هفته راهنما

یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 11:51 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
گزارش لژیون سیگار به استادی آقا سعید،با دستورجلسه ی هفته راهنما
ما در کنگره چهار جشن به مناسبت هفته ی ایجنت هفته دیده بان،هفته همسفر هفته راهنما داریم،که ما در مقابل زحماتی که می کشند باید قدردانی کنیم.هفته راهنما ،با روز معلم مناسبت دارد.راهنما چه کسی است و باید چه خصوصیاتی داشته باشد؟کسی که نشان دهنده ی راه است،راهنماست.باید یک سری ویژه گی هایی در درونش باشد تا بتواند یک رهج را به درمان برساند.یک مثلثی با اضلاع ،عقل ،عشق،ایمان وجود دارد که یک راهنما باید در درون خودش داشته باشد.اگر انسانی عشق داشته باشد باعث حرکت رهجو ،می شود.به نوعی موتور حرکت است.در کنگره،عشق بلاعوض و بی ریا و خالصانه است.در واد چهاردهم ،از عشق صحبت می کند.عاشق حسابش با عشق است ،با معشوق چه حساب دارد.
اگر بخواهیم به عشق برسیم ،خیلی باید سختی بکشیم ومثل این است که روی گدازه های آتش راه برویم.
کسی اگر واقعا عاشق باشد،مشکلات و سختی ها برای او هیچ معنا و مفهومی ندارد.ونیروهای منفی نمی توانند در او نفوذ کنند.و ایمان یعنی امنیت و آرامش.
ما قبلا فکر می کردیم کسی که نماز می خواند و مسجد می رود ،مومن است و فقط او ایمان دارد.ولی درکنگره یاد گرفتیم که نماز و روزه وحج،بریک مسلمان واجب است.و ایمان داشتن به هر چیزی می تواند باشد.
یعنی باید به وسیله ایمان داشته باشی به کنگره و به راهنما و به آموزش هایی که می گیریم بایدایمان داشته باشیم.نور و تجلی صفات خداوند در انسان ،ایمان است.یعنی باید ذره ای از هر کدام صفات خداوند را در خود داشته باشیم.پس یک راهنما اگر ایمان نداشته باشد نمی تواند یک رهج را به درمان برساند.در کنگره ،عشق و ایمان را لمس کردیم که چگونه دارند خدمت می کنند.فرقی ندارد که چه شخصی است ،فقیر یا ثروتمند،همه پست و مقام را پشت در می گذارند و در کنگره خدمت می کنند.و اما عقل ،علم کنگره،زیر مجموعه ی عقل است.یک راهنما باید به فرمان عقل برسد،یک راهنما اولین کاری که می کند در مقابل آقای مهندس و دیده بانان پیمان می بندد و قسم می خورد که طبق اصول و فرامین باید کارش را انجام بدهد.و اگر راهنمایی یک ذره از این قوانین کنار برود،نابود می شود.پس عدالت و شجاعت و صادق بودن را هر راهنمایی باید داشته باشد.من خیلی خوشحال هستم که توانستم خدمت کنم.وقتی یک رهجویی را می بینم که به درمان رسیده است خیلی خوشحال هستم و اگر هم  رهجویی گریز بزند و دیگر نیاید ناراحت می شوم،ترس از این دارم که یک وقت به من بخواهند بگویند وقتت تمام است ودیگر نمی توانی خدمت کنی.
یک راهنما عاشق کارش است.و با دل و جان انجام می دهد.اگر خواستید دین خودتان را به کنگره ادا کنید،خدمت کنید.خدا را شکر می کنم که آرامشی را در کنگره گرفتم و می توانم آن را به دیگران هم انتقال بدهم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 2 خرداد 1399 01:56 ب.ظ

وادی دهم

یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 11:10 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله 
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر 
جلسه قبل جلسه نهم۹،از دور دوم،با دستور جلسه(وادی۱۰دهم،
بخش۳سوم،بااستادی  مسافرمسعود،ودبیری اینجانب مسافررسول،چهارشنبه مورخ 
۹۹/۲/۱۰ راس ساعت ۱۷:۴۵ آغازبکار کرد! خلاصه سخنان استاد ،از کمک راهنمای محترم آقاسعید چنگانیان،تشکری می کنم،که این فرصت دراختیارمن قرارداد تا بتوانم آموزش بگیرم 
دستور جلسه امروز،سی دی   وادی۱۰دهم،بخش ۳سوم،است
صفت گذشته درانسان صادق نیست چون جاریست،درمورد بعضی چیزها میتواند صادق باشد،مثال تخته سیاه،ویا ذغال همیشه محکوم به سیاهی است!هیچ وقت نمی تواند،اون صفت و ویژگی که سیاهی است تعقیردهد! اما در مورد انسان صادق نیست چون جاریست،این وادی   میخواهد اینو به مابگوید،اگر آدم خوبی باشم،میتوانم بد شوم،بدباشم،میتوانم خوب شوم،اگر مصرف کننده موادمخدر باشم،تو اعمق تاریکی ها،میتوانم تبدیل به یک انسان صالح وآرام وبی نیاز ازموادمخدر تبدیل بشوم، این وادی به ما اُمید میدهد!ما ترور شخیصتی شده بودیم، کسی تواجتماع قبول مان نداشت اون مسیروراه مان راگم کرده بودیم باوردمن به کنگره،تنها جایکه منو به آغوش گرفت وبهم محبت وعشق ورزید کنگره بود،اون شخصیت ترورشده منو بهم برگرداند،وبه یک تعادل نسبتاً خوبی رسیدم
وامااین جلسه جلسه دهم۱۰از دور،دوم۲با دستورجلسه(سی دی وادی۱۰دهم،بخش۳ سوم )
بااستادی مسافر منصور و دبیری اینجانب مسافر رسول شنبه مورخ ۹۹/۲/۱۳راس ساعت۱۷:۴۵
آغازبکاخواهد نمود...
ازهمکاری شما دوستان عزیز سپاس گزارم
نویسنده:مسافر رسول



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 11:12 ب.ظ

برداشت من از وا دی نهم

شنبه 13 اردیبهشت 1399 02:21 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
وادی نهم،به من محمد می گوید،اگر می خواهی به هدفت برسی ،یا اینکه به درمان برسی ،وقتی حرکت کردی باید به خیلی چیزها توجه کنی،من محمد باید از سخن، به نقطه عمل برسم و آن کاری را انجام بدهم که فرمان است.کوه ها یک خاصیتی دارند ،که در آدم های بزرگ هم آن خاصیت وجود دارد.یک نوسانات و ارتعاشات در کوه ها وجود دارد که می تواند در مقابل سیل و زلزله و آتشفشان مقاومت کند ،این ویژگی که در کوه وجود دارد در دشت نیست.و ما انسان ها باید در درون خودمان تحولاتی به وجود بیاوریم تا بتوانیم مانند کوه مقاوم باشیم .در بین راه اگر پستی و بلندی وجود داشت ،می توانیم به راحتی از آن عبور کنیم. وادی نهم برای من بیان می کند که اگر از ضد ارزشها دوری کردی مثلا دروغ نگفتی،قضاوت نکردی،تجسس و
خیلی دیگر از ضد ارزشها را انجام ندادی ،آنگاه می توانی نقطه تحمل و استقامت را در خود بالا ببری و گنجایش ظرف وجودمان را افزایش بدهیم.من خیلی از نیرو را در جسمم با مصرف مواد و سیگار از بین برده بودم و الان باید کم کم این نیروها را برگردانم.به شرط آنکه از فرمان سر پیچی نکنم،وقتی حرف راهنما را گوش کردم و آنچه که گفت عمل کردم ،به هدفم که درمان بود رسیدم، و فهمیدم که هر چه ما دانایمان را افزایش دهیم بیشتر به درون خودمان پی می بریم و حل مشکلات برایم راحت تر می شود.
با تشکر مسافر محمد



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 13 اردیبهشت 1399 02:22 ب.ظ

جهان بینی لژیون سیگار

چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399 05:28 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
خلاصه گزارش لژیون سیگار
روز یکشنبه ،مورخ 99/2/7  راس ساعت ۱۶ به استادی کمک راهنمای گرامی ،آقا سعید بادستورجلسه جهانبینی 
                        نام قدرت مطلق الله
خلاصه سخنان استاد
جهانبینی یعنی چه؟آنچه که ما از جهان پیرامونمان یاد می گیریم ،وباید به آن عمل کنیم.معلم و استاد خوب چه کسی است،کسی که مطلب را بفهمدو بتواند ساده و روان همه چیز را برای ما بیان کند.در سی دی سیگار و جایگزینی ،آقای مهندس گفتند: یک درخت اگر ریشه اش خوب نباشد شاخ و برگ و میوه ی آن هم فایده ای ندارد.و اصل ریشه است ،جهان بینی هم در درمان حکم ریشه را دارد.بستگی به خود ما دارد که مسائل را سخت بگیریم یا آسان.
ما چندین سال ساختار درونمان را مانند ساختار مافیا با سیگار و مواد  ازبین برده ایم و حالا می خواهیم این مافیا را شکست بدهیم،مانند یک شهری که بمب باران شده است،ودر یک لحظه نمی توان آباد کرد،بلکه کم کم آباد میکنیم،ساختار درون راهم طی ۱۰ ماه ،ذره ذره ،و با اجرا کردن قوانین کنگره، گوش دادن حرف راهنما می توانیم باز سازی کنیم.حس های منفی در وجود ما قوی شده اند،که برگرفته از مثلث جهالت است.منیت و ترس و نا امیدی.هر کدام از حس های منفی مثل دروغ و حسادت و وسوسه زیر شاخه ی این مثلث است.که در برابر آن مثلث دانایی را داریم که اضلاع آن تفکر،تجربه و آموزش است.حالا هر کدام از ضد ارزش ها را با اضلاع مثلث دانایی از بین می بریم.مثلا ،اگر بخواهیم آموزش بگیریم باید منیت را در خودمان از بین ببریم.با ورود به کنگره باید هر آنچه که هستیم ،پشت در بگذاریم و وارد شویم.چون یک حجاب است و مانع یاد گیری است.
هر کدام از حس های منفی یک موج است که به طرف ما می آید و باید آن را رها کنیم تا زود بگذرد.مدت زمانش کم است.اگر به آن بها ندادیم ،زود از بین می رود.مثل حس وسوسه در درمان سیگار.گاهی اوقات ترس به سراغ ما می آید،وما باید در دل ترس برویم با تفکر و تجربه،این کار را انجام می دهیم.وما باید راه مقابله با این حس های منفی را یاد بگیریم که در جهانبینی وجود دارد.یک نکته ای وجود دارد که ما نباید از مشکلات برای خودمان کوه بسازیم،مشکلات یک حقیقت است که برای همه وجود دارد و باید قبول کنیم و راه مقابله با آن را بیابیم. بنا براین جهان بینی خیلی مهم است در همه ی امور،در زندگی ،در درمان،باید به صورت کاربردی باشد.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

وا دی هشتم

شنبه 6 اردیبهشت 1399 08:38 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه ی امروز ، وادی هشتم است،با حرکت راه نمایان می شود.تا زمانی که من حرکت نکنم و اولین قدم را برای کارم برندارم،آن کار شکل نمی گیرد.من اگر هر خواسته و اندیشه ای در سر دارم موقعی نمایان می شود که من شروع به حرکت کنم.اگر در یک گوشه ای بنشینم و بکویم می خواهم کارگاهی راه اندازی کنم و کوچکترین کاری انجام ندهم،قطعا یک تار ریز کارگاه هم نخواهم شد.آقای مهندس می گویند:اگر خواسته ای دارید کمی در مورد آن فکر کنید.آیا واقعا از ته قلب می خواهید به آن خواسته برسید و توانایی انجامش را دارید و یا اینکه سرگردان هستید ونمی توانید خواسته تان را عملی کنید.اگر من بخواهم خودم را تزکیه و پالایش کنم،هیچ گاه با دعا حل نمی شود.در وادی چهارم گفتیم که در مسائل حیاتی مسئولیت را به خدا سپردن ،یعنی سلب مسئولیت از خودمان.از زمانی که به دنیا آمدیم تا زمانی که از این دنیا می رویم مسئولیت کارها به عهده ی خودمان است.مسائل به خود ما برمی گردد.وباید حرکت کنیم.من برای درمان خودم نمی توانم به خدا بگم خدایا من را درمان کن و یا کاری کن که من دروغ نگویم و غیبت نکنم.هیچ حرکتی نکنم.بعد از اینکه حرکت کردم شاید در مسیر راهم ناهمواری و پیچ و خم باشد،من باید صبور باشم و توکل کنم به خداوند و حرکت کنم.در مسیر راه ،نیروهای الهی کمکم می کنند.نباید بترسم.واز ادامه ی راه منصرف شوم.
برای مثال اگر بخواهم به مشهد بروم در مسیر راه ،تابلوهایی وجود دارد که به من می گوید کجا لغزنده است،کجا با چه سرعتی بروم . اگرمن  به پستی و بلندی ها فکر کنم،حرکت کردن برایم سخت و دشوار می شود وبه مقصد نمی رسم.
مطلب دیگری که وادی هشتم بیان می کند ،اینکه در سکون هیچ چیز به وجود نمی آید.یک درخت زمانی به بار می نشیند که شاخ و برگ بدهد و شکوفه بدهد.پس درخت هم باید حرکت کند.ودر کل همه ی هستی در حال حرکت است و در سکون معنایی نمی دهد.حرکت خورشید و اجرام آسمانی باعث به وجود آمدن تعادل می شوند.در زمینه ی درمانم،من وقتی که در حال کم کردن پله هستم،در اواخر پله که قرار می گیرم انگار به صورت خودکار کسی به من می گوید که پله تمام است و باید به پله ی بعدی بروم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 اردیبهشت 1399 08:39 ب.ظ

وادی دهم

جمعه 5 اردیبهشت 1399 07:48 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
(به نام قدرت مطلق الله )
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر /جلسه قبل جلسه سوم ازدوردوم بادستورجلسه(وادی۱۰ دهم،بخش۲دوم)با استادی آقا محسن کیانی،و دبیری اینجانب مسافررسول،شنبه مور۹۹/۱/۳۰ راس ساعت ۱۸آغاز به کارنمود!                            خلاصه سخنان استاد!صفت
 گذشته درانسان صادق نیست چون جاریست!یعنی انسان درهر شرایطی قرار داشته باشد می  تواند صفت وویژگی خودراتعقیر  دهد!به عنوان مثال یک شخص جنایت کار وقاتل میتواند به یک انسان صالح وآرام تبدیل شود
،یک مصرف کننده موادمخدر میتواند به یک انسان سالم وسر حال وبی نیاز ازمواد تبدیل شود
،اما مشروط به اینکه،بخواهد صفت گذشته خود راتعقیر دهد درجهت وصراط مستقیم حرکت نماید اون"نار"را تبدیل به "نور"  کند این حرکت یک شبه امکان پذیرنیست،به فرآیند زمان با تذکیه وپالایش فراوان اتفاق میا فتد،{نور}{صوت}{حس}تمام  هستی را باهم متصل می‌کند،نور به تمام هستی فرمان میدهد،اما
صوت،الفبای ونوط های موسیقی به تنهایی،هیچ معنی و مهفومی ندارد،اماوقتی پشت سر هم قرارمیگیرد،چه معجزه های رخ می دهد!بعضی ازاصوات اثر  موسیقی های جاودانه ی،راخلق می‌کند،یعنی باعث شادی وشعف انسان می شود،واما بغضی از اصوات انسان را درغم واندوه وحتی به خودکشی وامیدارد
،درنهایت همه درحال انتقال اطلا عات به یکدیگر،هستند!پس به  خوبی فهمیدیم که اگرصوت نبود،انتقال نبود،اتصال نبود 
،حیات نبود،زندگی نبود،سکوت مطلق بود، این صوت است که میگوید،ای انسان تو چیزی
 نیستی جزء سعی وتلاش خودت،چرا؟!چون تو اختیار کامل داری؟میتوانی صفت نا پسندانه خود تعقیر دهی،تابه صلح  وآرامش برسی}
حس مانند خداوند، درتمام هستی ونیستی موجود وروئت ناپذیر،خداوند درهمه جا ومکان حضوردارد،آیاقابل دیدن است؟؟نیست،حس دوستی،حس تنفر 
،حس عشق،قابل دیدن است؟نه خیر نیست،میگه یا اون هست،یا اولین چیزی است که قوه عقل به کار می اندازد،اگرحس نبود 
،عقل ما کار نمی کرد!عقل یک چیزی راباید دریافت کندویا بگیرد،ویاباگوش،بشنود،یابا چشم ببیند،تا بتواند بررسی کند!پیام های نور،وصوت را حس دریافت می کند!
واما این جلسه جلسه چهارم ازدور دوم بادستورجلسه هفتگی الهام از رمضان و(سی دی کج)ازاستادامین،بااستادی آقا ابراهیم جویبارودبیری اینجانب مسافررسول دوشنبه مورخ ۹۹/۲/۱راس ساعت ۱۸آغاز به کارخواهد نمود...ازهمکاری شما ممنونم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 5 اردیبهشت 1399 07:49 ب.ظ

جهان بینی

جمعه 5 اردیبهشت 1399 07:37 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
{به نام قدرت مُطلق الله}
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر
جلسه قبل جلسه دوم ازدور دوم  بادستورجلسه{جلدیکم۱جهان بینی،صحفه۷،۶،۵}بااستادی مسافرحسین آقاطباطبایی چهارشنبه مورخ۱۳۹۹/۱/۲۷ودبیری اینجانب رسول راس ساعت ۱۸آغازبکارنمود....
خلاصه سخنان استاد
دستورجلسه امروز جهان بینی است،کُلاً تعریف نفس و مراتب نفس است،حالا اگربخواهیم نفس را بشناسیم!نفس چیست؟نفس آن چیزی است که تعین موجودیت میکند،درظاهرودرباطن،ونشانه اش اینست که خواسته دارد،یعنی تمام خواسته های ما ازقسمت نفس صادرمیشود،یعنی اون نفس است که خواسته دارد،این میخواهم اون میخواهم،این کارانجام میدهم،اون کارانجام نمیدهم،وعمده خواسته های که ازطرف  نفس صادر میشود به دو ۲ دسته تقسیم میشود،
1 خواسته های معقول =معقول یعنی خوب زیبا قشنگ!
2خواسته های نامعقول،
نامعقول یعنی=بد،زشت ویاپلید!خواسته های نامعقول خواسته های هستن که ازعقل پیروی نمیکند وخواسته های ضدارزشی  است کُلاً 
خواسته های معقول خواسته های هستن که باتفکروتعقل خواسته میشود،نفس یک مراتبی دارد که نفس همان یک نفس هست و اما به ۳قسمت ویا ۳مرحله تقسیم میشود!اولین مرحله نفسی که درانسان قرار میگیرد،آخرین مرحله نفس یک حیوان است،یعنی آخرین مرحله نفس تکامل یافته که درحیوان وجوددارد  اولین مرحله نفس انسانی است، که اسم اون نفس،
نفس اماره هست!اماره یعنی امرکننده،وقتیکه یک انسان دراین مرحله ازنفس اماره قرار دارد عمدتاً هرکاری که بخواهد بکند از نفس دستورمیگیرد، وهرخواسته ای ازطرف نفس صادرمیشود ومی پذیرد وانجام می دهد،اکثراین خواسته هانامعقول است به همین دلیل است که می گوید نفس اماره نفس حیوانی!شخصی که تواین مرحله ازنفس اماره قرار دارد،خوب ازبد،بدازخوب تشخیص نمی دهد،درست مثل یک حیوان به فرض مثال یک حیوان وقتی گشنه اش میشود،کاری ندارد که این هویج ویاچقندر مال کیه؟بلافاصله شروع میکند به خوردن وخواسته اش برطرف می کند،بدون اینکه توجهی بکند آیا این درست است ویادرست نیست،آیااین خوبست یابد،حلال است ویاحرام،که خداوند  توکلام الله می‌فرماید که{آنان چارپایانی هستند بلکه پائین تر }
حالا یخورده دانایی مون میرود بالاتر انسان پله پله تکامل پیدا می کند،وقتی نفس انسان تکامل پیدا می کند یک پله بالاترمیرود میادتو مرحله دوم ازنفس، همان
{نفس لوامه}لوامه یعنی سررنش کننده،یعنی یکسری دانایی های کسب می کند،اما در انجام دادن ویا انجام ندادن آنچنان معثر نکرده،یعنی اینکه میداند موادمخدر بد است،اما هنوزموادمصرف میکند،وقتی که مصرف کرد ناراحت میشود و وجدان درد می گیرد،وخودش سرزنش میکند،ویامیداند دزدی وغیبت بد است بازهم دزدی میکند وغیبت میکند،وبه خیلی ازمواردضدارزشی پی میبرد که این هابد است،ولی نمی تواند،انجام ندهد انجام میدهد بدسرزنش میکند خودش را وعذاب وجدان میگیرد،کسانیکه تو نفس لوامه قرارمیگیرد  تاحدودی دانایی کسب کردند،اما نمی تواند عملیاتی وکاربردی کند،همیشه می گوید،نباید اون دروغ میگفتم،برای چی؟غیبت کردم،چرا دزدی کردم!تواین مرحله بهش میگن نفس لوامه یاسرزنش کننده،از مرحله نفس لوامه که خارج شویم،وارد مرحله نفس مطمئنه می شویم،نفس مطمئنه همان طوری که ازاسمش پیداست از اطمینان می آید،مااگرتواین مرحله ازنفس قراربگیریم دیگه هیچ کارضدارزشی ویا نامعقولی انجام نخواهیم داد،چرا؟چون به اون دانایی رسیدیم،تونفس لوامه مابه دانایی رسیدیم،اماتومرحله نفس مطمئنه،ما دانایی رابه دانایی موثر تبدیل می کنیم،چه جوری می توانیم دانایی رابه دانایی موثرتبدیل کنیم،تمام کارهای که میدانیم بد است انجام نمی دهیم،تقکروتعقل میکنیم،زمانی که به نفس مطمئنه برسیم،اصولا کسانیکه درمرحله نفس مطمئنه قرارمیگیرد،اصلا خواسته هاش نامعقول نیست،خواسته های که ازنفس مطمینه صادرمیشود همش بااطمینان است،
خداوند برای این مرحله ازنفس بسیار ارزش قائل است وامیدوارم که همه ماتواین مرحله ازنفس قراربگیریم وفریب خواسته های نامعقول نخوریم!
وامااین جلسه جلسه سوم ازدور دوم بادستورجلسه هفتگی{وادی دهم بخش دوم۲}بااستادی مسافرآقامحسن کیانی،ودبیری اینجانب مسافررسول شنبه مورخ۱۳۹۹/۱/۳۰راس ساعت آغاز بکارخواهد نمود
ازهمکاری تک تک شماعزیزان بسیار تابسیار سپاسگزارم...
بااحترام دبیر ل ۱۱



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

سی دی کج

جمعه 5 اردیبهشت 1399 07:34 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
{{به نام قدرت مطلق الله}}
سلام دوستان
رسول هستم یک مسافر
جلسه قبل جلسه چهارم از دوردوم بادستورجلسه (سی دی کج)ازاستاد امین بااستادی مسافرابراهیم جویبارودبیری اینجانب مسافررسول دوشنبه مورخ  ۹۹/۲/۱راس ساعت ۱۸آغازبکار نمود!خلاصه سخنان استاد
ازخداوند سپاس گذارم که یکبار دیگردرجمع شماعزیزان حضوردارم وبتوانم آموزش لازم ازمشارکت های دوستان بگیرم...
درمورد دستورجلسه امروز سی دی کج ازاستاد امین  که از ستون به عنوان یک انسان تمصیل کرد!ما در زمان مصرف ستون های کجی بودیم!بنابراون شرایط واتفاقاتی که برامون افتاده بود!باورد به کنگره وآموزش های که دریافت میکنیم،پله پله به اون دانایی  تعادل می‌رسیم!!مادرکنگره آمدیم که تعقیر کنیم؟برای تعقیر کردن هم باید یک علم رایادبگیریم،برای یادگرفتن علم بایدحقیقت یک موضوع رابتواند درک کند!حقیقت یعنی چه؟حقیقت یعنی آنچه که بوده  ء
هست وخواهد بود،ماباید به روش Dstاعتقاد داشته باشیم روش Dstیک حقیقت است که از دل ماه مبارک رمضان  توسط آقای  مهندس کشف شد !
وامااین جلسه جلسه"پنجم"ازدور دوم،بادستورجلسه  جلدیکم جهانبینی ازصحفه۱۰/۹/۸/۷بااستادی کمک راهنمایی محترم آقای سعیدچنگانیان،ودبیری اینجانب مسافررسول چهارشنبه مورخ  ۹۹/۲/۳راس ساعت ۱۸ آغازبکاخواهد نمود
باسپاس فراوان ازهمکاری شما دوستان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 5 اردیبهشت 1399 07:35 ب.ظ

وادی دهم

سه شنبه 26 فروردین 1399 05:36 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
{به نام قدرت مطلق الله}
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر
جلسه قبل جلسه سیزدهم از دوره یکم بادستورجلسه {وادی دهم}بااستادی کمک راهنمای محترم آقای سعیدچنگانیان،ودبیری مسافرآقاابراهیم شنبه ۱۳۹۹/۱/۲۳ راَس ساعت ۱۸آغاز بکارنمود!
خلاصه سخنان استاد
درابتدا چند مطلب مهم را میخام ب دوستان عرض کنم! ما وبلاگ لژیون داریم عزیزان اگربروید تو سایت کنگره ۶۰شعبه سلمان فارسی وبلاگ لژیون ۱۱ شعبه رو مشاهده میکنید،من بارها گفتم دوستانی هستن که داره زحمات زیادی را میکشد،وقت میگذارد برای من وشمامطالب میگذاره که ما بتوانیم استفاده کنیم،حداقل بروید یه کامنت بذارید تشکری کنید ازکسانیکه داره به راستی زحمت میکشن{آقامصطفی عزیز،آقاابراهیم عزیز،حسین آقا وآقای محمد زین العابدین}یه کامنت که مابذاریم چقد اون افراد انرژی میگیره یک تشکری ازشون بکنیم،مطلب دوم...
چیزیکه خیلی برای ما ارزشمند وتاثیرگذاره،حضور به موقع درفضای مجازی و خواندن ونوشتن سی دی هاست عزیزان مسلماً نیازمابوده که آقای مهندس این تفکرو کرده!مطلب سوم ...قانون یازدهم ۱۱،هست بازهم آقای مهندس اشاره کردن که خیلی ازشعب های ما اجاره ای هست و باید اجاره های بامبلغ بالا را پرداخت نمایم،مابا حمایت قانون ۱۱یازدهم درقدم اول کمک می کنیم به خودمان،دومم به هم نوع هامون،مسلماً خیلی گره ها ازکارما وخیلی بنده هاازکارهای ماباز خواهد شد،ویک حس وحال خیلی خوبی برای ما میدهد،آیا اون افرادی که همیشه سبدقانون۱۱یازدهم حمایت میکنن خیلی وضع خوبه خیلی مایع دارن،نه دوستان اون هاسودشوبردن؛اون هاایمان دارن میدونن کجا داره هزینه میکنه،ومُزدشان گرفته وخواهم گرفت ازنزد پروردگار!خداوندا تو کلام الله فرمودن که اگریکی ببخشی ۱۰ده تا درعوض میگیری!خداوند سریع الحسابه هیچ حسابی نسیه باکسی نداره آقایون!شاید توپاکت نیاره بگه این پول بگیرازطرف خداوندبشما،ولی خیربرکت توزندگی تون،توکسب وکارتون جاری وجاری میشع،،،،
{وادی یاراه دهم ب ما چی میگه}
صفت گذشته درانسان صادق نیست چون جاریه،صفت یعنی=خصوصیاتو ویژگی هرچیز صفت می نامند، مثال
باغ زیبا!باغ یعنی موصوف صفتش میشه زیبا!شیر درنده،شیر موصوف میشه،صفتش میشه درنده گی چون درنده گی خصوصیات ویژگی یک شیردرنده را به رخ میکشه ونشان میده!غیرانسان اکثرموجودات این قانون براشون صادق است،یعنی صفت گذشته دراکثرموجودات صادقه چون اونهاجاری نیست ودرحرکت نیست،بلعکس انسان اینگونه نیست انسان میتواند صفت گذشته شان تعقیردهد،چ جوری؟یعنی اینکه من یک مصرف کننده بودم چون جاری بودم درحرکت وارتقاع بودم آمدم کنگره حالا تبدیل به یک شخص سالم وسرحال شدم،عکسشم هست یعنی،من آدم وخوب وسالمی هستم ممکنه مصرف کننده شم،ببینید عزیزان انسان اشرف مخلوقاته خداوند به انسان اختیار کامل داد ومورد لطف ومرحمت خودقرارداد پس من باید ازین رحمت الهی بهرمندشم وسعی کنم صفات زشت مو تعقیر بدم وبیام چیکارکنم.....؟
همین وادی ۱۰دهم کاربردی وعملیش کنم و دردستورکارخودم قراربدم....
واماّ این جلسه جلسه یکم ۱  از دور دوم۲ بااستادی مسافر{آقای ابراهیم رضای}بادستورجلسه وادی ۸ وتاثیرآن روی من و دبیری اینجانب مسافر رسول تیموری راس ساعت ۱۸ دوشنبه مورخ ۱۳۹۹/۱/۲۵برگذار خواهد شد
ازهمکاری شما دوستان عزیز بسیار سپاس گذارم!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 فروردین 1399 05:38 ق.ظ

ظرفیت،و مسئولیت قبله گم کردن

سه شنبه 26 فروردین 1399 05:31 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
[۴/۱۳،‏ ۹:۱۴ ب.ظ] Mohamad: اما این جلسه ،جلسه ی پنجم از دور یکم لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی با دستور جلسه ی وادی هشتم  به استادی مسافر حامد و دبیری اینجانب مسافر محمد ،مورخ 99/1/26 راس ساعت 3:30 آغاز به کار می نماید.
[۴/۱۳،‏ ۹:۱۴ ب.ظ] Mohamad: به نام قدرت مطلق الله
جلسه ی قبل،جلسه ی چهارم از دور یکم لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی با دستور جلسه ی ظرفیت،مسئولیت و قبله گم کردن به استادی مسافر مرتضی و دبیری اینجانب مسافر محمد ،مورخ 99/1/19 راس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد
همه ی انسانها به دانایی نمی رسند،چون از خود گذشتگی را در خودشان به وجود نیاوردند ودر این زمینه تلاش نکرده اند.قبله گم کردن یعنی خارج شدن از صراط مستقیم .زمانی که من در صراط مستقیم باشم قبله ام را گم نمی کنم،و جایگاه را بالاتر از آنچه هست نمی بینم که همان منیت است.اگر من ظرفیت آن مسئولیتی که واگذار می شود را نداشته باشم  کنگره و یا خارج از کنگره نمی توانم مسئولیتم را به خوبی انجام دهم.و انرژی لازم را بدست نمی آورم من در موقعیت شغلی ام هیچ گاه خداوند را فراموش نکردم و به هر طریقی که بود وظایف انسانی ام را انجام می دادم ،ما اگر در چهار چوب کنگره باشیم و آموزش ها را عملی کنیم ،قبله گم نمی کنیم وبه ظرفیتمان هم افزوده می شود.ومی توانیم مسئولیتمان را به خوبی انجام بدهیم.ما باید دلایل منطقی و درستی در انجام هر کاری داشته باشیم تا مسئول خوبی باشیم.خود من زمانی که وارد کنگره شدم ،برای اینکه احساس مسئولیت کنم و آموزش بگیرم ،پذیرفتم که هیچ چیزی نمی دانم.حداقل راجع به درمان اعتیاد و خیلی از مشکلاتی که در زندگی ام دارم.و اگر چیزی می دانستم این مشکل برایم پیش نمی آمد.حالا چیزی نمی دانم وبای ظرف وجودی ام را خالی کنم،و گنجایش برای دریافت اطلاعات جدید باز کنم ،تا بتوانم آموزش بگیرم،وقتی آموزش گرفتم تازه می فهمم که مسئولیت یعنی چه؟



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 فروردین 1399 05:32 ق.ظ

جهان بینی

یکشنبه 24 فروردین 1399 07:57 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله 
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر 
جلسه قبل جلسه سیزدهم از دور یکم با دستور جلسه جهان بینی جلد اول با استادی مسافر مصطفی آقایی و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم راس ساعت ۱۸ در تاریخ ۹۹/۱/۲۰ ۱۳ روز چهارشنبه آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد: 
اولین باری که کلمه جهان بینی به گوشم خورد توی جلسات تازه واردین در کنگره بود و من خودم از واژه جهان‌بینی فراری بودم و خیلی ترس داشتم ولی در کنگره با مثال های ساده به صورت شفاف برای من مطرح کردند .استاد امین خیلی زیبا تعریف جهان بینی را برای ما آموزش دادند و گفتند :آنچه ما نسبت به کل هستی (جهان درون و جهان بیرون )برداشت ،ادراک، دریافت، و احساس ،می نماییم جهان‌بینی نام دارد و جهان‌بینی درون شامل ادراک و احساس به خودمان است و جهان‌بینی بیرون نسبت به تمام هستی است این جهان بینی چه ربطی به سفر ما دارد ؟می‌توانم بگویم که جهان‌بینی، یک حلقه گم شده، تمام روش های درمان اعتیاد تا قبل از روش dst(دی اس تی )بود .که توسط آقای مهندس کشف شد چون تا قبل از این روش درمان ،راهی برای درمان پیدا نشده بود و در مسیر درمان یک جایی کمبود  احساس می‌شد .بعضی‌ها می‌گفتند مربوط به جسم است، بعضی‌ها می‌گفتند جسم ما مسموم شده و با وارد شدن سم احتیاج به دارو دارد ،بعضی معتقد بودند که از بچگی با یکسری عقده‌هائی بزرگ شدیم یا فرزند طلاق بودیم... آقای مهندس فرشته نجات ما بود و یک خط باطل کشید روی تمام صحبت ها و فرمودند: انسان بر اساس سه ضلع جسم ،روان و جهان بینی به تعادل می رسد و برای ما مبدا،هدف،و مقصد را مشخص کردند و موضوع درمان ما حل شد.
و اما این جلسه، جلسه چهاردهم از دور یکم با دستور جلسه وادی دهم به استادی مسافر کمک راهنمای محترم آقای سعید چنگانیان و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم رضایی راس ساعت ۱۸ مورخ ۹۹/۱/۲۳ ۱۳روز شنبه آغاز به کار خواهد نمود.
 با تشکر از تمام دوستان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 فروردین 1399 07:59 ق.ظ

ظرفیت،و مسئولیت قبله گم کردن

جمعه 22 فروردین 1399 07:19 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله 
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر 
جلسه قبل جلسه یازهم از دور یکم با  دستور جلسه  ظرفیت و مسئولیت قبله گم کردن 
 با استادی کمک راهنما محترم آقا ی سعید چنگانیان 
و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم راس ساعت۱۸مورخ ۹۹/۱/۱۶ آغاز به کار نمود
خلاصه سخنان استاد 
رهایی آقای مصطفی قادری را تبریک گفتند دوم وظایف مارهجو ها را مطرح کردند ۱_خریدسی دی ازطریق آپ
۲_نوشتن سی دی 
۳_شرکت در لژیون به موقع و تا پایان جلسه حضور داشتن
۴_حمایت قانون ۱۱
این دستور جلسه نیاز همه‌ی مااست حتی خودم که بدانم ظرفیت چیه،مسئولیت چیه،قبله گم کردن چیه کسی که وادی نهم را عملیاتی کند هرگز قبله اش را گم نمی کند
ظرفیت یعنی نقطه تحمل 
ما باآموزشها درکنگره۶۰ یاد گرفتیم که ظرفیتمان را ببریم بالا وازمشکلات عبور کنیم تا یک سفر خوبی داشته باشیم باید از ضد ارزشها دوری کنیم، و ذره ذره یک پنجم دارو را کم کنیم، باشروع درمان وتکرار منظم موضوع وفرایند زمان یعنی درطول ده10 ماه به دانایی برسیم
مسئول ازسئوال می آید، به چه کسی مسئول می‌گویند ،به کسی که جواب گو باشد 
قبله گم کردن درصور آشکار همان کعبه است که اشتباه  بایستیم وپشت به قبله باشیم
در صور پنهان قبله گم کردن یعنی هدفش را گم کرده هدف من توی زندگی چیه؟ رسیدن به فرمان عقل است رسیدن به مکانی که از آن انشعاب گرفتم تا به آرامش و آسایش برسم
واما این جلسه، جلسه دوازدهم ازدور یکم با دستور جلسه سی دی مثلث تفکر  
به استادی  مسافر حسین مهرابی  و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم رضایی راس ساعت ۱۸مورخ ۱۳۹۹/۱/۱۸ آغاز به کار خواهد نمود
           با تشکر از تمام 
               دوستان



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 22 فروردین 1399 07:22 ق.ظ

مثلث تفکر

جمعه 22 فروردین 1399 07:14 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله 
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر 

 جلسه قبل  جلسه دوازدهم ازدوره یکم با دستور جلسه سی دی مثلث تفکر  
به استادی  مسافر حسین مهرابی  و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم رضایی راس ساعت ۱۸مورخ ۱۳۹۹/۱/۱۸ آغاز به کار نمود 
خلاصه سخنان استاد 
وادی اول می گوید: با تفکر ساختارها آغاز می گردد، 
بدون تفکر، آنچه هست روبه زوال می رود
قبلاً که مصرف کننده بودیم هیچ تفکر وهیچ جایی نداشتیم، یا اگر هم داشتیم درست نبود وبعداً  متوجه اشتباهات خود می شدیم 
درصورتی که ما قبلش باید فکر می کردیم، که این کار را انجام بدیم، یا ندیدم
چون وقتی آدم فکر می کند اول یک تصویر ی از آن چیزی که میخواهدتوی ذهنش  می آید ولی ما قبلاً به این موارد اصلا فکری نمی کردیم اول یک کاری را انجام  میدادیم بعداً که یک اتفاقی برایمان می افتاد و ضرر میکردیم تازه می فهمیدیم چه اشتباهی انجام دادیم  خدا را شکر میکنم که الانه اینگونه نیست. الان کاری که میخواهیم انجام بدهیم اول تصویر سازی در ذهنمان انجام میدهیم که آیا این کار درست است یا نه؟ مثلث تفکر که آقای مهندس گفتند: توان حسی، توان عقلی، توان تصویری، ما باید از این مثلث استفاده کنیم  و در مسیر آموزشهای کنگره و زندگی  کاربردی کنیم تا به نتیجه مطلوبی دست یابیم.
و امّا این جلسه، جلسه سیزدهم از دوره یکم با دستور جلسه جهان بینی جلد اول صفحه ۲،۳،۴ به استادی مسافر مصطفی آقایی و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم رضایی راس ساعت ۱۸ مورخ۱۳۹۹/۱/۲۰ برگذار خواهد شد.
از همکاری شما بسیار سپاسگذارم .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 22 فروردین 1399 07:16 ق.ظ

دانایی،دانایی موثر و سواد

جمعه 22 فروردین 1399 07:11 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
جلسه ی قبل جلسه ی سوم از دور یکم لژیون مجازی سیگارسلمان فارسی با دستور جلسه ی دانایی_دانایی موثر و سواد به استادی مسافر حسین و دبیری اینجانب مسافر محمد، مورخ 99/1/12 راس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد
ما دانایی را به دو قسمت،دانایی خاص و دانایی عام تقسیم می کنیم.دانایی خاص کدام است.وقتی یک پزشک متخصص قلب است و یا یک روحانی در مسایل دینی و مذهبی تخصص دارد ،می گوییم این افراد دانایی خاص دارند و در علم خودشان به دانایی رسیده اند.ما نباید از یک روحانی انتظار داشته باشیم که در مورد یک بیماری هم بداند و بتواند درمان کند،بلکه او فقط در علم و شغل خودش دانایی دارد چون در این زمینه تفکر کرده است ،تجربه دارد و آموزش می بیند.همین طور از یک پزشک نباید انتظار دیگری غیر از علم پزشکی داشته باشیم.در داخل کنگره ،کمک راهنما در زمینه ی درمان اعتیاد به مواد و سیگار را می داند چون در این  مورد تفکر کرده است و با تجربه ی خودش چند نفر را به رهایی رسانده است و آموزش می بیند.پس یک دکتر را اگر دیدیم سیگار مصرف می کند نباید بگوییم که این که دکتر است سیگار مصرف می کند پس هیچ مشکلی ندارد و خوب است ،وباید استفاده کنیم.این دکتر از عوارض سیگار چیزی نمی داند و دانایی او در درمان سیگار نیست.فقط سواد یک دکتر در زمینه ی پزشکی است.به خاطر همین است که می گوییم میزان دانایی به سواد،به تمدن،و به لباس پوشیدن نیست.و اما دانایی عام چیست؟یعنی علم درست زندگی کردن ،مردم داری است.که برای عموم انسان ها لازم است.
اگر این دانایی را داشته باشیم از یک آرامش و آسایش نسبی برخورداریم.ما باید با آموزش هایی که می گیریم به این دانایی برسیم.اگر کسی به این دانایی برسد ،می تواند دشمنان خودش را تبدیل به دوست کند.مشکلاتش به راحتی حل می شود.مثلا ما در زمینه ی سیگار و مواد به این دانایی رسیدیم که یک سم است و مصرف آن تعادل  بدن را از بین می برد و در سیستم عصبی ما اختلال ایجاد می کند.پس باید به آن عمل کنیم،وقتی با تفکر کنار گذاشتیم و دانایی خودمان را عملی کردیم به دانایی موثر رسیدیم.پس باید دانایی خودمان را به دانایی موثر تبدیل کنیم.انسان گنجی در درون خودش دارد فنا نا پذیر است اگر بتواند به آن دست یابد به دانایی موثر رسیده است و دیگر هیچ کار ضد ارزشی را انجام نمی دهد.
اما این جلسه،جلسه ی چهارم از دور یکم لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی با دستور جلسه ی ظرفیت،مسئولیت و قبله گم کردن به استادی مسافر مرتضی و دبیری اینجانب مسافر محمد ،مورخ 99/1/19راس ساعت ۳ :۳۰ آغاز به کار می نماید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

دستور جلسه سی دی انسان هالو

شنبه 16 فروردین 1399 09:18 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله 
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر 
جلسه قبل جلسه دهم از دور یکم با  دستور جلسه  سی دی انسان هالو
 با استادی مسافر محد امینی
و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم راس ساعت۱۸مورخه ۹۹/۱/۱۳آغاز به کار نمود خلاصه سخنان استاد
 درمورد توازن گفتند  اگر ما  در صراط مستقیم نباشیم وفرمانهای الهی را اجرا نکنیم ودروغ،غیبت،قضاوت کار  هرروزمان باشد قطعا این توازن بهم میخوره وزندگی ما دچار مشکل می شود 
درمورد یافتن گفتند که هرچیزی که بدون جهت بوجود نمی آید گردو ازگردو، انسان ازانسان بوجود می آید واین امرخالق ما است   اما نوع دیگری از ساختن هست که از ذهن یا عقل انسان تراوش می کند سادترین آن که ما می توانیم ببینیم همین روشdst(دی اس تی)هست که کشف کردند وهمه مسافران درکنگره۶۰ با این روش به درمان قطعی رسیدند 
درادامه فرمودند مرگ وجود ندارد ما ازیک جهانی به یک جهان دیگری انتقال داده می شویم وهستی ونیستی یک قرارداد سوری است وانسان جاری ودرجریان هست ماباید برای کسب دانش ویافتن الگوها از طبیعت درس بگیریم هرچیزی درجهان باید ازروی الگو ساخته شودتا به نتیجه‌ مطلوب وخوبی برسد
واما این جلسه، جلسه یازدهم ازدور یکم با دستور جلسه ظرفیت و مسئولیت قبله گم کردن هست به استادی کمک راهنما محترم آقا سعید چنگانیان و دبیری اینجانب مسافرت ابراهیم راس ساعت ۱۸مورخ ۹۹/۱/۱۶ آغاز به کار خواهد نمود
           با تشکر از تمام 
               دوستان
نویسنده:مسافر ابراهیم 



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 فروردین 1399 09:22 ب.ظ

دستور جلسه دانایی ، دانایی موثر و سواد

پنجشنبه 14 فروردین 1399 09:13 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله 
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر 
جلسه قبل جلسه نهم از دور یکم با  دستور جلسه دانایی دانایی موثر  سواد
 با استادی مسافر علیرضا 
و دبیری اینجانب مسافر ابراهیم راس ساعت ۱۸ مورخه ۹۹/۱/۱۳آغاز به کار نمود خلاصه سخنان استاد
 وقتی نیرویی از کم شروع بشودوبه درجه بالا و بالاتری برسد نقطه تحمل پیدا میشود در اکثر اوقات از مشکلات فرار می کنیم ومشکلات را لعنت خداوند می‌دانیم
 در صورتی که شاید گاهی اوقات مشکلات رحمت باشند انسان برای کسب نقطه تحمل بایستی باممزوج دونیرو و به کارگیری پتانسیل های مکمل به بالاترین نقطه تحمل خود برسد جهان بر پایه اضداد بنا شده است  وچهار عنصر مخالف باد خاک آب و آتش هستی را به وجود آورده اند و همین طور گفته شده که انسان هرچیزی را بر مبنای ضدش می شناسد 
اگر حس ما انسانها قوی شود ولی تحمل آن را نداشته باشیم در  مان انفجار رخ می دهد وما نیک می دانیم انفجاردر اکثر  اوقات با تخریب همراه است برای نمونه اگر در یک لحظه حس بویایی و یا شنوایی ماصد یا هزار برابر قوی‌تر شود چه اتفاقی رخ خواهد داد
 اما این جلسه  جلسه دهم ازدور یکم با دستور جلسه سی دی انسان هالو به استادی مسافر محمد امینی و دبیری اینجانب مسافرت ابراهیم راس ساعت ۱۸مورخ ۹۹/۱/۱۳ آغاز به کار خواهد نمود
نویسنده:مسافر ابراهیم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 14 فروردین 1399 09:18 ب.ظ

تخریب سیگار

دوشنبه 11 فروردین 1399 08:29 ق.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
[۳/۳۰،‏ ۸:۰۱ ق.ظ] Mohamad: به نام قدرت مطلق الله
جلسه ی قبل ،جلسه ی دوم از دور یکم با دستور جلسه ی تخریب های سیگار،به استادی مسافر هادی و دبیری اینجانب مسافر محمد در لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی مورخ 99/1/5 راس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سیگار ،خسارت های زیادی را برای من به بار آورد.من کار می کردم و با پولی که به دست می آوردم سیگار می خریدم،و همه را دود می کردم.در هر جایی که وارد می شدم،یا کنار هر کسی می نشستم به من می گفتند دهنت بوی سیگار می دهد،و من ترور شخصیتی میشدم.سوار اتوبوس می شدم ،با بوی بد سیگار،دیگران را اذیت می کردم.و کلا عمر و زندگی و جوانی من را گرفته بود.سلول های مغزم را از بین برده بود.در یاد گیری من اختلال ایجاد کرده بود،ومن دیگر چیزی در ذهنم نمی ماند،حساب و کتاب های من مشکل داشت.در یک کلام دشمن سر سخت من بود.راه های نا موفقی را برای کنار گذاشتن رفته بودم،ودیگر فکر می کردم که نمی شود ترک کرد.تا آخر عمر با من است،
خسارتهای جسمی و مالی زیادی  به من زد.ریه و لثه ودندان و قلب را همه را نابود کرده بودم و با قرص و دارو می خواستم درمان شوم.
خیلی چیزها مثل فرش و لباس و موتور را سوزاندم به خاطر کشیدن سیگار،و سرفه های شدیدی که داشتم و اخراج شدن از محیط کارم، اضافه شدن خدمت سربازی ،تغییر در احساس در جهت منفی وبه وجود آمدن چین و چروک در صورتم.همه و همه از ضرر هایی است که سیگار به من داد.من با آمدن به کنگره تازه فهمیدم که چقدر خسارت وارد کردم به خودم و به دیگران.تازه فهمیدم که سیگار کشیدن یک نوع ضد ارزش است.آگاهی و دانایی خودم را بالا بردم. در هر ثانیه ،۲ نفر در اثر مصرف سیگار می گیرند،و یک پاکت سیگار در سال میتواند ،۲ ماه از عمرمان را کم کند.در داخل سیگار ۴ عنصر وجود دارد:به نام فیلیتر ، فیلترپوش ، کاغذ توتون ، و توتون. اوایل آن به بومیان قاره ی آمریکا برمی گردد که برگ های تنباکو را می خوردند و سرخ پوستان روی آتش می ریختند و دود حاصل از آن را استشمام می کردند.عوارض قلبی و ریوی دارد ودر سیستم عصبی اختلال ایجاد می کند.با کشیدن سیگار با اولین پوکی که به سیگار می دهی دود با جریان اصلی وارد ریه می شود و چند ثانیه بعد توسط جریان کناری سم تولید می شود که قلب و ریه را نابود می کند.در آخر به چند مورد دیگر از خسارت های سیگار اشاره می کنم.
۱.تغییر شکل دادن در سلول های جنسی مردان 
۲. سرطان رحم و سقوط جنین
۳.تغییر رنگ در انگشتان و لب ها
۴.بیماری های معده و لثه و دندان
۵.به وجود آمدن چین و چروک
[۳/۳۰،‏ ۸:۰۱ ق.ظ] Mohamad: اما این جلسه جلسه ی سوم از دور یکم با دستور جلسه ی دانایی و دانایی موثر و سواد با استادی مسافر حسین و دبیری اینجانب مسافر محمد در لژیون مجازی سیگار سلمان فارسی مورخ ۹۹/۱/۱۲راس ساعت ۳:۳۰آغاز به کار می نماید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 فروردین 1399 08:31 ق.ظ

وادی نهم

چهارشنبه 6 فروردین 1399 01:31 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر
جلسه ی قبل،جلسه ی ششم از دور یکم با دستور جلسه ی وادی نهم قسمت دوم،به استادی مسافر محسن و دبیری اینجانب علیرضا در لژیون مجازی سلمان فارسی مورخ 99/1/4 راس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد
آقای مهندس فرمودند:در وادی نهم از نقطه تحمل یاد می گیریم،که ما باید آموزش بگیریم و در زندگی به آن عمل کنیم.اگر کسی اشتباهی انجام داد ،سریع عصبانی نشویم.نقطه تحملمان را بالا ببریم.با خوبی رفتار کنیم،بگویی کارت اشتباه بود،دیگر تکرار نشود.اینکه ما در کنگره آموزش ها را بگیریم و در زندگی به آن توجه نکنیم و عمل نکنیم اصلا هیچ ارزشی ندارد.هر کدام از ما  یک نقطه تحمل داریم که بالا و پایین است.و هر کسی یک ظرفیتی دارد که اگر پر شود به نقطه ی آشوب می رسد.یعنی عصبانیت زیاد از اندازه.که ممکن است شخص دست به هر کاری بزند،نقطه تحمل مثبت و منفی دارد.قسمت منفی آن در دوران مصرف بود که کم کم با کشیدن یک نخ سیگار ،ضد ارزشها را در وجود خودمان بالا بردیم و اما قسمت مثبت که آمدیم به کنگره و در راه صراط مستقیم قرار گرفتیم به سمت ارزشها حرکت کردیم.وبا بالا بردن  نقطه تحمل و تکرار و تمرین توانستیم دانایی خودمان را بالا ببریم.خدایا شکر می کنم که به آرامش رسیدم و بهترین لذت را می برم.
اما این جلسه جلسه ی هفتم از دور یکم با دستور جلسه ی سی دی اتصال با استادی مسافر مصطفی و دبیری اینجانب علیرضا مورخ 99/1/6 راس ساعت ۶ آغاز به کار می نماید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 فروردین 1399 01:32 ب.ظ

اهمیت خواب شب وبیداری صبح زود مورخ۹۹/۱/۲

دوشنبه 4 فروردین 1399 12:17 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر,جلسه ی قبل ،جلسه ی پنجم از دور یکم با دستور جلسه ی اهمیت خواب شب وبیداری در صبح به استادی امیر حسین مورخ 99/1/2 راس ساعت ۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد: 
در ابتدا سال جدید را به دوستان و به کمک راهنمای گرامی آقا سعید تبریک می گویم.در سی دی اهمیت خواب شب ،آقای امین گفتند:افرادی که کینه و نفرت داشته باشند .مشکلات بی خوابی دارند.اگر کسی بخواهد مشکلش بر طرف شود باید این کینه و نفرت را از خود دور کند.
و دیگران را ببخشد و گذشته را فراموش مند.
کسانی که شبها دیر می خوابند ،افکار منفی در این افراد زیاد است .چون القاء افکار منفی از سحر تا طلوع آفتاب است. زمان خواب شب از ساعت ۱۰ الی ۱۱ است .پس کسی که صبح ها قبل از طلوع خورشید بیدار می شود حالش بهتر است.و یک نکته ی دیگر که در خوابیدن مهم است جهت خوابیدن است که باید شرق به غرب باشد یعنی عمود بر مغناطیس زمین بخوابد.جهت مغناطیس زمین شمال به جنوب است.بنابراین اگر بخواهیم به حال خوب برسیم و باید ابتدا فرمانبردار خوبی باشیم وبه خوابمان اهمیت بدهیم.
اما این جلسه ،جلسه ی ششم از دور یکم لژیون مجازی به استادی مسافر محسن و دبیری اینجانب علیرضا با دستور جلسه ی اهمیت خواب شب مورخ99/1/4 راس ساعت ۶ آغاز به کار کرد.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 فروردین 1399 12:21 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون مجازی سیگار به استادی آقا سعید با دستور جلسه ی وا دی نهم

یکشنبه 3 فروردین 1399 07:44 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
سخنان استاد
در ابتدا استاد چند نکته ای را یاد آور شدند.یکی اینکه ما باید حتما در لژیون مجازی شرکت کنیم ،و آموزش ها را عملی کنیم.حضور و غیاب انجام می شود.سی دی هایی که مشخص می شود را باید بنویسید و در گروه بگذارید.
واما دستور جلسه ی امروز وادی نهم می باشد،تیتر وادی نهم می گوید:وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه ی بالایی برسد،نقطه ی تحمل پیدا می شود،ما یک سری نیروها و توانایی هایی داشتیم که از دست داده ایم مثل نیروی جسمی،نیروی جنسی،نیروی تفکر،نیروی عشق و محبت و نیروی شجاعت،با استفاده از این نیروها من می توانستم خیلی از مشکلات را حل کنم.ولی در اثر مصرف مواد و مصرف سیگار ،ما این توانایی ها را از دست دادیم و به همراه آن ظرفیت و نقطه تحمل مان کم شده است.در خانواده و در جامعه ،نیروی اختیار را از دست دادیم ،قدرت تفکر و قدرت تصمیم گیری از ما گرفته شده است.هر انسانی که ظرفیت و ظرف وجودی او پایین باشد مسلما زندگی اش به هم ریخته است.مشکلات را نمی تواند حل کند.ما در وادی نهم یاد می گیریم که چگونه نقطه تحملمان را بالا ببریم.
ما باید کم کم و ذره ذره  ظرف وجودمان را بالا ببریم،چگونه؟
همانطور که پله پله دارویمان را کم می کنیم و یا قطعات آدامسمان را کم می کنیم باید از خیلی ضد ارزشها فاصله بگیریم و این کار را یک دفعه نمی توانیم انجام بدهیم بلکه کم کم دوری کنیم.مثلا دروغ نگوییم،تهمت نزنیم،غیبت و دو دربازی نکنیم و خیلی دیگر از ضد ارزشها که در دوران مصرف انجام می دادیم. و آنچه که برای من فرمان است را انجام بدهم.
در این صورت نقطه تحمل را می توانم بالا ببرم.
استخر وجودی ما مانند استخر آب که به مقدار و کیفیت آب بستگی دارد،سطح انرژی ما هم به کمیت و کیفیت بستگی دارد.مثل اینکه 5/5سی سی دارو بخوریم و بعد یک سیگار هم بکشیم ،در این صورت اثری که این دارو دارد نصف می شود و به ۳ سی سی فرقی ندارد.این سیگار کیفیت کار را پایین می آورد.همانطور که کیفیت یک درخت به ریشه هایش است.و اگر ریشه هایش خوب رشد کند محصول و میوه ی خوبی می دهد.ضد ارزشها در وجود ما حکم ریشه ی درخت را دارد اگر به جای این ضد ارزشها ،ارزشها را در وجود خودمان نهادینه کنیم،نقطه تحمل و ظرف وجودی ما هم بالا تر می رود و در خانواده و جامعه  سربلند هستیم.پس فرایند زمان و تکرار موضوع را نبایدفراموش کنیم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 3 فروردین 1399 07:48 ب.ظ

گزارش لژیون مجازی با دستور جلسه عشق و ایمان ۳

شنبه 2 فروردین 1399 03:20 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر
دستور جلسه ی قبل ،جلسه ی چهارم از دور یکم  با دستور جلسه ی سی دی عشق و ایمان ۳  ،مورخ 98/12/28  راس  ساعت ۴ با استادی مسافر ابراهیم و دبیری اینجانب علیرضا آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
آقای مهندس در سی دی عشق و ایمان ۱ و۲ به زیبایی بیان کردند که عشق چگونه به وجود می آید،حکم محصول را دارد که اگر به خوبی کاشتیم و ابیاری نمودیم محصول خوبی برداشت می کنیم.
محبت را باید کاشت تا محصول  عشق را دریافت کنیم.همانگونه که یک دانه گندم را می کاریم باید به آن رسیدگی کنیم و آب بدهیم تا بعد بتوانیم برداشت کنیم.عشق و محبت هم همین طور است.
در عشق و ایمان ۳ یاد گرفتیم که عشق یک ماده ای است که تمام ذرات هستی را به هم وصل می کند.وبه هم می چسباند.یک موج است ویا یک ماده یا ذره ای است که باید به هم نزدیک باشد.به قول آقای امین عشق تمام ذرات هستی را به هم وصل می کند واگر این چسبندگی نباشد،از هم پاشیده می شود و پایدار نیست.
سایه و جاذبه از اضلاع مثلث عشق است که حس آن چیزی است که بتواند جاذبه را بگیرد.پس یک نیرویی است که جاذبه را ارسال کند.برای همین است که همه عاشق همدیگر نمی شوند و همدیگر را دوست ندارندافراد اندکی هستند در جامعه که همدیگر را دوست دارند.
آقای مهندس می گویند به طور کلی عشق همدیگر را باور داشتن و ایمان داشتن و اعتقاد داشتن است.من باید خیلی آموزش بگیرم تا بتوانم کلمه ی عشق را در درون خودم بشکافم ،اگر به کسی عشق ورزیدی ویا محبت کردی ،همان به تو برگشت داده می شود و اگر کینه ورزیدی،همان به تو بر می گردد.
اما این جلسه ،جلسه ی پنجم از دور یکم  لژیون مجازی به استادی امیر حسین و دبیری اینجانب علیرضا با دستور جلسه ی اهمیت خواب شب وبیداری در صبح زود مورخ 99/1/2  راس ساعت ۶ آغاز به کار می نماید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 2 فروردین 1399 03:22 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۸/۱۱/۲۹بادستورجلسه ی وظایف راهنما و رهجو به استادی اقا سعید

شنبه 3 اسفند 1398 10:00 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد : دستور جلسه ی این هفته وظایف راهنما و رهجو ، در سی دی زوج
و فرد آقای مهندس گفتند : چرا می گوییم حضرت علی شفیع شما شود ، وقتی که ما ، در جهت درست قدم برداریم و فرمانبرداری کنیم آن گاه کسی شفیع ما می شود حالا یک رهجو اگر فرمانبرداری کند راهنمایش شفیع او می شود و کمک حال 
او می گردد و به سلامتی رها می شود . وقتی که راهنما از یک سری فیلتر هایی رد می شود و امتحان می دهد ، مصاحبه می شود که یک کمک راهنما شود. و مهم ترین آن بستن پیمان است . وقتی که راهنما دست راست خود را بالا می آورد و می گوید من به عنوان یک خدمت گزار،باید در کنگره طبق حرمت ها و قوانین حرکت کنم.یک راهنما در کنگره ،طبق معرفت ،عدالت و عمل سالم کارهایش را انجام می دهد.جایگاه بالایی دارد،واگر از چهارچوب کنگره خارج شود،مجازات او هم سخت است.ودر حین سختی ،لذت هم دارد.
اولین و مهم ترین خصیصه ای که یک راهنما باید داشته باشد عاشق بودن است،یک راهنما عاشق رهجویش است،و او را دوست دارد ،خدمت می کند تا رهجویش به رهایی برسد.در جهت صراط مستقیم حرکت می کند.اگر راهنما عاشق کارش نباشد و یک ذره منحرف شود،مسلما نمی تواند رهجویی را به رهایی برساند.اگر من راهنما  صاف و پاک نباشم و کارهایم را به خوبی انجام ندهم،نمی توانم به رهجو بگویم کاری را انجام بدهد.من باید طبق قوانین حرکت کنم ،تا بتوانم رهج را به درمان برسانم.اول باید خودم سی دی را نوشته باشم ،بعد به رهج گویم سی دی بنویسد،اول خودم باید سر وقت در کنگره حاضر باشم بعد به رهج بگویم ساعت ۳ و نیم سر لژیون سیگار حاضر باشد.
پس حالا من رهجو چه وظیفه ای دارم؟من رهجو باید به موقع در کنگره  حاضر باشم،به کنگره و راهنمای خودم ایمان داشته باشم چون کنگره سندی بدون نقص است،اگر بخواهم نظم و انضباط داشته باشم و به حال خوش برسم مسلما باید به داروی خودم که آدامس است ایمان داشته باشم،وقتی راهنما یک تعدادی را برای من مشخص می کند،من باید این تعداد را استفاده کنم.و این خیلی در درمان من مهم است.من به عنوان یک رهجو که در لژیون سیگار حاضر می شوم باید سی دی های (سیگار و جایگزینی_جسم_نیکوتین_عقل وایمان_وسی دی خونی مغز)را بنویسم،وبه آن عمل کنم.من باید بدانم که اگر راهنما ویا آقای مهندس کاری را گفتند انجام بدهم به نفع خود من است.و اگر هرروز با خودم بگیم که حالا چند روز دیگر و گریز بزنم،این یک نشانه ی بدی است .اگر آمدم به رهایی رسیدم باید بمانم و خدمت کنم .هر چه که بعد از رهایی ،در کنگره خدمت کنیم،مشکلاتمان در زندگی خود به خود حل می شود و به حال خوش می رسیم. بنابراین  من رهجو باید یک فرمانبردار خوبی در کنگره باشم.

مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:هیچ کس به اندازه ی یک راهنما دلش به حال رهجو نمی سوزد.یک راهنما عاشق است ،و رهجویش را عاشقانه به درمان می رساند حساب کارش با خداست و من به عنوان یک رهجو نمی توانم وظایف راهنما را بگویم
خیلی سخت است ،اما یک رهج باید آموزش پذیر باشد،خدمت گزار باشد.
گوش به فرمان راهنما باشد،نباید به راهنما یش زنگ بزند و برای او ایجاد مزاحمت کند.و اگر واقعا کسی بخواهد فرمانبردار خوبی باشد و به رهایی دلچسب برسد باید حرمت های کنگره  را که توسط نگهبان دو بار خوانده می شو
با خودش تکرار کند وبه آن عمل کند چون آمده در کنگره تا دانایی خودش را به دانایی موثر تبدیل کند.
مسافر محمود:
وظایف رهجو این است که باید تسلیم باشد.تسلیم واقعی و بدون چون و چرا.و دیگر اینکه ایمان کامل داشته باشد،اینکه بگوییم فلان راهنما سرش شلوغ است و اگر پیش او برویم حتما به رهایی می رسیم .این طور نیست ،بلکه بستگی به خودمان دارد فرمانبردار خوبی باشیم.وقتی آمدم وارد لژیون سیگار شدم ،ابتدا دوگانه سوز بودم در کنار آدامس،سیگار هم می کشیدم،ولی راهنما وقتی به من گفت باید سیگار را کنار بگذاری و آدامس مصرف کنی،فهمیدم که راهنما بد من را نمی خواهد و به نفع من صحبت می کندوخود راهنما این دوره را گذرانده است و به درمان رسیده است.پس من هم باید گوش به فرمان باشم.
مسافر هادی:
خدا را شکر می کنم که در بهترین جای ممکن قرار دارم.به نظرمن اگر راهنما عشقی نداشته باشد نمی تواند رهجو را به درمان برساند باید این عشق در او زنده باشد . تک تک این افرادی که خدمت می کنند عشق و ایمان را دارند .که
بلا عوض بدونه اینکه چیزی دریافت کنند وفقط نیتشان خداوند است . اگر یک 
نفر را از منجلاب اعتیاد نجات بدهند خداوند از جایی دیگر مزد آن ها را میدهد 
در اینجا راهنما چقدر از زندگیش می گزرد تا یک نفر رابه رهایی برساند . راهنما
یعنی کسی که راه را به ما نشان میدهد ، چون دانایی او بالاست و رهجو یعنی جوینده ی راه ، و کسی که باید سر سپر ده ی راهنمایش باشد من رهجو باید با سر راهنمایم راه بروم وبه حرف های او گوش بدهم.
مسافر محمد:
دستورجلسات خیلی قشنگ پشت سر هم چیده شده است،دستور جلسه ی قبل فرمان عقل بود،که اگر من محمد به فرمان عقل برسم می توانم درست تصمیم بگیرم و به تک تک وظایفم عمل کنم،کسی که راهنماست یک سری فیلترهایی را رد کرده است،و می خواهد راه را به من نشان بدهد.در مسیر راه به من می گوید که باید بنزین بزنی ،که همان دارو خوردن من است ومن باید به موقع و به مقدار لازم استفاده کنم.اگر به من گفت باید فلان وقت استراحت کنی،که بین ۱۰ تا ۱۱ شب است ومن باید بخوابم،ویا در هنگام صبح گفت حرکت کن ،باید روی داروی خودم نخوابم .من از وقتی آمدم کنگره به راهنمای خودم وبه کنگره ایمان آوردم و هر آنچه که گفتند عملی کردم.در سفر اول اگر راهنما می گفت سی دی بنویس،می نوشتم.اگر می گفت ساعت ۳ونیم در کنگره باشید همان ساعت می آمدم.نتیجه ی آن را هم دیدم.در سفر دوم دوست داشتم خدمت کنم،چون به خود من هم خدمت کردند و کمکم کردند تا به درمان رسیدم،برای همین من هم باید خدمت کنم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 3 اسفند 1398 10:07 ب.ظ

گزارش لژیون سیگار مورخ ۹۸/۱۱/۲۲با دستورجلسه ی وادی ششم به استادی اقا سعید

چهارشنبه 23 بهمن 1398 08:52 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
MOHAMMAD:
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
وادی ششم به ما می گوید:حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نمائیم.
خیلی ها معتقدند ،که یک مصرف کننده عقل ندارد و یا عقلش سالم نیست.در وادی ششم ،یاد می گیریم که عقل یک موهبت خداوندی است مثل خورشید به همه کس وهم جا می تابد.حالا چرا من مصرف کننده ،نتوانستم از این موهبت استفاده کنم. ما در تعریف خمر گفتیم که پرده و پوششی که بر روی روان و شخصیت و تفکر  و عقل ما کشیده می شود،حالا این خمر می تواند مواد ، پول و ضد ارزشها و هر چیزی باشد. چون روی عقل ما کشیده شده است .ما از آن بی بهره ایم.یکی دیگر اینکه اگر حسمان آلوده باشد،عقل درست کار نمی کند.
ما چه وقت می توانیم به فرمان عقل برسیم و اجرا کنیم،وقتی که وادی پنجم را عملی کنیم. در وادی پنجم  آقای مهندس به تزکیه و پالایش جسم و حس اشاره کردند.در وادی دهم یک چرخه ای آمده است.تفکر سالم←ایمان سالم←عمل سالم←حس سالم←عقل سالم←عشق سالم
ما باید هم حس و هم جانمان را تزکیه و پالایش کنیم.حالا اگر حس من آلوده باشد و من سیگار بکشم،مواد بزنم ،دروغ بگویم ، و کلا عمل ناسالم انجام بدهم
به فرمان عقل هم نخواهم رسید.ما گفتیم اولین نیروی به کار گیری قوه ی عقل ،حس است.پس باید تزکیه و پالایش شود.چون حس است که اطلاعات را به عقل می رساند.و عقل پردازش و بررسی می کند و جواب می دهد.
عقل هیچ گاه اشتباه نمی کند.چون فر ایزدی دارد. به عبارتی عقل ،خود خداوند است.اگر حس تمیز باشد و آرامش داشته باشی ،نفس نمی تواند غلبه کند.
برای چه من هر روز سیگار می کشم.چون دروغ می گویم،و حسم خراب است.
 ومن هر روز در خانواده با زن و بچه ام درگیر می شوم.و ایجاد. مشکل می کنم.
هنوز به فرمان عقل نزدیک نشدم.واین خیلی مهم است.عمل سالم به من حس سالم می دهد،حالا عمل سالم چیست؟همان سیگار نکشیدن است،من به عنوان یک سفر اولی نباید سیگار بکشم، نباید نافرمانی کنم.باید سرم را با سر راهنمام یکی کنم.باس خودم راه نروم و تصمیم بگیرم.یک سری عواقبی پشت سرش ،
است.که سیستم زندگی و خودم را به هم می ریزد.
فرمان عقل ،فرمانی است که من باید به آن نزدیک شوم.فرمان عقل یعنی رسیدن به آرامش.هر وقت دیدی که به آرامش رسیدی،یعنی به فرمان عقل رسیدی.یعنی شو،شود. و هر خواسته ای که داشته باشی،البته در صراط مستقیم ،اجرا شود.
مثلا نفس خواسته اش این است  که سیگار نکشم،یا اینکه به استخر بروم،و یا ساعت ۳:۳۰ دقیقه سر لژیون حاضر شوم.
واگر اینکارها را انجام ندادم یعنی نافرمانی کردم.فرماندهی از عقل گرفته می شود،نفس اماره فرمان می دهد.
در این جا فرمان عقل، فرمان راهنماست، اگر گفت :سی دی بنویس،بنویسم،اگر گفت ،دارو را در این ساعت مشخص شده مصرف کن،گویم چشم.
اگر فرمانبردار خوبی بودم،در زندگی نیز زن و بچه هم از من فرمان می برند.در درون انسان ،در هستی برنامه ریزی شده است و قوانین دارد ،اگر فرمان بردی،دیگران هم از تو فرمان می بیند،ولی اگر فرمان نبردی ،در مورد خودت هم صادق است.بنابراین ما باید به فرمان عقل برسیم.و این خیلی مهم است،که 
حتما خواهیم رسید.

مشارکت دوستان
مسافر هادی: من خدا را شکر می کنم که در بهترین مکان قرار گرفتم. من در گذشته اسلامی عقل برخوردار نبودم.چون خیلی از کارهای ضد ارزشی را انجام می دادم.همین سیگار من را از خانه و خانواده ام دور کرده بود،طوری شده بودم که هیچ گاه کلمه ی نه نمی توانستم بگویم.در محل کارم اگر کسی ،وسیله ای را می خواست،نمیتوانستم ندهم،وبعد پس گرفتن آن با مشکل روبه رو می شدم.
یا برای گرفتن وام،ضمانت کسی را قبول می کردم ،و قسط های نداده را بایستی می دادم.ومن امروز فهمیدم که چقدر نا توان و نادان بودم ،در این جا من پر و بال گرفتم و فهمیدم که عقل چیه؟در کارهای دیگران دخالت می کردم . می خواستم مشکلاتشان را حل کنم.در حالی که خودم سر تا پا پر از مشکل بودم.
عقل در وجود ما از خون و گوشت و پوست نیست،طوری که وقتی  از دنیا رفتیم،
باز عقل وجود دارد.کم کم وقتی در کنگره قرار گرفتم ،خیلی از ضد ارزشها را کنار گذاشتم،و احترام گذاشتن را یاد گرفتم،باید دیگر بر نفس اماره غلبه کنیم.تا فرمان نادرست  تجویز نکند.
مسافر حامد:
ما در کنگره یاد گرفتیم که با تفکر ،ساختارها ایجاد می شود،و پنج وادی را پشت سر گذاشتیم،تا به وادی ششم رسیدیم،من حامد یک مصرف کننده بودم و عقل من در اثر کشیدن مواد نپخته و خام بود و کامل نشده است.اگر در زندگی ام خواستم کاری را انجام بدهم ،باید به فرمان عقل رسیده باشم.شاید قبلا از عقلم
فرمان می گرفتم ولی ناسالم بود،در این جا یاد گرفتیم که چگونه به فرمان عقل نزدیک شویم.
مسافر مرتضی:
پیام، بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم،به‌سرعت صوت را همراه داشته باشد و سرعت نور با بهترین رنگها تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد نه آتشی که همه چیز را ویران نماید.
ونمایش نور از شعله ی آتش .و استادی باشید برای شعله های آتش که می خواهند
سوار بر نور بشوند.واز خاکستر شدن گریزان هستند.
مسافر محمد:
برای مثال ، اگر خواستم با کسی، تماسی داشته باشم.  اگر شماره تماسی که  
می گیرم  یک شماره اش کم باشد،تماس بر قرار نمی شود،همین طور وادی ها 
را اگر یکی از آن را یاد نگیریم و به آن عمل نکنیم ،وادی بعدی را نمی توانیم عملی کنیم.اگر پنج وادی اول را اجرا نکنیم ، نمی توانیم وادی شش را که رسیدن به فرمان عقل است اجرا کنیم.خود من قبلا نمی دانستم نفس چیست.
نفس در سه مرحله است.مرحله ی اول ،نفس اماره و یا حیوانی و مرحله ی دوم نفس لوامه و یا سرزنش کننده است. که وقتی وارد کنگره شدم فهمیدم  .اگر کاری که انجام می دادم ،اشتباه بود،خودم را سرزنش می کردم و پشیمان می شدم.
و اما مرحله ی سوم ،نفس مطمئنه است که کارایی زیادی دارد و بهترین نفس برای عقل است. خود من ،وقتی آمدم سر لژیون سیگار ،آقا سعید به من گفتند که آمدی برای سیگارت ،ومن گفتم بله.  وقتی رفتم سر کار پاکت سیگار را لوله کردم و ریختم.و روز بعد که روز پنجشنبه بود در محل کارم ،سر سیگارها را برداشتم و یک نخ کشیدم،وقتی بعد از ظهر سر لژیون حاضر شدم،آقا سعید پرسید که چه کار کردی من قضیه را تعریف کردم،ومن از همان لحظه که آقا سعید به من گفت:محمد اگر خواستی سفر سیگار را انجام بدهی ،نباید سیگار بکشی ،وبای آدامس بخوری.همین کار را کردم و نتیجه اش را دیدم.
حالا  اگر من وادی پنجم را عملی نکنم نمی توانم به وادی ششم برسم،وادی ۵ به من گفت که دروغ نگو ،قضاوت نکن، تجسس در کار دیگران نکن،ومن باید از این ضد ارزشها دوری کنم ،تا به فرمان عقل برسم.
مسافر امیر حسین:
وادی شش می گوید:فرمان عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کنیم،ما باید آن چیزی که عقل می گوید درست است  را اجرا کنیم، ما بعضی مواقع در انجام کارها دو دل هستیم ،نمی دانیم انجام بدهیم یا انجام ندهیم ودر این جا عقل  سالم حکم می کند که انجام ندهیم،من یاد گرفتم که برای رسیدن به فرمان عقل
باید از تاریکی ها فاصله بگیریم و به سمت روشنایی ها حرکت کنیم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 بهمن 1398 08:57 ب.ظ

گزارش لژیون سیگار با دستورجلسه ی اوتی مورخ ۹۸/۱۱/۱۶با استادی اقا سعید

شنبه 19 بهمن 1398 07:09 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین
به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
این هفته،هفته ی اوتی است .وما به همه ی خدمت گذاران در قسمت  اوتی تبریک می گوییم.قبلا دستور جلسه به این شکل بود که چگونه سپاسگذار کنیم _اوتی .آقای مهندس در سی دی نوش دارو فرمودند:حرمت  دارو نباید شکسته شود.هر دارویی ویا هر کسی،حرمت پدر،حرمت مادر و یا حرمت هر چیزی را باید نگه داریم.حرمت داروی اوتی را باید نگه داریم.چگونه؟این طور که آن را خرید و فروش نکنیم،در کلینیک خیلی با احترام و دو دستی نامه را تقدیم کنیم،در کلینیک بلند صحبت نکنیم. ودر سفر اول باید دارو را در اندازه ی مشخص شده و سر وقت استفاده کنیم.او تی مخفف اپیوم تینکچر است.یا تنتور تریاک. که در پله های ۲۱ روزه استفاده می شود. چرا از تریاک گرفته شده است، ما دو نظریه داریم  یکی اینکه ، داروی هر موادی خود آن مواد است.مثلا تریاک برای تریاک،حشیش برای حشیش،هروئین برای هروئین،و نظریه دوم تریاک به عنوان کامل ترین،بهترین،شفا بخش ترین و پر رانده مان ترین دارو ،برای همه ی مواد است.
حشیش،الکل،انفتامین ،و همه ی مواد.چرا؟ چون در تریاک حدود ۵۰ تا آلکلویید شنا خته شده است.اولین آن مرلین است ،که چقدر در علم پزشکی کاربرد دارد.
به سیستم بدن انسان  سیستم شبه مرفین گفته می شود چون عین چیزهایی که در تریاک است ،در بدن ما تولید می شود در مخدر های دیگر نیز وجود دارد.
 خیلی لز بیماری ها مثل صرع ، ام اس را شفا داده است.خیلی بیماری های جسمی و جنسی درمان شده است.  به قول آقای مهندس داروی اوتی یک جنرال سرویس است.یعنی یک سرویس کلی از نوک انگشتان تا فرق سر ،هر بیماری که داشته باشیم ،درمان می کند. و کسانی که مصرف کننده نیستند و یک بیماری خاصی داشته باشند،در شرایط خاصی ،با اجازه ی آقای مهندس از این دارو استفاده می کنند،و بیماریشان را درمان می کنند.در وادی ۱۳ جمله ی زیبایی نوشته شده است.
بر مبنای حکمت قدرت مطلق نامه ی پیشین یک سری کم و کاستی هایی در ژن انسان است،مثل بیماری صرع که می تواند از طریق ژن به وجود بیاید.و واقعا داروی اوتی ،معجزه می کند.
در مورد سیگار هم همین طور است ،برای درمان از آدامس ،نیکوتین خوراکی استفاده می کنیم،وبای حرمت آن را  حفظ کنیم.تیکه تیکه نخوریم،بلکه به قطعات کوچک تقسیم کنیم،همانطوری که راهنما مشخص می کند،شاید در ابتدا ۲۴ قطعه باشد ولی بعد قطعات ۱۶ و یا ۱۵ باشد.ما باید ده دقیقه آدامس را بجویم
تا نیکوتین آن جذب بدن شود.اگر نمی توانیم بجویم ،باید بین لثه نگه داریم.و بعد از مصرف نباید به صندلی بچسبانیم،چون حرمت  آن را شکسته ایم.به آن مانند داروی اوتی اعتقاد و ایمان داشته باشیم.و درست و به موقع استفاده کنیم تا به نتیجه که همان درمان کامل است برسیم. اگر از آدامس استفاده می کنیم،دیگر سیگار نکشیم،چون مانند ماشین دوگانه سوز می شوم و این برای خودم ضرر دارد.ما خودمان به سیگار بها می دهیم و آن را بزرگ می کنیم و گر نه سیگار عددی نیست.ما باید بتوانیم از یک نخ سیگار بگذریم تا در برابر مشکلات در زندگیمان،مقاوم باشیم.درمان سیگار را باید از همان سفر اول شروع کنیم،یعنی ۲الی ۳ ماه که از سفر ایکس گذشت باید در لژیون سیگار قرار بگیریم و درمان کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی :این هفته را تبریک می گویم ،به همه ی خدمت گزاران در اوتی .واز آنها تشکر می کنم.آقای مهندس  برای پالایش جسم گفتند که اگر داخل آب ساکن لجن باشد باید آن لجن را از بین برد،و واقعا آقای مهندس چقدر زحمت کشیدند مشکلاتی داشتند تا این دارو و این روش را ابداع کنند و حالا از آن استفاده کنیم،مشکلات رحمت است و لعنت خداوند نیست.و خدا را شکر می کنیم.ما باید قدر این دارو ی اوتی و آدامس را بدانیم و حرمت آن را حفظ کنیم،و تیکه تیکه نکنیم .در اندازه ی مشخص استفاده کنیم،به آن ایمان داشته باشیم،تا به بهترین درمان برسیم.
مسافر رسول:
من هم خدا را شکر می کنم،کسانی که در قسمت اوتی زحمت می کشند،پیدا نیستند.انشاالله خدمتشان به یاری خداوند در زندگیشان  اثر بخش باشد. من خودم برای درمانم چندین بار در منزل اقدام کردم،به روشهای مختلف که به نتیجه نرسیدم.ولی در کنگره بعد از ۴۰ سال تخریب به درمان رسیدم.ما باید با یک رفتار مسالمت آمیز و با ایمان کامل از داروی اوتی استفاده کنیم.
مسافر هادی:
خدا را شکر می کنم که در بهترین جا قرار گرفتم.ابتدا از آقای مهندس تشکر می کنم،که این راه را پیدا کردند.اگر بیماری آقای مهندس نبود ،شاید ما الان نمی توانستیم برای درمان این جا دور هم باشیم،اوایل آمدنم به کنگره  دو دل بودم،که بیام و یا نه،اما بالاخره آمدم و خیلی چیزها را یاد گرفتم.مادرم در نفس کشیدن خس خس می کرد ،گفتم چقدر اذیت کردم و این خس خس از سیگار کشیدن من بوده است.این که می گویند  سیگار هزار تا سم دارد ،درست است،چند وقت پیش یکی از دوستان در اثر کشیدن قلیان ،جان خودش را از دست داد،و واقعا مرگ ومیر زیاد در اثر مصرف سیگار را فهمیدم،این اتفاقات ر

ا با چشم خودمان می دیدیم و برای درمان کاری نمی کردیم،خدا را شکر که راه کنگره را یافتیم و به درمان رسیدیم.من وقتی وارد لژیون شدم ۲ تا چیز از راهنمایم یاد گرفتم،یکی اینکه آدامس را بخور تا پر شوی ،ویکی هم اینکه با ایمان و به نیت شفا استفاده کن.و من وقتی به قطعات کوچک رسیدم اصلا متوجه نمی شدم.وخیلی خوب به درمان رسیدم،خدا را شکر میکنم.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 بهمن 1398 07:13 ب.ظ

خلاصه گزارش لژیون سیگار به استادی آقاسعید مورخ۹۸/۱۱/۸با دستورجلسه نظم و انضباط و احترام

جمعه 11 بهمن 1398 09:38 ب.ظ

نویسنده : محمد زین العابدین

به نام قدرت مطلق الله
سخنان استاد
دستور جلسه ی این هفته،نظم و انضباط و احترام است.من خودم خیلی روی کلمه ی احترام حساس بودم.واقعا احترام از چه چیزی گرفته شده است.از حریم و حرمت است.این کلمات نظم و انضباط و محترم و حریم به هم ربط دارد.
ما در زمان مصرف ،هیچ احترام و اعتبار و ارزشی برای خودمان قائل نبودیم.همه را از بین بردیم.کسی نمی توانست به ما اعتماد کند.و حتی دوچرخه اش را در اختیار ما بگذارد.ما حریم خودمان را با مصرف مواد و سیگار از بین برده بودیم.
به کسی احترام نمی گذاشتیم،کسی هم به ما احترام نمی گذاشت.اختیار عقل را مواد به دست گرفته بود و در وجود ما مواد و سیگار تاخت و تاز می کرد.اما وقتی به کنگره آمدیم یاد گرفتیم که باید با نظم باشیم،همان ابتدای آمدن ما،آقای مهندس در کتاب ۶۰ درجه گفتند که باید دارو ی اوتی و یا آدامس را در زمان مشخص شده استفاده کنیم.و احترام گذاشتن را در کنگره یاد گرفتیم. وقتی من در درون خودم نظم را رعایت کنم،خود به خود در بیرون هم یاد می گیرم.
به خاطر اینکه درون خودم را نا امن کرده بودم،کسی به من احترام نمی گذاشت.
واین نا امنی  از کجا سرچشمه می گرفت،از اینکه در وجودم هیچ ایمانی وجود نداشت.ایمان یعنی تجلی نور صفات خداوند در انسان،اگر من به خداوند ایمان دارم یا به داروی او تی ایمان دارم یا به کسی یا چیزی.این یعنی حرکت من از تاریکی به سمت نور.و حریم خودم را امن کرده ام.و مسلما کسی که به چیزی ایمان دارد یعنی اعتقاد قلبی به آن چیز داشته است،در دوران مصرف  ،شیطان در وجود من بود و به خاطر همین بود که همه در زندگی من دخالت می کردند،و تصمیم می گرفتند.خدا را شکر می کنیم که با آمدن به کنگره ،و حفظ کردن حرمت ها ،دوباره اعتبار و ارزش خودمان را بدست آوردیم و به جایگاه ها احترام می گذاریم،به جایگاه ما هم احترام می گذارند.نظم و انضباط را یاد گرفتیم.
یاد گرفتیم که به موقع سر لژیون حاضر شویم،و به موقع به کنگره بیاییم.قبل از آمدن راهنما حتما حضور داشته باشیم،به مرور زمان این نظم و احترام را در بیرون و در خانه و کوچه و جامعه هم رعایت می کنیم.
مشارکت دوستان
مسافر مصطفی:آقای مهندس یک مثلثی را گفتند ،که اضلاع آن گفتار نیک  و پندار نیک و کردار نیک بود .اگر من مصطفی تفکرم  را درست کنم.و در صحبت کردن از الفاظ درست استفاده کنم بر رفتار و کردار من هم تاثیر می گذارد .
این مثلث نظم و انضباط و احترام همین طور است.اگر در کارهایم نظم داشته باشم ،انضباط من خوبه خود درست می شود و کم کم احترام گذاشتن من درست می شود. اگر من نظم را در صور پنهانم اجرا کنم.  یعنی اگر به موقع به کنگره بیایم و لباس سفید بپوشم در اندیشه ی من آن انضباط وجود داشته است،اگر نظم را در وجود خودم برقرار کنم مسلما در همه جا می توانم رعایت کنم و الگویی باشم برای اطرافیان .
مسافر حامد
من در دوران مصرف هیچ نظم و انظباط نداشتم،و به دنبال آن دروغ هم می گفتم.سر وقت کارهایم را انجام نمی دادم. کسی که یک مصرف کننده است، از نظم و احترام چیزی نمی داند. ولی در کنگره این سه مورد را به وجود آورد ،وما از حرمت های کنگره یاد گرفتیم.که در مسیر ارزشها حرکت کنیم،وبه یکدیگر احترام بگذاریم.
مسافرمنصور: ما کلا در برابر یک سری از کارها که بایستی ،نه می گفتیم،بلد نبودیم که نه بگوییم و آن کار را نهی کنیم.و مشکلات خودمان را زیاد می کردیم
با آمدن به کنگره ،نظم و انضباط را یاد گرفتیم.که در ساعت های مشخصی از دارو استفاده کنیم. اگر به بچه ی خود میگفتیم فلان کار را انجام بده،انجام نمی داد ،ما طوری جواب می دادیم که نسبت به همدیگر بی احترامی ،می کردیم،ولی در کنگره این احترام گذاشتن را یاد گرفتیم.
مسافرمرتضی:
پیام;.   آنچه باور است،محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.من که می گویم کلام خود نیست ،بلکه فردی است در جمع بیکران هستی که باورش کار هر کس نیست،ارابه ها را در بیکران به حرکت درآورید که نگهبانان ماوراء ،به آنچه 
در روی زمین ،است نیازمندند.بشکافید،آنچه شکافتنی است،در دل سنگ بروید و ترکیب ها را جدا نمایید.
مسافر محمد:
قبل از اینکه مصرف کننده باشم ،۲۰ درصدی نظم و احترام و انضباط را داشتم که با مصرف کردن مواد و سیگار  ،از من گرفته شد.چون مواد عقل من را گرفت و خودش فرماندهی می کرده چه وقت احترام بگذارم و چه وقت نگذارم.از وقتی به کنگره آمدم ،نظم و انضباط و احترام گذاشتن را یاد گرفتم.اگر راهنمام به من می گفت که ساعت ۵ باید حضور داشته باشی ،می آمدم،در لژیون سیگار همان ساعت ۳ و نیم می آمدم.آموزش گرفتم که احترام بگذارم،قبلا در سر چهار راه نقطه تحملم کم بود،و صبر نمی کردم،ولی حالا پشت چراغ قرمز صبر می کنم.به بقیه احترام می گذارم. دیگران هم به من احترام می گذارند.
مسافر حسین:
نظام هستی ،خودش روی نظم و حساب و کتاب است،اگر فرض کنیم خورشید بیش از حد خودش به کره زمین بتابد،همه ی موجودات از بین می رفتند و چیزی

باقی ن

می ماند.ویا بالعکس اگر کمتر از حد معمول می تابید ،همه ی موجودات یخ می زدند.ابر و باد و خورشید،همه روی نظم خاصی قرار گرفته است. قبلا اگر یک چیزی را در خانه می گفتند بخر، می گفتم فردا،و نمی گرفتم و دچار بی نظمی و بی حرمتی می شدیم،ولی الان ما یاد گرفتیم که به یکدیگر احترام بگذاریم و نظم و انضباط را رعایت کنیم،خداوند دوست دارد که انسان ها به یکدیگر احترام بگذارند.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 بهمن 1398 09:56 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات