تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11) - مطالب محمد زین العابدین
 
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
به نام قدرت مطلق الله 
سخنان استاد 
همانطور که آقای مهندس می گویند:جلسات صور آشکار آموزش هاست و سایت جزء صور پنهان است.اگر بخواهیم کنگره را به تمام دنیا معرفی کنیم با استفاده  از سایت می توانیم این کار را انجام بدهیم.سایت کنگره حدود ۳۰هزار بازدید دارد.در فضای مجازی خیلی چیزهای بیخود و مزخرف  وجود دارد.وقتی در کنگره آموزش می گیریم باید فرصت های بیکاری خودمان را صرف بازدید از سایت کنگره کنیم نه آن چیزهایی که فایده ای ندارد.اگر وارد سایت شویم از اطلا عات به روز کنگره با خبر می شویم.می توانیم از وبلاگ دیگر شعبه ها بازدید کنیم و دل نوشته ها و مقالات را مطالعه کنیم وبا این کار سطح علم و دانش خود را بالا می بریم.در لژیون سیگار می توانیم در هر جلسه به سایت مراجعه کنیم و تخریب های سیگار را یادداشت کنیم ودر لژ یون یادآوری کنیم مثلا تخریبی که روی دندان ها می گزارد یا روی قلب،روی پوست و مو و خیلی تخریب های دیگر که سیگار دارد.ما هر هفته غیر از دستور جلسه که کار می کنیم،می توانیم با مطالعه کردن مطالب سایت ،خیلی مطالب آموزنده  دیگری را در لژیون آماده کنیم وبرای دوستان بیان کنیم.اگر من راهنما سر لژیون حاضر شدم و مطلب جدیدی نداشته باشم حال خوبی هم ندارم.ولی اگر از قبل مطالبی را آماده کنم که جدید باشد با حال خوب در سر لژیون حاضر می شوم.می توانیم یک دل نوشته و یا مقاله ای راجع به دستور جلسات بنویسیم و در سایت قرار دهیم. دل نوشته راجع به خودمان مثلا قبلا که یک مصرف کننده بودم چه حالی داشتم و چه بر سر خانواده و خودم آوردم و حالا خدا را شکر از طریق کنگره نور امیدی در جلوی راهم آمدووو..‌.
وآن نوشته ای که از اعماق وجودمان بیان می شود و حال دلمان را بیان کند.مسلما بر دل هر خواننده ای هم خواهد نشست.من این هفته را به خدمتگزاران سایت که زحمت می کشند تبریک می گویم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی: من همیشه دوست داشتم در کنگره خدمتی را انجام دهم که دیده نشود و هر کس در کنگره خدمتی به او داده می شود مطمئنا این خدمت از طرف خداوند به او داده می شود.دستور جلسه ،من چگونه از سایت کنگره استفاده کنم و مقاله نویسی
که این دو از همدیگر جداست ،شاید این خدمت راهنمای تازه واردین که به من داده شده است به خاطر همین خدمت کردنم در سایت باشد. من وقتی مطلبی را می خواهم در سایت قرار بدهم چندین با می خوانم و یک بار می نویسم وبعد تایپ می کنم و یک مطلب چندین بار برای من تکرار می شود و در ذهنم می ماند.من خودم از طریق سایت وارد کنگره شدم.من قبلا که یک مصرف کننده بودم اولین کاری که بعد از بیدار شدن انجام می دادم.رفتن به دنبال مواد بود.ولی حالا اولین کار من سر زدن به سایت کنگره می باشد.
مسافرحسین: من هم خدا را شکر می کنم که امروز به کنگره آمدم تا آموزش بگیرم.سایت کنگره جزء صور پنهان کنگره است.و نمایندگی ها جزء صور آشکار است.وقتی یک مطلبی را نداشته باشیم می توانیم وارد سایت شویم و مطالعه  کنیم.وقتی یک استاد جلسه صحبت می کند به زودی صحبتهای ایشان وارد سایت میشود.و هر کس هر کجا که باشد می تواند از آن استفاده کند.یک مطلبی که در سایت گذاشتیم وقتی تعداد بازدید کننده ها بالا باشد لذت خوبی دارد و من خوشحال می شوم.چون اگر انتقادی یا پیشنهادی داده شود،باز آموزش می گیریم.
مسافر رسول
من هم این هفته را به خدمتگزاران  در سایت تبریک می گویم.اقای مهندس گفتند که سایت کنگره یک نمایندگی بزرگ است.ما آموزشها را از گنکره می گیریم.اما سایت کنگره آموزشها را  به کل دنیا انتقال می دهد،و این اهمیت زیادی دارد.یک منبع اطلاعات است که بعد هم که از کنگره می رویم در اختیار ماست.و ما با گذاشتن یک کامنت می توانیم تشکر کنیم.همانطور که یاد گرفتیم هر نعمتی که خداوند به ما داد باید شکرگذار و قدردان باشیم.
مسافر محمد
من هم به نوبه ی خودم از کسانی که در سایت زحمت می کشند تشکر می کنم.واین هفته را تبریک می گویم.من برای درمان به خیلی از ان جی یو ها رفته بودم ولی موفق نبودم.وقتی به کنگره آمدم و روی این صندلی نشستم و آموزش گرفتم .موفق شدم وبه در مان رسیدم.گاهی اوقات نرسیدم که سر لژیون حاضر شوم،وقتی وارد سایت میشدم و مشارکت دوستان را می خواندم،آموزش می گرفتم.و سعی کردم که مشارکت دوستان و سخنان استاد را در لژیون سیگار، ضبط کنم و در روی سایت قرار دهم.واین کار هر چند ۳ الی ۴ ساعت طول میکشد ولی انرژی آن چند برابر است ومن با این کار آموزش بیشتری میگیرم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



خلاصه گزارش لژیون سیگار،با موضوع قضاوت و جهالت
قضاوت و جهالت چه ربطی به اعتیاد دارد.چه ربطی به مواد و مصرف کننده دارد.همانطور که یاد گرفتیم،اعتیاد از ازدواج مواد با انسان  متولد می شود.وقتی یک انسانی مثل من و یک سری مواد هم باشد،یک انسان معتاد به وجود می آید،حالا این انسان گفتیم ،صور آشکار دارد و صور پنهان، در جهان بینی و آموزش ها گفتیم که مواد غیر از اینکه بر صور آشکار ما تاثیر می گذارد،باعث تخریب صور پنهان هم می شود.
علاوه بر مواد که روی صور پنهان اثر می گذارد،هزار تا صفت زشت و ناپسند هم وجود دارد که باعث تخریب صور پنهان ما می شود.
ما باید در کنگره ،با کم کردن مواد ،آن صفات مثل عیب جویی،حق دیگران را خوردن،قضاوت کردن،دروغ،وهزار تا، ضد ارزش دیگر...را ذره ذره کم کنیم وبه صفر برسانیم.
و تا وقتی که این ضد ارزشها را در خود کم نکنیم نمی توانیم به پله ی دیگری برویم.ما قبلا فکر می کردیم که اگر نماز بخوانیم و یا به مکه برویم ولی در کنارش مال دیگران را بخوریم،وکلاه سر دیگران بگذاریم،یک انسان خوب و زرنگی هستیم.در صورتی که این کارها انرژی ما را از درون تخلیه می کند،گفتیم انرژی معادل پول است در بیرون.
ما هر چه که پول بیشتری داشته باشیم،بیشتر می توانیم خرید کنیم،
وبه عبارتی قدرت خرید ما هم بیشتر است.واین تخلیه انرژی توسط قضاوت کردن و حرف نا به جا زدن ،مثل این است که من در جیبی که پول گذاشته ام که پاره باشد،و کم کم پول ها می ریزد و کم می شود ومن نمی فهمم،و وقتی متوجه می شوم که دیر است.
خداوند نیروی قضاوت را در درون انسان قرار داده است ولی آیا باید من
در مورد دیگران قضاوت نادرست بکنم.ما باید در کنگره آموزش بگیریم که وقتی روی این صندلی نشستیم ،فقط حواسمان را در آموزشها و مشارکت ها و صحبت های استاد متمرکز کنیم.اگر خدای نکرده چند ثانیه با چشم و یا با انگشت اشاره ،ویا در درون خودم فکر حواسم را به جای دیگر بردم،دیگر هیچ آموزشی نمیگیرم و نمی توانم سفر خوبی داشته باشم.همان طور که انسان فضول ،آسایش خودش را از دست می دهد.من باید تا می توانم عیب های دیگران را بپوشانم.تا ذره ای از صفات خداوند را در خودم بیابم.هر چه که ما دانایی خودمان را بالا ببریم،بیشتر می توانیم،در مورد دیگران فضولی نکنیم،وهر چه که از بدی در مورد کسی گفتیم،بدانیم که آن بدی در خود ما هم وجود دارد.بنابراین باید هر حرفی که می زنیم ،قبلا تجزیه و تحلیل کنیم.
مشارکت دوستان در این زمینه
مسافر حامد
آن قضاوتی که وظیفه قضات است که کاری به ما ندارد.و با قضاوت ما که در اثر نادانی است فرق می کند.ما در مورد چیزی که از آن آگاهی نداریم.حرف می زنیم و قضاوت میکنیم.من هم در دوران مصرفم،خیلی قضاوت می کردم،و مثلا آدمی که خوب بود را میگفتم،بد است،ویا انسانی که بد بود را میگفتم خوب است وبه حرفهای  او گوش می دادم.
ودر آخر می فهمیدم که چه ضربه ای خوردم و باعث حال خرابی من میشد.ولی حالا که به کنگره آمدم و آموزش گرفتم .اگر از کسی بپرسند
من میگویم اطلاعی ندارم.
مسافر محمد
من هم قبلا خیلی در مورد دیگران قضاوت می کردم،وقتی آمدم در لژیون سیگار،با خودم میگفتم ،چه کسی سیگار می کشد و چه کسی سیگار نمی کشد،ولی وقتی بیشتر آموزش گرفتم و سی دی ها را گوش کردم،فهمیدم 
که نباید در مورد کسی قضاوت کنی.آقای مهندس میگفتند که هر کس که می خواهد قضاوت کند باید درسش را خوانده باشد،گفتند که خود من یک روز در مورد کسی قضاوت کردم.که کارتی را گم کرده بودم.یک روز شخصی را دیدم که کارتی در دستش هست به او گفتم این کارت کجا بوده است وای مال من است من گم کرده بودم و آن شخص می گفت که نه این طور نیست.چند روز که گذشت رفتم در باغ ،میخواستم سیب خرد کنم،که کارت را آنجا دیدم،و من در این جا قضاوت کردم.من یاد گرفتم که در مورد دیگران قضاوت نکنم.
مسافر محسن
قبلا قضاوت که می کردیم ،به دنبال آن چیزهای دیگری هم می آمد.
من به خاطر مصرفم،هنوز هم اطرافیان در مورد من قضاوت می کنند،ومی گویند که این کجا می رود و می آید،و یا می گویند که این قاچاقچی است ،وخود من باید با آموزش هایی که در کنگره می گیرم ودر بیرون از کنگره به کار ببرم تا قضاوت افراد دیگر را کمتر کنم ،وبه صفر برسانم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



بــه نــام قــدرت مــطــلــق الــلــه
ســخــنــان اســتــاد
دســتــور جــلــســه ی امــروز وادی ســیــزدهم اســتــ،ڪه مــے گــویــد پــایــان هر نــقــطــه،ســرآغــازخــط دیــگــرے اســت.من بــایــد تــمــام ایــن وادے ها را مــلــڪــه ی ذهن خــودم ڪــنــم درڪــنــگــره،خــطــوط زیــادی داریــم خط مــواد،خط ســیــگــار،خط ورزش ،خط شــنــا و اســتــخــر ،ڪه مــا بــایــد خــطــوط را انــتــخــاب ڪــنــیــم.وبــه ســرانــجــام بــرســانــیــم.چــرا؟چــون انــســان نــمــے تــوانــد در حــالــت ســڪــون بــاشــد و
همــیــشــه در حــال حــرڪــت اســت وهســتــے در چــرخــش اســتــ.
بــایدبــبــیــنــیــم چــه خــط هایــے وجــود دارد،وآن خــطــوط را دنــبــال ڪــنــیــمــ.مادر وادے دوازدهم یــڪ مــثــلــثـی بــه نــام تــغــیــیــر ،تــبــدیل و تــرخــیــص بــیــان مـی شــود.
این مــثــلــث،می تــوانــد مــراحــل درمــان مــا را در ســفــر ی ڪــه انــجــام مــے دهیــم
نــشــان دهد،بــرایــایــنــڪــه بــه رهایــے بــرســیــم چــه در مــواد و چــه درســیــگــار،بــایدتــغــیــیــرات ذره ذره در جــهان بــیــنــے یــعــنــے همــان گــفــتــار و رفــتــارمــان انــجــام بــگــیــرد
وبــعــد تــبــدیــل بــه انــســان آزاد و رها مــے شــویــم و در ســفــر دوم بــه مــرحــلــه ی تــرخــیــص مــے رســیــم.ذره ذره تــغــیــیــرات در مــا صــورت مــے گــیــرد،آیا وقــتــے وارد
ســفــر دوم شــدیــم همه چــیــز تــمــام اســت نه،تــازه وارد مــرحــلــه ے جــدیــدے شــده ایــم.بــعــضی از افــراد وقــتـی بــه رهایـی رســیــدنــد،فــڪرمـی ڪــنــنــد ،به درمــان رســیــدنــد و دیــگــر نــیــازی بــه ســفــر دوم نــیــســت .می رونــد.درصــورتـی ڪــه وقــتـی وارد ســفــر دوم شــدیــم،بــاید خــدمــت هایی مــثــل اســتــادی دبــیــری نــگــهبــانــی،مــرزبــانی وایــجــنــت و انــشــاالــلــه ڪــمــڪ راهنــمــایــے را بــایــد دنــبــال ڪــنــیــم.چــون انــســان همــیــشــه در حــال حــرڪــت اســت.وچیزی به نام ســڪــون وجــود نــدارد.یڪ مــرحــلــه اے بــه نــام یــوم الــفــصــل وجــود دارد ،وآن لـحــظــه اے اســت ڪــه از بــیــمــارے اعــتــیــاد رها شــده ایــم و وارد ســفــر دوم مــے شــویــم زنــدگی مــا فــقــط چــنــد ســال نــیــســت بــلــڪــه مــثــل قــانــون اعــداد بــے انــتــهاســت چــون پــایــان هر نــقــطــه ،سرآغــاز خــط دیــگــرے اســت.منــدر لــژیــون ســیــگــار وارد پــلــه ے اول مــے شــوم و پــلــه پــلــه ڪــم مــیــڪــنــم تاآخــریــن پــلــه ڪــه  مــے خــواهیــم رها شــویــم و تــغــیــیــر جــایــگــاه بــدهیــمــ.ڪه روز جــدایــے اســتــ.درلــژیــون اگــر بــه حــرڪــت خــودم ادامــه بــدهم ،تــغــیــیــر،تــبــدیل و تــرخــیــص در مــن صــورت مــے گــیــرد،انــســان تــڪ بــعــدے ،انــســانی اســت ڪــه یــڪ خــط دارد مــثــل خــود مــن،
وقــتــے مــواد مــصــرف مــے ڪــردم همه ی فــڪــر و ذهنــم مــواد شــده بــود ،چــونــدر مــرحــلــه نــفــس امــاره بــودم،ڪــاری ڪــه مــن انــجــام مــے دادم مــثــل مــیــمــونــے ڪــه دســتــش را بــراے بــرداشــتــن مــوز بــه داخــل ســوراخ درخــت مــے بــرد و مــوز را ڪــه بــرداشــت دســتــش را مــشــت مــے ڪــنــد،ودیــگرنــمــے تــوانــد بــیــرون بــیــاورد.
انــســان بــایــد در زنــدگــے اش عــقــل و عــشــق و ایــمــان را بــا هم داشــتــه بــاشــد.
هرڪــدام از ایــنــها بــه تــنــهایــے ،بــرای تــغــیــیــر ڪــردن ڪــافــے نــیــســت مادر ڪــنــگــره بــایــد
خــطــوط ورزش،اســتــخررا هم دنــبــال ڪــنــیــم تــا یــڪ انــســان دو بــعــدے بــاشــیــم
مــشــارڪت مســافــر رســول
خــدا را شــڪــر ڪــه امــروز هم تــوانــســتــم در بــیــن دوســتــان بــاشــم و آمــوزش بــگــیــرم.
وقــتی ڪــه در اوایــل وارد ڪــنــگــره شــده بــودم درابــتــدا ے قــوانــیــن خــوانــده مــی شــد
پــایــان هر نــقــطــه ،ســرآغــازخــط دیــگــری اســتــ،به تــازه واردیــن خــوشــامــد مــیــگــویــیــم و...باخــودم مــیــگــفــتــم مــن هم بــه عــنــوان یــڪ تــازه وارد هســتــم .درابــتــداے نــقــطــه قــرار دارمــ،بــاید درســت حــرڪــت ڪــنــم،وتــغــیــیــر ڪــنــم،تابــه پــایــان نــقــطــه ڪــه درمــان اســت بــرســم.
مــشــارڪت مســافــر مــحــمــد
پــایــان هر نــقــطــه ،ســرآغــازخــط دیــگـری اســت من هم چــنــد جــلــســه ای اســت ڪــه در لــژیــون ســیــگــار

نیــامــدم درابــتــدا ڪــه وارد لــژیــون ســیــگــار شــدمــ،خــیــلی خــوب ســفــر ڪــردم .وبــه رهایــے رســیــدم چــندوقــت از ڪــنــگــره فــاصــلــه گــرفــتــم و ایــن خــیــلـی حــال مــن را بــد ڪــرد،چــندوقــت حــال خــوبـی نــداشــتــم به ایــن نــتــیــجــه رســیــدم ڪــه مــن مــحــمــد بــه درمــان رســیــدم ولـی بــه حــال خــوبـی نــرســیــدم،وقــتــی
ڪه بــه ڪــنــگــره آمــدم و حــرڪــت خــودم را در ســفــر دوم ادامــه دادمــ،به وادی ســیــزدهم رســیــدم ڪــه مــی گــفــت پــایــان هر نــقــطــه ســرآغــاز  خــط دیــگــری اســت
من فــهمــیــدم ڪــه بــایــد مــثــلــثـی ڪــه آقــای مــهنــدس بــیــان مــے ڪــنــنــد ڪــه عــقــل و عــشــق و ایــمــان اســت را در زنــدگـی ام بــه ڪــار بــبــرم.
مــشــارڪت مــســافــرابــراهیــم
ایــن وادی بــیــان مــی ڪــنــد ڪــه وقــتـی مــن می خــواهم شــروع ڪــنــم بــایــد بــتــوانــم بــه خــط بــعــدی ڪــه رســیــدم ادامــه دهم.خــدارا شــڪــر مــے ڪــنــم ڪــه بــه ڪــنــگــره آمــدم و تــوانــســتــم خــیــلـی چــیــزها را ڪــنــار بــگــذارم.وســیــگــاررا هم ڪــه ڪــنــار گــذاشــتــنــش ســخــت بــود را ڪــنــار گــذاشــتــم.وپــایــان هر نــقــطــه ســر آغــاز خــط دیــگــری اســت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سجاد:
سخنان استاد
در وادی یازدهم بیان می کند که چشمه های جوشان و رودهای خروشان ،همه به بحر و اقیانوس می رسند.به نظر من همه ی وادی ها خیلی دلچسب هستند،اگر در زندگی خودمان عملی کنیم.گفتیم در جسم ما نهرهایی وجود دارد ،که یکی از این نهرها ،نهر نیکوتین است.ما با مصرف سیگار این نهر را از کار انداختیم.نیکوتین 
انسان را سر خوش می کند،با کشیدن سیگار نهر نیکوتین را در جسم تخریب کرده ایم و باعث نابودی آن شده ایم.وقتی سیگار مصرف می کنیم،ابتدا حالمان
را خوب می کند،ولی مدت کوتاهی که گذشت،تخریب زیادی ،به جسم خودمان 
وارد می کنیم و حال درونی خودمان و اطرافیانمان را بد می کنیم.
حالا آمده ایم کنگره که این نهر ها را بازسازی کنیم.با خوردن دارو جسم را درمان می کنیم،وبا گرفتن آموزشها ،جهان بینی خودمان را با لا می ریم وبه حال خوب می رسیم،اگر در این حال برگشت کنیم و گریز بزنیم،کیفیت انرژی را در خودمان
پایین می آوریم،نمی توانیم درست حرکت کنیم.بنا براین باید در راه صراط مستقیم قرار بگیریم،و قوانین را رعایت کنیم تا چشمه های جوشان را به حرکت دربیاوریم،آنگاه می توانیم در دل مشکلات برویم وبا ترس خود مقابله کنیم.
چون رود خروشان،رودی است که در برابر سنگلاخ ها مقاومت داشته باشد و بتواند از موانع عبور کند.در مورد وسوسه ،گقتیم ،حسی است که نباید کاری به آن
داشته باشیم،وباید از کنار آن عبور کنیم،حس وسوسه ،نفرت،کینه،حس هایی هستند که جزء ساختارهای منفی اند و مثل یک موجی از کنار ما رد می شوند،اگر بخواهیم چشمه ای جوشان باشیم و از مواد و سیگار کنده شویم،باید جهان بینی خودمان را بالا ببریم.تا به رودی خروشان که همان آرامش است برسیم.و کیفیت و کمیت انرژی را در خودمان بالا ببریم.
مشارکت های دوستان
مسافر ابراهیم
من چند روزی که در سازمان بیمه کار داشتم،امروز شاهد این بودم که یکی از مراجعه کننده ها سیگار می کشید.مسئول آنجا گفت کسی که سیگار کشیده بیرون
منتظر باشد تا او را صدا کنم،ومن خدا را شکر می کنم که حدود یک سال است که
دیگر سیگار مصرف نکرده ام،من باید از خودم جوشش داشته باشم و منابع انرژی که همان اطلاعات و آگاهی است را در خودم بالا ببرم.فقط در پی مال اندوزی نباشم ،بتوانم ببخشم و آگاهی خودم را به کار ببرم.
مسافر حسین
ما چشمه های درون خودمان را با مصرف مواد سیگار از بین برده ایم،ودر بعضی از نقاط بدن ما این چشمه ها به گنداب تبدیل شده اند،ما در طول سفرم فهمیدیم
که باید جوشش داشته باشیم،ما باید ضد ارزشها را در خودمان از بین ببریم .توانایی مان را به دانایی موثر تبدیل کنیم.تا به آرامش واقعی برسیم.
مسافر محمد
من ابتدا که به کنگره آمدم ،با خودم گفتم چشمه جوشان چه ربطی به درمان من دارد،ولی وقتی که وادی ها را یکی یکی پشت سر گذاشتم و به وادی یازدهم،چشمه های جوشان رسیدم فهمیدم که می خواهد به من محمد بگوید که قبلا این چشمه ها را  با کینه ،نفرت ، دروغ  و مواد ،در درون خودم کور کرده ام،
وحالا فهمیدم که بهترین چیزی که این وادی می خواهد  در اختیار من بگذارد،همان ایمان راسخ به کنگره و به راهنمایم بود ویکی هم برنامه ی دارویی است،اینها را که پشت سر بگذاریم،یواش یواش چشمه های جوشان در من محمد باز سازی می شود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



به نام قدرت مطلق الله
گزارش لژیون سیگار،به استادی آقاسعید وبا دستور جلسه ی شیشه و تخریبهای آن در روز سه شنبه مورخ 98/4/18 راس ساعت 3:30


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
گزارش جلسه یکشنبه مورخ 98/4/9با دستور جلسه آداب معاشرت،ادب و بی ادبی،تعادل وبی تعادلی




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
خلاصه سخنان استاد
دستور جلسه این هفته،در استحکام پایه های علمی وما لی کنگره من چه کرده ام؟
سوالی  که من از خودم می پرسم اینکه کنگره برای من چه کرد؟اصلا قابل قیاس نیست که بخواهم بگویم کنگره برای من چه کرد.وعددی برای آن قائل شد.چون بهترین چیزی که به من داد آرامش بود.چیزی که در جای دیگری پیدا نمی شود.راه و روش درست زندگی کردن،نظم وچگو نه احترام گذاشتن را به من یاد داد.کنگره به من انرژی  داد.من همیشه آرزو می کنم که کنگره همیشه پا بر جا بماند.اگر نبود من الان کجا بودم.واقعا درک کردن،وایمان داشتن به آن خیلی مهم است. حالا من برای کنگره چه کرده ام .کنگره تشکیل شده از سه ضلع است 
یکی منابع انسانی،دوم منابع مالی و سوم 
علم کنگره است.یک سازمانی است که از خودش تغذیه می شود. نیروی انسانی همان خدمت گزاران هستند که بدون مزد
وپاداش کاری را انجام می دهند.و علم ‌کنگره که  در هیچ جا وجود ندارد.علمی که تجربه شده است و بدون نقص است.وحقیقت را بیان  می کند.خیلی از روش های درمان وجود دارد ولی آیا به سرانجام می رسد؟خیر چون حقیقت ندارد.و منابع مالی کنگره است .که واقعا من در قبال این همه امکاناتی که در کنگره وجود دارد ومن از آن استفاده می کنم.چه کرده ام.خود من طی این چهار سالی که در کنگره بودم تا جایی که توانستم کمک کرده ام چون من در کنگره یاد گرفتم که ببخشم،ما در کنگره نباید حسابگرانه فکر کنیم.بلکه باید عاقلانه فکر کنیم که اگر می خواستم یک پاکت سیگار را حساب کنم که در یک ماه چقدر هزینه می کردم،آیا یک پنجم آن را به کنگره ،پرداخت کرده ام.چون آرامشی که 
اکنون دارم مدیون کنگره هستم. افرادی هستند در کنگره ،وقتی درمان میشوند ،کنگره را رها می کنند و هیچ خدمتی نمی کنند مسلما این افراد به مشکلاتی بر می خورند.ما می دانیم که اگر خدمتی انجام دادیم در زندگی به جاهایی می رسیم که خداوند مزد خدمتمان را می دهد.بنابراین باید قدر دان باشیم و ناسپاسی نکنیم.اگر ناسپاس  باشیم ،حس فراموشی هم به سراغمان می آید.ان شاالله بتوانیم حق این دستور جلسه را به خوبی ادا کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
من وقتی وارد کنگره شدم از الفاظ و ادبیاتی استفاده میکردم که در خور یک انسان نبود.من در کنگره طرز صحبت کردن و قوانین صحیح زندگی را یاد گرفتم.همانطور که دیگران کاشتند وما خوردیم ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند.من مصطفی باید بدانم که کجا بودم و الان به کجا رسیدم.ته یک چاهی بودم که دیگران من را نجات دادند و الان من باید بتوانم دیگران را نجات بدهم.
هر خدمتی که در کنگره انجام می دهیم،تا چند وقت حال خوبی داریم. کوچکترین خدمتی که من در زمینه مالی می توانم انجام بدهم حمایت از سبد کنگره است.
مسافر ابراهیم
من هم خدا را شکر میکنم که امروز هم در کنار دوستان هستم.این صندلی ها که اینجا وجود دارد از اول نبود.این لژیون ها از اول نبودند،اینها بذری بوده که توسط دیگران کاشته شده است.ومن حالا از آن استفاده می کنم. پس من باید قدرش را بدانم و از نظر مالی هر چه قدر می توانم کمک کنم تا بذری باشد که کاشته ام برای آیندگان.
مسافر حسین 
من برای پایه مالی و علمی کنگره چه کرده ام؟کنگره یک جمعیت احیای انسانی است.احیا یعنی زنده کردن.ومن مصرف کننده قبلا یک مرده بودم و تمام حس هایم بسته بود و الان در کنگره احیا شدم و یاد گرفتم که ببخشم و علمی که یاد گرفتم را به دیگران انتقال بدهم.در بیرون از کنگره هم این علم را با اعمال و رفتارم نشان بدهم.
مسافر محمد
من هم خیلی خدا را شکر می کنم که توانستم امروز به کنگره بیایم و آموزش بگیرم،کنگره علم درست زندگی کردن را به من آموخت.من اصلا درست زندگی کردن را بلد نبودم ،دروغ می گفتم یا حق دیگران را ضایع می کردم.ولی الان از کنگره یاد گرفتم که چگونه باشم.برای سیگار چندین بار به ان جی یو رفته بودم
ولی موفق نشدم،کنار می گذاشتم ولی دوباره وقتی در کنار بچه ها که می آمدم 
مصرف می کردم چرا؟چون علم آن را نمی دانستم ولی در کنگره این علم را به من آموخت و انشاالله که من هم بتوانم با عملی کردن آن به دیگران انتقال دهم.
مسافر مجید
من دیروز ،ناخودآگاه در جلسه ای قرار گرفتم که روی زیلو در بیرون نشسته بودند.ومن یک لحظه فکر کردم ما در کجا داریم آموزش می گیریم و درمان میشویم که آقای مهندس برایمان مهیا کردند.من کجا بودم و در چه شرایطی؟
و الان در کجا هستم با چه آرامشی،که در جایی یافت نمی شود.جایی که هستیم امنیت دارد و از ما استقبال  می کنند .من شاید در دوران مصرفم پول داشتم ولی آرامش نداشتم.ولی حالا پول ندارم ولی آرامشی دارم که نمی شود با چیزی مقایسه کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه امروز جهان بینی ۱و۲ .ما یک مثلثی داریم در درمان سیگار که اضلاع آن جسم ، روان ، جهانبینی است.برای جسم که دارو ی آدامس نیکلایف
وجود دارد.که آدامس  ۵ تا ۱۰ درصد درمان را حل می کند،بیش از ۹۰ درصد درمان
را جهان بینی ما حل می کند.چرا ما قبلا که میخواستیم سیگار و مواد را کنار بگذاریم نمی توانستیم،اگر هم برای چند روز مصرف را قطع می کردیم ،دوباره
برگشت داشتیم ،مسلما همه برمی گردد به جهان بینی ما که درست نبود.
یعنی تفکر ودیدگاه من نسبت به جهان درون و بیرون خودم.چیزی که مهم بود
همین تفکر ما بود که افیونی بود وهم چیز را به دید منفی نگاه می کردیم.
هیچ گاه نقاط مثبت  اطرافیان را نمی دیدیم.وهم ی اینها به اعتیاد 
و  ضد ارزشها ی ما برمی گردد.در تعریف خمر ما گفتیم پرده و پوششی که روی عقل و تفکر و بینش ما را پوشانده است. ودیدگاه من را نسبت به همه چیز بسته
بود.زن و بچه و خانواده ام را نمی دیدم.همینطور حس بویایی و دیگر حواسم را 
بسته بود.حالا که درمان شده ایم ،تازه فهمیدیم که این همه زیبایی را لمس نمی کردیم،حالا بوی یک گل را می فهمیم.چون دیدم باز شده است.
مواد وسیگار غیر از اینکه روی صور آشکار من تاثیر گذاشته است روی صور پنهانم  تخریب ایجاد کرده است.صور پنهان شامل(ذهن،آرشیو،روح، نفس،عقل و کالبد های هفت گانه) که این موارد مصالح جهان بینی هستند.
مثل یک ساختمان که مصالح آن شن، ماسه،سیمان،آجر.. . است.حالا باید آن تفکر
و بینشی که از دست داده ایم را برگردانیم.چگونه ؟ما فرمان را داده بودیم به نفس اماره،وهر چه که میگفت عمل می کردیم.باید فرمان را از نفس بگیریم و به عقل بدهیم.واین کار با اجرا کردن فرامین الهی میسر است.اگر قبلا شرک ورزیدیم وخوبیها را انکار میکردیم .الان در مسیر خوبیها حرکت کنیم.

نفس ما در اثر مصرف مواد سیگار بی تربیت شده بود مثل گرگ گرسنه ،والا کم کم باید نفس را،ادب کنیم.در صور آشکار با آدامس نفس را سیر می کنیم و در صور پنهان با استفاده از جهانبینی.
مهم است که چگونه من نفسم را تربیت کنم.اگر وسوسه به سراغم آمد که حالا بیا یک نخ سیگار بکش،باید زود از آن بگذرم.آقای امین در سی دی امواج بازدارنده ذهن میگویند،حس های وسوسه ،حس خشم، حس حسادت،حس قضاوت  ،موجی است که اگر به آن توجه نکنیم،زود می گذرند.اگر از این حسها منفی گذشتم و از ضد ارزشها دوری کردم،ودر دلم جای ندادم،خداوند در جای دیگر چیز بهتری به من می دهد.ولی اگر به آن بها دادم،درون خودم را به هم میریزم،فکرم آشفته و درگیر می شود.مشکلات را نمی توانیم حل کنیم.پس حسهای خودمان را با تزکیه وپالایش می توانیم تمیز کنیم. پایه و واساس تفکرمان  را محکم و قوی کنیم.
بنابراین باید در مسیر درست حرکت کنیم و سیگار را رها کنیم ،دانایی خودمان را بالا ببریم در برابر نیروهای منفی مقاومت کنم تا بتوانم شخصیتم را بسازم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی
خدا را شکر میکنم که امروز هم توانستم حضور داشته باشم،من وقتی سی دی های اقای امین را گوش می دادم،یکی از خواسته هایم بود که اقای امین را ببینم.
درک و احساسی که ما از جهان هستی داریم را جهان بینی میگویند. من اصلا هیچ درکی و هیچ احساسی نسبت به جهان پیرامونم نداشتم. واز وقتی با کنگره
آشنا شدم این مفاهیم برایم باز شد.تازه بوی گل را حس میکنم.نمی دانستم جهانبینی و صور آشکار و صور پنهان چیه؟خدا را شکر که به کنگره آمدم و اقای امین برای ما بیان کردند.واگر ما با پارامترهای عقل ،نفس، حس ،ذهن به خوبی آشنا شویم با کاربرد جهانبینی بیشتر پی خواهیم برد.
مسافر رسول
من هم به عنوان یک مسافر از وقتی که وارد کنگره شدم فهمیدم که ما جهان پیرامون خودمان را فقط در حاشیه ی مصرف کردن می دیدیم.اقای امین خیلی
قشنگ جهان بینی را برای ما باز کردند.من وقتی یک مصرف کننده بودم جور دیگری به دنیای اطرافم نگاه می کردم.یک روز رفتم بانک ،همین طور که ایستاده
بودم سیگار دستم بود یک پیرمردی نگاهم می کرد ،گفتم حاج آقا سلام،جواب سلامم را داد،هنوز هم مرا نگاه می کرد،بعد که خواستم بروم ،من را صدا زد و
از او پرسیدم چند سال داری؟گفت ۸۵ سال،ومن تعجب کردم گفتم خیلی جوان ماندی.آنجا سیگاری که مصرف می کردم مرا منقلب کرد،واقعا اگر دانایی مان را بالا ببریم،جهان بینی ما بیشتر می شود و می توانیم از ضد ارزشها فاصله بگیریم.
مسافرمنصور
نگرشی که ما نسبت به جهان اطرافمان داریم.جهانبینی است.گفته می شود که اغلب جوان ها فقط نوک دماغشان را می بینند،حالا خودم را در دوران مصرف دیدم که با سیگار کشیدن چقدر تخریب ایجاد کردم.حد مرزی قائل نبودم.ولی الان با آموزش گرفتن در کنگره ،فهمیدم که چقدر دوران نفرت انگیزی داشتم و چقدر ضرر و زیان رسانده ام وباید با یک نگرشی خوب ،تخریب ها را جبران کنم.
مسافر ابراهیم
خدایا شکر می کنم.که امسال اولین ماه رمضانی است که بدون سیگار سپری می کنم.جهان بینی اقای امین حکم یک نقشه ای دارد که جلوی من ترسیم کرده اند تا
من مسافر بتوانم درست حرکت کنم. وبه عنوان یک سرپرست با خانواده درست رفتار کنم.واین یک نوع جهانبینی است،انشاالله که بتوانم در سفر دوم بیشتر لذت ببرم.آموزش کافی را بگیرم.
مسافرابوطالب
من اگر به کنگره آمدم سفری خوبی نداشتم ،به خاطر جهانبینی است که خوب مطالب را نگرفته ام ،من در آموزشها باید نفس را بشناسم،انسان را بشناسم .وهمه ی آنچه را که یاد گرفته ام بتوانم به آن عمل کنم ضد ارزشهای دوران مصرف را بتوانم با تزکیه پالایش از بین ببرم ویا کمرنگ کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد:
این دستور جلسه ارتباط مستقیمی با ماه مبارک رمضان دارد. ظرفیت یعنی گنجایش و اندازه ی هر چیزی،هر کسی ظرفیتش به یک اندازه ای است،یکی در
اندازه ی یک لیوان،یکی به اندازه ی یک پارچ ویکی هم به اندازه ی یک دریاست.
طبق وادی نهم ،ظرفیت کسب کردنی است. خیلی مهم است .وما می خواهیم ظرفیتمان را ذره ذره ببریم بالا.
ما می گوئیم مسئولیت بر وزن مفعول است یعنی کسی که از او سؤال شده است 
وباید پاسخ بدهد.ما یک سائل داریم یعنی کسی که فرمان می دهد وسوال میکند
ویک مسئول که باید پاسخ بدهد،وقتی من آمدم و ظرفیتم را ذره ذره بردم بالا
آنگاه  می توانم پاسخگو باشم. قبله گم کردن یعنی چه؟ قبله ی ما مسلمانان ،همه
یکی است وآن کعبه ،خانه ی خداست وما به طرف آن نماز می خوانیم حالا در صور پنهان ما هدف ،می شود قبله،واگر ما هدفی از کارمان نداشته باشیم،می گوئیم قبله را گم کرده ایم.
در هر جایگاهی که قرار گرفتم باید ظرفیتم را متناسب با آن جایگاه ،بالا ببرم.
آنگاه قبله گم نمی کنم.و کسی که می گویند قبله گم کرده است یعنی در اصل هدفش را گم کرده است. پس اگر جایگاهی به من واگذار شد باید بتوانم از آن کمال استفاده را ببرم و در آن جایگاه احساس غرور و منیت نداشته باشم.
تا به هدفم برسم.اصلا هدف ما در کنگره چیه؟
این که آمدم در لژیون سیگار قرار گرفتم باید به صحبت های راهنما خوب گوش کنم.یعنی اگر گفت سیگار نکش ،دیگر سیگار نکشم فرمان بردار باشم هر عملی که نیاز شد انجام بدهم.را به درستی انجام بدهم با این کار ظرفیتم را بالا برده ام.
چون سیگار کیفیت انرژی را پایین می آورد.
ظرفیت به دو پارامتر بستگی دارد: یکی کمیت و دوم کیفیت
اگر بخواهیم شبیه آن را بیا ن کنیم،استخری که آقای امین در جزوه ی جهان بینی
گفتند استخر وجودی ما دو راه ورودی و خروجی دارد ،وما نباید آن را با ضد لرزشها پر کنیم که سیگار کشیدن یک ضد ارزش است که آب استخر را آلوده می کند و از کیفیت و کمیت آب استخر می کاهد.ما با استفاده از مواد وسیگار استخر وجودمان را آلوده کرده ایم باید ذره ذره این آلودگی ها را از بین ببریم تا روزنه ها
را باز کنیم و آب تمیز وارد کنیم.
اگر جایگاهی در کنگره یا هر جای دیگر به ما داده شد باید ظرفیت خودمان را با آن برابر کنیم.تا مسئولیت پذیر باشیم وبه مقصدمان برسیم که رسیدن به حال خوب و تکامل می باشد.واگر درست حرکت نکنیم هم به خودمان وهم به دیگران
آسیب می رسانیم و قبله مان گم می شود.پس سعی کنید سفری خوب داشته باشید با سلامتی به پایان برسانید تا به هدفتان و حس خوب برسید.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی         واقعا ما در ماه مبارک وقتی به تزکیه و پالایش بپردازیم
حس های ما باز می شود چیزهایی را که احساس نمی کردیم را حس می کنیم.خود من چند وقت پیش در منزل چند تا گل را دیدم از خانمم پرسیدم
این گل ها را چه کسی کاشته است.گفتند اینها از قبل بوده است.ومن احساس نمی کردم.ما وقتی ظرفیت را در خودمان به وجود بیاوریم یعنی دانایی مان بالا رفته است. باید نقطه ی تحملمان  را بالا ببریم .تا مسئولیتی که به ما داده می شود را بتوانیم پاسخگو باشیم.قبله مان را گم نکنیم.
مسافر ابراهیم
ظرفیت ، مسئولیت،قبله گم کردن. در امورات روز مره به هر شخصی مربوط می شود.من اگر یک خانه ی ۸۰ متری داشته باشم .حالا بخواهم یک خانه ی ۲۰۰ متری بگیرم مسلما وسایل لازم آن خانه را ندارم پس من ظرفیتش را نداشتم.باید هر چیزی که به دست می آوریم ظرفیت آن را در خودمان به وجود بیاوریم تا تخریب به وجود نیاید.
مسافررسول 
خدا را شکر می کنم به خاطر این ماه عزیز،انسان ها نسبت به خداوند مسئولیت هایی دارند که باید ظرفیت آن را در خود داشته باشند و وظیفه اش را بشناسد قبله اش را گم نکند.
مسافر محمد
آقای مهندس همه ی این دستور جلسات را به عنوان تمثیل برای ما آورده اند که من وقتی وارد کنگره شدم یک سری وظایفی دارم ،مسئولیت هایی دارم.که باید به درستی باید انجام بدهم که اگر راهنما به من گفت سیگار نکش،دیگر سیگار را کنار بگذارم و هر چقدر که گفت آدامس مصرف کن ،همان مقدار را مصرف کنم.
اگر گفت ساعت ۵ در کنگره باش.همان ساعت حضور داشته باشم.من قبلا اصلا ظرفیت اینکه روی صندلی بنشینم را نداشتم ولی در کنگره شروع کردم ودر بیرون عملی کردم.
مسافر حسین
همه ی دوستان توضیح دادند من هم مثالی می زنم راجع به دستور جلسه،گاهی اوقات اگه من را در یک اداره ای به عنوان یک دربان قرار دادند ویک حقوق مناسب کارم را دادند.حالا بعد از مدتی در اثر آشنایی بخواهند مسئولیت تمام اداره را به من واگذار کنند.مسلما من چون ظرفیت این جایگاه را ندارم در خودم ودر اداره وبه تمام ارباب رجوع ها آسیب می رسانم و هدفم را گم می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سجاد:
به نام قدرت مطلق الله 
سخنان استاد
دستور جلسه ی خیلی مهمی است،تخریبی که سیگار دارد از همه ی مواردی که به انسان آسیب می رساند مثل سیل ،زلزله،تصادف بیشتر است.مرگ و میر ناشی از سیگار هفده برابر این موارد است.بارها گفته ایم
بعضی از افراد حرکت در لژیون سیگار را ندارند، یکی ،دو جلسه می آیند،ودیگر ادامه نمی دهند،یا دوباره سیگار می کشند.این طور سفر کردن 
فایده ای ندارد.تخریب های سیگار بر روی سه ضلع  جسم ، روان وجهانبینی می باشد.نیکوتین باعث سر خوشی ما می شود و نهری است در بدن ما که کیفیت انرژی ما را می رساند.بنام نیکوتین.
حالا اگر ما ذره ذره این نیکوتین را از طریق سیگار کشیدن به ید برسانیم
نیکوتین طبیعی بدن را از کار انداخته ایم و اگر بخواهیم یک مرتبه آن را قطع کنیم،مثل درختی که شکوفه هایش می ریزد وباید از ریشه محکم باشد.بنابراین باید طبق متد دی اس تی و پله پله با مصرف آدامس،سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،و آدامس را در زمان مشخص ،با اندازه و قطعات مشخص مصرف کنیم،آنگاه دیگر نیکوتین طبیعی بدن تولید می شود و نیازی به مصرف نداریم.نباید در سفرمان ،هم آدامس مصرف کنیم و هم سیگار بکشیم.این روش دوگانه می شود و سفر ما را خراب می کند،باید از همان ابتدای سفر ،مردانه قدم برداریم و سیگار را کنار بگذاریم و از آدامس استفاده کنیم.از لحاظ جسمی تخریب سیگار از فرق سر تا کف پا به ما آسیب می رساند.بیماریهای زیادی مثل عفونت  لثه و دندان و گوش،حلق،حنجره و عوارضی در نفس کشیدن دارد.وقتی این سفر را به خوبی انجام دهیم همه ی این بیماریها در بدن از بین می رود بدن بازسازی می شود.سیگار در روان وشخصیت ما نیز اثر میگذارد که بعد از رها شدن این مشکل نیز حل می شود.بنا براین باید قدر این آموزش ها
در لژیون سیگار را بدانیم و از آن استفاده کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی.   دستور جلسه ی سیگار خیلی مهم است و به همین دلیل، حرف زدن در مورد آن مشکل است.سیگار یک کار ضد ارزشی است.
ما باید ابتدا از خودمان جبران خسارت کنیم و بعد از خانواده واز جامعه.
باید ترس را رها کنیم.من خودم هر کاری می کردم در این فکر بودم که بعد آن سیگار بکشم وفقط از آب میوه ،فکر می کردم فقط آب پرتقال آب میوه است و آب میوه ی دیگری نیست.همیشه خانواده، اطرافیان از ما فراری بودند به خاطر بوی بد سیگار،به ما نمی گفتند ولی می فهمیدیم.
والان خدا را شکر فهمیدم که چقدر نکشیدن سیگار لذت بخش است.
مسافر ابراهیم .
من از خداوند سپاسگذارم که این مسیر را به من نشان داد.چند ماهی است که دارم آدامس مصرف می کنم حالم بهتر است،نفس کشیدنم خیلی بهتر شده است.چند وقت پیش برای تست رفتم.آنجا چند نفر برای عدم اعتیاد آمده بودند که منشی به آنها گفت که بیرون بایستید تا شما را صدا کنم.با خودم گفتم بوی بد سیگار چقدر بقیه را اذیت می کند.ومن باز خدا را شکر می کنم که چند وقتی است که از سیگار کشیدن رها شدم.
مسافر حسین
یکی از مضرات سیگار ،گرفتن عروق کرونری قلب است ،دود سیگار  وقتی در مسیر این عروق قرار بگیرد جلوی رساندن خون به قلب را می گیرند.
منجر به سکته قلبی می شود.
مسافر رسول.   برای رها شدن از دام سیگار،اینکه نیروهای منفی را بتوانیم از خود دور کنیم،مهم است.باید خیلی تلاش کنیم تا به تعادل برسیم.
یکی از تغییراتی که در خود من به وجود آمد،دروغ گفتن را توانستم کنار بگذارم،وقتی از سیگار رها شویم خیلی از ضد ارزشها را می توانیم کنار بگذاریم،تغییر کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سجاد:
به نام قدرت مطلق الله
استاد ابتدا در مورد  تخریب سیگار ،بیان کردند که چقدر به جسم و روان ما آسیب می رساند،ونه تنها کسی که مصرف می کند،آسیب می بیند ،بلکه اشخاصی که نزدیک او باشند نیز تحت تاثیر این دود قرار می گیرند،سلامتی آنها را هم به خطر می اندازد.کشیدن سیگار به ریه ، قلب ، معده ، کبد ، آسیب وارد می کند،
و واقعا خیلی آسیب های دیگر مثل،عفونت گوش،حلق، بینی ،و جرم گرفتن 
دندان ها. .می باشد.و نیکوتینی که در سیگار وجود دارد ،می تواند به مسائل جنسی هم ضرر  برساند .همچنین تنگی نفس.خس خس کردن در هنگام خواب
نیز از عوارض سیگار کشیدن است.همه ی این تخریب ها را که گفتیم مربوط به جسم است.تازه عواقب روانی و مشکلات درونی ،وتفکرات افیونی هم از عواقب
آن می باشد.خلاصه از هر کجای سیگار بخواهیم بگوییم،مشکل ساز است و به سم بودن آن بر می خوریم واینکه یک ضد ارزش است و ما اگر بخواهیم درست حرکت کنیم و در راه صراط مستقیم باشیم،باید این این ضد ارزش را کنار بگذاریم،یعنی باید بتوانیم از آن بگذریم، قبلا که نمی دانستیم،ولی الان که در کنگره حضور داریم در لژیون سیگار شرکت کنیم تا یاد بگیریم که چگونه با نیروهای منفی مقابله کنیم،یکی از این نیروهای منفی حس وسوسه است که به
صورت یک مهمان نا خوانده به سراغمان می آید ،واگر به ندای این حس که از
نفس اماره سرچشمه می گیرد،جواب مثبت دادیم،عواقب آن را هم می بینیم.
ولی در اثر آموزش گرفتن سر لژیون وبه کار گیری آموزش ها می توانیم،به نفس اماره جواب رد یا منفی بدهیم و از شر  این سم رها شویم.
تمام روشهایی که برای درمان اعتیاد در بیرون از کنگره به کار می گیرند،سم زدایی می گویند.مثل کمپ،ویا روش سقوط آزاد،که این ها می گویند که مواد مخدر سم است و باید از بدن خارج شود،
آقای مهندس می گویند که سمی بودن مواد امری نسبی است. اگر افرادی که مصرف کننده نیستند،مواد را بخورند ،برای آنها سم است.اما کسی که مصرف کننده باشد،مواد مخدر برای او سم نیست،اگر مثلث تفکر را در نظر بگیریم،که اضلاع آن مبدا،مسیر حرکت،هدف یا مقصد می باشد.
در نظر آنهایی که به سم زدایی اعتقاد دارند و می گویند اعتیاد مسمومیت مزمن است.و مبدا این گروه اشتباه است،در نتیجه مسیر حرکت آنها این است که شخص مصرف کننده را زندانی کنند،و هدفشان منفی بودن آزمایش بعد از چند هفته می باشد ومی گویند که سم زدایی صورت گرفته و شخص دیگر هیچ اثری از مواد در بدنش نیست.
اما روش درمانی که کنگره ،در نظر دارد همان روش دی اس تی می باشد .مبدا آن 
این است که اعتیاد جایگزینی مزمن است،یعنی مواد مخدر بیرونی ،جایگزین مواد مخدر طبیعی بدن شده است.مسیر حرکت استفاده از داروی او تی ،وآموزش جهان بینی می باشد،هدف این روش درمانی ،رسیدن به تعادل جسم و روان 
می باشد.

نویسنده: مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سجاد:
وادی پنجم یک وادی عملیاتی است.ما باید وادی ها را یکی یکی طی کنیم و عملی کنیم تا بتوانیم به وادی های بعدی برسیم،وادی های اول تا چهارم که وادی تفکر هستند را باید در خودمان به وجود بیاوریم و در وادی پنجم به مرحله ی عمل برسانیم.آنگاه به فرمان عقل نزدیک شویم تا راه راست و آنچه حقیقت است را بیابیم.در این وادی برای ما روشن می کند که تو باید درون خودت را بسازی،
یعنی همان تزکیه وپالایش.انسان برای اینکه به تعادل برسد،باید سه اصل پندار سالم،گفتار سالم،کردار سالم را در خودش داشته باشد.
باید از همان اول از افکار شیطانی بیرون بیایم،ویک تفکری سالم ومثبت داشته باشم.واز ضد ارزشها مثل دروغ،غیبت،ناسزا گفتن،وو....فاصله بگیرم.و در گیری
ذهنی را در خودم از بین ببرم.و اولویت بندی کنم که ابتدا کدام یک از خواسته هایم را اجرا کنم،خواسته های نا معقول خودم را کنار بزنم.واز خواسته های معقول نفسم هر کدام مهم تر است را در نظر بگیرم که در این جا ابتدا باید به
درمان برسم.برای رسیدن به این خواسته ،باید گوش به فرمان راهنما به جلو حرکت کنم.پس وقتی تفکر من سالم باشد،مسلما گفتار من هم سالم می شود وبعد از آن در زندگی ام ودر جامعه اعمال و کردار های شایسته و درست انجام می دهم.پس باید به ترتیب به جلو برویم.طبق وادی پنجم رفتار من هم خود به خود تغییر می کند.وقتی بر سر دو راهی قرار گرفتیم ،باید ترس و دلهره و اضطراب  را از وجود خودمان پاک کنیم،ویک ذهن آرام داشته باشیم،از ضد ارزشها دوری کنیم و حرکت کنیم به سمت ارزشها که همان تزکیه وپالایش است.
برگشت از ضد ارزشها یعنی توبه،نه اینکه زبانی باشد وروز چند دفعه کاری انجام
بدهیم و بعد هزار دفعه بگوییم خدایا من را ببخش.باید با عمل کردن ثابت کنیم که توبه کرده ایم.حالا که در سفر سیگار قرار گرفته ایم،یا سفر مواد،بگوییم،من باید داروی را بگیرم وبیام در خانه ،بخورم وبخوابم و استراحت کنم.وهم چیز بر وفق مرادمان باشد.ما باید طی این چند سال که مصرف می کردیم،جبران خسارت کنیم و پله پله دارو را کم کنیم و باید در کنار آن آموزش بگیرم که در میان راه،وقتی در سر دو راهی قرار گرفتم و کسی سیگار تعارف کرد ،بتوانم با هوای نفسم مقابله کنم وتعارف را رد کنم.در سفر اول که اصلا نروید پیش مصرف کننده ها و جایی که مصرف می کنند.چون زود وسوسه به سراغمان می آید.در سفر های بعدی انشاالله به نفس مطمئنه می رسیم آنگاه برای ما فرقی نمی کند که
مصرف کننده ای پیش ماست و یا هزار تا پاکت سیگار می بینیم.
هر فرایندی باید زمان خودش را طی کندیعنی باید صبر داشته باشیم تا به درمان برسیم.در زندگی قناعت کنیم.واز کمترین چیز ،بهترین بهره واستفاده را ببریم.
پس انداز داشته باشیم،هم پس انداز معنوی وهم مادی.در کار دیگران قضاوت و تجسس نکنیم.باید توکل کنیم به قدرت مطلق،واورا ناظر اعمالمان بدانیم.وتسلیم فرمان خداوند باشیم ،یعنی اینکه در کنگره ، باید تسلیم قوانین باشیم.راضی باشیم به آنچه خداوند برای ما مقدر کرده است.یعنی اگر در میان راه به مشکلی برخوردیم،باید باز خداوند را شکر کنیم که رزق وروز ما همین بوده است.
چون خداوند پشتیبان کسانی است که از ضد ارزشها به سمت ارزشها حرکت می کنند و راه صراط مستقیم را می روند.
مشارکت های دوستان
مسافر مصطفی
ما باید هوا را با نکشیدن سیگار  آلوده نکنیم. وادی پنجم می گوید در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست.بعضی از انسانها فکر می کنند که فقط در همین جهان زندگی می کنند و دیگر جهانی وجود ندارد.ولی سخت در اشتباهند.ما یک جهان خاکی داریم که در آن زندگی می کنیم.ویک جهان خواب داریم.که وقتی می خوابیم در آن جهان می رویم.ویک جهان ذهن ماست.و ما باید جهان ذهن خودمان را در این وادی درست کنیم.یعنی نگذاریم ،چیزی فاسد به درون آن نفوذ کند.بالا ترین ضد ارزشها،در صحبت های اقای خدامی بود که سیگار کشیدن است. که ما باید تصویر آن را از ذهنمان پاک کنیم.
مسافر ابوطالب
در وادی های قبل به من می گفت که تفکر کن،واما این وادی به من می گوید حرکت کن. خیلی حرف ها را من به زبان می آورم که انجام دهم،یا انجام ندهم،مهم این است که چقدر می توانم به آن عمل کنم.اگر چیزی را بگم نتوانم به آن عمل کنم،مثل دوران مصرفم میشوم هیچ فرقی با آن دوران ندارم.


نویسنده : مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



در این جلسه استاد  صحبت های خود را پیرامون  جهان بینی در ورزش آغاز نمودند.ما قبلا که در یک زمین ورزشی می رفتیم،فقط هدفمون برد و باخت بود
وبا خشم بازی می کردیم،مسلما در این حالت وبا این هدف ورزش کردن ،هیچ فایده ای نداشت و فشار عصبی به ما وارد می شد.
جهان بینی در ورزش،یعنی اخلاق و رفتار و کردار خوب داشتن،یعنی حال خوش،تعادل. گفتیم انسان جایز الخطاست.ممکن است اشتباه کند،حرفی بزند ،یا حرکتی که باعث آزار دیگران شود،در این مواقع باید بتوانیم بگذریم،گذشت داشته باشیم،جهان بینی در کنگره،یعنی همین،که بتوانیم گذشت کنیم.وما اگر وارد زمین ورزش می شویم،انرژی بگیریم،ما اصلا برای چه به کنگره می آئیم،ساعت ۵ در روی صندلی حاضر می شویم؟برای این که جهان بینی خودمان
را با آموزش گرفتن بالا ببریم، واستخر وجودیمان را پر و تمیز کنیم، حالا وقتی جهان بینی همراه ورزش باشد، جهان بینی با حرکت کردن همراه است.
اگر فقط به خاطر دارو بیایم کنگره، ۵ درصد درمان را در بر میگیرد.وقتی من به کسی می گویم که سر جلسه بیاید،چرا استخر نمیایی؟چرا پارک نمیایی؟ برای چه 
می گویم؟به خاطر خودم که نیست.مسلما به خاطر این است که نگویی حالم بد است،نمی دانم چه کار کنم.مشکل دارم،یا این درد را دارم نمی دانم چه کار کنم.
زود می گذرد،و۱۰ ماه می شود دیگر فرصتی نداری .قانون جدید هم آمده که هر کس خوب سفر نمی کند،باید خسارت آن را بپردازد،وبن به تشخیص ایجنت باید به شعبه ی دیگری برود.بنا بر این حواسمان را جمع کنیم،قدر فرصت ها را بدانیم.
ما در اثر مصرف مواد و یا مصرف سیگار خیلی از نیروها توانایی هایمان را از دست داده ایم،مثل نیروی فیزیکی،نیروی عشق،نیروی جنسی،نیروی حافظه،نیروی تفکر،ویا وقتی مریض می شدیم چند ماه دستمان بند دارو و مریضی بود،به خاطر کمبود همین نیروها بوده .و حالا ذره ذره می خواهیم تمام این نیروها و توانایی ها را برگردانیم. که نیاز به جهان بینی و ورزش دارد.
در اثر سیگار کشیدن ،وقتی در زمین ورزش می دویم،نفس کم می آوریم.می خواهیم درمان شویم وبه تعادل برسیم،پیاده روی کردن و استخر رفتن خیلی به ما کمک می کند.مخصوصا وقتی در سفر اول باشیم. تمام سلول ها ورگهایی که از کار افتاده بود در اثر ورزش کردن راه بیندازیم.
سیگار کشیدن را کنار بگذاریم،.اگر این آب میوه های کنگره را (جلسه،استخر،پارک،ورزش،سی دی نوشتن وگوش دادن)عملی کنیم،تبدیل به یک مردی که به تعادل رسیده می شویم.
در اصل ورزش مکمل درمان است.می توانیم جسم و روان و جهان بینی  با هم درمان کنیم.آنگاه شرمنده ی خانواده،کار،کنگره نیستیم.انشاالله که بتوانیم همه ی این کارها را انجام بدهیم،نافرمانی نکنیم.
مشارکت ها، مسافر ابراهیم
به نظر من اگر یک پارچه را بخواهیم به یک پرده تبدیل کنیم باید تیکه های پارچه را با کوک هایی به هم وصل کنیم،واگر هر کدام از این کوک ها نباشند پرده
دوخته نمی شود.ما هم در کنگره،باید لژیون،پارک،ورزش،استخر،جهانبینی را با هم داشته باشیم.تا به درمان برسیم.
مسافر حسین.      همانطور که جهان بینی جزء اضلاع درمان است،باید به ورزش هم اهمیت بدهیم،مااگر به پارک می رویم و ورزش می کنیم از اثرات جهان بینی است که از آموزش ها داریم،یا اگر به ما گفتند ماشینت را اینجا پارک نکن،وما این
کار را نکردیم،مشخص است که جهان بینی ما تغییر کرده است.هدف ما از ورزش کردن نباید برد و باخت باشد.و این باشد که جسم ما به تعادل برسد.ما در این آموزشها ،علم زندگی کردن،علم درست غذا خوردن،را یاد می گیریم که همه ی این ها جهان بینی است.
مسافر علی
ورزش درکنگره ،فقط آموزش است.برد باخت نیست.ما در طی این چند وقت که آمدیم کنگره آموزش دیدیم خیلی تغییر کرده ایم،قبلا جایی می رفتیم اصلا حوصله نداشتیم،زود می خواستیم برگردیم،ولی الان که آموزش گرفتیم،صبر و حوصله مان بالاست،در هر جا رفتم،صحبت های کنگره در ذهن من است وبه یادم است،به نظر خودم خیلی تغییر کرده ام. این تغییرات را در خودم مدیون راهنمای عزیزم و کنگره می دانم.
مسافرم محمدرضا
من قبلا چند بار خودم تصمیم به ترک کردم ولی هر دفعه ای که ترک می کردم موفق نمی شدم.اما روزی که وارد کنگره شدم و مواد را تیپر کردم،والان موقع رهایی من است،خیلی خوشحال هستم که وضعیتم فرق کرده است،من اینجا با
 این آموزش ها،وگوش کردن به سی دی ها،توانستم بفهمم که علم زندگی را نمی دانستم والا ن فهمیدم.واین خودش خیلی مهم است.
مسافر حسین
اوایل که آمده بودم.وقتی به استخر می رفتم،با خودم میگفتم،اینها چطور تا آن آخر می روند،و من خیلی زود نفس کم می آوردم.یواش یواش که آمدم بهتر شدم،
خدا را شکر می کنم،که توانستم سیگار را کنار بگذارم.آموزش گرفتم،مشکل تنفسی من هم خوب شده است،نقطه ی تحملم هم زیاد شده است.همه به خاطر
جهان بینی بوده است.
مسافر مهدی             جهان بینی در ورزش،یعنی عصبانی نشدن،منیت را کنار گذاشتن، قضاوت نکردن،من هم 
استخررفتن را سخت می گرفتم ومی گفتم چه کسی ۵ صبح می ره استخر،ولی الان که آموزش گرفتم،استخر را می روم،والیبال هم انجام می دهم،ومن که اصلا توپ دستم نگرفته بودم،یاد گرفتم.چند ماهی است که سیگار را کنار گذاشتم و مشکل تنفس من هم حل شده است،حسها که قبلا نداشتم والان ،این حس ها را دارم.
مسافر محمد
من هم  در ابتدای آمدنم به کنگره نقطه تحمل نداشتم،دو ماه سفر کرده بودم، در پارک یه بنده خدایی یک حرفی زد،من عصبانی شدم،از کوره در رفتم،وجواب دادم،خیلی به من برخورد،وکم کم که آموزش گرفتم،توانستم نقطه تحملم را بالا ببرم.قبلا اگر جایی یک حرفی می شنیدم نمی توانستم تحمل کنم،ولی الان یاد گرفتم که اگر از کسی ناراحت شدم،آنجا را ترک کنم.در سفر اول من هم به پارک می رفتم و پیاده روی می کردم،خیلی خوب بود،انرژی می گرفتم.والا به خاطر کارم نمی توانم صبح جمعه بروم،ولی صبح ها برای رساندن پسرم به مدرسه زود از خانه بیرون می روم،کمی نرمش و پیاده روی می کنم،واین خیلی به من کمک کرده است.واین آموزشها را من از کنگره واز راهنمای عزیزم دارم،تشکر می کنم،بابت این آموزشها.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
در ابتدا استاد چنین شروع کردند ،هفته  همسفر را به شما و به  تمامی همسفران ،تبریک می گویم.چرا می گوییم همسفر؟ اصلا همسفر یعنی چه؟ همسفر به کسی گفته می شود که مصرف مواد نداشته باشد نزدیک ترین کس خانواده من  باشد.مثل پدر، مادر، خواهر،فرزند،همسر،می باشند.واگر کسی هیچکدام از این افراد را نداشت،دوستش می تواند همسفر باشد.
کسی است که با من مصرف کننده زندگی کرده است.حالا چرا باید همسفر به کنگره بیاید؟ اولا برای من مسافر بال پرواز است.کمی که به جلو می آید،متوجه می شود که برای خودش می آید،چون او هم در معرض تاریکی قرار گرفته است.
ما در جهان بینی ۳ مرحله دانایی داریم.۱.علم الیقین ۲.عین الیقین.۳.حق الیقین
کسانی که اطلاعاتی عمومی راجع به اعتیاد دارند.ومی گویند که یک معتاد نمی تواند ترک کند،واراده ندارد واین افراد در مرحله علم الیقین قرار دارند.
و مرحله ی دوم ،عین الیقین است.عین یعنی چشم،کسی که با مصرف کننده ، زندگی کرده است، مسلما بی سیم،سیستم او از کار افتاده است .چون همه ی آسیب ها و تخریب ها را با چشمش، مشاهده کرده است. وقتی که ما یک مصرف کننده بودیم،در حال خودم بودم ،آنچه که زن و فرزندمان می گفتند اهمیتی نمی دادیم ،وهر چه که برای ما مشکلات زندگی را بیان می کردند، نمی فهمیدیم،
برای مثال اگر میگفت برویم خانه ی فلانی، یا جایی کار داشت و یا بچه ام چیزی می خواست،قادر به درک او و حرفهایش نبودیم به خاطر پرده وحجابی که وجود داشت، او هم کم کم در افسردگی و بی حسی قرار گرفت.
بنابراین نیاز به آموزش داشت،تا در اثر آموزش و بالا بردن جهان بینی خودش ،بتواند در رشد خانواده کمک کند، در اوایل ،بعضی از همسفران ،به خاطر اینکه مبادا کسی بفهمد او کجا می رود و شوهرش ،یک مصرف کننده است،قبول نمی کردن که به کنگره بیایند،ولی این بستگی به خود ما دارد.حالا خدا را شکر میکنیم.که آمدیم به کنگره،و همسفران هم آمدند و آموزش می گیرند،و دیگر خیلی از مشکلات و بگو مگو هایی که داشتیم، را نداریم نخواهیم داشت.
با آموزش گرفتن همسفران ،دیگر وقت و انرژی خودمان را بابت در گیری سر یک موضوع ،از دست نمی دهیم،چون یاد گرفتیم،که اگر بحثی پیش آمد،آنجا را رها کنیم،وخیلی از اختلاف ها در اثر آموزش گرفتن همسفران از بین رفته است.سجاد:
حالا وقتی کمی فکر کنیم،می بینیم که قبلا خیلی مشکلات بوده ،همسفران با آن کنار آمدند. سوخته اند و ساختند،جور ما را کشیده اند،وما باید جبران خسارت 
کنیم.در سفر دوم یک مثلث با اضلاع کار،خانواده، کنگره وجود دارد.
ما اگر درست حرکت کنیم،می توانیم هر سه را داشته باشیم.همسفران بعد از اینکه از مواد رها شدیم،با سیگار کشیدن ما مشکل دارند،پس من مسافر نباید
با گفتن حالا یک نخ بکشم،بعد کنار می گذارم،هر روز این حرف را بزنم فایده ندارد،چون باید فکر کنم،حالا یک نخ کشیدی،بعدش چی می شه؟
باید خودمان را اصلاح کنیم،وبا عشق و محبت درونی،و واقعی همه ی سختی های گذشته را جبران کنیم.من خودم،خدا را شکر می کنم که توانستم به کنگره بیایم،آموزش بگیرم،کار و خانواده و کنگره را هر سه با هم داشتم.
بنابراین باید قدر همسفران را خوب بدانیم،در روز پنج شنبه در این جشن حاضر شویم واز همسفران قدردانی کنیم.
مشارکت های دوستان ،حسین،مصطفی،احسان، محمد ،ابوطالب
مسافر حسین
من در ابتدا که آمدم کنگره همسفر نداشتم،ومن پیش خودم یک فکرهایی در مورد خودم می کردم،وخود را یک معتاد به حساب می آوردم،ودر خانه هم همسفرم همین فکر را در مورد من می کردند.ونیاز نمی دیدم که همسفر داشته باشم،غافل از اینکه ،او هم در اثر مصرف من ،سیستم ایکسش آسیب دیده،وحس او بسته شده است.یک سری مشکلاتی بود،مثلا وقتی می خواستیم مراسم خاصی برویم 
من نمی رفتم،بحث می کردیم،واگر هم برایش می گفتم ،نمی فهمید که من چه می گویم.اما حالا چند وقتی است که می آید،آموزش گرفته است،خیلی از مشکلات ما حل شده است.پس همسفران هم باید آموزش بگیرند،من هم این هفته را تبریک می گویم.
مسافر احسان
من هم این هفته را تبریک می گویم.از وقتی که همسفر من آمده کنگره،خیلی از مشکلات خانوادگی ،ما دیگر وجود ندارد و اگر ایشون نمی آمد یک سری آموزش ها واطلاعات را من می دانستم و او نمی دانست،برایش هم توضیح می دادم نمی توانست قبول کند،حرف من را نمی فهمید.باعث می شد اختلافاتی پیش بیاید
تا جایی که به جدایی هم می کشید.اما حالا که آمدند آموزش گرفتند.خیلی از مشکلات برطرف شده،وبا آمدن همسفران به کنگره،حرمت ها بیشتر حفظ می شود.          مسافر مصطفی
من هم این هفته را به همه ی همسفران تبریک می گویم.به ویژه به خانم آنی تبریک می گویم.که واقعا همسفر  واقعی هستند که از همه چیز گذشتند و
صحبت های آقای مهندس را گوش می دهند. من با سیگار کشیدن خیلی به همسفرم آسیب رساندم،قبلا اگر می خواستیم با اتوبوس به مسافرت برویم
نمی توانستم،علت آن سیگار کشیدن من بود.ولی الان خدا را شکر هیچ مشکلی ندارم.واز همسفرم تشکر می کنم.
مسافر حسین.         همسفر من هم قبلا نمی آمد کنگره، ومن هم با زور و به اجبار نمی توانستم،ایشان را راضی به آمدن کنم.من خودم یک دفعه که سی دی نوشتم
به همسفرم گفتم به خاطر کارم نمی توانم سی دی ام را بنویسم،شما برایم بنویس
با نوشتن وگوش دادن سی دی کم کم جذب کنگره شدند. وبا آمدن او خیلی تغییرات در زندگی من به وجود آمده است،من هم این هفته را به تمام همسفران
تبریک می گویم.
مسافر محمد
من هم این هفته را به خانم آنی وبه تمام همسفران،به ویژه همسفر خودم تبریک می گویم.همسفر چه نقشی می تواند داشته باشد؟قبلا که سیگار مصرف میکردم
خسارت زیادی به همسفرم زدم،وقتی رانندگی میکنیم، در مسیر راه که قرار می گیریم  کسی که در کنار ما  نشسته،ترس و اضطراب او بیشتر است. چون او
تمام سختی های راه،پستی و بلندی، پیچ و خم راه را مشاهده می کند مسلما بیشتر اذیت می شود،به نظر من در این راه که قرار گرفته ایم بیشترین خسارت
را همسفر مان دیده است.من خودم وقتی سیگار مصرف می کردم ،رو در روی همسفرم مصرف نمی کردم،ولی وقتی به خانه می آمدم،نگاهی که به من می کرد
از هزارتا حرف برایم بدتر بود.نمی دانم حس را چگونه بیان کنم،فقط میگویم که خیلی زحمت کشیده اند.من باید قدر دان او باشم،و تشکر کنم.
مسافر ابوطالب
این هفته را به تمامی همسفران تبریک میگویم،به نظر من همسفر که آموزش می گیرد،بیشتر می تواند با کم و کاستی های زندگی کنار بیاید. همسفر من هم خدا را
شکر با این آموزشها آشناست،گاهی اوقات،خیلی چیزها را به من یاد آوری میکند
اگر کسی بدون همسفر ،سفر کند،به نظر من درست نمی تواند سفر کند،اگر هم سفر کند همراه با آرامش و آسایش نمی تواند باشد،شاید هم بعد از سفرش برگشت کند.ان شاالله که همه ی همسفران به کنگره بیایند و آموزش بگیرند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 6 دی 1397 :: نویسنده : محمد زین العابدین

به نام قدرت مطلق الله
نقش همسفردر رهایی خود ومسافر چیست؟   سفر یعنی حرکتی از یک مبدا به یک مقصدیاهدف.همان سه ضلع مثلث تفکر(مبدا،مقصد،مسیرحرکت)کنگره یک سفر است که باید این سه ضلع درآن مشخص باشد.همانطور که در چهارمقاله ازاقای امین اشاره کردنداعتیاد یک سری خصوصیات و ویژه گی هایی را برای ما به همراه دارداز جمله ترس ،نا امیدی،       جهل واضطراب وما برای اینکه بتوانیم از این صفات حرکت کنیم وبه شجاعت وامیدواری وآرامش ودانایی برسیم.به یک سفر نیاز داریم.مسلما سیستم ایکس ما چه توسط مواد وچه توسط سیگار از کار افتاده است در این سفر نیاز است که  همانطور که سیستم ایکس ما توسط مواد از کار افتاده است سیگار هم یکی از نهرهای سیستم شبه افیونی که در درون ما جریان دارد وحالت سرخوشی وشادی ما را تامین می کند ازکار انداخته است.   بحثی که وجود دارد این است که چرا نیازاست که همسفر به کنگره بیاید بعضی ازهمسفران از اوایلی که به کنگره      می ایند عقیده دارند که خودشان هیچ مشکلی ندارندوفقط به خاطر مسافرشان می ایند ماباید بگوییم که همسفران  شاید به صورت غیرمستقیم وقتی که ازقرص های ضدافسردگی ،اعصاب،خواب استفاده می کنندسیستم ایکس خود را از کار می اندازندودردرون خوداختلال ایجاد می کنند.وقتی که از آموزشها ی کنگره استفاده کنند به حال خوبی می رسند.ما دو نوع سفرداریم سفر بیرونی وسفردرونی.که سفربیرونی شامل امدن من به کنگره وحرکت کردن وداروگرفتن است وقتی که این سفر بیرونی انجام بگیرد مسلما میتوانیم به درون خود هم سفر کنیم وآموزشها را بگیریم واین صفات(ترس،ناامیدی،نفرت،وکینه) را تبدیل به صفات خوب کنیم.همسفر مسلما بال پرواز ماست .به ان شکی نداریم .در زمان مصرف مواد وسیگار .به حرف زن وبچه گوش نمی دادیم.وحواس ما جای دیگر بود چون این مواد خمروپرده ای بود روی روان وتفکر وشخصیت ما.دراین جا بود که همسفران هم درتاریکی رفتند وما را در این شرایط تحمل کردند .بنابراین وقتی خودم از این آموزشها استفاده کنم وهمسفر به کنگره نیاید .سطح دانایی من بالا میرود وهمسفر در باور خود باقی می ماند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سجاد:
در مسائل حیاتی ،مسئولیت را به خدا سپردن ،یعنی سلب مسئولیت از خویشتن.
در این وادی ،بیان می کند که خداوند نسبت به ما انسانها یک سری وظایفی داشت،که همه ی هستی را آفرید،و آب و خاک و نان و..........خیلی چیزها را داد.و همه چیز را فراهم کرد.ویک نیرویی هم به نام نیروی اختیار به من داد.که در این جا،شیطان گفت چرا،وقتی من از آتش هستم وانسان از خاک،نیروی اختیار را به او دادی،درحالی که من از او برترم .خداوند انسان را بر سر دو راهی قرار داد و گفت یکی را انتخاب کند،اگر در مسیر درست حرکت کردی و راه راست را انتخاب کردی.مسلما به آنچه وظیفه و مسئولیت تو بوده عمل کردی،ودر این حالت به فرمان عقل نزدیک شده ای ،وبه تکامل می رسی.واگر از مسئولیت خودت سرپیچی کردی و به وظیفه ات عمل نکنی،به مقصد نمی رسی وباید در اعماق تاریکی بمانی غرق شوی.اما ما دانسته ویا نادانسته مرتکب یک سری نافرمانی شده ایم ومشکلاتی مثل اعتیاد به مواد و سیگار در زندگیمان رسوخ کرده،وبعد از همه انتظار داریم که چرا مشکل ما را حل نمی کنند،از پدر، از مادر،از دوست ازهمه توقع داریم.حتی  به خدا میگفتیم چرا من باید این مشکل را داشته باشم واگر اولین سیگار را از یکی از دوستان گرفته بودیم .همیشه خانواده مان میگفت تقصیر این فرد بود.در حالی که ما خودمان مقصر همه ی بدبختی ها هستیم.واگر خواسته ی آن در وجود من نبود .انجام نمی دادم.
ما باید بپذیریم و قبول کنیم که مقصر هستیم و این بلا را خودمان بر سرمان آوردیم.بنابراین طبق وادی سوم هیچ کس به اندازه خودمان نمی تواند به مشکلاتمان فکر کند و در وادی چهارم ما یاد گرفتیم که نباید مسئولیت کارهایمان  را به خداوند بسپاریم.اینکه نماز و دعا وزیارت بخوانی واز خداوند بخواهی که مشکلم را حل کن.نیست و خداوند گفته از تو حرکت ،ازخدا برکت.
اگر بخواهیم دعا و نیایش ما اجابت شود اول باید من مسیر زندگی ام را تغییر بدهم،تاوان مشکلاتی که برای خودم به وجود آوردم را پس بدهم.وقتی راه درست را انتخاب کردیم،  ودرون خودمان را تغییر دادیم  ،آنگاه ،هر چه که از خداوند بخواهم،مرا یاری می کند.خداوند بخشنده و مهربان است،وسریع الحساب،قطعا به حساب ما رسیدگی می کند.اگر حواسمان را جمع کنیم ،خداوند پشتیبانمان است.در کتاب ۶۰ درجه گفته که لنگر کشتی را بکشید،اشاره میکند که هر کجا هستی باید لنگر را بکشی وحرکت کنی.منتظر معجزه از طرف خدا نباش.
ما قبلا یک سری تواناییهایی داشتیم،که در اثر مصرف از دست داده بودیم،وجودمان در اثر یخبندان مسدود  شده بود ،حالا با درمان خودمان،این نیروها بیدار می شوند.ومن باید این نیرو ها را در خودم نگاه دارم.از دست ندهم صبر داشته باشم
که به واسطه آن می شود خیلی کارها را انجام داد.وباید در شهر وجودی خودمان ذخیره کنیم .پس باید به موقع سر لژیون حاضر شوم وبه حرف راهنمای گوش کنم،گریز نزنم،برای نیامدن  توجیح نیاورم.خدا را بابت همه چیز شکر کنم.
مشارکت دوستان
مسافراحسان ،  وظیفه و مسئولیت کارها در زندگی بر عهده خودمان است.چه کارهایی که قبلا انجام دادیم چه کارهایی که حالا انجام می دهیم،و خداوند مسئول آن نیست.نفس ما یک سری خواسته هایی دارد نا معقول است،برای این که از این خواسته ها رها شویم.باید طلب و خواستن در ما باشد بخواهیم و علاقه داشته باشیم  که مثلا سیگار را کنار بگذاریم.واینکه مشکل خودم را بپذیرم
اگر نپذیرفتم که این اشتباه را کردم،مسلما نمی توانم حل کنم.
مسافر مصطفی
وادی چهارم ،خیلی قشنگ بیان میکند.که مسئول کارهایم باشم.وبرای اینکه این وادی را عملی کنم باید برگردم به وادی اول که در کارهایم باید تفکر کنم واگر تفکر را در کار هایم نداشته باشم این وادی را هم نمی توانم به انجام برسانم
گاهی اوقات،راهنما می پرسد که چه کسی به تهران می آید ،همه دستهایشان را بالا می برند،اصلا فکر نمی کنند که آیا هماهنگی کرده ای یا نه.خود من  وقتی هنوز به کنگره نیامده بودم سیگار مصرف می کردم به همه ناسزا می گفتم که چرا من نمی توانم دست بردارم.ولی حالا خدا را شکر می کنم که آموزش گرفتم.
مسافر محمد
من هم باید در کارهایم از تفکر شروع کنم،در کارهایم اول فکر کنم،چون با تفکر ساختار ها آغاز می شود.من قبلا که یک مصرف کننده بودم و نفس اماره به من 
می گفت که از چه راهی باید بروی، هر چه که می گفت ،عمل می کردم
برایم مهم نبود که حالا دارم مصرف میکنم ،ممکن است مشکلاتی  پیش بیاید می دانم که اگر در  صراط مستقیم باشم ،خداوند هم به من کمک می کند،ودر مرحله نفس لوامه قرار گرفته ام،اگر یک اشتباه انجام دادم،خودم را سرزنش می کنم که این کار اشتباه است.فهمیدم که فقط با شعار دادن  فایده ای ندارد،این حرفها را باید عمل کنم.
مسافر ابوطالب
من همیشه از دیگران توقع داشتم که کمکم کنند.یک روز در حرم امام رضا بودم که یک بنده خدایی را دیدم که میگفت یا امام رضا،من را از دست مواد نجات بده
ومن کمی خندیدم وگفتم،این که کاری ندارد،اراده ،

کن کنار بگذار،ودیگر نمی دانستم که خودم مصرف کننده می شوم،من قبلا تفریحی مصرف می کردم،وبه این دام افتادم.از خانواده ام خیلی توقع داشتم ومی گفتم چرا کاری برای من نمی کنید.اصلا خدا را نمی شناختم.ولی حالا که آمدم کنگره واقعا فهمیدم که مسبب این همه مشکل خودم هستم،وباید خودم مسئول کارها و مشکلات باشم.خدایا شکر میکنم.

نویسنده: مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
دستور جلسه امروز  نقش سی دی ها در آموزش
مسلما بیشترین نقش را در آموزش ما ،سی دی ها دارند.چرا؟ چون این سی دی ها به روز هستند .خوراک هر هفته ی ما هستند. هر چه که ما سی دی های روز را گوش ندهیم از اطلاعات و آموزش های آن روز عقب می مانیم.
ما برای درمانمان به این سی دی ها نیاز داریم.بعضی از سی دی ها هستند که راجع به سیگار و عوارض آن صحبت شده است.مثل سد خونی مغز، سی دی نیکوتین ، عقل و ایمان ، سیگار و جایگزینی ،ما اگر این سی دی ها  را گوش کنیم
خیلی از مشکلاتی که در اثر کنار گذاشتن سیگار وجود دارد را می توانیم با آن مقابله کنیم.
در ابتدا که وارد کنگره می شویم، به ما گفته می شود که ۵ درصد درمان را داروی او تی (o T) به دوش می کشد. و۹۵ درصد  جهان بینی بر عهده دارد.
پیش نیاز جهان بینی ،آموزش است.
بنا بر این ما به این آموزش ها نیاز داریم.وباید به آن توجه کامل داشته باشیم.
سیگار ،چون بیشتر در دسترس همه است.وسوسه ونیروی منفی در آن بیشتر است.حالا برای اینکه نسبت به این نیروهای منفی آگاهی داشته باشیم باید رجوع
کنیم به سی دی ها و آموزشها.
وقتی آموزش بگیریم بهتر می توانیم ، وسوسه ها را از خود دور کنیم.
حس هایی مثل حس کینه ، حس حسادت ،حس انتقام  ،مانند یک موجی است که به سراغ ما می آید،مدت زمانش کم است، ولی دامنه تخریب زیادی دارد.
اگر من در سر راهم یکی را دیدم سیگار می کشد وبه من تعارف می کند، یک موجی از طرف او به من می رسد که همان نیروی منفی و وسوسه است ،یا اینکه
در جایی در اثر بحث ،حس نفرت و خشم پیدا کردم،من باید بتوانم این حس ها را از خود دور کنم،رهایشان کنم.
 پس باید در لژیون حاضر شوم ،و آموزش بگیرم ،یاد بگیرم که چگونه این حس های منفی را شکست بدهم.در یکی از سی دی ها عوارض و بیماریهای ناشی از سیگار کشیدن را بیان می کند،گفته شده در اثر سیگار کشیدن ،در قسمت شش ها
یک سلول هایی وجود دارد که کار پاکسازی شش را به عهده دارد در اثر دود سیگار آسیب می بیند و بیماری به وجود می آورند.
در یکی از سی دی ها آقای مهندس می فرمایند  که آن افرادی که در اثر تصادفات ،حادثه ی زلزله ، سیل  از دنیا می روند یک طرف و آن افرادی هم که در اثر سیگار  از دنیا می روند یک طرف.
کسانی که رها شده اند،وبعد از مدتی دوباره سیگار می کشند ویا آدامس استفاده  می کنند، این افراد به خودشان آسیب می رسانند،و آن نشانی که گرفته اند یک نیزه ای می شود که  با دست خود به قلبشان وارد کرده اند. واین افراد حرمت شکسته اند.
در تقدیر نامه ها جمله ای زیبا نوشته شده است که حقیقت ، در ادامه نقاب از چهره برمی دارد. و اگر من بخواهم  بگویم رها شده ام، امادر پنهان سیگار بکشم
ماسک و نقاب زده ام.وبرای من مشکلاتی را به بار می آورد.
وهم ی این مشکلات ،به خاطر این است که ظاهر وباطن ما یکی نیست.
انشالله که بتوانیم از سی دی ها استفاده کنیم  ،گوش کنیم ، بنویسیم و آموزش‌ بگیریم.وفقط شنونده نباشیم، در زندگی به آن عمل کنیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
باید دانست ،هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند.
خویش یعنی خودم،حالا خویشتن خویش یعنی خود خودم که در اصل نفس را می گوید.هیچ کس نمی تواند برای من کاری انجام بدهد چرا؟چون طبق نیروی اختیار
آگاهانه یا نا آگاهانه ما به مصرف سیگار یا مواد روی آوردیم.
ما قبلا می گفتیم که فلانی مقصر است ،که من به این کار روی آوردم .ویک مصرف کننده شدم، اما حالا دیدگاهمان عوض شده است.و می دانیم که ما خودمان خواسته داشتیم که مصرف کننده شدیم،یا اگر این مشکل برای من به وجود آمده
من خودم مقصر هستم .وباید خودم برای حل مشکلات حرکت کنم تلاش کنم .بار مشکلات را به دوش بکشم.باید تاوان آن بذر هایی که قبلا کاشته ام را بدهم.
من ۲۰ سال رفتم سیگار کشیدم ،حالا نقشه راه  و مسیر حرکت را جلوی پایم گذاشته اند من باید به سمت جلو حرکت کنم.واگر بخواهم نافرمانی کنم هزینه و
تاوانش سخت است.آقای امین گفتند پدید آوردن خواسته به عهده ی خودمان 
است.بذر ویا هسته که روی زمین کاشته می شود،خواسته است که قبلا کاشته ای
حالا می خواهی درو کنی .
پس در کنگره بستر و نقشه راه برای ما آماده شده،باید یک بذری کاشت کنم که در آینده اول بدبختی و مشکلات نباشد.باید این را بدانیم که اگر در مسیر راه به مشکلی برخوردم این تاوان گذشته من است وباید باشد حالا درست و در راه صراط مستقیم حرکت کنم.مواظب باشم،بعد خداوند  هم مرا کمک می کند.
راه صراط مستقیم که انتخاب کنیم ،مشکلات برای من شیرین می شود ولذت بخش.واگر مشکلات را با اشتباهات  برای خودم سخت بگیرم مسلما مشکلات 
هم آسان می شود هزینه آن سبک است.حالا اگر مشکل اعتیاد دارم ویا مشکل مالی ،مشکل خانه،مشکل خانوادگی،همه به خودم برمی گردد،مسبب آن خودم
هستم وباید این را بپذیرم قبول کنم.که خود کرده را تدبیر هست چون خودم خواستم که مصرف کننده سیگار شدم،اینکه فلانی تعارف کرد،وسوسه شدم،دهن آب افتاد،نیست.باعث وبانی آن خودم بودم ،و غیر از خودم کسی نمی تواند بار آن را به دوش بکشد.راهنما ،پدر، مادر ،راه را نشان می دهند،خودت باید تلاش کنی مسلما اگر راه درست را انتخاب کنی به نتیجه می رسی. خداوند در قرآن می فرماید  حامی کسانی خواهم بود که از طرف ظلمت به سمت نور حرکت میکنند.

مشارکت مسافر حسین
ما باید اولین قدم در کنگره را با وادی اول برداریم که می گوید با تفکر ساختارها آغاز می گردد.ما باید ابتدا تفکری صحیح داشته باشیم.وامید وار باشیم،مشکلات زندگی مان را بتوانیم خودمان بر دوش بکشیم.
من همان طور که پله پله به طرف تاریکی ها حرکت کردم  ویک شبه معتاد نشدم
من با این تفکر که باید به فکر خودم باشم هیچ کس به اندازه ی خود من نمی تواند به من فکر کند.شاید کمکی ویا راهنمایی بکند ولی تصمیم نهایی را باید خودم بگیرم.من اگر به دنبال یک دانشمند ویا یک کشاورز راه بیفتم نمی توانم دانشمند ویا کشاورز. بلکه باید خودم حرکت کنم.
مشارکت مسافر مصطفی
من قبل از آمدن به کنگره هیچ وقت این مفاهیم ،ساختار و تفکر به گوشم نخورده بود.و خدا را شکر می کنم که در این جا آقای مهندس وادی ها را بیان کردند برای ما. باید چهار وادی اول را طی کنیم تا بتوانیم حرکت کنیم وبه طرف بالا برویم، من باید به گذشته خودم برگردم. وخود را ببینم که چطور بودم،
چه کار کردم،هیچ کس به اندازه ی خودم نمی داند که من چه کسی هستم .
من باید این وادی ها را روی خودم عملیاتی کنم.
مشارکت مسافر ابوطالب
من در دوران مصرفم به خودم فکر می کردم  و زود به نتیجه می رسیدم
با این تفاوت که در ضد ارزشها به سر می بردم،وحالا برای حرکت کردن باید تلاش کنم،که کاری سخت است.مسلما در سفر اول راحت تر است ولی سفر دوم به نظر من سخت تر است ،چون من باید همه ی آموزش ها را  در خودم عملیاتی 
کنم. 

نویسنده : مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برداشت من از وادی سوم
قبل از اینکه وارد ،وادی سوم شوم ابتدا دو وادی را پشت سر گذاشته ام.اما قبل از اینکه وادی ها را شروع کنم،پایه واساس را سه جلسه توجیهی قرار می دهم که
صورت مسأله اعتیاد رابرای ما توضیح می دهند.مثال را روی یک ساختمانی می زنم ،که می خواهم روی آن ساخت وساز کنم.حالا باید محاسباتی  انجام دهم که پایه واساس آن درست و حسابی باشد. وبتوانم چهارده طبقه  را روی آن بزنم
که همان چهارده وادی مقدس می باشد.
در وادی اول که با تفکر ،ساختار ها آغاز می گردد وبدون تفکر آنچه هست روبه زوال می رود،این وادی می خواهد به من گوید که هر کاری می خواهی انجام بدهی ،روی آن تفکر کن، من در سفر اولم ،این وادی ها را اولویت اول برای درمان گذاشته ام.ودر وادی دوم که هیچ مخلوقی جهت بیهودگی ،آفریده نشده،هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.که این وادی به من می گوید ایمان راسخ وامید داشته باش.
و اما وادی سوم با تیتر زیبای (باید دانست ،هیچ موجودی به میزان خود انسان به
خویشتن ،خویش فکر نمی کند) دستور جلسه این هفته می باشد.
این وادی می خواهد به من گوید که هیچ کس نمی تواند به تو کمک کند،غیر از خودت ،راهنما ،فقط راه را به تو نشان می دهد. من قبل از ورود به کنگره می خواستم خدا به من کمک کند.وخود هیچ حرکتی نمی کردم،ولی الان با گرفتن آموزشها،دانستم که باید خودم حرکت کنم،تلاش کنم،وبعد خداوند و راهنما ی عزیز به من کمک می کنند. قبل از ورود به کنگره همیشه می خواستم ،خداوند و خانواده ،مشکلات من را حل کنند. اما خداوند را شکر می کنم،که کنگره را سر راهم قرار داد و من توانستم با وادی ها آشنا شوم و راه درست زندگی کردن را 
یاد بگیرم.ودر مسیر صراط مستقیم قرار بگیرم.در پایان از آقای مهندس  و از راهنمای عزیزم آقا سعید  و دوستان لژیون یازدهم تشکر می کنم.
تکامل درمان در جمع انجام می شود.
نویسنده: مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
می دانید که ان جی یو،NGo، یک سازمان مردم نهاد است.جاهایی با نام تولدی دیگر،گویش دیگر، کنگره ، غیر دولتی هستند،خصوصی هم نیست.هزینه ی آن از طریق افرادی که آموزش می گیرند، تامین می شود. .و. اگر ما  عاقلانه  بخواهیم بسنجیم و فکر کنیم ،یعنی از روی عقل تصمیم گرفته ایم ،در جایی که   آمده ایم،آموزش می گیریم و راه ورسم زندگی کردن را یاد می گیریم،به جهان بینی و آرامش رسیده ایم.و در این جا چیزی به ما داده اند که جایی یافت نمی شد.پس باید بهای آن را بدهیم.مسلما وقتی چیزی یاد می گیریم ،مشکلات ما حل می شود
ما باید به این دید گاه برسیم که هر چه در راه کنگره بدهم هنوز کم است.
ولی وقتی بخواهیم حسابگرانه باشیم،آنگاه از روی نفس اماره تصمیم گرفته ایم.
وبا خود می گوییم.این جا که رایگان است ،پس برای چه پول بدهیم،واین سبد ها برای چه است.  این جا در حاشیه قرار گرفته ایم،معرکه می گیریم.
کنگره ،یک سازمانی است که از جایی تغذیه نمی شود و به عبارتی خود جوش است.و خود اعضا باید کنگره را سا پورت کنند .و حمایت کنند.
به جایی وابسته نیست،من به عنوان یک بچه کنگره ای،وظیفه دارم که خدمت کنم،خدمت معنوی که همان کمک راهنما بودن و مرزبان بودن ویا در جایگاه های دیگر خدمت کردن می باشد  و خدمت مادی است که هر آنچه که در توان داریم را بتوانیم ببخشیم و در کنگره بدهیم.تا در ساختن ساختمان و گرفتن زمین سهیم باشیم.که با این  کار در واقع به خودمان بخشیده ایم.چون هیچ گاه کنگره به ما نیاز ندارد کسی که به کنگره نیاز دارد ما هستیم.که می خواهیم به درمان و  رهایی  و حال خوش برسیم. هر گاه دست یک نفر را گرفتی  و  او را یاری کردی،
دست دیگر تو قطعا در دست خداوند خواهد بود چه ازاین بهتر.
به ویژه در این جا که توانسته  باشی یک نفر را احیا کنی،وزندگی و تولدی تازه 
به او ببخشی.
در قرآن آمده است که به آرامش و آسایش نمی رسی مگر آنکه از آنچه که دوست داری انفاق کنی وببخشید.
مسلما خداوند از جایی که گمان نمی کردید به شما می بخشد.خیلی از ماها قبل از اینکه به کنگره بیاییم،هیچی نداشتیم،ولی حالا در زندگیمان به جاهایی رسیده ایم،اگر یک نگاهی به گذشته داشته باشیم، که چقدر پول بابت سیگار ویا مواد می دادیم،ودر چه وضعیتی قرار داشتیم،والان به کجا رسیده ایم ودیگر نیازی نیست که پول بابت سیگار و مواد بدهیم. پس باید برای خودم باقیات الصالحات 
داشته باشم،و می دانم که وعده خداوند دروغ نیست.ودر این جشن بزرگ شرکت 
کنیم،آنچه که در توانم هست ببخشم.
مشارکت های دوستان
مسافر حسین،
مطلبی را آقای مهندس در سی دی مال بیان کردند که مکان هایی به نام انجمن های خیریه و کمک به ایتام و کودکان کار وجود دارد.این ها هم درست است.ولی از کجا معلوم که همین بچه های کار ویا ایتام  ،مصرف کننده مواد نشوند،شاید در آینده این افراد هم بخواهند از این مکان (کنگره)استفاده کنند.وقتی الان ما چیزی می بخشیم،به آینده ها برسد واین ها شاید از بچه های خود ما هم باشند.پس طبق قانون کائنات،این کمک را من در اصل به خودم کرده ام.
مسافر علی،
من هم این چند روز خیلی فکر کردم و می خواهم آنچه در توانم هست با عشق وبا نیت خالص ببخشم،من شاید قبلا به مسجد و جاهای دیگر کمک می کردم ولی کمکی که به این جا میکنیم،چیز دیگری است.انرژی زیادی گرفته ام از وقتی تصمیم گرفتم که ببخشم.
در آخر استاد فرمودند که شما نباید به کسی کاری داشته باشید که فلانی چقدر می دهد و کمک می کند.وچرا کمک راهنما بوده واین قدر کمک کرده است. اصلا 
هیچگاه  در مورد کسی قضاوت نکنید.در وادی ۱۲ بیان شده است که خدمت گزاران کنگره ،احیا گر هستند.و وقتی در راه صراط مستقیم باشیم،مطمئن باشیم که خداوند همراه ماست.ان شاالله که امروز حق دستور جلسه را ادا کرده باشیم.
نویسنده:مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکی از سوالاتی که در امتحان آمده بود،روش های ترک اعتیاد را نام ببرید? 
یکی سقوط آزاد بود،که در این روش یک دفعه مواد را ترک می کردیم،که زندانی کردن و کمپ و ان جی یو ها شامل آن می شود.معنای آن این است که یکی را از طبقه‌ی دهم پرت کنی پایین،وکامل نابود کنی.ویکی هم روش شبه سقوط آزاد است که به دکتر مراجعه میکردیم ، دکتر چند تا قرص معرفی می کرد که باید ۲_۳ ماهی می خوردیم و این قرص ها خودش اعتیاد آور بود،ومثل همان سقوط آزاد بود فقط  از چند پله پایین تر پرت می شوی،ودر هر دوی این روش ها به جسم خودمان آسیب می رساندیم،نتیجه ای هم نمی دیدیم.ویکی هم روش سنتی است که خودمان در منزل انجام می دادیم،و مواد را کنار می گذاشتیم چند وقت بعد دوباره به سراغ مواد می رفتیم.هیچ کدام از این روش ها موفقیت آمیز نبود.
نه تنها مشکلمان حل نمی شد بلکه زیادتر می شد و ساختار اعتیاد را مانند ساختار مافیا ، قدرتمند می کردیم و به آن بها می دادیم،در نتیجه هر دفعه که می خواستیم کنار بگزاریم،از دفعه ی اول سخت تر می شد.
یک تجربه ای که خود استاد داشتند از کنار گذاشتن مواد
یکی استفاده از قرص های متادن بود که چون خوردن این قرصها یک حالت نگهدارنده دارد،مسلما نتیجه ای ندارد.و یک روش دیگر که تجربه کرده ام روش ابوالفضل درمانی است،که در یک اتا ق ۳ در ۴  ،قرص ایکس دادند و باید بدوی سینه بزنی،چند عکس تمثال حضرت ابوالفضل را روی دیوار زدند،کسی که با این
روش درمان می شود در اثر توهم فکر می کند که حضرت ابوالفضل،روی سرش دست کشیده واو خوب شده است،وبعد هم خوشحال بر می گردی،بعد از چند ساعت ،در اثر  عرق کردن چون مرفین از بدن خارج شده درد زیادی می کشی.
ویک تجربه هم از خوردن قرص خواب داشتم که در اثر خوردن این قرص ها وزیاد کردن آن من را برای چند روز در کما  برد تا دم  مرگ رفتم،اکثر ما ها این تجربیات را از ترک مواد داشته ایم.وبه نتیجه نرسیده ایم،واما روش دی اس تی ،که در کنگره به کار می بریم، باید قدر بدانیم، و خداوند را شکر کنیم که ما را با این روش آشنا کرد،همه این صحبت ها روی سیگار هم وجود دارد.که سیگار را هم نمی توانیم یک مرتبه کنار بگذاریم،چون در بدن ما یک نهری وجود دارد که نیکوتین طبیعی بدن را تأمین می کند حالت سر خوشی و شادابی به ما دست می دهد حالا ما در اثر استفاده از سیگار کم کم این نهر را از کار انداخته ایم،طبق متد دی اس تی ، باید از نیکوتین خوراکی استفاده کنیم، که همان آدامس نیکولایف است،ودر هر پله طبق فرمایش راهنما قطعات آن را کم کنیم.
ودر پله آخر که به یک قطعه می رسد واین یک قطعه همان یک نخ سیگار اول بوده که با کشیدن آن حالمان بد شد .چرا؟چون بدن نیکوتین طبیعی را داشت تولید می کرد،ما با یک نخ سیگار و کم کم زیادتر کردنش, این نیکوتین را تأمین کردیم. برای بعضی از ما ها رها کردن سیگار سخت است.ولی به نظر من سخت نیست،فقط باید آنقدر قوی باشیم که به نفسمان،نه بگوییم ،که این وسوسه در اثر مشغله کاری، وفکر به سراغ ما می آید.ما باید در برابر این خواسته نفس مقاومت کنیم،و فکر کنیم نیزه ای در بدنمان رفته و ما را زخمی میکند.واین مقاومت را می توانیم با بالا بردن جهان بینی،وسطح آگاهی و دانایی در سر لژیون 
به دست بیاوریم.علم و آگاهی ما که بالا برود به فرمان عقل نزدیک تر می شویم.عشق را هم همراه ایمان بدست می آوریم.
ان شاالله که بتوانیم قدر این متد دی اس تی را بدانیم.
در آخر از کمک راهنمایم آقا سعید تشکر می کنم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
استاد چنین آغاز کردند .وادی دوم(هیچ مخلوقی جهت بیهودگی،قدم به حیات نمی نهد،هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.)
مسلما بیشتر  ماها وقتی به کنگره می آییم ،با کوله باری از نا امیدی ،مشکلات وارد می شویم.ابتدا باید  وادی اول را کار کنیم .یعنی تفکر کنیم،از مرحله ی افکار بیایم بیرون،خواسته هایم را کنار بزنم،و فقط روی درمانم تفکر کنم.چون وقتی این مرحله را درست کردم،زیر بنا را محکم کرده ام،ساختمانی که می خواهم بسازم سست نیست که زود خراب شود ،مثل جرقه ی سیگار ،که گویم چون فلانی سیگار کشید خوبه منم یک نخ بکشم،واین تصمیم به خاطر این است که پایه سست بوده و روی تفکر کار نکرده است.
ما این آموزشها را برای همین می گیریم.که در انجام هر کاری اول تفکر کنیم،روی یک موضوع مهم تمرکز کنیم،مثل کنار گذاشتن سیگار است.بعد به دنبال خواسته های دیگرم بروم. با این کار در تمام سطوح زندگی می توانم ابتدا تفکر کنم و وقتی به یک مشکلی در زندگی برخورد کردم به آسانی  می توانم از آن عبور کنم.
در وادی دوم به ما گفت که با همه ی مشکلات هرگز نا امید نباش،، امید وار باش.
افکار منفی را از خود دور کن، نا امیدی  که از اضلاع مثلث جهالت است  در خود راه نده، آنگاه ذره ذره می توانی حرکت کنی و از یک جرقه به روشنایی وسیع برسی. دید ما باید مثبت باشد،منفی نگر نباشیم،ما قبل از آمدن به کنگره همه چیز را با دید منفی نگاه می کردیم.
اگر گفتی نمی توانم از سیگار کشیدن عبور کنم ،آن نیروی منفی زود به سراغت می آید.و اگر در زندگی نتوانی از مشکلات عبور کنی ،مسلما انسان موفقی نمی شوی.آقای مهندس گفتند امید سیستم ایکس را تقویت می کند.
حضرت محمد(ص)با اصحاب داشتند از جایی رد می شدند سگی در آنجا بوده
یکی از اصحاب می گوید که چه بوی بدی می آید ،آن حضرت می فرماید چه دندانهای زیبایی دارد.ما هم در زندگی باید خوبی ها را ببینیم.با دید مثبت خیلی از مشکلات حل می شود.آقای مهندس با دید مثبت نگاه کردند،امیدوار بودند ودرست حرکت کردند که به این جایگاه رسیدند.انسان بدون مشکل وجود ندارد.کسی که در کنگره  ودر هستی جایگاهش بلند است در زندگی اش سختی های زیادی داشته  است.در سیگار هم همین طور است وناامیدی سراغ ما می آید ،یک اراده ای محکم می خواهد،کسانی که توانسته اند سیگار را کنار بگذارند، یک ضد ارزش را کنار گذاشته اند.چون تلاش کرده اند،از لحاظ درونی جلو اند.
در وادی دوم می خوانیم که همه مطالب در برون و درون ما است مانند قله های آتشفشان.....................خاصه در جهت صراط مستقیم.یعنی چه؟
طلب یعنی  خواسته های معقول وغیر معقول یا همان نیروهای مثبت و منفی که در درون ما قرار دارد.مسلما مثل آتشفشان بر اثر مصرف مواد خاموش شده و ماباید به آنها توان حرکت بدهیم،تا رشد کند،اگر در جهت مثبت و ارزشها باشد ما را به طرف بالا می برد .وپیشرفت میکنیم.آنگاه توانسته ایم از تاریکی ها عبور کنیم به طرف روشنایی برویم.وصفات خداوند را در خود در اندازه های کوچکتر  
 ببینیم.

نویسنده:مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 آبان 1397 :: نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
هیچ مخلوقی جهت بیهودگی ،قدم به حیات نمی نهد ،هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.
ما درگیرمشکلات در درون خودمان هستیم و باید این شهر وجودی جسم را تبدیل به یک شهر آباد بکنیم ،ما مسیر حرکت را نمی دانستیم و الان با تفکری صحیح تلاش نمائیم که از راه راست منحرف نشویم.در حالی که می دانیم یک ذره کوچک جرقه می تواند به روشنایی وسیع برسد،ما در زندگی خودمان در اثر تفکر غلط و اطلاعات نادرست و منفی نگری برای خود مشکلات جسمی ،روحی، روانی ایجاد کرده ایم .ما در این مواقع نباید نا امید شویم،واحساس پوچی کنیم 
وبگوییم اصلا من به خاطر چه به این دنیا آمده ام.در حالی که این یک توجیح است.ومارا تا عمق تاریکی میبرد ما وقتی  دانش و دانایی مان را بالا ببریم آنگاه می توانیم قبول کنیم که خداوند دو راه را در مسیر حرکت مان قرار داد و اختیار کامل داد تا یکی را انتخاب کنیم،یکی راه فسق وفجور که تاریکی است ویکی راه تقوا که روشنایی است. اگر از ضدارزشها فاصله بگیریم آنگاه راه درست را انتخاب می کنیم،و خداوند هم ما را یاری می کند.بنابراین در نا امیدی بسی امید است و پایان شب سیه ،سپید است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام قدرت مطلق الله
کلمه ی دی سپ،مخفف دژاکام و, عصاره سیب است.عصاره خیلی  قوی تر و بهتر از سر که می باشد،ومدت زمان به دست آمدن آن حدود یکسال است،به همین علت به آن دی سپ می گوئیم.در حالی که سرکه سیب طی ۳ تا ۴ ماه تولید می شود.آقای مهندس ۳ چیز را برای ما آوردند .یکی داروی شفا بخش او تی،دوم،درمان سیگار با آدامس نیکولایف ،سوم دی سپ که داروی خیلی از بیماریها می باشد.
ما در چند  سی دی یاد گرفتیم که چقدر بدن ما فقیر است،واین فقر باعث شده که ما یک سری بیماری ها ی جسمی ، روانی، فکری داشته باشیم.در سی دی دوای ما غذای ما آموختیم که اکثر بیماریها برمی گردد به تغذیه و غذایی که مصرف می کنیم این مهم است که چه غذایی را در چه زمانی وبه چه مقدار مصرف کنیم.اگر این موارد را بدانیم و رعایت کنیم هیچ وقت مریض نمی شویم ،
یک سری عناصری در خاک وجود دارد،که بدن ما به آن نیاز دارد،مثل آهن،منیزیم،روی،پتاسیم،وخیلی املاح دیگر .....حالا ما این املاح را می توانیم از طریق حیوانات و گیاهان به بدنمان برسانیم .ریشه ی گیاهان املاح را از خاک می گیرد و حیوانات گیاهان را می خورند وما انسانها با مصرف کردن لبنیات،حبوبات ،و گوشت و سبزیجات می توانیم املاح مورد نیاز بدن را تأمین کنیم.ما همین داروی اوتی که مصرف می کنیم را هم از خاک گرفتیم.وقتی به مغز ما برسد در آنجا تبدیل به دینورفین ، اندورفین و........سروتودین می شود.
بنابراین اصل ،تغذیه ی ماست ،که از چه غذایی استفاده می کنیم. آقای مهندس در یکی از سی دی ها اشاره کردند که بدن ما به ۳ چیز نیاز دارد ۱.آب که بیشترین حجم بدن را در بر می گیرد،روزانه بین ۷ تا ۸ لیوان آب باید بخوریم، برای هر شخصی ،مشت او ظرف است،به اندازه ی هر مشتی ،یک لیوان آب در نظر بگیرد.وروز ی ۸ مشت آب مصرف کند.
مصرف کردن دی سپ که صبح ها یک قاشق در یک لیوان آب می ریزیم و می خوریم ،تمام بزاق و اخلاط معده ی ما  را شست وشو می دهد و پاک سازی می کند.و ۲  .دومین چیزی که بدن به آن نیاز دارد هوا است.باید بیشتر در جاهای سرسبز که هوای بهتر واکسیژن سالم تری دارد برویم،چون اکسیژن از طریق نفس کشیدن به بدن می رسد پس باید پاک و سالم باشد.جاهایی که دود سیگار باشد رفت وآمد نکنیم،سیگار مصرف نکنیم،تا هوای پاک استشمام کنیم. ۳.مورد سوم به غذا اشاره کردند،که سعی کنیم از غذاهای طبیعی بومی استفاده کنیم.مثل روغن بومی.
نظرات و مشارکت های دوستان 
مسافر حسین
دی سپ خیلی مفید است.گاهی اوقات ما غذا که می خوریم.بعد احساس سنگینی در معده میکنیم.با استفاده کردن دی سپ این مشکل برطرف می شود،برای لاغر شدن هم مفید است.
مسافر رسول
خدا را شکر می کنم که این آموزش ها را می گیریم. در قدیم از سرکه سیب خیلی استفاده می کردند،برای آنها مفید بوده است.اثرات زیادی را روی جسم می گزارد.حتی پیامبران از آن به عنوان غذا استفاده می کردند،معده را به تعادل می رساند.ومیکروب معده را از بین می بر.کسانی که چاق هستند طبع گرمی دارند، دی سپ طبع سرد دارد و آنها را لاغر می کند.من از وقتی دخترم سر دردی داشت که هر چه که دکتر می رفتیم خوب نمی شد وقتی طب سنتی گفت روغن کنجد را در بینی اش بچکانید وما این کار را کردیم واو بهتر شد خیلی اعتقادم به داروهای سنتی بیشتر شد و این دی سپ که آقای مهندس آوردند هم یک داروی شفا بخش می باشد.
مسافر مصطفی
آقای مهندس گفتند که بدن ما فقیر است،بر اساس درست استفاده نکردن از غذا بیان کردند.گفتند اگر در یخچال را باز کردید و دیدی چیزی در آن نیست بدان آدم ثروتمندی هستی،من دیدم که فقیر هستم،چون گوشت و سبزی را تا چند وقت داخل یخچال نگهداری می کنیم وبعد می خوریم.من وقتی وارد کنگره شدم خیلی دارو استفاده می کردم ،ولی از زمان مصرف داروی اوتی دیگر کم کم  
داروها یم کمتر شدند.خیلی از بیماری های من درمان شد.از دیسپ  استفاده کردم که نتیجه ی خوبی داشت.برای ریزش مو خیلی مؤثر بود.دندان و لثه را هم محکم نگه می دارد.
مسافر مهدی
مادر من خیلی مریض بود.بیماری دیابت ،چربی زیاد بیماری قلبی داشت،به خاطر تداخل این بیماریها استخوان های دست و پایش درد می کرد،از وقتی دی سپ را استفاده کرده دیگر آن استخوان درد را در دستها وپاها یش  احساس نمی کند.
مسافر ابوطالب
من یک برنامه ای علمی را از تلویزیون می دیدم، روده ی انسان را نشان می داد که اسید ی شده بود،میگفت آب میوه که بخوری ،فقط چند درصد از مواد در بدن می ماند وبه خاطر این اسید ویتامین خیلی کمی به بدن میرسد ،پس وقتی دی سپ آنقدر فایده دارد و کل ویتامین را به بدن می رساند.ومن واقعا خدا را شکر می کنم ،به خاطر چنین دارویی.
در ادامه استاد فرمود که دیسپ باعث رسوب زدایی بدن می شود و میکروبها ترشحات و خیلی از رسوبات اضافی بدن را دفع می کند.باعث شادابی طراوت پوست می شود.چون پتاسیم بدن را تأمین می کند،جلا دهنده است و بدن ما را پاکسازی می کند.
با تشکر از دوستان
نویسنده: مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 11 مهر 1397 :: نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سیستم ایکس یعنی چه? به چیزی که مجهول ونا معلوم باشد ایکس گفته می شود.یک مجموعه ای در بدن ما یک سری مواد شبه افیونی یا شیمیایی از خود ترشح می کند که تمام حالات روحی وروانی را تحت کنترل قرار می دهد وهر اندازه ای که این مواد کمتر یا بیشتر از حد طبیعی باشد بیماری هایی در بدن به وجود می آید.مثل افسردگی یا بیماری اسکیزوفرنی و.......اینکه در کجای بدن این مواد تولید می شود معلوم نیست شاید در مغز، نخاع ،غدد درون ریز بدن، یا در قوزک پا هم گفته شده است.
حالا وقتی ما مواد مخدر مثل تریاک ویا سیگار را استفاده کنیم .واین مواد هم در بدن تولید شود.بیش از اندازه می شود.باعث سر گیجه می شود ویک  حالت سر حالی وسر خوشی زودگذر به شخص می دهد.وکم کم این مواد بیرونی جای خود را به مواد درونی می دهد.و فرد را از حالت تعادل خارج میکند.نه تنها این سیستم از طریق مواد از کار می افتد بلکه از طریق افکار منفی وخراب ،ضد ارزشها مثل دروغ،غیبت،حسادت،مال مردم خوردن و.............نیز از کار می افتد.من با آمدن به کنگره می توانم ذره ذره مصرف مواد را کنار بگذارم ،تا بدنم خودش مواد مخدر طبیعی را تولید کند ودر کنار آن با گرفتن آموزشها و بالا بردن جهان بینی ،به کار بردن فرامین الهی می توانم دوباره سیستم ایکس را راه اندازی کنم.شرط لازم این کار ایمان داشتن به کنگره به راهنما به حرمتها و قوانین کنگره ۶۰ میباشد.

نویسنده : مسافر محمد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :