خلاصه سی دی وادی نهم.... از آقای مهندس حسین دژاکام

یکشنبه 3 دی 1396 10:57 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه بالا و بالاتری برسد،نقطه تحمل پیدا می شود.

  انسان باید در تمام سطوح زندگی نقطه تحمل لازم خودش در هر موضوعی را بالا ببرد.
پیام برای کسانی که به دنیایی تازه قدم نهاده اند و به خویش ،خویشتن توجه می نمایند.بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمائید و بر زمین و سماء توجه کنید.با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما را خواهد داد.آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه با ارزش،هم قوت کافی و هم سایه بان هایتان بر افراشته خواهد شد.                                        پس آن کنید که فرمان است.
این پیام برای کسانی است که تازه قدم گذاشته اند و اندیشه و تفکرات درستی را آموخته اند و از مسائل ضد ارزشی دوری کردند و وارد مرحله جدیدی شده اند و انسان باید به خودش که همان نفس و جان آدمی است توجه کند،انسان باید آموخته هایی را بلد باشد و حرکت کند،از سخن گفتن به عمل کردن.به زمین و آسمان نگاه کنید و خلقت خداوند را ببینید.وقتی انسان بذر خوبی کاشت،آن وقت از کاشتن آن بذر یک درخت با سایه بان و غذای کافی به او می دهد،بذر نیکو یعنی کمک کردن به دیگران،صلح را گسترش دادن و بطور کلی کارهای خوب انجام دادن. پس آن کنید که فرمان است.ممکن است در راه صراط مستقیم زفتن در اوایل به خاطر آزمایش،مشکلاتی داشته باشد،ولی  در انسان به صورت قوه،هم شادی هست و هم گریه،عشق هست،نفرت هم هست و...... و از نظر قوه پاک نیست،در درون انسان هم تمام ناسزاها هست و هم تمام الفاظ قشنگ یا مردم آزاری و یا..... انسان جایزالخطا و یا ممکن الخطا است،ولی آقای مهندس می فرمایند،انسان مختار الخطا است،اختیار خطا کردن دارد،وای اگر دزدی کرد،و او را گرفتند،جوابگو خودش است. در نتیجه خداوند دو پیامبر برای انسان فرستاد،یکی پیامبر درون که همان عقل و وجدان است و پیامبران بیرونی. که پیام همه پیامبران از یک منبع سر چشمه می گیرد.فرمان:دروغ نگفتن-دزدی نکردن-رشوه نگرفتن-رشوه نخوردن-غیبت نکردن-گمان بد-کم فروشی-عیب جوئی و.... هر آنچه روی پوشش و تفکر و اندیشه انسان اثر می گذارد را باید چشم پوشی کرد.راه ضد ارزشها به ظاهر خوب و شیرین است و زودتر به نتیجه می رسد،ولی پایان خوبی ندارد.ولی صراط مستقیم مثل آب زلالی است که داخل یک کوزه گلی است و نوشیدن آن مایه حیات است .اگر انسان دروغ گفت،کم فروشی کرد،و تمام ضد ارزشها را انجام داد فرد فاسدی می باشد.اگر خواستیم از این مراحل بیرون برویم سخت است و باید برای انجام دادن ضد ارزشها نقطه تحمل خودمان را بالا ببریم.ضد ارزشها را نمی شود به صورت تکی عمل کرد،مثلا من بگویم،دروغ نمی گویم ولی رشوه می گیرم.چون ضد ارزشها مثل یک درختی است که میوه های آن تلخ و رهر آگین است و ما نمی توانیم میوه های یک شاخه را اصلاح کنیم.در دنیا و هستی هر چیزی نقطه تحمل خودش را دارد،اگر یک آهن را بیش از اندازه حرارت بدهیم،ذوب می شود.انسان ها و گیاهان و حتی حیوانات هم هر کدام نقطه تحمل خودشان را دارند،ولی در انسان ها،اندازه آن متفاوت است. مثلا یک نفر می تواند 5 ثانیه زیر آب بماند و یک شخص می تواند 5 دقیقه زیر آب بماند.برای خیلی کارها باید آموزش دید،مثل ورزش کردن و یا نکشیدن سیگار و کارهای ضد ارزشی را کنار گذاشتن.ولی برای ضد ارزش هیچ آموزشی نیاز نیست.و باید نور بیاید تا تاریکی برود.کسی که اعتیاد به مواد مخدر پیدا می کند و هر موقع که بخواهد درمان شود،چون راه آن را بلد نیست،باشکست مواجه می شود و ممکن است همه چیز حتی خانواده خود را از دست بدهد و شروع به ناسزا گفتن می کند ولی نمی داند که تقصیر خودش است.حتی حماقت و تنفر هم نقطه تحمل دارد و باید با آموزش صحیح روش خود را تغییر دهد و به مسیر ارزشها برگردد،مثل یک نفر دونده می تواند نقطه تحمل خودش را از 50 متر به 5000 متر برساند،با تمرین و تکرار.در بعضی مواقع مشکلات از رحمت خداوند است.و همیشه انسان با سختی و آسانی به بالاترین نقطه تحمل می رسد.چون چهار عنصر باد و خاک و آب و آتش هستی را بوجود می آورد.هر چیزی را انسان از ضد او می شناسد.مثلا:تاریکی در مقابل روشنائی و یا سفیدی در مقابل سیاهی و اندوه در مقابل شادی و یا نیروهای الهی در مقابل نیروهای اهریمنی و همه اینها مکمل یکدیگر هستند.

نیروهای اهریمنی یا تخریبی و باز دارنده:با تمام خصوصیات منفی خودشان،نقش نیروهای مکمل،یعنی تکمیل کننده در هستی بر عهده دارند و شاید هستی بدون آنها نتوانند به مسیر تکامل خود ادامه بدهد.
انسان اگر در زمان قدیم میکروب را نمی شناخت،علم و دانش در پزشکی امروزه به این نتیجه نمی رسد،یا اگر خداوند حیوانات درنده مثل شیر و ببر را آفرید،برای شکار حیواناتی چون گاومیش و گوزن و.... چون اگر این حیوانات درنده نبودند،مشکلاتی پدید می آمد،پس انسان بر اساس همین مشکلات ساخته می شود.مثل خودمان که چنین مشکلاتی مثل اعتیاد را داشتیم و با آگاهی و آموزش قوی و قدرتمند شدیم.نتیجه می گیریم که برای بالا بردن نقطه تحمل باید:از سختی ها و یا نیروهای بازدارنده عبور کنیم و این کارها هم سخت و هم سهل است.سختی این است که زمان می برد و سهلی هم اینکه در زمان خودش فرا می گیریم.این آموزشها و مشکلاتی که ما رحمت خداوند نمی دانستیم و لعنت می کردیم پس از مدتی که این مشکل حل می شود و به آن نگاه می کنیم ،می بینیم بهترین خاطرات،همان خاطرات سختی بوده که پشت سر گذاشتیم،درست است نیروهای اهریمنی مکمل هستند ولی ما باید به تلاش خود ادامه دهیم و گر نه زیر چنگال های همین نیروها انسان خرد می شود نقطه تحمل برای ما در همه جا حائز اهمیت است.انسان در هر کجائی که می خواهد برود باید نقطه تحمل را با آن جایگاه برابر کند.ممکن است دارای یک مقامی باشی و در کنگره به سمت آبدارچی منسوب شوی باید نقطه تحمل خودش را پایین بیاورد و نقطه تحمل و عطوفت را باید انسان داشته باشد،اگر کسی مرتکب خطا و یا اشتباهی شد،نباید آن شخص را مورد سرزنش قرار دهد.امروزه جهان تغییر کرده و ما باید انسانها را درک کنیم،هر چه را برای خودمان می پسندیم،برای دیگران هم بپسندیم.

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف      مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

با تشکر مسافر مصطفی






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 دی 1396 12:18 ب.ظ

دستور جلسه هفته....وادی چهارم

جمعه 1 دی 1396 11:30 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
         
                                                 

         در مسائل حیاتی:به خداوند سپردن،یعنی سلب مسئولیت از خویشتن

در این وادی استاد می گویند مرز فی مابین ما و خداوند باید مشخص شود.چه مسئولیتی ما در مقابل خداوند داریم و چه مسئولیتی خداوند نسبت به ما دارد.چون خداوند هم نسبت به ما مسئول می باشد.چرا؟چون خود خداوند هم پذیرفته و همه چیز به ما داده رزق-روزی و ....... مثالی که استاد زدند که تولید یک شاخه گل مصنوعی به تولید و به دست ما برسد باید چندین کارخانه و صدها نیروی انسانی  کار کند،تا این شاخه گل به تولید و بعدا به دست ما برسد.ولی خداوند ،با وجود یک هسته زردآلو که به قدرت خداوند به زمین می افتد و درخت به این پرباری و سبز می شود.خداوند بعد از اینکه انسان را آفرید راه و چاه را به ما نشان داد و انتخاب را با خود انسان گذاشت،که همان تاریکی و روشنائی می باشد.یک سری از مسئولیتها به گردن خود انسان هست و خود ما هستیم که مسبب بروز این مشکلات بودیم و باید خودمان حل کنیم و به گردن خداوند نیندازیم.بطور مثال:اگر ما یک مبلغی از شخصی طلب کار باشیم و یک کار دادگاهی داشته باشیم ،به وکیل مراجعه می کنیم و وکیل به ما می گوید مثلا من 10% این پول را می گیرم و دنبال کار تو می روم.ولی اگر مشکلی با خداوند داشته باشیم با خدا شرط می گذاریم که خداوندا اگر فلان مشکل من را حل کردی،من فلان کار را برای تو انجام می دهم یا یک گوسفند نذر می کنم و یا...... بنابر این ما باید اول خودمان را بشناسیم و تا بتوانیم به دنبال خدا شناسی باشیم و همین آموزشهایی که ما در کنگره و لژیون بدست می آوریم همان خود شناسی است.در این وادی استاد به صور آشکار که همان قلب- مغز-ریه و تمام اعضای بدن انسان می باشد صحبت کردند و همینطور کوچکترین جزء جسم،سلول نام دارد که خودش به تنهایی مانند یک شهر عظمت دارد.و دیگری صور پنهان : که ما باید بشناسیم روح چیست و یا عقل و یا حس چیست،کجا بودیم و به کجا می رویم ،قبل از تولد کجا بودییم و یا بعد از مرگ به کجا می رویم جهنم یا بهشت.
 
نفس:تعیین موجودیتی است که در هر صورت،ظاهر و باطن انسان را می نماید.
به عبارت دیگر ،نفس،قسمت اصلی و اساسی و یا اصل و یا خود موجود است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر و در باطن،در خواب و در بیداری،در دنیا و در آخرت.در نهایت نفس،نه جسم است و نه روح.نفس یک گیاه، گیاه را،نفس یک حیوان،یک حیوان را و نفس یک انسان،انسان را تعیین موجودیت می کند.پس نفس هر انسانی بر مبنای خواسته ها و دانائی او،در یک رتبه و یا یک درجه قرار می گیرد.1- نفس اماره:و یا امر کننده و کسی که در مرحله این نفس قرار گرفت،دروغ می گوید،اموال مردم را تصرف می کند و یا حتی حق و حقوق خود و خانواده اش را زیر پا می گذارد.و انسانی که در این مرحله نفس قرار گرفت در مدت کوتاهی می خواهد به خواسته هایش برسد ولی در طولانی مدت به بد بختی و ویرانی و پریشانی و...... برخورد می کند.2-نفس لوامه:در این مرحله اگر شخص به دانائی بالاتری رسید وارد این نفس می شود یعنی اگر خلافی انجام داد بلافاصله خودش را سرزنش می کند یا اگر دروغ گفت،رشوه گرفت و.....و دچار عذاب وجدان و پشیمان می شود.3- نفس مطمئنه:وقتی شخصی از این دو مرحله نفس گذشت همراه با تزکیه و پالایش و دانائی،وارد این نفس می شود.در این مرحله نه در ظاهر و نه در باطن و نه در خلوت و نه در خواب و نه در بیداری به خواسته های معقول و منطقی جواب می دهد..نتیجه می گیریم که خداوند را فقط برای مشکلاتمان نخواهیم،و هر وقت خداوند را صدا بزنیم،ما را یاری و هدایت خواهد کرد.به شرط این که خواست ما منطقی و عقلانی باشد.و در پایان اگر خودمان را شناختیم،خدا را هم می شناسیم.

قدرت مطلق از رگ گردن هم به ما نزدیک تر است.

با تشکر مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 دی 1396 10:40 ق.ظ

دستور جلسه هفته همسفر ،خلاصه سخنان استاد کمک راهنمای محترم مسافر سعید چنگانیان

چهارشنبه 29 آذر 1396 04:27 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi



                                        



                                         

Image result for ‫عکس همسفران کنگره 60‬‎                                              
  خلاصه سخنان استاد در لژیون سیگار(ویلیام وایت) مورخ96/9/28  پیرامون هفته همسفر در رهایی خود و مسافر چیست؟

سفر یعنی حرکت از یک مبدا به یک مقصد یا هدف.همان سه ضلع مثلث تفکر (مبدا-مقصد-مسیر حرکت) کنگره یک سفر است که باید این سه ضلع در آن مشخص باشد.همانطور که در چهار مقاله از آقای امین اشاره کردنداعتیاد یک سری خصوصیات و ویژگی هایی را برای ما به همراه دارد از جمله ترس-ناامیدی جهل و اضطراب و ما برای اینکه بتوانیم از این صفات حرکت کنیم و به شجاعت و امیدواری و آرامش و دانایی برسیم. به یک سفر نیاز داریم مسلما سیستم ایکس ما چه توسط مواد و چه سیگار از کار افتاده است در این سفر نیاز است که همانطور که سیستم ایکس ما توسط مواد از کار افتاده است،سیگار هم یکی از نهرهای سیستم شبه افیونی که در درون ما جریان دارد و حالت سرخوشی و شادی ما را تامین می کند از کار انداخته است.بحثی که وجود دارد این است چرا نیاز است که همسفر به کنگره بیاید بعضی از همسفران از اوایلی که به کنگره می آیند عقیده دارند که خودشان هیچ مشکلی ندارند و فقط به خاطر مسافرشان می آیند،ما باید بگوییم که همسفران شاید به صورت غیر مستقیم وقتی که از قرصهای ضد افسردگی اعصاب و روان و قرص خواب استفاده می کنندسیستم ایکس خود را از کار می اندازند و در درون خود اختلال ایجاد می کنند.وقتی که از آموزشهای کنگره استفاده کنند به حال خوبی می رسند.ما دو نوع سفر داریم ،سفر بیرونی و سفر درونی،که سفر بیرونی شامل آمدن من به کنگره و حرکت کردن و دارو گرفتن است،وقتی که این سفر(بیرونی)انجام بکیرد،مسلما می توانیم به درون خود هم سفر کنیم و آموزشها را بگیریم و این صفات (ترس-ناامیدی-نفرت و کینه) را تبدیل به صفات خوب کنیم.همسفر مسلما بال پرواز ما است.به آن شک نباید داشته باشیم.در زمان مصرف مواد و یا سیگار ،به حرف همسر و فرزندان توجهی نداشتیم و همیشه حواس ما جای دیگر بود چون این مواد،خمر و پرده ای بود روی روان و تفکر و شخصیت ما.در اینجا بود که همسفران هم در تاریکی رفتند و ما را در این شرایط تحمل کردند.بنابر این وقتی خودم از این آموزشها استفاده کنم و همسفر به کنگره نیاید،سطح دانائی من بالا می رود و همسفر در باور خود باقی می ماند و در خانواده درگیری ایجاد می شود.در آخر استاد ، هفته همسفر را به مسافران و همسفران و به مادر کنگره 60 خانم آنی و آقای امین استاد جهان بینی تبریک گفتند.

نویسنده:مسافر محمد
نگارنده:مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 29 آذر 1396 06:08 ب.ظ

خلاصه سی دی معنویت......از آقای مهندس حسین دژاکام

سه شنبه 28 آذر 1396 09:20 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

                                                                 




ما بسیار دل تنگ شما می باشیم و بنیان یک دانش نو را برایتان به دید ژرفی می نگریم.ما همه فکر می نمائیم که شکوه و بزرگی به سبب بزرگ بودن کشور و یا داشتن دارائی فراوان نیست بلکه به اندیشه و انجام کارهایی بزرگ است و این یک گام بزرگی است که برای زندگی دوباره بر می دارید که سبب آمدن آدمهایی خواهید شد که غالب و یا چهار چوبهای محکمی را بنا خواهند کرد برای پیشرفت دانش نوین ستون خواهند گردید و آنچه باید بپذیرد ارسال می گردد.

خیلی وقتها ما از علم و دانش صحبت می کنیم و باید توجه داشت وقتی از علم و دانش حرف می زنیم،فوری علم ریاضیات،شیمی،فیزیک و تاریخ و..... به ذهن ما می آید ولی مهمترین علم همان علم زندگی کردن،طریقه زندگی و روش و مسیر زندگی کردن و درست حرکت کردن در مسیر زندگی،که این خود علم و دانش بالایی است.و علم و دانش هستی،علم درست زندگی کردن است،بقیه علوم به کمک انسانها می آید تا بتوانند به زندگی خود ادامه دهند.این قوانین در زمانهای کهن توسط پیامبران ارسال می شد و به انسانها ابلاغ می شد.تمام ادیان می خواستند انسان را به صراط مستقیم هدایت کنند،که همان کوتاهترین راهی بود که انسان به هدف خود برسد و راه مستقیم یعنی اجرا کردن قوانین که شامل دروغ نگفتن،رشوه نگرفتن وغیبت نکردن و ........می باشد.در قرون وسطی سوء استفاده هایی از این مسیر می شد که می گفتند دین افیون جامعه است و در بعضی مواقع معنویت را در مقابل دین قرار دادند و برای آن اسامی گوناگونی انتخاب کردند.دین با شریعت مجموعه ای از قوانین و روش و متد و راهی که ما می رویم به آن نامیده می شود.و راه و هدفی که ما طی می کنیم طریقت نام دارد.پس شریعت و طریقت و رسیدن به حقیقت هر 3 مکمل یکدیکرند و موضوع را بیان می کند و هر سه یک راه را تایین می کند که به آن راه مستقیم می گویند و هیچ راه میانبری ندارد.معنویت،به معنی معنا،آنچه به معنی ما نسبت دهیم می شود معنویت. پش معنویت باید:1-دارای یک تئوری باشد 2- اجرا شود 3-یک نتیجه بدهد.مثلا در انرژی درمانی خودمان که تئوری آن چه می گوید و به چه چیزی معتقد است،اعتقاد دارند که در کهکشان و هستی انرژی های زیادی وجود دارد و این انرژی ها می تواند در درمان بیماری ها کمک کند و به آن فرا درمانی می گویند.چون معتقد هستیم که نفس با جسم که به همدیگر متصل هست،دارای هفت نقطه اتصال است که این هفت نقطه چاکراه نامیده می شود.مثل:چاکراه گردش خون-مسائل زناشوئی-دستگاه سیستم گوارش و.......... همه اینها قابل قبول ولی راه اجرای آن چگونه است و چه کسانی می خواهند این انرژی ها را جا بجا کنند اگر  نخصص لازم در این کار نباشد،خطر این کار 100 برابر است با یک عمل جراحی.هیچگاه نمی شود از طریقت یا از راه انرژی درمانی یک معتاد را درمان کنیم. در شریعت اگر درست حرکت کنیم چیزی به جز علم و دانش و آگاهی نیست،و انسان را تشویق به دانستن می کند.حضرت رسول(ص)می فرماید یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.پس  برای هر کاری تفکر و اندیشه لازم است.مسئله بعدی در معنویت،خیلی چیزها که قابل حس و درک هست،به آن صور آشکار می گویند.و چیزهایی که قابل لمس و درک نیست صور پنهان یا معنویات.اگر  درعلم و دانش و آگاهی به مرحله ای برسیم که صور پنهان را لمس کنیم،آن وقت به آن هم صور آشکار می گوییم. انسان باید روی کلمات گوناگون تفکر کند که به مجموعه اینها،جهان بینی می گوییم.بزرگ بودن و شکوه انسان به کشور بزرگ و ثروت نیست بزرگی انسان به اندیشه و انجام کارهای بزرگ می باشد.
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف           مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
انسانهایی که از جهان اعتیاد خارج می شوند و خداوند دوباره زندگی کردن را به آنها می دهد،بعضی افراد شاید اگر از جهان افیون خارج نمی شدند،در این دنیا نبودند.

   ما همگی منتظر و خواستار ساختن و آماده شدن این دانشگاه(آکادمی) هستیم.

ما برای همه شما ریشه،ساقه و برگ های تازه و ریشه عمیق می خواهیم.پل روبرو را از بین ببرید،آگاه یا نا آگاه بایستی به راه بسیار دور بیندیشید.البته همیشه اهریمن از بین برنده خوبی هاست و خواوند را به یاد بیاورید که برای رانده شدن خودتان دست به آزمایش می زند>که کارگردان آن اهریمن است او ما را فریب می دهد اما خداوند ما را آماده می کند.دشوار است در آزمایش وارد شدن و سلامت از آن بیرون آمدن،کار بسیار دشوار است ما شماها را در رسیدن به خواسته های خدایی و سبب کار درست دوباره چراغ مشعل ها را فروزان خواهیم کرد.

بچه های کنگره چه بخواهند چه نخواهند باید به زبان انگلیسی مسلط شوند،خیلی از بچه های کنگره در کشورهای اروپائی هستند ولی هنوز نتوانسته اند کنگره 60 را به صورت رسمی اجرا کنند و ما باید خودمان را به صورت تولید کننده علم به جهان معرفی کنیم.چون ما راه و روش درمان را به آن مسلط هستیم و باید برای سایر انسانها به صورت آکادمی در بیاید.ابتدا ستونها را بنا کردیم،مثل:صورت مسئله اعتیاد-کتاب 60 درجه-روش DST و........... چیزی که مهم است هیچکدام از ما به هیچ نقطه ای نمی رسیم که آموزش ما کامل شود،هر علمی که ما داشته باشیم یکی بالاتر از آن علم هست و همه ما به آموزش نیاز داریم.اگر گفتیم ما بلد هستیم و دیگر نیاز به آموزش نداریم فاتحه ما خوانده شده است.


با تشکر مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 28 آذر 1396 11:37 ق.ظ

خلاصه سی دی خواست و تقدیرات و تفکرات..... از آقای امین

شنبه 25 آذر 1396 04:09 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
همه چیز طبق خواست و طبق فرمان اتفاق می افتد،و در خودش خیلی معانی نهفته می باشد یعنی اگر انسانی در خودش خواستی داشته باشد،اتفاقی بوجود نمی آید.چون در سیستم آفرینش یا کائنات فقط به خواسته های ما پاسخ می دهند.اگر ما بخواهیم آموزش ببینیم به ما آموزگار می دهند،اگر مواد خواستیم ،موادفروش سر راه ما می گذارد و اگر..... ولی اگر ما نخواستیم،سیستم به زور ما را به کلاس نمی برد.اگر آموزش خواستیم به ما راه کنگره را نشان می دهد.در بعضی مواقع انسان از خواسته های خودش اطلاعی ندارد،به این معنی که خواسته های انسان هم دارای صور پنهان و هم صور آشکار می باشد. انسان ممکن است ده درصد از خواسته های خودش را خبر دارد و خیلی از خواسته های انسان در لایه های درونی پنهان و ما از آن اطلاعی نداریم.خواسته مثل یک دانه و یا هسته می ماند. یک دانه گردو،خواسته ای دارد،که به درخت گردو تبدیل شود،یا یک دانه گندم خواسته ای دارد که به گندم تبدیل شود.خواسته ممکن است معقول باشند،ممکن است نامعقول باشند و خواسته های نامعقول وقتی به انجام می رسند،در ادامه برای ما رنج و بدبختی بوجود می آورند و خواسته های معقول وقتی به انجام رسیدند در ما تکامل و آرامش و شادی بوجود می آید.خواسته اول گفته می شود و بعد فرمان صادر می شود،اگر فرمان صادر نشد،این خواسته در انسان باقی می ماند تا فرمان آن صادر شود،هر خواسته ای در انسان در هر زمانی اجرا نمی شود و دست خداوند بنا بر تشخیص فرمان صادر می شود.

تقدیر و تفکرات:تقدیر به معنی مقدار و اندازه.مثلا می گوییم تقدیر ما در این بوده که در یک خانواده فقیر بدنیا بیاییم.انسان وقتی در شرایط سخت قرار می گیرد،این سوالها بیشتر برایش مطرح می شود و قدر و اندازه هر کسی،جایگاه آن شخص می باشد.طبق آیه شریفه قرآن لیس الانسان الا ما سعی،نیست انسانچیزی بجز آنچه تلاش می کند.تفکر در زمان حال انجام می گیرد و مورد بررسی قرار دارد و وقتی با هم یکی شدند،مسیر حرکت انسان را مشخص می کند>هر کاری که به انسان می رسد حاصل دست پخت خودش بوده،چون همه چیز طبق خواست بوده و فرمان صادر شده است. خواسته ها بعضی اوقات نامعقول هستند و در بعضی مواقع تقدیر خیلی سخت و دردناک است ولی چگونه برخورد کردن با آن مهم است،تقدیر یک موجی است که انسان بوجود می آورد و بعد به خود ما بر می کردد و دست خود انسان می باشد.پس هر کسی جایگاهی دارد و این جایگاه را خود ما و بر اساس حکمت خداوند درست می شود.وقتی ما از خواسته های خودمان اطلاعی نداریم،از خواسته های دیگران چه خبری باید داشته باشیم.یکی از دلایل قضاوت نکردن همین است که ما اندیشه و فکر طرف مقابل را نمی دانیم.بطور کلی تقدیر از یک سری قوانین پیروی می کند،مثل قانون عمل و عکس العمل.اگر ما حتی یک کار کوچک انجام دهیم،آن کار برگشت پذیر است،انسان با ایمان کسی است که فراموش نمی کند و وقتی چیزی به سختی بدست او رسید،شکرگزار باشد،و این خود خصلت ایمان است چه خوب و چه بد.چون انسان جاری و قابل تغییر است،تا آن موجی که می خواهد به او برسد،حالت او تغییر می کند،ممکن است دانائی و ظرفیت او زیادتر شده باشد.شاید هم در جهل باقی مانده باشد.در مسئله تقدیر ،در بین رفت و برگشت این تغییر خیلی تایین کننده است.درد شکافنده پوسته فهم شماست.یعنی وقتی به انسان رنج و سختی وارد می شود،پاسخ یک سری از سوالات خودش را پیدا می کند.و این کار با خواست و فرمان اتفاق می افتد.حس ترس،ناامیدی و تنفر باعث می شود که انسانرا کم حافظه کند و نگذارد که یادگیری را انجام دهد.وقتی انسان دارای منیت و دچار تنفر می شود،باعث می شود که افکار منفی در ذهن بیاید و افکار منفی نمی گذارد انسان آموزش ببیند.پس نتیجه می گیریم که دریافت کردن به تمام حس های انسان بستگی دارد.شاید خیلی از انسانهایی که در تاریکی اعتیاد بسر می برند،خیلی سوالات معنوی دارند و تاریکی را تجربه می کنند تا بدانند وقتی از اعتیاد خارج شدند سوالی که در بیست سال قبل به دنبال آن بودند،را تازه متوجه می شوند.انسان وقتی از تاریکی خارج شد،عرفان را درک می کند،پس برای اینکه ما به پاسخ سوالهای خودمان برسیم،هستی برای ما آموزشهایی را بوجود می آورد و ما چون از حکمت خبر نداریم تا به اعتیاد روی می آوریم،به گردن خداوند و یا فامیل و یا پدر و مادر می اندازیم ولی باید بدانیم که با سفارش خودمان وارد تاریکی شدیم. و سفر دومی ها باید خیلی مواظب باشند و دچار تکبر و غرور نشوند،فکر نکنند چون از اعتیاد خارج شده اند،همه چیز را می دانند و مواظب باشند که دوباره به تاریکی سقوط نکنند و اینها چیزهایی هست که در تقدیرات اتفاق می افتد ولی انسانی که در تکامل قرار گرفته باشد،وقتی به او سختی وارد شد،آن قدرت را دارد که از آن عبور کند و زمان به نفع انسان است چه بسا اگر اشتباهی کردیم ممکن است نابود شویم.


با تشکر مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 25 آذر 1396 05:09 ب.ظ

دستور جلسه هفته بنیان،خلاصه سخنان استاد کمک راهنمای محترم مسافر سعید لژیون سیگار

پنجشنبه 23 آذر 1396 09:07 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
                      خلاصه صحبت های استاد در موضوع هفته بنیان

بنیان یعنی پایه و اساس و ریشه،هر چیزی که در اینجا(کنگره 60)می باشد توسط آقای مهندس بنیان شده است>در تاریخ 79/9/15 یعنی 20 سال پیش آقای مهندس رهائی خود را گرفتند.که جرقه آن در نیمه ماه مبارک رمضان سال 1375 زده شد. در این سال آقای مهندس سفر خود را شروع کردند.مواد را یک گرم ، یک گرم کم کردند و بعد بطور 20% و در سال 1376 سفر خود را تمام کردند. که تفاوت در این بود که پله ها در آن روزها 15 روزه ولی الآن 21 روزه می باشد و معنی 21 روز به خاطر یک سری تغییرات در سلولها می باشد.وقتی بررسی می کنیم می بینیم که آقای مهندس چه کار مهمی انجام داده اند.با روش DST برای ما،نه تنها راه درمان بلکه راه و روش زندگی کردن و درست کار کردن را با ابزارهایی مثل کتاب 60 درجه و کتاب عشق (وادی ها) و سی دی ها به ما آموختند.هر چه علم پیشرفت می کند،راه و روش زندگی کردن هم سخت تر می شود،که آقای مهندس با کلیدی ،با عنوان سی دی آن را باز کردند. آقای مهندس در طی این بیست سال رهائی حتی یک بار هم تولد نگرفته اند، و این به خاطر از خود گذشتگی ایشان است،یک چیز مهم،همیشه از دل مشکلات ابداع می شود این روش DST هم از دل سختی ها و مشکلات و اعتیاد انسانها گرفته شده است.جرقه سیگار هم از جایی زده شد که آقای مهندس سکته کردند و به بیمارستان رفتند و حالشان خیلی بد بود.و به ایشان الهام شد و در سال 1390 شروع به کم کردن پله ها کردند و در سال 1391 رهایی سیگار را هم گرفتند.کار آقای مهندس کار خیلی مهمی بوده است.حالا برای اینکه ما بیهوده روی این صندلی ها ننشته باشیم و قدردان این همه زحمات باشیم باید بطور عملی سپاسگزلری کنیم و زحمات ایشان را فراموش نکنیم و به عنوان کسی که او را قبول داریم باید آنچه کع از ما خواسته را انجام دهیم،یعنی سیگار خود را برای همیشه کنار بگذاریم و این هفته را گرامی بداریم،و خدا را شکر کنیم.

نویسنده:مسافر محمد

ویرایش:مسافر مصطفی

   
           




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 25 آذر 1396 11:42 ق.ظ

خلاصه سی دی آسیب شناسی ..... از آقای مهندس حسین دژاکام

دوشنبه 20 آذر 1396 06:43 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
 
علم و دانش پیچیده نیست،هر چیزی کلیدی دارد،اگر کلیدها را پیدا نمائید،آن هنگام می توانید،کار با ارزشی بنمائید و در این راه به آنلنی که درس درستی دریافت نموده اند و با تلاش و پژوهش خودشان به آن علم و دانش افزوده اند می توانند با امتحان و آزمایش درست کار بسیار عظیمی انجام بدهند. 

آقای مهندس اشاره به یک مثلث کردند که نام آن را فضولی گذاشتند،وقتی بین دو نفر بحثی می شود قاعده سوم آن مثلث می شود فضول.که در همه جای جامعه ما این مسئله را داریم و مشاهده می کنیم،حتی در کنگره هم این مسئله را بسیار می بینیم وقتی دو نفر با هم بحث می کنند و نفر سوم که از صحبتهای آنها هیچ اطلاعی ندارد و وارد بحث آنها می شود و دخالت می کند کار آن دو نفر را سخت تر می کند شاید آن دو به نتیجه می رسیدند.فضولی یک عمل ناسالم است و از نداشتن آگاهی و یا کم دانشی ما می باشد و دخالت در کار دیگران مربوط به شخصیت ما می باشد.

علم و دانش پیچیده نیست ،هر چیزی کلیدی دارد ،اگر کلیدها را پیدا نمائید آن هنگام می توانید کار با ارزش بنمائید.

همانطوری که بخواهیم هر قفلی را باز کنیم کلید مخصوص به خودش را دارد و در زندگی روزمره ما انسانها قفل سازان زیاد هستند و کلید ساز خیلی کم داریم.برای باز کردن قفل اول باید اطلاعات را حمع آوری کنیم.یعنی اول صورت مسئله را حل کنیم که ما چی می خواهیم،پس هر قفلی یک کلید دارد و یک فاعل و آن فاعل است که باید بهترین کلید را پیدا کند تا بتواند قفل را باز نماید.علم یعنی دانستن. و ما فقط علم ریاضیات و یا فیزیک و...... نداریم،بلکه علم در زندگی هم هست. در بعضی مواقع بزرگان علم و دانش هم مرتکب چنین اشتباهی می شوند وقتی گفته می شود که اعتیاد یک بیماری مرموز و ناشناخته و قابل درمان نمی باشد،یعنی صورت مسئله غلط می باشد و قابل حل نیست حالا قفل و فاعل هست و فاعل باید بگردد تا بهترین نوع کلید را پیدا کند.بعد از جمع آوری اطلاعات باید آن موضوع را آسیب شناسی کنیم، که چه مشکلاتی دارد و روی تک تک جوانب آن بررسی کنیم،بع از آن باید حرکت کرد.وقتی آسیب شناسی و حرکت را انجام دادیم،حالا باید نقشه راه یا پروتکل را ترسیم کنیم،برای هر کاری که بخواهیم انجام دهیم،حتی برای رفتن به دانشگاه یا ازدواج کردن. بعد مرحله اجرا می رسد و آن را باید اجرا کرد.

آقای مهندس به عنوان بنیان گذار کنگره 60 اولین کاری که کردند این بود که صورت مسئله اعتیاد را روشن کردند،حتی برای افرادی که محقق بودند. و بعد از درست شدن روش DST مسئولین با یک نگاه دیگر به آن توجه کردند.چون صورت مسئله حقیقت و درست بوده است،چون روش DST و ضریب 8% و پله ها 21 روزه می باشد.

اگر کلیدها را بیابید ، آن وقت می توانید کار با ارزشی بنمائید.

لوئی پاستور کلید راپیدا کرد و توانست میکروب را کشف کند و یا برادران رایت،کلید پرواز را پیدا کردند،تمام پروازها هم در حال حاضر بر اساس همان کلید محاسبه می شود. اگر کسی دکترای کشاورزی داشته باشد و بخواهد در مزرعه کشت و کار انجام دهد،باید کلید آن را پیدا کند،باید خود آن شخص در مزرعه کار کرده باشد ،پاستور آمد درست درس داد و بعد از آن هزاران شخص آمدند و واکسنهای مختلف را درست کردند.

در این راه آن قسمت از خواسته های خداوند هم به انجام می رسد که از ناپیداها انسی برقرار نماید که قابل حس و لمس باشد و هر کلمه جای خود را برای انجام خدمت و وظیفه پیدا کند.

وقتی یک کاری انجام گرفته شده باشد،خواست خداوند هم این است که انسانها به علم و دانش تسلط پیدا کنند.و خداوند اسماء را به انسان آموخت،آیا تعقل نمی کنید؟آیا نادانان با دانایان برابرند؟خداوند می خواهد که انسانها آموزش ببینند و یاد بگیرند و برای دانایان ارزش قائل می شود.مگر خداوند به زنبور عسل الهام نکرد مگر به انسان الهام نکرد.تمام موجوداتی که خدمت می کنند برای هستی آفریده شده است،هستی خودکفاست.

نیروهای عظیم با توان و پتانسیل بالا را در خدمت علم و دانش بخوانید و آنانی که همیشه می گفتیم هستان جایشان را به نیستان که هست خواهند شد،می دهند و این چرخه برای خود انسانهایی پرورش میدهد که ما هم در حلقه های بعدی به آرامش و خواست قوی تر خواهیم رسید.

در اینجا بحث آکادمی و دانشگاه هست که باید متخصصین در آینده آموزش دهیم و دز آکادمی بکار بگیریم.قبلا یک سری راهنما بودند و رفتند و در حال حاضر کسانی آمدند که نبودند و در آینده هم نیستان می آیند و این چرخه ادامه می یابد و بعد از جهان مرگ در بهشت قرار می گیریم.

امواج آنچه را بخواهند برای ما ارسال خواهند نمود و ما هم در تکامل به یاری هم،یاری خواهیم نمود.

امواج همان الهامات است و در تکامل ما را یاری خواهند کرد.

لوئی می گوید:پژوهشگر عزیز همیشه نمی توان میکروب ها و ویروس ها را خورد،چون این کار،کار خود آنهاست و شما را به مهمانی خود دعوت نخواهند کرد.پس باید راه درستی بیابید تا از شر آنها خلاص شوید.

میکروب ها را نمی توانیم بخوریم، ما در سال 84 یک سری میکروب در کنگره داشتیم،افرادی بودند که مواد را ترک کرده بودند بطور سقوط آزاد و به کنگره می آمدند و بع از جلسه به طور گروهی شروع به مشروب خوری می کردند و وضع ظاهری خوبی هم نداشتند و در آن موقع ما لژیون نداشتیم و با جلسه ای که با دیده بانان گذاشتیم ،به نتیجه رسیدیم که باید لژیون تشکیل بدهیم و به صورت گروهی بود و کسی که بالای سر آنها گذاشتیم چون خودمان آموزش داده بودیم،نام آنها را راهنما گذاشتیم . و از آن به بعد لژیون تشکیل شد و بعد از جلسه ها به لژیون می رفتند و به این صورت این میکروبها برای معرکه گیری وقتی نداشتند.

با تشکر مسافر مصطفی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آذر 1396 07:59 ب.ظ

خلاصه سی دی قایق نجات .... از آقای مهندس حسین دژاکام

جمعه 17 آذر 1396 11:44 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi



              Related image

همه چیز در راه صراط مستقیم شکل می گیرد و به قول معروف هیچ بار کجی به منزل نمی رسد
خشت اول چون نهد معمار کج                تا ثریا می رود دیوار کج
البته شما حتما آگاه هستید که قدمت این دارو خصوصا تریاک به زمانهای بسیار قدیمی می رسد که معمولی ترین بوده و بعد از آن انشعاباتی صورت پذیرفت و به طریقه گوناگون مصرف می رسید.در این خصوص ما بایستی بگوییم که شاید بیدار شوندگان از خواب رفته ها بیشتر خواهند شد،زیرا فقط در خصوص خود بکار نمی بردند،بلکه برخی از حیوانات،در کنار آنها به آن مبتلا هستند،از جمله حیوانات اهلی که باربری می کردند.
در حال حاضر انسانهایی که در خواب رفتند بیشتر از بیدارشدگان هستند و در تمام حوزه ها خودش را نشان می دهد،فقط برای اعتیاد نیست،در حال حاضر بین خانم ها مصرف گل خیلی شایع است.شیطان به زیباترین شکل ممکن وارد افکار و اندیشه های انسان می شود.حشیش ماده ای خطرناک و صد برابر تریاک ایجاد تخریب می کند چون باعث مرگ مغزی می شود و امروزه شکل آن عوض شده و به جای آن ماده ای به نام گّل آمده که از همان خانواده حشیش می باشد.پس نتیجه می گیریم که خواب رفته ها از بیدار شدگان بیشتر هستند،یک سری با الکل،یک سری با مواد مخدر و یک سری با پول و مقام به خواب رفته اند.
شما در این باب به کسانی که هرگز آنها را ندیده اید یاری خواهید نمود،این مکتوب یک تاریخ است که از نو نوشته می شود با عقل و فکر جدید و بسیار تا بسیار با قیمت.
در کتاب 60 درجه وضعیت اعتیاد و صورت مسئله و روش درمان را مشخص کرد،چون تا آن موقع درمان نداشته است،حتی کسانی هم که متادون مصرف می کنند،وارد کنگره و درمان می شوند.
ما برای هر کتابی ارزش قائل می باشیم،اما کتابی که بتواند جسم و جان و نفس رو به موت آدمی را به حرکت در بیاورد و ظلمت را به نور تبدیل بنماید،بهای دیگری دارد که خود با تماس های تکراری مشاهده می نمائید.این آب شاید نتواند همه را سیراب کند اما از غرق شدن عده ای که می خواهند به نقطه ای از هستی وجود خویش برسند و جواب چراهای خود را بیابند کمک خواهد نمود و آنها زنجیری خواهند شد،مانند یک قایق نجات از دیدن غرق شدن انسانها به دوستان خود خبر بدهند که قایق هایی برای نجات ارسال نمایند راهی تازه و قدمی تازه برای انسانهایی فکور و اندیشمندی که به بن بست حیات رسیده اند باز خواهد شد.
کتابی که بتواند انسان را از ظلمت به نور تبدیل کندخیلی خوب است ولی نه هر کتابی.این آب شاید همه را سیراب ولی نمی گذارد بیشتر غرق شوند،کلام خداوند است اگر یک نفسی را احیا کنی،تمام نفس ها را احیا کرده ای و اگر یک نفس کشته شود،مثل این است که تمام نفس ها را کشته اید.کسانی که خودشان را گم کرده اند و خیلی از چراها را پیدا کردند،و در کتاب 60 درجه جواب چراها را می دهد.در مقوله اعتیاد انسانهایی هستند که واقعا به بن بست رسیده اند،کسانی هستند که شاید ده سال است ترک کردند و در این ده یال خمار ی می کشند و به همین خاطر شعبه هایی اضافه می شوو و راهنما تربیت می شود و هر کمک راهنما،مثل یک قایق نجات است و به تما م شهرها فرستاده می شوند.یک سری انسانهای فهمیده و دانا و آگاه درگیر اعتیاد شده اند و زیاد هستند،شاید ورزشکار و ......... و باید به آنها کمک کرد.
این کتاب ،کتابی ساده که از اعماق وجودی خود بیرون آمده و چون از وجود دل و قلب و جسم و جان رها شده می تواند رهایی بخش بیشماری را فراهم آورد ما بار دیگر پیروزی شما را تبریک می گوییم که قدمی در ،خواست الله برداشتید و سپاس و شکری که آفریده از بنده نیاز نداشت،اما شما بجا آوردید،شکر خداوند.
خداوند به شکر و قدردانی ما نیاز ندارد،ما باید شکر را بجا آوریم ،همانطور که اگر ما از آموزگار یا راهنما یا پدر و مادر خودمان تشکر کنیم ،ارزش خودمان بالا می رود و انسانی که شکر گذاری را بلد نیست ، همیشه طلب کار است و خودش را نابود و کوچک می کند.
انشاالله همان می شود که بایستی بشود،ما هم یک نگهبانی بیش نیستیم و فرامین را طبق فرمان به آنهایی که بایستی فرمان بگیرند،می رسانیم به همین سبب می گوییم یک بلم کوچک که هم می تواند پس از ساخته شدن یک روزی به یک کشتی و یا به قول شما یک ناب بسیار عظیم تبدیل بشود زیرا آرامش های جسم و جان و کل وجودهای متعدد که قابل باشند و یا نباشند مهم می باشند.
یک نقطه کوچک ممکن است به دوران در بیاید و هر روز به خودش شعاع اضافه کند و کل گیتی را بگیرد،چون هیچ چیز در جهان هستی یک مرتبه پدیدار نشده و همه از یک نقطه کوچک شروع شده است.پس یک انسان اگر در راه صراط مستقیم قرار داشته باشد خیلی از کارها را می تواند انجام دهد.اگر انسانها چه مهم باشند و چه نباشند به آرامش جسم و جان برسند،خیلی ارزشمند است.
خوب شما در مسائل خود در ابتدای ناآرامی های درون و بیرون قرار گرفتید اگر به بهای خود زیاد بیاندیشید در خصوص مسائل خود به نتایج درون و برون مطلوب نخواهید رسیدبایستی به تعادل امر برسید به اینکه ما می گوییم صبر یک کلمه واجد است اما توضیح دادیم که بدانید سفر خواهیم داشت،بایستی تطابق انجام پذیرد.
درد اعتیاد ، درد بی خدایی است،درد خواب رفته گان درد بی خدایی است،چون ما درست خدا را نمی پرستیم.


با تشکر مسافر مصطفی
  




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 آذر 1396 07:19 ب.ظ

تبریک به مناسبت رهائی مسافر حمید و مسافر هادی

پنجشنبه 16 آذر 1396 12:54 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

برای انجام این عمل عظیم شکر.....شکر.....شکر رهائی مسافر حمید و مسافر هادی را به خودشون و به خانواده محترم و کمک راهنمای محترم آقا سعید و در راس به آقای مهندس دژاکام و کلیه عزیزان در شعبه سلمان فارسی تبریک می گویم.




با تشکر مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 16 آذر 1396 01:05 ب.ظ

غذای ما دوای ماست و دوای ما غذای ماست...از آقای مهندس دژاکام

سه شنبه 14 آذر 1396 09:29 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
درمورد صور پنهان صحبتی نمودید،صور پنهان که در مورد انسان عرض می نمائید به قول معروف جهاد اکبر است،هر قدر در مورد آن بگوییم تمامی ندارد خواسته اینکه بخواهیم تدریس کنیم،مانند همان بیماری ظاهر و باطن ممکن است ظاهرا انسان سالم باشد و زیبا و بی نقص اما درون غیر از آن باشد ما تمام تلاشمان را می نمائیم که در مورد اعتیاد و بیناری های ناشناخته با درمان همزمان توجه نمود و درمان آنها توسط دوستان پزشک به درمان برسد،مشروط به آنکه وقت آن نگذشته باشد و تمام بدن آلوده نشده باشد.
عامل مریضی ما غذای ماست همانطوری که عامل بهبودی ما هم غذای ما می باشد. مثلا یک خانم و یا آقای 25 ساله چرا باید قرص ویتامین مصرف کند. بله قرص ویتامین خیلی برای بدن مفید است و با دستور پزشک ولی برای افراد سالمند که نمی توانند غذا بخورند و ما می توانیم از راه های گوناگون با غذا و میوه های مختلف انواع ویتامین ها را به بدن برسانیم.در بعضی از بیماریها ناگزیر هستیم از دارو استفاده کنیم ولی نباید در مصرف آن افراط کنیم.بیماری ها به سه دسته تقسیم می شوند 1- بیماری هایی که در اثر تصادف و حادثه و یا واگیر یا شکستن قسمتی از بدن پیش می آید.2- یک سری بیماری هایی هست که در اثر کمبود مواد غذائی بوجود می آید،مثا کم خونی و یا کمبود کلسیم و..... اگر ما پرتقال مصرف کردیم کمبود ویتامین ث جبران می شود و یا اگر گوشت و حبوبات مصرف کردیم کمبود پروتئین در بدن می شود.3- یک سری از بیماری ها در اثر کمبودی هست که خود بدن انسان تولید می کند.مثل نفت خام که در طبیعت است و باید به پالایشگاه برود و تبدیل به بنزین-گازوئیل-نفت-قیر-سوخت هواپیما و ........در بدن هم همینطور است،یک سری مواد از بیرون گرفته می شود و یک سری هم خود بدن شروع به ساختن می کند که در طبیعت وجود ندارد،مثلا بدن دوپامین-سروتئین-آدرنالین-دینورفین-انکفالین و.... که هر کدام از اینها کاربردی جداگانه در بدن دارند.مثلا انکفالین برای سیستم ضد درد می باشد و درد را تسکین می دهد.و یا افسردگی در بدن به خاطر کمبود سروتئین در بدن می باشد و اگر دوپامین بالا رود باعث توهم و اگر کسی در مقابل درد طاقت نداشته باشد به خاطر این است که انکفالین در بدن خوب کار نمی کند..بیشترین عامل بیماری ها مربوط به همین دو مسئله می باشد یا کمبود مواد بیرونی و یا کمبود مواد درونی .انسان وقتی برای بیماری خاصی قرص مصرف می کند،مثل بیماری اعصاب و روان ،با مصرف کردن زیاد نباید باعث شود که این مواد در بدن از بین برود.و این قرص ها پس گرفتنی نیست ممکن است فقط تعویض شود .پس باید در زندگی خودمان طوری برنامه ریزی کنیم : که غذای ما دوای ما باشد و دوای ما غذای ما باشد.و با خوردن غذای سالم بتوانیم بدن خودمان را کنترل نمائیم.سوخت بدن ما هم مثل سوختی است که برای ماشین استفاده می کنیم که همان صور آشکار می باشد.مثل یک هواپیما که هم سوخت می خواهد و هم خیلی مواد دیگر.انسان هم همینطور است احتیاج به سوخت و مواد اولیه دارد. که شامل سه قسمت می شود،یک قسمت از بدن را آب تشکیل می دهد،که این ماشین نیاز به آب دارد.چون بدن هر انسان بطور تقریبی اگر سه قسمت کنیم یک قسمت آن از آب است ،مسئله بعدی هوا است که با این آلودگیهایی که در شهرهای بزرگ هست ما انسانها مصرف کننده سیگار هم هستیم.و سوم:مواد غذائی است که آن هم شامل سه قسمت است 1- میوه ها و سبزیجات که قسمت مهمی است برای بدن که انواع و اقسام ویتامین ها در آن هست.2- گوشت که باید همیشه به صورت تازه استفاده کنیم 3- مرغ و ماهی .چیزی که در کنگره به آن رسیدهم همان صور پنهان است،چون دیدگاهی که در کنگره 60 هست چه بخواهیم چه نخواهیم،یک دیدگاه اللهی است ،چون دید گاه اللهی می گوید انسان بقاء دارد و با مرگ از بین نمی رودانسان دو قسمت است فیک قسمت صور پنهان ویک قسمت صور آشکار ،یا  یک قسمت جان و یک قسمت جسم انسان است،هر عملی انسان انجام دهد عکس العمل آن به خودش بر می گردد،اگر کار نیک کرد،فرذ آن پاداش را می گیرد و اگر بد کرد روزگار به سر او بلا می آورد. چون ما به اینها معتقد هستیم با این دیدگاه می توانیم به درمان برسیم صور پنهان،جهاد اکبر است،حتی وجود خود انسان هم جهاد اکبر است چون جهان هستی بسیار گسترده است.از این سی دی و صحبت های آقای مهندس نتیجه می گیریم که باید کاری کنیم که بیماری به سراغ ما نیاید،البته با تغذیه سالم و درست ،تا بتوانیم کاری کنیم که بیماری به سراغ ما نیاید،البته با پیاده روی و ورزش کردن را هم نباید فراموش کنیم.




با تشکر مسافر مصطفی






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 14 آذر 1396 11:21 ق.ظ

خلاصه سی دی یادگیری با معرکه گیری.....از آقای مهندس دژاکام

چهارشنبه 8 آذر 1396 04:27 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
 یک مسئله یاد گیری داریم که فراگیری هم می گویند و فقط برای مشق نوشتن و امتحان و نوشتن وادی ها نیست.زندگی خود نوعی یاد گیری است. فرضیه خلقت انسان و خلقت موجودات همه بر اصول یاد گیری فراهم شده است،یاد گیری فقط درس نیست،در تمام شئون هست. یاد گیری در موسیقی-هنرهای رزمی-انواع ورزش ها-انواع زبان خارجه-ایجاد ارتباطات صمیمانه-برخورد با آقا یا خانم و...... یعنی فضای یادگیری خیلی وسیع می باشد، و همه ما اگر دقت کنیم همیشه به دنبال یاد گیری هستیم.و دیگری معرکه گیری می باشد،مثل کارهائی که بیشتر در قدیم انجام می شد.در شبکه های خبری اگر بخواهند خبری به شنونده منتقل نشود  با پارازیت این کار صورت می گیرد  تا آن اخبار بدست مردم نرسد.و این کار در انسان ها با معرکه گیری انجام می شود.اگر در یک خانواده بین زن و مرد با هم سر یک مسئله خیلی کوچک با هم بحث کردند ، صحبت از تمام فامیل می شود،که این هم خود نوعی معرکه گیری می باشد. که این معرکه گیری در کنگره هم وجود دارد،وقتی یک رهجو دارای برنامه منظم باشد و رها شود از کنگره بدگوئی نمی کند ولی یک رهجویی هم دنبال برنامه خودش هست ولی در بین سفر به کارهای ضد ارزشی هم مشغول است ، این رهجو برای سرپوش گذاشتن روی خطاهای خودش شروع به بدگوئی از کنگره 60 می کند،یا به عبارتی معرکه گیری می کند،و پنهان کاری و تمام تقصیرهای خودش را به گردن راهنما و مرزبان و...... می اندازد.چون نمی داند که پاکی و رهائی گوهری است خیلی گرانبها و قیمتی و همینطوری بدست هر مصرف کننده ای نمی آید.اگر کسی آن گوهر و رهایی را بدست بیاورد،خیلی قیمت دارد،و نشانه آن این است که هر کسی به آن هر حرفی بزند،اصلا به حرف آن گوش نمی دهد. و این معرکه گیری شامل همه انسان ها می باشد،در همه زمینه ها و شغل ها و انسانهای گوناگون.همه انسان هایی که به برنامه خودشان نیستند و آموزش کافی ندیده بودند و به جای توضیحات لازم دست به معرکه گیری می نمایند. 


با تشکر مسافر مصطفی



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 آذر 1396 04:53 ب.ظ

خلاصه سی دی قیاس..... از آقای امین دژاکام

یکشنبه 28 آبان 1396 10:53 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 12:06 ب.ظ

تبریک به مناسبت رهائی مسافر محمد

پنجشنبه 25 آبان 1396 09:09 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi
 خدایا به خاطر این عمی عظیم شکر....شکر....شکر رهائی مسافر محمد را به خودش و خانواده محترمشان و به کمک راهنمای خوبمان آقای آقا سعید و در راس به آقای مهندس و کلیه مسافران در لژیون یازدهم تبریک عرض می نمایم و ورود این هم لژیونی عزیز را به سفر دوم خوش آمد می گوییم.معشوق به سامان شد،تا باد چنین بادا   کفرش همه ایمان شد،تا باد چنین بادا  با تشکر از کمک راهنمای محترم: آقای سعید در لژیون یازدهم         




با تشکر مسافر مصطفی                                                                                                                                                                                       



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 آبان 1396 09:21 ق.ظ

خلاصه دستور جلسه روشDSTبه استادی کمک راهنمای محترم آقای سعید

چهارشنبه 24 آبان 1396 12:27 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 24 آبان 1396 12:54 ب.ظ

خلاصه سی دی ازدواج ........ از آقای مهندس حسین دژاکام

سه شنبه 23 آبان 1396 11:23 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آبان 1396 12:20 ب.ظ

تبریک به مناسبت رهائی مسافران آقایان علی و مصطفی و محمود

دوشنبه 15 آبان 1396 05:56 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 15 آبان 1396 06:02 ب.ظ

خلاصه سی دی وادی هشتم...... از آقای مهندس حسین دژاکام

یکشنبه 14 آبان 1396 11:05 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 آبان 1396 11:08 ق.ظ

خلاصه سی دی تفکر و تحلیل روشهای غلط درمان...... از آقای امین دژاکام

یکشنبه 7 آبان 1396 09:26 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 آبان 1396 10:47 ق.ظ

خلاصه سی دی گلریزان از آقای...... مهندس حسین دژاکام

سه شنبه 2 آبان 1396 11:26 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 آبان 1396 01:09 ب.ظ

اخبار 60 درجه:آزمون شماره 2لژیون 11 با کمک راهنمای محترم آقای سعید چنگانیان

چهارشنبه 26 مهر 1396 04:35 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 26 مهر 1396 04:51 ب.ظ

خلاصه سی دی شگفتی..... از آقای مهندس حسین دژاکام

دوشنبه 24 مهر 1396 07:29 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 مهر 1396 08:33 ب.ظ

خلاصه سی دی از فرمانبرداری تا فرماندهی.. از آقای امین دژاکام

شنبه 22 مهر 1396 09:04 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 22 مهر 1396 10:12 ق.ظ

خلاصه سی دی رود..... از آقای مهندس دژاکام

دوشنبه 17 مهر 1396 06:34 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 17 مهر 1396 07:39 ب.ظ

خلاصه سی دس ساختار درون.... از آقای امین دژاکام

یکشنبه 16 مهر 1396 08:55 ق.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 مهر 1396 10:58 ق.ظ

خلاصه سی دی وادی هفتم......از آقای مهندس دژاکام

چهارشنبه 12 مهر 1396 12:15 ب.ظ

نویسنده : mostafa aghayi

ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 مهر 1396 06:23 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 8 ... 2 3 4 5 6 7 8
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic