وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
درباره وبلاگ



به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
MOHAMMAD:
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
وادی ششم به ما می گوید:حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم.
خیلی ها معتقدند ،که یک مصرف کننده عقل ندارد و یا عقلش سالم نیست.در وادی ششم ،یاد می گیریم که عقل یک موهبت خداوندی است مثل خورشید به همه کس وهم جا می تابد.حالا چرا من مصرف کننده ،نتوانستم از این موهبت استفاده کنم. ما در تعریف خمر گفتیم که پرده و پوششی که بر روی روان و شخصیت و تفکر  و عقل ما کشیده می شود،حالا این خمر می تواند مواد ، پول و ضد ارزشها و هر چیزی باشد. چون روی عقل ما کشیده شده است .ما از آن بی بهره ایم.یکی دیگر اینکه اگر حسمان آلوده باشد،عقل درست کار نمی کند.
ما چه وقت می توانیم به فرمان عقل برسیم و اجرا کنیم،وقتی که وادی پنجم را عملی کنیم. در وادی پنجم  آقای مهندس به تزکیه و پالایش جسم و حس اشاره کردند.در وادی دهم یک چرخه ای آمده است.تفکر سالم←ایمان سالم←عمل سالم←حس سالم←عقل سالم←عشق سالم
ما باید هم حس و هم جانمان را تزکیه و پالایش کنیم.حالا اگر حس من آلوده باشد و من سیگار بکشم،مواد بزنم ،دروغ بگویم ، و کلا عمل ناسالم انجام بدهم
به فرمان عقل هم نخواهم رسید.ما گفتیم اولین نیروی به کار گیری قوه ی عقل ،حس است.پس باید تزکیه و پالایش شود.چون حس است که اطلاعات را به عقل می رساند.و عقل پردازش و بررسی می کند و جواب می دهد.
عقل هیچ گاه اشتباه نمی کند.چون فر ایزدی دارد. به عبارتی عقل ،خود خداوند است.اگر حس تمیز باشد و آرامش داشته باشی ،نفس نمی تواند غلبه کند.
برای چه من هر روز سیگار می کشم.چون دروغ می گویم،و حسم خراب است.
 ومن هر روز در خانواده با زن و بچه ام درگیر می شوم.و ایجاد. مشکل می کنم.
هنوز به فرمان عقل نزدیک نشدم.واین خیلی مهم است.عمل سالم به من حس سالم می دهد،حالا عمل سالم چیست؟همان سیگار نکشیدن است،من به عنوان یک سفر اولی نباید سیگار بکشم، نباید نافرمانی کنم.باید سرم را با سر راهنمام یکی کنم.باس خودم راه نروم و تصمیم بگیرم.یک سری عواقبی پشت سرش ،
است.که سیستم زندگی و خودم را به هم می ریزد.
فرمان عقل ،فرمانی است که من باید به آن نزدیک شوم.فرمان عقل یعنی رسیدن به آرامش.هر وقت دیدی که به آرامش رسیدی،یعنی به فرمان عقل رسیدی.یعنی شو،شود. و هر خواسته ای که داشته باشی،البته در صراط مستقیم ،اجرا شود.
مثلا نفس خواسته اش این است  که سیگار نکشم،یا اینکه به استخر بروم،و یا ساعت ۳:۳۰ دقیقه سر لژیون حاضر شوم.
واگر اینکارها را انجام ندادم یعنی نافرمانی کردم.فرماندهی از عقل گرفته می شود،نفس اماره فرمان می دهد.
در این جا فرمان عقل، فرمان راهنماست، اگر گفت :سی دی بنویس،بنویسم،اگر گفت ،دارو را در این ساعت مشخص شده مصرف کن،گویم چشم.
اگر فرمانبردار خوبی بودم،در زندگی نیز زن و بچه هم از من فرمان می برند.در درون انسان ،در هستی برنامه ریزی شده است و قوانین دارد ،اگر فرمان بردی،دیگران هم از تو فرمان می بیند،ولی اگر فرمان نبردی ،در مورد خودت هم صادق است.بنابراین ما باید به فرمان عقل برسیم.و این خیلی مهم است،که 
حتما خواهیم رسید.

مشارکت دوستان
مسافر هادی: من خدا را شکر می کنم که در بهترین مکان قرار گرفتم. من در گذشته اسلامی عقل برخوردار نبودم.چون خیلی از کارهای ضد ارزشی را انجام می دادم.همین سیگار من را از خانه و خانواده ام دور کرده بود،طوری شده بودم که هیچ گاه کلمه ی نه نمی توانستم بگویم.در محل کارم اگر کسی ،وسیله ای را می خواست،نمیتوانستم ندهم،وبعد پس گرفتن آن با مشکل روبه رو می شدم.
یا برای گرفتن وام،ضمانت کسی را قبول می کردم ،و قسط های نداده را بایستی می دادم.ومن امروز فهمیدم که چقدر نا توان و نادان بودم ،در این جا من پر و بال گرفتم و فهمیدم که عقل چیه؟در کارهای دیگران دخالت می کردم . می خواستم مشکلاتشان را حل کنم.در حالی که خودم سر تا پا پر از مشکل بودم.
عقل در وجود ما از خون و گوشت و پوست نیست،طوری که وقتی  از دنیا رفتیم،
باز عقل وجود دارد.کم کم وقتی در کنگره قرار گرفتم ،خیلی از ضد ارزشها را کنار گذاشتم،و احترام گذاشتن را یاد گرفتم،باید دیگر بر نفس اماره غلبه کنیم.تا فرمان نادرست  تجویز نکند.
مسافر حامد:
ما در کنگره یاد گرفتیم که با تفکر ،ساختارها ایجاد می شود،و پنج وادی را پشت سر گذاشتیم،تا به وادی ششم رسیدیم،من حامد یک مصرف کننده بودم و عقل من در اثر کشیدن مواد نپخته و خام بود و کامل نشده است.اگر در زندگی ام خواستم کاری را انجام بدهم ،باید به فرمان عقل رسیده باشم.شاید قبلا از عقلم
فرمان می گرفتم ولی ناسالم بود،در این جا یاد گرفتیم که چگونه به فرمان عقل نزدیک شویم.
مسافر مرتضی:
پیام، بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم،به‌سرعت صوت را همراه داشته باشد و سرعت نور با بهترین رنگها تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد نه آتشی که همه چیز را ویران نماید.
ونمایش نور از شعله ی آتش .و استادی باشید برای شعله های آتش که می خواهند
سوار بر نور بشوند.واز خاکستر شدن گریزان هستند.
مسافر محمد:
برای مثال ، اگر خواستم با کسی، تماسی داشته باشم.  اگر شماره تماسی که  
می گیرم  یک شماره اش کم باشد،تماس بر قرار نمی شود،همین طور وادی ها 
را اگر یکی از آن را یاد نگیریم و به آن عمل نکنیم ،وادی بعدی را نمی توانیم عملی کنیم.اگر پنج وادی اول را اجرا نکنیم ، نمی توانیم وادی شش را که رسیدن به فرمان عقل است اجرا کنیم.خود من قبلا نمی دانستم نفس چیست.
نفس در سه مرحله است.مرحله ی اول ،نفس اماره و یا حیوانی و مرحله ی دوم نفس لوامه و یا سرزنش کننده است. که وقتی وارد کنگره شدم فهمیدم  .اگر کاری که انجام می دادم ،اشتباه بود،خودم را سرزنش می کردم و پشیمان می شدم.
و اما مرحله ی سوم ،نفس مطمئنه است که کارایی زیادی دارد و بهترین نفس برای عقل است. خود من ،وقتی آمدم سر لژیون سیگار ،آقا سعید به من گفتند که آمدی برای سیگارت ،ومن گفتم بله.  وقتی رفتم سر کار پاکت سیگار را لوله کردم و ریختم.و روز بعد که روز پنجشنبه بود در محل کارم ،سر سیگارها را برداشتم و یک نخ کشیدم،وقتی بعد از ظهر سر لژیون حاضر شدم،آقا سعید پرسید که چه کار کردی من قضیه را تعریف کردم،ومن از همان لحظه که آقا سعید به من گفت:محمد اگر خواستی سفر سیگار را انجام بدهی ،نباید سیگار بکشی ،وبای آدامس بخوری.همین کار را کردم و نتیجه اش را دیدم.
حالا  اگر من وادی پنجم را عملی نکنم نمی توانم به وادی ششم برسم،وادی ۵ به من گفت که دروغ نگو ،قضاوت نکن، تجسس در کار دیگران نکن،ومن باید از این ضد ارزشها دوری کنم ،تا به فرمان عقل برسم.
مسافر امیر حسین:
وادی شش می گوید:فرمان عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کنیم،ما باید آن چیزی که عقل می گوید درست است  را اجرا کنیم، ما بعضی مواقع در انجام کارها دو دل هستیم ،نمی دانیم انجام بدهیم یا انجام ندهیم ودر این جا عقل  سالم حکم می کند که انجام ندهیم،من یاد گرفتم که برای رسیدن به فرمان عقل
باید از تاریکی ها فاصله بگیریم و به سمت روشنایی ها حرکت کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
این هفته،هفته ی اوتی است .وما به همه ی خدمت گذاران در قسمت  اوتی تبریک می گوییم.قبلا دستور جلسه به این شکل بود که چگونه سپاسگذار کنیم _اوتی .آقای مهندس در سی دی نوش دارو فرمودند:حرمت  دارو نباید شکسته شود.هر دارویی ویا هر کسی،حرمت پدر،حرمت مادر و یا حرمت هر چیزی را باید نگه داریم.حرمت داروی اوتی را باید نگه داریم.چگونه؟این طور که آن را خرید و فروش نکنیم،در کلینیک خیلی با احترام و دو دستی نامه را تقدیم کنیم،در کلینیک بلند صحبت نکنیم. ودر سفر اول باید دارو را در اندازه ی مشخص شده و سر وقت استفاده کنیم.او تی مخفف اپیوم تینکچر است.یا تنتور تریاک. که در پله های ۲۱ روزه استفاده می شود. چرا از تریاک گرفته شده است، ما دو نظریه داریم  یکی اینکه ، داروی هر موادی خود آن مواد است.مثلا تریاک برای تریاک،حشیش برای حشیش،هروئین برای هروئین،و نظریه دوم تریاک به عنوان کامل ترین،بهترین،شفا بخش ترین و پر رانده مان ترین دارو ،برای همه ی مواد است.
حشیش،الکل،انفتامین ،و همه ی مواد.چرا؟ چون در تریاک حدود ۵۰ تا آلکلویید شنا خته شده است.اولین آن مرلین است ،که چقدر در علم پزشکی کاربرد دارد.
به سیستم بدن انسان  سیستم شبه مرفین گفته می شود چون عین چیزهایی که در تریاک است ،در بدن ما تولید می شود در مخدر های دیگر نیز وجود دارد.
 خیلی لز بیماری ها مثل صرع ، ام اس را شفا داده است.خیلی بیماری های جسمی و جنسی درمان شده است.  به قول آقای مهندس داروی اوتی یک جنرال سرویس است.یعنی یک سرویس کلی از نوک انگشتان تا فرق سر ،هر بیماری که داشته باشیم ،درمان می کند. و کسانی که مصرف کننده نیستند و یک بیماری خاصی داشته باشند،در شرایط خاصی ،با اجازه ی آقای مهندس از این دارو استفاده می کنند،و بیماریشان را درمان می کنند.در وادی ۱۳ جمله ی زیبایی نوشته شده است.
بر مبنای حکمت قدرت مطلق نامه ی پیشین یک سری کم و کاستی هایی در ژن انسان است،مثل بیماری صرع که می تواند از طریق ژن به وجود بیاید.و واقعا داروی اوتی ،معجزه می کند.
در مورد سیگار هم همین طور است ،برای درمان از آدامس ،نیکوتین خوراکی استفاده می کنیم،وبای حرمت آن را  حفظ کنیم.تیکه تیکه نخوریم،بلکه به قطعات کوچک تقسیم کنیم،همانطوری که راهنما مشخص می کند،شاید در ابتدا ۲۴ قطعه باشد ولی بعد قطعات ۱۶ و یا ۱۵ باشد.ما باید ده دقیقه آدامس را بجویم
تا نیکوتین آن جذب بدن شود.اگر نمی توانیم بجویم ،باید بین لثه نگه داریم.و بعد از مصرف نباید به صندلی بچسبانیم،چون حرمت  آن را شکسته ایم.به آن مانند داروی اوتی اعتقاد و ایمان داشته باشیم.و درست و به موقع استفاده کنیم تا به نتیجه که همان درمان کامل است برسیم. اگر از آدامس استفاده می کنیم،دیگر سیگار نکشیم،چون مانند ماشین دوگانه سوز می شوم و این برای خودم ضرر دارد.ما خودمان به سیگار بها می دهیم و آن را بزرگ می کنیم و گر نه سیگار عددی نیست.ما باید بتوانیم از یک نخ سیگار بگذریم تا در برابر مشکلات در زندگیمان،مقاوم باشیم.درمان سیگار را باید از همان سفر اول شروع کنیم،یعنی ۲الی ۳ ماه که از سفر ایکس گذشت باید در لژیون سیگار قرار بگیریم و درمان کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی :این هفته را تبریک می گویم ،به همه ی خدمت گزاران در اوتی .واز آنها تشکر می کنم.آقای مهندس  برای پالایش جسم گفتند که اگر داخل آب ساکن لجن باشد باید آن لجن را از بین برد،و واقعا آقای مهندس چقدر زحمت کشیدند مشکلاتی داشتند تا این دارو و این روش را ابداع کنند و حالا از آن استفاده کنیم،مشکلات رحمت است و لعنت خداوند نیست.و خدا را شکر می کنیم.ما باید قدر این دارو ی اوتی و آدامس را بدانیم و حرمت آن را حفظ کنیم،و تیکه تیکه نکنیم .در اندازه ی مشخص استفاده کنیم،به آن ایمان داشته باشیم،تا به بهترین درمان برسیم.
مسافر رسول:
من هم خدا را شکر می کنم،کسانی که در قسمت اوتی زحمت می کشند،پیدا نیستند.انشاالله خدمتشان به یاری خداوند در زندگیشان  اثر بخش باشد. من خودم برای درمانم چندین بار در منزل اقدام کردم،به روشهای مختلف که به نتیجه نرسیدم.ولی در کنگره بعد از ۴۰ سال تخریب به درمان رسیدم.ما باید با یک رفتار مسالمت آمیز و با ایمان کامل از داروی اوتی استفاده کنیم.
مسافر هادی:
خدا را شکر می کنم که در بهترین جا قرار گرفتم.ابتدا از آقای مهندس تشکر می کنم،که این راه را پیدا کردند.اگر بیماری آقای مهندس نبود ،شاید ما الان نمی توانستیم برای درمان این جا دور هم باشیم،اوایل آمدنم به کنگره  دو دل بودم،که بیام و یا نه،اما بالاخره آمدم و خیلی چیزها را یاد گرفتم.مادرم در نفس کشیدن خس خس می کرد ،گفتم چقدر اذیت کردم و این خس خس از سیگار کشیدن من بوده است.این که می گویند  سیگار هزار تا سم دارد ،درست است،چند وقت پیش یکی از دوستان در اثر کشیدن قلیان ،جان خودش را از دست داد،و واقعا مرگ ومیر زیاد در اثر مصرف سیگار را فهمیدم،این اتفاقات ر

ا با چشم خودمان می دیدیم و برای درمان کاری نمی کردیم،خدا را شکر که راه کنگره را یافتیم و به درمان رسیدیم.من وقتی وارد لژیون شدم ۲ تا چیز از راهنمایم یاد گرفتم،یکی اینکه آدامس را بخور تا پر شوی ،ویکی هم اینکه با ایمان و به نیت شفا استفاده کن.و من وقتی به قطعات کوچک رسیدم اصلا متوجه نمی شدم.وخیلی خوب به درمان رسیدم،خدا را شکر میکنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه ی این هفته،نظم و انضباط و احترام است.من خودم خیلی روی کلمه ی احترام حساس بودم.واقعا احترام از چه چیزی گرفته شده است.از حریم و حرمت است.این کلمات نظم و انضباط و محترم و حریم به هم ربط دارد.
ما در زمان مصرف ،هیچ احترام و اعتبار و ارزشی برای خودمان قائل نبودیم.همه را از بین بردیم.کسی نمی توانست به ما اعتماد کند.و حتی دوچرخه اش را در اختیار ما بگذارد.ما حریم خودمان را با مصرف مواد و سیگار از بین برده بودیم.
به کسی احترام نمی گذاشتیم،کسی هم به ما احترام نمی گذاشت.اختیار عقل را مواد به دست گرفته بود و در وجود ما مواد و سیگار تاخت و تاز می کرد.اما وقتی به کنگره آمدیم یاد گرفتیم که باید با نظم باشیم،همان ابتدای آمدن ما،آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه گفتند که باید دارو ی اوتی و یا آدامس را در زمان مشخص شده استفاده کنیم.و احترام گذاشتن را در کنگره یاد گرفتیم. وقتی من در درون خودم نظم را رعایت کنم،خود به خود در بیرون هم یاد می گیرم.
به خاطر اینکه درون خودم را نا امن کرده بودم،کسی به من احترام نمی گذاشت.
واین نا امنی  از کجا سرچشمه می گرفت،از اینکه در وجودم هیچ ایمانی وجود نداشت.ایمان یعنی تجلی نور صفات خداوند در انسان،اگر من به خداوند ایمان دارم یا به داروی او تی ایمان دارم یا به کسی یا چیزی.این یعنی حرکت من از تاریکی به سمت نور.و حریم خودم را امن کرده ام.و مسلما کسی که به چیزی ایمان دارد یعنی اعتقاد قلبی به آن چیز داشته است،در دوران مصرف  ،شیطان در وجود من بود و به خاطر همین بود که همه در زندگی من دخالت می کردند،و تصمیم می گرفتند.خدا را شکر می کنیم که با آمدن به کنگره ،و حفظ کردن حرمت ها ،دوباره اعتبار و ارزش خودمان را بدست آوردیم و به جایگاه ها احترام می گذاریم،به جایگاه ما هم احترام می گذارند.نظم و انضباط را یاد گرفتیم.
یاد گرفتیم که به موقع سر لژیون حاضر شویم،و به موقع به کنگره بیاییم.قبل از آمدن راهنما حتما حضور داشته باشیم،به مرور زمان این نظم و احترام را در بیرون و در خانه و کوچه و جامعه هم رعایت می کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:آقای مهندس یک مثلثی را گفتند ،که اضلاع آن گفتار نیک  و پندار نیک و کردار نیک بود .اگر من مصطفی تفکرم  را درست کنم.و در صحبت کردن از الفاظ درست استفاده کنم بر رفتار و کردار من هم تاثیر می گذارد .
این مثلث نظم و انضباط و احترام همین طور است.اگر در کارهایم نظم داشته باشم ،انضباط من خوبه خود درست می شود و کم کم احترام گذاشتن من درست می شود. اگر من نظم را در صور پنهانم اجرا کنم.  یعنی اگر به موقع به کنگره بیایم و لباس سفید بپوشم در اندیشه ی من آن انضباط وجود داشته است،اگر نظم را در وجود خودم برقرار کنم مسلما در همه جا می توانم رعایت کنم و الگویی باشم برای اطرافیان .
مسافر حامد
من در دوران مصرف هیچ نظم و انظباط نداشتم،و به دنبال آن دروغ هم می گفتم.سر وقت کارهایم را انجام نمی دادم. کسی که یک مصرف کننده است، از نظم و احترام چیزی نمی داند. ولی در کنگره این سه مورد را به وجود آورد ،وما از حرمت های کنگره یاد گرفتیم.که در مسیر ارزشها حرکت کنیم،وبه یکدیگر احترام بگذاریم.
مسافرمنصور: ما کلا در برابر یک سری از کارها که بایستی ،نه می گفتیم،بلد نبودیم که نه بگوییم و آن کار را نهی کنیم.و مشکلات خودمان را زیاد می کردیم
با آمدن به کنگره ،نظم و انضباط را یاد گرفتیم.که در ساعت های مشخصی از دارو استفاده کنیم. اگر به بچه ی خود میگفتیم فلان کار را انجام بده،انجام نمی داد ،ما طوری جواب می دادیم که نسبت به همدیگر بی احترامی ،می کردیم،ولی در کنگره این احترام گذاشتن را یاد گرفتیم.
مسافرمرتضی:
پیام;.   آنچه باور است،محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.من که می گویم کلام خود نیست ،بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست،ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء ،به آنچه 
در روی زمین ،است نیازمندند.بشکافید،آنچه شکافتنی است،در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.
مسافر محمد:
قبل از اینکه مصرف کننده باشم ،۲۰ درصدی نظم و احترام و انضباط را داشتم که با مصرف کردن مواد و سیگار  ،از من گرفته شد.چون مواد عقل من را گرفت و خودش فرماندهی می کرده چه وقت احترام بگذارم و چه وقت نگذارم.از وقتی به کنگره آمدم ،نظم و انضباط و احترام گذاشتن را یاد گرفتم.اگر راهنمام به من می گفت که ساعت ۵ باید حضور داشته باشی ،می آمدم،در لژیون سیگار همان ساعت ۳ و نیم می آمدم.آموزش گرفتم که احترام بگذارم،قبلا در سر چهار راه نقطه تحملم کم بود،و صبر نمی کردم،ولی حالا پشت چراغ قرمز صبر می کنم.به بقیه احترام می گذارم. دیگران هم به من احترام می گذارند.
مسافر حسین:
نظام هستی ،خودش روی نظم و حساب و کتاب است،اگر فرض کنیم خورشید بیش از حد خودش به کره زمین بتابد،همه ی موجودات از بین می رفتند و چیزی

باقی ن

می ماند.ویا بالعکس اگر کمتر از حد معمول می تابید ،همه ی موجودات یخ می زدند.ابر و باد و خورشید،همه روی نظم خاصی قرار گرفته است. قبلا اگر یک چیزی را در خانه می گفتند بخر، می گفتم فردا،و نمی گرفتم و دچار بی نظمی و بی حرمتی می شدیم،ولی الان ما یاد گرفتیم که به یکدیگر احترام بگذاریم و نظم و انضباط را رعایت کنیم،خداوند دوست دارد که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله

من باید از سیگار که یک ضد ارزش است بگذرم، و به دنبال آن از دروغ گفتن، غیبت کردن، تهمت و خیلی از ضد ارزش‌های دیگر بپرهیزم...



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون ویلیام وایت (درمان سیگار)،
به نام قدرت مطلق الله


واقعاً علم کنگره، علم درست زندگی کردن است. که باید از آن بهره ببریم. بدانیم که همیشه پشت یک مرد موفق یک زن خوب است...


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : جلسات درمان سیگار،
به نام قدرت مطلق الله


علم کنگره در هیچ جای دنیا وجود ندارد، همان جهان‌بینی که قوانین درست زندگی کردن است. ما در کنگره این قوانین را یاد می‌گیریم و حالا می‌بینیم که چقدر زندگی ما تغییر کرده است....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، آموزش،
لینک های مرتبط : لژیون ویلیام وایت،

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد 
دستور جلسه ی امروز ،جهانبینی در ورزش،است.در کنگره ،۵ درصد درمان ما را داروی اوتی  تشکیل می دهد،و ۹۵ درصد دیگر آن را جهانبینی مشخص می کند.
که نقش مهمی در درمان ما دارد.این دستورجلسه ،قبلا این بود که من برای چه ورزش می کنم_جهانبینی.و حالا خلاصه شده است،جهانبینی در ورزش است.
اگر جهانبینی در ورزش ما نباشد،برد و باخت ،هدف ما می شود،ولی هدف ما در 
ورزش ،به حال خوش رسیدن و آرامش داشتن ،است.
برای چه ورزش می کنیم؟برای اینکه بتوانیم توانایی های از دست رفته را بدست بیاوریم.ما در طول چندین سال خیلی از توانایی ها ی جسمی خود را در اثر مصرف مواد و سیگار از دست داده ایم ،وبه عبارتی،ماشین جسممان را داغون کرده ایم،و درحال حاضر برای بازسازی آن باید ،ورزش را چاشنی و مکمل درمان قرار دهیم.بنابراین باید من این جمله را آویزه ی گوشم کنم که ورزش مکمل درمان است .من خودم مشکلاتی داشتم ،مثل مشکل جسمی و جنسی که با ورزش کردن و استخر رفتن در سفر اول حل شد.اگر برای درمانم فقط داروی 
اوتی را ملاک قرار دهم،مسلما به نتیجه نمی رسم.بحث های جهانبینی ،کاربردی
است.یعنی چه?یعنی ورزش ، تحرک، حرکت،من همیشه باید درحال حرکت کردن باشم،چون اگر برای درمان،بخواهم از دارو استفاده کنم و حرکتی نداشته باشم،این دارو ،به صورت مسکن عمل می کند و هرز می رود.در اثر سیگار کشیدن
تمام رگهای قلب را از بین برده ایم،پس باید ورزش کنیم تا بازسازی شود.
آقای امین خیلی قشنگ بیان می کنند که ما در جهانبینی به دنبال قوانین زندگی هستیم،وقتی وارد کنگره ویا زمین ورزشی کنگره می شویم،یک سری قوانینی را باید رعایت کنیم،که از اصول مهم کنگره می باشند.من اگر از این قوانین سر پیچی کنم و رعایت نکنم،مسلما سیستم را به هم می ریزم. ما باید طبق این اصول حرکت کنیم.که در زندگی شخصی هم کاربرد دارد.ورزش کردن ، استخر رفتن،خدمت کردن جزء آبمیوه های کنگره می باشد.که باید از آن استفاده کنیم.
که واقعا مکمل درمان است.ومهم می باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله



آقای مهندس در یکی از سی دی ها فرمودند:کنگره مثل گردبادی است که  در حالت چرخشی حرکت می کند.همین که می چرخد و می رود،کسانی که در مرکز گردباد قرار دارند،در حاشیه نیستند،به بالای گردباد قرار می گیرند و از آرامش و امنیت برخوردارند و روز به روز در حال پیشرفت هستند و صعود می کنند..........



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاذ، آموزش،
لینک های مرتبط : درمان سیگار،
خلاصه سخنان استاد


 در سفرمان اگر وسوسه شدیم باید زود از آن بگذریم چون به قول آقای امین مدت زمانش کم ولی دامنه ی تخریب زیاد دارد...........



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان سیگار، آموزش،
لینک های مرتبط :

سخنان استاد
گفته بودیم که سی دی سیگار و جایگزینی را گوش کنید و بنویسید.انشاالله که نوشته اید،در این سی دی بیان شده است ،که خداوند در جهان همه چیزی را آفریده است ،و این دلیلی نمی شود که بخواهیم از همه ی آنچه آفریده استفاده کنیم،مثلا شیطان را خلق کرده است ویا نیروهای منفی دیگری را هم آفریده است.
سیگار هم یکی از آنهاست،و عقل را هم به انسان داده است که بسنجد این کار درست است یا درست نیست.تریاک  هم دو چهره دارد،یکی شیطانی و یکی الهی،
چهره ی شیطانی همان استفاده کردن به عنوان مواد مخدر،است. چهره ی الهی آن  این که به عنوان دارو از آن استفاده می کنیم.سیگار هم همین طور است،آقای مهندس فرمودند از تنباکو ،می توانیم در از بین بردن کنه که به حیوانات زده می شود استفاده کرد،یا در جاهای دیگری کاربردهایی می تواند داشته باشد.وقتی ما از سیگار استفاده می کنیم ،به جسم ، روان و جهان بینی خودمان آسیب وارد کرده ایم.کشیدن سیگار به شش ها ،ریه،قلب  ضرر می رساند.یک سری سلول هایی در دستگاه تنفسی و ریه ما وجود دارد بنام مژک،که کار آنها تمیز کردن است.
که ما با کشیدن سیگار این مژک ها را از بین می بریم وبه قول آقای امین،سیگار یک قاتل مظلوم و خاموش است.و ضرر و خسارتی که سیگار به جای می گذارد خیلی بیشتر از خسارت سیل و زلزله می باشد.حدود چهار هزار سم تولید می کند. چرا در کشور ،جلوی آن را نمی گیرند؟ سوالی که ممکن است خیلی ها بپرسند.در همه جای دنیا ،بعضی چیزها منفعت سیاسی و اقتصادی دارد،و چون زیاد از آن استفاده می کنند،مردم فکر می کنند که هیچ آسیبی ندارد.
درمان سیگار از سال ۱۳۹۱ که آقای مهندس سکته کردند و به بیمارستان رفتند،شروع شد.انسان گاهی اوقات ،وقتی به داخل مشکلات می رود،راه برایش باز می شود.به آقای مهندس الهام شد،خدا را شکر توانستند به روش دی اس تی 
درمان کنند.آدامس را جایگزین کردند به عنوان دارو،و این روش را هم در کنگره پیاده کردند.که نتیجه ی خوبی داشت. پس ما هم باید با مشکلات مقابله کنیم تا راه درمان به رویمان باز شود.واگر تفکر و دیدگاه خودم را تغییر بدهم می توانم سیگار را درمان کنم.چگونه دیدگاه و تفکر خودم را می توانم تغییر بدهم،در لژیون سیگار شرکت کنم و آموزش بگیرم ،سی دی بنویسم.
آگاهی و تفکر را بالا ببرم،می توانم به نتیجه برسم.فقط چند روز اول را باید تحمل کنیم،این چند روز که گذشت،دیگر کار دشوار نیست،با جایگزین کردن آدامس در طی مدت ۱۰ ماه می توانیم به درمان برسیم.پس چیزی که در درمان مهم است ،جهان بینی ماست که باید درست شود.بعد از آن شخصیت ما هم شکل می گیرد،و بر می گردد.
مشارکت دوستان:
مسافر مرتضی: گاهی اوقات می گوییم،چرا اگر فلان چیز بد است ،پس چرا خداوند آن را خلق کرده است.در جهان همه چیز هست،و خداوند یک نیرویی به نام عقل به انسان داده است،که بسنجد و بعد انتخاب کند.چرا افراد سیگاری قادر به ترک سیگار نیستند،و اگر نکشند عصبانی می شوند،چون این سیگار نیکوتین که یک ماده ای نشاط آور است دارد و در عرض ۲۰ دقیقه اثرش از بین می رود و فرد مجبور است دوباره سیگار بکشد ،بعد هم نمی تواند کنار بگذارد چون جایگزین نیکوتین طبیعی بدن شده است وارد خون شده و برای خارج کردن آن از بدن باید به مدت ۱۰ ماه به صورت پله پله ، واستفاده از آدامس میتوانیم از بدن خارج کنیم.
مسافر مصطفی:چقدر نکشیدن سیگار لذت دارد،و من از آن محروم بودم.واقعا آسیب هایی که به بدن وارد می شود ،در اثر کشیدن سیگار بیش از اندازه است خس خس کردن هنگام راه رفتن،نفس کشیدن که چقدر سخت بود،این سی دی را من بارها گوش کردم،خیلی خوب است مثل صورت مسئله مواد که باید بدانیم و مهم است.ما از سه طریق می توانستیم سیگار را درمان کنیم یکی برچسب،یکی هم قرص ،و آدامس که من آدامس را انتخاب کردم،که آقای مهندس هم این راه را گفته اند.ما با مصرف آدامس نیازمان بر طرف می شود و دیگر چیزی به نام وسوسه نداریم.من خودم عاشق سیگار بودم که چقدر آرامش را از من می گرفت.ولی خدا را شکر می کنم که به کنگره آمدم و به درمان رسیدم.
مسافر ابراهیم:
خیلی چیزها را خداوند خلق کرده است که ما باید با عقل مان تصمیم بگیریم که از آن استفاده کنیم یا نکنیم.مثلا زندگی بدون چاقو می شود.حتما لازم بود که خداوند چاقو را آفرید.شیطان و نیروهای منفی حتما لازمه ی حیات بود که آفرید.
تریاک تنباکو هم چیزی است که برای طبیعت لازم است،وما باید با عقل تصمیم بگیریم،راه استفاده درست از آن را بدانیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سخنان استاد
دستور جلسه ی امروز سیستم ایکس است.اصلا ایکسx  یعنی چه؟ مثلا میگوییم آقای ایکس. یعنی کسی که ناشناخته است.سیستم ایکس هم ،سیستمی است که مجهول و ناشناخته است.برای اینکه ما نمی دانیم در کجای بدن ،مواد شبه افیونی یا شبه مرفینی تولید می شود. همانطور که در وادی سیزدهم بیان می شود،این سیستم،سیستم اعصاب مرکزی است که از مغز و ساقه ی مغز و نخاع تشکیل شده است و یا سیستم اعصاب محیطی که از نخاع به پایین است.آقای مهندس بیان کردند که جای آن مشخص نیست و شاید در قوزک پا باشد.
بیش از صد ها نهر در بدن ما وجود دارد،که در وادی دوازده و سیزدهم به چند نهر اشاره شده است.و اینها دلایلی است که می گوییم سیستم ایکس.گفتیم که سیستم ایکس ما از دو راه با سیم ،و بی سیم از کار افتاده است.با سیم از طریق مواد و سیگار .بی سیم از طریق حجاب و پوششی که روی افکار و اندیشه ی ما را پوشانده است.همسفران ما از همین راه بی سیم ،سیستم ایکسشان آسیب دیده است که از طریق آموزش ها و بالا بردن جهان بینی می توانند به تعادل برسند.
حالا ما که با مصرف مواد و سیگار کشیدن این سیستم را تخریب کرده ایم ،و روی افکار و اندیشه مان پرده کشیده ایم چگونه می توانیم این سیستم را راه اندازی کنیم،وبه تعادل برسانیم.ما باید طبق برنامه ای که راهنما مشخص می کند
از داروی او تی و نیکوتین خوراکی استفاده کنیم .و با آموزش گرفتن و خدمت کردن در کنگره به تعادل برسیم و این سیستم را راه اندازی کنیم.
وقتی که من مصرف کننده شروع به درمان کردم ،اگر هر بیماری خاصی هم چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی داشته باشم،به درمان می رسم.فقط باید به کنگره
و آموزشهای آن ایمان داشته باشیم.همراه درمان ،استخر، ورزش،خدمت و جهان بینی هم باشد.در رابطه با سیگار گفتیم که یک نهری به نام نهر نیکوتین در بدن ما وجود دارد که حالت سر خوشی  به ما می دهد به قول آقای خدامی استخر انرژی در بدن ماست.وقتی ما نیکوتین را از بیرون به بدنمان بدهیم،شاید یک انرژی را به بدن برساند ولی زمان آن محدود است و باعث از کار انداختن نهر درونی می شود.ونیکوتین بیرونی ،جایگزین نیکوتین درونی شده است.در نتیجه سیستم ایکس من را از کار انداخته است.واز سد خونی مغز عبور می کند.
گفتیم هر چیزی که انسان را از حالت تعادل خارج کند آنتی ایکس و یا ضد ایکس است.وما در اعلام سفرمان می گوییم آنی ایکس مصرفی ،یعنی ضد سیستم ایکس.حالا با استفاده از آدامس به روش دی اس تی در طول ده ماه به درمان می رسیم.هر آدامس ۲ میلی گرم است .وما هر آدامس را به ۵ قطعه تقسیم می کنیم که معادل یک پاکت سیگار است.به جای مصرف سیگار،از آن آدامس می جویم.تا کم کم نیکوتین درونی را راه اندازی کنیم.ما قبلا خیلی وقت ها مریض می شدیم.
ولی الان با راه اندازی سیستم ایکس ،مریض هم نمی شویم.چون سیستم دفاعی بدن در برابر بیماریها تخریب شده بود،ولی الان این سیستم درست کار میکند..خداوند را شکر میکنیم که کنگره را جلوی راه ما قرار داد.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی :این دستور جلسه ،به نظر من با درمان سیگار ارتباط دارد.من قبل از آمدن به کنگره خیلی به هم ریخته بودم،حدود سه ماه که از سفرم گذشت،به لژیون سیگار آمدم،اول خیلی برایم سخت بود ولی وقتی عزمم را جزم کردم و در لژیون سیگار آمدم هر چه که به جلو حرکت کردم حالم بهتر شد،خیلی خوب است که در لژیون سیگار آمدیم وبه درمان رسیدیم تغیرات در چهره ها مشخص است.چون روی سیستم ایکس اثر گذاشته است.سیستم ایکس در ساختمان جسم ما نقش مهمی دارد و ما با مصرف سیگار در آن تخریب ایجاد کردیم .تعادل روح و روانمان را از بین برده ایم.من وقتی صحبت های آقای مهندس را که می گفتند:من شما ها را دوست دارم و می خواهم در خانواده‌هایتان سربلند باشید و قوی و نیرومند باشید،گوش کردم،مثل پدرم که با من حرف میزنند،در من خیلی اثر گذاشت و تصمیم گرفتم که سیگار را هم درمان کنم.
مسافر محمد
سیستم ایکس ،سیستمی است که مواد مخدر طبیعی بدن ما را تأمین می‌کند .که ما با مصرف مواد و سیگار این سیستم را تخریب کرده ایم.برای راه اندازی دوباره
این سیستم در سفر اول باید دارو و آدامس را طبق برنامه ای که راهنما مشخص می کند مصرف کنیم .ودر سفر دوم ،بهترین راه آموزش گرفتن و خدمت کردن است که می توانیم به تعادل و آرامش برسیم.من خودم خیلی وقت ها به خاطر منیت که داشتم ،نمی توانستم مشارکت کنم.با خودم میگفتم ،برای چه می خواهی مشارکت کنی؟ولی وقتی در لژیون سیگار قرار گرفتم و آموزش گرفتم خیلی به من کمک کرد.قبلا به انجیو رفته بودم ولی اصلا فایده نداشت و من نمی توانستم کاری انجام بدهم،ولی از وقتی که به کنگره آمدم و درمان شدم ،صبح ها ساعت ۵ بیدار می شوم ،به موقع سر کار می روم و ظهر برای ناهار و استراحت به خانه می روم،وای نظمی که در کارم می بینم بر می گردد به سیستم ایکس من که به تعادل رسیده است.
مسافر مرتضی
من هم حدود ۳۸ سال تخریب سیگار داشتم و ۲۳ سال تخ

ریب مواد داشتم.به خیلی از جاها برای درمان رفتم ودرمان که نشدم،بدتر هم شدم.حالا خداوند را شکر می کنم که با کنگره آشنا شدم وبه درمان رسیدم،من قبلا هر جایی که می رفتم همه به یک دید بدی نگاهم می کردند.صورت مساله ی اعتیاد را نمی دانستم
خدا را شکر که آقای مهندس برای ما باز کردند و فهمیدیم سیگار راهم توانستیم درمان کنیم.گاهی اوقات نیروهای باز دارنده ،جلوی راهم بودند،ولی با راهنمایی هایی که در لژیون می گیریم ،می توانیم این نیروها را از بین ببریم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سخنان استاد:
آنچه باور است ،محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.تنها پیوند محبت ما را به هم متصل می کند.اساس کار کنگره ،محبت و عشق و ایمان است.این هر سه با نهر خمر با هم هستند،و هیچکدام بدون دیگری ،نمی توانند باشند.مثلا عشق نمی تواند بدون ایمان باشد و یا عقل بدون ایمان نیست.انسان دو بعدی و یا انسانی که از عشق مخلوق به خالق می رسد اضلاع مثلث را در درون خودش دارد.واقعا عشق چیه؟
آیا عشق ظاهری است؟یا تظاهر کردن به عشق است ،عاشق کسی شدن است.
این عشقی که در وادی چهاردهم از آن صحبت شده است.عشق واقعی و حقیقی است.واگر متن وادی را بخوانیم از خود بی خود می شویم.عشق روی گدازه های آهن راه رفتن است.چه کسی به عشق واقعی رسید،بزرگان دین،مثل حضرت محمد،حضرت عیسی که تسلیم فرمان خدا شدند.یا حضرت ابراهیم که فرزندش را خواست قربانی کند.آقای مهندس که آنقدر به انسانها خدمت می کنند و هیچ چشم داشتی ندارند و خالصانه و بدون ریا عمل می کنند،نمونه ای از یک انسان 
عاشق هستند.واگر کسی واقعا بخواهد به کسی خدمت کند،باید طوری عمل کند که بقیه نفهمند.واقعا خیلی سخت است که از عشق عبور کنی.اگر در شرایط سختی قرار گرفتی،توانستی از آن عبور کنی،آنگاه می توانی عاشق باشی.
عشق است که انسان را به حرکت وا می دارد.انسانی که عاشق واقعی باشد،در دل مشکلات می رود و مانند باروتی که منفجر می شود،راه حلی را پیدا می کنند.
در وادی چهاردهم ،وقتی جانشین می خواهد از عشق صحبت کند،می گوید من نمی توانم،باید استاد باشد مرا همراهی کند،تا بتوانم صحبت کنم.در این وادی سردار از اضداد سخن می گویند.چیزی که جهان را به صورت یک کره ی خاکی نگه داشته است اضداد است که خودش عشق است.یک انسان بد هم عشق است
چون به من آموزش می دهد که بدی، بد است.و خطابه ی دوم امواج است،اساس عشق امواج است که مانند نور است وما با چشم نمی توانیم ببینیم.
کلا تمام هستی در عشق شناور است.وقتی که کره ی زمین می خواست شکل بگیرد،ذرات در کنار همدیگر قرار گرفتند زمین را به وجود آوردند.
مثلث عشق از اضلاع سایه ها و جاذبه وحس به وجود آمده است.سایه ها همان عاشق و معشوق است، جاذبه وقتی است که ذرات به همدیگر می چسبند و هستی را به وجود می آورند.وحس را  ایجاد می کنند. اولین لازمه ی مثلث عشق 
سایه ها هستند.ما وقتی وارد کنگره شدیم  جذب یک سری از دوستان شدیم ،نسبت به یک سری از دوستان که در دوران مصرف بودند و هنوز مصرف کننده هستند دافعه پیدا کردیم.انسان نسبت به هم نوع خودش جاذبه و دافعه پیدا می کند.در وادی چهاردهم سه نوع عشق را بیان می کند، یکی عشق مخلوق به مخلوق که یک نفر عاشق یک نفر دیگر مثل پدر و مادر و همسر و فرزندان و راهنما و دوستان می شود.عشق سالم عشقی است که در آن اعتماد باشد.
دوم عشق مخلوق به خالق  که خداوند می گوید،به مخلوق من عشق بورزید.
سوم عشق خالق به مخلوق،انسانی که دو مرحله قبل را پشت سر گذاشت.مثل پیامبران و امامان که خداوند عاشق آنهاست ،انسانی که چیزی کم و کسر نداشته باشد عبادت به جز خدمت خلق نیست   به تسبیح و سجاد ه و دلق نیست.انشالله که ما هم بتوانیم یک ذره از این عشق واقعی را درک کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر ابراهیم: آقای مهندس می فرمایند:ما باید از طبیعت الگو بگیریم.وقتی یک دانه گندم را کاشتیم ودر دل خاک گذاشتیم،در اثر مراقبت ،رشد می کند و عشق زمین در آن قرار می گیرد و به یک خوشه گندم تبدیل می شود.و اگر عشق را در وجود خودمان نهادینه کنیم به خیلی از مسائل می رسیم.آقای امین می گویند من در وادی چهاردهم مانده ام،پس من سفر اولی باید خیلی از مسائل را رعایت کنم.در درمان من ۵ درصد او تی اثر دارد،و ۹۵ درصد جزء جهان بینی و عشق ورزیدن است.
مسافر منصور: فیلم های مستندی که ساخته می شود ،وزندگی جانوران و حیوانات را به تصویر می کشند تا ما انسانها از زندگیشان درس بگیریم.کسانی که سازنده اش هستند،با عشق این کار را انجام می دهند.حتی آنقدر به این کار عشق می ورزند که حتی تا پای جانشان هم رفته اند.ما باید به هستی عشق داشته باشیم و از آن لذت ببریم،تا به آرامش و آسایش برسیم.
مسافر مصطفی 
واقعا لذتی که در نکشیدن سیگار وجود دارد،در کشیدنش وجود ندارد.خدا را شکر میکنم که کنگره این عشق را در وجود من گذاشت که درمان شوم.والا هیچ حسی نسبت به سیگار ندارم.داشتم فکر می کردم که این جا چه دانشگاه بزرگ و خوبی است.قبلا شاید به زندگی ام و بچه هایم عشق داشتم ولی اگر می خواستم سیگار یا مواد مصرف کنم،رفتار خوبی نداشتم.ولی الان که به آنها محبت و عشق می ورزم واقعی است.همانطور که ما صورت مساله اعتیاد را نمی دانستیم،ودرمان نمی شدیم،و محبت  هم صورت مساله است،که ما تازه فهمیدیم
آقای مهندس برای ما روشن کردند.اگر عشق و عقل و ایمان را به تعادل برسانیم به شرط رسیدن به دانایی،آنگاه به نتیجه می رسیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله 
سخنان استاد 
همانطور که آقای مهندس می گویند:جلسات صور آشکار آموزش هاست و سایت جزء صور پنهان است.اگر بخواهیم کنگره را به تمام دنیا معرفی کنیم با استفاده  از سایت می توانیم این کار را انجام بدهیم.سایت کنگره حدود ۳۰هزار بازدید دارد.در فضای مجازی خیلی چیزهای بیخود و مزخرف  وجود دارد.وقتی در کنگره آموزش می گیریم باید فرصت های بیکاری خودمان را صرف بازدید از سایت کنگره کنیم نه آن چیزهایی که فایده ای ندارد.اگر وارد سایت شویم از اطلا عات به روز کنگره با خبر می شویم.می توانیم از وبلاگ دیگر شعبه ها بازدید کنیم و دل نوشته ها و مقالات را مطالعه کنیم وبا این کار سطح علم و دانش خود را بالا می بریم.در لژیون سیگار می توانیم در هر جلسه به سایت مراجعه کنیم و تخریب های سیگار را یادداشت کنیم ودر لژ یون یادآوری کنیم مثلا تخریبی که روی دندان ها می گزارد یا روی قلب،روی پوست و مو و خیلی تخریب های دیگر که سیگار دارد.ما هر هفته غیر از دستور جلسه که کار می کنیم،می توانیم با مطالعه کردن مطالب سایت ،خیلی مطالب آموزنده  دیگری را در لژیون آماده کنیم وبرای دوستان بیان کنیم.اگر من راهنما سر لژیون حاضر شدم و مطلب جدیدی نداشته باشم حال خوبی هم ندارم.ولی اگر از قبل مطالبی را آماده کنم که جدید باشد با حال خوب در سر لژیون حاضر می شوم.می توانیم یک دل نوشته و یا مقاله ای راجع به دستور جلسات بنویسیم و در سایت قرار دهیم. دل نوشته راجع به خودمان مثلا قبلا که یک مصرف کننده بودم چه حالی داشتم و چه بر سر خانواده و خودم آوردم و حالا خدا را شکر از طریق کنگره نور امیدی در جلوی راهم آمدووو..‌.
وآن نوشته ای که از اعماق وجودمان بیان می شود و حال دلمان را بیان کند.مسلما بر دل هر خواننده ای هم خواهد نشست.من این هفته را به خدمتگزاران سایت که زحمت می کشند تبریک می گویم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی: من همیشه دوست داشتم در کنگره خدمتی را انجام دهم که دیده نشود و هر کس در کنگره خدمتی به او داده می شود مطمئنا این خدمت از طرف خداوند به او داده می شود.دستور جلسه ،من چگونه از سایت کنگره استفاده کنم و مقاله نویسی
که این دو از همدیگر جداست ،شاید این خدمت راهنمای تازه واردین که به من داده شده است به خاطر همین خدمت کردنم در سایت باشد. من وقتی مطلبی را می خواهم در سایت قرار بدهم چندین با می خوانم و یک بار می نویسم وبعد تایپ می کنم و یک مطلب چندین بار برای من تکرار می شود و در ذهنم می ماند.من خودم از طریق سایت وارد کنگره شدم.من قبلا که یک مصرف کننده بودم اولین کاری که بعد از بیدار شدن انجام می دادم.رفتن به دنبال مواد بود.ولی حالا اولین کار من سر زدن به سایت کنگره می باشد.
مسافرحسین: من هم خدا را شکر می کنم که امروز به کنگره آمدم تا آموزش بگیرم.سایت کنگره جزء صور پنهان کنگره است.و نمایندگی ها جزء صور آشکار است.وقتی یک مطلبی را نداشته باشیم می توانیم وارد سایت شویم و مطالعه  کنیم.وقتی یک استاد جلسه صحبت می کند به زودی صحبتهای ایشان وارد سایت میشود.و هر کس هر کجا که باشد می تواند از آن استفاده کند.یک مطلبی که در سایت گذاشتیم وقتی تعداد بازدید کننده ها بالا باشد لذت خوبی دارد و من خوشحال می شوم.چون اگر انتقادی یا پیشنهادی داده شود،باز آموزش می گیریم.
مسافر رسول
من هم این هفته را به خدمتگزاران  در سایت تبریک می گویم.اقای مهندس گفتند که سایت کنگره یک نمایندگی بزرگ است.ما آموزشها را از گنکره می گیریم.اما سایت کنگره آموزشها را  به کل دنیا انتقال می دهد،و این اهمیت زیادی دارد.یک منبع اطلاعات است که بعد هم که از کنگره می رویم در اختیار ماست.و ما با گذاشتن یک کامنت می توانیم تشکر کنیم.همانطور که یاد گرفتیم هر نعمتی که خداوند به ما داد باید شکرگذار و قدردان باشیم.
مسافر محمد
من هم به نوبه ی خودم از کسانی که در سایت زحمت می کشند تشکر می کنم.واین هفته را تبریک می گویم.من برای درمان به خیلی از ان جی یو ها رفته بودم ولی موفق نبودم.وقتی به کنگره آمدم و روی این صندلی نشستم و آموزش گرفتم .موفق شدم وبه در مان رسیدم.گاهی اوقات نرسیدم که سر لژیون حاضر شوم،وقتی وارد سایت میشدم و مشارکت دوستان را می خواندم،آموزش می گرفتم.و سعی کردم که مشارکت دوستان و سخنان استاد را در لژیون سیگار، ضبط کنم و در روی سایت قرار دهم.واین کار هر چند ۳ الی ۴ ساعت طول میکشد ولی انرژی آن چند برابر است ومن با این کار آموزش بیشتری میگیرم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خلاصه گزارش لژیون سیگار،با موضوع قضاوت و جهالت
قضاوت و جهالت چه ربطی به اعتیاد دارد.چه ربطی به مواد و مصرف کننده دارد.همانطور که یاد گرفتیم،اعتیاد از ازدواج مواد با انسان  متولد می شود.وقتی یک انسانی مثل من و یک سری مواد هم باشد،یک انسان معتاد به وجود می آید،حالا این انسان گفتیم ،صور آشکار دارد و صور پنهان، در جهان بینی و آموزش ها گفتیم که مواد غیر از اینکه بر صور آشکار ما تاثیر می گذارد،باعث تخریب صور پنهان هم می شود.
علاوه بر مواد که روی صور پنهان اثر می گذارد،هزار تا صفت زشت و ناپسند هم وجود دارد که باعث تخریب صور پنهان ما می شود.
ما باید در کنگره ،با کم کردن مواد ،آن صفات مثل عیب جویی،حق دیگران را خوردن،قضاوت کردن،دروغ،وهزار تا، ضد ارزش دیگر...را ذره ذره کم کنیم وبه صفر برسانیم.
و تا وقتی که این ضد ارزشها را در خود کم نکنیم نمی توانیم به پله ی دیگری برویم.ما قبلا فکر می کردیم که اگر نماز بخوانیم و یا به مکه برویم ولی در کنارش مال دیگران را بخوریم،وکلاه سر دیگران بگذاریم،یک انسان خوب و زرنگی هستیم.در صورتی که این کارها انرژی ما را از درون تخلیه می کند،گفتیم انرژی معادل پول است در بیرون.
ما هر چه که پول بیشتری داشته باشیم،بیشتر می توانیم خرید کنیم،
وبه عبارتی قدرت خرید ما هم بیشتر است.واین تخلیه انرژی توسط قضاوت کردن و حرف نا به جا زدن ،مثل این است که من در جیبی که پول گذاشته ام که پاره باشد،و کم کم پول ها می ریزد و کم می شود ومن نمی فهمم،و وقتی متوجه می شوم که دیر است.
خداوند نیروی قضاوت را در درون انسان قرار داده است ولی آیا باید من
در مورد دیگران قضاوت نادرست بکنم.ما باید در کنگره آموزش بگیریم که وقتی روی این صندلی نشستیم ،فقط حواسمان را در آموزشها و مشارکت ها و صحبت های استاد متمرکز کنیم.اگر خدای نکرده چند ثانیه با چشم و یا با انگشت اشاره ،ویا در درون خودم فکر حواسم را به جای دیگر بردم،دیگر هیچ آموزشی نمیگیرم و نمی توانم سفر خوبی داشته باشم.همان طور که انسان فضول ،آسایش خودش را از دست می دهد.من باید تا می توانم عیب های دیگران را بپوشانم.تا ذره ای از صفات خداوند را در خودم بیابم.هر چه که ما دانایی خودمان را بالا ببریم،بیشتر می توانیم،در مورد دیگران فضولی نکنیم،وهر چه که از بدی در مورد کسی گفتیم،بدانیم که آن بدی در خود ما هم وجود دارد.بنابراین باید هر حرفی که می زنیم ،قبلا تجزیه و تحلیل کنیم.
مشارکت دوستان در این زمینه
مسافر حامد
آن قضاوتی که وظیفه قضات است که کاری به ما ندارد.و با قضاوت ما که در اثر نادانی است فرق می کند.ما در مورد چیزی که از آن آگاهی نداریم.حرف می زنیم و قضاوت میکنیم.من هم در دوران مصرفم،خیلی قضاوت می کردم،و مثلا آدمی که خوب بود را میگفتم،بد است،ویا انسانی که بد بود را میگفتم خوب است وبه حرفهای  او گوش می دادم.
ودر آخر می فهمیدم که چه ضربه ای خوردم و باعث حال خرابی من میشد.ولی حالا که به کنگره آمدم و آموزش گرفتم .اگر از کسی بپرسند
من میگویم اطلاعی ندارم.
مسافر محمد
من هم قبلا خیلی در مورد دیگران قضاوت می کردم،وقتی آمدم در لژیون سیگار،با خودم میگفتم ،چه کسی سیگار می کشد و چه کسی سیگار نمی کشد،ولی وقتی بیشتر آموزش گرفتم و سی دی ها را گوش کردم،فهمیدم 
که نباید در مورد کسی قضاوت کنی.آقای مهندس میگفتند که هر کس که می خواهد قضاوت کند باید درسش را خوانده باشد،گفتند که خود من یک روز در مورد کسی قضاوت کردم.که کارتی را گم کرده بودم.یک روز شخصی را دیدم که کارتی در دستش هست به او گفتم این کارت کجا بوده است وای مال من است من گم کرده بودم و آن شخص می گفت که نه این طور نیست.چند روز که گذشت رفتم در باغ ،میخواستم سیب خرد کنم،که کارت را آنجا دیدم،و من در این جا قضاوت کردم.من یاد گرفتم که در مورد دیگران قضاوت نکنم.
مسافر محسن
قبلا قضاوت که می کردیم ،به دنبال آن چیزهای دیگری هم می آمد.
من به خاطر مصرفم،هنوز هم اطرافیان در مورد من قضاوت می کنند،ومی گویند که این کجا می رود و می آید،و یا می گویند که این قاچاقچی است ،وخود من باید با آموزش هایی که در کنگره می گیرم ودر بیرون از کنگره به کار ببرم تا قضاوت افراد دیگر را کمتر کنم ،وبه صفر برسانم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بــه نــام قــدرت مــطــلــق الــلــه
ســخــنــان اســتــاد
دســتــور جــلــســه ی امــروز وادی ســیــزدهم اســتــ،ڪه مــے گــویــد پــایــان هر نــقــطــه،ســرآغــازخــط دیــگــرے اســت.من بــایــد تــمــام ایــن وادے ها را مــلــڪــه ی ذهن خــودم ڪــنــم درڪــنــگــره،خــطــوط زیــادی داریــم خط مــواد،خط ســیــگــار،خط ورزش ،خط شــنــا و اســتــخــر ،ڪه مــا بــایــد خــطــوط را انــتــخــاب ڪــنــیــم.وبــه ســرانــجــام بــرســانــیــم.چــرا؟چــون انــســان نــمــے تــوانــد در حــالــت ســڪــون بــاشــد و
همــیــشــه در حــال حــرڪــت اســت وهســتــے در چــرخــش اســتــ.
بــایدبــبــیــنــیــم چــه خــط هایــے وجــود دارد،وآن خــطــوط را دنــبــال ڪــنــیــمــ.مادر وادے دوازدهم یــڪ مــثــلــثـی بــه نــام تــغــیــیــر ،تــبــدیل و تــرخــیــص بــیــان مـی شــود.
این مــثــلــث،می تــوانــد مــراحــل درمــان مــا را در ســفــر ی ڪــه انــجــام مــے دهیــم
نــشــان دهد،بــرایــایــنــڪــه بــه رهایــے بــرســیــم چــه در مــواد و چــه درســیــگــار،بــایدتــغــیــیــرات ذره ذره در جــهان بــیــنــے یــعــنــے همــان گــفــتــار و رفــتــارمــان انــجــام بــگــیــرد
وبــعــد تــبــدیــل بــه انــســان آزاد و رها مــے شــویــم و در ســفــر دوم بــه مــرحــلــه ی تــرخــیــص مــے رســیــم.ذره ذره تــغــیــیــرات در مــا صــورت مــے گــیــرد،آیا وقــتــے وارد
ســفــر دوم شــدیــم همه چــیــز تــمــام اســت نه،تــازه وارد مــرحــلــه ے جــدیــدے شــده ایــم.بــعــضی از افــراد وقــتـی بــه رهایـی رســیــدنــد،فــڪرمـی ڪــنــنــد ،به درمــان رســیــدنــد و دیــگــر نــیــازی بــه ســفــر دوم نــیــســت .می رونــد.درصــورتـی ڪــه وقــتـی وارد ســفــر دوم شــدیــم،بــاید خــدمــت هایی مــثــل اســتــادی دبــیــری نــگــهبــانــی،مــرزبــانی وایــجــنــت و انــشــاالــلــه ڪــمــڪ راهنــمــایــے را بــایــد دنــبــال ڪــنــیــم.چــون انــســان همــیــشــه در حــال حــرڪــت اســت.وچیزی به نام ســڪــون وجــود نــدارد.یڪ مــرحــلــه اے بــه نــام یــوم الــفــصــل وجــود دارد ،وآن لـحــظــه اے اســت ڪــه از بــیــمــارے اعــتــیــاد رها شــده ایــم و وارد ســفــر دوم مــے شــویــم زنــدگی مــا فــقــط چــنــد ســال نــیــســت بــلــڪــه مــثــل قــانــون اعــداد بــے انــتــهاســت چــون پــایــان هر نــقــطــه ،سرآغــاز خــط دیــگــرے اســت.منــدر لــژیــون ســیــگــار وارد پــلــه ے اول مــے شــوم و پــلــه پــلــه ڪــم مــیــڪــنــم تاآخــریــن پــلــه ڪــه  مــے خــواهیــم رها شــویــم و تــغــیــیــر جــایــگــاه بــدهیــمــ.ڪه روز جــدایــے اســتــ.درلــژیــون اگــر بــه حــرڪــت خــودم ادامــه بــدهم ،تــغــیــیــر،تــبــدیل و تــرخــیــص در مــن صــورت مــے گــیــرد،انــســان تــڪ بــعــدے ،انــســانی اســت ڪــه یــڪ خــط دارد مــثــل خــود مــن،
وقــتــے مــواد مــصــرف مــے ڪــردم همه ی فــڪــر و ذهنــم مــواد شــده بــود ،چــونــدر مــرحــلــه نــفــس امــاره بــودم،ڪــاری ڪــه مــن انــجــام مــے دادم مــثــل مــیــمــونــے ڪــه دســتــش را بــراے بــرداشــتــن مــوز بــه داخــل ســوراخ درخــت مــے بــرد و مــوز را ڪــه بــرداشــت دســتــش را مــشــت مــے ڪــنــد،ودیــگرنــمــے تــوانــد بــیــرون بــیــاورد.
انــســان بــایــد در زنــدگــے اش عــقــل و عــشــق و ایــمــان را بــا هم داشــتــه بــاشــد.
هرڪــدام از ایــنــها بــه تــنــهایــے ،بــرای تــغــیــیــر ڪــردن ڪــافــے نــیــســت مادر ڪــنــگــره بــایــد
خــطــوط ورزش،اســتــخررا هم دنــبــال ڪــنــیــم تــا یــڪ انــســان دو بــعــدے بــاشــیــم
مــشــارڪت مســافــر رســول
خــدا را شــڪــر ڪــه امــروز هم تــوانــســتــم در بــیــن دوســتــان بــاشــم و آمــوزش بــگــیــرم.
وقــتی ڪــه در اوایــل وارد ڪــنــگــره شــده بــودم درابــتــدا ے قــوانــیــن خــوانــده مــی شــد
پــایــان هر نــقــطــه ،ســرآغــازخــط دیــگــری اســتــ،به تــازه واردیــن خــوشــامــد مــیــگــویــیــم و...باخــودم مــیــگــفــتــم مــن هم بــه عــنــوان یــڪ تــازه وارد هســتــم .درابــتــداے نــقــطــه قــرار دارمــ،بــاید درســت حــرڪــت ڪــنــم،وتــغــیــیــر ڪــنــم،تابــه پــایــان نــقــطــه ڪــه درمــان اســت بــرســم.
مــشــارڪت مســافــر مــحــمــد
پــایــان هر نــقــطــه ،ســرآغــازخــط دیــگـری اســت من هم چــنــد جــلــســه ای اســت ڪــه در لــژیــون ســیــگــار

نیــامــدم درابــتــدا ڪــه وارد لــژیــون ســیــگــار شــدمــ،خــیــلی خــوب ســفــر ڪــردم .وبــه رهایــے رســیــدم چــندوقــت از ڪــنــگــره فــاصــلــه گــرفــتــم و ایــن خــیــلـی حــال مــن را بــد ڪــرد،چــندوقــت حــال خــوبـی نــداشــتــم به ایــن نــتــیــجــه رســیــدم ڪــه مــن مــحــمــد بــه درمــان رســیــدم ولـی بــه حــال خــوبـی نــرســیــدم،وقــتــی
ڪه بــه ڪــنــگــره آمــدم و حــرڪــت خــودم را در ســفــر دوم ادامــه دادمــ،به وادی ســیــزدهم رســیــدم ڪــه مــی گــفــت پــایــان هر نــقــطــه ســرآغــاز  خــط دیــگــری اســت
من فــهمــیــدم ڪــه بــایــد مــثــلــثـی ڪــه آقــای مــهنــدس بــیــان مــے ڪــنــنــد ڪــه عــقــل و عــشــق و ایــمــان اســت را در زنــدگـی ام بــه ڪــار بــبــرم.
مــشــارڪت مــســافــرابــراهیــم
ایــن وادی بــیــان مــی ڪــنــد ڪــه وقــتـی مــن می خــواهم شــروع ڪــنــم بــایــد بــتــوانــم بــه خــط بــعــدی ڪــه رســیــدم ادامــه دهم.خــدارا شــڪــر مــے ڪــنــم ڪــه بــه ڪــنــگــره آمــدم و تــوانــســتــم خــیــلـی چــیــزها را ڪــنــار بــگــذارم.وســیــگــاررا هم ڪــه ڪــنــار گــذاشــتــنــش ســخــت بــود را ڪــنــار گــذاشــتــم.وپــایــان هر نــقــطــه ســر آغــاز خــط دیــگــری اســت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سجاد:
سخنان استاد
در وادی یازدهم بیان می کند که چشمه های جوشان و رودهای خروشان ،همه به بحر و اقیانوس می رسند.به نظر من همه ی وادی ها خیلی دلچسب هستند،اگر در زندگی خودمان عملی کنیم.گفتیم در جسم ما نهرهایی وجود دارد ،که یکی از این نهرها ،نهر نیکوتین است.ما با مصرف سیگار این نهر را از کار انداختیم.نیکوتین 
انسان را سر خوش می کند،با کشیدن سیگار نهر نیکوتین را در جسم تخریب کرده ایم و باعث نابودی آن شده ایم.وقتی سیگار مصرف می کنیم،ابتدا حالمان
را خوب می کند،ولی مدت کوتاهی که گذشت،تخریب زیادی ،به جسم خودمان 
وارد می کنیم و حال درونی خودمان و اطرافیانمان را بد می کنیم.
حالا آمده ایم کنگره که این نهر ها را بازسازی کنیم.با خوردن دارو جسم را درمان می کنیم،وبا گرفتن آموزشها ،جهان بینی خودمان را با لا می ریم وبه حال خوب می رسیم،اگر در این حال برگشت کنیم و گریز بزنیم،کیفیت انرژی را در خودمان
پایین می آوریم،نمی توانیم درست حرکت کنیم.بنا براین باید در راه صراط مستقیم قرار بگیریم،و قوانین را رعایت کنیم تا چشمه های جوشان را به حرکت دربیاوریم،آنگاه می توانیم در دل مشکلات برویم وبا ترس خود مقابله کنیم.
چون رود خروشان،رودی است که در برابر سنگلاخ ها مقاومت داشته باشد و بتواند از موانع عبور کند.در مورد وسوسه ،گقتیم ،حسی است که نباید کاری به آن
داشته باشیم،وباید از کنار آن عبور کنیم،حس وسوسه ،نفرت،کینه،حس هایی هستند که جزء ساختارهای منفی اند و مثل یک موجی از کنار ما رد می شوند،اگر بخواهیم چشمه ای جوشان باشیم و از مواد و سیگار کنده شویم،باید جهان بینی خودمان را بالا ببریم.تا به رودی خروشان که همان آرامش است برسیم.و کیفیت و کمیت انرژی را در خودمان بالا ببریم.
مشارکت های دوستان
مسافر ابراهیم
من چند روزی که در سازمان بیمه کار داشتم،امروز شاهد این بودم که یکی از مراجعه کننده ها سیگار می کشید.مسئول آنجا گفت کسی که سیگار کشیده بیرون
منتظر باشد تا او را صدا کنم،ومن خدا را شکر می کنم که حدود یک سال است که
دیگر سیگار مصرف نکرده ام،من باید از خودم جوشش داشته باشم و منابع انرژی که همان اطلاعات و آگاهی است را در خودم بالا ببرم.فقط در پی مال اندوزی نباشم ،بتوانم ببخشم و آگاهی خودم را به کار ببرم.
مسافر حسین
ما چشمه های درون خودمان را با مصرف مواد سیگار از بین برده ایم،ودر بعضی از نقاط بدن ما این چشمه ها به گنداب تبدیل شده اند،ما در طول سفرم فهمیدیم
که باید جوشش داشته باشیم،ما باید ضد ارزشها را در خودمان از بین ببریم .توانایی مان را به دانایی موثر تبدیل کنیم.تا به آرامش واقعی برسیم.
مسافر محمد
من ابتدا که به کنگره آمدم ،با خودم گفتم چشمه جوشان چه ربطی به درمان من دارد،ولی وقتی که وادی ها را یکی یکی پشت سر گذاشتم و به وادی یازدهم،چشمه های جوشان رسیدم فهمیدم که می خواهد به من محمد بگوید که قبلا این چشمه ها را  با کینه ،نفرت ، دروغ  و مواد ،در درون خودم کور کرده ام،
وحالا فهمیدم که بهترین چیزی که این وادی می خواهد  در اختیار من بگذارد،همان ایمان راسخ به کنگره و به راهنمایم بود ویکی هم برنامه ی دارویی است،اینها را که پشت سر بگذاریم،یواش یواش چشمه های جوشان در من محمد باز سازی می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله
گزارش لژیون سیگار،به استادی آقاسعید وبا دستور جلسه ی شیشه و تخریبهای آن در روز سه شنبه مورخ 98/4/18 راس ساعت 3:30


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
گزارش جلسه یکشنبه مورخ 98/4/9با دستور جلسه آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل وبی تعادلی




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
خلاصه سخنان استاد
دستور جلسه این هفته،در استحکام پایه های علمی وما لی کنگره من چه کرده ام؟
سوالی  که من از خودم می پرسم اینکه کنگره برای من چه کرد؟اصلا قابل قیاس نیست که بخواهم بگویم کنگره برای من چه کرد.وعددی برای آن قائل شد.چون بهترین چیزی که به من داد آرامش بود.چیزی که در جای دیگری پیدا نمی شود.راه و روش درست زندگی کردن،نظم وچگو نه احترام گذاشتن را به من یاد داد.کنگره به من انرژی  داد.من همیشه آرزو می کنم که کنگره همیشه پا بر جا بماند.اگر نبود من الان کجا بودم.واقعا درک کردن،وایمان داشتن به آن خیلی مهم است. حالا من برای کنگره چه کرده ام .کنگره تشکیل شده از سه ضلع است 
یکی منابع انسانی،دوم منابع مالی و سوم 
علم کنگره است.یک سازمانی است که از خودش تغذیه می شود. نیروی انسانی همان خدمت گزاران هستند که بدون مزد
وپاداش کاری را انجام می دهند.و علم ‌کنگره که  در هیچ جا وجود ندارد.علمی که تجربه شده است و بدون نقص است.وحقیقت را بیان  می کند.خیلی از روش های درمان وجود دارد ولی آیا به سرانجام می رسد؟خیر چون حقیقت ندارد.و منابع مالی کنگره است .که واقعا من در قبال این همه امکاناتی که در کنگره وجود دارد ومن از آن استفاده می کنم.چه کرده ام.خود من طی این چهار سالی که در کنگره بودم تا جایی که توانستم کمک کرده ام چون من در کنگره یاد گرفتم که ببخشم،ما در کنگره نباید حسابگرانه فکر کنیم.بلکه باید عاقلانه فکر کنیم که اگر می خواستم یک پاکت سیگار را حساب کنم که در یک ماه چقدر هزینه می کردم،آیا یک پنجم آن را به کنگره ،پرداخت کرده ام.چون آرامشی که 
اکنون دارم مدیون کنگره هستم. افرادی هستند در کنگره ،وقتی درمان میشوند ،کنگره را رها می کنند و هیچ خدمتی نمی کنند مسلما این افراد به مشکلاتی بر می خورند.ما می دانیم که اگر خدمتی انجام دادیم در زندگی به جاهایی می رسیم که خداوند مزد خدمتمان را می دهد.بنابراین باید قدر دان باشیم و ناسپاسی نکنیم.اگر ناسپاس  باشیم ،حس فراموشی هم به سراغمان می آید.ان شاالله بتوانیم حق این دستور جلسه را به خوبی ادا کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
من وقتی وارد کنگره شدم از الفاظ و ادبیاتی استفاده میکردم که در خور یک انسان نبود.من در کنگره طرز صحبت کردن و قوانین صحیح زندگی را یاد گرفتم.همانطور که دیگران کاشتند وما خوردیم ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند.من مصطفی باید بدانم که کجا بودم و الان به کجا رسیدم.ته یک چاهی بودم که دیگران من را نجات دادند و الان من باید بتوانم دیگران را نجات بدهم.
هر خدمتی که در کنگره انجام می دهیم،تا چند وقت حال خوبی داریم. کوچکترین خدمتی که من در زمینه مالی می توانم انجام بدهم حمایت از سبد کنگره است.
مسافر ابراهیم
من هم خدا را شکر میکنم که امروز هم در کنار دوستان هستم.این صندلی ها که اینجا وجود دارد از اول نبود.این لژیون ها از اول نبودند،اینها بذری بوده که توسط دیگران کاشته شده است.ومن حالا از آن استفاده می کنم. پس من باید قدرش را بدانم و از نظر مالی هر چه قدر می توانم کمک کنم تا بذری باشد که کاشته ام برای آیندگان.
مسافر حسین 
من برای پایه مالی و علمی کنگره چه کرده ام؟کنگره یک جمعیت احیای انسانی است.احیا یعنی زنده کردن.ومن مصرف کننده قبلا یک مرده بودم و تمام حس هایم بسته بود و الان در کنگره احیا شدم و یاد گرفتم که ببخشم و علمی که یاد گرفتم را به دیگران انتقال بدهم.در بیرون از کنگره هم این علم را با اعمال و رفتارم نشان بدهم.
مسافر محمد
من هم خیلی خدا را شکر می کنم که توانستم امروز به کنگره بیایم و آموزش بگیرم،کنگره علم درست زندگی کردن را به من آموخت.من اصلا درست زندگی کردن را بلد نبودم ،دروغ می گفتم یا حق دیگران را ضایع می کردم.ولی الان از کنگره یاد گرفتم که چگونه باشم.برای سیگار چندین بار به ان جی یو رفته بودم
ولی موفق نشدم،کنار می گذاشتم ولی دوباره وقتی در کنار بچه ها که می آمدم 
مصرف می کردم چرا؟چون علم آن را نمی دانستم ولی در کنگره این علم را به من آموخت و انشاالله که من هم بتوانم با عملی کردن آن به دیگران انتقال دهم.
مسافر مجید
من دیروز ،ناخودآگاه در جلسه ای قرار گرفتم که روی زیلو در بیرون نشسته بودند.ومن یک لحظه فکر کردم ما در کجا داریم آموزش می گیریم و درمان میشویم که آقای مهندس برایمان مهیا کردند.من کجا بودم و در چه شرایطی؟
و الان در کجا هستم با چه آرامشی،که در جایی یافت نمی شود.جایی که هستیم امنیت دارد و از ما استقبال  می کنند .من شاید در دوران مصرفم پول داشتم ولی آرامش نداشتم.ولی حالا پول ندارم ولی آرامشی دارم که نمی شود با چیزی مقایسه کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه امروز جهان بینی ۱و۲ .ما یک مثلثی داریم در درمان سیگار که اضلاع آن جسم ، روان ، جهانبینی است.برای جسم که دارو ی آدامس نیکلایف
وجود دارد.که آدامس  ۵ تا ۱۰ درصد درمان را حل می کند،بیش از ۹۰ درصد درمان
را جهان بینی ما حل می کند.چرا ما قبلا که میخواستیم سیگار و مواد را کنار بگذاریم نمی توانستیم،اگر هم برای چند روز مصرف را قطع می کردیم ،دوباره
برگشت داشتیم ،مسلما همه برمی گردد به جهان بینی ما که درست نبود.
یعنی تفکر ودیدگاه من نسبت به جهان درون و بیرون خودم.چیزی که مهم بود
همین تفکر ما بود که افیونی بود وهم چیز را به دید منفی نگاه می کردیم.
هیچ گاه نقاط مثبت  اطرافیان را نمی دیدیم.وهم ی اینها به اعتیاد 
و  ضد ارزشها ی ما برمی گردد.در تعریف خمر ما گفتیم پرده و پوششی که روی عقل و تفکر و بینش ما را پوشانده است. ودیدگاه من را نسبت به همه چیز بسته
بود.زن و بچه و خانواده ام را نمی دیدم.همینطور حس بویایی و دیگر حواسم را 
بسته بود.حالا که درمان شده ایم ،تازه فهمیدیم که این همه زیبایی را لمس نمی کردیم،حالا بوی یک گل را می فهمیم.چون دیدم باز شده است.
مواد وسیگار غیر از اینکه روی صور آشکار من تاثیر گذاشته است روی صور پنهانم  تخریب ایجاد کرده است.صور پنهان شامل(ذهن،آرشیو،روح، نفس،عقل و کالبد های هفت گانه) که این موارد مصالح جهان بینی هستند.
مثل یک ساختمان که مصالح آن شن، ماسه،سیمان،آجر.. . است.حالا باید آن تفکر
و بینشی که از دست داده ایم را برگردانیم.چگونه ؟ما فرمان را داده بودیم به نفس اماره،وهر چه که میگفت عمل می کردیم.باید فرمان را از نفس بگیریم و به عقل بدهیم.واین کار با اجرا کردن فرامین الهی میسر است.اگر قبلا شرک ورزیدیم وخوبیها را انکار میکردیم .الان در مسیر خوبیها حرکت کنیم.

نفس ما در اثر مصرف مواد سیگار بی تربیت شده بود مثل گرگ گرسنه ،والا کم کم باید نفس را،ادب کنیم.در صور آشکار با آدامس نفس را سیر می کنیم و در صور پنهان با استفاده از جهانبینی.
مهم است که چگونه من نفسم را تربیت کنم.اگر وسوسه به سراغم آمد که حالا بیا یک نخ سیگار بکش،باید زود از آن بگذرم.آقای امین در سی دی امواج بازدارنده ذهن میگویند،حس های وسوسه ،حس خشم، حس حسادت،حس قضاوت  ،موجی است که اگر به آن توجه نکنیم،زود می گذرند.اگر از این حسها منفی گذشتم و از ضد ارزشها دوری کردم،ودر دلم جای ندادم،خداوند در جای دیگر چیز بهتری به من می دهد.ولی اگر به آن بها دادم،درون خودم را به هم میریزم،فکرم آشفته و درگیر می شود.مشکلات را نمی توانیم حل کنیم.پس حسهای خودمان را با تزکیه وپالایش می توانیم تمیز کنیم. پایه و واساس تفکرمان  را محکم و قوی کنیم.
بنابراین باید در مسیر درست حرکت کنیم و سیگار را رها کنیم ،دانایی خودمان را بالا ببریم در برابر نیروهای منفی مقاومت کنم تا بتوانم شخصیتم را بسازم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
خدا را شکر میکنم که امروز هم توانستم حضور داشته باشم،من وقتی سی دی های اقای امین را گوش می دادم،یکی از خواسته هایم بود که اقای امین را ببینم.
درک و احساسی که ما از جهان هستی داریم را جهان بینی میگویند. من اصلا هیچ درکی و هیچ احساسی نسبت به جهان پیرامونم نداشتم. واز وقتی با کنگره
آشنا شدم این مفاهیم برایم باز شد.تازه بوی گل را حس میکنم.نمی دانستم جهانبینی و صور آشکار و صور پنهان چیه؟خدا را شکر که به کنگره آمدم و اقای امین برای ما بیان کردند.واگر ما با پارامترهای عقل ،نفس، حس ،ذهن به خوبی آشنا شویم با کاربرد جهانبینی بیشتر پی خواهیم برد.
مسافر رسول
من هم به عنوان یک مسافر از وقتی که وارد کنگره شدم فهمیدم که ما جهان پیرامون خودمان را فقط در حاشیه ی مصرف کردن می دیدیم.اقای امین خیلی
قشنگ جهان بینی را برای ما باز کردند.من وقتی یک مصرف کننده بودم جور دیگری به دنیای اطرافم نگاه می کردم.یک روز رفتم بانک ،همین طور که ایستاده
بودم سیگار دستم بود یک پیرمردی نگاهم می کرد ،گفتم حاج آقا سلام،جواب سلامم را داد،هنوز هم مرا نگاه می کرد،بعد که خواستم بروم ،من را صدا زد و
از او پرسیدم چند سال داری؟گفت ۸۵ سال،ومن تعجب کردم گفتم خیلی جوان ماندی.آنجا سیگاری که مصرف می کردم مرا منقلب کرد،واقعا اگر دانایی مان را بالا ببریم،جهان بینی ما بیشتر می شود و می توانیم از ضد ارزشها فاصله بگیریم.
مسافرمنصور
نگرشی که ما نسبت به جهان اطرافمان داریم.جهانبینی است.گفته می شود که اغلب جوان ها فقط نوک دماغشان را می بینند،حالا خودم را در دوران مصرف دیدم که با سیگار کشیدن چقدر تخریب ایجاد کردم.حد مرزی قائل نبودم.ولی الان با آموزش گرفتن در کنگره ،فهمیدم که چقدر دوران نفرت انگیزی داشتم و چقدر ضرر و زیان رسانده ام وباید با یک نگرشی خوب ،تخریب ها را جبران کنم.
مسافر ابراهیم
خدایا شکر می کنم.که امسال اولین ماه رمضانی است که بدون سیگار سپری می کنم.جهان بینی اقای امین حکم یک نقشه ای دارد که جلوی من ترسیم کرده اند تا
من مسافر بتوانم درست حرکت کنم. وبه عنوان یک سرپرست با خانواده درست رفتار کنم.واین یک نوع جهانبینی است،انشاالله که بتوانم در سفر دوم بیشتر لذت ببرم.آموزش کافی را بگیرم.
مسافرابوطالب
من اگر به کنگره آمدم سفری خوبی نداشتم ،به خاطر جهانبینی است که خوب مطالب را نگرفته ام ،من در آموزشها باید نفس را بشناسم،انسان را بشناسم .وهمه ی آنچه را که یاد گرفته ام بتوانم به آن عمل کنم ضد ارزشهای دوران مصرف را بتوانم با تزکیه پالایش از بین ببرم ویا کمرنگ کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد:
این دستور جلسه ارتباط مستقیمی با ماه مبارک رمضان دارد. ظرفیت یعنی گنجایش و اندازه ی هر چیزی،هر کسی ظرفیتش به یک اندازه ای است،یکی در
اندازه ی یک لیوان،یکی به اندازه ی یک پارچ ویکی هم به اندازه ی یک دریاست.
طبق وادی نهم ،ظرفیت کسب کردنی است. خیلی مهم است .وما می خواهیم ظرفیتمان را ذره ذره ببریم بالا.
ما می گوئیم مسئولیت بر وزن مفعول است یعنی کسی که از او سؤال شده است 
وباید پاسخ بدهد.ما یک سائل داریم یعنی کسی که فرمان می دهد وسوال میکند
ویک مسئول که باید پاسخ بدهد،وقتی من آمدم و ظرفیتم را ذره ذره بردم بالا
آنگاه  می توانم پاسخگو باشم. قبله گم کردن یعنی چه؟ قبله ی ما مسلمانان ،همه
یکی است وآن کعبه ،خانه ی خداست وما به طرف آن نماز می خوانیم حالا در صور پنهان ما هدف ،می شود قبله،واگر ما هدفی از کارمان نداشته باشیم،می گوئیم قبله را گم کرده ایم.
در هر جایگاهی که قرار گرفتم باید ظرفیتم را متناسب با آن جایگاه ،بالا ببرم.
آنگاه قبله گم نمی کنم.و کسی که می گویند قبله گم کرده است یعنی در اصل هدفش را گم کرده است. پس اگر جایگاهی به من واگذار شد باید بتوانم از آن کمال استفاده را ببرم و در آن جایگاه احساس غرور و منیت نداشته باشم.
تا به هدفم برسم.اصلا هدف ما در کنگره چیه؟
این که آمدم در لژیون سیگار قرار گرفتم باید به صحبت های راهنما خوب گوش کنم.یعنی اگر گفت سیگار نکش ،دیگر سیگار نکشم فرمان بردار باشم هر عملی که نیاز شد انجام بدهم.را به درستی انجام بدهم با این کار ظرفیتم را بالا برده ام.
چون سیگار کیفیت انرژی را پایین می آورد.
ظرفیت به دو پارامتر بستگی دارد: یکی کمیت و دوم کیفیت
اگر بخواهیم شبیه آن را بیا ن کنیم،استخری که آقای امین در جزوه ی جهان بینی
گفتند استخر وجودی ما دو راه ورودی و خروجی دارد ،وما نباید آن را با ضد لرزشها پر کنیم که سیگار کشیدن یک ضد ارزش است که آب استخر را آلوده می کند و از کیفیت و کمیت آب استخر می کاهد.ما با استفاده از مواد وسیگار استخر وجودمان را آلوده کرده ایم باید ذره ذره این آلودگی ها را از بین ببریم تا روزنه ها
را باز کنیم و آب تمیز وارد کنیم.
اگر جایگاهی در کنگره یا هر جای دیگر به ما داده شد باید ظرفیت خودمان را با آن برابر کنیم.تا مسئولیت پذیر باشیم وبه مقصدمان برسیم که رسیدن به حال خوب و تکامل می باشد.واگر درست حرکت نکنیم هم به خودمان وهم به دیگران
آسیب می رسانیم و قبله مان گم می شود.پس سعی کنید سفری خوب داشته باشید با سلامتی به پایان برسانید تا به هدفتان و حس خوب برسید.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی         واقعا ما در ماه مبارک وقتی به تزکیه و پالایش بپردازیم
حس های ما باز می شود چیزهایی را که احساس نمی کردیم را حس می کنیم.خود من چند وقت پیش در منزل چند تا گل را دیدم از خانمم پرسیدم
این گل ها را چه کسی کاشته است.گفتند اینها از قبل بوده است.ومن احساس نمی کردم.ما وقتی ظرفیت را در خودمان به وجود بیاوریم یعنی دانایی مان بالا رفته است. باید نقطه ی تحملمان  را بالا ببریم .تا مسئولیتی که به ما داده می شود را بتوانیم پاسخگو باشیم.قبله مان را گم نکنیم.
مسافر ابراهیم
ظرفیت ، مسئولیت،قبله گم کردن. در امورات روز مره به هر شخصی مربوط می شود.من اگر یک خانه ی ۸۰ متری داشته باشم .حالا بخواهم یک خانه ی ۲۰۰ متری بگیرم مسلما وسایل لازم آن خانه را ندارم پس من ظرفیتش را نداشتم.باید هر چیزی که به دست می آوریم ظرفیت آن را در خودمان به وجود بیاوریم تا تخریب به وجود نیاید.
مسافررسول 
خدا را شکر می کنم به خاطر این ماه عزیز،انسان ها نسبت به خداوند مسئولیت هایی دارند که باید ظرفیت آن را در خود داشته باشند و وظیفه اش را بشناسد قبله اش را گم نکند.
مسافر محمد
آقای مهندس همه ی این دستور جلسات را به عنوان تمثیل برای ما آورده اند که من وقتی وارد کنگره شدم یک سری وظایفی دارم ،مسئولیت هایی دارم.که باید به درستی باید انجام بدهم که اگر راهنما به من گفت سیگار نکش،دیگر سیگار را کنار بگذارم و هر چقدر که گفت آدامس مصرف کن ،همان مقدار را مصرف کنم.
اگر گفت ساعت ۵ در کنگره باش.همان ساعت حضور داشته باشم.من قبلا اصلا ظرفیت اینکه روی صندلی بنشینم را نداشتم ولی در کنگره شروع کردم ودر بیرون عملی کردم.
مسافر حسین
همه ی دوستان توضیح دادند من هم مثالی می زنم راجع به دستور جلسه،گاهی اوقات اگه من را در یک اداره ای به عنوان یک دربان قرار دادند ویک حقوق مناسب کارم را دادند.حالا بعد از مدتی در اثر آشنایی بخواهند مسئولیت تمام اداره را به من واگذار کنند.مسلما من چون ظرفیت این جایگاه را ندارم در خودم ودر اداره وبه تمام ارباب رجوع ها آسیب می رسانم و هدفم را گم می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سجاد:
به نام قدرت مطلق الله 
سخنان استاد
دستور جلسه ی خیلی مهمی است،تخریبی که سیگار دارد از همه ی مواردی که به انسان آسیب می رساند مثل سیل ،زلزله،تصادف بیشتر است.مرگ و میر ناشی از سیگار هفده برابر این موارد است.بارها گفته ایم
بعضی از افراد حرکت در لژیون سیگار را ندارند، یکی ،دو جلسه می آیند،ودیگر ادامه نمی دهند،یا دوباره سیگار می کشند.این طور سفر کردن 
فایده ای ندارد.تخریب های سیگار بر روی سه ضلع  جسم ، روان وجهانبینی می باشد.نیکوتین باعث سر خوشی ما می شود و نهری است در بدن ما که کیفیت انرژی ما را می رساند.بنام نیکوتین.
حالا اگر ما ذره ذره این نیکوتین را از طریق سیگار کشیدن به ید برسانیم
نیکوتین طبیعی بدن را از کار انداخته ایم و اگر بخواهیم یک مرتبه آن را قطع کنیم،مثل درختی که شکوفه هایش می ریزد وباید از ریشه محکم باشد.بنابراین باید طبق متد دی اس تی و پله پله با مصرف آدامس،سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،و آدامس را در زمان مشخص ،با اندازه و قطعات مشخص مصرف کنیم،آنگاه دیگر نیکوتین طبیعی بدن تولید می شود و نیازی به مصرف نداریم.نباید در سفرمان ،هم آدامس مصرف کنیم و هم سیگار بکشیم.این روش دوگانه می شود و سفر ما را خراب می کند،باید از همان ابتدای سفر ،مردانه قدم برداریم و سیگار را کنار بگذاریم و از آدامس استفاده کنیم.از لحاظ جسمی تخریب سیگار از فرق سر تا کف پا به ما آسیب می رساند.بیماریهای زیادی مثل عفونت  لثه و دندان و گوش،حلق،حنجره و عوارضی در نفس کشیدن دارد.وقتی این سفر را به خوبی انجام دهیم همه ی این بیماریها در بدن از بین می رود بدن بازسازی می شود.سیگار در روان وشخصیت ما نیز اثر میگذارد که بعد از رها شدن این مشکل نیز حل می شود.بنا براین باید قدر این آموزش ها
در لژیون سیگار را بدانیم و از آن استفاده کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی.   دستور جلسه ی سیگار خیلی مهم است و به همین دلیل، حرف زدن در مورد آن مشکل است.سیگار یک کار ضد ارزشی است.
ما باید ابتدا از خودمان جبران خسارت کنیم و بعد از خانواده واز جامعه.
باید ترس را رها کنیم.من خودم هر کاری می کردم در این فکر بودم که بعد آن سیگار بکشم وفقط از آب میوه ،فکر می کردم فقط آب پرتقال آب میوه است و آب میوه ی دیگری نیست.همیشه خانواده، اطرافیان از ما فراری بودند به خاطر بوی بد سیگار،به ما نمی گفتند ولی می فهمیدیم.
والان خدا را شکر فهمیدم که چقدر نکشیدن سیگار لذت بخش است.
مسافر ابراهیم .
من از خداوند سپاسگذارم که این مسیر را به من نشان داد.چند ماهی است که دارم آدامس مصرف می کنم حالم بهتر است،نفس کشیدنم خیلی بهتر شده است.چند وقت پیش برای تست رفتم.آنجا چند نفر برای عدم اعتیاد آمده بودند که منشی به آنها گفت که بیرون بایستید تا شما را صدا کنم.با خودم گفتم بوی بد سیگار چقدر بقیه را اذیت می کند.ومن باز خدا را شکر می کنم که چند وقتی است که از سیگار کشیدن رها شدم.
مسافر حسین
یکی از مضرات سیگار ،گرفتن عروق کرونری قلب است ،دود سیگار  وقتی در مسیر این عروق قرار بگیرد جلوی رساندن خون به قلب را می گیرند.
منجر به سکته قلبی می شود.
مسافر رسول.   برای رها شدن از دام سیگار،اینکه نیروهای منفی را بتوانیم از خود دور کنیم،مهم است.باید خیلی تلاش کنیم تا به تعادل برسیم.
یکی از تغییراتی که در خود من به وجود آمد،دروغ گفتن را توانستم کنار بگذارم،وقتی از سیگار رها شویم خیلی از ضد ارزشها را می توانیم کنار بگذاریم،تغییر کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سجاد:
به نام قدرت مطلق الله
استاد ابتدا در مورد  تخریب سیگار ،بیان کردند که چقدر به جسم و روان ما آسیب می رساند،ونه تنها کسی که مصرف می کند،آسیب می بیند ،بلکه اشخاصی که نزدیک او باشند نیز تحت تاثیر این دود قرار می گیرند،سلامتی آنها را هم به خطر می اندازد.کشیدن سیگار به ریه ، قلب ، معده ، کبد ، آسیب وارد می کند،
و واقعا خیلی آسیب های دیگر مثل،عفونت گوش،حلق، بینی ،و جرم گرفتن 
دندان ها. .می باشد.و نیکوتینی که در سیگار وجود دارد ،می تواند به مسائل جنسی هم ضرر  برساند .همچنین تنگی نفس.خس خس کردن در هنگام خواب
نیز از عوارض سیگار کشیدن است.همه ی این تخریب ها را که گفتیم مربوط به جسم است.تازه عواقب روانی و مشکلات درونی ،وتفکرات افیونی هم از عواقب
آن می باشد.خلاصه از هر کجای سیگار بخواهیم بگوییم،مشکل ساز است و به سم بودن آن بر می خوریم واینکه یک ضد ارزش است و ما اگر بخواهیم درست حرکت کنیم و در راه صراط مستقیم باشیم،باید این این ضد ارزش را کنار بگذاریم،یعنی باید بتوانیم از آن بگذریم، قبلا که نمی دانستیم،ولی الان که در کنگره حضور داریم در لژیون سیگار شرکت کنیم تا یاد بگیریم که چگونه با نیروهای منفی مقابله کنیم،یکی از این نیروهای منفی حس وسوسه است که به
صورت یک مهمان نا خوانده به سراغمان می آید ،واگر به ندای این حس که از
نفس اماره سرچشمه می گیرد،جواب مثبت دادیم،عواقب آن را هم می بینیم.
ولی در اثر آموزش گرفتن سر لژیون وبه کار گیری آموزش ها می توانیم،به نفس اماره جواب رد یا منفی بدهیم و از شر  این سم رها شویم.
تمام روشهایی که برای درمان اعتیاد در بیرون از کنگره به کار می گیرند،سم زدایی می گویند.مثل کمپ،ویا روش سقوط آزاد،که این ها می گویند که مواد مخدر سم است و باید از بدن خارج شود،
آقای مهندس می گویند که سمی بودن مواد امری نسبی است. اگر افرادی که مصرف کننده نیستند،مواد را بخورند ،برای آنها سم است.اما کسی که مصرف کننده باشد،مواد مخدر برای او سم نیست،اگر مثلث تفکر را در نظر بگیریم،که اضلاع آن مبدا،مسیر حرکت،هدف یا مقصد می باشد.
در نظر آنهایی که به سم زدایی اعتقاد دارند و می گویند اعتیاد مسمومیت مزمن است.و مبدا این گروه اشتباه است،در نتیجه مسیر حرکت آنها این است که شخص مصرف کننده را زندانی کنند،و هدفشان منفی بودن آزمایش بعد از چند هفته می باشد ومی گویند که سم زدایی صورت گرفته و شخص دیگر هیچ اثری از مواد در بدنش نیست.
اما روش درمانی که کنگره ،در نظر دارد همان روش دی اس تی می باشد .مبدا آن 
این است که اعتیاد جایگزینی مزمن است،یعنی مواد مخدر بیرونی ،جایگزین مواد مخدر طبیعی بدن شده است.مسیر حرکت استفاده از داروی او تی ،وآموزش جهان بینی می باشد،هدف این روش درمانی ،رسیدن به تعادل جسم و روان 
می باشد.

نویسنده: مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سجاد:
وادی پنجم یک وادی عملیاتی است.ما باید وادی ها را یکی یکی طی کنیم و عملی کنیم تا بتوانیم به وادی های بعدی برسیم،وادی های اول تا چهارم که وادی تفکر هستند را باید در خودمان به وجود بیاوریم و در وادی پنجم به مرحله ی عمل برسانیم.آنگاه به فرمان عقل نزدیک شویم تا راه راست و آنچه حقیقت است را بیابیم.در این وادی برای ما روشن می کند که تو باید درون خودت را بسازی،
یعنی همان تزکیه وپالایش.انسان برای اینکه به تعادل برسد،باید سه اصل پندار سالم،گفتار سالم،کردار سالم را در خودش داشته باشد.
باید از همان اول از افکار شیطانی بیرون بیایم،ویک تفکری سالم ومثبت داشته باشم.واز ضد ارزشها مثل دروغ،غیبت،ناسزا گفتن،وو....فاصله بگیرم.و در گیری
ذهنی را در خودم از بین ببرم.و اولویت بندی کنم که ابتدا کدام یک از خواسته هایم را اجرا کنم،خواسته های نا معقول خودم را کنار بزنم.واز خواسته های معقول نفسم هر کدام مهم تر است را در نظر بگیرم که در این جا ابتدا باید به
درمان برسم.برای رسیدن به این خواسته ،باید گوش به فرمان راهنما به جلو حرکت کنم.پس وقتی تفکر من سالم باشد،مسلما گفتار من هم سالم می شود وبعد از آن در زندگی ام ودر جامعه اعمال و کردار های شایسته و درست انجام می دهم.پس باید به ترتیب به جلو برویم.طبق وادی پنجم رفتار من هم خود به خود تغییر می کند.وقتی بر سر دو راهی قرار گرفتیم ،باید ترس و دلهره و اضطراب  را از وجود خودمان پاک کنیم،ویک ذهن آرام داشته باشیم،از ضد ارزشها دوری کنیم و حرکت کنیم به سمت ارزشها که همان تزکیه وپالایش است.
برگشت از ضد ارزشها یعنی توبه،نه اینکه زبانی باشد وروز چند دفعه کاری انجام
بدهیم و بعد هزار دفعه بگوییم خدایا من را ببخش.باید با عمل کردن ثابت کنیم که توبه کرده ایم.حالا که در سفر سیگار قرار گرفته ایم،یا سفر مواد،بگوییم،من باید داروی را بگیرم وبیام در خانه ،بخورم وبخوابم و استراحت کنم.وهم چیز بر وفق مرادمان باشد.ما باید طی این چند سال که مصرف می کردیم،جبران خسارت کنیم و پله پله دارو را کم کنیم و باید در کنار آن آموزش بگیرم که در میان راه،وقتی در سر دو راهی قرار گرفتم و کسی سیگار تعارف کرد ،بتوانم با هوای نفسم مقابله کنم وتعارف را رد کنم.در سفر اول که اصلا نروید پیش مصرف کننده ها و جایی که مصرف می کنند.چون زود وسوسه به سراغمان می آید.در سفر های بعدی انشاالله به نفس مطمئنه می رسیم آنگاه برای ما فرقی نمی کند که
مصرف کننده ای پیش ماست و یا هزار تا پاکت سیگار می بینیم.
هر فرایندی باید زمان خودش را طی کندیعنی باید صبر داشته باشیم تا به درمان برسیم.در زندگی قناعت کنیم.واز کمترین چیز ،بهترین بهره واستفاده را ببریم.
پس انداز داشته باشیم،هم پس انداز معنوی وهم مادی.در کار دیگران قضاوت و تجسس نکنیم.باید توکل کنیم به قدرت مطلق،واورا ناظر اعمالمان بدانیم.وتسلیم فرمان خداوند باشیم ،یعنی اینکه در کنگره ، باید تسلیم قوانین باشیم.راضی باشیم به آنچه خداوند برای ما مقدر کرده است.یعنی اگر در میان راه به مشکلی برخوردیم،باید باز خداوند را شکر کنیم که رزق وروز ما همین بوده است.
چون خداوند پشتیبان کسانی است که از ضد ارزشها به سمت ارزشها حرکت می کنند و راه صراط مستقیم را می روند.
مشارکت های دوستان
مسافر مصطفی
ما باید هوا را با نکشیدن سیگار  آلوده نکنیم. وادی پنجم می گوید در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست.بعضی از انسانها فکر می کنند که فقط در همین جهان زندگی می کنند و دیگر جهانی وجود ندارد.ولی سخت در اشتباهند.ما یک جهان خاکی داریم که در آن زندگی می کنیم.ویک جهان خواب داریم.که وقتی می خوابیم در آن جهان می رویم.ویک جهان ذهن ماست.و ما باید جهان ذهن خودمان را در این وادی درست کنیم.یعنی نگذاریم ،چیزی فاسد به درون آن نفوذ کند.بالا ترین ضد ارزشها،در صحبت های اقای خدامی بود که سیگار کشیدن است. که ما باید تصویر آن را از ذهنمان پاک کنیم.
مسافر ابوطالب
در وادی های قبل به من می گفت که تفکر کن،واما این وادی به من می گوید حرکت کن. خیلی حرف ها را من به زبان می آورم که انجام دهم،یا انجام ندهم،مهم این است که چقدر می توانم به آن عمل کنم.اگر چیزی را بگم نتوانم به آن عمل کنم،مثل دوران مصرفم میشوم هیچ فرقی با آن دوران ندارم.


نویسنده : مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در این جلسه استاد  صحبت های خود را پیرامون  جهان بینی در ورزش آغاز نمودند.ما قبلا که در یک زمین ورزشی می رفتیم،فقط هدفمون برد و باخت بود
وبا خشم بازی می کردیم،مسلما در این حالت وبا این هدف ورزش کردن ،هیچ فایده ای نداشت و فشار عصبی به ما وارد می شد.
جهان بینی در ورزش،یعنی اخلاق و رفتار و کردار خوب داشتن،یعنی حال خوش،تعادل. گفتیم انسان جایز الخطاست.ممکن است اشتباه کند،حرفی بزند ،یا حرکتی که باعث آزار دیگران شود،در این مواقع باید بتوانیم بگذریم،گذشت داشته باشیم،جهان بینی در کنگره،یعنی همین،که بتوانیم گذشت کنیم.وما اگر وارد زمین ورزش می شویم،انرژی بگیریم،ما اصلا برای چه به کنگره می آئیم،ساعت ۵ در روی صندلی حاضر می شویم؟برای این که جهان بینی خودمان
را با آموزش گرفتن بالا ببریم، واستخر وجودیمان را پر و تمیز کنیم، حالا وقتی جهان بینی همراه ورزش باشد، جهان بینی با حرکت کردن همراه است.
اگر فقط به خاطر دارو بیایم کنگره، ۵ درصد درمان را در بر میگیرد.وقتی من به کسی می گویم که سر جلسه بیاید،چرا استخر نمیایی؟چرا پارک نمیایی؟ برای چه 
می گویم؟به خاطر خودم که نیست.مسلما به خاطر این است که نگویی حالم بد است،نمی دانم چه کار کنم.مشکل دارم،یا این درد را دارم نمی دانم چه کار کنم.
زود می گذرد،و۱۰ ماه می شود دیگر فرصتی نداری .قانون جدید هم آمده که هر کس خوب سفر نمی کند،باید خسارت آن را بپردازد،وبن به تشخیص ایجنت باید به شعبه ی دیگری برود.بنا بر این حواسمان را جمع کنیم،قدر فرصت ها را بدانیم.
ما در اثر مصرف مواد و یا مصرف سیگار خیلی از نیروها توانایی هایمان را از دست داده ایم،مثل نیروی فیزیکی،نیروی عشق،نیروی جنسی،نیروی حافظه،نیروی تفکر،ویا وقتی مریض می شدیم چند ماه دستمان بند دارو و مریضی بود،به خاطر کمبود همین نیروها بوده .و حالا ذره ذره می خواهیم تمام این نیروها و توانایی ها را برگردانیم. که نیاز به جهان بینی و ورزش دارد.
در اثر سیگار کشیدن ،وقتی در زمین ورزش می دویم،نفس کم می آوریم.می خواهیم درمان شویم وبه تعادل برسیم،پیاده روی کردن و استخر رفتن خیلی به ما کمک می کند.مخصوصا وقتی در سفر اول باشیم. تمام سلول ها ورگهایی که از کار افتاده بود در اثر ورزش کردن راه بیندازیم.
سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،.اگر این آب میوه های کنگره را (جلسه،استخر،پارک،ورزش،سی دی نوشتن وگوش دادن)عملی کنیم،تبدیل به یک مردی که به تعادل رسیده می شویم.
در اصل ورزش مکمل درمان است.می توانیم جسم و روان و جهان بینی  با هم درمان کنیم.آنگاه شرمنده ی خانواده،کار،کنگره نیستیم.انشاالله که بتوانیم همه ی این کارها را انجام بدهیم،نافرمانی نکنیم.
مشارکت ها، مسافر ابراهیم
به نظر من اگر یک پارچه را بخواهیم به یک پرده تبدیل کنیم باید تیکه های پارچه را با کوک هایی به هم وصل کنیم،واگر هر کدام از این کوک ها نباشند پرده
دوخته نمی شود.ما هم در کنگره،باید لژیون،پارک،ورزش،استخر،جهانبینی را با هم داشته باشیم.تا به درمان برسیم.
مسافر حسین.      همانطور که جهان بینی جزء اضلاع درمان است،باید به ورزش هم اهمیت بدهیم،مااگر به پارک می رویم و ورزش می کنیم از اثرات جهان بینی است که از آموزش ها داریم،یا اگر به ما گفتند ماشینت را اینجا پارک نکن،وما این
کار را نکردیم،مشخص است که جهان بینی ما تغییر کرده است.هدف ما از ورزش کردن نباید برد و باخت باشد.و این باشد که جسم ما به تعادل برسد.ما در این آموزشها ،علم زندگی کردن،علم درست غذا خوردن،را یاد می گیریم که همه ی این ها جهان بینی است.
مسافر علی
ورزش درکنگره ،فقط آموزش است.برد باخت نیست.ما در طی این چند وقت که آمدیم کنگره آموزش دیدیم خیلی تغییر کرده ایم،قبلا جایی می رفتیم اصلا حوصله نداشتیم،زود می خواستیم برگردیم،ولی الان که آموزش گرفتیم،صبر و حوصله مان بالاست،در هر جا رفتم،صحبت های کنگره در ذهن من است وبه یادم است،به نظر خودم خیلی تغییر کرده ام. این تغییرات را در خودم مدیون راهنمای عزیزم و کنگره می دانم.
مسافرم محمدرضا
من قبلا چند بار خودم تصمیم به ترک کردم ولی هر دفعه ای که ترک می کردم موفق نمی شدم.اما روزی که وارد کنگره شدم و مواد را تیپر کردم،والان موقع رهایی من است،خیلی خوشحال هستم که وضعیتم فرق کرده است،من اینجا با
 این آموزش ها،وگوش کردن به سی دی ها،توانستم بفهمم که علم زندگی را نمی دانستم والا ن فهمیدم.واین خودش خیلی مهم است.
مسافر حسین
اوایل که آمده بودم.وقتی به استخر می رفتم،با خودم میگفتم،اینها چطور تا آن آخر می روند،و من خیلی زود نفس کم می آوردم.یواش یواش که آمدم بهتر شدم،
خدا را شکر می کنم،که توانستم سیگار را کنار بگذارم.آموزش گرفتم،مشکل تنفسی من هم خوب شده است،نقطه ی تحملم هم زیاد شده است.همه به خاطر
جهان بینی بوده است.
مسافر مهدی             جهان بینی در ورزش،یعنی عصبانی نشدن،منیت را کنار گذاشتن، قضاوت نکردن،من هم 
استخررفتن را سخت می گرفتم ومی گفتم چه کسی ۵ صبح می ره استخر،ولی الان که آموزش گرفتم،استخر را می روم،والیبال هم انجام می دهم،ومن که اصلا توپ دستم نگرفته بودم،یاد گرفتم.چند ماهی است که سیگار را کنار گذاشتم و مشکل تنفس من هم حل شده است،حسها که قبلا نداشتم والان ،این حس ها را دارم.
مسافر محمد
من هم  در ابتدای آمدنم به کنگره نقطه تحمل نداشتم،دو ماه سفر کرده بودم، در پارک یه بنده خدایی یک حرفی زد،من عصبانی شدم،از کوره در رفتم،وجواب دادم،خیلی به من برخورد،وکم کم که آموزش گرفتم،توانستم نقطه تحملم را بالا ببرم.قبلا اگر جایی یک حرفی می شنیدم نمی توانستم تحمل کنم،ولی الان یاد گرفتم که اگر از کسی ناراحت شدم،آنجا را ترک کنم.در سفر اول من هم به پارک می رفتم و پیاده روی می کردم،خیلی خوب بود،انرژی می گرفتم.والا به خاطر کارم نمی توانم صبح جمعه بروم،ولی صبح ها برای رساندن پسرم به مدرسه زود از خانه بیرون می روم،کمی نرمش و پیاده روی می کنم،واین خیلی به من کمک کرده است.واین آموزشها را من از کنگره واز راهنمای عزیزم دارم،تشکر می کنم،بابت این آموزشها.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic