم الله الرحمن الرحیم را در بیاوریم.


هر کدام از حروف زیر سمبل یک عدد است: که به آنها حروف ابجد می گویند.
الف=1 ب=2 ج=3 د=4 ه=5 و=6 ز=7 ح=8 ط=9 ی=10 ک=20 ل=30 م=40 ن=50 س=60 ع=70 ف=80 ص=90 ق=100 ر=200 ش=300 ت=400 ث=500 خ=600 ذ=700 ض=800 ظ=900 غ=1000 می باشد و این حروف را قبلا به جای اعداد بکار می بردند.

نگارش و تایپ:مسافر مصطفی لژیون 11



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 فروردین 1397 11:16 ق.ظ

خلاصه سی دی تعطیلات..... از آقای مهندس دژاکام

دوشنبه 28 اسفند 1396 07:19 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
آقای مهندس فرمودند: قبلا می گفتم در هر شرایطی کنگره باید دایر باشد و تعطیلات نداشته باشد،چون اعتقاد من این بود که کنگره مثل یک بیمارستان و یا کلانتری می باشد و اینها تعطیلی ندارند.ولی بعدها تفکرات به گونه ای دیگری بود و به مرور زمان اعتقاد خودم هم به متود DST کامل تر شد.و تعطیلات نوروزی در کنگره شکل گرفت تا نیروها به استراحت بپردازند.حال برای رفتن به تعطیلات شرایط خاصی دارد،که ایرانیان از تعطیلات خوب استفاده می کنند. اول باید برنامه ریزی کرد،حتی چندین ما قبل تا به مشکلی برخورد نکنیم و بعد برای مسافرت رفتن باید پس انداز کنید یا حتی برای تهیه گرفتن بلیط هواپیما هم از قبل تهیه کنیم و هدف هم باید مشخص باشد،کدام شهر یا استان می خواهید بروید و باید همه این کارها را برنامه ریزی کنید.پس باید: 1- تعطیلات باشد 2- بودجه باشد 3- برنامه ریزی باشد. و تعطیلات هم باید هدف داشته باشد،برای استراحت به تعطیلات می رویم یا برای کار.اگر کسی هم نتوانست به تعطیلات برود،در شهر خودش هم جاهای دیدنی خیلی زیادی هست که انسان بتواند با برنامه ریزی شهر خودش را هم بگردد.
باز در تعطیلات اگر هم کسی بخواهد ریزش کند،هیچ مسئله ای نیست،و کسانی هم که می خواهند درمان واقعی شوند هیچ ریزش پیدا نمی کنند.و به همین دلایل تعطیلات در کنگره اجباری شد.پس کار کردن زیاد هم برای انسان ضرر دارد و انسان احتیاج به استراحت و تعطیلات دارد.و باید برای همه کارهایمان برنامه ریزی کنیم.راهنماها و کنگره در این ایام کاملا تعطیل می باشد،حتی هیچگونه تعمیراتی در ایام عید نباید انجام گیرد.حتی در تعطیلات هیچ گونه دید و بازدید در کنگره انجام نمی شود یا هیچگونه پیک نیک در کنگره ما نداریم حتی بین راهنما و رهجو. در رابطه با کمک راهنماها صحبت کردند که هر کمک راهنما می تواند تا آخر چهار سال خدمتش رهجو بگیرد و بعد از چهار سال اگر ایجنت و یا مرزبانان راضی بودند یک دوره چهار ساله دیگر هم لژیون داشته باشد.
عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حسابی دارد.پس در کنگره هر شخصی در هر پستی به بهترین شکل ممکن کار کند.چون کنگره به افراد فرمانبردار احتیاج دارد و بخاطر همین فرمانبرداری تا حالا توانسته ایم این سیستم با جمعیت بالغ بر بیش از 60 هزار نفر و بیش از 50 شعبه را اداره کنیم.در کنگره فقط باید چشم گفتن را یاد بگیریم.

موضوع کتاب خوب است زیرا صور پنهان را بطوری مطرح می نماید که قابل درک می شود در زندگی اعداد آنانی که هم اندیشه می باشند با هم در ارتباط می باشند  مطالب را با یاری به هم کامل می نمایند و این نشان می دهد که زمان - کشور - پوست هیچکدام در هدف حرکت به مبدا تاثیر ندارد.
بطور کلی هر کتابی که نوشته می شود باید یک هدف داشته باشد،حتی یک رمان-شعر -قصه -شیمی و.... و یک سری کتابهایی هست که می خواهد صور پنهان را به تصویر بکشد و مسئله حساس این است انسان باید از گفتارها و نوشتارها جلوتر باشد تا به صحت و درستی کتاب پی ببرد.و مسئله مهم دیگری در هستی همه چیز ارگانیک می باشد و هیچگونه قابل تقسیم بندی نمی باشد،حالا یک سری قابل دیدن می باشد و یک سری قابل دیدن نمی باشد،مثل طبیعت و ماوراء طبیعت یا فیزیک و متا فیزیک.
بیگانه گان به ظاهر بیگانه اما آشنا تر از هر آشنائی،چون یک موجود.همه ما در یک هدف اندیشه و فکر یکی باشیم نشان از ادقام پی در پی در هم ، می باشیم.
چون هدف همه ما یکی هست،همگی در هم ادقام می شویم،یعنی تفکرات و اندیشه هایمان و اخلاق هایمان یکی می شود.همه از ضد ارزش ها دوری می کنیم.ما در کنگره که دور هم جمع می شویم همگی بیگانه هستیم و هیچ نسبت فامیلی با هم نداریم ما قبلا بیگانه بودیم ولی چون حالا مرتب همدیگر را می بینیم از هر آشنائی ،آشنا تر هستیم.
همه به طرف نور در حرکت هستیم و در نهایت به قول قاضی پنهان در اعماق تاریکی بر سد اقیانوس پدیدار می شود و هر چه باشد به ساحل رانده خواهد شد.آیا فکر نموده اید که چرا ما با همدیگر در ارتباط قرار گرفتیم؟ یا آنانی که ما را هیچ نمی شناختند مانند طناب یا سیم به هم مربوط شدیم پس باید به مشترکات هم فکر بنماییم.
همه ما به طرف صراط مستقیم در حرکت هستیم اول در تاریکی ها بودیم و درگیر مواد بودیم و در چاه اعتیاد بسر می بردیم.

نگارش و تایپ: مسافر مصطفی لژیون 11



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 4 فروردین 1397 11:56 ق.ظ

خلاصه سی دی سیر و سلوک ...... از آقای مهندس دژاکام

دوشنبه 28 اسفند 1396 09:58 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                                                               
                                                                               



خوشحال می باشیم که پروگرام ها (برنامه ها) به خوبی به پیش می رود و آن انسان ها و یا اشخاص که می خواهند در این مقطع،از این فکر بزرگ سودمند بشوند،این یک مسئله که به تمامی انسانها مرتبط می شود،همه ما خوب هستیم و اعضای کنگره 60 در تمام کارها نظارت دارند.

ما در شرایط موجود انسان برای تکامل و اندیشه انسان مطالبی بوده و هست .قبل ار هر اقدامی چیزی که برای ما لازم است باید ببینیم ما از این زندگی و حیات و زنده ماندنمان چه چیزی می خواهیم،انسان برای ادامه زندگی خودش احتیاج به آب و غذا و پوشاک و مسکن و....دارد و اگر ما اینها را بررسی کردیم و بدانیم می توانیم راه و مسیر خودمان را مشخص کنیم،هدف داشتن بسیار نقش مهمی دارد،اگر ما بخواهیم عارف و یا پزشک بشویم،باید ببینیم منظورمان چیست. و باید مشخص کنیم تا به نتیجه برسیم.
در کنگره 60 یک تفکر و اندیشه را روی اشخاص آغاز کرده که از نظر جامعه این اشخاص قابل برگشت و درمان هستند.چیزی که مطرح است اعتیاد یک بیماری است و مسمومیت مزمن نیست.باید تربیت انسان روی سه ضلع: جسم و روان و جهان بینی باشد،اگر این سه پارامتر نباشد،ناقص است.افرادی که به بودا اعتقاد دارند می گویند گوشت حیوانات را نباید خورد و گیاه خوار هستند و می گویند گوشت خوردن ما را وحشی می کند.اما همین افراد که گیاه خوار هستند و گوشت حیوانات نمی خورند در کشورهایی مثل میانمار دست به جنایت و آدم کشی می زنند.پس نتیجه می گیریم تربیت باید روی سه پارامتر جسم و روان و جهان بینی باشد و این سه پارامتر با هم رشد کند.
ما گاهی اوقات همه چیز از زندگی می خواهیم ولی زندگی نمی کنیم آینده ای که در پیش داریم آینده دیروز و پریروز ماست.ما باید زندگی کردن را حس و درک کنیم.درک کنیم که در این لحظه زنده هستیم.و باید زندگی کرد و به دیگران هم اجازه دهیم تا زندگی کنند.انسان با ظاهر سازی نمی تواند زندگی کند.فرقه ای به نام ملامتیان بودند که ابرو و سرشان را می تراشیدند و به آنها قلندر می گفتند،که بتوانند مردم را ملامت و سرزنش کنند که مردم نفس خودشان را بکشند و از منیت به پائین بیایند ویا ریاضت کشیدن.اما با این کارها نمی شود نفس را پرورش داد اگر در مسیر زندگی دچار اشتباه شدیم باید خودمان را ببخشیم و بعد دیگران را قبول کنیم و باعث این اشتباهات خودمان بودیم با ذکر گفتن و روزه سکوت گرفتن خیلی هم مهم و خوب است ولی همین قضیه نیست،بهشت را به بها دهند به بهانه نمی دهند

این راهی است که ادامه دارد چون زندگی پایان نمی پذیرد،کتاب دوم گشودن درهایت و کتاب سوم وارد شدن در آن مکان ها است که به تدریج جلو می روید.شما در بخش های مختلف به فعالیت پرداخته اید قدرت و توانائی مالی را استحکام بدهید که نیاز بسیار ضروری می باشد.
این نوشتارها مربوط به پانزده سال قبل می باشد که استاد به من می گوید که توانائی مالی خود را افزایش داده که برای شما ضروری می باشد.مسائل مالی بسیار پر اهمیت است.اگر حرفی که استاد به شاگردش زده و من گوش نمی دادم حالا نمی توانستیم زمین کنگره 60 را خریداری کنیم. بزرگترین شکل ما در نوجوانی و جوانی این بوده که به ما یاد ندادند که پولهایمان را پس انداز کنیم و یا زمین و یا طلا بخریم که در آینده دچار مشکل نشویم.
در وادی پنجم هم اشاره به قناعت و پس انداز کردیم که باید تمامی اینها را انجام دهیم.

آنچه امروز شما می بینید تصویری است که ما از آنها عبور نموده ایم.برای انجام کارها لازم و به خوبی می دانید که بایستی جلوتر و سریعتر حرکت بنمائید که مانند غذای مانده نشود ما باید کارها را به موقع انجام بدهیم اگر غذای تازه را به موقع مصرف نکنیم فاسد می شود و قابل خوردن نیست،در تکامل به اندازه لازم به هر انسانی می دهند زیرا در قبول نمودن آن بایستی جسم ظرفیت پذیر باشد.
در کتاب آسمانی آمده هر نفسی را بیش از توان خودش تکلیف نمی کنند،هر کسی را به ظرفیت خودش.سیستم هستی هم هر کسی را به اندازه ظرفیت خودش به او می دهد برای هر کاری و یا هر چیزی انسان باید ظرفیت داشته باشد،اگر نداشته باشد مردم آزاری می کند بعضی مواقع اگر کسی دارای ظرفیت نباشد،باعث تخریب می شود.
تو را تیشه دادیم که هیزم کنی            ندادیم که بنیاد مردم کنی
در هر شغلی هم همینطور است اگر کسی ظرفیت آن شغل را نداشته باشد دچار مشکل می شود الهام به کسی می شود که روی کاری متمرکز باشد مثل یک کوزه گر که کار او همین است .فن کوزه گری به او القاع می شود یا یک فیزیکدان که مرتب روی فیزیک کار می کند به او در مورد فیزیک القاع می شود.
لیدی جونز می گوید اگر شما بخواهید و یا حتی توانائی این را در خود مشاهده نمایید که می توانید در کوتاه مدت مثلا انگلیسی حرف بزنید این ممکن نمی شود باید همان گونه که در کتاب اول گفته شد عمل کنید.
مثلا ما بخواهیم در کاری یک استاد ماهر شویم،یک شبه نمی شود و باید مراحل خودش را طی کند و فرایند زمان را هم در نظر بگیریم.

اکنون قدر باز شده و قابل ادراک،و نتیجه شما می توانید خوب بیان بنمایید.این وسیله نقلیه می داند که در راه خود هیچگونه عمل نماید هر ایستگاه بایستی خوب تقویت بشود و کاملا بازرسی گردد شما فعال می باشید و آنچه که انجام می گیرد با محاسبات اللهی در یک سو می باشد که خوب و یا بد شدن آن را لحظه به لحظه می بینید که در ادامه به صدا و زبان واحد نیاز دارید که با پخش موسیقی آن در سراسر دنیا بها و ارزش نوشتارها به نمایش بهتری برای بهره گرفتن از طرف بیماران می شود.
لویی عزیز می گوئید خوشحال هستم و همین طوری افرادی که منتظر پیام شما هستند همانطور که می دانید انجام می گیرد در تحولات همیشه پیشگام باشید برای انجام کارهای خود و خانواده از وقت مفید بهره بجویید و برای سفر یا سفرها هم برنامه ریزی بنمائید.

زندگی و حیات در جسم واقعی بنظر می آید حال اگر که شما خواب باشید فکر می کنید آن دیگری واقعیت است.چون انتقال از جهان به جهان دیگر باعث نمی شود که زندگی پایان پذیرد در نتیجه ادامه دارد البته طبق فرامین که یک نمونه می گوییم اگر در قید حیات جسمانی و یا جسمیت با کسانی که دوست دارید و یا همسر و یا فرزند در بعد پس از انتقال با آنان خواهید بود و ادامه داده می شود و اما اگر پیوند نباشد این ارتباط هم وجود ندارد.

اینجا می گوییند:اگر در این دنیا بین همه دوستان و آشنایان و کسانی که با آنها زندگی می کنیم پیوند محبت وجود داشته باشد بهد از مرگ هم این پیوند وجود خواهد داشت و دوباره با همدیگر خواهیم بود.

نگارش مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 28 اسفند 1396 11:25 ق.ظ

خلاصه سی دی جهان ذهن از استاد جهان بینی آقای امین

شنبه 26 اسفند 1396 05:40 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                          


تا از خود نگذری،به خود نمی رسی،یعنی تا از یک سری خواسته ها انسان نگذزد،نمی تواند به جهان ذهنی آرامی دست پیدا کند و تا جهان ذهنی آرام بوجود نیاید،انسان نمی تواند با محیط خودش با جهان هستی ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد و وقتی هم که انسان نتواند از جهان هستی که خداوند آفریده یا بوجود آورده لذت ببرد از تمام نعمتهای هستی محروم می شود.

وادی پنجم اولین وادی است که در کنگره ،شخص وارد عمل می شود. در چهار وادی اول در انسان از نظر فکری و نگرش آماده می شود تا شخص از راه درست بتواند  دست به کارهای اجرایی بزند وحرکت کند.در وادی پنجم گفته شد که در جهان ما تنها تفکر قدرت مطلق حل نیست توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می کند و این یعنی حرکت کردن به درون و تلاش کردن.وادی اول متوجه شدیم که چگونه تفکر کنیم وادی دوم فهمیدیم که بیهوده به این دنیا قدم نگذاشتیم وادی سوم،هیچ کسی به غیر خودمان به فکر خودمان نیست و نباید توقع داشت که دیگران جای ما کار و یا فکر کنند و در وادی چهارم،متوجه شدیم که خداوند قدرت مطلق هستی است و حقه های نفس مسئولیت را به خداوند بسپارد و در وادی پنجم در جهان های مختلفی زندگی می کنیم که ما به سه جهان می پردازیم،یکی همین جهان اطراف خودمان است(مثل خانواده-دوستان-کار دانشگاه و.....)چیزی که می بینیم و رویت می کنیم و جهان بعدی،که همان جهان خواب است و جهان سوم همان جهان ذهنی است که هر کدام از ما در این جهان ذهنی خیلی اوقات را سپری می کنیم و نشانه قدرت بودن جهان ذهنی این است که هر چیزی که غیر ممکن به نظر می رسد،در زمان کوتاهی در ذهن خود بوجود بیاوریم.مثل چیزهای عجیب و غریب.و هیچ چیز غیر ممکن در جهان ذهنی وجود ندارد و هر ویژگی که دوست داشته باشیم به آن اضافه کنیم.زمانی که انسان آفریده شد،هستی موجود بود و برای اینکه بتواند این موجود با هستی ارتباط برقرار کند نیازمند به یک جهان مستقل بود و آن جهان ذهنی است که برای انسان درست شد.که قابلیت ساختن همه چیز را در درون خود دارد.و علت آن هم این بود که انسان بتواند به آن جایگاه خودش برسد.هر چیزی که در هستی قدرت سازندگی دارد،قدرت تخریب هم دارد و این ویژگی به انسان داده شد که اگر بتواند از آن استفاده و یا تفکر و یا تصمیم گیری درست انجام دهد و اگر چرخش پیدا کند می تواند تمام بلاها را برای انسان بوجود بیاورد.
جهان ذهنی چیست؟ ذهن مانند سیاه چاله ها هستند.سیاه چاله ها در هستی،اجرام بسیار فشرده شده و بی نهایت سنگین هستند که در واقع قابلیت دارند که هر چیزی را به خودش جذب کنندحتی نور ،قادر به فرار کردن از سیاه چاله ها نمی باشد.به خاطر همین ما در طبیعت قادر نیستیم رویت کنیم.بنابر این سیاه چاله ها کاملا نامرئی هستند.در انسان هم همینطور است چون ذهن انسان هم همه چیز را به طرف خودش جمع می کند و خیلی قدرتمند است،کار ذهن به تصویر کشیدن هر چیزی است برای ما.ویژگی هر موجودی نفس آن موجود است.و نشانه آن خواسته ها می باشد،ما به چیزی که فکر می کنیم ،باید مقداری انرژی مصرف کنیم ،حتی خیال پردازی در ذهن هم خیلی هزینه دارد.و محاسبه آن هشت برابر کسی است که در حال کار کردن با بیل می باشد.


اگر جسم خودمان را همان شهر وجودی در نظر بگیریم ،در یک کشور یک مجلس وجود دارد و بعد نمایندگان شهرها که وظیفه آنها قانونگذاری برای شهر خودشان می باشد،که می شود همان چهار چوب یا ساختار ذهنی . . بودجه انسان هم در ذهن شکل می گیرد و مشخص می شود که این بودجه در کجا باید خرج شود.نتیجه می گیریم که ذهن انسان هم مثل مجلس تصمیم گیری می کند که انرژی را در کجا خرج شود و در کجا خرج نشود.پس اگر خواسته های نامعقول که وارد ذهن می شوند انرژی و بودجه ما را به سمتی می برند که خودشان دوست داشته باشند و انگیزه به انسان هم می دهد ولی باعث ساخت و ساز نمی شود.اگر بخواهیم وادی پنجم را عملی و اجرا کنیم باید به جهان ذهنی خودمان آرامش را برگردانیم و برای اینکه آرامش را به ذهن برگردانیم،باید از ضد ارزش ها دوری کنیم خودداری و صبر و قناعت و غیبت و قضاوت و پس انداز را عملی کنیم چون اینها مراحلی هستند که جهان ذهنی ما را به آرامش می رسانند.وقتی انسان به چیزی فکر می کند حتما یک میدان جاذبه ای هست که آن چیز را به خودت جذب کنی (فکر-انسان ها_ پول و ....)این میدان هم می تواند در راه منفی و هم در راه مثبت باشد.وقتی که ما بخواهیم از میدان جاذبه خارج شویم،باید این افکار را از ذهن خارج کنیم،مثل دوری از ضد ارزش ها.

وقتی که یک فکر منفی ،میدان جاذبه خیلی قوی باشد و با وجود انسان یکی شد،قابل رویت نمی باشد.انسان احساس سنگینی می کند و هیچ فکر منفی هم نمی بیند و فقط با پالایش این کار انجام می گیرد.و بعد خودداری کردن است که مکمل همان دوری از ضد ارزش ها می باشد،بعد از اینها باید یک تکیه گاه هم باشد،مثل یک انسان که برای راه رفتن احتیاج به دو تا پا دارد و باید شروع به ساختن قطب های نیرومند مثبت کند تا بتواند افکار مثبت را به خودش جذب کند و باید فقط روی خواسته های معقول تمرکز کنیم.
از ضد ارزشها پرهیز کنیم،خویشتن داری را انجام دهیم و به خواسته های معقول بها بدهیم.عاملی که باعث می شود انسان به افکار منفی بیشتر توجه کنند،به علت دوست داشتن افکار منفی یا طمع داشتن است چون می خواهد به همه چیز دست پیدا کند و داشته باشد ودر ذهن انسان مجموعه ای از این قطبهای منفی وجود دارد،انسان اگر نتواند از یک سری خواسته هایش بگذرد،سرگردان و پریشان می شود و باید تمرکز کنیم تا قطب مثبت بوجود بیاید و ساختن این کار ممکن است چندین ماه طول بکشد و بعد وارد مرحله قناعت و صبر می شود.که تعریف قناعت شد همان بهینه سازی،کسی که در این مرحله قدم می گذارد لازم است که حتما بتواند از کمترین چیزها،بهترین استفاده را بکند و در ادامه صبر را هم داشته باشد.


در قرآن امده است:خداوند شرایط هیچ قومی را تغییر نمی دهد،مگر آن قوم خواسته های نامعقول خودشان را کنار بگذارند.

یعنی به انسان می گوید اگر ما نتوانیم از یک سری خواسته های خودمان چشم پوشی کنیم،هیچ تغییری در ما انجام نمی گردد و گذشتن از خواسته ها هست که شرایط جهان ذهنی را تغییر بدهد.مثل همین شرت OT که ما مصرف می کنیم ما باید بعد از 21 روز یک پنجم آن را کم کنیم اگر این کار انجام نگرفت و نتوانستم از خواسته هایم بگذرم،درمانی انجام نمی گیرد.


نگارش:مسافر مصطفی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 27 فروردین 1397 01:18 ب.ظ

درختکاری سال 1396

دوشنبه 21 اسفند 1396 05:15 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است








ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 21 اسفند 1396 05:33 ب.ظ

وادی هفتم: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است،یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می نمائیم.

شنبه 19 اسفند 1396 12:21 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                           
ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 22 اسفند 1396 09:16 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic