تبلیغات
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11) - مطالب حسین مهرابیان
 
وب لژیون کمک راهنما مسافر سعید چنگانیان(لژیون11)
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
چهارشنبه 13 شهریور 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 مرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 مرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
                  دل نوشته ایی به قلم مسافر علیرضا


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : درمان اعتیاد، آموزش، کنگره60،
لینک های مرتبط : دل نوشته،


دوشنبه 24 تیر 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

بسم الله الرحمن الرحیم

دستور جلسه این هفته: وادی یازدهم و تأثیر آن روی من

به قلم مسافر علی خدامی


چنانکه وادی های گذشته را به انجام رسانده باشیم و یا به انجام برسانیم، قطعاً تبدیل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گردیم و باز هم اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و یا هم اکنون نیمه پر باشد، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکیه لازم، پر خواهد شد.

برای دستور جلسه این هفته، هیچ نوشته ای بهتر و کاملتر از متن وادی یازدهم، نوشته آقای مهندس دژاکام نیست. به همین دلیل، متن کامل وادی را می خوانیم تا با مفاهیم این وادی بیشتر آشنا شویم. در مورد بخش دوم دستور جلسه، یعنی تاثیر آن روی من، هر یک از ما می توانیم برداشت خود را در بخش نظرات، به اطلاع دیگر عزیزان برسانیم.

وادی یا راه یازدهم

چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند.

آن گاه که روشنایی آبستن تاریکی بود، اهریمن از فرمان سرپیچی کرد، گویی نقطه ای سیاه و تاریک از دل روشنایی ها زاده شد و حرکت خود را آرام و خزنده برای تاختن به جهان روشنایی ها آغاز کرد تا ظلمت و تاریکی را گسترش دهد و برتری خود را نسبت به انسان در مقابل قدرت مطلق، به اثبات برساند.

اهریمن، یاران و نیروهایی را در لامکان گرد آورد و گفت، به انسان یک ویژه گی داده شده که ما فاقد آن هستیم و ما برای اثبات شایستگی و برتری خود بایستی انسان را از طریق الهام و القاء، از سیر صعودیش منحرف نماییم. ما فقط از طریق الهام و القاء می توانیم او را به طرف ضد ارزش ها سوق دهیم، به عبارت دیگر، از او دعوت کنیم. ما اجازه اقدام دیگری را نداریم چون اختیار انسان محترم شمرده شده است.

مطمئن باشید که انسان های زیادی به جرگه ما خواهند پیوست زیرا انسان موجودی است با دو ویژگی، خوبی و بدی، آن ها موجوداتی حریص، زیان کار، ناسپاس و پنهان کننده خدای خود هستند، مگر اندکی از آن ها که عمل صالح انجام می دهند و دیگران را به صبر و محبت توصیه می کنند.

از آن جایی که قلمرو جهان مادی و جسم خاکی یا مادی به انسان ها داده شده، لذا کلیدی ترین موضوع، ماده و مادیات است. توجه داشته باشید به انسان هشداری هم بدین مضمون داده شده است.

اگر بر مادیات سوار باشی، نیمی از قدرت اهریمن را شکست داده ای اما اگر مادیات بر تو سوار باشد، بدان که صد در صد تو را شکست می دهد.

از اسب پیاده شدن، همان قدر مهم است که بخواهی سوار شوی.

اهریمن این گونه ادامه داد: انسان ها با قوانینی بسیار مستحکم که از طرف قدرت مطلق اعلام گردیده در حال زیستن و فراگیری هستند، نابودی این قوانین امکان پذیر نیست ولی تحریف و مخدوش کردن آن ها میسر است. تعادل قانون است، ولی افراط و تفریط خواست ما.

یورش آغاز گردید، بازار دروغ، کینه، دشمنی، خیانت، حسادت، ترس و اضطراب رواج یافت. خور و خواب، تولید مثل و لذت جویی، مال اندوزی، تصاحب سرزمین های مختلف، حکم فرمایی، جنگ و خون ریزی توسط بشر بالا گرفت، گویی درب های الهامات الهی آسمان به سبب نافرمانی بشر و نفوذ نیروهای اهریمنی بسته شد و قدرت در جسمیت تحت فرمان نیروهای مخرب قرار گرفت و برای این که انسان را به دسته افکار خود سوق بدهند، برای آن ها وسایل خوشی و لذت های زودگذر گوناگونی را مهیا کردند.

در این شرایط، الهامات خیر و مثبت، کمی ارسال می شد و همه موجودات به خصوص انسان، بسیار در درد و رنج بودند. هرکس توان مالی و اندیشه بسیار داشت می توانست بماند و در نبود این ها شکست حتمی بود. جدال برای به دست آوردن بود، برای نگهداری چندان نیرو به خرج نمی دادند. طوری بود که گویی اهریمن ها در قلمرو الله شورش نموده اند.

در این وضعیت، انگشت اهریمن به طرف خطرناک ترین و مهلک ترین موضوع نشانه رفت و تیر زهراگین خود را که مربوط به جادوی هفت رنگ بود، رها نمود و جادوی هفت رنگ چیزی نبود به جزء خمر، از آن میان گلی زیبا و وحشی را به نام خشخاش که یکی از مفیدترین و شفابخش ترین و مهمترین گیاه دارویی بود، مطرح نمود و گفت:

اگر این گیاه در دست حکیم حاذق باشد، حیات است، شفاست، زندگی است و اگر به دست مردم عادی باشد زهریست شیرین و به ظاهر گوارا. آن را میان مردان، زنان، پیران، جوانان نیرومند و سالم، به بهانه سرخوشی و رسیدن سریع به خواسته هایشان هدیه کنید و دعوت به استفاده نمایید تا جنگ آورترین و متفکرترین و زیباترین انسان ها را تبدیل به بدبخت ترین و ترسوترین و زشت ترین انسان ها نماید.

فرمان اهریمن اجرا شد و در طی هزاران سال انواع خمر گسترش یافت و تریاک، حشیش، کوکائین و الکل جای خود را باز کرد و مردان و زنان و پیران بسیاری را به اعماق تاریکی سپرد.

در این شرایط اهریمن لبخندی زد و گفت:

مرحله دوم خمر را اجرا کنید.

ناگاه از میان متخصصین دانشمند، یک متخصص با کمال نادانی گفت: من از عصاره تریاک ماده ای را کشف کرده ام که برای درمان اعتیاد به تریاک مفید است و جاهل های دیگر باور کردند و هروئین پا به عرصه حیات گذاشت که دهها بار مخرب تر از تریاک و هر نوع اعتیاد بود.

باز اهریمن لبخندی زد و گفت مرحله سوم،

آن گاه دانایان نادان انواع و اقسام قرص ها و مواد شیمیایی از جمله کرک و شیشه را به جوامع سرازیر کردند که صدها بار مخرب تر از تریاک و هرویین بود و دیگر نیازی به زمین کشاورزی نبود. در هر مکان و خیلی سریع قابل ساخت یا تولید است.

حال ای عزیز، اگر این موضوع را واقعیت مسلم بگیریم، باز هم حقیقت جای دیگر و چیز دیگر و هدف دیگر است زیرا خداوند حکیم و توانا است و خود تدبیر می کند و او وجود نیروهای تخریبی و انسان های پلید و اهریمنی را برای وجود هستی به عنوان یک نیروی مکمل لازم دانسته تا انسان به درجه ای از فهم برسد و با استفاده از عقل سلیم به جایگاهی برسد تا بداند کدام کار درست و کدام غلط است و توان اجرای عمل سالم را نیز داشته باشد.

بنابراین برای خروج از ظلمت و این جهنم ما هیچ راهی نداریم، مگر این که به ریسمان الهی چنگ بزنیم و اصل ریسمان الهی محترم شماردن و اجرای فرامین و قوانین اوست و این قوانین به گونه ای است که از بدوی ترین تا متمدن ترین و از بی دین ترین تا دین دارترین مردمان، همه و همه قبول دارند چون کاملاً پسندیده و عقلانی است.

قوانین چه می گویند؟

می گویند: دروغ نگو، دزدی مکن، خودبین مباش، ربا نخور، گمان بد مبر، رشوه نخور، عیب جو نباش، کم فروشی نکن، ترشروی مباش، فساد نکن، مواد مخدر مصرف نکن، پیمان شکن مباش، خیانت نکن، عدالت خواه باش، حق را ناحق نکن، مهربان باش، به درماندگان کمک کن، تفکر کن و تعقل کن.

حال اگر هر فردی در هر دین و مذهبی، تمام مراسم عبادی و ظاهری دین خود را به جا آورد ولی قوانین ذکر شده را محترم نشمارد و اجرا نکند، بی دین ترین فرد و از پیروان اهریمن خواهد بود.

بنابراین اجرای قوانین توسط انسان شرایطی را برای او به وجود می آورد تا در بهترین حالت، به زیستن ادامه دهد.

ما تاکنون ده وادی را پشت سر گذاشته ایم که تمامی آن ها بر گرفته از قوانین می باشند و قادر هستند ما را از ظلمت خارج نمایند تا به طرف نور حرکت کنیم.

وادی اول: با تفکر ساختارها آغاز می گردد ... و وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نیست ... و در همین وادی، یعنی وادی دهم فرا گرفتیم برای تغییر صفت گذشته تنها یک راه وجود دارد و آن هم تهذیب اخلاق و یا پالایش به مفهوم تزکیه می باشد. برای انجام این مهم، تفکر سالم، ایمان سالم، عمل سالم، حس سالم، عقل سالم و عشق سالم همراه با آموزش و تجربه مفید لازم است که به آرامی همه این موارد را در طول زمان فرا می گیریم.

در وادی یازدهم، چشمه های جوشان و رودهای خروشان، همه به بحر و اقیانوس می رسند، مطرح می گردد.

چنان که وادی های گذشته و موارد فوق الذکر را به انجام رسانده باشیم و یا به انجام برسانیم، قطعاً تبدیل به چشمه جوشان و سپس رود خروشان می گردیم و باز هم با این شرایط اگر جام ما در شروع وادی اول خالی و یا هم اکنون نیمه پر باشد، عاقبت با تلاش و کوشش خودمان و با تزکیه لازم، پر خواهد شد.

اکنون برای این که شرایط و دلیل چشمه جوشان شدن انسان را مطرح نماییم، چشمه های جوشان طبیعت را الگو قرار می دهیم و بررسی می کنیم.

یک چشمه جوشان پس از این که موقعیت جغرافیایی آن مهیا شد، بایستی دو ویژگی داشته باشد.

1- منابع آب ذخیره شده

2- اختلاف ارتفاع یا اختلاف پتانسیل منابع آبی با دهانه خروجی چشمه، به منظور ایجاد و یا تأمین فشار و یا تأمین انرژی لازم برای جوشش همراه با فشار آّب از دهانه چشمه.

بنابراین انسان هم برای این که تبدیل به چشمه جوشان گردد، همانند چشمه آب نیاز به دو ویژگی دارد.

1- منابع اطلاعاتی صحیح در مسیر دانایی

2-  اختلاف پتانسیل درونی و بیرونی برای کسب انرژی

در مورد منابع اطلاعاتی صحیح برای رسیدن به دانایی، تاکنون به قدر کفایت بحث کرده ایم خصوصاً در جزوه یک و دو جهان بینی، اما در مورد اختلاف پتانسیل برای کسب انرژی، کمی توضیح لازم است.

انرژی پتانسیل، مربوط به اختلاف ارتفاع است، اگر ما سنگی را از سطح زمین بالا ببریم، در آن انرژی ذخیره می شود، اگر آن را رها کنیم شدیداً به زمین برخورد می کند و یا چیز دیگر و انرژی آن تخلیه می شود.

منابع آب را به همین دلیل در ارتفاع قرار می دهند چون انرژی پتانسیل فراهم می شود و آب با فشار از لوله ها خارج می گردد. به این انرژی، انرژی پتانسیل می گویند.

به هر حال برای انسان هم می توان این انرژی پتانسیل را به گونه ای دیگر توصیف کرد، چون شدیداً به آن نیاز داریم. اگر انسان از نظر درونی و بیرونی جایگاه خود را به طرف ارزش ها تغییر بدهد و صعود کند، در او ایجاد انرژی می نماید که بستگی به تغییر جایگاه دارد. مثل فرد دیپلم که دانشگاه قبول می شود و یا فردی در مسابقات قهرمان می شود و یا کودکی صاحب دوچرخه می شود و یا معتادی که به درمان می رسد.

این موضوع یکی از شاهکارهای کسب انرژی برای انسان است که بلافاصله پاداش خود را از کارهای خوب می گیرد و یا برای نمونه فردی که روزانه 5 گرم مواد مصرف می کند، موقعی که با یک گرم کاهش، به مصرف 4 گرم در روز می رسد، به اندازه 1 گرم کاهش، در او ایجاد انرژی پتانسیل می شود و این انرژی باعث قدرت و اعتماد به نفس زیادی می گردد ولی پس از گذشت 21 روز، انرژی ذخیره شده تمام می شود و بایستی کاهش دیگری انجام پذیرد. مثلاً به 3 گرم برسد تا دوباره تأمین انرژی گردد ولی اگر برگشت کند و به سراغ 5 گرم اولیه برود، اختلاف پتانسیل را از بین برده و باعث غم و اندوه و عدم اعتماد به نفس می گردد و یا فردی در کنگره 60 یا در یک سیستم، فردی عادی است، موقعی که یک مسئولیت کوچک به او داده شود، بلافاصله جایگاه او از حالت سکون تغییر می کند که باعث ایجاد اختلاف پتانسیل در جایگاه درونی و بیرونی او می گردد و این موضوع از مسئولیت های کوچک تا مراتب خیلی بالا ادامه دارد، برای همین است که در کنگره می گویند هرکس خدمت کند حالش خوب می شود.

خدمت داوطلبانه یعنی تغییر جایگاه، حتی اگر جارو کردن و شستن زمین باشد، چون دیگران برای او ارزش قائل می شوند زیرا او داوطلبانه خدمت می کند.

بنابراین برای چشمه جوشان شدن بایستی مرتباً با حرکت های سالم، ایجاد اختلاف پتانسیل نمود تا انرژی لازم برای ادامه، مهیا گردد.

همانطوری که گفته شد انرژی پتانسیل در انسان در اثر تغییر جایگاه و یا به زبان فیزیک، تغییر ارتفاع به وجود می آورد، اگر این تغییر جایگاه به طرف ارزش ها و یا بالا باشد باعث صعود می گردد و انرژی پتانسیل مثبت را به وجود می آورد که در انسان باعث ایجاد لذت و کسب آرامش می گردد و اگر به طرف ضد ارزش ها و یا پایین باشد، مثل مصرف مواد مخدر، دزدی، رشوه خواری، خراب کردن حال دیگران و ... باز هم برای فرد در اثر ایجاد اختلاف ارتفاع به طرف پایین و یا تغییر جایگاه انرژی پتانسیل، البته از نوع منفی مهیا می گردد که باعث ایجاد لذت می گردد  که معمولاً با دلهره همراه است. اگر چه این انرژی را انرژی منفی اطلاق کردیم، ولی به هر حال انرژی، انرژی می باشد. چون در نهایت این انرژی باعث تخریب خود فرد می گردد، آن را انرژی منفی نامیده ایم. مانند نارنجکی که اول پوسته خودش را قطعه قطعه می نماید و بعد دیگران را و در نتیجه انرژی منفی در دراز مدت شخص را به باتلاق و یا گنداب هدایت می کند.

انرژی منفی معمولاً از طریق تخریب خود و یا دیگران و یا به عبارتی از طریق سرقت به وجود می آید. مثل کسی که حق و یا حقوق و یا اموال و یا حال دیگران را سرقت نماید و یا انرژی ذخیره شده خود را از قبیل مصرف مواد مخدر و یا ناامیدی و ناله کردن، زدوبند، سرقت، رباخواری، رشوه واری و یا فردی که با گرفتن و یا خراب کردن حال دیگران کسب انرژی می نماید.

بنابراین هرکس، با تدبیر و یا بدون تدبیر، با عقل و یا بدون عقل، با عشق و یا بدون عشق، با ایمان و یا بدون ایمان، با تفکر و یا بدون تفکر، با حس درون و یا با حس بیرون، هر چند کوچک، گویی مانند چشمه آب عمل می کند که این موضوع مربوط به مراتب و خواسته های نفس شخص می باشد. یکی چشمه ای خشک و خنثی، یکی چشمه ای با آب زلال و یکی چشمه ای با آب گندیده و دیگری چشمه ای با آب زهراگین.

بنابراین خلقت، وجود نیروی منفی و ظلمت را برای ایجاد انرژی پتانسیل به عنوان یک نیروی مکمل لازم دانسته و هر کس و یا هر نفس، خود اختیار کامل دارد تا انتخاب کند، زشتی را، زیبایی را، بدی را، نیکی را، کژی را یا راستی را، حقارت را یا سرفرازی را، ترس را یا شجاعت را، عشق را یا نفرت را، در نهایت دوزخ را یا فردوس را، بنابراین گویی قانون اصلی خلقت به زبان بی زبانی چنین بیان می کند:

کسانی که آنچه دریافت نموده اند، چه مادی و چه معنوی، همیشه در حال بازپرداخت آن هستند، حداقل زکات آن، همیشه مانند چشمه ای زلال و سرشار از انرژی و شادی و شعف هستند و کسانی که هرچه دریافت می نمایند در عوض هیچ گونه پرداختی ندارند و همه چیز را برای خود و یا خانواده خود می خواهند، گویی تبدیل به شوره زار یا کویر می شوند که هیچ گونه روئیدنی در آن نمی روید و همیشه در گرمای کویر منتظر طوفان های شن می باشند، چون گیاهی نکاشته اند که از طوفان شن جلوگیری نماید.

همانگونه که چشمه ها منابع آبی بسیار متفاوتی دارند، انسان ها هم دقیقاً دارای مراتب دانایی گوناگونی هستند و ما بایستی با دریافت دانش و آگاهی لازم و پیروی از قوانین مرتباً منابع ذخیره شده درون خود را زیاد و با حرکت ها و جهش ها ی لازم ایجاد انرژی نماییم تا تبدیل به چشمه جوشان گردیم.

حال برمی گردیم به رود خروشان

همانگونه که چشمه ثابت است ولی منابع آبی چشمه بایستی جاری گردد و پس از طی مسافت های زیاد و عبور از مناطق صعب العبور مثل کوهها، دره ها، صحراها و بیابان ها و شکافتن آن ها، خود را به بحر و اقیانوس برساند و اگر چشمه قدرت جوشش لازم را نداشته باشد، رود آن پس از طی مسافتی بدون قدرت لازم و پشتوانه می گردد و به یک باتلاق منتهی می گردد، انسان هم به همین گونه است.

منابع اطلاعاتی را مرتباً بایستی دریافت کند و هیچ گاه دریافت نبایستی متوقف گردد و با ایجاد حرکت های آرام، جهش های لازم برای کسب انرژی به وجود آورد تا در مسیر زندگی بهتر یعنی همان صراط مستقیم حرکت نماید.

جسم انسان هم مانند چشمه ثابت است اما اندیشه و روح و روان و آنچه او به وجود می آورد و یا از خود اثر می گذارد، دائماً در حرکت و پرواز می باشد.

رود خروشان می داند که بستر او یا مسیر حرکت او هموار نیست و موانع عظیمی در سر راه او قرار دارد ولی او پروایی در سر ندارد، با تلاش از کوه ها و دره های مخوف عبور می کند و تمامی سنگ ها و یا قلوه سنگ ها را کنار می زند و یا دور می زند و به سیر خود ادامه می دهد. انسان هم بایستی بداند که هرگز مسیر او هموار نیست، چیزی که مهم است، خواست و تفکر سالم اوست و با این خواست و تفکر سالم خود بایستی بداند که با حرکت سالم، اگر چشمه وجودی او خالی و یا نیمه پر باشد، با حس سالم و عقل سالم و عشق سالم عاقبت پر خواهد شد و به مسیر خود ادامه خواهد داد و زیستن را محترم خواهد شمرد.

انسان هایی که یک زندگی یکنواخت را تکرار می کنند و هر روزشان مانند روز قبل است و هیچ گونه جهشی را انجام نمی دهند و هیچ تولید و اثری را از خود باقی نمی گذارند و هیچ آموزشی را دنبال نمی کنند، در حقیقت انرژی لازم را به دست نمی آورند، به عبارتی این جهش هاست و اثر گذاری هاست که انسان را سرشار از انرژی می نماید.

پایان وادی یازدهم

با احترام، مسافر علی خدامی

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 تیر 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 تیر 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

بسم الله الرحمن الرحیم

کنگره 60 مرکز علمی و تحقیقاتی و سازمانی مردم نهاد است که در حوزه کاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد فعالیت می‌کند. یافته‌های علمی و تجربی کنگره 60 در طول سال‌ها تحقیقات میدانی، گوی سبقت را از بسیاری مجامع علمی فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر در سراسر دنیا ربوده است و اکنون کنگره 60 از پیشگامان ارائه کننده نظریه‌ها و روش‌های کاملاً علمی می‌باشد که به نتیجه موفقیت آمیز نیز رسیده است.

این موفقیت‌ها روی کاغذ نیست، بلکه شمار زیادی از مصرف کنندگان انواع مواد مخدر سنتی و صناعی شیمایی است که توانسته‌اند اعتیاد خود را بر خلاف نظر و دیدگاه جهانیان که می گویند اعتیاد درمان ندارد، درمان کننده آن هم درمان قطعی و برای همیشه.

کنگره 60 همان گونه که در زمینه درمان اعتیاد مبتکر و ارائه کننده متد بسیار موفق DST بوده است، در ساختار درونی و از نقطه نظر چارت سازمانی و نحوه اداره این سازمان مردم نهاد، طرح‌های بسیار مبتکرانه و جالبی را ارائه کرده است که شاید در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نیابیم.

اعضای کنگره 60 و اداره کنندگان این سازمان مردم نهاد، افرادی هستند که در گذشته مصرف کننده مواد مخدر بوده و هر کدام برای به هم ریختن یک خانواده و یک محله کافی بوده‌اند، اما چه شده است که اکنون در کمال آرامش و احترام و درنهایت نظم و برنامه ریزی در قالب‌های اداره کننده کنگره 60 جای می‌گیرند و به بهترین شکل ممکن کار خود و وظیفه و خدمت خود را انجام می‌دهند، آن هم به دور از بی نظمی.

سیستم اداره کنگره 60 به گونه این است که تمامی برنامه‌ها، کلاس‌ها، مراسم، جشن‌ها، تولدها، و به طور کلی تمامی امور، رأس ساعت مقرر، بدون تأخیر انجام می‌شود. به عنوان مثال کلاس‌های درمان گروهی و کارگاه‌های آمورزشی کنگره 60 در سراسر کشور و در اکثر نمایندگی‌های کنگره ساعت 5 بعد از ظهر آغاز می‌شود. کنگره 60 در طول سال نزدیک به پنج هزار جلسه و کارگاه آموزشی برگزار می‌کند، آیا تا به حال شنیده‌اید که یکی از کلاس‌ها با ده دقیقه تأخیر برگزار شود؟ برگزار کنندکان این جلسات و کلاس‌ها، همان مصرف کنندگان مواد مخدر هستند که زمانی کسی برای آن‌ها ارزشی قائل نبود. همان افراد بی نظم و بی مسئولیت.

معجزه کنگره 60 تنها به درمان قطعی اعتیاد ختم نمی‌شود، بلکه بخش عظیمی از این معجزه در پرورش انسان سالم و صالح است، انسان منظم و باانضباط است. انسانی که نظم سرلوحه امورات زندگی او است. آن هم انسانی که زمانی در قعر تاریکی اعتیاد بوده است.

روزهای جمعه در پارک طالقانی تهران شاهد برگزاری مسابقات المپیاد ورزشی کنگره 60 هستیم که نزدیک به 9 ماه طول می‌کشد و در طول این مدت، صدها مسابقه و بازی گروهی در 14 رشته ورزشی و با حضور صدها ورزشکار که رهایافتگان از دام اعتیاد هستند برگزار می‌شود. آیا تا به حال اتفاق افتاده است که 1 روز به دلیل بدی هوا، باران، برف، و یا به هر علت دیگری، مسابقات برگزار نشود؟

این‌ها بخش کوچکی از شگفتی‌های اداره کنگره 60 است که توسط خود اعضای کنگره 60 صورت می‌گیرد. وقتی به این موضوعات فکر می‌کنیم دوست داریم از صمیم قلب و با تمام وجودمان به کسی که طراح ساختارهای کنگره 60 می‌باشد، یعنی مهندس حسین دژاکام، تبریک بگوییم، او در شرایطی کنگره 60 را بنا نهاد که هیچ کدام از ما در کنگره نبودیم، نه راهنمایی بود و نه مرزبانی، نه ایجنتی بود و نه دیده بانی، نه کلاسی بود و نه کارگاهی، نه مسافری بود و نه همسفری، او تنهای تنها، با قوت گرفتن از قدرت مطلق کار خود را آغاز کرد، در اولین جلسه کنگره 60 فقط تعدادی که شمار آن‌ها به انگشتان دست هم نمی‌رسید و همگی مصداق کامل واژه حال خراب بودند، حضور داشتند. نگهبان کنگره 60 از این نقطه حرکتش را آغاز کرد و در ادامه، با تبدیل این انسان‌ها به انسان‌هایی درمان شده و رها یافته و در ادامه با کادر سازی و طراحی ساختارهای مدون، نوشتارها، چگونگی برگزاری کلاس‌ها، طراحی ساختار آموزشی، کمک راهنما و راهنما، نگهبان جلسه، دبیر، استاد و در ادامه تشکیل کنگره دیده بانان و سپس تشکیل لژیون‌های مرزبانی، کنگره 60 را به جایگاه امروزی رساندند.

کنگره 60 از نقطه نظر علم سازمان و مدیریت، دارای چارت سازمانی بسیار پیشرفته ای است که امورات آن در نهایت نظم و بدون کوچک‌ترین اصطکاکی برگزار می‌شود.

وظایف صف و ستاد با نهایت دقت و با نگاه همه جانبه، طراحی و به اجرا گذاشته شده است.

 در این دستور جلسه به بالاترین مرجع تصمیم گیری بعد از بنیان کنگره 60 اشاره ای کوتاه بنماییم.


دیده بان:

کنگره 14 نفره دیده بانان، بالاترین مرجع تصمیم گیری کنگره 60، بعد از بنیان می‌باشد. کنگره دیده بانان، متشکل از اعضای هئیت مدیره و اعضای خبره دیگر است که قوانین داخلی کنگره 60 را وضع می‌نمایند، کنگره دیده بانان هر 21 روز، روزهای دوشنبه رأس ساعت 1.5 بعد از ظهر، تشکیل جلسه می‌دهد. در این نشست، درباره کلیه امور جاری کنگره، بحث و تبادل نظر صورت می‌گیرد.

دیده بانان علاوه بر عضوییت در کنگره 14 نفره، مسئولیت کلی شاخه‌های فعالییت کنگره 60 را نیز دارا می‌باشند.

مسئولیت انتخاب دیده بانان جدید نیز به عهده کنگره دیده بانان می‌باشد.

مهم‌ترین وظیفه دیده بانی، در خود واژه دیده بانی قرار دارد. یعنی دیدن، نگاه کردن و نظاره گر بودن. دیده بانها موظف هستند در نمایندگی‌های مختلف کنگره 60 اوضاع و شرایط را رصد نمایند، نقاط ضعف و قوت را تشخیص بدهند و به کنگره دیده بانان منعکس نمایند.
افرادی که در طول دوره خدمت خود در مسئولیت‌های محوله از جمله مرزبانی، ایجنتی، کمک راهنمایی و غیره بهترین عملکرد را داشته‌اند، از سوی شورا به عنوان دیده بان معرفی می‌شوند. نشان دیده بانی در کنگره 60 شال سفید می‌باشد و دوره آن 4 سال می‌باشد.

در این هفته در کلیه نمایندگی‌های کنگره 60 جشن هفته دیده بان با حضور یکی از دیده بانان کنگره 60 برگزار می‌شود تا اعضای کنگره 60 از نزدیک با دیده بانان آشنا شوند. بساری از اعضای کنگره 60 مکمن است تا کنون دیده بانان کنگره 60 را ندیده باشند و انها را نشناسند. این هفته فرصت مناسبی است تا شاهد حضور دیده بانان در نمایندگی‌های مختلف کنگره 60 باشیم. همچنین در این جشن و مراسم، اعضای کنگره 60 به رسم کنگره 60 و به منظور تقدیر و تشکر از خدمات دیده بانان به آن‌ها کادو (پاکت) می‌دهند که نشان از قدر شناسی و سپاسگزار بودن اعضای کنگره 60 می‌باشد.

این هفته را به تمامی اعضا و بنیان کنگره 60 و مخصوصاً به دیده بانان کنگره 60 تبریک و تهنیت عرض می‌نماییم.

 

با احترام، مسافر علی خدامی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

وادی یا راه دهم 

صفت گذشته در انسان صادق نیست ؛ چون جاری است .

             

شهر به یكباره طغیان دچار میگردد ، امّا نسیم آرام الله پس از چندی در تمامی آبادیها حاكم میشود و عظمت و سلامتی باز میآید و شما از آن بهره بیشتری میبرید. دوستان همه سلام میرسانند و از خداوند و نگهبانان شاكر هستند كه وصلها را انجام میدهند تا همهچیز در كائنات به رحمت الهی سیراب گردد. در مقر شما دوستان هرلحظه این روند و تكامل را با محبت حس مینمایند. آنانی كه مجذوب رحمت قدرت مطلق میشوند به ارتقاء میرسند ، آنانی كه فقط به سورچرانی مشغولند نصیبی ندارند ، میفهمی كه چه میگویم ، چهارپایانی كه به دنبال پاهای اضـــافی میگردند تا خود را محكم در زمین نگه دارند. امّا نمیدانند كه بدون دست و پا سر بر سجده الله بسیار آسان است. فقط تمنای دل میخواهد كه با آن فاصله بسیار دارند. مانند نابینایان در روز به دنبال شب میروند. آنكس كه باید بداند میداند و آن میكند كه حق میكند. دوستان دایرهوار دف بر دست به سماء مشغولند و نیایش حق تعالی را مینمایند.

جمعی از مستان از باده الهی .          

 شكر است.

چقدر این قانون زیباست ، چقدر عظیم است و چه بار معنای سحرآمیزی را در خود حمل میكند. بله ، صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است. این وادی یا این قانون و یا این راه بسان شمشیری برنده است ، هم هشدار میدهد و هم امید به بازگشت ، هم صعود است و هم سقوط ، هم مرگ است و هـم زندگی ، هم زنده را از داخل مرده خارج میكند و هم مرده را از زنده و به طور كلی رحمت ، لطف و بخشندگی خداوند را در مسیر زندگی انسان به نمایش میگذارد و هم خطوط اختیار را به شكل بسیار زیبایی به دست انسان میسپارد تا خودش هرگونه كه مایل است ترسیم نماید و به انسان میفهماند كه پایان هر نقطه میتواند سرآغاز خط دیگری باشد. همه انسانها قادر هستند و میتوانند در هر نقطهای قرار دارند و هر صفتی را با خود حمل میكنند آن را عوض نمایند ، حتی گناهكارترین ، گناهكارترین انسانی كه مرتكب فجایع و جنایتهای بیشماری گردیده است ، میتواند صفت زشت خود را تغییر دهد و بازگشت نماید. هیچ انسانی مجبور نیست یك صفت یا صفتهای زشت خود را به صورت جاودانه و یا تا ابد در خود حفظ كند. هیچ كسی مجبور نیست تا ابد در جهنم باقی بماند ، اگر كسی در عمیقترین نقطه جهنم قرار داشته باشد ، اگر بخواهد اختیار كامل دارد و میتواند صفتهای زشت خود را تغییر بدهد تا رحمت خداوند شامل حال او گردد و به آرامی از جهنم خارج گردد. هیچكس نمیتواند بگوید از من گذشته و من در زشتیها غوطهورم و كاملاً غرق شدهام و راه نجاتی نیست. راه نجات همیشه هست ، چون صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است. به دلیل جاری بودن انسان ، اگر ما در بالاترین نقطه بهشت قرار داشته باشیم ، هرگاه صفت نیك ما تبدیل به صفت زشت گردد ، ما را از بهشت به طبقات زیرین جهنم فرو خواهند كشید ، چون انسان جاری است ! همهچیز در هستی جاری و در حركت میباشد ، هیچچیز در هستی و ماوراء آن را نمیتوانیم بیابیم كه ثابت باشد و تغییر نكند ، چون مسیر تكامل و مسیر زندگی تغییر ، تبدیل و در نهایت ترخیص است ، از حلقهای در آفرینش به حلقهای دیگر از آفرینش ، از آسمان به زمین و از زمین به آسمان و دوباره برعكس. یا از آسمانی به آسمان دیگر و دوباره به زمین و یا زمینی دیگر و دوباره به آسمان و برعكس!

تا كجا ؟ تا ناكجاآباد كه نمیتوان با انگشت سبابه و یا قطبنما آن را نشان داد ، تا انتهای ابدیت كه خود ابدیت دیگری را درپی دارد و اگر دقیق بخواهیم بدانیم تا انتهای اعداد ! تا جای كه انشعاب یافتهایم و دوباره حركتی دیگر چون ما همیشه با هستی هستیم !

 برای چی !

برای بودن ، وجود داشتن ، زندگی ، حیات ، فضا ، مكان ، زمان ، ساعت ، زیرا بزرگترین معجزه حیات خود حیات است. غوطهور بودن در آن ، نگاه كردن به آن ، به تمامی موجودات ، حُزن ، اندوه ، غم ، شادی ، عشق ، به دست آوردن ، از دست دادن و در نهایت جمع اضداد. چون نكته ظریف در اینجاست، تا زمانی كه نفرت را ندانی ، مفهوم عشق را لمس نخواهی كرد. بنابراین همه در ساعت باید زندگی كنند و ساعت شامل سه بعد فضا ، مكان و زمان است و هر چیزی كه ساعتش تمام شد هر سه بعد فضا ، زمان و مكان را از دست میدهد و به ماوراء منتقل میشود. و هر چیزی كه طبق فرمان ساعتش فرا برسد، قطعاً خواهد رسید !

قدما معتقد بودند چهار عنصر مخالف ، آب ، باد ، خاك ، آتش هستی را به وجود آوردهاند. صرفنظر از اینكه این مطلب غلط است و یا درست ولی سه مؤلفه اصلی و اساسی وجود دارند كه نه تنها جهان فیزیكی (منظومه شمسی و كهكشانها) بدون آنها هیچ مفهومی ندارد ، بلكه این سه مؤلفه در ساختار سایر جهانها یا آسمانها و جهانهای پس از مرگ و ارتباط بین آن نقش بسیار كلیدی را نیز به عهده دارند و بدون آنها هستی و نیستی یا عدم هیچ معنای پیدا نمیكند و آن سه مؤلفه عبارتند از : نور ، صوت و حس.

نور در هستی فرمان میدهد ، در جهان ما و در تمامی جهانهای آفرینش ، تا جایی كه در كتاب شریف میگوید الله نور زمین و آسمانهاست و اگر نور نباشد ما در كره زمین چیز با ارزشی نیستیم و هیچ چیز نداریم. نور افشانی نور چه زیباست وقتی كه نورها با رنگهای الوان خود در یكدیگر درمیآمیزند ، چه نمایش خارقالعادهای را به نمایش درمیآورند و در طلوع خورشید فرمان صادر میكنند . ای از خود رمیده ، ای از شهر گریخته ، به شهرت یا جسمت برگرد كه زندگی دوباره آغاز گردیده تا در ساعت بیاموزی چون ساعت مهد است ، مدرسه است ، بازپروری است و زندگی است.

و امّا صوت ، صوت مانند اداره مخابرات اطلاعات را در سطح كره زمین و همینطـــور ارتباط بین كلیــه جهانهای آفرنش را به یكدیگر منتقل مینماید. وقتی كه اصوات پشت سر یكدیگر قرار میگیرند چه موسیقی و اثرات جاودانهای را خلق میكنند و مرتباً درحال انتقال اطلاعات هستند. اصوات انسانها ، انگلیسی ، فرانسه ، روسی ، فارسی ، صدای طبلها ، غرش توپها ، نعره شیرها ، صدای باد ، نوای نی و كوبیدن دفها به انسان چه میگوید ؟ انسان را به كجا میبرد ؟ اندیشه به كجا پرواز میكند ؟ میتواند به جایی پرواز كند كه در تصور هر كسی نمیگنجد !

حس : حس مانند خداوند است و در تمامی هستی و نیستی موجود و رویت ناپذیر ، امّا همنام خودش قابل حس است و یا حس اولین نیرویی است كه قوهعقل را به كار میاندازد و یا حس آن چیزی است كه ما و یا كلیه موجودات توسط آن هستی را درك میكنند و با یكدیگر ارتباط برقرار میكنند و پیامهای نور و صوت را دریافت و منتشر مینمایند. حس وقتی كه خوب كار كند و آرام باشد ، چه شادی و شعف غیرقابل توصیفی به انسان دست میدهد ، حس دوست داشتن ، حس عشق ورزیدن ، حس یاری به انسانها و یاری به كل هستی كه عبد بودن انسان با اختیار كامل را در با شكوهترین حالت به تصویر میكشد و ما اگر بتوانیم با تزكیه حس خارج از جسم خود را تقویت نماییم و از دروازههای 5 حس درون جسم عبور كنیم ، آنگاه میتوانیم دریافت كنیم ، حتی ، حس دریافت الهام تقوا را ، حس دریافت صدای روحالقدس را ، حس دریافت نغمههای آسمانی را ، حس رقصیدن در آسمان را ، حس همنشینی با ساكنین سر عفاف و ملكوت را ، حس شو ، شود را ، حس شنیدن صدای خدا كه به موسی گفت نعلین خود را دربیاور اینجا سرزمین مقدس است ! آری حتی حس شنیدن صدای خداوندرا ، ولی افسوس و صد افسوس كه صفت بعضی از ما عوض شده و حس منفی و مخرب ما نیرومند شده و در نكبت جهل و نادانی كه خود با دستان خود برای خود مهیا نمودهایم غوطهور هستیم و تمامی شرف و انسانیت خود را به خاطر مشتی سنگ و آجر ، تیرآهن ، زمین و مواد كه هیچ بقایی ندارد زیر پا گذاشتهایم ، این همه زیبایی و عظمت را مشاهده نمیكنیم و به جای آن در كینه ، نفرت ، حسادت ، دروغ ، پیمانشكنی ، مردمآزاری ، منیت ، خودخواهی . . . خود را سرگرم كردهایم و هستی را تبدیل به جهنم و جهنم را تبدیل به خود كردهایم و مانند اختاپوسی زشت و كریه خود را میان چنگالهای وحشتآفرین خود قـــرار دادهایم و هر روز فشار بیشتری به خود وارد میكنیم تا كاملاً خرد شویم. آن وقت میگوییم هدف از زندگی چه هست ؟ چرا ما را خلق كردهاند ، ما كه نخواستیم به دنیا بیاییم و این سؤالی است كه همیشه مطرح بوده است و خواهد بود ! تا باد چنین بادا !

به هرحال این سه مؤلفه ، نور ، صوت و حس همان است كه خداوند ابزار آنها را در انسان قرار داد تا هستی را درك كند و از آنها به دیدن ، شنیدن و قلب یا دل یاد كرده است. دیدن جایگاه نور ، شنیدن جایگاه صوت و قلب یا دل جایگاه حس مركزی است. البته منظور از این نور و این صوت و این حس ، فقط نور و صوت و حسی نیست كه ما درك میكنیم. بلكه دامنه آنها بسیار تا بسیار وسیعتر از آن چیزی است كه در فهم ما بگنجد.

و امّا نكته قابل توجه در این است كه نور و صوت میتوانند در شرایطی مخرب و در شرایطی سازنده باشند ، چون خداوند كه نورالانوار است و پاك و منزه است ولی در مراتب پائینی نورها و صوتهای مخرب و آلوده و ناخالص آنقدر وجود دارند كه در تفكر ما نمیگنجد و بسیار فعال نیز میباشند.

حال ممكن است سؤال شود این مطالب چه ارتباطی با صفت گذشته در انسان دارد ؟ اگر كمی تحمل كنیم به زودی خواهیم یافت ، ما میخواهیم بگوئیم انوار و اصوات مخرب و آلوده مرتباً فعال و در حال ارسال پیام و القای اهداف بازدارنده و مخرب خود هستند و ما قادر به تغییر آنها ، به طور كامل نیستیم ولی طعمهای مناسب برای آنها هستیم ، پس چكار میتوانیم انجام بدهیم تا طعمه آنها نشویم ؟ ما فقط میتوانیم موج گیرنده و فرستند یا صفت خود را تغییر بدهیم تا از بمبباران اصوات و انوار آلوده مصون باشیم و ما صفت گذشته خود را تغییر نمیتوانیم بدهیم مگر حس ما تغییر كند ! لازم به ذكر است كه هر گیرندهای قطعاً فرستنده هم میشود ، اگر زشتیها را جذب كنیم ، قطعاً زشتیها را منتشر خواهیم كرد و اگر زیبائیها و یا خوبیها و یا ارزشها را جذب كنیم ، قطعاً همانها را منتشر خواهیم كرد و این میشود صفت  گیرنده و فرستنده ما و به عبارت دیگر ویژگیهای گیرنده و فرستنده ما صفت خود ماست. نتیجه میگیریم برای تغییر صفت گذشته بایستی حس یا موج گیرنده و فرستنده را عوض كرد و این كاری است هم سخت و هم سهل ! برای تغییر حس در جهت ارزشها فقط و فقط یك راه وجود دارد ولاغیر و آنهم راه تصفیه و تسویه و یا پالایش است كه در مورد انسان آن را تزكیه گفتهاند.

اولین قدم برای تزكیه ، تفكر است و تفكر سالم ، ایمان سالم را به ارمغان میآورد و ایمان چیزی نیست مگر تجلی نور خداوند در انسان و یا اعتقاد راسخ به موضوعی و از ایمان سالم ، عملسالم پدیدار میگردد و از عملسالم ، حس سالم آشكار میشود و از حس سالم ، عقل سالم و از عقل سالم عشق سالم خود را به نمایش درمیآورد. آنگاه صفت گذشته تغییر مییابد. البته دو پله اصلی و اساسی دائماً و به صورت موازی در حال بالا بردن پارامترهای فوق میباشند كه به تدریج و یا به آرامی جهشهایی را به وجود میآورند و آن چیزی نیست ، مگر آموزش سالم و تجربه مفید. خصوصاً تجربههایی كه از عملسالم به دست میآید ، باعث جهش و ایجاد لذت میگردد و تجربههایی كه شكست منتهی میگردد بایستی باعث بازنگری در پندار ، گفتار و كردار گردد ، نه غم و اندوه ! چون ما دائماً به پندارهای خود لباس گفتار و كردار میپوشانیم و ممكن است ما به پندار خود و به ظاهر صدها قدم سالم برداریم و در انتها متوجه شویم كه فقط چند تای آنها سالم بوده است .

لازم است كه برای مطالب گفته شده مثالی زده شود : درنظر بگیرید فردی كه مصرفكننده موادمخدر است به كنگره میآید با صفت اعتیاد ، اولین قدم و در سه جلسه اول فكر میكند و سپس با دیدن بچههای سالم اگر به راه و مسیر ایمان بیاورد بایستی به مرحله عمل كه همان كاهش مصرف موادمخدر است پا بگذارد ، به محض آنكه روی برنامه موادمخدر خود را كاهش داد یعنی عمل سالم را به انجام رسانید حس او تغییر میكند ، با تغییر حس سالم بلافاصله عقل وارد میدان میشود و به فرمانروایی نزدیك میشود و آنگاه عقل با صدای ضعیف عشق را صدا میزند و عشق به ادامه راه و یا رهایی و آزادی در وجود او جوانه میزند و این عمل مرتباً از تفكر تا عشق تكرار میگردد تا روزی كه به رهایی و آزادی از دست اهـــریمن اعتیاد نایل گردد. (توجه وادی اول تفكر و وادی چهاردهم عشق یا محبت ) و امّا عشق سالم مرحلهای است كه تو تمام هستی را دوست داری مثل كوه ، سنگ ، درخت ، خاك، هوا ، حیوانات ، باران ، شیرینی ، تلخی ، آدم خـوب ، آدم بد. چون خواهی فهمید كه تمام هستی برای توست و تو برای تمام هستی و تو بدون آنها هیچ مفهومی نداری. برای مثال ، تو تمامی وجودت از خاك است و روی كره خاكی كه در آسمان در حال چرخیدن است قرار داری. اگر او نباشد تو در این شرایط وجود نداری. پس خاك را دوست خواهی داشت و به آن احترام خواهی گذاشت. آدم بد ، به تو میآموزد كه بدی زشت است و او معلم توست. بنابراین آموزگارت را دوست خواهی داشت ! چون موقعی كه به عشق سالم برسی ، خواهی دانست بدی و زشتیهای انسان از روی جهل ، نادانی و یا نیاز آنهاست و دلت برای آنها میسوزد و برای آنها دعا خواهی كرد. چون آنها با جهل خود در حال خودزنی یا خودسوزی خود هستند و با دستان خودشان وسایل نابودی خودشان را فراهم مینمایند و آنگاه تو بر مبنای شرایط یا بایستی ببخشی و یا بایستی پاسخ بدیها را بدهی ، این شرایط است كه تو بایستی تصمیم بگیری گاهی دندان در مقابل دندان ، گاهی سر در مقابل سر و گاهی بخشش و گذشت چون خداوند هم بخشنده و مهربان است ، هم قهار و توانا و هم عزیز و حكیم ! البته لازم به ذكر است عشق سالم ذره ذره پدیدار میگردد و نبایستی انتظار داشت یك مرتبه به وجود آید ، اگر احساس كنیم به صورت ناگهانی عشق پدیدار گردد ، بایستی بدانیم آن شور و هیجان است ، اگر این شور به شعور تبدیل گردد عشق سالم خواهد بود وگرنه فروكش خواهد نمود ! چون عشق سالم هیچگاه به نفرت تبدیل نخواهد شد ولی عشق خیالی كه ما آن را خودشیدائی مستان میگوئیم و با شور و هیجان بوجود میآید ، احتمال آن هست كه گاهی اوقات به نفرت تبدیل گردد ! ناگفته نماند كه عشق سالم هم خود تماماً شـور است ، امّا از نوعی دیگر !

 

 

تفکر سالم ----- ایمان سالم ----- عمل سالم ----- حس سالم----- عقل سالم ----- عشق سالم  و  باز تکرار



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

دستور جلسه امروز هم این است که در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره من چه کرده ام؟
افراد کنگره 60، در پرتوی آموزش هایی که دیده اند و رهایی که داده می شود و آموزش های جهان بینی، افراد کنگره به اندازه خودشان و به خوبی کنگره را کمک می کنند. ما فقط بایستی به فکر آینده باشیم. ما در کنگره روزمرگی نداریم.
کمک های کنگره خوب است، ولی سبد های کنگره یه مقدار ضعیف است. سال گذشته ما 20میلیون تومان کم آوردیم، یعنی برای خرج های یومیه کسری بودجه داشتیم. 
بچه های کنگره در استحکام پایه های علمی و مالی کنگره کمک می کنند و هر کاری که از دستشان بر می آید، انجام می دهند و این بخاطر پیوند محبتی است که بین ما برقرار است. ما حال را نگاه نمی کنیم، ما برای آینده برنامه ریزی می کنیم. ما دائماً در فکر آینده هستیم که نسل های آینده هم بتوانند کارشان را درست انجام بدهند.
من دلم می خواهد که بقیه شهرستان ها هم از اصفهان الگو برداری کنند. اینها یک شعبه را تبدیل به سه شعبه کرده اند. این بخاطر عشق به آدمیت، انسانیت است. این بخاطر این است که می خواهند در آینده فرزندانشان درگیر اعتیاد نباشد و همه ی کسانی که درگیر این موضوع شده اند، نجات پیدا کنند. از مسئولین ایجنت و اسیستانت های اصفهان که زحمت زیادی می کشند، سپاسگزارم و خدا عمرشان بدهد.
اصلاً فکر نکنید که مثلاً فلان شعبه، مردم فقیری دارد و اصلاً پول ندارند و بخاطر این کمک نمی کنند. بعدها دیدیم که شعبه شهرری در هفته ی لژیون مالی، از همه ی شعب بیشتر پول داده بود. در تمام ایران، مردم ما در کارهای خوب پیش قدم هستند.

در جهت پایه های مالی، من و کلیه دیده بانان سعی کردیم که این مطالبی را که شما ارائه می کنید و پول هایی که می دهید، حفظ و حراست کنیم. باید از گروه مالی تشکر و قدردانی کنیم که یک ریال جابجا نمی شود. ما سعی کردیم همه ی کارهای ما کارتی باشد و پولی جابجا نشود. حتی حق عضویت و صدور کارت از طریق کارتخوان انجام می شود. قسمت اوتی هم همینطور است.
در جهت علمی هم من تمام سعی خودم را کردم که علم شما در مقوله اعتیاد، قوی ترین علم باشد. این است که شما از طریق این علم توانسته اید به رهایی برسید. از نظر تفکر و اندیشه هم این تلاش را کرده ام. از نظر جهان بینی هم امین کمک های زیادی کرد و این کمک ها ادامه دارد که بتواند به شما مطالب زیادی را از نظر علمی به شما ارائه بدهد. 
امیدوارم امسال بتوانیم مرکز تحقیقات علمی خودمان را گسترده کنیم، می خواهیم آکادمی و مرکز تحقیقات درست کنیم، ولی ابتدا باید ذره ذره امکاناتش فراهم شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 خرداد 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
باسلام خدمت ابوطالب عزیز و کمک راهنمای محترم مسافر سعید 
این رهایی را به شما و خانواده ای محترمتان تبریک میگویم

؛ مثلث به کار خود ادامه می‌دهد. در ادامه همه مطالب به طور دایره وار در چرخش است. همیشه اینگونه بوده و شاید دانستن بعضی از مطالب قدری زود باشد؛ اما همیشه فرمان است که در مرحله آخر انجام می‌پذیرد. با آنچه مکرر گفته شد اگر نیازی باشد برای آموزش باز هم گفته خواهد شد.

ما در این مورد که میوه‌ها می‌رسند و ما می‌چینیم خشنودیم و ما هم برای رهایی دوستان تلاش می‌کنیم و این را به اطلاع شما برسانیم که موارد زیادی پیش آمده بود و هست که دیگر به جهت تصحیح این مقوله ارجاع نمی‌شود و بسیار خوب هست نوشتارها را ادامه بدهید و در ادامه اگر مورد خاصی بود مطلبی به جهت غنی شدن، دوستان و سایرین در اختیار شما خواهند گذاشت. این بسیار خوب است که نوشته‌هایی دیگری هم دارید. به جهت آموزش و تعلیم جان و روان و تکامل. در قسمت تزکیه مطالب خوبی اعلام می‌شود تا مکتوب بشود. توجه به خانواده از اهمیت خاصی بایستی برخوردار باشد. 
نیک میدانیم که برای ادامه کتاب‌ها تلاش و زحمت کشیده‌اید که جذاب و قابل درک باشد در مواصلات خود با عوامل و دست اندرکاران حکومتی و دولتی و دیوانی. به قول دین دستور می‌گوید؛ گاهی سواره باشید و گاهی پیاده و راه هموار و ناهموار است بسیار دقت لازم است که بار سالم به مقصد برسد. حفره‌ها همیشه باز نیستند و همیشه هم بسته نمی‌مانند و این حفره‌هایی باز اجرام را جابجا می‌کنند. در هر مرحله از حیات به تجربه گذشته و عمل و حال به عینه دیده و می‌بینیم که آنجا که به عقل و فرامین الهی جلو رفتیم مشخص است با آنچه خود و با اراده ظاهر خود انجام دادیم به معذورات خورده و شتر گم کرده در بیابان برهوت شده‌ایم و عقل مغلوب نفس گردیده است. همه در معرض مسائلی هستیم که ناگزیر منتظر گریز آن باشیم؛ اما مطلب دیگر همیشه اصل با ریشه مهم است؛ یعنی توجه به ریشه، ساقه، شاخه و برگ، میوه مرغوب می‌دهد. اگر کتاب آسمانی را هم خوب بخوانید فرشتگان و جن و انس هر یک با هم تفاوت دارند. هم از نظر ظاهر و به قول شما عملکرد و هم از نظر باطن. 
جن با شیطان همکار است؛ اما انسان تزکیه شده طی مراحلی بسیار با فرشته محشور می‌شود و در طی تزکیه مراحلی به ملکوت یا فرشته می‌رسد. شما اول سوختن نفت یا روغن چراغ را ببینید. از این نور و تاریکی کدام مضر و کدام یک مفید است. حال انسانی که نور را به صورت دیگری به کار برده که آسیب برساند آیا نور اشتباه کرده و یا فاعل آن و یا انسانی ناری فراهم آورد که مثلأ جنگل‌هایی بیشماری را آتش بزند آن آتش اشتباه نموده است؟؟؟؟
پس ما برگشت می‌نماییم به خود موجود که ممکن است جن باشد یا انس و یا فرشته که در هر بعدی این تسویه یا تزکیه به صورت فرمان خاصی خودش انجام می‌پذیرد و مشکل‌ترین آن در قید حیات مادی است که ابتدا و انتهایی نمی‌توان تصور نمود. به همین علت آزمایشات الهی همچنان ادامه دارد. آن لحظه که کاملأ حس می‌نمایید دیگر پایان خط است همه امورات بی نقص به انتها می‌رسند و شروع مطالبی می‌شود که به خیال و رؤیا هم نمی‌دیدی، مانند ابرهای تیره ایی که طوفان آنها را ببرد و ابرهای سفید بر فراز آسمان پدید آمده و آسمان، آبی و خورشید، درخشان است.
سپس گردشی کوچک و دوباره ابرهای تیره در آسمان پدیدار می‌شود.
پس نور و نار در فعل نهفته‌اند و خلق انسان و جن در پایان عمل نشانگر حوادث هستند و فرمان همه آنها در عقل و فرمان از جایی و یا لامکان می‌آید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

 

خلاصه سخنان استاد:

ماه رمضان را به همه عزیزان تبریک می گویم و امیدوارم خیر و برکت و سلامتی برای همگی وجود داشته باشد. همین که دور همدیگر جمع می شویم و افطار می کنیم، اتفاق خیلی خوبی بود.

فیلم های هندی پیامهای جالبی دارند و از همه جلو زده اند، بازیگران بالیود فقط می سازند و کاری به کسی ندارند، جرات انجام عمل را دارند. در یک جمله ای می گفت که اگر ما با همدیگر باشیم، آزادیم. یعنی مفهوم آزادی کنار هم بودن و ارتباط داشتن است. در صورتی که در وهله اول این تصور می شود که اگر کسی به کسی کاری نداشته باشد، اوج آزادی است، در صورتی که این موضوع اوج درماندگی است. خدا را شکر ما از این نعمت برخوردار هستیم و در کنار هم بودن را تجربه می کنیم و یاد می گیریم.

فیلمها می توانند آموزش زیادی داشته باشند، اصولاً کار هنر و تصویر و پخش هم همین است، آموزش به انسانها.

الآن پیشرفته ترین کشور بعد از چین، در مقام پیشرفت هندوستان است و علت آن این است که مطالب واقعی را می بیند و انتقال می دهد، آموزش اخلاق و درست زندگی کردن را به انسان ها می دهد. در فیلم های هندی، زشتی و پلیدی سرانجام نادرستی دارد و خوبی سرانجام خوشی دارد. اینها مرتب این موضوع را آموزش می دهند و حقیقت را بیان می کنند. بخاطر همین است که وقتی یک فیلم درست می کنند، همه می روند و تماشا می کنند.

موضوعی که می خواهیم راجع به آن صحبت کنیم، این است که همه چیزهایی که ما در کنگره آموزش می بینیم، به یک پایه ای نیاز دارد و بایستی یکسری ویژگی داشته باشد و مهمترین ویژگی ها این است که ما باید همه چیز را از ابتدا درست بچینیم. این درست چیدن خیلی مهم است.

بسیاری از انسانها در یادگیری مطالب و مسائل دچار مشکل می شوند، نه بخاطر اینکه کندذهن هستند! به خاطر اینکه مطالب به صورت پایه ای و اصولی آموزش داده نمی شود. برای ساختن یک ساختمان بایستی مصالح آن مشخص باشد، اگر این مصالح و اصول را خوب بشناسیم و یاد بگیریم، کار درست می شود. پایه و فندانسیون کار، 90% کار است. اگر این پایه درست چیده نشود، مشکلات ما هر روز بیشتر می شود.

بعضی مطالب هستند که همینطوری اگر آنها را تعریف کنیم، کافی است، چون از آنها تصویر داریم. مثل درخت ، کوه. ولی بعضی مسائل هستند که تعریف واضحی از آنها نداریم، مثل شجاعت، زیبایی. نمی توانیم با انگشت زیبایی و شجاعت را نشان بدهیم. چون بعضی تعاریف، تعاریف صور پنهان هستند و بعضی تعاریف صور آشکار.

موقعی که نمی توانیم با انگشت اشاره، یک تعریف را نشان بدهیم، بایستی از مدل استفاده کنیم.

بعضی مطالب هستند که ذات آنها سنگین است، ولی بایستی یکسری مقدمات آن را یاد بگیریم. من امتحان می دادم و در هنگام امتحان، هیچ چیزی نمی توانستم جواب بدهم، بعد با خودم می گفتم که من چقدر کندذهن هستم. بعد از مدتی فکر کردم و دیدم که من اصلاً اینها را بلد نیستم، پس چرا ناراحت می شوم؟ شروع کردم به برگشتن و از عقب تر شروع کردن. از آنجایی که شما شروع کردید و توانستید یاد بگیرید، دقیقاً همانجا نقطه شروع شماست. مهم نیست که از کجا شروع می کنید، مهم این است که از آنجاییکه شروع کردید، بفهمید.

...

چه مطالبی مهم هستند. کتاب کلام الله هم از این قاعده پیروی می کند، یکسری صحبت ها می کند و اصطلاحات را می گوید که به آنها اصطلاحاً می گوید محکمات (اصول قضیه)، بعد برای اینکه آن مطلب جا بیفتد و خداوند مطمئن شود که ما فهمیده ایم، از مثال های مختلفی استفاده می کند. مثلاً داستان موسی ، فرعون را مطرح می گوید و در آن راجع به قومش، تفکرات غلطشان، پیامبران، کفر و ... صحبت می کند.

کلماتی هستند که در کلام الله شریف خیلی استفاده شده است، من اینها را اتفاقی متوجه شدم، مثل کفر ، کبر ، نفاق و ... که در کلاسهای جهان بینی از ان ها صحبت کردیم.

کتاب کلام الله، کتاب تاریخی نیست، برای زمان خاصی نیست، پس الآن هم باید جاری باشد و مفاهیم آن معنا داشته باشد. کدام ها مهمتر است؟ آنهایی که در آن زیاد مطرح شده است. پس اینها مهم هستند. اینها چیزهایی هستند که همین الآن در زندگی ما اتفاق می افتد. اگر ما اینها را بشناسیم، به چه نتیجه ای می رسیم؟ کتاب برای این است که ما از تاریکی ها به روشنایی هدایت شویم. آیا منظورش این نیست که اگر ما اینها را بشناسیم، می توانیم از آن خارج شویم؟ منظورش این نیست که خیلی از بیماریهایی که انسانها با آن درگیر هستند، مربوط میشود به کفر و کبر .

اینجا جایی است که علم با کتاب های آسمانی با هم به یک نقطه ای میرسند. برای شناخت اینها باید اول تعریفی داشته باشیم. تعریف یک قسمت است، کبر، یعنی انسان خودش را د

ماهیت از جنس خالق بداند و متفاوت از سایر مخلوقین. شرک، یعنی انسان در اجرای فرامین خداوند، دیگری را به جای خداوند بگذارد و دستورات او را اجرا کند و او را ستایش کند. کفر ، یعنی پنهان کردن، اگر کسی چیزی را بداند که هست، پنهان کند، حال می تواند خوبی دیگران به او باشد و یا وجود خداوند. اگر یک نفر در اداره ای خوب کار می کند، کارمند من است و من خوب کار کردن او را نمی بینم و به او پاداش نمی دهم، این هم کفر بحساب می آید.

فرض بگیرید دنیا، آفریننده ای داشته است، یک خالقی، یک کارخانه بسیار عظیم را از نقطه صفر بوجود آورده است و طراحی کرده است. حالا برای اینکه این کارخانه را اداره کند، یکسری از نیروها را استخدام کرده است. گفته این کارخانه بخش های مهم، ساده، تکنیکی و .. دارد. برای اینکه بخش های پیچیده و سخت اجراء شود، به انسانهای کارآزموده داریم. برای بخش های علمی، به انسانهای عالم و اهل تحقیق احتیاج داریم. برای کارهای معمولی هم نیاز به انسانهای سخت کوش و حرف گوش کن داریم. همه باید اینها کنار هم کار کنند تا کارخانه تولید کند و به جلو پیش برود.

حالا به عنوان اولین نقطه، ما این رئیس را هیچوقت نمی بینیم، ولی می دانیم که این ساختار را انجام داده است. حالا هرکسی در این کارخانه، بیاید و خودش را در حد رئیس کارخانه بداند و بخواهد بگوید که از دستورات من اطاعت کنید و کارهایی که من می گم، انجام بدید و ... هر کسی که این ادعا را بکند، جای رئیس قرار گرفته است و او عملاً دچار کبر شده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

استاد؛ مثلث به کار خود ادامه می‌دهد. در ادامه همه مطالب به طور دایره وار در چرخش است. همیشه اینگونه بوده و شاید دانستن بعضی از مطالب قدری زود باشد؛ اما همیشه فرمان است که در مرحله آخر انجام می‌پذیرد. با آنچه مکرر گفته شد اگر نیازی باشد برای آموزش باز هم گفته خواهد شد.

ما در این مورد که میوه‌ها می‌رسند و ما می‌چینیم خشنودیم و ما هم برای رهایی دوستان تلاش می‌کنیم و این را به اطلاع شما برسانیم که موارد زیادی پیش آمده بود و هست که دیگر به جهت تصحیح این مقوله ارجاع نمی‌شود و بسیار خوب هست نوشتارها را ادامه بدهید و در ادامه اگر مورد خاصی بود مطلبی به جهت غنی شدن، دوستان و سایرین در اختیار شما خواهند گذاشت. این بسیار خوب است که نوشته‌هایی دیگری هم دارید. به جهت آموزش و تعلیم جان و روان و تکامل. در قسمت تزکیه مطالب خوبی اعلام می‌شود تا مکتوب بشود. توجه به خانواده از اهمیت خاصی بایستی برخوردار باشد. 
 حسین عزیز رهاییتان از دام اعتیاد و تولدی دوباره را به شما وخانواده محترمتان و همینطور به کمک راهنمای محترم مسافر سعید تبریک میگوییم.
مهدی عزیز رهاییت از بند نیکوتین را به شما و خانواده محترمتان تبریک میگوییم.
حسین عزیز امیدوارم از تمام مشکلات زندگی ات به همین گونه که از بند نیکوتین رها شده ایی رها شوی.
تبریک ویژه به کمک راهنمای بسیار عزیزمان که برای رهایی عزیزانی همچون حسین،مهدی و حسین عزیز و کسانی که در بند اعتیاد هستند زحمت میکشند امیدوارم که از تمام بندهای زندگیتان رها شوید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان

نوشتار کامل سی دی ظرفیت و مسئولیت (قبله گم کردن)

استاد: جناب مهندس دژاکام


هدف خلقت : دستور جلسه خلقت همین است یعنی ظرفیت، ظرفیتها تعیین می کند که هر موجودی چه ظرفیتی دارد. مسئولیت است یعنی چقدر هر موجودی جوابگو است. پذیرش است یعنی چقدر هر موجودی مسئولیتهایش  را می پذیرد و درنهایت او مسئول قبله گم کردن است.

قبله گم کردن یعنی چه ؟ خوب ما مسلمین به طرف قبله که خانه خداهست نماز می خوانیم  و اصطلاحی هست که هر کس نماز بخواند باید رو به قبله روبه خانه خدا نماز بخواند کسی که قبله راگم کند اصطلاحا می گویند قبله گم کرده یعنی هدفش را گم کرده است او معبودش را گم کرده که در مورد انسانهایی به کار می رود که وقتی به جایی می رسند به یک نقطه ای می رسند دیگر معبود خودشان را گم می کنند معبود خودشان را فراموش می کنندبرای معبود خودشان ارزشی قائل نمی شوند مثل انسنهایی که بعضی انسانها به آنها کمک می کنند و وقتی به جایی می رسند به نقطه ای می رسند دیگه اون انسانها را قبول ندارند و درجهت تخریب اون انسانها قدمهای زیادی بر می دارند (ان الانسان لرب لکنود) انسان موجودی است که به رب خودش ناسپاس است درمسئله الهی که انسان پیمانی که با خداوند بسته اون پیمان را فراموش میکند ودرمسیر دیگری می رود و معبودخودرا ازدست می دهد .

مهمترین مسئله درهستی ظرفیت است که : تمام هستی برمبنای ظرفیت تقسیم بندی شده است گازها دارای یک ظرفیت مشخص است، مایعات دارای ظرفیت خاصی بعضی ظرفیتشان حلال است بعضی مسموم است بعضی گازها مایع حیات و بعضی گازها کشنده است گیاهان هم همین طور است هرگیان یک ظرفیت دارد یعنی نمی تواند یک گیاه یک دفعه بشود درخت مو درخلقت چون خیلی خیلی اینها را مشاهده می کنیم خیلی اهمیت نمی دهیم . جانوران هم هرکدام یک ظرفیتی دارند یک پتانسیلی دارندبا هم متفاوت هستند اطلاعات و آگاهی یک شیر با یک موش یا کرم متفاوت است حیوانات ویژگیهای خاصی دارند مثلا شیردرنده است کهاین ظرفیتهارا هرکدام خودشان کسب کردند درسته زاد وولد می کنند وتکثیر می شوند ولی اون ظرفیت اولیه اون به قول ما نفس (نفس چیزی است که تعیین موجودیت می کند در ظاهر وباطن ) اصل موضوعتان نفس است و فنا ناپذیراست و با مرگ از بین نمی رود نفسی  که درحد یک بوته بیابانی است تعیین موجودیت فقط در حد یک بوته بیابانی می تواند بکند نمی تواند تعیین موجودیت درخت خرما بکند نفسی که تعیین موجودیت یک کرم را می کند نمی تواند  تعیین موجودیت یک شیررا بکند . مطلب جالب اینکه جامدات نباتات و حیوانات تمام خواصی که اونها دارند اینخواص در موجودی بنام انسان جمع شده است شاهکار خلقت وشگفت انگیزی خلقت همین است تمام خواص درهمه درانسان جمع است انسان مجموعه اینهاست گویی که انسان تمام این مراحل را تمام طی کرده است

   ازجمادی مردم و  نامی شدم                                    وزنما مردم  وبه  حیوان    سرزدم  

   مردم  از حیوانی  و آدم  شدم                                    پس چه ترسم گرزمردم کم شوم

   باردیگر از  ملک  پران    شوم                                      آنچه    در   وهم  ناید  آن   شوم

پس میگه تمان این خاصیت حیوانات درانسان جمع است انسان مجموعه اینهاست ما خیال می کنیم انسانها باید همه علیه السلام باشند درست باشند همه خوب باشند هیچ کدوم به هیچ کس ضررنزند این خوبه این آخرش می رسد به جایی که تزکیه و پالایش لازم برسد می رسد به اونجا پس تمام خواص حیوانات در انسان است بعضی آدمها مثل مار می مانند گزنده هستند بعضی انسانها درنده هستند بعضی انسانها موزی هستند بعضی انسانها آب زیرکاه هستند بعضی انسانها ترسو بعضی گستاخ بعضی انسانها ضعیف  وکبیر نمی شناسند پس وقتی می گویند که تمام خواص حیوانات در انسان جمع شده است پس انسان خاصیت همه را دارد این قضیه در درمان انسان صادق است و میشود ظرفیت انسان ها  باید موجود به یک ظرفیتی برسدتا ظرفیت بالاتری بهش بدهند ظرفیت یعنی ظرف ،ظرف هرکس چقدر است ظرف بعضی ها اندازه انگشت دانه است بعضی ظرفیتشان به اندازه یک لیوان یک کاسه یک بشکه یکه حوزه وبعضی ها دریاچه و بعضی ها ظزفیتشان دریاست .

تفاوت ظرفیتها :

ظرفیتهای انسانها باهم فرق می کند ظرفشان فرق میکند اگر ظرفشان فرق کردظرفیتشان با هم فرق می کند بعضی انسانها ظرفشان بهاندازه یک نگهبان است بعضی ها بالاتر بعضیها رئیس می شوند .

ظرفیت و تخریب :

اگر کسی که ظرفیت نداشته باشد به جایگاه بالاتری برود وبگذارند ش باعث ایجاد تخریب می شود بعضی انسانها ظرفشان حتی تحمل سلامتی را ندارد یعنی سلامتی را نمی تواند بپذیرد خیال نکنید پول ومقام فقط ظرفیت می خواهد حتی سلامتی هم ظرفیت  می خواهد باید ظرف انسان جوری باشد که بتواند سلامتی را بپذیرد ظرفیتها واون ظرف باید درتمام سطوحباشد درمقام علم تحصیل عرفان .

ظرفیت چگونه بوجود می آید ؟

دست شماها نیست دست فرد نیست دست مانیست ما باید ذره ذره این ظرفیتها را بالا ببریم یک مرتبه نمی توان ببریم بالا . هرکس معطل یک پول سیاه بود یک مرتبه دلار بهش بدهند به هم  می ریزد باید ذره ذره ظرفیت را بالا ببریم با کرا کردن با علم با دانش با آگاهی با شعور با فهمیدن با تجربه با آموزش باتفکر یک مرتبه نمی توان ظرفیت را بالا برد باید تدریجی برای موجود تامین بشود خوب وقتی که ظرفیت شد باید مسئول باشد .

مسئول یعنی چه ؟

مسئول از سوال می آید سئوال یعنی پرسش مسئول کسی است که پاسخگواست مسئول بروزن مفعول – مسئول باید جواب پاسخ را بدهد – مسئول معنی آن رئیس است یعنی یکسری وظایف را باید انجام دهد وجوابگو باشد درهستی هم همین است پس وقتی که ظرفیت رفت بالا پذیرش می رود بالا – چون ظرفش بزرگتراست پذیرش آنها بیشتر می شود بر مبنای ظرفیت پذیرش انجام میشود توی کنگره هم همین  است . ایجنت مرزبان مسئول هستند راهنما مسئول لژیون است باید پاسخگو باشند . رهجو در مقابل استادش مسئول است اگر کسی ظرفیتش فراهم نشده باشد و بهش مسئولیت بدهند قبله اش چه می شود گم می شود

ظرفیت درهستی : درهستی هم همینطور است هر موجودی که ظرفیتش رفت بالا مسئولیت بیشتری بهش می دهند و این شاید برای شما محسوس نباشد ولی برای بقیه محسوس است چرایک موجود میشود مسیح یکی میوشد نوح یکی میشود محمد (ص) رسول خدا برای اینکه پذیرش و ظرفیت بالاست یعنی ظرفیت وپذیرش این مسئله را داشتند ، هرموجودی برمبنای ظرفش پذیرش می شود بر مبنای پذیرش بهش مسئولیت داده میشود اگر غیراین باشد قبله گم می کند پس تمام حالات ما حتی حالات روحی ما روانی ما سلامتی ما همه چیز ما بر مبنای اون پذیرش ماست حتی شاید باور نکنیم بعضی اوقات ما خودمان بیماری را پذیرش می کنیم واین ذرذره  ذره این پذیرش می آید بالا  ممکن است با یک چیز کوچک شروع بشود بیماری با یک قرص خواب شروع بشود ممکن است قرص خواب باعث سلامتی ما بشود ممکن است نشود این دائما ادامه پیدا کند .

اگر به خصوصیات آنها ( یعنی حیوانات ) توجه نمائیم می بینیم که درنده ، جنگجو آرام موذی و به هرحال همه نوع را ما می بینیم حال که به درجه انسانی می رسند درآن حرفهایی که گفته شده از دو قسم جسم و جان ویاهمان صور پنهان آنها را در قسمت تزکیه که دراین بودن وشدن های بسیار متوالی در تبدیلات می رسند که درجسمیت مشاهده می نمایند .

وقتی که وارد انسانی شدند مجموعه این صفات را دارند.

حال انسان بستگی به مسئولیت  ظرفیت و پذیرش می تواند این صفات را داشته باشد یعنی منظوراین نیست که هرانسانی تمام موزی گری را پدرسگ بازی را انجام می دهد نه اینها همه بصورت بالقوه درانسان نهفته است و بسته به انسان دارد که کدوم را انسان انتخاب می کند همانطوری که درتمام انسانها بالقوه تمام زبانهای خارجی هست همه زبانها فقط باید به یاد بیاورد اینها ما صفات بالقوه در انسان است و بستگی دارد که کدوم را انتخاب می کند که انسان میشود دو قسم جسم و جان همان صور پنهان آنهاست . که این بایدتبدیلات انجام بسود یعنی وقتی انسان شده تبدیلات ، تبدیلات درونیاست بیرونی نیست یک موقع در سیرتکامل یک چیزی تغییر می کند یک برنامه دیگر است در طبیعت ولی اینجا تبدیلات تبدیلات درونی است که انسان از یک موجود موذی درنده تبیدل به انسانی خوب میشود انسانی سالم و صالح مثل این که بگوئید این شخص بسیار خوب است چون مهربان است حق را از ناحق می فهمد ودرعمل به آن توجه میکند ولی شما می دانید اینها ممکن است واقعی هم نباشد وحکایتاز درون انسانها ننمایند اما در طولانی مدت این نقاب برداشته میشود . حقیقت دراعمال درادامه نقاب از رخ بر می دارد درطول مدت این نقاب برداشته میشود .

(انسانها در طول چرخها از روز الست تا کنون پالایش شدیم وتزکیه وتصفیه شدیم تا به این مرحله انسانی رسیدیم ولی با اگر پا بدهد اون موجودقبلی خواهید شد ) چون در نهاد بشر همه چیز نهفته است . اگر واقعی باشد اون موضوع آنها را در بین مردم محبوب ودرنزدخداوند عزیز می گرداند این انسان به طرف الهامات الهی می رود و دو قسم از وجودش یکی میشود یعنی صور پنهان و آشکار و ظاهر وباطن پس اگر اون محبت اون حق وناحق را تشخیص دادن واقعی باشد نقاب کنار می رود واین موجود در بین مردم محبوب ودرنزد خداوند عزیز می باشد واین انسان به طرف الهامات الهی می رود ووقتی که رفت دوقسم وجودش یکی میشود یعنی همان مثلثی که کشیدیم  صورظاهر--- طورپنهان --- کسب .

اینجا می گوید دو صور یکی میشود وزیرورو است چون ظاهر وباطنش یکی میشود البته در یک دوره یا بعد از حیات یکی میوشد ولی ما نمی توانیم بگوئیم که – شاید یکی دوره از حیاط را ما می بینیم اما این هزاران هزار بار بوده از روزالست تا کنون و می تواند این موجود یعنی انسان عروج کند وقتی که عروج می کند زمین نیاید وبه آنچه خالق فرمان داده برسد مانند نامیانی که اکنون نیستند اما به حیات خود درجهان دیگر ادامه می دهند که آن بخشی است کاملا متفاوت که درباره آنها شما قدری می دانید . مثل نامیان بزرگ که درابعاد دیگر هستند و به اون نقطه ناب رسیدن مثل انبیاء بزرگ .

واما قسم دوم که با مخدرات می خواهند ارتقاء یابند. یک قسم از انسانها هستند که این تزکیه و پالایش از اونمرحله باید ذره ذره  انجام شود گفتم شما نمی توانید ظرفیتتان را بالا ببرید دست شما نیست که ظرفیتتان را ببرید بالا ظرفیت باید خودش بالا برود نقطه تحمل بره بالا تا ظرفیت بره بالا و یک چیزی که باز می خوانند با مخدرات ارتقاء پیدا کنند مثل افراد ی که با شیشه و حشیش این کار را می کنند در هند دربعضی معابر حشیش می کشند شما از راه ضد ارزشها به ارزشها نمی توانید برسید نمی توانیدبا مخدرات از راه ضدارشها به ارزشها برسید نمی توانید کوکائین بزنید نماز شب بخوانید .

اما قسم دوم که می خواهند با مخدرات درکوتاه مدت به سرعت می خواهند ارتقاء یابند یا با مخدارات یا گذراندن کلاسهای ویژه درکوتاه مد ت بهسرعت می خواهند ارتقاءیابند مثالا می خواهند کلاس ویژه بروند مثل خروج روح از بدن درمدت 21 روز ارتقاءیابند دچار مشکل میشوند چون ظرفش نیست چون باید به ظرفیت برسید ظاهرا عملشان مانند میوه بی موقع است عملشان مثل میوه بی فصل است (میوه بی موقع را نباید بخورید چون برایتان ضرر دارد ) ظاهر زود به امیال خود می رسند با اون کلاسها و مخدارات به اون خواسته ها خود می رسند اما بسیار ادامه کار برایشان دشوار میشود زیرا در قسمتهایی از صور پنهان همیشه دچار نقص هستند وقتی که به یک جایی برسند همیهش دچار دیوانگی خل بودن می رسند چون هنوزصور پنهانشان کامل نشده است و بصورت مریضی به خودشان فرود می آید ودچار مرگهای زودرس می شوند.

بصورت مریض به خودشان فرود می آید اینها دچار مرگهای زود رس می شوند یا دچار بیماریهای تفاوت میشوند نه تنها نمی توانند بیاری اشخاص رادرمان کنند بلکه بیماری اشخاص را وارد بدن خودشان می کنند با یک جور خاصی بایک  مکانیزم خاصی اما بسیار ادامه کار برایشان دشوار میشود زیرا درقسمت هایی از صور پنهان همیشه دچار نقص هستند  چون به اون پتانسیل لازم نرسیدند مانند شخصی که پانداشته باشد همیشه یک چیزشان کم است و باردیگر گوش و همینطور گویا به قول دین دستور می خواهد هریک تکه از بدنش را از جامهیا نماید یعنی قطعات بدنش را از جا ی دیگر پیدا کند بعضی اینقدر دچار نقص ونقصان می شود چون اون ظرف نیست ، ظرفه کوچک است وقتی می خواهد تو اون ظرف قرار بگیرد پاهاش جا نمی گیرد دستش جا نمی گیرد اما بعضیحتی دنبال آن هم نمی روند وبه عبارتی منکر همه چیز می شوند یک عده اصلا قبول ندارنداز بیخ و بن وهرچه آنها را به خوشی وشادی دعوت کند به سرعت خودرا مهمان میکند اصلا کاری به این چیزها ندارند هرجا یک خوشی باشدحال کردنی باشد اینها خودشان اونجا فوری خودشان را مهیا می کنند .وازجهان خود همانرا می خواهند که خداوند هم به آنها می دهد ازاین جهان فقط هما ن را می خواهند که خداوند به آنها می دهد ودردنیای خود به سیر وسیاحت مشغولند وبه بدی وخوبی اصلا فکر نمی کنند بدی وخوبی برایشان معنی ندارد می گویند ماداریم بهطرف قبر نزدیک میشویم باید حال کنیم مابلاخره خواهیم مرد باید حال کنیم حال کردن مثلا یک ماشین خوب بخرند همبرگ خوب بخورند خانه خوب بخرند اینان قسمت پنهان وجودشان به آنچنان فروتر می رسد که از تجزیه فقط همان جن باقی می ماند به یک قسمتی می رسند که همان نار می شوند همان جن وجودشان  تجزیه درمحله ای است که نفس واحده تجزیه میشود نفس واحد کفتیم که سه تاست نفس – روح – جن  اینها که تجزیه شد خودشان تبدیل به جن می شود زیرا در جسمیت نه خواسته ونه توانستن مطالب را درک بنمایند.

نخواستن درجسمیت که هستند مطالب رادرک کنند هستی ر آفرینش ، عشق ،انسان ،انسانیت را درک کنند مسئولیت را درک کننند مانند همان شخصی که فقط پول وسکه های طلا ونقره را شمارش میکند و خداوند در قسمتدوم آنها تفکرارا کاملا برداشته یا به عبارتی آنطور که خودشان خواستندبه آنها داده شده در طول حیات مادی کاملا این مسائل را لمس می کنند که چگونه انسانها را با حرف فریب م یدهند وبه همین علت باید تفکر وتعقل خودرا به درجه ای برسانند که اگر از صور ظاهر انسان ها را نتوانستند بشناسیم از باطن اونها را بشناسیم.

انسانها باحرفها انسانهای دیگر را فریب می دهند و ما از ظاهر نمی توانیم تشخیص بدهیم کهاینها راست می گویند یا دروغ می گویند به همین دلیل باید ازنظر تفکر تعقل به درجه ای برسیم که بتوانیم ببینیم که  اینهادرست می گویند یا دروغ از صور پنهانشان تشخیص بدهیم .از صور پنهان آنها آگاه بشوید این مسئله برای تشخیص اینکه قسمت جن بودن افراد ویا به طرف الهی وشیطانی چقدر می باشند و بسیار مهم است  مادر زمان حیات خود به علت الهی بودن تفکر اتمان بعضی اوقات دوست ودشمن را اشتباه می گرفتیم اگر انسان خوب تفکر نکند همه چیزرا مثبت ببیند از مرحله ای بگذرد دیگه تشخیص نمی دهد دوست که است و دشمن کیست.

زمامدار راستین می گویند که این قصه ادامه دارد فکر نکنید از دست انسانهای جنی اگر خلاص شدید  به دست دگیر ی نخواهید افتاد این همان مبارزه انسان با صور پنهان خوداست امیدواریمدر دفعات دیگر بازهم راجب به این موضوع حرفهایی بزنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
الهام از رمضان


به نام خداوند بخشنده و مهربان
در تمام ماههای سال ،رمضان،بهترن ماه خداست زیرا ماه میهمانی است و میزبان خداوند است و میهمانان را شخصا دعوت کرده و وسیله پذیرایی هم مهیاست و باید شرایط ضیافت را به جا آورد وآماده شد که اول این میهمانی رحمت و وسط آن مغفرت و آخر آن پاداش است و باید تمام سیستم بدن را که 11 ماه به جاده خاکی رفته را به جاده اصلی برگرداند و از رعد وبرقی که در تاریکی زده میشود،کلید را پیدا کرد تا11 ماه دیگر را بیرون از خانه نگذراند.

در کنگره این ماه برای تمام اعضا از اهمیت والا و خاصی برخوردار هست.در این ماه مبارک بود که راه درمان تدریجی بر جناب مهندس دژاکام نمایان شد تمام روش درمان تدریجی از آثار جسمی-روحی وروانی و نگرشی و تربیتی گرفته تا نظم و تفکر وحیات،الهام گرفته از ماه مبارک رمضان است.ماه رمضان و روزه داری،آثار جسمی وروحی و روانی وتربیتی فراوان دارد و کاملا منطبق بر سه ضلع درمان (جسم-روان-جهان بینی) است وآنچه که ما از روزه داری به دست می آوریم،اعتدال وارتباط وبالانس بین این سه ضلع است زیرا آثار جسمی وروحی وتربیتی آن تفکیک ناپذیرند.

در بحث بعد جسمی می بینیم که وقتی به بررسی تمام آثار روزه بر جسم پرداخته میشود می رسیم به آنجا که در سلامت جسم کاملا موثر است و امروزه،اهمیت روزه درمانی و اینکه معده ،محل دردهاست برای همه روشن شده و دراین ماه سلولها و معده ،آسایش، و سیستم بدن،خودشان را پیدا خواهند کرد.پس عالیترین داروی شفا بخش برای جسم است که بیماران را از این طریق هم درمان می کنند و در تمام دنیا به دفاع از روزه داری و فواید آن بر جسم می پردازند.
ودر بحث بعد روحی وروانی در می یابیم که یک از اسامی خداوند(ملقن)به معنای تلقین کننده است به این معنا که یاد خدا باعث آرامش میشود و اثری که بر روح و روان آدمی دارد،باعث کاهش بیماریهای روانی میشود و روح را پرورش می دهد و در سلامت روح و روان موثر است و سبب درمان قطعی و تقویت و پاکی و بزرگی روح میشود و همچنین سبب تلطیف عواطف میشود که در سلامت روح اثر گذار است و کمک می کند تا نیمکره راست وچپ با هم کار کنند مثلا در اعتیاد که به نیمکره چپ فشار می آورد و مثل گردی نیمکره چپ را می خواباند و عینکی به چشم فرد مصرف کننده میزند که آتش اعتیاد را نبیند،سبب میشود تا راندمان و کارآیی متعادل شود زیرا نیمکره چپ فعال و نیمکره راست اهل خلوت و عرفان است.

یکی دیگر از برکات ماه مبارک رمضان،آثار تربیتی و نگرشی این ماه هست و به ما می آموزد که پیروز مندانه از صحنه نبرد درون و بیرون،موفق خارج شویم و در برابر نیازهای آمرانه بدن سر تسلیم فرود نیاوریم و تعهد داشته باشیم و با فرصتی که دراختیار داریم،خود را سبک و قلبمان را تطهیر نماییم و ببخشیم تا مضاعف هم بخشیده شویم.یکی دیگر از آثار روزه،نظم است که با تمرین مساله اتفاق می افتد و استاد در این ماه توانستند مصرف و مقدار مواد را مرتب نمایند و از وضع خود آگاهی یابند و جدول مصرف مواد را تنظیم نمایند.یکی دیگر از آثار روزه،باعث ارتباطات عاطفی در این ماه مبارک است و به برکت این ماه ،تمام یکماه در تمام شعب افطاری داده میشود و افراد بیشتر همدیگر را می بینند که خود این موضوع باعث آزاد شدن اندروفین ها میشود و نشت و برخاست ها در این عصر که ارتباطات کم شده،اثر مضاعف خواهد گذاشت در سلامت جسم و روح و دیدگاه آدمی.

از دیگر آثار ماه مبارک رمضان (تفکر-خلوت)است زیرا روزه داری سبب میشود تا تفکر،تفکر روشنی باشد وآغاز تفکر سبب چنین حرکت عظیمی در این ماه شد و با این اندیشه بود که استاد در نیمه رمضان تصمیم گرفتند سروسامانی به مصرف مواد خود بدهند واین جا آغاز تفکر بود زیرا تا به حال مقدار و وزن دقیق مواد مصرفی را نمی دانستند و همچنین تمام کشفیات در خلوت نمایان شده اند و فرصتهای بسیار خوب و گرانبهایی را در اختیارآدمی قرار می دهد که می تواند بهترین لحظات عمر محسوب شود.

به فرموده استاد:رمضان تجدید حیات است در حیات که میتوان نتایج عظیمی را از این ماه استخراج و بهره برداری کرد و باید به آن تعمق و تفکر کرد تا شاید بتوان گوشه ای از عظمت این ماه را درک نمود.ما زمانی به لذت می رسیم و می چشیم که بهترین لحظه ها را داشته باشیم و در این ماه(نه گفتن ها)به یک لذت تبدیل میشود.امید که بتوانیم با آمادگی کامل جسمی و روحی و نگرشی به استقبال این ماه مبارک برویم و تغییر وسازندگی را آنگونه که مرضیه خداوند است،حاصل نماییم.

ماه آزادی از آتش،ماه نزول قرآن،ماه پرفیض وبرکت رمضان بر همه مبارک باشد.)

 مطلب بسیار زیبایی است با تشکر از همسفر بوجاریان

نگارش: همسفر بوجاریان

داغ کن - کلوب دات کام Share





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
پنجشنبه بیست و دوم فروردین ماه 1398 جلسه هفتم از دوره سی و هفتم کارگاه های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی سلمان فارسی به استادی « کمک راهنما مسافر سعید» نگهبانی »کمک راهنما مسافر سعید صادقی » و دبیری موقت « کمک راهنما مسافر مهدی» با دستور  " دانائی، دانائی موثر، سواد "رأس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
یک پیام از استاد سردار برای آقای مصطفی نوشتم. استاد سردار می فرمایند: «شما با کارهای مفید انسانی خود جلو بروید و آن مسائل مربوطه را به انتها برسانید تا جهت عبور از رودخانه و یا به قول ما و شما دچار کمبود قوه نشوید».

 سخنان استاد:

در درجه اول تولد آقا امام حسین علیه السلام، حضرت ابوالفضل و امام سجاد علیه السلام را تبریک می گویم.

چون در ماه شعبان هستیم و امروز هم تولد امام سجاد علیه السلام است و هم عید می‌باشد و تولد هم داریم امیدوارم که؛ امروز تولد خوبی داشته باشیم.

ما امروز دو دستور جلسه داریم؛ دستور جلسه اول دانایی، دانایی موثر و سواد و دستور جلسه دوم؛ تولد اولین سال رهایی مسافر مصطفی عزیز.

دستور جلسه اول: دانائی، دانائی موثر، سواد

در ابتدا باید بدانیم سواد یعنی چه؟ من تا قبل از ورود به کنگره برداشتی که از این دستور جلسه داشتم، می‌گفتم: هیچ تفاوتی بین سواد، دانایی و دانایی موثر نیست و عقیده ام این بود که؛ هر کسی بیشتر اطلاعات داشته باشد حتما داناتر استف اما با ورود به کنگره فهمیدم که این سه مقوله با هم متفاوت است.

از نظر لغوی سواد یعنی؛ توانایی خواندن و نوشتن، یعنی آنچه که ما می­دانیم، به مرحله عملیاتی برسانیم. ما همیشه در کنگره می گوییم که؛ اگر سواد دارید و یا هر مدرکی که دارید یا پولدارید، باید قبل از ورود به کنگره، پشت در بگذارید و وارد کنگره شوید، چون اگر با خودت بیاوری، باعث حجاب و پوشش می شود.

من اگر بخواهم آموزش بگیرم، باید منیتم را کنار بگذارم، تا بتوانم انرژی بیشتری را بگیرم. دوم دانایی است، دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواسته­ها، در هر رنگ و شکل و لباسی، مثلث دانایی سه ضلع دارد. تفکر، تجربه و آموزش.

در تعریفی که شده یعنی قدرت تشخیص، وقتی نفس خواسته­اش را صادر می­کند و وقتی که من دانایی داشتم و قدرت تشخیص هم داشته باشم می­توانم، تشخیص بدهم این خواسته معقول است یا غیر معقول؟ و این قدرت تشخیص خیلی به ما کمک می‌کند ولی؛ حالا چه تفاوتی با مثلث دانایی موثر دارد؟ هر دو، سه ضلع دارند؛ تجربه تفکر و آموزش، چیزی که ما باید مد نظر داشته باشیم اول؛ قدرت تشخیص است و بعد به عمل رساندن آن خواسته های معقول، که همان دانایی موثر است. چیزی که برای ما مهم است؛ مثلث دانایی است که معمولا ضلع تجربه آن از از بقیه کوچکتر است. مثلث دانایی موثر در واقع همان جهانبینی کاربردی است و جهان بینی کاربردی یعنی؛ هر آنچه می­دانیم به عمل تبدیل کنیم و چیزی که برای ما مهم است؛ دانایی موثر است.

دستور جلسه دوم: یکمین سال رهایی آقا مصطفی عزیز

یک پیام از استاد سردار برای آقای مصطفی نوشتم استاد سردار می فرمایند: «شما با کارهای مفید انسانی خود جلو بروید و آن مسائل مربوطه را به انتها برسانید تا جهت عبور از رودخانه و یا به قول ما و شما دچار کمبود قوه نشوید».

آقا مصطفی واقعاً این صحبت را عملی کرده و از همان ابتدای کار خدمت کرد. سفر اول  خیلی خوبی داشت و ذره ذره شروع به خدمت کرد و هم در وبلاگ  لژیون، هم درسایت خدمت کرد و در حال حاضر هم خدمت می­کند.  مسلماً خیلی از مشکلاتش حل شد، که به خاطر خدمتهایی بود که انجام داده است و مسلماً به یک سری از توانایی ها و و نیروهای هم دست پیدا کرده است.

آقا مصطفی عزیز در تاریخ 4/2/96 وارد لژیون شد و 22/1/97 رها شدند و امروز 22/1/98 هم یکمین سال رهایی ایشان است و مصطفی استحقاق رهایی و خدمت را در کنگره داشتند و بعد از دو ماه از ورود به کنگره وارد لژیون سیگار شدند و به رهایی هم رسیدند، تمامی اینها را به خاطر فرمانبردار بودن و صاف و بدون حاشیه بودن است و من از دست ایشان خیلی راضی بودم و یک رهجوی خیلی خوبی بود.

از صفات خیلی بارز ایشان فرمانبرداری و خدمتگزار بودن است که همه کم و زیاد اطلاع دارید که در سایت خدمت می کند و خوب خدمت می کند، خیلی مودب و محترم هستند و من آرزوی برای ایشان دارم که امیدوارم انشاالله شال کمک راهنمایی را گردن ایشان ببینم، چون ایشان واقعا لیاقتش را دارند.


اعلام سفر:

سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر، آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیره، تخریب: 25 سال،مدت 11 ماه و 17 روز به کمک راهنمائی آقا سعید لژیون 11 با روش درمان DST و داروی درمان OT سفر کردم، ورزش: شنا و پیاده روی صبح گاهی، رهائی از دام اعتیاد: یکسال  


سخنان استاد:

سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر.

«آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است»

در ابتدا تولد امام سجاد علیه‌السلام را و سال نو را به همه عزیزان، مسافران و همسفران، کمک راهنمایان عزیز، مرزبانان، ایجنت و اسیسانت و تمامی عزیزانی که در کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند، تبریک می­گویم.

من همسفر نداشتم و دلیل نداشتن همسفر این بود که؛ همسفر من نمی‌توانست به کنگره بیاید، من اوایل سفر بودم که هفته همسفر بود، آقای مهندس فرمودند: هرکسی که همسفرش به کنگره نمی‌آید، باید به همسفرش کادو بدهد و من فرمان آقای مهندس را از همان موقع اجرا کردم و همسفر من از خود من جلوتر بوده و تمام سی‌دی‌های کنگره را می‌نویسد و واقعاً شرایطی بود که نمی‌توانست به کنگره بیاید.

این تفکر آقای مهندس واقعاً ستودنی است که می‌گویند: باید همه همسفر داشته باشیم، چرا؟ چون مسافرهای سفر اولی هستند و می‌خواستم، در آخر بگویم ولی الآن می‌گویم که؛ من را الگو قرار ندهند و خدای‌نکرده نگویند که همسفر نداشته باشیم، این‌طور نیست ولی؛ من الآن متوجه می‌شوم که همسفر باید باشد و در کنگره حضورداشته باشد، چون؛ خیلی از آموزش‌ها مربوط به همسفران است و مسافری که وارد کنگره می‌شود باید همسفرش در کنارش باشد که حرف‌های هم را متوجه بشوند و باهم آموزش بگیرند و خیلی جالب آقای استاد امین درسی دی مَحرم فرمودند: که شخص باید در باغ باشد و شنیده­اید که می‌گویند: در باغ نیستی، همسفر من هم در باغ نیست، هنوز نیامده و باید به باغ بیاید تا رمز و راز را کسب کند.

من از سال ۱۳۵۲ با مواد مخدر آشنا شدم و زمانی که جنگ شروع شد، به جبهه رفتم و هنوز سرباز مشمول نبودم، بااینکه تک‌فرزند بودم اما؛ عاشق جبهه بودم و به خدمت مقدس سربازی رفتم و جایی که ما بودیم، منطقه بود و دوستانی که رفتند، می‌دانند که چگونه است و وقتی‌که از جنگ برگشتم، یک سری مشکلاتی داشتم خیلی تلاش کردم و جاهای مختلفی رفتم برای ترک اعتیاد، سم‌زدایی، متادون درمانی کردم، هیچ فایده‌ای نداشت و مصرف هم زیادتر شد تا؛ با کنگره ۶۰ آشنا شدم. در سال ۹۵ می‌آمدم اما کم‌وزیاد، ولی در سال ۹۶ اوایل سال واقعاً استارت زدم و آمدم و سعی کردم که فرمان‌بردار خوبی باشم.

من از طریق سایت با کنگره آشنا شدم، هیچ‌چیزی از سایت بلد نبودند و حتی با کامپیوتر هم نمی‌توانستم کارکنم و تمامی این آموزش‌ها را در کنگره یاد گرفتم و آمدم در جلسه­ی تازه واردین شرکت کردم همه سه جلسه شرکت می‌کردند ولی من یک جلسه شرکت کردم و دو جلسه دوم و سوم فرار می‌کردم که؛ آقای ولی خانی به من گفت: این‌جور نمی‌شود، باید بیایی. حتی نامه من را در او OT اشتباه نوشته بودند و من خیلی خوشحال شدم، گفتم: می‌روم دوباره مصرف می‌کنم و آن موقع مسئول OT آقای علی رحیمی بود و به ایشان دروغ گفتم: من نوبت دندانپزشکی دارم و می‌خواهم بروم و علی آقا شماره من را گرفتند و گفتند: من با شما تماس می‌گیرم من به خودم گفتم: مگر چقدر حقوق می‌گیرد که می‌خواهد زنگ بزند و زنگ نمی‌زند، ساعت یازده و نیم شب بود که علی آقا با من تماس گرفتند و گفتند: که ما نامه شمارا آماده کردیم که بروی کلینیک و دارو بگیرید، با خودم گفتم: چرا نامه من آماده شد و من می‌خواهم هنوز مصرف کنم، اما؛ بعد فهمیدم که اذن از طرف خداوند صادرشده و باید این اتفاق می‌افتاد تا من به کنگره بیایم و خدا را شکر هیچ ترسی هم به سراغم نیامد و ترس مال اون موقع است که از مسیر خارج بشویم.

تشکر می‌کنم از بزرگ‌مرد کنگره ۶۰ که بارها و بارها گفته‌ام که؛ اگر نبودند من هم الآن اینجا نبودم و از خانم آنی مادر کنگره که چند باری که تهران رفتم چشمم به خانم آنی بود که؛ دیدم با چه عشقی به حرف‌های آقای مهندس گوش می‌دهند و با تمام وجود صحبت‌های آقای مهندس را تأیید می‌کردند، من واقعاً لذت می‌بردم.

از آقای امین تشکر می‌کنم و خیلی آموزش‌ها را من از ایشان یاد گرفتم.

تشکر می‌کنم از؛ کمک راهنمای محترم آقای سعید چنگانیان که هم برای سفر X خیلی زحمت کشیدند و هم برای سفر ویلیام که درمان شدم.

از آقای فخاری ایجنت محترم و اسیستانت محترم و کلیه کمک راهنماهای محترم قسمت همسفران و مسافران و تمامی خدمتگزاران کنگره تشکر می‌کنم و همچنین از مرزبانان غیور که آموزش‌های زیادی از آن‌ها گرفتم تشکر می‌کنم و از کسانی که در سایت پیام می‌گذارند و همچنین از قسمت سایت و نشریات و همه عزیزانی که در کنگره خدمت می‌کنند و تمام عزیزانی که در جشن تولد من شرکت کردند تشکر می‌کنم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 20 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
http://s9.picofile.com/file/8356961942/39201920611.jpg

    به نام قدرت مطلق الله

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر

 گزارش جلسه ای ویلیام ال وایت روز سه شنبه مورخ ۹۸/۰۱/۲۰ لژیون پنجم نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

دستور جلسه: دانایی ،دانایی موثر،سواد


کمک راهنمای محترم: مسافر سعید

هر شخصی در هر رشته ایی و یا کاری تخصص خودش را دارد وبا هر مدرکی که داشته باشد می تواند فقط در رشته ایی که دارد ویا فنی که بلد است صاحب سخن باشد،اما اشخاصی هستند که در مورد همه چیز صاحب سخن هستند و همه چیز را می دانند،حتی از سواد بالایی هم برخوردار هستند و به نظر خودشان به خاطر سواد و اطلاعتی که دارند بیشتر از همه می دانند.اما  سوالاتی اینجا مطرح می شود که آیا هر شخصی که سواد دارد بیشتر می داند؟آیا اشخاصی که سواد ندارند دانایی هم ندارند؟
نه اینطور نیست دانایی، دانایی موثرو سواد بسیار باهم متفاوت هستند وبرای همین است وقتی شخصی  وارد کنگره می شود به او می گویند هر مدرکی داری ویا به قول خودمان هر هنری داری باید پشت در بگذاری،چرا؟ چون باعث منیت شخص می شود و آموزشهای لازم رانمی گیرد و می گوید من همه را می دانم و بلدم،خوب اگر بلد بودیم که دچار سیگار و اعتیاد نمی شدیم،این مسئاله ای بسیار مهمی است که ما تفاوت بین این سه مورد رابدانیم یعنی دانایی،دانایی موثر،سواد
خوب دانایی یعنی ؛ تشخیص ماهیت خواسته های نفس در هر رنگ، شکل و لباسی.
نفس خواسته دارد یا معقول است یا نامعقول و دانایی تشخیص می دهد کدام معقول است و کدام نامعقول.
برای مثال ؛ من سیگار مصرف می کنم و می دانم که سیگار برای من مضر است آیا معقول است یا نامعقول؟ مسلما نامعقول است اما من مصرف میکنم و خودم هم از این قضیه ناراحت هستم اما نفس با لباس مبدل باعث میشود که من مصرف کننده باشم.
ماهم با همین مسئاله کار داریم و میدانیم که سیگار مضر است و با آموزشهایی که در کنگره ۶۰ می گیریم  این دانایی را به دانایی موثر تبدیل می کنیم، یعنی اینکه من می گوییم مصرف نمی کنم و دیگر مصرف نمی کنم. پس مصرف کردن ما ربطی به سواد و یا دانایی ندارد،بلکه جهل و نا آگاهی و منیت ما است که باعث می شود ما مصرف کننده باشیم. 
امیدوارم که توانسته باشم مطلب را رسانده باشم.
در جلسه بعد از مضرات سیگار برایتان می گوییم.
خداوندا ما در پی هم روان شده ایم تا بدانیم آنچه نمی دانیم،از هستی و نیستی،خداوندا تاریکی ها را پشت سر گذاشته ایم ما را با روشنایی ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته اییم.آمین.








                      






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 فروردین 1398 :: نویسنده : حسین مهرابیان
با سلام خدمت دوستان و خانواده ای کنگره ۶۰
درتاریخ ۹۸/۱/۲۲ روز پنج شنبه اولین سال تولد آقا مصطفی عزیز را جشن خواهیم گرفت.
امیدوارم که من همچون شما بتوانم خدمت گذار خوبی باشم و الگویی برای دیگران.
تبریک میگم به کمک راهنمای بسیار عزیزم آقای سعید چنگانیان،امیدوارم که همیشه منتظر همچین لحظاتی باشیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
باسلام خدمت دوستان وسروران گرامی
باقوت گرفتن از خداوند رحمان و رحیم در روز جمعه مورخ ۲۴/۱۲/۱۳۹۷ با جمعی از دوستان جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ استان اصفهان و مسئولین محیط زیست استان و منابع طبیعی در حیات وحش کوه های کلاه قاضی دست در دست هم دادیم تا کمی از خسارتهای طبیعت را جبران کنیم و خدا را شکر میکنیم که با آموزشهای مناسب  در این جایگاه قرار گرفته ایم.امیدوارم که هرکس در هر جایگاهایی که هست  قدر محیط زیست را بداند تا به حیات و زندگی موجودات دیگر  ضرری وارد نشود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 17 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
سلام به دوستاران طبیعت 
روز درختکاری بر تمامی عزیزان و عاشقان طبیعت مبارک باد
با یاری خداوند متعال و همکاری عزیزان کنگره ۶۰ در تمامی شعب اصفهان وبا حضور جمعی از مسئولان منابع طبیعی و دوستاران محیط زیست روز جمعه مورخ۹۷/۱۲/۱۷با احیای نفس هدیه ای ناچیز به طبیعت بخشیدیم و کمی سپاس گذار خداوند رحمان و رحیم بوده ایم وما در کنگره ۶۰ احیای نفس شده ایم و این را باید به طبیعت هم بدهیم.  خداوندا برای انجام این عمل عظیم  شکر  شکر  شکر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
باسلام و عرض خسته نباشید خدمت شما دوستان و عزیزان گرامی
پیشاپیش هفته ای کمک راهنما را به راهنمای بزرگ کنگره ۶۰ جناب مهندس دژاکام و استاد ایشان و تمامی کمک راهنماییان عزیز و دوست داشتنی که با تمامی وجودشان خدمت میکنند،خدمتی صادقانه و بلاعوض را تبریک تبریک و تبریک میگویم.
امیدوارم که من و تمامی دوستانی که برای رسیدن به این جایگاه بسیار بزرگ تلاش میکنند به نتیجه ای مطلوبی برسند و این جایگاه را خالصانه و صادقانه لمس کنند.
جا دارد که در اینجا از کمک راهنمای بسیار عزیز خودم آقای سعید چنگانیان تشکر و سپاسگذاری کنم و امیدوارم که بتوانم با خدمت کردن در کنگره ۶۰ به ایشان بهترین هدیه را بدهم.از هدایای مادی که بگذریم هدایای معنوی مارا ماندگار میکند و عشق و محبت را هر روز بیشتر و بیشتر میکندو زبان تشکر کردن من از کمک راهنما به نظرم خدمت کردن است و این بهترین هدیه ایی است که میتوانم به ایشان بدهم.
 من مسافر حسین از شما کمک راهنمای بسیار عزیزم که با تمامی وجودتان ذره ذره به من کمک کردید تا امروز  بتوانم در آرامش زندگی کنم را تا آخرین لحظه ای زندگی ام مدیون شما و زحمات شما هستم و سپاس گذار شما هستم.انشالله که ذره ذره زندگیتان سرشار از شادی و عشق باشد که همینطور هم هست.

  باتشکر و سپاسگذاری از تمامی کمک راهنمایان کنگره ۶۰ 

               نگارش:مسافر حسین شعبه سلمان فارسی 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
سلام خدمت دوستان وعزیزان کنگره ۶۰ و لژیون ویلیام ال وایت
محمد رضای عزیز رهاییتان را از دام سیگار به شما و کمک راهنمای عزیزمان آقای سعید چنگانیان تبریک عرض مینماییم.
انشاالله با قدمهایی که بر میدارید تمامی مشکلات و دغدغه های زندگیتان را همین گونه با پشت کار پشت سر گذاشته و راههای موفقیت را یکی یکی طی کنید و به درجه بالا وبالاتری برسید.
خداوندا برای انجام این عمل عظیم  شکر  شکر  شکر 
   دوستان شما لژیون ۱۱و لژیون ویلیام ال وات شعبه سلمان فارسی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1 اسفند 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
با سلام خدمت دوستان و عزیزان کنگره ۶۰ و لژیون ۱۱ سلمان فارسی
محمد جان رهایت از بند اعتیاد را به شما و همسفر محترمتان تبریک میگوییم.
امیدوارم در تمام مراحل زندگیت پیروز و موفق باشی و خدمت گذار خوبی برای کنگره و افراد خواستار رهایی باشید.
این رهایی گوارای وجودتان باشد.
تبریک ویژه خدمت کمک راهنمای بسیار عزیزمان مسافر آقای سعید چنگانیان که با زحمت هایی که برای ما میکشند ما قدرت بیان تشکر را نداریم امیدواریم که بتوانیم با خدمت کردن ذره ایی از زحمتهایشان را جبران کنیم.         ممنون وسپاسگذاریم
    
     خداوندا برای انجام این عمل عظیم     شکر   شکر   شکر
    





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 27 بهمن 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
با سلام وعرض ادب خدمت دوستان وعزیزان 
اولین سال رهایی محمد را به کمک راهنمای محترم مسافر آقای سعید چنگانیان و کمک راهنمای همسفرشان و همسفرش تبریک عرض مینماییم.
امیدوارم که بتوانیم با چنین الگوهایی که در کنگره خدمت میکنند ما هم بتوانیم خدمت گذار کنگره باشیم.  
           محمد جان اولین سال رهاییت مبارک باد
                                            ازطرف دوستان لژیون ۱۱ شعبه سلمان فارسی
خداوندا برای انجام این عمل عظیم  
                                                  ش




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 14 بهمن 1397 :: نویسنده : حسین مهرابیان
باسلام وعرض خسته نباشید خدمت کمک راهنمای بسیار عزیز ودوست داشتنی ماآقای سعید چنگانیان لژیون ۱۱ شعبه سلمان فارسی
به پاس زحمات شما ورود مسافر عزیزمان آقای ابراهیم رضایی و همسفر محترمشان رابه سفر دوم به شما و کمک راهنمای همسفرشان تبریک میگوییم.

 ازطرف دوستان لژیون ۱۱                   با تشکر مسافر حسین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


به نام قدرت مطلق الله

بیائیداین آتش ویرانگر را مهار کنیم و آتش را تبدیل به بزرگترین پرنده نمائیم 
که سرعت صوت را همراه داشته باشد 
و سرعت نور با نمایش بهترین رنگ ها 
تا به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم
به جهت فرمان نوری باشیم که خداوند می خواهد 
نه آتشی که همه چیز را ویران نماید 
و نمایش نور از شعله آتش 
و استادی باشید برای شعله های آتش 
که می خواهند سوار بر نور بشوند 
و از خاکستر شدن گریزان هستند.


مدیر وبلاگ : سعید چنگانیان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :